
درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(10- قسمت)
مثل انواع روشهای شادی و لهو و امور فرهنگی ملل که با شریعت در تضاد نیستند و در زمانها و مکانهای مختلفی در حال تغییر و تحول و نو شدن بوده اند و هستند، و ممکن است هرکسی چیز جدیدی را به وجود آورده باشد، یا در جامعه ای چیز جدیدی را ارائه داده باشد؛ مثل:بازی حبشی ها در مسجد رسول الله صلی الله علیه و سلم و نگاه کردن به آن.
هر امر فرهنگی مثل لهو و لعب، تجارت، پوشاک، خوراک و غیره زمانی مذموم اند که با قانون شریعت الله تضادی پیدا کنند «وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا» (جمعه/۱۱)، (برخی از اصحاب، در یکی از جمعهها) هنگامی که تجارت و یا سرگرمی را دیدند از پیرامون و اطراف تو پراکنده شدند، و تو را ایستاده (بر منبر، در حال خطبه) رها کردند.
- جای دیگری که می توان از کلمه ی بدعت، مفهومی غیر از اصطلاح شرعی موردنظر در «كُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ» را از آن استنباط کرد مربوط می شود به امری که برای تحقق هدفی شرعی یا به حکم ضرورت و اضطرار ، ابداع می شود و به وجود می آید .
مثل جمع کردن قرآن یا احادیث در کتاب مشخص، یا تولید علم نحو، بلاغه، جرح و تعدیل برای فهم صحیح منابع شرعی، یا نوشتن کتب تاریخ و حتی بازگو کردن همه نوع خبری در آن، مثل تاریخ طبری برای درک و عبرت از آنچه گذشته «لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ»(یوسف/111)، یا وارد کردن روش جدیدی مثل دیوان توسط عمر بن خطاب رضی الله عنه برای خوب اجرا کردن «أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ»، یا تولید یک سلاح جنگی یا وسیله ای امنیتی برای اجرای صحیح «آمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ»، یا روزی برای درختکاری جهت تشویق مردم به کاشتن درخت، یا هفته ای به نام مساجد برای آشنا کردنِ نسلِ جوان تحتِ هجومِ روانیِ بی سابقه ی رسانه های مختلف کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی و منافقین و سکولارزده ها به جایگاه شرعی مسجد، یا هفته ای با عنوان خانواده و والدین برای آشنا کردن فرزندان به جایگاه شرعی خانواده و والدین، یا اختصاص دادن روز خاصی در هفته به نام «جهاد، فرض عین است» برای آشنائی به جایگاه جهاد در وضع موجود مسلمین، یا قرار دادن چند روز در ماه یا سال برای معرفی و شناساندن اهمیت و جایگاه «سه ابزار» به عنوان سپر و اسباب تشکیل و بازگرداندن امت واحد و جماعت واحده و وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی مسلمین[1]، و یا اختصاص ایامی برای معرفی سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم یا یکی از فتوحات بزرگ اسلامی، یا یکی از قهرمانان بزرگ اسلامی و غیره تا رسیدن به هدف شرعی که این مراسم به عنوان یک ابزار به آن منظور در نظر گرفته شده است؛ مثل برگزاری هفته ی شیخ محمد بن عبدالوهاب در دانشگاه ملک سعود در عربستان که بن باز در مطالبی تحت عنوان «كلمة في أسبوع الشيخ محمد بن عبد الوهاب» در مورد آن توضیحات کاملی داده که می توانید نگاه کنید.
بن عثیمین هم در این زمینه صحبت هایی کرده است. این هفته بعدها چون به هدفش رسید آن را تعطیل کردند. همه ی این مراسمها، وسیله و ابزارِ انجامِ هدفی شرعی و تحققِ عبادت خاصی هستند که ممکن است سابقه ای در قرون گذشته و حتی سالهای گذشته نداشته باشند. حتی ممکن است هم اکنون در مکان های دیگر هم آن چیزی را که در یک مکانی به وجود آورده اند سابقه نداشته باشد.
این گونه مراسم، کنگره ها و جلسات، جایگزین یا بدیلی برای چیزی که الله تعالی از طریق پیامبرش صلی الله علیه و سلم برای تقرب و عبادت الله تعالی فرو فرستاده؛ مثل نماز، روزه، جهاد، عید قربان و فطر و غیره مطرح نیستند، حتی چیزی موازی و در کنار قانون شریعت الله هم نیستند بلکه، فقط به عنوان یک ابزار برای رسیدن به هدفی هستند که قانون شریعت الله آن را تعیین کرده، و زمانی که مسلمین به این هدف شرعی رسیدند آن را تعطیل می کنند، یا حتی ممکن است مثل دیوان یا ابزارهای جنگی و امنیتی، آنها را متناسب با پیشرفتهای دنیا و نیاز روز مسلمین ارتقاء و تکمیل هم کنند.
حالا، اگر هفته یا ماهی برای رسول الله صلی الله علیه وسلم، شناخت سیره ی عملی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی رسول الله صلی الله علیه وسلم یا «جهاد، فرض عین است» یا کفر به طاغوت یا معرفی جایگاه«سه ابزار» یا هر امر شرعی دیگری اختصاص داده شود و هنوز به هدف تعیین شده نرسیده باشد و سالها ادامه داشته باشد، چطور؟ در اینجا، باید مثل هفته ی محمد بن عبدالوهاب تا زمان رسیدن به این هدفِ شرعی از این ابزار استفاده کرد. تا کی؟ تا زمان رسیدن به این هدف شرعی باید از آن استفاده کرد حتی، اگر سال ها و سال ها هم طول بکشد.
در تمام این موارد، هدف اضافه کردن به دین یا جایگزین کردن چیزی به یکی از احکام و قوانین شریعت الله نیست؛ بلکه، ابداع سنتی حسنه قبل از همه است جهت رسیدن به هدفی شرعی. در این زمینه حدیثی از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل شده که :
جماعتی از قبيله ی مضر پیش رسول الله صلی الله عليه و سلم می آيند که شديداً در فقر و نداری به سر می بردند. رسول الله صلی الله عليه و سلم هم مسلمین را تشويق به کمک به آنها می کند؛ در جواب این دعوت او، مردی از انصار کيسه ای پر از نقره که در دستش سنگينی می کرد را آورد و آن را در منزل رسول الله صلی الله عليه و سلم قرار داد. رسول الله صلی الله عليه و سلم فرمود:«مَنْ سَنَّ فِي الإِسْلامِ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَأَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا بَعْدَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَيْءٌ، وَمَنْ سَنَّ فِي الإِسْلامِ سُنَّةً سَيِّئَةً كَانَ عَلَيْهِ وِزْرُهَا وَوِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا مِنْ بَعْدِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أَوْزَارِهِمْ شَيْءٌ»[2]هر کسی سنت نیکویی، سنت حسنه ای را در اسلام پایهریزی کند و به وجود بیاورد که مردم از طریق آن سنت مشروع، کار مشروعی را انجام دهند پاداش آن و پاداش کسی که بعد از او بدان عمل کند به او میرسد بدون این که چیزی از پاداش آنان کم شود، و هر کسی بنیانگذار سنت بدی در اسلام باشد، گناه آن و گناه هر کسی که بعد از او به آن عمل کند بر دوش او خواهد بود بدون این که چیزی از گناه بقیه که انجام داده اند کم شود.[3]
(ادامه دارد…….)
[1] معرفی کردن این «سه ابزار» خیلی مهم است، روزهایی در هفته یا سال به آن اختصاص داده شود
[2]– مسلم، الترمذي، النسائي، ابن ماجة، أحمد، الدارمي و مانند این حدیث را أبو هريرة رضي الله عنه از النبي صلى الله عليه وسلم روایت کرده است که فرمود:«من دعا إلى هدى كان له من الأجر مثل أجور من تبعه لا ينقص ذلك من أجورهم شيئا ومن دعا إلى ضلالة كان عليه من الإثم مثل آثام من تبعه لا ينقص ذلك من آثامهم شيئا». همچنین أبي مسعود الأنصاري رضي الله عنه، می گوید که النبي صلى الله عليه وسلم فرموده است:«من دل على خير فله مثل أجر فاعل»، خرجهما مسلم في صحيحه
[3]– مسلم، نسائی، احمد و دارمی







