درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(132- قسمت)

این پیروزی رسول الله صلی الله علیه و سلم قبل از پیمان حدیبیه و به دنبال آن فتح آشکار پیمان حدیبیه مقدمه و دروازه ی پیروزیها و فتحهای دیگری مثل ارسال سفرا به کشورهای مختلف و قبایل مختلف اطراف مدینه و شبه جزیره ی عربستان، فتح خیبر و فتح مکه ست که خیلی از مسلمین بسیار ناچیز به این پیروزیها و فتح آشکار و پروسه ی دیپلماسی بسیار مهم نگاه می کنند، و مستقیما پرش می کنند روی سوره ی نصر و فتح مکه که دو سال بعد اتفاق افتاده است که الله تعالی می فرماید: إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا(نصر/1-2)

علت این پرش نابجا و عدم توجه به این فتح آشکار بیشتر به دلیل جهل و عدم تخصص در این موارد است که قسمت سخت جهاد و حرکت اسلامی را تشکیل می دهد، علت هر چه باشد نمی تواند کار درستی باشد.

این فتح، آشکارا به همه می فهماند که رهبران شایسته با آنکه شایستگی خودشان را درهدایت جنگ گرم و مسلحانه نشان می دهند اما برجستگی و اهمیت والای آنها و اوج لیاقت آنها در دیپلماسی و جنگ نرمی خودش را نشان می دهد که با قدرت اسلحه ساپورت می شود، و حتی اسلحه را هم مدیریت، کنترل و هدایت می کند و اجازه نمی دهد اسلحه کنترل آنها را به دست بگیرد.

در این فتح آشکار الله تعالی می فرماید: لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ. یعنی این فتح آشکار بخشی اساسی و زیر بنائی از مسأله ی جهاد وعبادتی است که، با آن همه ثمرات و برکاتی که با خودش می آورد، باعث عفو وبخشش می شود. علاوه بر آن یکی از ابزارهای قوت قلب و آرامش «السَّکِینَةَ» می شود که ترس و نا امنی و وحشت و شک و تردید را از انسان دور می کند .

جالب است این را بدانید که در این فتح آشکاری که الله تعالی صحبتش را می کند و بیشتر به دیپلماسی و جنگ نرم و روانی با کفار مربوط می شود منافقین درآن حضور نداشتند. و الله تعالی از این جامانده های از این فتح تحت عنوان «الْمُخَلَّفُونَ » یاد می کند که خیال می کردند مومنین به دست سکولارهای قریش نابود می شوند. عادی هم هست که الله تعالی این منافقینی که خودشان از عوامل جنگ روانی بر مسلمین بوده اند را دراین برکت و نعمت شرکت ندهد. چون اینها رِجس هستند، و الله تعالی با این پلیدها نه دست بیعت می دهد و نه ازآنها راضی می شود .

زمانی که الله تعالی به شرکت کنندگان در این فتح آشکار پیمان حدیبیه می فرماید: «یَدُ اللهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ»  یعنی: این بیعت دهندگانی که خالی از منافقین هستند در واقع نه تنها با رسول الله صلی الله علیه وسلم و رهبریت شرعی جامعه بیعت داده اند بلکه با الله هم بیعت داده اند، و الله تعالی به صراحت رضایت خودش را از این جمع اعلام می کند: لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً ‏(فتح/18) خداوند از مؤمنان راضی گردید آن لحظه که در زیر درخت با تو بیعت کردند. خدا می‌دانست آنچه را که در درون دلهایشان بود، لذا اطمینان خاطری به دلهایشان داد، و فتح نزدیکی را پاداششان کرد.‏

بله، مسلمین بعد از این فتح آشکار، الله تعالی آنها را با فتح نزدیکی مثل فتح خیبر و بزرگتر از آنها فتح مکه – پایتخت کفار سکولار شبه جزیره ی عربستان- پاداش داد. با فتح پایتخت کفار سکولار و مشرک شبه جزیره ی عربستان دیپلماسی رسول الله صلی الله علیه وسلم در سال نهم هجری با قبایل مختلف رشد قابل ملاحظه ای کرد. در این سال بیشتر از30 هیئت از قبایل مختلف شبه جزیره که بیشترشان نصرانی و یهودی و مجوس بودند برای بیعت خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدند . البته علاوه بر اینان قبایل مشرک و سکولار هم وجود داشتند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم برا ی هم مسیر کردن کفار در مسیر قانون شریعت الله- قبل و بعد از جنگ-  دو شیوه  را در دیپلماسی و رفتار سیاسیش با گروههای مخالف انتخاب کرده بود:

1-      یکی مذاکره: به عنوان مستقیم ترین راه حل اختلاف. مثل مذاکره با نمایندگان مردم سکولار یثرب در عقبه اول و دوم، یا مذاکره با  فرستاده ی مخصوص سکولارهای قریش سهيل بن عمرو و انعقاد قرارداد تاريخي صلح حديبيه، یا مذاکره با نمايندگان ثقيف(طايف) و مذاکره با سفرای ملوک حمیر و مذاکره با هفتاد هيأت نمايندگي دیگر.

2- روش دومی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در برخورد با کفار و مخالفین انتخاب کرده بود حکميت و داوري بود. در این روش شخصی که مورد تأئید هر دو طرفه اختيار دارد تا راه و روش حل اختلاف را نشان بدهد. رسول الله صلی الله علیه وسلم در مسأله ی یهودیان بني قريظه از این روش استفاده کردند. علی ابن ابی طالب هم  در جنگ صفین از همین روش حکمیت استفاده کردند . 

 علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه وسلم در دیپلماسیش با کفار به اصل محافظت و مصونیت  سفرا اهمیت قابل ملاحظه ای می داد. اصلی که مورد پذیرش صاحبان قدرت سیاسی دنیای آن روز هم بود، رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد سفرای مرتدین مسیلمه ی کذاب می فرماید:«اگر این‌گونه نبود که پیک را نباید کشت، شما را گردن می‌زدم».

یکی دیگر از ابعاد سیاست خارجی رسول الله صلی الله علیه وسلم در برخورد با دشمنان و جذب بیشتر متحدین از میان کفارو خنثی کردن و تجزیه ی نیروهای مخالف دادن امتیاز بود، تا با این وسیله مانع از اتحاد نیروهای مخالف با دشمنان حکومت اسلامی و امت مسلمین بشود، و عظمت نیروهای دشمن را خرد کند. رسول الله صلی الله علیه وسلم برای ایجاد انگیزه در کفار به کشاندن آنها به پای میز مذاکره و بستن قرارداد، از هیچ توافق جزئی و از هیچ قدر مشترکی هم صرف نظر نمی کردند .

(ادامه دارد…….)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *