شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(7- قسمت)

تازه بدتر از این هم مرتکب شدند، عده ای از این ها یک درجه بالاتر از مسلمان هم قرار گرفتندو جزو مؤمنین شدند اما، باز مرتکب چنان جرمی شدند که دوباره در ردیف کفار قرار گرفتند: «وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ ۚ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ*لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ ۚ إِن نَّعْفُ عَن طَائِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَائِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ» (توبه/65-66)، اگر از آنان بازخواست کنی، می‌گویند: بازی و شوخی می‌کردیم. بگو: آیا با خدا و آیات او و پیغمبرش می‌توان بازی و شوخی کرد؟!‏بگو: عذرخواهی نکنید. شما پس از ایمان‌آوردن، کافر شده‌اید. اگر هم برخی از شما را ببخشیم، برخی دیگر را نمی‌بخشیم. چرا؟زیرا آنان به جرم خود ادامه می‌دهند،«لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ». این ها بعد از این که ایمان هم آوردند از آنجا دوباره به کفر برگشتند.

 این آیه آشکارا میگوید که شوخی کردن به الله، هر یک از آیات و قوانینش و رسول او صلی الله عليه وسلم کفری است که شخص را از مرحله ی ایمان هم به عقب برمی گرداند و او را کافر می کند، این در مورد شوخی است؛ حالا چه رسد به اینکه این بی ادبی و بی احترامی به صورت عمدی باشد و شوخی و جدی در این موارد حکمش یکی است. فرقی ندارد شخص برای شوخی و سرگرمی  الله، قوانین، آیات و رسولش را به تمسخر بگیرد یا به جدی باشد. الله در این آیه نمی فرمايد: دروغ گفتيد اين حرفها برای بازی و سرگرمی نبود، بلكه می فرمايد: اين كار نمی تواند برای شما بهانه باشد و با این ها نمی توان شوخی کرد، شما با اين كار پس از آنكه ايمان آورده بوديد كافر شديد ….«لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ»یعنی این ها با كلامی كه هدفشان شوخی هم بوده، نه اينكه منظور بدی داشته باشند، دو مرحله به عقب برگردانده شده و كافر میشوند.

جرم این دسته “كَفَرُوا بَعدَإسلَامِهِم” نیست، بلكه آنها را صاحب ايمان می داند كه مرحله ای بالاتر از مسلمان شدن است و به ايمان آنها گواهی می دهد و جرمشان “كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمَانِكُمْ” است. در این صورت، یک مؤمن هم می تواند صفات منافقین را در خودش داشته باشد و در مراحلی این صفات حتی باعث ارتداد او هم شود. پس، دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها را معجونی از این دسته از به ظاهر مسلمین تشکیل می دهند.

«كَفَرُوا بَعدَإسلَامِهِم» یا «كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمَانِكُمْ»، این بزرگترین جرمی است که یکمسلمان و بخصوص یک مؤمن ممکن است مرتکب شود، و به نحوی باشد که الله تعالی شخص مسلمان و مؤمن را به خاطر آن جرم بزرگ تکفیر کند، و حکم خروج آن ها از اسلام را صادر کند، و حکم برگشت آن ها از اسلام به کافری را صادر نماید. با وجود چنین جرم بزرگی که الله تعالی حکم تکفیر آن ها را صادر میکند، و این ها در چنگال حکومت اسلامی هم بودند، اما مثل مرتدین با آن ها برخورد نمیشود، و از صف مسلمین اخراج نمیشوند، بلکه با یک توبه ی ساده از جرم آن ها صرف نظر میشود، هر چند که همه میدانیم این دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها چقدر در صحبتهایشان دروغگو،قسم خور،ریاکار، حقه باز و دغل هستند. اما، توبه شان پذیرفته میشود و مثل مرتدین با آن ها برخورد نمیشود، بلکه با آوردن عذر به جهل و عذرهای دیگربرای این ها،آنان را مشمول مزایای مسلمین می کنند و مثل یک مسلمان از آن ها محافظت میشود. 

این سرنوشت مسلمان و مؤمنی است که در دارودسته ی منافقین و سکولارزده هاست و چنین جرم بزرگی مرتکب شده و توبه کرده است. توبه خیلی خیلی مهم است. در اینجا شخص با چنان سخنی یا عملی مرتد شده، اما همین توبه ی ظاهری او را نجات داده است. هر چند که نمی دانیم و شک داریم که توبه اش دروغین بوده یا راست. اما مطمئنیم و یقین داریم که توبه کرده و دوباره مسلمان شده و همین توبه در دنیا از او پذیرفته می شود. چون، یقین بر شک و گمان چیره تر است و باید شک را رها کنیمو یقین رابگیریم.

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(6-قسمت)

 جایگاه و موقعیت اینسکولارزده ها یا منافقینی که به مرتدین تبدیل شده انداصلاً مهم نیست:

  • مهم نیست این شخص یک منافق و کافرپنهان باشد که دنبال فرصتی میگشته و روزشماری می کرده که موقعیتی پیش بیاید که آزادانه عقایدش را بیان کند و بر اساس عقایدش عمل نماید.
  • یا یک مسلمان ضعیف الایمانی باشد که آزمایش هم پس داده باشد. مثل عبدالله بن جحش که به همراه همسرش به حبشه هجرت کرد و در آنجا مرتد شد.
  • یا کسی باشد که به هسته ی رهبری هم خیلی نزدیک باشد. مثل عبد الله بن ابی سرح از مهاجرین و مسلمانان اولیه و از کاتبان وحی که همراه مهاجران مکّه به مدینه هجرت کرده بود و بعد مرتد شد،و به مکه نزد سکولاریستها برگشت.
  • یا هر کسی باشدکه غیر از الله کسی نمی تواند نفاق قلبی و بیماری قلبی او را تشخیص دهد و ما او را جزو مسلمین حساب کرده باشیم و بعداً به عقب برگشته باشد. چون در بحث منافقین و سکولارزده ها عرض کردیم که درست است الله تعالی اسم تعدادی از آن ها را به رسول الله صلی الله علیه و سلم داده بود اما، الله تعالی به صراحت می گوید عده ای هم هستند که تو هیچ وقت نمی توانی آن ها را بشناسی و تنها و تنها الله است که می تواند آن ها را تشخیص دهد. خوب، این گروه از منافقین و سکولارزده ها که برگشتند و جزو مرتدین شدند هم ممکن است جزو همین گروه باشند.

این گروههای مختلف و این ترکیب و دسته های مختلف ازسکولارزده ها و منافقینتا زمانی که در میان مسلمین گم بودند هر کاری انجام می دادند با یک معذرت خواهی دروغینی که می کردند از آن ها گذشت می شد و حتی به اندازه ای از آنان گذشت میشد، رسول الله صلی الله علیه وسلم را آدم ساده و زودباوری می دانستند که این ها هرچه بگویند رسول الله صلی الله علیه وسلم باور میکند:«وَ مِنْهُمُالَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَأُذُنٌ».خیال می کردند هر چه بگویند رسول الله صلی الله علیه وسلم باور می کند اینگونه می خواستند رسول الله صلی الله علیه وسلم را آزار دهند و او را به ساده لوحی و زودباوری متهم می کردند.در هرصورت، این ها اگر تمام جرمهایی که مختص منافقین و سکولارزده ها بود را در جامعه ی مسلمین انجام دهند و کار را به تفرقه نکشانندیعنی خودشان را جدا نکنند و آشکارا به عقب برنگردند،تحمل میشوند و جزو مسلمین هم محسوب می گردند. 

 جرمی بالاتر از این وجود ندارد که شخصی مسلمان شود اما، عمداً، با میل خود و آگاهانه مرتکب سخن یا کاری شودیا مرتکب عمل یا  فعلی شودکه بعد از مسلمان شدن وی جزو کفار قرار بگیرد و دوباره به عقب برگردد، اما این منافقین و سکولارزده ها مرتکب چنین جرم عظیم و بزرگی شدند: «یَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدْ قَالُواْ کَلِمَةَ الْکُفْرِ وَکَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ یَنَالُواْ» (توبه/74)، منافقین به خدا سوگند می‌خورند که (سخنان زننده‌ای) نگفته‌اند، در حالی که قطعاً سخنان کفرآمیز گفته‌اند و پس از مسلمان شدن، به کفر برگشته‌اند «وَکَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ» و قصد انجام کاری کرده‌اند که بدان نرسیده‌اند (و آن ترور و کشتن پیامبر صلی الله علیه و سلم به هنگام مراجعه از جنگ تَبوک بود).

یعنی تا این حد هم این منافقین چنین کارهایی را انجام می دادند باز در جامعه ی اسلامی  تحمل می شدند. چون در آن زمان این کار را هم کردند دلیلی روشن، قرائن آشکار وجود نداشت که این ها به این کار محکوم شوند فقط الله تعالی چنین خبری را به مسلمین داده بود. خوب، این ها جرمی بزرگ مرتکب شده بودند بعد از مسلمان شدن به کفر برگشتند«وَکَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ».

(ادامه دارد…..)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
 (5- قسمت)

ابوبکر رضی الله عنه در هنگام شورش مرتدین و در ضمن صحبت با مسلمین در مسجد، پس از ذکر آیه ی: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئاً وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِینَ» ‏(آل عمران/144)، به صراحت می گوید: آنان كه اينك به دين گذشته ی خود برگشته اند، در گذشته هم با آنكه مسلمان شده اند، به دين آبا و اجدادشان تمايل بيشتری داشتند.[1]

یعنی کسانی که الان برگشته اند قبلاً همان منافقین و دارودسته ی منافقینبوده اند. خیلی زیبا بیان می کند:  آن هایی که الان از دين گذشته ی خود برگشته اند، در گذشته هم با آنكه مسلمان شده اند، به دين آبا و اجدادشان تمايل بيشتری داشتند. یعنی چه؟ یعنی این ها هنوز مؤمن نبودند، همان سکولارزده ها و منافقین بوده اند. یعنی این هایی که الان برگشتند قبلاً همان منافقین بوده و در صف آن ها بوده اند.یا به زبان امروزین ما، این ها قبل از ارتداد و برگشتن، سکولارزده بوده اند،الان هم همین است.تمام کسانی که مرتد می شوند قبل از آن جزو همین سکولارزده ها بوده اند. همه ی ما می توانیم از گفتار و رفتارشان این را تشخیص دهیم.

خوب، ابوبکر این را در مورد این گروه می گوید واگر درآن زمان در صدر اسلام،زنی به نام سجاح بنت حارثه از قبيله یتَغْلِبهم ادعای پیامبری می کند و قبلاً نصرانی بوده، اما بعد از اسلام آوردن دوباره مرتد میشود و خودش دین جدیدی را تولید می نماید و ادعای پیامبری می کند، قبل از ارتداد باز جزو همان منافقین و سکولارزده ها حساب میشده و بعد از برگشت از اسلام مثل سکولاریستها با او معامله میشود.این بنده خدا حتی دین جدیدی را تولید کرد که تولید هر دینی انسان را جزو سکولاریستها قرار می دهد. علاوه بر این که مرتدین با اختلاف جزئی[2]، کلاً جزو سکولاریستهاحساب می شوند.

علاوه بر این، این را میدانیم که هر دین تولید شده ای توسط بشر، دین مشرکین و یا به زبان امروزین دین سکولاریسم است، و مشمول قاعده ی جامعه ی کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب نمی شوندحتی اگر مثل سیکها یا مسلیمه ی کذاب و غیره دین تولیدیشان ترکیبی باشد از باورهای سکولاریستی، اسلام، یهودیت، نصرانیت، مجوسیت و غیره، یا چیزی باشد خالی از این ها و صرفاً متکی به عقل، تجربه و علم خودشانباشد(همان اومانیسمی که الان از آن صحبت می شود)

در این صورت، مرتدین شکل تکامل یافته ی منافقین و سکولارزده ها هستند که به شکل کفار آشکاری درآمده اند. این نکته ی خیلی جالبی است. مرتدین شکل تکامل یافته ی منافقین و سکولارزده ها هستند که منافقین و سکولارزده ها خودشان را به شکل کفار آشکار درآورده اند و به این شکل درآمده اند. از یک شکلی به شکل دیگری درآمده اند، این ها مرتدین هستند. و مرتدین کلاًاز آن دسته از مسلمینی به وجود می آیند که قبلاًدر دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها بوده اند و یا صفات آن ها را با خودشان حمل کرده انداما،ممکن است با آن دارودسته در بعضی از کارهایشان هماهنگ نبوده باشند اما دارای همان صفات بودند.این نکته ی خیلی مهمی است که خیلی از برادران و خواهران مسلمانم به آن دقت نمی کنند.

(ادامه دارد……)


[1]-ابن کثیر، البداية والنهايه، ج 9، ص 919

[2] مثلا توبه ی اسیر مرتد پذیرفته نمی شود اما توبه ی اسیر مشرکین و سکولاریستها پذیرفته می شود

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
 (4- قسمت)

در بحث منافقین و سکولارزده ها عرض شد که، دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها یکدست نیستند بلکه، متشکل از تعداد بسیار اندک و ناچیزی از کفار پنهان داخلی و عده ای انبوه و بسیار از مسلمینی هستند که دور این عده ی اندک و قلیل را گرفته اند. این دسته از مسلمین همکه دور این ها را گرفته اند، خودشان کسانی هستند که یا تازه مسلمان شده اند و شناخت کافی از شریعت الله ندارند و به اصطلاح ضعیف الایمان هستندو هر آن ممکن است تسلیم شبهات یک کافر آشکاری شوند و فریب بخورند، یا کسانی هستند که در قلبهایشان بیماری هست و به نفس خودشان ظلم کرده اند.

همه ی این ها را الله تعالی جزو منافقین و سکولارزده ها حساب کرده و تا زمانی که خودشان را از مسلمین جدا نکرده باشند و در میان مسلمین گم باشند جزو مسلمین آن ها را حساب کرده است. بله، این دارودسته ی ناهمگون تا زمانی که در میان مسلمین هستند و از نظر گفتاری و عملی کج دار مریض شبیه مسلمین رفتار می کنند، با تمام هنجارشکنی ها و جنگ روانی که راه می اندازند باز جزو مسلمین محسوب میشوند. اما، زمانی که به هر دلیلی صفشان از مسلمین جدا میشود به همان اندازه مشمول قهر و خشونت اسلامی می گردند، که در درس شناسائی منافقین و سکولارزده ها درمورد آن صحبت کردیم. 

به همین دلیل، زمانی که این ها صف خودشان را با سخنی یا عملی از صف مسلمین جدا می کنندو به سخن یا عمل کفار برمی گردند گفته می شود یک مسلمان تغییر صف داده و برگشته نه یک منافق. و این تغییر صف یک مسلمان از اسلام به صف کفار آشکار را که نوعی عقب گرد محسوب میشود و بازگشت به عقب به حساب می آید، و بازگشت به کفر محسوب می شودرا مرتد شدن می گویند.

البته، دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها را یا خود مسلمین، در مراحلی با پشتوانه ی قدرت مردمی و حکومتی که دارندآن ها را بیرون می اندازند و صفشان از مسلمین جدا میشود و آشکار می گردند: «لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا»(احزاب/۶۰)، اگر منافقان و بیماردلان و کسانی که در مدینه باعث اضطراب و آشوب می‌شوند از کار خود دست نکشند، تو را بر ضدّ ایشان می‌شورانیم و بر آنان مسلّط می‌گردانیم، آن گاه جز مدّت اندکی در جوار تو در شهر مدینه نمی‌مانند، یعنی می روند.

پس، یا مسلمین آن ها را اینگونه بیرون می اندازند،یا اینکه به میل خودشان، خودشان را از حالت پنهانی درمی آورند و آشکار و معلوم میشوند و خودشان صف خودشان را جدا می کنند و از جامعه ی مسلمین بیرون می روند.

در هر دو صورت، این ها معادله را در روش برخورد باخودشان عوض می کنند و دیگر نمی توان به آن ها گفت منافقین و سکولارزده هاچون آشکار و معلوم شده اند. بلکه، سکولاریست و کافر آشکاری شده اند. پس، این مرحله ای که دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها از آن میگذرند تا از اسلام و مسلمانیبه یک سکولاریست و کافر آشکار تبدیل شوند به آن میگویند مرتد شدن. اسم منافقین از آن ها برداشته میشود و کلمه ی مرتد و مرتدین بر آن ها گذاشته میشود.

بعضی از اهل فن در روایت های مختلفی هست که کلمه ی منافق را هم به کار می برند،یعنی این دارودسته را دیگر دارودسته ی منافقین نمی گویند بلکه به آن منافق می گویند.خوب، منافق هم یعنی همان کافر پنهانی که آشکار شده است. الان، آشکار شده و می توانیم به او بگوییم منافق. ما تا زمانی که آشکار نشده اندفقط می توانیم از کلمه ی منافقین استفاده کنیم نه منافق، اما زمانی که آشکار شدند به هر کدام از آن ها می توانیم بگوییم منافق یا مرتد و به جمعشان هم میگوییم جمع مرتدین. چون،علی التعین می توانیم آن ها را از مسلمین تشخیص دهیم.

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم: دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:

دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(3- قسمت)

یا می فرمايد: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ‏» (آل عمران/144)، محمّد جز پيغمبری نيست و پيش از او پيغمبرانی بوده و رفته‌اند؛ آيا اگر او بميرد يا كشته شود، آيا چرخ می‌زنيد و به عقب برمی‌گرديد؟! نگاه کن! «انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ»به عقب برمی‌گرديد؟و هركس به عقب بازگردد «وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ» هرگز كوچكترين زيانی به خدا نمی‌رساند، (بلكه به خود ضرر می‌زند) و خدا به شکرگزاران پاداش خواهد داد.

خوب، الله تعالی در این آیات و آیات مشابه، ارتداد را نوعی برگشتِ از جلو به عقب می داند، درسته؟ یعنی شخص مسیری را رو به جلو طی کرده بعد دوباره به همان جایی که بوده بر می گردد. یعنی شما زمانی که از خانه میروید سرکارتان مسیری را طی کردید حالا، اگر از سر کار به خانه آمدید به این میگویند برگشتن. اما، اگر از سرکار به جای دیگری رفتیدبه این برگشتن نمیگویند. درست است؟

پس، برگشتن یعنی از جایی که بودی دوباره به همان جا برگردی نه جاهای دیگر. انسان از کفر و کافری حرکت می کند تا به اسلام و ایمان می رسد، تا مسلمان و مؤمن می شود اما، تصمیم می گیرد که دوباره به سر جای اولی اش برگردد، یعنی به کفر بر گردد، به این میگویند مرتد شده است.

نکته ی ریزی که در اینجا وجود دارد این است که، هر نوع برگشتنی «آگاهانه، عمدی و اختیاری» صورت می گیرد، درست است؟ یعنی شخص می داند به کجا می رود، مقصدش کجاست، و عمداً برمی گردد. یعنی، اگر چشم و گوش یکی را بسته باشند و او را به جای اول برگردانند کسی نمی گوید این شخص برگشته بلکه، میگوینداو رابرگرداندند.

پس، برگشتن علاوه بر آنکه آگاهانه و عمدی صورت می گیرد باید به میل و اختیار شخص باشد. نه چشم و گوش او را بسته باشند یا او را تهدید ومجبور کرده باشند که برگردد. در حالت اجبار هم باز نمی گویند فلانی برگشته بلکه، می گویند فلانی او را برگرداندند.

پس، شخص باید خودش آگاهانه و به میل خود برگشته باشد، نه اینکه او را برگردانده باشند؛ یا شخص میخواسته جای دیگری برود، راه را اشتباهی رفته و دوباره سر جایش برگشته است. در هر دوحالت،این شخص نمی خواسته سر جایش برگردد بلکه، یا دیگران او را برگردانده اند یا او خواسته جای دیگری برود اما، ندانسته و حدس های غلط زده و اشتباهاتی کرده که باعث شده راه اصلی اش را گم کند و سر جایش برگشته است.

پس، به چنین شخصی نمی گوییم خودش برگشته بلکه، میگوییم اگر زور بالای سرش نبود یا دیگران او را برنمی گرداندند یا آگاهی داشت بر نمی گشت. حالا، اگر شما به یکی بگویید حق نداری برگردی، اگر برگشتی من تو را یک میلیون جریمه می کنم اگر یکی زورکی  او را آورد باز جریمه اش می کنی؟ مشخص است نه. اگر راهش را اشتباهی رفت و باز برگشت چه؟ مشخص است. اگر برایت روشن شود که اشتباهی برگشته باز او را جریمه نمی کنی. بلکه، زمانی او را جریمه می کنی که آگاهانه و با میل خودش برگشته باشد.

با این توضیح، باید بدانیم که در میان اهل قبله کدام قشر هستند که «آگاهانه و به میل خودشان» چنین تصمیماتی برای برگشت به عقب می گیرند و به کفر و جامعه ی کافرین بر می گردند؟

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:

دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

  • قسمت)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

بسم الله و الحمدلله


«به راستی حمد و سپاس تنها لایق خدا است. او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و آمرزش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از شرور نفس هایمان واز بدی های اعمالمان. هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نماید هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد، و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده ی او است».

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید آنچنان که شایسته است، از خدا بترسید و نمیرید مگر آن که مسلمان باشید».
 «ای انسان ها! از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. و از (خشم) خدایی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند می‌دهید، و بپرهیزید از این که پیوند خویشاوندی را قطع کنید. بی گمان خداوند مراقب شما است».
  «ای مؤمنان! از خدا بترسید و سخن حق و درست بگویید. در نتیجه، خدا (توفیق خیرتان می‌دهد و) اعمالتان را شایسته می گرداند و گناهانتان را می‌بخشاید. اصلاً هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی و کامیابی بزرگی دست می‌یابد».
 «اما بعد: راست ترین سخن کتاب خدا، و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه‌ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی در آتش است».

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

امروز و در ادامه ی درسهای مقدماتی، از درس پنجم در مورد دشمن شناسی شرعی به بخش چهارم این درس می رسیم که در آن به شناسائی مرتدین درادبیات شرعی و چگونگی برخورد با جبهه ی مرتدین بر اساس شریعت الله می پردازیم، ان شاءالله.

الله تعالی در سوره ی مدثر ضمن بیان احوال اهل توحید و کفار در دنیا و قیامت می فرماید:

إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ* نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ* لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ*كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ* إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ* فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ* عَنِ الْمُجْرِمِينَ* مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ* قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ (مدثر/35-43)، دوزخ، بلائی از بلاهای بزرگ است.‏ وسیله ی بیم دادن انسانها است.‏ برای کسانی از شما که می‌خواهند پیش بروند، و یا کسانی که می‌خواهند عقب بکشند، هرکسی در برابر کارهائی که کرده است گروگان می‌شود، مگر یاران سمت راستی.‏ آنان در باغهای بهشت به سر می‌برند و از مجرمین می‌پرسند چه چیزهائی شما را به دوزخ کشاندهو بدان انداخته است‌؟‏می‌گویند: در زمره ی نمازگزاران نبوده‌ایم.‏

بقیه ی این گفتگو را می توانید خودتان در این سوره و بقیه ی سوره ها بخوانید و بقیه ی صفات این مجرمین را متوجه شوید.

در اینجا مهم این است که، الله تعالی مسأله ی پیش رفت و عقب کشی را درمورد دو گروه کاملاً متمایز مطرح می کند:«لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ»،آنان که پیش رفتند کسانی هستند که اهل هدایت و اهل بهشت اند و با اسامی چون: الَّذِینَ آمَنُوا، أَصْحَابَ الْیَمِینِ ‏نام برده میشوند.

و در برابر،آن هایی که عقب ماندند کسانی هستند که اهل گمراهی اند و اهل سقر و جهنم هستند و با اسامی چون: الکافرون،عنید، اسْتَکْبَرَ، الْمُجْرِمِینَ، لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ (جزونماز گذارها نبودند)، مُعْرِضِینَ (رویگردانان از قانون شریعت) و غیره از آن هانام میبرد.دو گروه کاملاً متمایز، آن هایی که پیشرفته هستند یا آن هایی که عقب مانده هستند. آن هایی که پیشرفته اند و آن هایی که عقب مانده اند «أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ».

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجمدشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

(متن کامل مطلب)

بسم الله و الحمدلله

«به راستی حمد و سپاس تنها لایق خدا است. او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و آمرزش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از شرور نفس هایمان واز بدی های اعمالمان. هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نماید هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد، و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده ی او است».

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید آنچنان که شایسته است، از خدا بترسید و نمیرید مگر آن که مسلمان باشید».
 «ای مردمان! از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. و از (خشم) خدایی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند می‌دهید، و بپرهیزید از این که پیوند خویشاوندی را قطع کنید. بی گمان خداوند مراقب شما است».

«ای مؤمنان! از خدا بترسید و سخن حق و درست بگویید. در نتیجه، خدا (توفیق خیرتان می‌دهد و) اعمالتان را شایسته می گرداند و گناهانتان را می‌بخشاید. اصلاً هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی و کامیابی بزرگی دست می‌یابد».

«اما بعد: راست ترین سخن کتاب خدا، و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه‌ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی در آتش است».

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

بخش اول درس پنجم را به آنالیز کفار اختصاص دادیم و آن ها را به پنج گروه کفار اهل کتاب، کفار شبه اهل کتاب، کفار مشرک یا سکولاریست ها، کفار پنهان داخلی یا سکولارزده ها یا منافقین و کفار مرتدین تقسیم کردیم.

در بخش دوم از درس پنجم هم سعی کردیم در مورد احکام کلی مربوط به مشرکین و سکولاریست ها و احکام کلیمربوط به اهل کتاب و شبه اهل کتاب در دنیا صحبت کنیم.

در این بخش و در ادامه ی درس هایمان در مورد دشمن شناسی شرعی به احکام مربوط به کفار پنهان داخلی یا منافقین یا زنادقه و یا به زبان امروزین سکولارزده ها می رسیم، که الله متعال بدترین جای جهنم را به آن ها اختصاص داده و در موردشان می فرماید: «إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْک الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِیراً» (نساء/145)، بی گمان منافقان در اعماق دوزخ و در پائین‌ترین مکان آن هستند و هرگز یاوری برای آنان نخواهی یافت.

دَرَكَةجمع دَرَكَات است، درجه ى عقب گرديدن است نه بالا رفتن، یعنی هر چه درجه درجه پایین می آید معنی آن «دَرَکة» می شود. در مقابل اين كلمه «درجه» قرار دارد که برای صعود يا بالا رفتن است؛ «الجَنَّة دَرَجَاتٌ و النارُ دَرَكَات»بهشت درجات است و درجه درجه به سمت بالا می رود؛ و دوزخ دركات است یعنی درجه درجه به سمت پایین می رود؛ «دَرَجَاتُ الحياةِ و دَرَكاتُ الموت»، درجات زندگى در بهشت و دركات مردن در جهنم است. یعنی، همچنان که در بهشت انواع زندگی ها و درجات را داریم در جهنم هم انواع مرگ ها را داریم و همه در یک سطح نیستند.

اگر دقت کرده باشید ما در درس های قبلی سه گروه از عالم بشریت را که در سوره ی فاتحه تحت عنوان «أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» و «مَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ» و «الضَّالِّينَ» نام برده شده اند را، با آیات سوره ی پس از آن، یعنی سوره ی بقره معرفی کردیم. در این سوره الله متعال چهار آیه درباره‌ی مؤمنین، دو آیه درباره‌ی کفار و سیزده آیه درباره‌ی منافقین یا کفار پنهان داخلی آورده است.

کفار آشکار که مشخص هستند و در شناخت آن ها نیاز به زحمت زیادی نیست. فرد به زبان خودش بر کفر خود گواهی می دهد و می گوید من سکولارم، یا یهودی، نصرانی، مجوس، صابئی، کومله، دمکرات، پارتی، پ.ک.ک و … هستم. مؤمنین هم همین طور، با کمی شناخت و دقت شناخته می شوند. اما طیف منافقین، جمعی آشفته با پوششی شبه اسلامی و مجهولی هستند که لازم است جهت حذر و تنظیم روابط، حداقل صفات و ویژگی های این ها شناخته شوند. شناخت این دسته ی مخرب بسیار مشکل تر از کفار آشکار است که این همه نیاز به توضیح داشته و از حساسیت و نیاز بیشتری هم برخوردار است.

اما به چه دلیل کفاری که در میان مسلمین خودشان را قایم و پنهان کرده اند منافق نامیده شده اند؟ و این ها چه کسانی هستند؟

ادامه خواندن شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجمدشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجمدشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

درس های مقدماتی/ درس پنجمدشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

(84- قسمت)

نکته ی جالبی که می تواند ماهیت این گروه را برای ما مشخص تر کند که به سؤال شما و موضوع درس ما مرتبط می شود سخنان تراب حق شناس، یکی از اعضای اولیه ی این گروه است که در سال 54 به کمونیسم گرایش پیدا می کند. این شخص می گوید: «گیرم از فرهنگ مذهبی که بر ما حاکم بود برای پیشرفت نظرمان استفاده می کردیم، ما اگر چنانچه در آمریکای لاتین بودیم ممکن بود از انجیل همان چیزهایی را بیرون بیاوریم و استفاده کنیم که مثلاً از قرآن بیرون کشیدیم. این که در سال 52 رژیم می گفت مارکسیست های اسلامی بیراه نمی گفت. به خاطر این که ما تکه بریده هایی از مارکسیسم و تکه بریده هایی از اسلام را کنار هم می گذاشتیم».

نکات مستند و جالبی هستند. بدون شک، نشان می دهد که این ها در اساس سکولاریسم و اکثراً چپ و کمونیسم بودند و از روکش اسلامی برای پیشبرد اهدافشان استفاده می کردند و به قول همین حق شناس، اگر در آمریکای لاتین بودند آن وقت به جای مذهب رایج در ایران از روکش و نقاب نصرانیت استفاده می کردند.

خوب، این وضع حاکم بر ایدئولوژی و عقیده تی این گروه تا انقلاب 57 ادامه داشت؛ بعد از انقلاب، زندانیان آزاد شدند و دوباره همان آشفتگی قبلی درست شد یعنی همان چند عقیدتی که در داخل این ها بود. اما، بعد از انقلاب یک اتفاق جالبی که افتاد گروهی از همین سکولاریست هایی که از صداقت، شهامت و غیرت برخوردار بودند از این سازمان آشفته دست کشیدند و تحت عنوان سازمان پیکار در راه آزادی طبقه ی کارگر با همان باورهای کمونیستی، بدون نقاب و آشکارا به فعالیت پرداختند. خودشان را به راحتی جزو کفار آشکار کردند چون از صداقت، شهامت و غیرت برخوردار بودند.

در مقابل این ها، دارودسته ی رجوی قرار گرفته بود که نه جرأت، شهامت و صداقت آن ها را داشت و نه تمایلی به پاک کردن خود از باورهای سکولاریستی و چپ راداشت. به دلیل همین، باورهای سکولاریستی و چپی را با ادبیاتی شبه اسلامی بیان می کردند و ادای مسلمانان را در می آوردند. تا اینجا می توان به دارودسته ی رجوی نه آن یکی که خودش را جدا کرده و دنبال کارش رفته بود و آشکارا چیز دیگری شده بود، به همین دارودسته ی رجوی که هنوز روکش شبه اسلامی داشتند و ادای مسلمانان را در می آوردند می توان به این ها گفت دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها. اما، زمانی که این ها صف خود را از مردم جدا کردند و بعدها، آشکارا به صف ناسیونال سوسیالیست های حزب بعث عراق پیوستند دیگر نمی توان آن ها را منافقین دانست؛ بلکه این ها سکولاریست و کافر آشکار سکولاری هستند مثل حزب بعث یا بعدها سکولارهای لیبرالی که از چپی شدن کمی فاصله گرفته اند. سکولارهای لیبرالی هستند مثل آمریکا، انگلیس، فرانسه و … .

در این زمان که صف خودشان را اینگونه جدا کردند و به صف کفار آشکار پیوستند، دیگر اداهای شبه اسلامی آن ها هم سودی برایشان ندارد. این اداها زمانی برایشان سود داشت که در داخل مردم گم بودند نه الان.

در این صورت، فکر نمی کنم به کار بردن کلمه ی منافقین برای الان دارودسته ی رجوی شرعی باشد بلکه، باید آن ها را جزو سکولاریست های آشکاری چون بعث، آمریکا، انگلیس، فرانسه و … دانست و حکم آن ها یکی است.

از الله متعال خواستاریم که ما را در فهم و شناساندن صحیح دین خود و دشمنانش یاری بدهد، و مسیر وحدت و کسب قدرت را به مسلمین نشان دهد، و مسلمین را از آلودگی های سکولارزده ها و عذاب مهلک تفرق نجات دهد، و ما و شما را بر دین اسلام ثابت قدم نگه دارد و عاقبتمان را به خیر کند.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته[1]


[1]پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم. دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

(83- قسمت)

سؤال ششم: السلام علیکم، آن هایی که دنبال فتنه می افتند دچار گناه صغیره شده اند یا کبیره؟

از آنجایی که الله تعالی می فرماید: «الفِتنَةُ أشَدُّ مِنَ القَتلِ» (بقره/191) و در جای دیگری می فرماید: «الفِتنَةُ أکبَرُ مِنَ القَتلِ» (بقره/217)، مشخص است که جرم و گناه فتنه از قتل بالاتر است. می دانیم که قتل هم جزو گناهان کبیره است. حتی قتال و قتل هم ابزار و وسیله ای می شود برای از بین بردن فتنه «وَقَاتَلُوهُم حَتَّی لتکون فتنة» (بقره/193- انفال/39). یعنی مسلمان، برای از بین بردن فتنه داوطلبانه جان خود را فدا می کند و جان فتنه گران را هم می گیرد. فتنه، بلا و مصیبت ویرانگری است که اگر جلوی آن گرفته نشود و بیاید تر و خشک را با هم می سوزاند و با خودش می برد. به همین دلیل است که الله تعالی به پرهیز از فتنه امر می کند: «وَاتَّقُوا فِتنَةً لَا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنکُم خَاصَّة» (انفال/25).

برای همین است که مسلمین هم در دعایشان از الله تعالی می خواهند که آن ها را از فتنه و بلای عقیدتی و اجتماعی که سرچشمه ی آن از کفار و ظالمین است حفظ کند و آن ها را با کفار و ظالمین مورد آزمایش قرار ندهد و آن ها را گرفتار کفار و ظالمین نکند: «رَبَّنَا لَا َتجعَلنَا فِتنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا فَاغفِرلَنَا رَبَّنَا إنَّکَ أنتَ العَزِیزُ الحَکِیم» (ممتحنه/5) یا در جای دیگری دعا می کنند: «رَبَّنَا لَا َتجعَلنَا فِتنَةً لِلقَومِ الظَّالِمِینَ».

سؤال هفتم: سلام، ما در ایران گروهی داریم به نام سازمان مجاهدین خلق ایران که امروزه در رسانه ها به آن ها منافقین گفته می شود. آیا به کار بردن این اسم برای آن ها صحیح است؟

قبل از آن بگویم الان چنین گروهی نداریم، در تاریخ چنین چیزی را داشتیم البته، اما فعلا در ایران نداریم. توضیح کوچکی بدهم بعد با هم به جواب می رسیم إن شاءالله.

این گروه در شهریور 1344 برای مبارزه با حکومت آن زمان پهلوی به وسیله ی چند جوان که در دانشگاه تهران درس خوانده بودند. دو نفر از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده بودند، یکی از آن ها هم در حین تحصیل بود که درس را رها کرد. این ها از نهضت آزادی منشعب شده بودند. نهضت آزادی هم خودمان می دانیم جنبشی بود که به اصطلاح خودشان می گویند ملی- مذهبی یعنی از همه طیف و قماش افراد در آن بودند با تمام عقاید. منهج این ها در نهضت آزادی چیزی بود مثل الان اخوان الشیاطین نه اخوان المسلمین. برای همین است که آن ها این روش را نپسندیدند و جدا شدند. چیز طبیعی هم هست که از این گروه ها کسانی جدا شوند به خاطر منهجی که این بنده خداها در پیش می گیرند.

اولین کتابی که این ها نوشتند کتاب متدولوژی یا شناخت بود که با یک روکش مذهبی تفاوتی با دیدگاه های مارکسیستی نداشت و با آن که به گفته ی ناظرین آن زمان و حتی حکومت وقت، این کتاب بر اساس مارکسیستی اسلامی نوشته شده بود به قول خودشان همان چیزهایی که درست می کنند سکولاریسم اسلامی، مارکسیسم اسلامی، سوسیالیسم اسلامی و و و … که قبلاً به خاطر جهل مسلمین از همین کلمات استفاده می کردند. این کتاب به لحاظ بینش معرفتی دقیقاً مبانی مارکسیستی را قبول کرده بود.

اعضای این گروه به زندان می افتند اما، در سال 54 اتفاق عجیبی می افتد؛ تمام کسانی که خارج از زندان بودند یعنی اکثریت آن ها و و اکثریت غالب آن ها که در ایران و خارج از زندان بودند رسماً ایدئولوژی این گروه را مارکسیست اعلام کردند و آن هایی که معتقد به روکش مذهبی بودند را یا ترور کردند مثل: مجید شریف واقفی یا در زندان ها مانده بودند یا خارج از ایران بودند.

 این ها در اولین اعلامیه ی خودشان بعد از اعلام کمونیسم به عنوان ایدئولوژی خودشان می گویند:” در آغاز گمان می کردیم می توانیم مارکسیسم و اسلام را ترکیب کنیم وفلسفه ی جبر تاریخ را بدون ماتریالیسم و دیالکتیک بپذیریم، الان دریافتیم که چنین پنداری ناممکن است. ما مارکسیسم را انتخاب کردیم زیرا راه درست و واقعی برای رها ساختن طبقه ی کارگر زیر سلطه است” این چیزی است که آن ها در اولین بیانیه ی خود عنوان می کنند.

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم. دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

(82- قسمت)

سؤال چهارم: سلام، الان خیلی از دوستان و برادران ما هستند که همین صفات منافقین را در بعضی از مسلمین که می بینند زود دست به تکفیر می شوند و آن ها را تکفیر می کنند و مورد بی ادبی قرار می دهند، به نظر شما این ظلم نیست؟

چرا، ظلم آشکاری است. این ها برادران و خواهران فقیر خودشان را به جای این که فقرشان را رفع کنند آن ها را می کشند. یا برادران و خواهران مریض خودشان را به جای این که با صبر، حوصله و دلسوزیدرمان کنند آنها را می کشند. تکفیر آن ها یعنی کشتن آن ها؛ و من رمی مؤمناً بکفرٍ فهو کقتله، در این صورت، می توان گفت «تَکفِیرِ المُسلِم کَقَتلِهِ».

به نظر من کسی که فقرا را به جرم فقیری به قتل می رساند یا این که بیماران را به جرم بیمار بودن به قتل می رساند انسان نامتعادلی بوده و فرد نرمالی نیست. این بحث را إن شاءالله در درس بعدی که آن را مختص کردیم به مرتدین و احکام مرتدین بیشتر شرح می دهیم.

سؤال پنجم: رهبر حزب … می گوید بیایید در داخل این حزب و گروه ما و برنامه های آن را قبول کنید اگر گناهی داشت به گردن ما و ما آن را قبول می کنیم و ضمانت می کنند که راه این ها بر حق است و جماعت است و در دنیا و قیامت باعث رستگاری می شود و هر کسی در این راه فعالیت کند مثل مجاهد است.

خوب، اسم این حزب را نیاوردم چون شما مستندی برای صحبت هایش نیاورده بودید. در کل، این حزب، صف خودش را از مسلمین جدا کرده و مستقیماً به آمریکا و سکولاریست ها خدمت می کند و در خدمت به ارتش آمریکا در افغانستان خدمت می کند و تکلیفش مشخص است. حکم این فرد با یک آمریکایی جنایتکار یکی است بلکه، سنگین تر است. حرف هایی هم که این بنده خداها زده اند مال الان نیست، مال این قماش و طایفه نیست. قرآن این را به عنوان یک راهکار کفار برای فریب مسلمین قرن ها پیش آورده و این دسیسه را هم فاش کرده، علم آن را به مسلمین داده که چنین موجوداتی هم هستند. «وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِیلَنَا وَ لنَحمِل خَطیَاکُم وَ مَا هُم بِحَامِلِینَ مِن خَطَایَاهُم مِن شَئٍ إنّهُم لَکَاذِبُون وَ لَیَحمِلُنَّ أثقَالَهُم وَ أثقَالاً مَعَ أثقَالِهِم وَ لَیَسئَلَنَّ یَومَ القِیَامَةِ عَمَّا کَانُوا یَفتَرُونَ» (عنکبوت، 13-12)، کافران به مؤمنان می گویند: از راه و روش ما پیروی کنید. اگر رستاخیز و حساب و کتابی هم در میان بود ما مسئولیت آن را می پذیریم و قطعاً گناه شما را به عهده می گیریم. ولی آنان هرگز گناه ایشان را به گردن نمی گیرند و قطعاً انان دروغ می گویند. آنان بارهای سنگین خودشان را بر دوش می کشند بارهای سنگین دیگری را افزون بر بارهای خودشان می کشند. چون، عامل مکافات و گمراه کردن دیگران هستند. کسی که دیگران را گمراه کرده بدون این که از گناه آن ها کم شود بر گناه این ها هم اضافه می شود و در روز قیامت هم از ایشان درباره ی افتراها و دروغ هایی که به هم می بافندپرسیده می شود. این هم جواب الله تعالی به این دارودسته ای که شما اسم آن را آوردید.

(ادامه دارد……)