درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(20- قسمت)

 – دسته ی دیگر از حد و مزهای شادی منع شده و ناپسند از نظر قالب است؛ مثل خنده به منظوراذیت کردن، یا اهانت و تحقير و یا ترساندن مسلمین که حكم اذیت را دارد:

یا مثل مجرمینی که در دنیا به اهل ایمان به خاطر تبعیتشان از قوانین شریعت الله می خندند: إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ(مطففین/29)مجرمین پیوسته (در دنیا) به مؤمنان می‌خندیدند. اما مومنین در قیامت نوبتشان می رسد و آنوقت است که مومنین به این مجرمین می خندند : فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُواْ مِنَ الْکُفَّارِ یَضْحَکُونَ (مطففین/34) لذا امروز (که روز سزا و جزای قیامت است) مؤمنان به کافران می‌خندند و ریشخندشان می‌کنند .‏

برای همین است این خنده و شادی آنها در دنیا به نسبت قیامت خیلی کم و ناچیزاست والله تعالی می فرماید: فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (توبه/82) (بگذار در این جهان بر اثر مسخره‌کردن مؤمنان) اندکی بخندند و (امّا لازم است بدانند که باید در آن جهان) بسیار گریه کنند، این جزای کارهائی است که می‌کنند.‏

در اینجا این خندیدن و شادی کردن و شوخی نابجا و منفی فرقی ندارد باعث اذیت روحی مومنین بشود یا جسمی .

صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم تعریف می کردند؛ با رسول الله صلی الله علیه و سلم هم سفر بودند. یکی از افراد خوابش برد؛ دیگران رفتند بندی را آوردند و خواستند که با آن وی را ببندند؛ در این هنگام آن شخص از ترس پرید. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند:لا يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يُرَوِّعَ مُسْلِمًا [1]جایز نیست مسلمان برادر مسلمانش را بترساند. یا اینکه مسلمان را با نشانه گرفتن اسلحه برای شوخی کردن و شاد کردن خودش و دیگران ترساندن: مَنْ حَمَلَ عَلَيْنَا السِّلَاحَ فَلَيْسَ مِنَّا[2]«آنکه بر (کسی از) ما اسلحه بکشد، از ما نیست.» و در جای دیگری می فرماید که اشاره با آهن به سمت هر مسلمانی حتی اگر برادر نسبیش هم باشد مشمول لعنت ملائکه می شود تا زمانی که اورا بندازد : مَنْ أَشَارَ إِلَى أَخِيهِ بِحَدِيدَةٍ، فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَلْعَنُهُ، حَتَّى يَدَعَهُ وَإِنْ كَانَ أَخَاهُ لِأَبِيهِ وَأُمِّهِ.[3]حالا چرا نباید با اسلحه برای تولید شادی به سمت برادرمان نشانه گرفت چون:لَا يُشِيرُ أَحَدُكُمْ عَلَى أَخِيهِ بِالسِّلَاحِ فَإِنَّهُ لَا يَدْرِي لَعَلَّ الشَّيْطَانَ يَنْزِعُ فِي يَدِهِ فَيَقَعُ فِي حُفْرَةٍ مِنْ النَّارِ[4]

مثال دیگر از شوخی و شادی که از نظر قالب منع شده و ناپسند است در ازدواج و طلاق و رجوع است : رسول الله صلی الله علیه وسلم از شوخی کردن و شادی نابجا در این سه مورد نهی کرده است که در این موارد شوخی و جدی هر دو جدی بشمار می آید :« ثَلَاثٌ جَدُّهُنَّ جَدٌّ وَهَزْلُهُنَّ جَدٌّ، النِّكَاحُ وَالطَّلَاقُ وَالرَّجْعَةُ »[5]سه چیز جدی و شوخی شان جدی محسوب می‌شود: نکاح و طلاق و رجوع (یعنی مرد همسرش را پس از طلاق بازگرداند)»

  • دسته ی دیگر از حد و مزهای شادی منع شده و ناپسند از نظر زمان و مکان شادي است، در اینجا شادی نبايد با روح توحيدي و ارزش های اخلاقی اسلام در تضاد باشد.

به عنوان مثال خنده از نظر اسلام، زمانی مؤثر و مفيده که به شخصيت و احساسات مسلمین لطمه وارد نکند. مثلا زمان مراسم تدفین میت یا در زمان نماز، یا زمانی که در مورد مرگ و قبر و جهنم و قیامت و موارد اینچنین جدی صحبت می شود اگر کسی شوخی و خنده کند شادی نابجا و ناپسندی را انجام داده است که در مکان و زمان نامناسبی انجام شده است. در اینجا ممکن است شادی، هم از نظر محتوا مشکلی نداشته باشد و هم از نظر قالب، اما از نظر زمان و مکان نابجا و ناپسند است .

در زمینه ی محتوا، قالب و زمان و مکان شادی نابجا و ناپسند مثالها زیادند اما فکر کنم همین اندازه برای فهم این موارد در این بحث کافی باشد.

در اینجا می شود گفت که: در کل،  شوخی ها و شادی های نابجائی که از نظر محتوا و قالب و زمان و مکان غیر شرعی هستند در اسلام بدند . و می شود گفت که: شادی به صورت مطلق، خوب یا بد نیست؛ ‌بلکه در مورد خوب یا بد بودن شادی باید بر اساس ملاک‌های معینِ قانونِ شریعت الله قضاوت کرد و حکم داد.

 بر این اساس، شادی به دو نوع پسندیده و بجا و ناپسند و نابجا تقسیم می شود. شادی‌های ناپسند و نابجا همراه با نافرمانی خدا، آزار و اذیت دیگران و خطرآفرین هستند؛ اصولاً شادی‌های ناپسند و نابجا، آنی، زودگذر و با نتایج ناخوشایندی در دنیا و بخصوص در قیامت همراه هستند. در دنیا یک انسان مست یا شخصی که درمراسمهایش ترقه بازی های جنون آمیز انجام می دهد، هم برای خودشان مشکل درست می کنند و هم ممکن است باعث اذیت و آزار دیگران هم بشود . 

 کسانی که با مصرف مست کننده ها و محافل انحرافی و دزدی مال مردم و قتل به ناحق انسانها و کفر گوئی ها و… خودشان را در ردیف مجرمین قرار می دهند، و با شادی نابجا خودشان را مشمول اجرای حدود و مجازاتهای دنیوی می کنند، آشکارا خودشان را از شادی بجا و پایدارمحروم می کنند، و خودشان را مشمول غم و اندوه و عذاب و کیفر جرمهایشان قرار می دهند، اینها فطرت خودشان را آلوده کرده اند و آن را نامتعادل بارآورده اند و نیاز مبرمی به اصلاح و کنترل شدن دارند . 

در برابر اینان مسلمینی که فلان چیز مثل شراب خوری و نگاه به نامحرم و دزدی و تفرق و امثالهم که الله حرامش کرده است را برخودشان حرام می کنند بعد به خودشان نگاه می کنند می بینند احساس خوبی دارند و در دلشان شادند، انگار از یک مصیبت مثل تصادف یا غرق شدن یا آتش سوزی یا پرت شدن از بلندی و غیره نجات پیدا کرده اند، یا یک بار سنگینی را از روی دوششان برداشته اند .

زمانی که الله تعالی می فرماید: الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ‏(رعد/29) آن کسانی که ایمان می‌آورند و دلهایشان با «ذکر الله» سکون و آرامش پیدا می‌کند . هان ! دلها با «ذکر الله» آرام می‌گیرند. الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ ‏(رعد/29) آن کسانی که ایمان می‌آورند و کارهای شایسته می‌کنند ، خوشا به حال ایشان یا بهشت برای اینها، و چه جایگاه زیبائی دارند !‏

(ادامه دارد……..)


[1] رواه أحمد ( 23064 ) – واللفظ له – وأبو داود ( 4351 ) ، وصححه الألباني في ” صحيح أبي داود

[2] صحيح البخاري : كتاب الفتن / مسلم  حديث (101) و (98)

[3] صحيح مسلم – البر والصلة والآداب (2616)/ سنن الترمذي – الفتن (2162)

[4]متفق عليه. / مسلم : 4871 – كتاب السنن الكبرى (النفقات) المستدرك على الصحيحين( معرفة الصحابة رضي الله تعالى عنهم ) المعجم الأوسط (باب الألف- العين- باب الميم )صحيح البخاري( الفتن)صحيح مسلم( البر والصلة  والآداب) فتح الباري شرح صحيح البخاري (الفتن) مسند الإمام أحمد- باقي مسند المكثرين

[5]رواه أبو داود، والترمذى

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(19- قسمت)

  1. مثال دیگر از شادی های ممنوع از نظر محتوا، دروغ گفتن یا  مسخره کردن است، یا غیبت کردن و سایر گناه هاست، یعنی با دروغ گفتن و یا مسخره ی دیگران، یا غیبت کردن و سایر امور حرام شادی درست کردن

 رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: وَيْلٌ لِلَّذِي يُحَدِّثُ فَيَكْذِبُ لِيُضْحِكَ بِهِ الْقَوْمَ، وَيْلٌ لَهُ وَيْلٌ لَه[1] بدا به حال کسی که سخن دروغ می‌گوید تا مردم را بخنداند! وای بر او، وای بر او. همچنین می‌فرماید: لا يُؤْمِنُ الْعَبْدُ الإِيمَانَ كُلَّهُ حَتَّى يَتْرُكَ الْكَذِبَ فِي الْمُزَاحَةِ وَالْمِرَاءِ، وَإِنْ كَانَ صَادِقًا. «بنده کاملاً ایمان ندارد تا آنکه از دروغ گفتن در شوخی و دعوا دوری ننماید. حتی اگر صادق هم باشد »[2]

رها کردن دروغ در شوخی به معنی ترک کردن  شوخی نیست . چون شوخی کردن برای تولید شادی همیشه از راه دروغ به وجود نمی آید . اصحاب به رسول الله صلی الله علیه وسلم گفتند: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّكَ تُدَاعِبُنَا ، آیا با ما شوخی می کنید؟  قَالَ : إِنِّي لَا أَقُولُ إِلَّا حَقًّا[3] فرمود: من غیر از حق چیزی نمی گویم .

بله می شود شوخی کرد و شادی تولیدکرد اما دروغ هم نگفت . مثلا : روزی مردی نزد پیامبر صلى الله علیه و سلم آمد و گفت: یا رسول الله، مرا مرکبی بده. (شتری برای سوار شدن می خواست)  پیامبر صلى الله علیه و سلم به شوخی فرمود: «إِنِّي حَامِلُكَ عَلَى وَلَدِ النَّاقَةِ » «ترا بر بچه ی یک ناقه (ماده شتر) سوار می کنم.» آن مرد گمان کرد که منظور از بچه ی شتر، شتری کم سن و ضعیف است و توان حمل او را ندارد و گفت: ولی من بچه شتر را چه کار کنم؟ پیامبر صلى الله علیه و سلم فرمود:« وَهَلْ تَلِدُ الإِبِلَ إِلاَّ النُّوقُ » «مگر شتر جز از ناقه (شتر ماده) متولد می شود؟»[4]

یا پیرزنی از انصار به رسول الله صلی الله علیه وسلم می گوید: ای رسول الله دعا کن که خداوند مرا بیامرزد و بهشت را نصیبم کند.  رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إِنَّ الْجَنَّةَ لا تَدْخُلُهَا عَجُوزٌ» پیرزن شروع کرد به گریه کردن ، رسول الله صلی الله علیه وسلم تبسمی کرد و فرمود:« أَنَّهَا لا تَدْخُلُهَا وَهِيَ عَجُوزٌ»  «تو آن روز پیر نخواهی بود؛ آیا این آیه را نخوانده‌ای که خداوند می‌فرماید: إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً ٭ فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکَارًا ٭ عُرُبًا أَتْرَابًا (واقعه/ ۳۷ – ۳۵)

 یا رسول الله صلی الله علیه وسلم به شوخی به یکی از یارانش می گویید:‏ “‏ يَا ذَا الأُذُنَيْنِ ‏”‏ ای دارای دو تا گوش. در هر حالتی نه مسخره کردنی در این شوخی ها وجود دارد و نه دروغی و اذیت کردنی هست

البته مسخره کردن هم باز درجاتی دارد که بعضی از آنها انسان را از دین خارج می کنند مثل مسخره کردن الله و آیات و قوانین شریعت الله که در قرآن و سنت صحیح بیان شده اند و مسخره کردن رسولش صلی الله علیه وسلم در قالب جک و فیلمهای کمدی و کاریکاتور وغیره: وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إِنَّمَا کُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآیَاتِهِ وَرَسُولِهِ کُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ ‏(توبه/65)اگر از آنان بازخواست کنی، می‌گویند:بازی و شوخی می‌کردیم. بگو : آیا به خدا و آیات او و پیغمبرش می‌توان بازی و شوخی کرد؟!‏ ‏لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ کَفَرْتُم بَعْدَ إِیمَانِکُمْ(توبه/66)بگو:(با چنین معذرتهای بیهوده) عذرخواهی نکنید. شما پس از ایمان‌آوردن، کافر شده‌اید .

این همان دسته از شوخی هائی است که انسان آنها را برای خنداندن و شاد کردن دیگران به کار می گیرد در حالی که همین شوخی آن را به پائین ترین جاهای سقوط می رساند، و به اندازه ای باعث غضب و خشم الله تعالی از خودش می شود که الله تعالی از انجام دهنده ی آن راضی نمی شود مگر اینکه او را وارد آتش کند . رسول الله صلی الله علیه وسلم  می فرماید:” ألا هل عسى رجلٌ منكم أن يتكلَّمُ بالكلِمةِ يُضحِكُ بها القومَ، فيَسقُطُ بها أَبعدَ مِنَ السماءِ، ألا هل عسى رجلٌ منكم أن يتكلمُ بالكلِمةِ يُضِحكُ بها أصحابَهُ، فيَسخَطُ  الله بها عليهِ، لا يَرضىَ عنه حتى يُدخلِهُ النارَ “[5]

درجه ی پائین تر از این مسخره کردنها برای تولید شادی ناپسند و نابجا، به مسخره کردن مومنین به همدیگر بر می گردد که آنها را به درجه ی فاسقین تنزل می دهد نه کافرین و الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَکُونُوا خَیْراً مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن یَکُنَّ خَیْراً مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْوَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِبِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ‏).حجرات/11) ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگری را استهزاء کنند، شاید آنان بهتر از اینان باشند، و نباید زنانی زنان دیگری را استهزاء کنند، زیرا چه‌بسا آنان از اینان خوبتر باشند، و همدیگر را طعنه نزنیدو مورد عیبجوئی قرار ندهید، و یکدیگر را با القاب زشت و ناپسند مخوانید و منامید . ( برای مسلمان ) چه بد و فسوق است، بعد از ایمان آوردن ! کسانی که ( از چنین اعمالی و اقوالی ) دست برندارند و توبه نکنند ، ایشان ظالم وستمگرند .

(ادامه دارد……..)


[1] رواه الترمذي ( 2315 ) وأبو داود ( 4990 ) ، وحسَّنه الألباني في ” صحيح الترمذي ” .

[2]احمد و طبرانی

[3] رواه احمد و الترمذي ( 990 ) ، وصححه الألباني في ” صحيح الترمذي “

[4]  ابوداود و ترمذی

[5] صحيح الترغيب والترهيب – الألباني 2877 / رواه أبو الشيخ أيضا بإسناد حسن ورواه عن علي بن زيد عن الحسن مرسلا

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(18- قسمت)

– محتوا  ی ناشرعی و ممنوع شادی مثل :

  1. شادی کردن به دلیل کنار گذاشتن قانون شریعت الله و  پیروی نکردن از آنچه الله تعالی فرو فرستاده است: 

‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ أَنَّى یُصْرَفُونَ ‏. مگر نمی‌بینی کسانی که درباره آیات خدا به کشمکش و ستیز می‌پردازند، چگونه (از تفکّر و تعقّل حق) بازگردانده می‌شوند؟ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِالْکِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ ‏ .همان کسانی که کتاب و قوانین وآنچه رسولان خود را بدان فرستاده ایم تکذیب می‌دارند،( یعنی با جای گزین کردن قوانین و احکامی به جای قوانین و احاکم قانون شریعت الله، قرآن و هر آنچه تمام پیامبران تا کنون برایآمدن رابه درویش مه وزووه . می گویند دروغ است) اینها  به زودی (نتیجه شوم کار خود را) خواهند فهمید . إِذِ الْأَغْلَالُ فِی أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ یُسْحَبُونَ ‏. آن زمان که غلّها و زنجیرها در گردن دارند و روی زمین کشیده می‌شوند .‏ فِی الْحَمِیمِ ثُمَّ فِی النَّارِ یُسْجَرُونَ ‏ . در آب بسیار داغ برافروخته و سپس در آتش تافته می‌گردند .‏‏«یُسْجَرُونَ» : تمام وجودشان پر از آتش می‌گردد . برافروخته و تافته می‌شوند .‏….‏ ذَلِکُم بِمَا کُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَبِمَا کُنتُمْ تَمْرَحُونَ ‏ . این ( عذابی که در آن هستید ) به سبب شادمانیهای ناپسند و بیجائی است که در زمین می‌کردید و نیز به سبب نازشها و (ادا و اطوارهای سرمستانه ای) است که انجام می دادید. ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَکَبِّرِینَ ‏. (به کافران دستور داده می‌شود) از درهای جهنم داخل شوید و جاودانه در آنجا بمانید . جایگاه متکبّران چه بد جایگاهی است .‏ ‏(غافر/69-76)

  • نمونه ی دیگر از شادی های ممنوع از نظر محتوا، شاد شدن جامعه ی کفاربه آن علم ناچیزی است که دارند که با این علم ناچیز در برابر قانون شریعت الله می ایستند و حتی آن را ناچیز و کهنه و به درد امروز نخور و غیره می دانند:  

فَلَمَّا جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون (غافر/83) «هنگامی كه رسولان آن‌ها با دلائل روشن به سراغ آنان آمدند به معلوماتی كه خود داشتند خوشحال بودند (وغيرآن را هيچ مي‏شمردند) ولی آنچه را (عذاب) به مسخره می‏گرفتند برآن‌ها فرود آمد».

  • مثال  دیگر از شادی های ممنوع از نظر محتوا، شادی از روی تکبر به خاطر دل بستن به دنیا و ثروت زیاد است .

الله تعالی می فرماید: اللّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقَدِرُ وَفَرِحُواْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ مَتَاعٌ (رعد/26)  الله رزق و روزی را برای هرکس که بخواهد فراوان و فراخ می‌گرداند، و آن را برای هرکس که بخواهد کم و تنگ می‌نماید.  (کافران) به زندگی دنیا شاد و خوشنودند، و زندگی دنیا هم در برابرِ آخرت، کالای ناچیزی بیش نیست .‏

حالا الله تعالی این دل بستن به دنیا و شادی نابجا را مثل خیلی از صفات دیگر از صفات کفار می داند و چنین شادی را دوست ندارد.  همانطوری که قوم قارون به او می گویند : لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ (قصص/76) (مغرورانه) شادمانی مکن، که خدا (چنین) شادمانان را دوست نمی‌دارد .‏

چرا دوست ندارد؟ چون اولا هدف رضایت الله و بهشت است نه این زندگی چند روزه، ثانیا دلبستن به دنیا و وابسته شدن به آن خودش یکی از عوامل به وجود آمدن غم و اندوه است، و طبیعی است که این غم و اندوه با «إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ»- یا شادی در دنیا یا شادی در قیامت- سازگار نیست، و حکم سم را برای این دو شادی دارد.

  • نمونه ی دیگر از شادی های ممنوع از نظر محتوا، شادی کردن به خاطر شرک فرقه گرائی و تفرق است، کسانی که دچار شرک فرقه گرائی شده اند و به این عامل عذاب خوشحال و مسرور هستند

الله تعالی به شادی تفرقه افکنان که دلشان را به حزب و گروه و دسته و مذهب خودشان خوشحال کرده اند هم راضی نیست، چون فرموده این صفت مال مشرکین و سکولاریستهاست و شما باید از این شرک مثل سایر شرکها دوری کنید و در این صفت هم جزو مشرکین نشوید: وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ * مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (روم/31- 32) و از زمره مشرکان(سکولاریستها) نگردید .‏ از آن کسانی که دین خود را پراکنده و بخش بخش کرده‌اند و به دسته‌ها و گروههای گوناگونی تقسیم شده‌اند . هر گروهی هم از روشی که دارد خرسند و خوشحال است .

همین الان هم دین سکولاریسم را نگاه کنید به صدها فرقه و مکتب و روش تقسیم شده و هر که به آنی که نزدش هست خوشحال است . حالا اگر منافقین و سکولار زده های محلی در قالب شبهاتی مثل  تکثر گرائی و پذیرش تعدد و غیره می خواهند همین بلا را سر مسلمین در بیاورند، و با درست کردن دارودسته و حزبی جداگانه دسته هایی را به خود مشغول می کنند، و اینها به آنچه دارند دل خوش و خوشحال می شوند، این خوشحالی از نوع خوشحالی غیر مشروع تفرقه افکنان و سکولاریستها است که الله تعالی از نظر محتوا دوستش ندارد .

(ادامه دارد………)

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (17- قسمت)

  « شادی غیر شرعی و منفی یا شادی نابجا»  

دیدیم که عرصه های شاد شدن برای عموم مسلمین بسیار زیادند و به تعداد تمام عبادتها هستند، یعنی شخص مسلمان می تواند به تعداد صدها آیه، و هزاران حدیث، و هزاران عرف مورد تأئید قانون شریعت الله برای خودش شادی تولید کند. الله تعالی به عنوان یک پیش نیاز«أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ» را به عنوان یک بستر مناسب برای رشد و دوام این شادی ها معرفی می کند. از بین بردن فقر و آوردن رفاه و از بین بردن ترس و نا امنی و آوردن امنیت.

 یعنی شخص زمانی که «به اندازه ی  شرعی آن» مشکلات اقتصادی و معیشتی نداشت و در زمینه ی دینش و جانش و ناموسش و عقلش و آبرویش و مالش و سایر ضرورتهای حیاتیش امنیت داشت آن وقت دروازه ای باز می شود برای تمام چیزهائی که انسان را در دنیا شاد می کند. شخص مسلمان در چنین فضائی می تواند «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ» را به بهترین شیوه ی ممکن و به صورت کاملش انجام بدهد، و عبادت هم یعنی عمل کردن به تمام آنچه الله تعالی نازل کرده و به آن راضی است.  

حالا در زمینه ی شادی نگاه می کنیم که الله تعالی چه چیزهائی را مجاز دانسته است ما هم آنها را انجام می دهیم و به آنها می گوییم «شادی ساز و یا حتی شادی افزا»، در برابر، هر عملی را که مخالف قانون شریعت الله و عدم رضایت الله باشد به آن می گوییم «شادی سوز یا شادی زدا» حتی اگرنوعی شادی ظاهری هم تولید کنند، چرا؟ چون برای  قلب که جای شادی است ضرر دارند، و اورا مریض می کنند، و در واقع خانه را می سوزانند، حالا هر شادی جعلی که به خانه صدمه بزند و آلوده اش کند یا بسوزاندش می گوییم غیر شرعی و نامشروع است. در این صورت شادی هم مشروعش هست هم نا مشروع و مخربش.

با این وجود، در کنار مومنین شریعت گرا همیشه دسته های مختلفی از کفار و حتی دسته هائی از دشمنان داخلی تحت عنوان منافقین و سکولار زده ها وجود دارند که مسیر را اشتباه می روند، و نیازهایشان را از مسیر اشتباهش برطرف می کنند، مثلا نیاز خوردن را از طرق خوردن گوشت خوک برآورده می کنند، یا نیاز به نوشیدن را علاوه بر نوشیدنی های حلال از طریق نوشیدن مشروبات الکلی برطرف می کنند، یا نیازهای جنسیشان را از طریق زنا برطرف می کنند، یا نیاز به درآمدشان را از طریق کسب حرام و دزدی و اختلاس و ربا وغیره برطرف می کنند و به همین ترتیب نیاز به شادیشان را از کانالهای نامشروع و غلطش برطرف می کنند .

این دسته از انسانها ارزشهای کاذب و دروغین را به جای ارزشهایِ صحیحِ قانونِ شریعت الله قرار داده اند، و به همین ترتیب اهداف کاذب و دروغینی را به جای اهداف صحیح شرعی برای خودشان تصور کرده ند، و حتی انتظارات و توقعاتشان از مومنین و مجرمین غلط و اشتباه است، و تبدیل شده اند به انسانهای بیمار و نامتعادلی که برای دیدن این نامیزان بودنشان نیاز به علم خاصی نیست همه می توانند تشخیص شان بدهند . 

در برابر این دسته از انسانهای مجرم، الله تعالی برای محافظت از این شادی و آرامش و لذتی که به مومنین ثواب اخروی هم می دهد، از شادی‌ها و لذت‌های ناپسند و كاذب به شدت جلوگيری می کند. چون اين گونه شادی‌ها جنس جعلی و تقلبی شادی هستند که به شادی پایدار انسان ها لطمه وارد می کنند. بر همین اساس آيات قرآن درباره ی شادی دو دسته‌اند؛ دسته ای از آيات مؤمنین را دعوت به شادی کرده‌اند و دسته‌ی ديگه نوعی از شادی را نکوهش و منع می‌کنند.

 شادی امری درونی است که به همراه عوامل شرعی دیگر وجود انسان را سرشار از آرامش می کنند، و روح انسان تنفس می کند و شارژ می شود، اما شادی های جعلی و تقلبی مثل اجناس تقلبی چینی های سکولار سوسیالیست تنها ظاهرشان مثل جنس اصلی است، اما از درون چیز دیگری هستند، این شادی های تقلبی و جعلی تنها در ظاهر مثل شادی هستند، اما ماهیتشان با شادی اصلی فرق دارد، و آن کارکردی که جنس اصلی دارد این شادی تقلبی ندارد .

این طوری متوجه می شویم همانطوری که خوراک و نوشیدنی ممنوع و حرام شده داریم به همین شیوه خشم نابجا و شادی نابجا و تقلبی هم داریم . هم خوبش هست هم بدش . بد و حرامش آنی است که هم به جسم و هم به روح انسان آسیب جدی وارد می کند، و انسان را آلوده و بیمار می کند، و آرامش خواسته شده در شریعت الله را از انسان می گیرد، و طبعا مخالف قانون شریعت الله است.

به نظر شما شخصی که بیماری صعب العلاج و دردناکی در جسمش دارد از نعمت زندگی لذت می برد؟ مشخص است که نه. شخصی که از قانون شریعت الله دور می شود این هم بیماری صعب العلاج روحی و قلبی گرفته است، و به هر میزان از توحید و قانون شریعت الله فاصله می گیرد به همان اندازه مریضی و بیماری قلبی و روحیش بیشتر می شود، این شخص هم، مثل همان بیمار جسمی صعب العلاج از شادی بجا و آرامش مورد نیاز محروم می شود. در این صورت و بر اساس هدف زندگي، آشکار است که شادي و نشاط از ديدگاه اسلام داراي حد و مرزاست. کسی که این حد و مرزها را مثل خوراکیها و نوشیدنی ها بهم بزند مرتکب ظلمی به خودش و حتی جرمی در حد دیگران شده است .

 این حد و مرزهای منع شده و ممنوع شادی در قانون شریعت الله را می شود در سه دسته قرار داد: 1- محتوای شادی 2-  قالب شادی  3- زمان و مکان شادی . 

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(16- قسمت)

این یعنی آینده و عاقبتی روشن در دنیا و قیامت که در آن نه ترسی هست نه اضطراب و دو دلی، بلکه تنها شادی هست و آرامش و آرامش.

در اینجا لازم است در مورد شادی های بجا و مورد پسند الله تعالی در دنیا به دونکته اشاره کرد :

 یکی اینکه : در قانون شریعت الله همین شادی هم وسیله ای است برای رسیدن به بهشت و کسب رضایت الله تعالی، و خودش به تنهایی هدف نمی شود. شادی یکی از ابزارهایی است که انسان مؤمن را در انجام دادن کارهای اساسی و مهمی که آن را به  بهشت و رضایت الله تعالی نزدیک می کند کمک می کند، و به اصطلاح ما شادی کارهای خدماتی را انجام می دهد و به شخص انرژی می دهد و شارژش می کند که به وظایفش بهتر عمل کند .

 نکته ی دیگر اینکه برای پایدار کردن این شادی بجا و مورد پسند الله  تعالی لازم است به چند تفاوت و نکات ریز و ویژه در مورد ساکنین دارالاسلام دقت بشود: 

  • یکی اعتقادات دینی است، یعنی ممکن است یک امری برای یک مسلمان شادی زا باشد و برای یک کافر مایه ی غم و اندوه و نگرانی و ضرر.  وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا (اسراء/82)ما آیاتی از قرآن را فرو می‌فرستیم که مایه بهبودی و رحمت برای مؤمناناست ، ولی بر ستمگران و ظالمین جز زیان اضافه نمی کند.

یعنی این قرآن و این قوانین شریعت الله دو تا کاربرد متفاوت برای انسانها دارد ، برای مومنین مایه ی شفا و رحمت است، و در برابر، برای ظالمین غیر از زیان و ضرر چیزی نمی آورد . در اینجا طبیعی است که مومنین با این قرآن و قوانینش شاد می شوند و ظالمین و ستمگران غمگین و نگران . مثل پیروزی کفار نصرانی دشمنان شماره 3 ما بر کفار مجوس دشمنان شماره 2 ما که باعث خوشحالی ما «وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ» (روم/4) و طبعا باعث غم و اندوه سکولاریستهای قریش دشمنان شماره 1و مجوس دشمنان شماره 2 ما می شود.

اجرای قانون شریعت الله برای مومنین و حتی کفار اهل جزیه ی ساکن در دارالاسلام رفاه و امنیت «أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ » و اختصاص دادن عبادتها به صورت کامل برای الله را می آورد«فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ» و به دین با هر 4 مفهومش به صورت کامل عمل می شود و این یعنی هدیه ی شادی به مومنین، اما زیان و ضرر برای ابوجهل ها و ابولهب ها و دین فروشان و سکولاریستها و دزدها و بی ناموسها و حیزها و هم جنس بازها و سایر ظالمین .

  • تفاوت دیگری که برادران و خواهرانم باید برای پایدار کردن شادی در نظر بگیرند در نظر گرفتن سن اشخاص است،

 در هر سنی مواردی دیده می شود که شادی های افراد با هم فرق می کند و ممکن است در مواردی با هم یکسان نباشند . برای  همین است می بینیم چیزی که ممکن است یک جوان را شاد کند مثل قبولی در فلان دانشگاه و شغل و ازدواج و…. نمی تواند یک بچه ابتدائی را خوشحال کند و بلعکس هم صادق است . باز ممکن است چیزی که برای یک نوجوان یا جوان مایه ی شادی و خوشحالی باشد برای یک بزرگسال  شادی به همراه نیا ورد .

مثلا زبیر جوان در حبشه از اینکه سپاه کافر نجاشی پیروز می شود از بس خوشحال است که از دور پیراهنش را در می آورد و به نشانه ی پیروزی تکانش می دهد . اما همین اتفاق برای یک بچه اسباب شادی نمی شود و اصلا درکش نمی کند و  نمی تواند شادش کند. 

به صورت ریزتر حتی خیلی از شعرها و به گفته ی شما ترانه ها و به گفته ی ما گورانی ها هم هستند که ممکن است برای  یک نوجوان یا جوان شادی ساز باشند، اما برای یک بزرگسال نه . یا بالعکس یک بزرگسال از اشعار و گورانیها و ترانه هائی شادی به او دست بدهد، اما یک نوجوان و جوان نه . در مورد بازیها و سایر سرگرمیها هم باز تفکیک سن افراد لازم و ضروری است. این یکی از آن نکاتی است که قرنها تمدن اسلامی ما فرهنگی و نهادینه ا ش کرده است، و لازم است دوباره مثل سایر موارد مورد توجه و دقت قرار بگیرد.

نکته ی مهمی که در این تفکیک بر اساس سن رعایت می شود و لازم است به آن اشاره بشود، «حفظ و احترام گذاشتن به عزت نفس» است که  یکی از اساسی ترین عوامل شادی و یکی از مهمترین پشتیبانی کننده های شادی است که جزء جدانشدنی و تفکیک ناپذیر شادی به شمار می رود.

  • تفاوت دیگری که لازم است در این گونه موارد به آن توجه و دقت بشود  جنسیت افراد است،

 بدون شک با در نظر گرفتن مشترکات – مثل خیلی از موارد – اختلافاتی میان دختر و پسر و زن و مرد وجود دارد .عوامل ایجاد شادی هم در مواردی در مردان و زنان با هم متفاوت است. چیزهای زیادی هستند که پسر بچه ها را شاد می کند اما برای دخترها جذابیتی ندارند. بر عکسش هم صادق است، خیلی چیزها هستند که یک دختر بچه را شاد می کند اما برای  پسر بچه ها اصلا جذابیتی ندارد. در سنین بالا هم موارد این طوری زیادند، که ممکن است یک مرد را خوشحال کند اما یک زن را نه، یا ممکن است مواردی باشند که یک زن را شاد کند اما برای یک مرد جذابیتی نداشته باشد .

  • اختلاف دیگری که لازم است به آن توجه ویژه شود عوامل زیست محیطی است . مثل: موقعیت جغرافیایی و آب و هوایی است که شرایط فرهنگی مختلفی را برای رسیدن به بعضی از شادی ها به وجود آورده است که در قالب «عرف» آن منطقه و مردم تعریف می شود، و ممکن است قومیتهای مختلف روشهای مختلفی داشته باشند که، متناسب با شرایط جغرافیائی و آب و هوائی و منطقه ای آنهاست .

 این عرفها تا زمانی که مغایرتی با قانون شریعت الله نداشته باشند قابل احترام و مورد پذیرش هستند  و کسی نمی تواندعرف یک منطقه ی جغرافیائی خاصی را بر منطقه ی دیگر، یا مال یک قبیله و زبان را بر دیگر قبایل و زبانها تحمیل کند.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(15- قسمت)

  1. مورد کلان دیگری که الله تعالی برای ماندگار و پایدار کردن شادی معرفی کرده رضایت به قضا و قدر الله و عدم اعتراض به مقدّرات الهی در باطن و ظاهرمثل قلب و زبان و عمل است.

زمانی که شخص مومن به این درجه می رسد به بینشی روشن و واقعی از جایگاه زندگی دنیوی نسبت به زندگی اخروی دست پیدا می کند، و این باعث رضایت مندی و خشنودی به قضا و قدر الهی می شود. «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‌ مَا فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِمَا آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ» (حدید/23) «تا بر آنچه از دست داديد، تأسف نخوريد و به آنچه به شما داده شد، (سرمستانه) شادمانى نكنيد و خداوند هيچ متكبر فخرفروشى را دوست ندارد».

این یعنی بستن درهای غم و نا امیدی و استرس و افسردگی و تمام آفتهائی که به شادی انسان ممکن است صدمه بزنند، این یعنی محافظت از نعمت شادی که الله تعالی به عنوان یک نیاز در وجود ما قرار داده است، بخصوص زمانی که متوجه می شود که قطعا و بدون هیچ شکی همه ی انسانها با جانشان یا گرسنگی و مال و فرزندانشان و غیره مورد آزمایش و امتحان قرار می گیرند:

  • وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ (بقره/155) و قطعاً شما را با برخی از ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی و کمبود میوه‌ها، آزمایش می‌کنیم، و مژده بده به بردباران .‏
  • لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا ۚ وَإِن تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (آل عمران/186) بدون شک و به طور مسلّم از لحاظ مال و جان خود مورد آزمایش قرار می‌گیرید و حتماً از کسانی که پیش از شما بدیشان کتاب داده شده است(یهود و نصارا)، و از مشرکین(سکولاریستها)هم، اذیّت و آزار فراوانی می‌بینید و اگر بردباری کنید و بپرهیزید،  (کارهای شایسته همین است و) این اموری است که باید بر انجام آنها عزم را جزم کرد و در اجرای آنها کوشید .‏

در این صورت انسان می تواند دو نوع برداشت از دنیا داشته باشد:

 1- دنیا مکان استراحت و آخر خط است که نباید در آن مشکلات و ناملایماتی وجود داشته باشد. قطعاً در زندگی همه ی انسان ها مشکلاتی وجود دارند، در نتیجه در این دیدگاه مواجه شدن با این مشکلات و سختیها بسیار ناگوار و شکننده خواهد بود، و ثمره اش می شود آنچه کداک و مرکل و هزاران نفر مثل اینها بر سر خودشان آورده اند . .

2- برداشت دیگر این است که دنیا گذرا، ناپایدار و محل آزمایش و برداشت عمل صالح برای قیامتی است که این قیامت ماندنی و همیشگی است. در این نگرش انسان به راحتی سختی ها را قبول می کند و زندگی و تحمل سختی های آن برایش آسان می شدند .

این شیوه ی نگاه کردن، مومنی را تولید می کند که شکرگذار است « لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ» و مثبت اندیش است، و با وجود تلاشی که می کند و از تمام اسبابی که شرعی هستند برای رسیدن به هدف استفاده می کند، اما نتیجه را به الله واگذار می کند، و راضی است به قضا و قدر الهی، و این طوری از شادی درونیش محافظت می کند و به آن استحکام می بخشد.

ما در برابر این مومنین، انسانهای زیادی را می بینیم که قضاء و قدر الهی را متوجه نشده اند، و نگرششان به خودشان و جهان اطرافشان غیر شرعی است . اینان همیشه نکات منفی اطراف خودشان را می بینند؛ دائم از کارهای غلط اطرافیان و جامعه گله و شکایت دارند، از زندگی خودشان راضی نیستند، از بی پولی و نداشتن امکانات مادی و غیره همیشه می نالند. این اشخاص با این منفی نگری هایشان علاوه برآن که به جسم خودشان لطمه وارد می کنند شادی خود و دیگران را هم از بین می برند.

  • مورد اساسی سومی که می تواند به پایدار ماندن شادی انسانها کمک کند ایمان به قیامت و دنیای پس از مرگ از طریق آخرین فرستاده ا ش است.

هدف نهایی و آرماني كه اسلام برای مسلمین ترسيم مي‏کند و سر راهشان قرار می دهد، تنها بهشت و رضایت الله است.  زمانی که شخص به میل خودش و با ایمان راسخ آزادانه به سمت و سوی این هدف اساسی حرکت می کند، حاضر می شود همه ی آنچه که در دنیا دارد را شادمانه در این مسیر فدا کند، و هر چه در این مسیر حرکت می کند و به این هدف مهم نزدیک می شود دروجودش احساس رضایت و شادیش اضافه می شود. به قعقاع اوسی گفتند؛ چیزی از بهشت برایمان بگو که ما را برایش تشویق و تحریض کند. گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم آنجاست.

  در اینجا واضح و روشن است که با تفسیر شرعی از دنیا و زندگی، عاقبتِ مسلمینِ مجاهد غیر از دو تا شادی نیست: یکی شادی در دنیا و دیگری شادی پس مرگ با شهادت که شهداء قبلا به آن رسیده اند. قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْبِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ(توبه/52)بگو:آیا درباره ما جز یکی از دو نیکی انتظار دارید:(یا پیروزی و غنیمت در دنیا، و یا شهادت و بهشت در آخرت). ولی ما درباره شما چشم به راه هستیم که یا خداوند به عذابی از سوی خود گرفتارتان سازد و یا (در این جهان) با دست ما (عذابتان دهد) . پس شما چشم به راه باشید و ما هم با شما در انتظاریم .

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(14- قسمت)

این موارد، و موارد مشابه مثبت دیگری که انسانها ذکر کرده اند را قانون شریعت الله به عنوان ابزارهائی که به شادی منجر می شوند قبول دارد. الله تعالی با تأکید بر موارد مثبتی که نام بردیم و موارد ریز دیگری که به عنوان نمادهای ظاهری شادی وجود دارند، در قانون اساسی و شریعت خودش در یک جمع بندی کلی سه عامل اساسی را منشأ تولید شادی پایدار در انسان ها معرفی می کند، و این شادیها را سازماندهی، مدیریت، کنترل و هدایت می کند تا از تبدیل شدن آنها به «توهم خوشحالی» جلوگیری شود:

  1.  یکی از این موارد کلیدی پایبندی و ایمان مخلصانه به لا اله – الا الله و محمد رسول الله به عنوان مهم ترین و زیربنایی ترین عامل شادی است. نداشتن نگرانی، اضطراب و افسردگی و رسیدن به اطمینان قلبی، اساس هر نوع شادی است، و این تنها با دوری کردن از برنامه ها و قوانین غیر شرعی و تبعیت بی چون و چرا از قانون شریعت الله تأمین می شود. الله تعالی می فرماید: الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد/28) آن کسانی که ایمان می‌آورند و دلهایشان با ذکر الله اطمینان و آرامش پیدا می‌کند . آگاه باشد! دلها با یاد الله به درجه اطمینان می رسند.

در اینجا باید عرض کنم که همچنانکه درجه ی مومنین بالاتر از درجه ی مسلمین است به همین شیوه درجه ی اطمینان بالاتر از درجه ی ایمان است: وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی(بقره/260) و هنگامی را که ابراهیم گفت: پروردگارا ! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی. گفت : مگر ایمان نیاورده‌ای‌ ؟! گفت: چرا ! ولی تا اطمینان قلب پیدا کنم.

زمانی که شخص با کفر به طاغوتها و ایمان به الله به ارزشهای قانون شریعت الله و رحمت و وعده و عیدهای الله تعالی دلبسته و وابسته می شود، دیگر شادی خودش را به هیچ چیز و هیچ کس دیگری غیر از الله تعالی وابسته نمی کند، برای همین است همیشه از نعمت شادی برخوردار می شود، چون: وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکي.  زمانی که شخص شادی خودش را تنها به امور زودگذر مادی وابسته می کند طبیعی است که با تمام شدن آنها، او هم دچار غم و نگرانی شود.

تصور کنید کسی مثل جرج ایستمن کداکِ که عکاسی رابرای همه ی مردم ممکن کرد،با وجودیکه 95 میلیون دلار سرمایه داشت در سال 1932 به دلیل سیر شدن از مال و لذتهای دنیا در سن 82 سالگی خودش را با شلیک گلوله ای به سینه ش می کشد. کداک در آخرین جملهٔ وصیت ‌نامه‌اش نوشت بود «من کارم را انجام دادم. پس ماندن دیگر لزومی ندارد»

نمونه ی دیگر آدلف مرکلِ است که در سن 74سالگی در سال 2009 با 43 میلیارد دلار سرمایه و چندین شرکت بزرگ داروسازی و خودرو سازی و غیره که صد هزار کارمند زیر نظر او کار می کردند و 44 امین مرد ثروتمند جهان بود به دلیل افت 50 درصدی سهام یکی از شرکتهایش خودش را می اندازد جلو قطار و خودکشی می کند، در حالی که  تنها از رتبه 44 ثروتمند ترین افراد جهان به نفر 96 تنزل پیدا می کرد.

نمونه ها و موارد در این زمینه بسیار زیادند که اشخاص شادی خودشان را به امور زودگذر دنیوی وابسته کرده اند و زمانی که به این امور رسیده اند مثل کداک خودکشی کرده اند یا اگر مثل مِرکل کمی از آن ناقص شده خودشان هم از بین برده اند .

اما زمانی که شخص مومن شادی خودش را به الله و قانون شریعت الله و وعده های الله تعالی گره می زند دیگر پرهیز از گناه برایش شادی می آورد، جهاد فی سبیل الله و برقراری صله ی رحم برایش شادی می آورد، پذیرایی از مهمان و گره گشایی از کار بندگان الله و اجرای تمام دستورات الله تعالی  برایش شادی می آورد، یعنی زمانی که می داند خَیرُ النَّاسِ أنفَعَهُم لِلنَّاس، از امر به معروف و نهی از منکر و کار تبلیغی و تلاش برای بازگرداندن حکومت و قانون شریعت الله بر مردم گرفته تا رساندن نفع مادی به انسان ها و انجام امور عام المنفعه روحیه اش را شاد می کند و امید و عزت نفسش را بالا می برد.

حتی خودآرائی و رسیدگی به سر و لباس خود شخص هم برای مومن شادی مزید بر شادی می آورد چون می داند الله تعالی فرموده : «يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ» (اعراف/31) ای آدمیزادگان! در هرمسجدی، خود را بیارائید . حالا این شخص هم شادی ناشی از رسیدگی به وضع ظاهری به او می رسد و هم شادی ناشی از تبعیت از یکی از قوانین شریعت الله که به شادی اولی و عمومیش پایداری و ماندگاری می بخشد .  

در این زمینه نمونه ها زیادند اما نکته ای که لازم است به آن اشاره شود گریه ست به عنوان یکی از مکملهای شادی در قانون شریعت الله که  به عنوان یکی از مفید ترین، عالی‌ترین و طبیعی‌ترین راه ها برای رهایی از غم و اندوه و بیرون ریختن غم و اندوه سفارش می شود .

گریه نه تنها افسردگی نمی آورد، بلکه یکی از نعمتهای غیر قابل انکار از سوی خدای حکیم، و یکی از بهترین وسیله ها برای  تسکین انسان است که در وجود انسان قرار داده شده است. بر این اساس خنده و گریه در پایدار شدن شادی مکمل هم می شوند. الله تعالی هم برای رسیدن به این هدف هم می خنداند و هم می گریاند: « وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکي». رسول الله هم برای گریه کردن حتی به گریاندن اجباری خود هم سفارش هایی کرده است .

 این یعنی رعایت صحیح بهداشت درونی و روانی انسانها در زندگی دنیوی توسط قانون شریعت الله، حتی اگر محافظت از این شادی و دور ریختن غم و غصه رابه سبک دیگری سفارش کرده باشد که برای غیر مومنین قابل هضم هم نباشد.

(ادامه دارد……)

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(13- قسمت)

  • مورد دیگری که همه ی انسانها بدون در نظر گرفتن باورهایشان معتقدند که با آن شادیشان پایدار می شود ازدواج و زندگی زناشویی است .

رسول الله صلی الله علیه وسلم ازدواج را یکی از سنتهایش می داند، و نهی شده از اینکه کسی بیاید و این سنت را بر خودش حرام کند« فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی» [1]و هرکس از راه و روش من دوری کند از من نیست .

  • مورد دیگری که مردم متفق اند که برایشان شادی می آورد و به این شادی دوام می دهد پول و ثروت است. همان « أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ»است که رسول الله صلی الله علیه وسلم به کرات فقر را در کنار کفر و شرک قرار می دادند و از آن به الله پناه می بردند :
  • در هر صبحگاه و شامگاهی می فرمودند «اللَّهُمَّ أَعُوْذُ بِکَ مِنَ الْکُفْرِ، وَالْفَقْرِ»[2]«بار الها! از کفر  و فقربه تو پناه می برم
  • و حتی در هنگام خواب هم می فرمودند پرودگارا : اِقْضِ عَنَّا الدَّینَ وأغْنِنَا مِنَ الفَقْرِ . قرضهای مالی ما را بپرداز و ما را از فقر دور بگردان.

نجات از فقر «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ» بدون شک برای همه شادی می آورد، حالا اگر کسی به این ثروتش اضافه شود شادیش هم اضافه می شود و ثروتش کم بشود شادیش هم کم می شود – بخصوص در میان قشر کم درآمد جامعه – چون درآمد تا اندازه ای که نیازهای مادی افراد را برطرف می کند بر شادمانی آنان تأثیر دارد، اما درآمد بیش از حد مورد نیاز، شادی را اضافه نمی کند، مگر اینکه شخص با این ثروتش در راه الله خرج کند و با چیزهائی که برای  قیامتش ذخیره می کند شادی خودش را پایدارتر و اضافه تر کند. برای همین است که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: نِعْمَ الْمَالُ الصَّالِحُ لِلرَّجُلِ الصَّالِحِ.[3] چه خوب است مال حلال و پاکی که دراختیار مرد صالح و نیکوکاری باشد .

این افراد هر چه اموالشان بیشتر بشود به همان اندازه با پولشان، هم برای خودشان شادی می خرند و هم دیگران را شاد می کنند. یک مجاهد را تجهیز می کنند، یک بیمارستان می سازند، یک پل  و راه را می سازند، چاه یا منبع تصفیه ی آبی برای مردم می سازند، مرکزی برای رسیدگی به زنان خود سرپرست می سازند و سایر کارهای عام النفعه که این اشخاص با پولشان انجامش می دهند که هم سبب خوشحالی خودشان می شود و هم تمام آنهائی که از این خدمات استفاده می کنند.

عثمان بن عفان یکی از این خیرینی بود که دو بار بهشت را از رسولالله صلی الله علیه وسلم  خریداری کرد؛ بار اول زمانی که چاه رومه را خرید[4] و بار دوم زمانی که لشکر عسره را مجهز کرد[5]. به همین دلیل بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای یارانش مثل انس رضی الله عنه دعا می کند: اللَّهُمَّ أَكْثِرْ مَالَهُ وَوَلَدَهُ، وَبَارِكْ لَهُ فِيمَا أَعْطَيْتَه[6]یا الله! مال و فرزندش را زیاد بگردان و در آن‌چه به اوبخشیده ای، برکت عطا کن.

  • مورد دیگری که همه ی انسانها رویش اتفاق نظر دارند که برایشان شادی می آورد و شادی را بادوام می کند سلامت و وضعیت جسمانی است که اسلام از قوانین طهارت گرفته تا وضع قوانینی در تحریم بعضی از خوردنیها و نوشیدنی ها و اعمال ضرر رسان دیگر،و سفارشهائی در چگونگی تغذیه و خواب و ورزش و غیره از این سلامت جسمی انسانها محافظت می کند، و انسان با رعایت این قوانین شریعت الله می تواند از سلامت جسمیش محافظت کند و این طوری هم، به پایدار ماندن شادیش کمک کند.
  • مورد مهم دیگری که انسانها رویش اتفاق دارند که شادیهاشان را ثابت و پایدار می کند امنیت است. که ما در همان «وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» بارها به آن اشاره کرده ایم که امنیت در موارد مختلف زندگی را در بر می گیرد.

(ادامه دارد……..)


[1] متفق علیه

[2] أبو داود 4/ 324، وأحمد 5/ 42

[3] رواه أحمد وغيره وصححه الألباني.

[4]آثار المدینه المنوره، عبدالقدوس انصاری، ص: 245، چاپ مدینه/ الجواهره فی نسب النبی و اصحابه العشره: 2/173

[5] البدایه و النهایه: 5/4

[6]متفق عليه، أخرجه البخاري -واللفظ له- (ص536 ح 6378)، و (ص533 ح6334) و(ص534 ح6344) و رواه أيضاً (ص155 ح1982) بسنده عن أنس – رضي الله عنه. وأخرجه مسلم (ص1113 ح2480_2481)، و (ص780 ح660)


درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(12- قسمت)

  «شادی پایدار و عمیق» که بدیل شادی های گذرا و سطحی محسوب می شود. 

 عرض کردیم که قانون شریعت الله روشهای استفاده از شادی، و به دست آوردن آرامش از این زندگی محدود دنیوی، و لذت بردن از کارهائی که باید دراین زندگی کوتاه دنیوی انجام بشود را در قالب دستورات کلی و حتی ریزی به مسلمین آموزش می دهد .

از ساده ترین توصیه های شخصی که زمینه ساز شادی می شوند مثل: آراستگی، پوشیدن لباس هایی با رنگ روشن، استعمال بوی خوش، حضور در مجالس شادی، برقراری صله ی رحم، دیدار با دوستان، نظافت و پاکیزگی، مسواك كردن، مسافرت و تفریح، حضور در طبیعت، دوری از بیماری های منشعب از تکبر مثل حسادت و کینه ی نابجا، کنترل و مدیریت خشم، شوخ طبعی و مزاح و پياده‏روي، سواركاري، شنا، خوردن و نوشيدن و… مطرح شده که همه برای ایجاد شادی و از بین بردن غم و اندوه از دل مؤمنان سفارش شده اند؛ تا دستوراتی در مورد زندگی دعوتی، جهادی، حکومتی، اقتصادی، امنیتی، اداری، اجرائی، اجتماعی، فرهنگی، و مجازات مجرمین و جزائی که روی هم رفته شادی را به مومنین هدیه می دهند .

بعد از آموزش، برای مراقبت و نگهداری از این شادی و آرامش و لذت هم، راهکارهائی را نشان می دهد، و انجام دادن این کارها را عملی معرفی می کند که مشمول پاداش اخروی می شود، و اینطوری به شادی و آرامش و لذتی که خود شخص می برد عمق می بخشد، و پایدارش می کند تا تشنگی انسان نسبت به این نیاز اساسی را پاسخ بدهد، و کیفیت شادی و نشاط و لذت از زندگی سالم و اسلامی را به انسان آموزش بدهد .

قبلا عرض کردیم که شادی جزو امور فطری و یکی از نیازهای اساسی عموم انسانهاست، حالا مواردی وجود دارند که انسانها با گرایشات مختلف به این قناعت رسیده اند که می توانند با این عوامل و مؤلفه ها برای خودشان شادی تولید کنند، و این شادی که تولید کردند را پایدار و ماندگارش کنند، و همگی به این نتیجه رسیده اند که رعایت این موارد می تواند شادی آنها را ماندگار و تثبیتش کند : مثل

  • داشتن اعتقادات دینی و معنویت گرائی:

 این ایمان درونی باعث می شود اشخاص کمتر احساس تنهایی، رهاشدگی و پوچی کنند. کسی که به قدرتی برتر ایمان دارد که در هر حالت و شرایطی رهایش نمی کند باعث می شود شادی درونیش تقویت و همیشگی بشود. فرعون از موسی و هارون پرسید:  قَالَ فَمَن رَّبُّکُمَا یَا مُوسَى ‏(طه/49) گفت: ای موسی ! پروردگار شما دو نفر کیست‌؟ موسی در جوابش گفت: قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى ‏(طه/50) (موسی در جواب فرعون) گفت: پروردگار ما آن کسی است که هر چیزی را وجود بخشیده است و سپس رهنمودش کرده است .و همین الله اعلام می کند: إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً ‏ (نساء/1) بیگمان خداوند مراقب شما است

  • مورد دیگری که همه ی انسانها به این نتیجه رسیدند که اگر رعایتش کنند باعث ماندگار تر شدن و دوام شادی آنها می شود ارتباط اجتماعی و مردمی بودن و گوشه گیر نبودن است .

 این دوستی ها و انساهائی که با آنها ارتباط برقرار می کنیم سرمایه های اجتماعی ما هستند که به ما نوعی اعتماد اجتماعی می دهند و بر میزان شادبودن افراد جامعه تأثیر می گذارد. افرادی که از سرمایه ی اجتماعی برخوردار هستند و روابط اجتماعی بهتری دارند شادتر از کسانی هستند که از نظر تحصیلات، ثروت، جایگاه اجتماعی و … در درجات بالایی قرار دارند اما روابط اجتماعی مناسبی ندارند. برای  همین است انزواطلبی و کناره گیری به شدت در اسلام نهی می شود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:«لا رَهْبانِیَّةَ فِى الإِسلامِ»[1] در اسلام رهبانیت و انزوای اجتماعی و کناره گیری از مردم وجود ندارد، بلکه رسول الله صلی الله علیه وسلم با برآورد کردن خوبی و بدی هائی که از این قاطی شدن با مردم نصیب شخص می شود می فرماید « الْمُؤْمِنُ الَّذِی یُخَالِطُ النَّاسَ وَیَصْبِرُ عَلَی أَذَاهُمْ أَعْظَمُ أَجْرًا مِنْ الْمُؤْمِنِ الَّذِی لا یُخَالِطُ النَّاسَ وَلا یَصْبِرُ عَلَی أَذَاهُمْ »[2] اگر یک شخص مسلمان با مردم معاشرت کند و بر اذیت آنها صبر کند بهتر است از کسی که با مردم معاشرت نمیکند و بر اذیت آنها صبر نمیکند .

باید دقت بشود این مخلوط شدن و تعاون در روابط اجتماعی- فرهنگیِ سالم و شرکت در شوراهای تحت مدیریت یکی از 3 ابزاراست، نه مثلا مشارکت و تعاون در ماجراجوئی ها و مصیبتهای فرق و گروههای مختلفِ دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمی که از 3 ابزار دوری کرده اند و با همین شعارهای اسلامی  تنها ذلیلی و خفت و حقارت و نابودی به بار می آورند «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا» و هر کسی که حرفهایشان را قبول کند و با آنان هم مسیر بشود او را هم با خودشان وارد جهنم می کنند« مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» که باید به جماعت و امامی ملحق شد که از طریق یکی از آن 3 ابزار به وجود آمده است«تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» و اگراین جماعت واحد از طریق 3 ابزار و امام واحد وجود نداشت «فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ» باید بدون معطلی از این رهبران به ظاهر اسلامگرائی که پیروانش را به سوی جهنم هدایت می کنند و تمام گروههای متفرق و رنگارنگی که تولید کرده اند به کلی کناره گیری کرد: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ[3]  کناره گیری از این داعیان به سوی جهنم و احزاب و گروههای متفرقشان به معنی کناره گیری از مردم نیست مگر اینکه این مردم هم با آنها هم مسیر شده باشند.

(ادامه دارد………)


[1] مسند أحمد بن حنبل ‏(‏3/82‏)

[2] ترمذی 5207 و ابن ماجه 4032))  صحیح البانی  

[3] صحیح البخاري ـ أبي داود ـ ابن ماجة ـ أحمد

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(11- قسمت)

ما به پیروزی نصرانی ها دشمنان شماره 3 خود بر مجوس دشمنان شماره ی 2 خود خوشحال هستیم، چون اولا یک دشمن دور تر بر یک دشمن نزدیکتر پیروز شده و این به نفع مسلمین است و به مسلمین خیر و نفعی می رسد، و چه کسی وجود دارد که از خیر و نفع خوشحال نمی شود مخصوصا زمانی که به آن نیاز داشته باشد؟ و ثانیا نصرانیها از نظر باورهایشان به ما نزدیکترند و مجوس از ما دورترند و ما به پیروزی آنی که به ما نزدیکتراست بر آنی که از ما دورتر است خوشحال می شویم . این یعنی تبعیت از دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان که الله تعالی برایمان تعیین کرده و ایجاد شادی برای خودمان که اگر کسی از این دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان غافل و ناآگاه باشد از این شادی هم محروم می شود . 

  1. دسته ی سوم از شادیهای مورد پسند الله تعالی آن شادی است که بر اثر ادامه دادن مسیر شهدائی که در راه الله و جنگ مسلحانه کشته شده اند به دست می آید

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحياءٌعِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ * فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِوَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (آل عمران/170-169) و کسانی را که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده مشمار، بلکه آنان زنده‌اند و بدیشان نزد پروردگارشان روزی داده می‌شود.  آنان شادمانند از آنچه خداوند به فضل و کرم خود بدیشان داده است، و خوشحالند به خاطر کسانی که بعد از آنان مانده‌اند (و هنوز در راه الله جنگ می کنندو شهید نشده‌اند و) بدیشان نپیوسته‌اند.  (شادی و سرور آنان از این بابت است که پیروزی یا شهادت در انتظار هم‌کیشان ایشان است و مقامات برجسته آنان را در آن جهان می‌بینند، و می‌دانند) این که ترس و هراسی بر ایشان نیست و آنان اندوهگین نخواهند شد . 

شخص که مخلصانه در مسیر مجاهدینی که شهید شده اند قرار می گیرد تبدیل می شود به یکی از دوستان الله تعالی که در موردشان می فرماید: الا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ؛ بدانید به درستی که بر اولیای خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‏شوند .

شخص زمانی که در این مسیر شهدای مجاهد قرار می گیرد اولین ابزاری که به آن نیاز پیدا می کندعلم و یقین به این است که وعده های الله حق است . فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ (قصص/13) ما موسی را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش (از دیدار او) روشن شود و غمگین نگردد و بداند که وعده خدا راست است، اگر چه بیشتر مردم (چنین) نمی‌دانند .‏

این یعنی کاشتن امید و از بین بردن یأس و نگرانی و غم در حین عمل به قانون شریعت الله ، این یعنی کاشتن آرامش و امیدِ رسیدنِ به یکی از دو خوبیها، یا شادی در دنیا یا شادی در قیامت آنهم بدون کوچکترین شک و شبهه ای، و اگر در این مسیر سختی هائی دیده می شوند همگی موقتی هستند چون: إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً” و دوبار تکرار شده است “فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ” بعد از هر سختی، گشایشی هست، این یعنی امید و نشاط روحی و قاطعیت در حرکت به جلو  بر اساس قانون شریعت الله .

در این صورت زمانی که در مسیر مجاهدین شهید قرار گرفتی هر چه جلوتر می روی به یکی از پیروزیها و یکی از شادی ها نزدیک تر می شوید، بخصوص به شادی جاودانه ی قیامت. چون یک روز یا یک ساعت یا یک لحظه از عمرت که می گذرد به همان اندازه به تمام شدن عمر دنیویتان و آغاز زندگیتان در قیامت نزدیک می شوید .

مورد دیگری که در این مسیرِ مجاهدینِ شهید به آن نیاز پیدا می شود در نظر گرفتن مشکلات بزرگتری است که باعث کوچک و ناچیز شدن و فراموشی اندوهی می شود که به سراغ هم مسیران آمده است: إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِّكَيْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (آل عمران/153)(ای مؤمنان به یاد آورید) آن گاه را که در زمین پراکنده می‌شدید و می‌گریختید و دور می‌گشتید و (از شدّت بیم و هراس) در فکر کسی (جز نجات خود) نبودید، و پیغمبر از پشت سر شما را صدا می‌زد. پس در برابر غم (و اندوهی که به سبب نافرمانی) غم به شما رساند،این بدان خاطر بود که دیگر برای آنچه (از غنیمت) از دست داده‌اید و بر آنچه (از شکست) به شما رسیده است غمگین نشوید، و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است .‏

غَمًّا بِغَمٍّ. یعنی غم شکن. یعنی با غم بزرگتر غم کوچک را خورد کردن و از بین بردن. این یعنی غمهای کوچک و گذرا و ناچیزی وجود دارند اما غم شکنهائی هم هستند که اجازه نمی دهند این غمهای کوچک به إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ و یکی از شادی ها صدمه ای بزنند.

(ادامه دارد……..)