درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(114- قسمت)

این توضیحی مختصر در مورد مفاد لا اله (کفر به طاغوت) و الا الله (ایمان به الله) است که به صراحت به نوعی بغض و کینه و خشونت در برابر مریدان قوانین جاهلیت و قوانین غیر شرعی آنها اشاره دارد. به زبان ساده تر، همین لا اله (کفر به طاغوت)؛ عقیده، فکر و نگرشی را به ما می دهد که درآن، باعث دوست نداشتن این دسته از انسانهای مجرم، و ارزيابي منفي از آنها براساس قانون شریعت الله می شود. البته چه طوری ما به آنها کفر داریم و خودشان و قوانینشان را قبول نداریم، دربرابر آنها هم، نه ما را به عنوان یک مومن شریعت گرا قبول دارند و نه قوانین شریعت ما را.

همین «الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ» دشمنی و کینه، خود به خود منبع و سرچشمه ی خشونت توسط طرفین می شود. عرض کردیم که سکولاریستها علاوه بر جنگ روانی و سرد این خشونت خودشان را،همیشه تا روز قیامت، به صورت جنگ مسلحانه نشان می دهند و بر مسلمین تحمیلش می کنند.وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا.

پس وجود خشم در انسان مسلمان و کافر چیزی است مثل گرسنگی و تشنگی و سایر نیازها. روشن است که این نیروی خشم را الله تعالی به عنوان یک نیاز زندگی به انسانها داده است، و چيزي كه الله تعالی به انسان داده است اگر در مسیر قانون شریعتش خرج بشود هرگز بد نيست.اما ممکن است باز کسانی باشند بپرسند که چرا الله تعالینیروی خشم و غضب را به انسان داده است؟ آیا نیروی خشم را می شود به عنوان نیروی مؤثر و مفید، در زندگی مورداستفاده قرار داد؟ الله به دو دلیل نیروی خشم رادر وجود انسان قرار داده است:

1- یکی اینکه تا انسان از خواسته هاي فیزیکی و نفسانی شرعیش دفاع كند. مثلا با خشمش اجازه ندهد یک مار او را نیش بزند، یا یک سگ به او حمله کند، یا کسی زخمیش کند، یا کسی خانه اش را آتش بزند، یا ماشینش را پنچر کند، یا شیشه ی خانه اش را بشکند، یا بچه اش را بزند، یا به زنش توهین کند و غیره.

2- دلیل دیگری وجود خشم این است که این خشم در راستايِ تحققِ اهدافِ شريعت و تطبيق ارزشهايِ قانون شریعت، در برابر دشمنان قانون شریعت الله به كار گرفته بشود .

مشخص است در اینجا، خشم یک نیروی درونی است که برای دفاع از جسم انسان، عقایدش،منافعش، ارزشهاش و بایدهاش خلق شده است، که شخص با این خشم، سعی می کند از هر چیزی که جسم و ارزشهایش راتهدید می کند، حالت تهاجمی و حمله به خودش بگیرد.

واضح است که دفاع و حتی حمله، یکی از ضروریات زندگی انسان و حتی غریزه ی مشترک بین انسانها و حیوانات سالم است. در حیوانات، الله تعالی یک برنامه ی ثابتی را به آنها داده است و آنهاهم متناسب با شرایط جغرافیائی و نیازهایشان تسلیم وضع موجود می شوند و اجبارا به کارش می گیرند، اما الله تعالی با اختیاری که به انسانها داده است، با قوانین و برنامه هائی مشخص و معین، این«خشونت» به عنوان یک ضرورت زندگی – مثل سایر ضرورتهای زندگی مثل گرسنگی و تشنگی و شادی ونیازهائی جنسی وغیره – را هدایت می کند، و به انسانها برنامه می دهد که چه طوری این خشم را مدیریت و هدایت کنند.

البته، درقرآن واژه ی «خشونت» وجود ندارد، اما به جایش کلماتی وجود دارند که همین معنی را می رسانند مثل «غلظت» و «شدّت» که هردو مترادف با خشونت هستند. واژه «غلظت» یعنی: خشونت، شدّت، درشتى و تندخويى که در مقابل رقّت و نرمی به كار میرود. الله تعالی می فرماید:

  • یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ وَلْیَجِدُواْ فِیکُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ (توبه/123)ای مؤمنان! با کافرانی بجنگید که به شما نزدیکترند،(همچنانکه الان سکولاریستهای کافرجهانی و مرتد محلی نزدیکترین کفار به ما هستند که گاه در سر سفره ها و خانواده ها و محله و روستا و شهرمان هم وجود دارند) و باید که از شما شدّت وحدّت (وجرأت و شهامت و تندخوئی) ببینند. و بدانید که الله با پرهیزگاران است.‏
  • یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ‏(توبه/73) ای پیغمبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر(وخشن باش)وجایگاهشان دوزخ است و چه سرنوشت بدی و چه جایگاه زشتی است!‏

در اینجا خشونت و شدتِ با منافقین و سکولارزده ها بیشتر روحی و روانی و جنگ سرد است، اما با کفارِاهل کتاب ممکن است در مراحلی همه جانبه باشد، هم جنگ سردهم گرم، و درمراحلی تنها جنگ روانی و نرم باشد، اما در تمام حالات جنگ با مشرکین و سکولاریستهای کافر و مرتدین، هم جنگ نرم است هم گرم و همه جانبه ست .

«شدّت» هم یعنی: غلظت، صلابت و سختى، و در مقابل رقّت و رُحَمَاء به کار می رود. در این صورت واژه «خشونت» به معنی : شدّت، درشتى و درشتخويى است که در مقابل نرمى[1] قرار می گیرد، آنهم خشونتی که در آن رحم نیست. «مَحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ، رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ…» (فتح/29) محمد فرستاده خدا است، و کسانی که با او هستند در برابر کافران تند و خشن وسرسخت، و نسبت به یکدیگر مهربان و دلسوزند .بله، در برابر مومنین: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» (آل‏عمران/ 159)از پرتو رحمت الهی است که تو با آنان نرمش نمودی. و اگر درشتخوی و سنگ‌دل بودی از پیرامون تو پراکنده می‌شدند .

(ادامه دارد……)


[1]  لسان العرب . فرهنگ معين، فرهنگ عميد.

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(113- قسمت)

در اینجا آنچه مایه ی تعجب و تأسف است این است که، دسته ای از مسلمین به ظاهر مجاهد هستند که همین مسیر را می روند، و این اشخاص در این صفت خودشان را شبیه منافقین و کفار می کنند. اینطوری این اشخاص آشکارا با لجبازیهای خودشان به وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی مسلمین صدمه می زنند، و در برابرش قرار می گیرند، و اسباب تفرق و ذلیلی بیشتر مسلمین می شوند،و هرگز حاضر نمی شوند از کانال 3 ابزار شرعی به صورت متحد به سمت و سوی هدف واحد مسلمین حرکت کنند.

من به این اشخاص لجباز و مجاهدی که تنها خودشان می توانند برای خودشان کاری کنند و خودشان را از این صفت زشت کفار و منافقین نجات بدهند تنها کلام الله را می رسانم که می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَوَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ * ‏وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(حشر/18-19)ای مؤمنان ! از خدا بترسید و هر کسی باید نگاه کند که چه چیزی را برای فردا (ی قیامت خود) پیشاپیش فرستاده است. از خدا بترسید، خدا آگاه از هر آن چیزی است که می‌کنید.‏‏و مانند کسانی نباشید که خدا را (با عدم پیروی از شریعت و قوانینش) از یاد بردند، و خدا هم خودشان را از یاد خودشان برد! آنان فاسقین و بیرون روندگان (از حدود شرائع الهی) هستند.‏

شما برادران و خواهران با لا اله و کفر به طاغوت خودتان و اعلام الا الله و ایمان به الله اعلام کردید که در برابر کل قوانین شریعت الله از استراتژی «سمعنا و اطعنا» پیروی می کنید، و روزانه بالاجبار چندین بار تعهد «ایاک نعبد و ایاک نستعین» دادید، و از الله تعالی در برابر این کارها و این تعهد خواستید که شما را به «صراط المستقیم» هدایت کند، راه آنانی که به آنان نعمت داده «صراط الذین انعمت علیهم» نه آنانی که ازآنها غضب گرفته و نه آنانی که سرگردانشان کرده  است.

آنانی  که به آنان نعمت داده است  اینان هستند: وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَوَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفيقاً . اینان از الله و رسولش اطاعت می کنند و بدون شک جزء آنانی نیستند که اهل لجبازی و اهل «لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ» باشند . این صفات و ویژگیهای لجبازی و تکبر مال مغضوبین (کفار) و سرگردانها و ضالین و منافقین و سکولار زده هاست نه مال مومنین . به خودتان بیایید و در برابر وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی مسلمین مانع و سد نشوید.

«عدم مدیریت و کنترل و هدایت شرعی خشم» به عنوان یکی دیگر از موانع وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی[1]

الله تعالی می فرماید: قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ (ممتحنه/4)ابراهیم وکسانی که با او بودند، الگوی خوبی برای شما است، زمانی که به قوم خود گفتند: ما از شما و از چیزهائی که بغیر از خدا می‌پرستید، بیزار و گریزانیم، (یعنی اول از خودتان برائت داریم و بیزاریم، و بعد از چیزهائی که غیر از الله و قانون شریعت الله می پرستید. چون برائت از شخص خود به خود منجر به برائت از عقایدش هم می شود. اما می بینیم عده ای هستن که به زبان از عقاید طرف اعلام برائت می کنند اما در عمل از خود شخص، گروه، حزب، جماعت و حکومتش اعلام برائت نمی کنند و باهاشند، که اینهم یکی دیگه از روشهای منافقین و سکولار زده ها در فریب اهل قبله ست.) و شما را قبول نداریم و به شما کافر هستیم، و دشمنانگی و کینه‌توزی همیشگی میان ما و شما پدیدار آمده است، تا زمانی که به خدای یگانه ایمان می‌آورید و او را به یگانگی می‌پرستید .

(ادامه دارد…….)


[1] این مانع و آفت وارداتی هم از  صفات کفار و منافقین است .

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(112- قسمت)

متأسفانه این مسلمان معاند در چیزی هم خودش را شبیه به کفار کرده که نمی شود برایش کاری کرد، و تنها می توانیم آن را رهایش کنیم به حال خودش:«ذرهُم»، رهايشان كن. الله تعالی به آن دسته از مسلمینی که در دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها قرار گرفته اند وشبیه کفار شده اند می فرماید: فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاء بِمَا کَانُواْ یَکْسِبُونَ ‏(توبه/95) از ایشان رویگردان شوید و دوری کنید، بیگمان آنان پلیدند و به کیفر کارهائی که می‌کنند جایگاهشان دوزخ است .‏

چرا این مسلمان لجبازی که در این صفت خودش را شبیه کفار و منافقین کرده را باید رهایش کنیم به حال خودش؟ و ازش روی گردان باشیم؟ چون اولا خود این شخص لجبازاسبابش را فراهم کرده است، و با حق گریزی که برای خودش انتخاب کرده  است خواسته یا ناخواسته در گناهانی فرو رفته است، و گاه در یک گناه و شرکی مثل تفرق خودش راغرق کرده است و بر آن اصرار دارد که امکان بیرون آوردنش هم نیست. شرک تفرق که از شرک گوساله پرستی بدتراست و شرک گوساله پرستی و امثالهم که تنها و تنها با آمدن رهبر مورد پذیرش همه از بین می رود، اما این مسلمانان لجباز خودشانرا در مرداب شرکی بدتر از گوساله پرستی می اندازند و بر آن هم اصرار می کنند. 

ما می خواهیم حقی را به او بگوییم که خودش به آن آگاهی و یقین دارد، اما لجاجت می کند و خلافش را انجام می دهد. زمانی که الله تعالی می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ» یعنی اینها «مومنینی» هستند از فرقه ی ناجیه و طائفه ی منصوره که اهل قتال هم هستند و این را آیات بعدی روشن می کند «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ» پس مخاطب مومنین هستن نه منافقین و سکولار زده ها؛ اما این مومنین حق را می دانند و حتی تبلیغش هم می کنند اما با وجود این آگاهی و شناخت و یقین، عملی بر خلاف این را انجام می دهند. این بیچاره که در این صفت خودش را مثل کفار کرده است اگر به او بگوییم: وَإِذَا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ (بقره/206)‏و هنگامی که بدو گفته می‌شود: از خدا بترس، عظمت ( و نخوت، سراپای ) او را فرا می‌گیرد و گناه می‌کند . پس دوزخ او را بسنده است و چه بد جایگاهی است.‏

الله تعالی به این مومنی که خودش را مثل منافقین یا سکولار زده ها کرده اند مثل منافقین به آنها مهلت می دهد تا بیشتر در گِل فرو بروند. چون تمام راههای نجات را، روی خودشان بسته اند:« وَیَمُدُّهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ»(بقره/15)و آنان را رها کرده تا کورکورانه به سرکشی خود ادامه دهند.‏الله تعالی در مورد کفاریه م که تمام راههای نجات را روی خودشان بستند فرموده : ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (حجر/3) بگذار بخورند و بهره‌ور شوند و آرزو آنان را غافل و سرگرم کند . بالاخره (نتيجه اين بى‌تفاوتى‌ها و آرزوهای غلط را) خواهند فهميد. یا در جای دیگری در مورد مشرکین و سکولاریستهای کافر می فرماید: «وَ نَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ» (انعام/110)و اینها را به خودشان وا گذار می کنیم و رهایشان می کنیم تا در طغیان و سرکشی خود سرگردان و ویلان و سردرگم شوند .

بله، تنها کاری که می شود با انسان لجباز انجام داد رها کردنش است و بس. چه مسلمان آلوده ای باشد و در دارودسته ی منافقین قرار گرفته باشد و چه کافر باشد. اما نمی شود با کناره گیری و رهاکردن اینطور اشخاص از صدمات آنها در امان ماند،چرا؟ چون اینان در برابر حق و پیروان حق جبهه گیری می کنند و در بسیاری موارد جنگ نرم و مسلحانه را هم بر مسلمین تحمیل می کنند، آنهایی که در صف مسلمین می مانند یک طوری جنگ را بر مسلمین تحمیل می کنند و کفار آشکار هم یک جور دیگر .در این صورت لازم است با منافقین یک طور برخورد کرد و با هر کدام از کفار درجه 1و2و3 هم  مناسب خودش، اما با چه وسیله ای؟ تنها عامل بازدارند قُوَّةٍ ای است که الله تعالی در موردش می فرماید:وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ(انفال/60)و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده منظور از آن قُوَّةٍ اسلحه ست . اگر ما چنین قدرتی را تهیه نکنیم به ناچار در بازی دو سرباختی وارد می شویم که لجبازها شروعش کرده اند و ناچارا و باید قدرتی بالاتر و بازدارنده به وجود بیاوریم که در صورت اضطرار در باتلاق لجبازها نیافتیم .

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(111- قسمت)

در تمام این موارد و موارد مشابه شخص مسلمان می داند و یقین دارد که حق کدام است، اما عمدا و به میل خودش به دلایل غیر شرعی خلاف آن را انجام می دهد . بعضی وقتها ممکن است شخص به خاطر تکبر و لجبازی برای اینکه از رای خودش و نظر خودش و تفسیر خودش و حزب و دارو دسته ی خودش پائین نیاید که اشتباه است، یا نمی خواهد گفته بشود از رای خودش یا حزب و جماعتش دست کشید و نظر خودش را رد کرده، یا گفته بشود به آسانی افکار و عقایدش را عوض کرد،یا گفته بشود شکست خورد، یا برای رضایت جاهلها و دهها دلیل دیگر، دچار غرور کاذب و عزتی کاذب می شود و اشتباهت خودش یا گروه و تفسیرش را نمی پذیرد، و تسلیم حق نمی شود، و از خیری که دراین حق است خودش را آگاهانه و عمدی محروم می کند.

حتی اگرشخصی که بر حق است بخواهد بر حقی که پیش اوست صبر کند و استقامت داشته باشد و رو ی حرفش بایستد و در برابر قانون شریعت الله «سَمِعْنا وَأَطَعْنا» داشته باشد و با این شخص لجباز حق گریزموافق نباشد، این شخص لجباز حق گریز خیال می کند چون این شخص حق گو واقعیت افکار ضعیف و خرافی و بی اساسش را نشان داده است پس به هویتش صدمه زده، و خودش اینطوری بی ارزش شده است.

برای همین است که این شخص لجباز خیال می کند که آن صاحب حق با بیان حق و پافشاری و استقامت بر حق، قصد دارد با او دشمنی کند، و به همین راحتی او را در جای دشمنش قرار می دهد، این شخص زمانی که با قانون شریعت الله و حق دشمنی می کند خیلی طبیعی است که با طرفداران و مبلغین این حق هم دشمنی کند، و اینطوری یک صفت دیگر به نام «ستیزه جوئی در برابر حق و اهل حق» را درخودش به وجود می آورد، و سعی می کند به هر قیمتی این دشمنی را تلافی کند.

برای همین انتقام جوئی کور و کینه از حق و اهل حق از لوازم اولیه ی این انتقام جوئی می شود، حتی اگر این انتقام جوئی با پشتیبانی مستقیم یا غیر مستقیم از کفار بر علیه مسلمین منجربشود، حتی اگر این پشتیبانی از کفار بر علیه و مسلمین باعث صدمه دیدن ایمان خودش و منجر به له کردن شخصیت، آبرو، جان، ناموس و مال خودش و مسلمان مقابلش، و تسلط کفار بر مسلمین، و صدمه دیدن خودش و طرف مقابلش هم تمام بشود. این را می گویند بازی دوسر باخت. یعنی بازی که به محض شروع شدنش می توانی پیش بینی کنی (نه پیش گوئی) که بدون شک هر دو درآن شکست می خورند. این را ما بارها در میان مسلمین دیده ایم . نمونه های اندلس و حملات مغول، و  اشغالگری سکولاریستهای جهانی و واکنش مسلمین دربرابر آنها در همین یکی دو قرن گذشته، و حتی همین الان سوریه و عراق و افغانستان و یمن و صومالی و لیبی و غیره نمونه ی آشکارِ واضحی برای هر مسلمانی هستند که  این بازی دو سرباختی که لجبازهای حق گریز میان مسلمین شروع کردند چه بلا و مصیبت هائی رابرای همه به وجود آورده است .

در اینجا، این شخصی که بازی دو سرباخت را شروع کرده است، دچار بیماری لجبازی و لجاجتِ مخصوصِ کفار و منافقین شده، و در این صفت خودش را شبیه به کفار و منافقین کرده است و به او می گویند معاند. الله تعالی می فرماید:«ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻳُﺠَﺎﺩِﻟُﻮﻥَ ﻓِﻲ ﺁﻳَﺎﺕِ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺑِﻐَﻴْﺮِ ﺳُﻠْﻄَﺎﻥٍ ﺃَﺗَﺎﻫُﻢْ ﻛَﺒُﺮَ ﻣَﻘْﺘًﺎ ﻋِﻨْﺪَ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﻭَﻋِﻨْﺪَ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﺁﻣَﻨُﻮﺍ ﻛَﺬَﻟِﻚَ ﻳَﻄْﺒَﻊُ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻠَﻰ ﻛُﻞِّ ﻗَﻠْﺐِ ﻣُﺘَﻜَﺒِّﺮٍ ﺟَﺒَّﺎﺭٍ» ‏(ﻏﺎﻓﺮ: 35 ‏).آنان كسانيند كه بدون هيچ دليلي كه (ازعقل يا نقل در دست) داشته باشند، در برابر آيات الهي ( موضعگيري مي‌كنند و) به ستيز و كشمكش مي‌پردازند. (چنين جدال بي‌اساس و نادرستي با آيات الهي) موجب خشم عظيم خدا و كساني خواهد شد كه ايمان آورده باشند. اين گونه خداوند بر هر دلي كه خود بزرگ‌بين و زورگو و متکبر باشد، مهر ميزند( و حسّ تشخيص را از آن مي‌گيرد) .

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(110- قسمت)

زمانی که الله تعالی در مورد اهل کتاب می فرماید :الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ وَإِنَّ فَرِیقاً مِّنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ (بقره/146)‏آنان که بدیشان کتاب (آسمانی) داده‌ایم، او را (محمّد و پیغمبر خاتم را، خوب) می‌شناسند، بدان گونه که پسران خود را می‌شناسند، و برخی از آنان بی‌گمان حق را پنهان می‌دارند، در حالی که می‌دانند. یعنی کسی می تواند این قدر لجباز و حق ستیز بشود که – بدون در نظر گرفتن خوب و بد و بدون در نظر گرفتن عواقب و سود و زیان-  بگوید این فرزند من فرزندم نیست، در حالی که فرزندش است و خودش هم به این یقین دارد. تنها یک مکتبرِ لجباز می تواند اینقدر فاسد و ظالم باشد و خودش را بالاتر از آنی بداند که تسلیم حق بشود، و خودش را بالاتر از حقی بداند که الله تعالی فرستاده است.

برادران ما که آگاهانه در این صفت خطرناک لجبازی، لجاجت، حق گریزی و حق ستیزی خودشان را شبیه کفار کرده اند باید زود در فکر خلاص شدن ازاین آلودگی باشند، و گرنه باید منتظر ثمرات و سایر نتایج و آلودگی های روانی ورفتاری این منبع شر هم باشند که،  این آلودگی های ناشی از لجاجت و لجبازی یکی از عظیم ترین موانع وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی است . به عنوان مثال:

  • کسی می داند و یقین دارد که سکولاریسم هم دینی است که رقیب اصلی دین اسلام است، و این سکولاریستها همیشه با مسلمین می جنگند تا مسلمین دست از 4 مفهوم اصلی دین اسلام بردارند و مرتدشان کنند، اما به میل خودش از سکولاریستها و دمکراسی آنها حمایت می کند و آشکارا وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی مسلمین را نشانه می رود.
  • کسی می داند و یقین دارد که دشمنان شماره 1و2و3و4 اهل قبله کدامها هستند اما چون از فلان قوم یا مذهب بدشان می آید و تنفر دارد، به میل خودش، این دشمن شناسی شرعی و درجه بندی دشمنان را به هم ریزد، و حتی در مواردی به نفع دشمنان شماره 1و2و3 آشکار بر علیه مسلمان اهل قبله وارد جنگ روانی یا مسلحانه می شود چیزی که ما هم اکنون هم در سوریه و افغانستان و صومالی و غیره می بینیم.
  • کسی می داند و یقین دارد که هر شخص یا گروه اهل قبله ای را که می خواهند از اسلام خارجشان کنند و تکفیرشان کنند باید آنها را از 4 فیلتر مهم اثبات جرم، تأئید آن توسط الله و رسولش، شروط تکفیر و موانع تکفیر عبور بدهند و اگر مجرم تشخیص داده شدند آنوقت می تواند آنها را مرتد بنامد و احکام مرتدین را رویشان اجرا کند، اما عمدا و آگاهانه هیچ کدام از این مراحل را انجام نمی دهند و به راحتی با تکفیر سایر اهل قبله ی مخالف خودشان به راحتی دچار جرم بزرگی می شوند، و آشکارا در برابر وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی مسلمین مانع درست می کنند.
  • کسی می داند و یقین دارد که حکم یهود و نصارا و مجوس و صابئین با مشرکین فرق دارد، مشرکین یا سکولاریستهای چیزی هستند و بقیه چیز دیگری، و این هم می دانند و یقین دارند که الله تعالی یهود و نصارا و مجوس و صابئین را جزء مشرکین حساب نکرده است، اما این برادران ما به میل خودشان آشکارا حکم الله را می گذارند کنار و با استناد به رای اشتباه بعضی از علمای نجد و علمای درباری آل سعود به راحتی اهل قبله را جزو مشرکین می دانند، و به همین راحتی در برابر وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی مسلمین سد و مانع درست می کنند.
  • کسی می داند و یقین دارد که تنها 3 ابزارِ حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و حکومت بدیل اضطراری اسلامی و مجلس شورای مجاهدین برای حفظ و نگهداری از وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی و پرهیز از تفرق، و به وجود آوردن قدرت عمده ی مسلمین در برابر قدرت عمده ی کفار جهانی و مرتدین محلی وجود دارد، اما به میل خودش لجاجت به خرج می دهد و به دلیل مخالفت با فلان تفسیر یا مذهب یا حب جاه و مقام از قدرت بزرگ مسلمین فاصله می گیرد و مسیر اشتباه را می رود.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(109- قسمت)

در هر صورت لجاجت در قرآن به لفظ لَجُّو آمده است، مثل اين كه الله تعالی می فرماید: «لَّلَجُّوا فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ» (مومنون/75)، یا می فرماید: «بَل لَّجُّوا فِی عُتُوٍّ وَنُفُورٍ» (ملک/21) اما كلمات ديگری هم هستند كه همين معني را دارند مثل:اصرار، در مورد قوم نوح مي فرماید:«وَأصَرُّوُا وَاستَكبَروُا» كلمه ی ديگر عنيد است. عنيد هم چندين بار در قرآن به كار رفته از جمله:

  • وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا رُسُلَهُ وَاتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ(هود/59). و اين [قوم] عاد بود كه آيات پروردگارشان را انكار كردند و فرستادگانش را نافرمانى نمودند و به دنبال فرمان هر زورگوى ستيزه ‏جوى رفتند.
  • أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ [به آن دو فرشته خطاب مى‏شود] هر كافر سرسختى را در جهنم فرو افكنيد (ق/ 24)
  • كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا (مدثر/16) ولى نه چون اودر برابر آيات ما عنید بود.

واضح و روشن است که صفت لجبازی و عنیدی و اصرار بر باطل از صفات کفاراست نه مسلمین. این هم می دانیم گناهي كه از روي جهالت باشد بخشيده مي شود مثل گناه آدم، اما گناهي كه از روي لجاجت باشد بخشيده نمي شود مثل گناه نژاد گرائی و تکبرشيطان.

انسان لجباز- مثل شیطان- كاري به حق و باطل، خوب و بد، سود و زيان و غیره ندارد. برای همین است که الله تعالی می فرماید:«سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ»چرا؟ چون وقتي حق را به آنها مي گويي يا هر چه آن ها را نصیحت کنی آنها مي گويند:«سَمِعْنا وَ عَصَيْنا» شنیدیم، ولی نافرمانی کردیم يهودي ها به سیدنا موسی مي گفتند:«وَقَالُواْ مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِن آیَةٍ لِّتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَکَ بِمُؤْمِنِینَ» (اعراف/132)گفتند: هر اندازه برای ما معجزه بیاوری(و هر نوعی از معجزات بنمائی ) تا ما را بدان جادو کنی، ما به تو ایمان نمی‌آوریم . برای همين خداوند برايشان طوفان – ملخ- شپش –قورباغه وخون فرستاد به هر چه دست مي زند خون مي شد. خداوند در دنيا اينها را برایشان فرستاد. در قيامت هم وضع ناگواری دارند: «سَوَاء عَلَیْنَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِیصٍ ‏» (ابراهیم/21) برايمان يكسان است كه داد وبيداد كنيم يا صبر كنيم  راه نجات و گریزی برای ما نیست .‏

آدم متکبرِ لجباز لياقت همه نوع بدبختي رادارد. چون تکبر و لجبازی منبع و سرچشمه ی همه بدبختیهای انسان است، و هر جا تکبر ولجبازی هست علاوه بر از بین رفتن صلح و آرامش؛تفرق، تمسخر ديگران، انتقام گیری غیر شرعی، جنگ و درگیری مسلحانه یا روانی یا هر دو باهم،  چشم وهم چشمی، تبعیت غلط از سنتهای گذشتگان و ملتهای معاصر دیگر و صدها بیماری دیگر هم هست . در اینجا دیگرأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ بر شخص حاکم می شود.

وقتي لجبازي دائمي شده است خداوند در قرآن مي گويد: «ذرهُم»، رهايشان كن. «فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ» (توبه/95) پس از آنان روى گردان بشوید. یا در مورد منافقین و سکولار زده هائی که به این صفت کفار آلوده شده اند می فرماید:« فَإِن جَآؤُوکَ فَاحْکُم بَیْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن یَضُرُّوکَ شَیْئاً »)مائده/ 42) اگر ایشان نزد تو آمدند (و داوری از تو خواستند) در میانشان داوری کن یا از ایشان روی بگردان و (کاری به داوری آنان نداشته باش) اگر از آنان روی بگردانی ، هیچ زیانی نمی‌توانند به تو برسانند.

در این صورت لجاجت نه تنها نفس را تباه مي كند، بلكه آثار بیرونی و اجتماعی هم دارد و به مجتمع و محیط هم سرايت می کند، و مجتمع راهم آلوده می کند . چنين اشخاصي تعادل دروني ندارند و در امور شخصي، خانوادگي و اجتماعيشان در بحران به سر مي برند، اگربه بعضی از برادرانمان می گوییم نامتعال و نامیزان در واقع بخشی از واقعیتهای عقیدتی و رفتاری آنها را بیان کرده ایم. هر چند که اکثریت این برادران نامیزان و نامتعادل ما عامل جهل آنها را به هم مسیر شدن با لجوجا کشانده است.

برای چندمین بار عرض می کنم که این صفت خطرناک لجبازی مال کفاراست نه مال مسلمین، این صفت مثل تفرق مال کفاراست نه مال مسلمین(وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ * مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ). حالا اگر مسلمین به آن آلوده شدند، در این صفت خاص خودشان را شبیه کفار کرده اند و در این صفت خاص مثل کفار شده اند.عَنْ ابْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ»[1] تشبه به قوم در این  گونه موارد است نه در لباس پوشیدن و عمامه سر کردن و ریش گذاشتن و سایر موارد اینچنینی که فرقی میان رسول الله صلی الله علیه وسلم با سایر اعراب مسلمان و غیر مسلمان وجود نداشت. و اگرغریبه ای وارد جمعی می شد و رسول الله صلی الله علیه وسلم در آن جمع حضور داشت می گفت: رسول الله کدام یکی از شما هستند؟

(ادامه دارد…….)


[1]رواه أبو داود

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(108- قسمت)

ما در همین جنگ بین ارتش سکولاریستهای کافر اتحادیه ی اروپا ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه با سکولاریستهای مرتد حزب کارگان اوجالان – مسیلمه ی کذاب فعلی کوردها-  در عفرین، دیدیم که مرتدین سکولار کوردستان چگونه قرآنهای مسلمین را سوزاندند و به الله و رسول الله صلی الله علیه وسلم و دین اسلام فحشهای رکیک ناموسی دادند.

 این سکولاریستهای مرتد کورد می دانند و یقین دارند که اولا خودشان در خاک اتحادیه ی اروپا زندگی می کنند، و ارتش اتحادیه ی اروپا ناتو که خودشان درآن ساکن هستند از کانال ترکیه یکی از متحدینشان در ناتو آمده است به جنگ با سکولاریستهای مرتد اوجالان، ثانیا این سکولاریستهای مرتد کورد می دانند و یقین دارند که سکولاریستهای مرتد اوجالان هم نوکران سنتی روسیه و مزدوران فعلی آمریکا بودند که هر دو کشور آنها را به ناتو فروختند .در این صورت یقین دارند و مطمئن هستند که دو گروه سکولار کافر و مرتد در حال جنگ با هم هستند، حالا در این بین قرآن سوزی آنها و فحاشی های آنها به الله و رسول الله صلی الله علیه وسلم و دین اسلام چه معنی می دهد؟ ولله و بالله و تالله ما انتقام این اهانتهای به الله و قرآن و رسول الله صلی الله علیه وسلم و خودمان را از این سکولاریستهای مرتد لجبازی که توبه نکرده باشند می گیریم هر چند که مدتی طول بکشد. فَوَ الله لَنثأرنّ! والله لَنثأرنّ ولو بعد حين. ما منتظر این روز هستیم شما مرتدین سکولار لجبازهم منتظر بمانید.

در این صورت ناسیونالیستهای بی ارزش و تبهکار و مفسدی که خودشان ارزششان در همان حدی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در موردشان فرموده است «برن و آلت پدرشان را گاز بگیرند» – چون نژادشان و افتخاراتشان از این کانال به آنها رسیده است- همیشه عامل تفرق و دو بهم زنی و رقیب تراشی و توهم توطئه و از بین بردن صلح و آرامش خود و دیگران و از بین برندگان وحدت بوده اند.

اگر این ناسیونالیستهای سکولار کافر و مرتد میان خودمان – که تحت عنوان کوردایتی مرتکب هر جنایتی در حق ملت مسلمان خودشان شده اند- اما کارهائی چون هیلتر و موسولینی و اتاتورک و صدام حسین و غیره را انجام نمی دهند هرگز به این معنی نیست که ظرفیت هیتلر بودن و صدام حسین بودن و آتورک بودن و غیره را ندارند، بلکه ظروف زمانی و مکانی این اجازه را به آنها نمی دهد و گرنه کارنامه ی اینها آشکارا می گوید که اینها ظرفیت تبدیل شدن به هیتلر و صدام حسین و آتاتورک را دارند . 

این ناسیونالیسم و قومیت گرائی یکی از تبعات تکبر است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد تکبر می فرماید:لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ مَنْ كَانَ فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ مِنْ كِبْرٍ» قَالَ رَجُلٌ: إِنَّ الرَّجُلَ يُحِبُّ أَنْ يَكُونَ ثَوْبُهُ حَسَنًا وَنَعْلُهُ حَسَنَةً، قَالَ: «إِنَّ اللهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ، الْكِبْرُ بَطَرُ الْحَقِّ، وَغَمْطُ النَّاسِ»هر کس به اندازة ذره‌ای کبر در دلش وجود داشته باشد از بهشت محروم می شود . کبریعنی: پشت پا زدن و پایمال کردن حق و حقیر شمردن مردم.

حالا غیر از ناسیونالیسم فاسد و بی ارزش یکی دیگراز بزرگترین موانع وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی مسلمین که از تکبر سرچشمه می گرد لجاجت و لجبازی است. لجاجت يعني: ادامه دادن و به نهايت رساندن دشمني در كاري كه در قانون شریعت الله منع و نهي شده باشد، و شخص بداند که واقعا نهی شده و آگاه باشد امابه میل خودش با این حق دشمنی کند. در اینجا نوعی اصرار وجود دارد اما بر باطل . مثلا مسلمین استقامت دارند اما بر حق که به آن می گویند صبر . در صبر استقامت و قاطعیت وجود دارد، و در لجاجت و لجبازی اصرار بر باطل. استقامت، صبر و قاطعيت اصرار کردنِ بر يك ارزش است و  لجاجت: اصرار کردنِ بر يك ضد ارزش است.

اين كه ارزش و ضد ارزش را چه كسي تعيين مي كند هم خيلي مهم است. گاهي ارزش ها به تعداد عقیده ها با هم متفاوتند كه اين هم مشكل و شبهه درست مي كند. یک سکولاریست یک چیزی را ارزش می داند اما الله در شریعتش همان چیز را ضد ارزش می داند.

شخص مسلمان در همان قدم اول ورود به اسلامش با «نه»، «لا» وارد اسلام می شود . با «لا اله » و کفر به طاغوت در وردی را باز می کند . در همین ابتدای امر تمام قوانین و برنامه ها و باید و نبایدها و آزادها و ممنوعهائی را که مخالف قانون شریعت الله باشند رامی اندازند دور و ردشان می کنند؛ بعد که این کار را کردند و در را باز کردند وارد خانه ی اسلام می شوند و «الا الله» و ایمان به الله را به زبان می آورند و در برابر تمام قوانین شریعت الله موضع «سَمِعْنا وَأَطَعْنا» می گیرند که روزانه چندین بار با «ایاک نعبد و ایاک نستعین» تعهد می دهند تابع قانون شریعت الله باشند .

در اینجا باید پذیرفت که الله تعیین کند چه چیز خوب است و چه چیز بد است؟، چه چیز ارزش است و چه چیز ضد ارزش است؟ چه چیز قانونی است و چه چیز  غیر قانونی؟، چه چیزآزاد است  و چه چیز ممنوع؟ یا با لجبازی و تکبر این حق مختص الله را به هوای نفس خودت و به بدترین مخلوقات الله می دهید؟

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(107- قسمت)

رحمت، یا به قول ما شفقت، امری است که زمان ضرورت و نیاز به وجود می آید و یک طرفه است. مثل رحمت مادر به نوزادش که اگر رحمت نبود زندگی انسان تداوم پیدا نمی کرد. رحمت هم یک کار عملی است با این تفاوت که در مرحله ی نیاز خودش را نشان می دهد. مخصوصاً وقتی که زن یا شوهر در شرایطی مانند بیماری و مشکلات و پیری و نیاز قرار می گیرند.

 ویژگی مهم رحمت، یک طرفه و بلاعوض بودن آن است، مثلا در زندگی خانوادگی اگرهر کدام از زن و شوهر عملی یا خدمتی را در قبال یکدیگر انجام دادند انتظار چشمداشت و جبران از طرف مقابل خودشان را ندارند.  الله تعالی در مورد رسول الله صلی الله علیه وسلم هم می فرماید: وَمَا أرسَلنَاکَ إلاّ رَحمَه لِلعَالَمِین. یعنی کار رحمت رسانی رسول الله صلی الله علیه وسلم یکطرفه، بلاعوض و بدون کوچکترین چشمداشتی بوده است،  برای همین است به صراحت می فرماید: وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ (شعراء/109) من در مقابل این دعوت هیچ مزدی از شما نمی‌خواهم . مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست .‏

در اینجا آن چیزی که ما از نصارا انتظارش را داریم و آنها را به مسلمین نزدیک کرده است مَّوَدَّة ست نه رَحْمَة، اما آن چیزی که مخرب همه ست تکبراست. تکبر یک آفت خطرناکه برای همه. تکبر و متعلقات آن چون لجبازی درهر سطحی که آمدند، حب و آرامش و محبت و مَّوَدَّة را با خودشان می برند حالا چه رسد به رَحْمَة و شفقت.

حالا همین تکبر و لجبازی و حق گریزی که مختص کفاراست و از صفات و ویژگیهای کفاراست عده ای از مسلمین هم به آن آلوده شده اند و بزرگترین مانع و بزرگترین عامل از بین بردن مَّوَدَّة، صلح و وحدت، و عامل اصلی تولید جنگهای داخلی است. دوباره عرض می کنم هر جا تکبر هست آرامش و صلحی در کار نیست.

یک نمونه از این تکبر و لجبازی کفار و مرتدین محلی را که همه ی ما را در این چند روز گذشته ناراحت کرده و همه ی دوستان دنبال راهکار برای چگونگی دفع این دشمنی آشکار می گشتند را خدمت دوستان عرض می کنم. می دانیم که ما چیزی به نام وطن دوستی داریم که این یک احساس است، اما دربرابر این ما ناسیونالیسم را داریم که به عنوان یک عامل هویت بخشی در میان سکولاریستها خودش یک قانون و برنامه و عقیده ست نه فقط یک حس . شما ناسیونالیسم در میان ملل مختلف عرب و فارس و ترک و پشتون و غیره و در میان کوردها – به قول کوردهای سکولار مرتد کوردایتی- را نگاه کنید.

هر جا این موجودات ناسیونالیست وجود دارند آرامش از بین می رود و جنگ و ظلم جایش را می گیرد، حالا اگر از دستش بر بیاید این جنگ و ظلم را از طریق اسلحه  بر مخالفش تحمیل می کند همان کاری که هیتلر سکولار در اروپا کرد یا مصطفی کمال پاشای سکولار درترکیه کرد یا صدام حسین سکولار در عراق کرد و یا همین دست نشانده های سکولار اقلیم کوردستان عراق و کوردستان سوریه دارند انجامش می دهند، یا اگر با جنگ گرم و اسلحه نتوانستند؛ آن را با جنگ نرم و سرد و روانی به پیش می برند که از خود برتربینی نژادی و تحقیر و توهین به نژاد دیگران شروع می شود تا به توهین و تحقیر دین مخالفین هم کشانده می شود .

(ادامه دارد………)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(106- قسمت)

«لجبازی» یکی دیگر از موانع و آفتهای خطرناک «وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی»

«لجبازی» از بیماری مهلک تکبر سرچشمه می گیرد . می دانیم که سه نفس در انسان وجود دارد و اهل فقه با استناد به آیات قرآن به 3 نفس اشاره کرده اند: نفس لوامه يا سرزنش گر «وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ» که اجازه نمي دهد شخص به سمت ضد ارزش ها برود. در صورتي كه نفس انسان سرزنش هاي نفس لوامه را قبول كند به درجه ی مطمئنه مي رسد: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي» اما اگر قبول نكند نفس به درجه ی اماره سقوط مي كند و همواره به بدي ها و جهات منفي گرايش دارد. وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِإِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّرَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ .

این نفس اماره بالسوء حقایقی را که شخص به آن یقین دارد را ستمگرانه و متکبرانه انکار می کند، مشخص است این از صفات کفار و منافقین است نه مومنین، این از صفات کفاری است که الله تعالی در موردشان می فرماید: وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوّاً فَانظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ ‏(نمل/14) ستمگرانه و مستكبرانه معجزات را انكار كردند، هر چند كه در دل بدانها يقين و اطمينان داشتند. الله تعالی چنین اشخاصی را که یقین دارند حق چیست اما انکارش می کنند و با آن مخالفت و دشمنی می کنند را تبهکار و مفسد و ادامه دهنده ی مفسدین و تبهکاران قبلی در تاریخ معرفی می کند و در ادامه ی همین آیه می فرماید: فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ. نگاه کن سرانجام و سرنوشت تباهكاران چگونه شد؟»

در این صورت واضح و روشن است که ادامه دادن مسیر مفسدین و تبهکاران تاریخ که حق را می دانستند و در دلشان به آن یقین و اطمینان دارند، در واقع قدم گذاشتن در دایره ی تکبر و لجبازی است که : تکبر هم هیچ وقت با خودش آرامش و صلح نمی آورد، بلکه دشمنی جزء جدائی ناپذیر تکبر است، هر چه تکبر بیشتر باشد مَّوَدَّة کمتر است، و جنگ طلبی و سرکوب مسلمین هم بیشتر می شود. در درس قبلیمان در درجه بندی شرعی دشمنان عرض کردیم علتی که الله تعالی نصارا را در درجه ی پائینتری قرار می دهد وجود مَّوَدَّة و نبود تکبر است . لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَاناً وَأَنَّهُمْ لاَ یَسْتَکْبِرُونَ(مائده/82) ) ای پیغمبر ! ) خواهی دید که دشمن‌ترین مردم برای مؤمنان، یهودیان و مشرکانند، و خواهی دید که مهربان‌ترین مردم برای مؤمنان، کسانیند که خود را نصرانی می‌نامند، این بدان خاطر است که در میان نصرانی ها، کشیشان و راهبانی هستند که تکبّر نمی‌ورزند .‏

واضح است که  مَّوَدَّة در برابر تکبر و دشمنی قرار گرفته و رابطه ی معکوسی با هم دارند . هر چه مَّوَدَّة بیشتر باشد تکبر و دشمنی کمتراست و هر چه تکبر بیشتر باشد مَّوَدَّة کمتراست و دشمنی بیشتر می شود. حالا این مَّوَدَّة چیست؟ با مثالی که جنبه ی عمومیت داشته باشد می رویم جلو: الله تعالی می فرماید: وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (روم/21) و یکی از نشانه‌های خدا این است که از جنس خودتان همسرانی را برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش پیدا کنید سکونت پیدا کنید (از اون حالت عشایری که داشتید خلاص شوید و برای  حفظ این سکونت و آرامش)، و در میان شما و ایشان  مَّوَدَّة  و  و رحمت انداخت. مسلّماً در این (امور) نشانه‌ها و دلائلی (بر عظمت و قدرت خدا) است برای افرادی که می‌اندیشند .‏

پس آرامش و صلح و سکون و نجات از آشفتگی و پراکندگی و درگیریهای روحی و روانی از اهداف اولیه ی ازدواج است. مهر و محبت و دوست داشتن یا همان حب و علاقه ی اولیه که ابتدا در دل هر یک از زوجین به وجود می آید و شکل می گیرد باید با موده و رحمه از آن مراقبت و نگهداری بشود. با مَّوَدَّة دردلهایشان تثبیت می شود و ارتقاء پیدا می کند، و در ضرورت ها و مشکلات و سختی ها با رحمت تجلی  پیدا می کند .

 محبت و حب نقطه ی شروع و شرط لازم است، اما به تنهائی کافی نیست. این حب ممکن است یکطرفه باشد، یا حتی ممکن است دروغین و ریایی باشد، یا زود گذر باشد، و ممکن است تنها لفظی باشد. اما مَّوَدَّة نوعی از محبت و دوست داشتن است که درظاهر و عملِ طرفین خودش را نشان می دهد، و دو طرفه ست، و طرفین با عمل، دوست داشتن و محبت خودشان را به هم نشان می دهند.

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(105- قسمت)

 عموماً هيچكس غير از انسانهای ابله و جاهل مرتکب اين اشتباه نمی شوند كه تجربه ی  سرزمینهای دیگر را كوركورانه در سرزمين خودشان به کار ببرند. نهضتها نتيجه كار «داخلي» اند كه كم و بيش تحت تاثير عوامل خارجي مساعد يا نامساعد هم قرار مي گيرند، اما اساساً سرنوشت آن بوسيله ی همان ملت تعيين مي شود و شكل مي گيرد .

مردم مستضعف و بخصوص مسلمینی که در صف مقدم جنگ با کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی قرار گرفته اند به خوبی می دانند كه چه مي خواهند، به همین دلیل رهبران بايد برای آموختنِ «شيوه ی زبان مردم» و آموختن از مردم، نزدشان بروند و از آنان یاد بگیرند که چه طوری با آنها صحبت کنند، و چه جوری قوانین شریعت الله را به آنان یاد بدهند .

 بسیاری از برادران درس خوانده ی ما که در محیط آموزشی ناسالم و ناقص، و در محیطی فرهنگی و حتی اجتماعی خارج از مردمی که می خواهند باآنها صحبت کنند رشد کرده اند، اکثرا درباره جامعه خودشان  سر و صداي زيادي براه مي اندازند، در حالي كه غافلند كه بي ادعا ترين فروشنده دوره گرد حاشيه خيابانهاي محلي، ممكن است درباره درون جامعه خودش از بسياري از تحصيلكرده هاي مدرک گرفته ی جدا از مردم، آگاهتر باشد و شناخت دقیقتر و عینی تری داشته باشد.

مردم و جامعه را باید بشناسیم تا بتوانیم راه و رسم آزادگی و حرکت به سمت و سوی حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و امت واحد و جماعت واحد را به آنها یاد بدهیم. باید آنها را بشناسیم تا در حالتهای اضطرار مثل امام احمد بن حنبل رحمه الله راه  حفظ و نگهداری و ارتقاء حکومت بدیل اسلامی را به آنان یاد بدهیم . باید آنها را بشناسیم تا در حالتهای اضطراری بدتر چگونگی محافظت و ارتقاء مجلس شورای مجاهدین را به آنان یاد بدهیم . و باید آنها را بشناسیم تا به آنها یاد بدهیم که غیر از این «3 ابزار» و سه راه هیچ راه دیگری برای وحدت و قدرت و خلاص شدن از فقر و نا امنی و دور ریختن کفار اشغالگر و مرتدین محلی و کسب قدرت حکومتی و عزت وجود ندارد .

در راه پاسداری از این وحدتی که شورای ما در هر سطحی به وجود آورده است باید از ملاحضات تنگ نظرانه ی رایج میان مردم و از انتظارات توهم گرایانه ی عده ای از دوستان که ربطی به وضع موجود و ربطی به بنیادهای قانون شریعت الله ندارد، دوری کرد .

زمانی که خودمان را با علوم شرعی و دشمن شناسی شرعی و وحدت اگاهانه، هدفمند و حرکتی از کانال «3 ابزار» شرعی مسلح کردیم، باید برای رسیدن به هدف مشترکی که همه ی ما را دور خودش جمع کرده است آگاهانه هیچ فرصتی را برای وحدت فراگیر و حرکت به سمت هدف واحدمان از دست ندهیم . این همان وحدت هدفمند آگاهانه ای است که نیروهای پیشتاز و سابقون الاولون هر قوم و جامعه ای را با خودش همراه می کند، که با پیوستن سابقون الاولون به همدیگر، وحدت آگاهانه و هدفمند کل مسلمین آن ناحیه و بسیج نهائی مناطق تحت نفوذ شورا در هر سطحی که باشه انجام می شود . در هر صورت وحدت هدفمند و آگاهانه ی سابقون الاولون تأثیر مستقیمی بر وحدت کل مسلمین و بسیج نهائی آنها دارد.

 در مورد سایر سرزمينهای مسلمان نشین هم لازم است ببینیم كه اين مردمي كه سالهاي سال است در تلاش كسب آزادي حقيقي خود و کسب عزت و رسیدن به جامعه ای اسلامی هستند، چه کسانی هستند و داراي چه عقايدي هستند؟، و سازمانها و اجزايي كه در حال حاضر قصد دارند مبارزه آنان را اداره كنند کدام هستند؟، و ازکجا آب می خورند، و به کجا وصل شدند؟. این اولین آگاهی هائی است که باید برای تنظیم روابطمان با دیگر جماعتهای سرزمینهای دیگر باید یادش بگیریم و یادش بدهیم .

برادران و خواهرانی که در این حد مقدماتی در مورد جامعه ی کفار و جوامع مسلمین و جامعه ی خودشان آگاهی و شناخت ندارند و وارد میدان دعوت و جهاد شده اند، این جهلشان می تواند به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر وحدت اگاهانه، هدفمند و حرکتی عمل کند و برای خودشان و سایر مسلمین مشکل ساز بشود، و باید قبل از هر اقدامی با محاسبه ی خود، و برگشت به یکی از «سه ابزار» اصلی، به درمان خودشان مشغول بشوند . 

  (ادامه دارد…….)