
اصل تامین امنیت (1) (قسمت18)
(متن کامل مطلب)
الله تعالی امنیت را با ضدش تعریف تعریف می کند و می فرماید: « وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ » (نساء/ 83) و هنگامي كه (خبر) كاري كه موجب نترسيدن يا ترسيدن است به آنان ميرسد، آن را پخش و پراكنده ميكنند (و اخبار را به گوش دشمنان ميرسانند) .
یا به شیوه ی دیگری در وصف امنیت می فرماید: « أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ» (عنکبوت/ 57) مگر نميبينند كه ما حرم را پر امن و اماني ساختهايم، در حالي كه دور و بر آنان مردم ربوده ميگردند.
این امنیت هم در نگرش قرآنی به دو صورت امنیت کوچک در دنیا و امنیت بزرگ در آخرت بیان شده است. الله تعالی میفرماید: الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ (انعام/82)؛ كساني كه ايمان آورده باشند و ايمان خود را با ظلم نياميخته باشند، امن و امان متعلق به آنهاست و امنیت شایسته ی ايشان است، و آنان راهيافتگان هستند . در این نگرش کلی امنیت دنیوی مومنین با امنیت اخروی آنها گره خورده است و اصالت با امنیت اخروی است و به این شکل کسانی شایسته ی امنیت هستند که ایمان بیاورند و ایمان خودشان را با ظلم مخلوط نکنند .
البته الله تعالی در سوره انعام این نگرش کلی از امنیت را در گفتگوی ابراهیم علیه السلام با سکولاریستهای آن زمان (یه به زبان عربی مشرکین آن زمان) روشن می کند و می فرماید: « وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا چگونه من از چیزی که آن را شریک ( الله ) میسازید میترسم؟ و حال آن که شما از این نمیترسید که برای خداوند چیزی را شریک میسازید که خداوند دلیلی بر آن برای شما نفرستاده است؟ فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (انعام / 81) پس کدام یک از دو گروه (سکولار و مسلمان) شایستهتر به امن و امان است، اگر میدانید؟
در کنار این متناسب با میزان دوری یا نزدیکی شخص از قانون شریعت الله امنیت مومنین هم در نوسان خواهد بود و الله تعالی به امنیت مومنین در زمین اشاره می کند می فرماید: « وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ «خداوند به كساني از شما كه ايمان آوردهاند و كارهاي شايسته انجام دادهاند، وعده ميدهد كه آنان را قطعاً جايگزين در زمين خواهد كرد همان گونه كه پيشينيان را جايگزين قبل از خود كرده است.» وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ همچنين دین (اسلام) ايشان را كه براي آنان ميپسندد، حتماً (در زمين) پابرجا و برقرار خواهد ساخت، وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا و حتماً خوف و هراس آنان را به امنيّت و آرامش مبدّل ميسازد، يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا من را عبادت می کنند و چيزي را شریکم نميگردانند . وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ » (نور/ 55) بعد از اين كساني كه كافر شوند، آنان واقعاً فاسق هستند.
دلیل: وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا، این «الأمن» مشروط است به ایمان و عمل صالح در اول آیه: « وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ » و در آخر آیه: «يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا» است.یعنی الله تعالی این حاکمیت مومنین بر زمین را مشروط کرده به اینکه :
- این وعده به مسلمین داده نشده است بلکه به مومنین میان مسلمین داده شده است «الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ » و کسانی از مسلمین که خواهان این حاکمیت هستند باید ابتدا خودشان را از درجه ی عام مسلمین به درجه ی خاص مومنین ارتقاء دهند.
- اعمال صالحی انجام دهند. دقت داشته باشید که کارهای شایسته در زمینه ی کسب قدرت حکومتی و تقویت و گسترش این حاکمیت اسلامی در مواردی فرق دارند با کارهای شایسته در زمینه ی های دیگر. با آنکه مشترکاتی در تمام زمینه ها وجود دارد و اعمالی شایسته هستند که خاصیت عمومی دارند اما کارهای شایسته در هر زمینه و صنفی دارای مختصات خاص همان صنف و ویژه ی همان صنف و زمینه است که باید رعایت شوند، و تنها با رعایت بعضی از مسائل شخصی و حتی تخصص در زمینه ای نمی توان در مسائل تخصصی صنفهای مختلف موفق شد. طرف چند کلمه صرف و نحو عربی و احکامی را در کتابخانه ها یاد گرفته و رفته فرمانده و حتی رهبر جهادی شده؛ یا غیر عرب است و قرآن را حفظ کرده ، با آنکه بر تفقه در قرآن آگاهی ندارد اما چون قرآن را حفظ کرده امیر گروه مجاهدین شده است. اینکه حافظ قرآن و متخصص باشد فرق دارد با اینکه تنها به دلیل حفظ قرآن فرماندهی یا ریاست یک امر تخصصی را بر عهده گیرد.
- عبادت را مختص الله تعالی کنند و در هیچ از بخشهای عبادت (اعتقادی، قلبی، زبانی، بدنی، مالی) چزی را با الله تعالی شریکی قرار ندهند که در 4 آیه قبل از این الله تعالی در مورد این اشخاص می فرماید: إِنَّمَا کَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَن یَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( نور/51) مؤمنان هنگامی که به سوی خدا و پیغمبرش فرا خوانده شوند تا میان آنان حکم کند، سخنشان تنها این است که میگویند: شنیدیم و اطاعت کردیم! و رستگاران واقعی ایشانند.
پس امن و امان در دنیا و قیامت تنها مختص مومنین و متقین و «أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» می شود و در میان «الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ » و « الضَّالِّينَ» تنها کسانی مستحق امنیت کوچک در دنیا هستند که تابع و زیردست قانون شریعت الله و دارالاسلام و یا معاهد با دارالاسلام باشند.
در این صورت دراین دنیا تنها برای «أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» و کسانی از کفار که تحت حاکمیت قانون شریعت الله و دارالاسلام قرار گرفته اند امنیت وجود دارد، ومسلمین مجرم و حکومتهای کافر و بخصوص حکومتهای کافر سکولار ونهادها ومجریان چنین حکومتهایی به نسبتهای تعیین شده ازنعمت امنیت بی بهره هستند، وبلکه برمسلمین واجب است که متناسب باقدرت نظامی که فراهم نموده اند امنیت کاذب و متزلزل دنیوی آنها را هم برهم بزنند کاری که امثال سلیمان علیه السلام و پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم و خلفای راشد پس از وی و مومنین صادق پس از اینها انجام داده اند و انجام می دهند.
در این صورت کسانی که مسلمین را به حفظ امنیت در چارچوب قوانین کفارِ سکولارِ جهانیِ محاربِ اشغالگر و حکومتهای دست نشانده ی آنها فرا می خوانند و مثلاً می گویند شما را چه به ترکستان شرقی یا چچن یا آفریقای مرکزی یا فلسطین یا شما را چه به یمن و عراق و سوریه و لیبی و نیجریه و سایر سرزمینهای اشغال شده و غصب شده ی مسلمین، یا شما را چه به اروپا و آمریکا و روسیه و چین و… این مجریان جنگ روانی دشمن و یا کارگران بی مزد شیطان در میان مسلمین نمی توانند به عنوان دوست مسلمین به شمار بیایند، بلکه همگی خواسته یا ناخواسته در جبهه ی دشمنان قرار گرفته اند.
ادامه خواندن اصل تامین امنیت (1) (قسمت18)
