درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(104- قسمت)

از یکی از علما در مورد مسئله­ای علمی سئوال شد، ایشان پاسخ ندادند. سوال کننده گفت: مگر این حدیث را نشنیده­اید:مَنْ كَتَمَ عِلْمًا يَعْلَمُهُ، جِيءَ بِهِيَوْمَ الْقِيَامَةِ مُلْجَمًا بِلِجَامٍ مِنْ نَارٍ[1] «كسی كه علمی­ داشته باشد وآن را كتمان نماید روز قیامت، به افساری آتشین بسته خواهد شد؟» ایشان فرمودند: افسار را رها كن و برو، هرگاه كسی آمد و فقه و فهم آن را داشت و من از چنین كسی علمم را كتمان نمودم، مرا به افسار ببند.

حتی کسی چون امام حسن بصری كه حجاج از او در مـورد حـدیث عرنیین [2] و مجـازات آنها توسط رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسید،امام حسن بصری، حدیث را انكار کرد، چـرا كـه می­­دانست حجاج قبلاً این حدیث[3] را وسیله­ای برای خونریزی بیشتر قرار داده بود و الان با استناد به این حدیث بیش از پیش در ریختن خون­ زیاده روی می کند . عبدالرحمن بن مهدی رحمه الله درهمان قرن دوم هجری می گوید : «مرد به درجه­ی امامت نمی­­رسد که به وی اقتدا نمود، مگر اینكه بعضی از چیزهایی را كه می­­شنود در نزد خویش نگه دارد.»[4]

حالا مسلمین به دلیل نبود حکومت اسلامی علی منهاج نبوة و تمام مفاسد و آلودگی های عقیدتی و رفتاری که بعد از این به وجود آمده اند در یک میزان از آگاهی ها نیستند، و جوامع آنها هم در یک سطحی نیستند، و حتی هر شخص و گروه و جامعه ای نیاز به یک راهکار خاص دارد که باید فهمیده بشود، و متناسب با آن ««تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى» و عمل بشود.

بله بايد شيوة برخورد با همة مردم را یاد بگیریم نه قشر خاصي از آنها را . برای همین است که نوع جاهليت نوع حركت را و نوع واکنش را مشخص مي كند، و ممکن است نوع جاهلیت هر زمانی با زمان دیگر متفاوت باشد، برای همین است که هم نوع واکنش و هم نوع حرکت فرق می کند، یا ممکن است حتی نوع جاهلیت در یک زمان از مکانی به مکان دیگری فرق داشته باشد، برای همین است واکنش نسبت بر هر کدام با آن یکی فرق می کند.

دیگر شما با تمام مشترکاتی که ممکن است در جاهلیتها وجود داشته باشد، اما ویژگیهای خاص این جاهلیتهای بومی و محلی، این اجازه را به شما نمی دهد که راهکاری که به درد درمان جاهلیت فلان شخص یا فلان خانواده یا فلان روستا یا فلان شهر و استان و سرزمین خورده را  کپی برداری کنید و مو به مو را انسانهای دیگردر جوامع دیگر پیاده اش کنید. همه ی اینان بیمارهستند، اما همه شان یک بیماری ندارند، و با یک دارو نمی شود همه را درمان کرد. ممکن است یک دارو برا ی یک بیمار مناسب باشد و برای یک بیمار دیگرحکم سم را داشته باشد .

علاوه بر این باید این دارو را با زبانی ساده که مردم می فهمندنش، و با آن زندگی می کنند، متناسب با اولیتهای آنهابه آن داده بشود و با آنها وارد صحبت بشویم، مثل زبان محاوره ای و زبان سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و غیره . وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ (ابراهیم/4) ما هیچ پیغمبری را نفرستاده‌ایم مگر این که به زبان قوم خودشتا برای آنان (احکام الهی را) روشن کند. به عنوان مثال زبان سیاسی و حتی اقتصادی و اولویتهای مردم کردستان با زبان سیاسی و اولویتهای مردم افغانستان و حتی بسیاری از اعراب تفاوتهای فاحشی پیدا کرده و باید با این زبان روز و متناسب با اولویتهای آنها با آنان وارد گفتگوشد . 

همچنین لازم است توقع و انتظار هم متناسب با ظرفيت شخص و جامعه باشد نه بيشتر، چون اگرتوقع و انتظار بیشتر از ظرفیت شخص و جامعه باشد باعث می شود شخص و جامعه درِ عذر و بهانه را باز کند، و  اگر ادامه داشته باشد باعث می شود شخص و جامعه در دراز مدت کلا هم مسیر شدن با این جریان مبارک را رها کنند.

 این یعنی هر شورائی به هم مسیرانش یاد بدهد که باید به «امكانات بومي خودشان پي ببرند، و از ريشه هاي خودشان پا بگيرند، و به واقعيتهای خودشان تكيه كنند» با این زمینه ی زیر بنا سازی و بتون ریزی است که می توانند رو انرژی سایر مسلمین جهان در ساختن ساختمان حکومت اسلامی جامعه شان حساب باز کنند .

(ادامه دارد…….)


[1] سنن ابن ماجه ـ افتتاح الكتاب فی الإيمان وفضائل الصحابة والعلم ـ باب 24 ـ صفحه 98 ـ شماره 266

[2] «حديث عرنيين» اشاره به داستان عكل دارد كه در آن، چند نفر نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و ايمان آوردند، و به دليل اينكه شرايط آب و هوا بر ايشان گران آمد، خواستار آن شدند كه پیامبر صلی الله علیه وسلم جای ديگری برايشان تدارك ببيند، رسول الله صلی الله علیه وسلم ايشان را به منطقه­ای فرستادند كه شتران متعلق به مسلمانان در آنجا می­زيستند تا هم آب و هوای بهتر داشته باشند و هم از شير و ابوال شتران بنوشند، اما اينان غدر نموده، و چوپان را به قتل رسانيده و شتران را بردند و مرتد گشتند، رسول الله صلی الله علیه وسلم به هنگام دستگيری ايشان، دست و پايشان را در جهت خلاف همدیگر قطع نموده و چشم­هايشان را كور نموده و آنها را در برابر آفتاب قرار دادند تا جان دادند. حديث را انس نقل می­كند اما حسن بصری نزد حجاج آن را منكر شمرد تا حجاج بيش از اين خونريزی ننمايد چرا كه بسياری از خون­ها را به ناحق می­ريخت.

[3] صحیح البخاری ـ کتاب المغازی ـ باب 34 ـ صفحه 1553 ـ شماره 3956

[4] صحیح مسلم ـ مقدمه ـ باب 3 ـ صفحه 8 ـ شماره 12 

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (103- قسمت)

در کنار این برادران ما کسانی هستند که مثلا در مورد جهاد افغانستان و عراق و سوریه و یمن و حتی صومالی و مالی و چچن و غیره آگاهی های خوبی دارند، و حتی ممکن است مدتی هم در میان بعضی از مجاهدین این مناطق زندگی کرده باشند، اما در برابر اطلاعاتشان در مورد جامعه ی خودشان تقریبا نزدیک به صفراست، و می خواهند با داروئی که برای درمان بیماریهای آن کشور به درد خورده است با همان دارو بیماری خاص سرزمین خودش را درمان کنند، در حالی که بیماری سرزمین او – با وجود مشترکاتی چون حاکمیت کفار سکولار و مرتدین محلی و رواج انواع فقر و نا امنی ها و آلودگی های عقیدتی و رفتاری- با سرزمینهای دیگر متفاوت است، و مردم سرزمین او در موارد مختلفی با سرزمینهای دیگر تفاوتهای فاحش و نیازهای مختلف و حتی اولویتهای مختلفی هستند، اما این برادران ما متوجه نیستند که ماشینی که در سرزمین خودشان می خواهند نقصهایش را بردارند و تعمیرش کنند قطعه ی معیوبش با قطعه ی معیوب سایر سرزمینها فرق دارد، در آنجا میل لنگ عیب دارد و در اینجا لاستیکها پنچرند یا سوپاپها عیب دارند؛ در آنجا علاوه بر اشغالگران خارجی و مرتدین مشکل بر سرنماز خواندن و جماعت رفتن مسلمین و ارتداد به دین سکولاریسم و قرآن سوزی توهین ناموسی به الله و پیامبر و دین نیست بلکه مشکل درقومیت گرائی و ناسیونالیسم و چیزهای دیگر است، اما در کردستان مشکل اصلی بر سر ارتداد عمومی مردم به دین سکولاریسم است که نماز نخواندن و جماعت نرفتن و حتی قرآن سوزی و اهانت به قرآن و الله و پیامبر و اسلام و غیره هم از ثمرات آن است .

در اینجا علاوه بر آنکه عیبشان هم یکی نیست ماشینشان هم  با هم فرق دارد، وسیله ی حرکتی آنها یک ملا با یک فکر حنفی دیوبندی ماتریدی یا اشعری است، ماشین حرکتی شما ممکن است شورا باشد. در این صورت با میل لنگ تراکتور نمی شود میل لنگ اتوبوس یا قطار را تعمیر کرد و اینها را به حرکت انداخت .

در این صورت این برادران ما با ارائه ی درمان آن سرزمینها برای سرزمین خودش که به درد بیماران سرزمین خودش نمی خورد، یا با ارائه ی قطعه ای که نقص ماشین سرزمینشان رفع نمی کند، آشکارا به عنوان سد و مانعی در برابر پیدا کردن داروی مناسب و قطعه ی مناسب عمل می کنند، و آشکارا در برابر وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی مسلمین سد و مانع می شوند، و با اعمال جاهلانه ی خودشان مردم را در برابر قانون شریعت الله قرار می دهند.

شناخت جامعه و افراد جامعه می تواند بهترین کمک در ارائه ی درمان مناسب و قطعه ی مناسب  برای بر طرف کردن بیماریها و غیوب و نقصهای آن جامعه و افراد باشد. از جمله کسانی که دوست نداشتند با بعضی از مردم، برخی موضوعات اجتهادی را در میان بگذارند، امام احمد است  که دوست نداشته احادیثی را که ظاهر آن قیام و خروج بر حاکم ظالم و اهل بدعت را جایز می دانست برای عموم در آن ظروف زمانی و مکانی بیان بشوند.

حکومتی بدیل اضطراری اسلامی که از مسأله ی خلق قرآن حمایت می کرد، و در ایام محنة آن همه مصیبت برای خودش و دیگر علماء به وجود آورد، اما ایشان بیایند روایتهائی که جنگ مسلحانه بر علیه چنین حکومت بدیل اضطراری اسلامی را جایز می دانست را مناسب آن شرایط زمانی و مکانی بین المللی و منطقه ای مسلمین نمی دانست و در این حالت اضطرار واکنشی متناسب با این وضعی که پیش آمده است را در پیش گرفت. همانطوری که بعضی از اصحاب با وجود فاسد بودن حکومت یزید اما زمینه های قیام را مناسب نمی دانستند، یا ابوحنیفه به اهل کوفه اعتماد نداشت و در نهضت نفس زکیه شرکت نکرد و تنها از نظر پولی و تبلیغی به او کمک کرد . در هر صورت موقعیتهائی در جامعه ای خاص پیش می آیند که نه بیان یک حکمی برای بعضی از مردم لازم است، و نه شرکت کردن در آن، بلکه باید آن را برای فراهم شدن زمینه های مناسبش و زمان مناسبش در آن جامعه ی خاص نگه داشت.

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(102- قسمت)

این عدم شناخت شرعی و عینی از مسلمان و غیر مسلمان باعث می شود شخص نتواند دیپلماسی متناسب خودش را با مسلمان و کافر به صورت شرعیش به پیش ببرد، و نتواند متناسب با ظرفیت و توانائیهای شخصی که با او صحبت می کند وارد گفتگو و دعوت بشود، و اکثرا خودش به نوعی بن بست و حتی گرایش به خشونت و زیاده روی و دلسری کشیده می شود، و مخاطبش را هم گاه دچار فتنه و حتی اورا به مسیری می کشاند که جاهلانه با مخالفت با قانون شریعت الله، الله و رسولش را تکذیب کند که آشکارا به عنوان یکی از موانع وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی عمل می کند.

بخاری رحمه الله از امام علی رضی الله عنه روایت می­­كنـد كه گفته است:حَدِّثُوا النَّاسَ بِمَا يَعْرِفُونَ، أَتُحِبُّونَ أَنْ يُكَذَّبَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ؟[1]«با مردم به اندازه­ی معارفشان صحبت نمایید، آیا دوست دارید كه خدا و رسولش را تكذیب كنند.» یا مسلم از ابن مسعود رضی الله عنه روایت می کند که گفته است:مَا أَنْتَ بِمُحَدِّثٍ قَوْمًا حَدِيثًا لا تَبْلُغُهُ عُقُولُهُمْ؛ إِلا كَانَ لِبَعْضِهِمْ فِتْنَةٌ[2].اگر با مردم سخنی بگوئید که عقلشان به فهم آن نرسد، حتماً برخی از آنان به فتنه می‌افتند. «اگر تو برای قومی­ سخن گفتی و آن قوم، فهم گفتـه­های تو را نـداشتند (عقلشان بدان نرسید) آنان را دچار فتنـه نموده­ای.»

مشخص است که این سخن در مورد آموزش ایمان نیست، چون ایمان را هر انسانی که دیوانه نباشد و از سلامت روانی برخوردار باشد می فهمد . این روش در مورد آموزش سایر احکام و بر طرف کردن جهل هائی است که نیاز به آگاهی و بصیرت شرعی در امر دعوت و جهاد دارد؛ اما این برادران نا آگاه ما نه از دوست و نه از دشمن شناخت شرعی ندارند، برای همین است اکثرا در دنیا شکست می خورند . و اگر شناختی از لابه لای گفته های آشفته ی علمای مورد قبولشان پیدا کرده باشند مربوط به قرون گذشته ست و ارتباطی به وضع موجود ندارد، و اگرخودشان هم به آگاهی هائی دست پیدا کرده باشند، شناختی است خیالی و غیر مربوط با جامعه ی کنونی که در هر دو حالت به درد وضع موجود ملتش نمی خورد.

 به عنوان مثال فلان عالم در فلان قرن و فلان مکان مشخص گفته که صوفی ها شریعت را کنار گذاشتند و در خانقاها به سبک راهبها گوشه گیری کردند و اصلا اهل جهاد و قتال نیستند، اما می بینیم که در قرون بعد همین صوفی ها تبدیل می شوند به حکومت عثمانی یا عمر مختار یا شیخ سعید پیران یا سنجر خان کردستان و گروههایی از طالبان و مسلمین چچن و غیره که علاوه بر آنکه تابع شریعت هستند بلکه خودشان مجری قانون شریعت الله و پرچمدار جهاد با کفار می شوند.

 در اینجا آن عالم در آن مکان مشخص و زمان مشخص راست گفته است، اما این برادران ما متوجه نیستند که این عالم بزرگوار برای زمان خودش صحبت کرده است نه برای سایر زمانها، الان ممکن است دسته هائی از صوفی ها باشند که کلا مرتد شده باشند مثل علی الهی ها و یزیدی ها و غیره و یا ممکن است دسته هایی موحد و مجاهد و یا طبقات مختلف دیگری وجود داشته باشند که هر کدام مشمول حکم جداگانه ای باشند .

 این برادران ما با مطالعه ی رای فلان عالم، می آیند و بر همه ی صوفی ها یک حکم صادر می کنند که تناسبی با وضع موجود ندارد، و آگاهی هایشان اشتباه است، و همین آگاهی های اشتباه خودش مانعی در برابر وحدت اگاهانه، هدفمند و حرکتی می شود، این مثال را عرض کردم که بدانید در مورد اکثر فرق و تفاسیر اسلامی برادران ما به همین سبک دچار اشتباهات فاحشی می شوند و آگاهی هایشان علاوه بر آنکه نمی تواند خدمتی به خود شخص و وضع موجود مسلمین بکند بلکه اکثر مانع می شود در برابر وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی اهل قبله .

(ادامه دارد…….)


[1] صحیح بخاری ـ باب 49 ـ صفحه 59 ـ شماره 127

[2] صحیح مسلم ـ مقدمه ـ باب 3 ـ صفحه 9 ـ شماره 14 

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(101- قسمت)

 نگاه کنین رسول الله صلی الله و علیه وسلم چه طوری برای معاذ اولویت بندی و مرحله بندی می کند: همانا تو بنزد قومى از أهل كتاب مى روى لذا پس أولين چيزى كه آنها را بسوى آن دعوت مى دهى توحید الله  باشد.«أَوَّلَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَى أَنْ يُوَحِّدُوا اللَّهَ تَعَالَى» وچون خداوند را شناختند پس آنها را با خبر نما كه خداوند در شبانه روزشان پنج نماز بر آنها فرض نموده است. «فَإِذَا عَرَفُوا ذَلِكَ فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ فَرَضَ عَلَيْهِمْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ فِي يَوْمِهِمْ وَلَيْلَتِهِمْ» وچون اين را نجام دادند پس آنها را با خبر نما كه خداوند در أمولشان زكات فرض نموده است كه به فقيران خودشان باز گردانده مى شود. «فَإِذَا صَلَّوْا فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْهِمْ زَكَاةً فِي أَمْوَالِهِمْ تُؤْخَذُ مِنْ غَنِيِّهِمْ فَتُرَدُّ عَلَى فَقِيرِهِمْ» وچون از اين دستور اطاعت کردند از آنها زكات را بگير واز گرفتن بهترين مالهاى مردم پرهيز نما.«فَإِذَا أَقَرُّوا بِذَلِكَ فَخُذْ مِنْهُمْ وَتَوَقَّ كَرَائِمَ أَمْوَالِ النَّاسِ»[1]

خود  معاذ رضی الله عنه روایت می کند: بَعَثَنِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ:إِنَّكَ تَأْتِي قَوْمًا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ، فَادْعُهُمْ إِلَى شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنِّي رَسُولُ اللَّهِ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لِذَلِكَ، فَأَعْلِمْهُمْ أَنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْهِمْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لِذَلِكَ، فَأَعْلِمْهُمْ أَنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْهِمْ صَدَقَةً، تُؤْخَذُ مِنْ أَغْنِيَائِهِمْ، فَتُرَدُّ فِي فُقَرَائِهِمْ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لِذَلِكَ، فَإِيَّاكَ وَكَرَائِمَ أَمْوَالِهِمْ، وَاتَّقِ دَعْوَةَ الْمَظْلُومِ، فَإِنَّهُ لَيْسَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ اللَّهِ حِجَابٌ” [2]همانا تو بنزد قومى از أهل كتاب مى روى لذا آنها را بسوى اين  كه به جز خداوند ديگر معبود برحقى نيست ومن فرستاده خداوند هستم دعوت بده.اگر آنها اين را پذيرفتند، آنها را آگاه نما كه خداوند در شبانه روز پنج نماز بر آنها فرض نموده است. اگر آنها اين را پذيرفتند آنها را آگاه نما كه خداوند در أمولشان زكات فرض نموده است كه از ثروتمندانشان گرفته شده و به فقيران خودشان باز گردانده مى شود. اگر آنها اين را پذيرفتند از گرفتن بهترين مالهايشان پرهيز نما. واز دعاى مظلوم بترس زيرا در ميان آن وخداوند پرده اى نيست.

این روش رسول الله صلی الله علیه وسلمِ که الله تعالی می فرماید: قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ(یوسف/108)بگو : این راه من است که من (مردمان را) با آگاهی و بینش به سوی خدا می‌خوانم و پیروان من هم ( چنین می‌باشند)، و خدا را منزّه می‌دانم، و من از زمره مشرکان نمی‌باشم .

این روش رسول الله صلی الله علیه وسلمِ که الله تعالی می فرماید: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآَخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا(احزاب/21) سرمشق و الگوی زیبائی در (شیوه پندار و گفتار و کردار) پیغمبر خدا برای شما است. برای کسانی که (دارای سه ویژگی باشند:) امید به خدا داشته، و جویای قیامت باشند، و خدای را بسیار یاد کنند.

و خود رسول الله صلی الله علیه وسلم هم می فرماید:مَنْ عَمِلَ عَمَلاً لَيْسَ عَلَيْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رَدٌّ[3]هر كس كارى را انجام دهد كه مطابق با دستورات ما نباشد آن رد است.

ما هم بر همین اساس دردرس دشمن شناسی شرعی و درجه بندی دشمنان به اندازه ی کافی در مورد جامعه ی کفار و احکام مربوط به آنها صحبت کردیم، در مورد شناخت از وضع موجود مسلمین هم درجلسات قبلی به عنوان یک پیش شرط و پیش نیاز وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی کلیاتی راخدمت دوستان گرامی عرض کردیم که در کل نوعی مفاهیم کلی جامعه شناسی اسلامی و مردم شناسی اسلامی را به ما نشان می دهد اما متأسفانه عده ای از برادران ما نسبت به این مفاهیم کلی در چنان ناآگاهی به سر می برند که حتی نمی توانند واکنشی شبیه واکنش مسلمین درآیات اولیه ی سوره ی روم از خودشان نشان بدهند، و آشکارا در موارد زیادی این جهلشان مانعی در برابر وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی است، و از سوی دیگردشمنان هم از کانال این جهل مسلمین توانستند اهداف و نقشه های ضد اسلامی خودشان را توسط همین مسلمین پیاده کنند.

(ادامه دارد…….)


[1] صحیح بخاری- التوحید 6937/ صحیح مسلم- الایمان 19/ سنن الترمذی-الزکاة 625، البر و الصلة 2014/ سنن النسائی- الزکاة 2435/ سنن اب داود- الزکاة 1584/ سنن اب ماجه – الزکاة 1783/ سنن الدارمی – الزکاة 1614/ مسند احمد- من مسند بنی هاشم 233/1

[2] صحيح البخاري6851. 4027. 1408. 1372. 1314/صحيح مسلم31. 30/جامع الترمذي567/سنن أبي داود1355/ سنن النسائى الصغرى2486. 2402/سنن ابن ماجه1773/سنن الدارمي1592. 1579/مسند أحمد بن حنبل1995/صحيح ابن خزيمة2128و دیگران

[3] رواه البخارى موصولا (2/166) ومعلقا مجزوما (2/25 , 4/437) ومسلم (5/132) وأبو داود (رقم 4606) وابن ماجه (رقم 14) والدارقطنى (ص 52 ـ 521) وأحمد (6/146 , 180 , 240 , 256 , 270) وأبو بكر الشافعى فى ” الفوائد ” (106/2) وعنه القضاعى فى مسند الشهاب (29/1) والهروى فى ” ذم الكلام ” (1/4/1)ودیگران

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(100- قسمت)

بله، الله تعالی تنها امت و جماعت را تأئید می کند و نصرتش را هم تنها برای چنین امت و جماعت متحدی می فرستد، پس برادر گرامی زمانی که الله تعالی می فرماید: وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ(بینه/5) و به صراحت اعلام می کند که :أَلَالِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُۚ (زمر/3)  و امر می کند: فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (غافر/14) و روزانه چندین بار تعهد می دهی که:إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ(فاتحه/5) دوباره به خودت مراجعه کن که چه چیز نفسانی باعث شده است که آلودگی در جهادت به وجود بیاید . دهها بار خودت را محاکمه کن و نیتت را تنها وتنها برای خشنودی الله تنظیم کن و بس. مَنْ أَحَبَّ لِلَّهِ وَأَبْغَضَ لِلَّهِ وَأَعْطَى لِلَّهِ وَمَنَعَ لِلَّهِ فَقَدْ اسْتَكْمَلَ الْإِيمَانَ[1] که تنفسیر و روشنگری است در مورد بخشی از آیه ی: إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ .و لازم است خودمان را برای روزی آماده کنیم که:  يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ (شعراء/88-89)آن روزی که اموال و اولاد سودی نمی‌رساند .‏ بلکه تنها کسی ( نجات پیدا می‌کند) که با دل سالم به پیشگاه خدا آمده باشد .‏

یکی دیگر ازموانع «وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی» «عدم مردم شناسی شرعی» است

این مانع در واقع به عدم شناخت و یا حتی آگهی های غلط از جامعه ی کفار، و بخصوص عدم شناخت و آگاهی های غلط از وضع موجود مسلمین و جامعه ی مسلمین اشاره دارد.

می دانیم که الله تعالی می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَـئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (البقرة / 159) بی‌گمان کسانی که پنهان می‌دارند آنچه را که از دلائل روشن و هدایت فرو فرستاده‌ایم، بعد از آن که آن را برای مردم در کتاب بیان و روشن نموده‌ایم، خدا و نفرین‌کنندگان (چه از میان فرشتگان و چه از میان مؤمنان انس و جان)، ایشان را نفرین می‌کنند.

در این صورت واضح و روشن است که، هدف، کتمان ریزترین مسائل قانون شریعت الله نیست، بلکه هدف این است که چه جوری عَلَىٰ بَصِيرَةٍ باید این دعوت الله را پس از بیان صریح و واضح لا اله -الا الله و پس از یاد دادن ایمان می شود در میان طبقات مختلف جامعه به پیش برد؟

چه طوری می شود امر الله: ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَن (نحل/125) را در دعوتمان رعایت کنیم؟

چه طوری می شود امر الله: وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً (بقره/83) را رعایت کرد؟

چه طوری می شود امر الله: وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ  (اسراء/53) را در مورد طبقات مختلف مردم به کار گرفت؟

با بررسی سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم متوجه می شویم که برای پیاده کردن این اسلوبهای شرعی، ایشان از مردم شناسی عمیقی برخوردار بودند، و در رسیدن به اهدافشان از این شناخت استفاده می کردند . رسول الله صلی الله علیه وسلم به صورت کلی یک جایی می فرماید: «الْإِیمَانُ يَمَانٍ وَالْكُفْرُ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالسَّكِینَةُ فِی أَهْلِ الْغَنَمِ وَالْفَخْرُ وَالرِّيَاءُ فِی الْفَدَّادِینَ أَهْلِ الْخَيْلِ وَالْوَبَرِ»[2] «یمنیان اهل ایمانند و كفر نیز از جانب شرق (منطقه­ای كفر خیز است) است و سكینت و آرامش در بین اهل غنم (چوپانان و كسانی كه با گله سر وكار دارند) است و فخر و ریا و در روایتی خیلاء (کبر و خود بزرگ­بینی) در بین صاحبان شتر (مالداران) و صاحبان اسب و بادیه­نشینان است.»

رسول الله ­صلی الله علیه وسلم اینطوری می­­خواست، اصحابش را به احوال و خلقیات كسانی كه با آنان تعامل دارند آشنا کند . حتی زمانی که به شاعر و مجری جنگ روانیش حسّان بن ثابت رضی الله عنه امر کرد تا سکولاریستهای کافر قریش را با اشعارش مورد نقد و هجو قرار بدهد، مقدمتاً از ابوبكر رضی الله عنه خواست تا حسان رضی الله عنه را از احوال و ایام و اخبار خودشان (در مكه) خبردار و اگاه کند.

یا زمانی که  معاذ رضی الله عنه رابه عنوان یک دعوتگر و امیر لشکر به سوی مردم یمن فرستاد، به معاذ پس از یادآوری چگونگی برخورد و تعامل با الله و چگونگی برخورد و تعامل با هوا و نفس خودش، چگونگی برخورد و تعامل با مردم یمن را به آن یاد داد و به  معاذ فرمودند: «تو به سوی قومی­ از اهل كتاب می­­روی»[3] و برایش مشخص کرد با چه قومی و با چه عقایدی روبرو خواهد شد و چگونگی برخورد با آنها را مشخص کرد و در صحبت کردن با آنها برای معاذ اولویت بندی کرد، و اولویاتی را که برای مخاطب قرار دادن اهل کتاب یمن لازم بود را معلوم و آشکار کرد، و اولین امری که باید به اینان بگویدرا تعیین فرمود، بعد از جا افتادن و قبول اولین مورد به آن گفت مورد دوم این را بگو و بعد از جا افتادن مورد دوم نوبت به مورد سوم می رسد و زمانی که مورد سوم هم جا افتاد و قبولش کردند نوبت می رسه به خوب اجراء کردن مورد سومی.

(ادامه دارد……)


[1]  رواه أبو داود/ آلبانی ،صحيح الجامع 5965

[2] صحیح مسلم ـ باب 23 ـ صفحه 52 ـ شماره 195

[3] همان ـ باب 9 ـ صفحه 38 ـ شماره 132

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(99- قسمت)

اگر مسلمین از کانال یکی از این سه ابزار نتوانند خودشان را سازماندهی کنند، و موفق نشوند مثل نسل اول صحابه متحدا جاهلیت حاکم را در سرزمینهای مسلمان نشین جارو کنند، مدتی طول نمی کشد که چندین جنگ ویرانگر دیگرهمچون جنگهای عراق و سوریه و افغانستان و یمن و صومال و لیبی و مالی و مصر و فلسطین و میانمار و آفریقای مرکزی و کشمیر و غیره از طریق سکولاریستهای کافر و اشغالگر جهانی و مرتدین محلی بر مسلمین تحمیل خواهد شد و تمامی ندارد، چون سکولاریستها پیوسته و همیشه با ما خواهند جنگید تا ما دست از آن 4 مفهوم دینمان برداریم و از درون تهی بشویم و بشویم شبیه آنها . وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَکُمْ حَتَّي يَرُدُّوکُمْ عَنْ دينِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا (بقره/217)(مشرکان) پیوسته با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند.

بله، الله تعالی برای مقابله و دفع این جنگ تحمیلی و همیشگی سکولاریستها تا روز قیامت بر مسلمین، تنها با جماعت است، و جماعت مسلمین هم تنها از طریق یکی از آن 3 کانال تحقق پیدا می کند . یعنی اگرحکومت اسلامیعَلَى مِنْهَاجِالنُّبُوَّةِ باشد دیگرحکومت بدیل اسلامی معنی ندارد و زمانی که حکومت بدیل اسلامی وجود داشته باشد دیگر شورای جماعتها و مجاهدین معنی ندارد، تنها زمانی شورای مجاهدین معنی پیدا می کند که حکومت بدیل اسلامی وجود نداشته باشد و تنها زمانی حکومت بدیل اسلامی معنی داردکه حکومت اسلامیعَلَى مِنْهَاجِالنُّبُوَّةِ وجود نداشته باشد . دومی به خاطر نبود اولی و سومی به خاطر نبود اولی و دومی در حالت اضطرار معنی پیدا می کند. یعنی وقتی که اولی بود باید دومی و سومی را رها کنید و اگر اولی نبود و دومی بود باید سومی را رها کنید و تنها در صورت نبود اولی و دومی است که می توانید از سومی استفاده کنید و پائین تر از این راهی وجود ندارد.

حالا اگر کسی بداند که مسیر وابزار صحیح همین است و بس اما آگاهانه و به میل خودش از این ابزارها دوری کند و از دور ساز خودشان را بزند باید به خودش مراجعه کند و بفهمد چه چیزی اورا به چنان مسیری کشانده است که مسیر و ابزار شرعی را رها کند و بچسبد به ابزار و مسیری دیگری؟ چون در قیامت بر اساس همان نیت محاسبه می شود : 

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: ” اولین مردی که در روز قیامت بازخواست می­شود، مردی است که شهید شده است، او را می­آورند و نعمتهایش را به او معرفی می­کنند و او آن­ها را می­شناسد. می­پرسند: تو با آن­ها چه کار کردی؟ می­گوید: در راه تو جنگیدم تا اینکه شهید شدم گفته می­شود «كَذَبْتَ وَلَكِنَّكَ قَاتَلْتَ لِأَنْ يُقَالَ جَرِيءٌ فَقَدْ قِيلَ ثُمَّ أُمِرَ بِهِ فَسُحِبَ عَلَى وَجْهِهِ حَتَّى أُلْقِيَ فِي النَّارِ» دروغ می­گویی! تو جنگیدی تا به تو گفته شود شجاع ، پس به تو گفته شد. سپس خداوند دستور می­دهد او را با چهره به زمین بکشند تا به آتش اندا خته شود.

 مردی را می­آورند که علم آموخته است و آن را یاد داده و قرآن می­خوانده است. به او گفته می­شود: تو با آن چه کردی؟ می­گوید: من آن را یاد گرفتم و یاد دادم و به خاطر تو قرآن خواندم. گفته می­شود «كَذَبْتَ وَلَكِنَّكَ تَعَلَّمْتَ الْعِلْمَ لِيُقَالَ عَالِمٌ وَقَرَأْتَ الْقُرْآنَ لِيُقَالَ هُوَ قَارِئٌ فَقَدْ قِيلَ ثُمَّ أُمِرَ بِهِ فَسُحِبَ عَلَى وَجْهِهِ حَتَّى أُلْقِيَ فِي النَّارِ» دروغ می­گویی! تو علم را آموختی تا به تو گفته شود عالم ، و قرآن خواندی تا به تو گفته شود قاری، پس به تو گفته شد. سپس خداوند دستور می­دهد با چهره به زمین کشیده شود و به آتش انداخته شود؛

 و مردی را می­آورند که خدا به او روزی زیاد داد و مال زیادی را به عطا کرد. در روز قیامت نعمتهایش را به او معرفی کردند، آن­ها را می­شناسد پرسیده می­شود: با آن چه کردی؟ می­گوید: آن را در راه خدا انفاق کردم گفته می­شود: «كَذَبْتَ وَلَكِنَّكَ فَعَلْتَ لِيُقَالَ هُوَ جَوَادٌ فَقَدْ قِيلَ ثُمَّ أُمِرَ بِهِ فَـسُحِبَ عَـلَى وَجْهِهِ ثُمَّ أُلْقِيَ فِي النَّارِ» دروغ می­گویی! تو این کار را انجام دادی تا به تو بگویند چقدر بخشنده است. پس گفته شد ، سپس خداوند امر می­کند و او را با چهره به زمین بکشند و به آتش بیاندازند”.[1]

قَالَ أَعْرَابِيٌّ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهم عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الرَّجُلُ يُقَاتِلُ لِلْمَغْنَمِ، وَالرَّجُلُ يُقَاتِلُ لِيُذْكَرَ، وَالرَّجُلُ يُقَاتِلُ لِيُرَى مَكَانُهُ، وفي رواية: (الرَّجُلِ يُقَاتِلُ شَجَاعَةً، وَ يُقَاتِلُ حَمِيَّةً) وفي رواية: (وَ يُقَاتِلُ غضباً)  فمَنْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ؟، فَقَالَ مَنْ قَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا فَهُوَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ[2]بادیه نشینی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای رسول خدا- مردی به خاطر ثروت می­جنگد و مردی برای کسب نام و مردی برای به دست آوردن مقام وارد میدان جنگ می­شود. در روایتی( به خاطر ابراز شجاعت و به دست آوردن پشتیبان می­جنگد) و در روایتی دیگر(به خاطر خشم می­جنگد) پس چه کسی در راه خدا می­جنگد؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: هرکس به خاطر اعتلای کلمه بجنگد، پس آن در راه خداست (ادامه دارد………)


[1] رواه مسلم

[2] متفق علیه

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(98- قسمت)

یکی دیگراز علل مخالفت جریان مبارزین شریعت گرا با «منفردین از سه ابزار» به دلیل انتقام  فردی آنان از فرد ظالم دیگری نیست، بلکه در این حقیقت نهفته است که تسویه حساب کردن با کل سیستم موجود بسیار مهمتر از تسویه حساب کردن با یک مامور و خدمت گذار سیستم موجود است. بله «فَوَ الله لَنثأرنّ! والله لَنثأرنّ ولو بعد حين» و فقط الله می داند که ما باید چقدر از کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی به خاطر جنایاتشان انتقام بگیریم، و رسیدن به این هدف عالی هم بعد از قدرت ایمان تنها و تنها از کانال آن «سه ابزار»  تحقق پیدا می کند .

باید یاد بگیریم که تمام ظلمها، جنایات و بی عدالتی های  جسمی و روانی بر علیه  مومنین نتیجه ی سیستم و قدرت حکومت طاغوتی موجوداست. باید یاد بگیریم که در برابر این قدرت حکومت طاغوتی موجود که از پشتوانه ی قدرت سکولاریستهای اشغالگر و متحد جهانی هم برخوردار است باید تمام انرژی  و انتقام خودمان را متمرکز کنیم  و حملات عمده ای را بر علیه دشمن عمده سازماندهی کنیم و این تنها از طریق یکی از آن «سه ابزار» انجام می شود و بس.

اجازه دهید که منفردین آزادیخواه و برادران محدود بین و تک رو ما که ممکن است دارو دسته ای هم برای خودشان ترتیب داده باشند هر اندازه که دوست دارند در مورد تاثیرات مفید این گونه عملیاتهای نظامی احساسی و محدود و منفردشان داستان سرایی و اغراق کنند. تجارب تاریخی و آزمایشات مکرر چند دهه ی گذشته  و ملاحضات منهجی، عقیدتی، تئوریک و علمی انقلاب اسلامی پیامبران و سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین و تمام کسانی که به احسان از اینها تبعیت کرده اند خلاف این باورها را به اثبات رسانده است، و همه ی رسولان و پیروانشان تنها و تنها مسیر وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی را طی کرده اند، و تنها با حرکت در مسیر صحیح، نتیجه را در چنین حالتی، سپرده اند به الله .

اما برادران «منفرد از سه ابزار» ما در بهترین حالتها توانسته اند در کنار سایر گروههای جاهل مخالف صدماتی را به دشمن مشترکشان وارد کنند، اما در تمام موارد بدون حتی یک استثناء تمام سود خونها و ناموسها و مالها و سرزمینهایشان به جیب مرتدین محلی و منافقین و سکولار زده های محلی و در نهایت به جیب کفار سکولار جهانی رفته، و سر اینان و تمام شریعت گراها بی کلاه مانده است، و ثمره ی خون این عزیزان جایگزین کردن یک طاغوت به جای یک طاغوت دیگر و گاه عوض کردن اربابان این طاغوتها بوده است.  به همین دلیل است که سید قطب رحمه الله با توضیحاتی در مورد ولاء و براء، جامعه ی جاهلی، طاغوت و غیره فریاد میزند که ما دیگر نمی خواهیم ثمره ی کار ما در جیب دیگران برود بلکه ما می خواهیم ثمره ی جهادمان منتهی بشود به تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق قانون شریعت الله .

این حق خودمان است ثمره ی محصولاتی که کاشتیم را خودمان جمع آوری کنیم و این کار را با استفاده از آن «سه ابزار» و از آن سه کانال انجام می دهیم.  کم تجربه ترین و نا آگاه ترین مسلمان که از هم اکنون چشمش به زندگی امن تر، مرفه تر و فعالتری در دنیا و سعادت بی پایان قیامت باز شده است وحدت تمام احزاب و جماعتهای مجاهد شریعت گرا و سرزمینهای مسلمان نشین را در عالم آرزو و تصورات خودش می بیند و حرکات «منفردین از سه ابزار» را ناپسند می دانند.

 مسلمین امیدوراند که از طریق یکی از این ابزارها ضربات مهلکی را کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی وارد کنند و به تدریج بر ظرفیت مقاومتشان در پیمودن این مسیر مبارک اضافه کنند هر چند که نسلهای بعدی هم این وظیفه ی مهم را به سرانجام برسانند مهم این است که اینان درمسیر صحیحی قرار گرفته اند چه ثمره را در دنیا ببینند چه نبینند باز پیروزند . قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ (توبه/52) بگو: آیا درباره ما جز یکی از دو نیکی انتظار دارید: ( یا پیروزی و غنیمت در دنیا، و یا شهادت و بهشت در آخرت)

 بله مسلمین تصمیم گرفته اند از این پس ارزش برنامه های قانون شریعت الله و وعده های الله و رسیدن به یکی از دو خوبی ها را با تجربه ی شخصی خودشان امتحان کنند و  قاطعانه در جهت ایجاد جبهه ی واحد مسلمین، یعنی تشکیل بلوک مقتدری از جماعتها و سرزمینهای مختلف اسلامی با شورای مرکزی مسلمین،  حرکت می کنند . از این لحاظ این آرزوها نشان دهنده ی خود پیشرفته است.

(ادامه دارد…….)

در جنگ تحمیلی رمضان1447ق/1404ش «جبهه» ی کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار داخلی بر علیه دارالاسلام ایران، در «جبهه» ی دارالاسلام ایران ایستاده ایم

در جنگ تحمیلی رمضان1447ق/1404ش «جبهه» ی کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار داخلی بر علیه دارالاسلام ایران، در «جبهه» ی دارالاسلام ایران ایستاده ایم

(باز نشر)

بسم الله و الحمد لله      

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الله تعالی می فرماید: إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ (صف/۲-۴)، خطاب به تمام مومنین «اهل سنت و اهل جماعت»ی که دوست دارند الله آنها را دوست داشته باشد اعلام می شود:

هم اکنون که کفار سکولار و محارب آمریکائی «سرافعی»، به همراه کفار محارب سکولار و جنایتکار صهیونیستی و شرکای سکولار غربی آنها و مرتدین سکولار داخلی به دارالاسلام ایران یورش آورده اند، بر اساس «اجماع» تمام مومنین در طول قرون گذشته و حال مبنی بر «فرض عین» شدن جهاد در حمایت از دارالاسلام در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی، «جبهه ی جهانی اسلامی بر ضد سکولاریسم» به همراه «القاعدة الجهاد(بنیان جهاد) ضد سکولاریسم» و تمام هم مسیران منهجی سید قطب و الشیخ اسامه بن لادن (تقبلهما الله) و علامه کریکار (فک الله اسره) و سایر هم مسیران منهج صحیح اهل سنت و جماعت، جهاد مالی، جانی و زبانی خود را در جبهه ی دارالاسلام ایران بر علیه جبهه ی کفار سکولارِ محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولارِ داخلی تعریف می کنیم.

مومنین به صورت عام، و اهل دعوت و جهاد به صورت خاص باید بدانند:

  • همچنانکه الله تعالی امر می کند: وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (توبه/36) با همه سکولاریستها(ی محارب) بجنگید همان گونه که آنان همه شان با شما می‌جنگند، و بدانید که الله با پرهیزگاران است.‏
  • و هم اکنون که دو جبهه ی مشخصِ جبهه ی «کفر»، به پرچمداری کفار سکولار(مشرک)، و جبهه ی«اسلام»، به پرچمداری دارالاسلام ایران در برابر هم قرار گرفته اند
  • و در این دو جبهه ی کاملاً مشخص: الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ ‏(نساء/76) کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه طاغوت می‌جنگند

 در اطاعت از این دستور صریح و آشکار الله و «اجماع» امت اسلامی، و در واکنش شرعی نشان دادنِ در برابر این تهاجم و «منکرِ» بزرگِ تولید شده توسط کفار سکولارِ محاربِ خارجی و داخلی، در میان مدعیان اسلام و ایمان، تماشاچی و نظاره گر شدن به هر بهانه ای، ویژگی و صفت بارز و آشکار دارودسته ی منافقین و سکولار زده هاست که شخص مدعی ایمان را از صف مومنین خارج کرده و وارد گروه منافقین می کند.

برادران و خواهران اهل دعوت و جهاد، درهای جهاد با سکولاریستها در هر سه بخش «جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ»[1] باز شده است؛ در این میدان جهاد که صفِ مومنین و دروغگویانِ مدعیِ ایمان را مشخص می کند، و در برابر تمام شبهات و غوغاسلاری کفار سکولار و گروه منافقین، این قاعده و اصل را در نظر بگیرید که الله تعالی می فرماید: فَقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ تُکَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَکَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَسَى اللّهُ أَن یَکُفَّ بَأْسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَأَشَدُّ تَنکِیلاً ‏ (نساء/ 84) در راه الله بجنگ (حتی اگر هم تنها باشی) تو جز مسؤول (اعمال) خود نیستی. و مؤمنان را (هم به جنگ دعوت و) تشویق و تحریک کن، تا این که الله قدرت‌کافران را باز گیرد و قدرت الله بیشتر و مجازات او سخت‌تر است .‏

بر این اساس:

  1. جهت حفظ «وحدت فرماندهی» و «وحدت دستور»، تمام فعالیتهای جهادی ما زیر پرچم واحد فرماندهان دارالاسلام صورت می گیرد
  2. در حالت ضرورت و اضطرار، و در موقعیتهای خاص دفاع مشروع با شرایط تعریف شده و خاص آن، و به میزان قدرتی که دارالاسلام در این شرایط بین شهروندان خود توزیع کرده است، عملیات در هر سطحی بر علیه کفار محارب اشغالگر خارجی و احزاب سکولار و مرتد مسلح موجود در این «جبهه»، بر اساس سنت حسنه ی «ابوبصیر الکُردی رضی الله عنه» صورت می گیرد.

در انجام این «فرض عین»، نیازی به فتوای هیچ بنده ای نیست، هر جا آمریکائی ها و صهیونیستها و شرکای آنها و احزاب سکولار و مرتد مسلح داخلی همسوِ با این کفارِ محاربِ سکولار و اشغالگر خارجی را دیدید، آنها را تا سطح «عملیات استشهادی گرگهای تنها» مورد حمله قرار دهید.

هرگز فراموش نکنید که «ما برای خودمان جهاد می کنیم»، پس اجازه ندهید شیطان و یارانش، در انجام این «فرض عین»، در ایمان و اراده ی جهادی شما شک و تردیدی به وجود بیاورند.

فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ‏

وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

اللَّهُمَّ مُنْزِلَ الْكِتَابِ، سَرِيعَ الْحِسَابِ، مُجْرِيَ السَّحَابِ، هَازِمَ الأَحْزَابِ، اهْزِمْ سکولاریین وَمَن حالَفَهُمْ مِنَ الْمُرتَدین. اللَّهُمَّ دَمِرهُمْ وَزَلْزِلْهُمْ. اللَّهُمَّ أَنْتَ عَضُدُنَا وَنَصِيرُنَا، بِكَ نَحُولُ، وَبِكَ نَصُولُ، وَبِكَ نُقَاتِلُ.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

برادرتان: ابوحمزه المهاجر هورامی

یک شنبه 10 اسفند 1404ش/ 12 رمضان1447ق


[1]  رواه أبوداود۲۵۰۴ – والنسائی 3096- وابن حبان في صحيحه ۱۶۱۸- و الحاکم ۲/۸۱ والدارمی ۲/۲۱۳ / با مشرکان (= سکولاریستها = احزاب) جهاد کنید به وسیله ی اموالتان و جان ها و زبان هایتان

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(97- قسمت)

 این اقدامات فردی «منفردین از سه ابزار» و ترورهای کور و بمب گذاری هایی که به نیت نکایه انجام می شوند اما از این سه منبع صادر نمی شوند، و از زمینه های بسیج عمومی هم محرومند، نمی توانند قابل قبول باشند، چون اولا سودش به این سه منبع بر نمی گردد تا باعث تقویت حرکت به جلو مسلمین بشود و به آن انرژی بدهد، و ثانیا در بهترین حالت به جایگزین شدن یک جاهلیت به جای جاهلیت فعلی و جایگزین شدن یک طاغوت دیگربه جای طاغوت فعلی منجر می شود که اکثرا از طاغوت قبلی هم بدتر بوده و هست، و ثالثا اهمیت آموزش ایمان به مسلمین و نقش آگاهی های منهجی مسلمین را ناچیز و بی اهمیت نشان می دهد، و مسلمین را  بی قدرت و ضعیف نشان می دهد و عملا به مسلمین می فهماند که چشم امید شان به یک انتقام جو و نجات دهنده ای باشد که مثل قهرمان هر چند وقت یک بار ظاهر می شود و آنان را از شر دشمناشان نجات می دهد.

  اما همیشه گرد و غبار ناشی از عملیاتهای احساسی جدای از شورای موحد یا حکومت بدیل اسلامی یا حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ فرو می نشیند، ترس و واهمه ی مدیران و مامورین حکومتهای طاغوتی و سکولاریستهای اشغالگر هم از بین می رود، مامور و نظامی مقتول جایگزین می شود، زندگی کما فی السابق به حرکت خودش ادامه می دهد و سیاستهای حکومتی هم با احتیاط بیشتر و آمادگیهای بیشتر دوباره بر می گردد. در مقابل، اختناق و فشار امنیتی و پلیسی افزایش پیدا می کند و با ابعادی خشن تر و بی پرواتر به پیاده کردن نقشه های خودشان بر مسلمین دامن می زنند. سرانجام به جای امیدهای آتشین و هیجانات زودگذر و احساساتی، دل سردی و نا امیدی عمومی در میان مسلمین ظاهر می شود و این یکی از نتایج زیانبار این گونه حرکات مستانه ی «منفردین از سه ابزار»است.

 در اینجا ممکن است هنوز برا ی عده ای  این سوال پیش بیاید که اگر حکومت طاغوتها دارای ابزار سرکوب قوی است و اقدامات «منفردین از سه ابزار» هم چنان نتایج منفی برای عموم و جریان مجاهدین شریعت گرای وحدت گرا  به بار می آورد، پس در این صورت برآورده شدن خواسته های مسلمین و عوض شدن وضع موجود چه می شود؟ آیا با چنین توصیفی احتمال تغییرات بنیادین وجود دارد؟ بله؛ به طور قطع وجود دارد.

ما حداقل یکی از «سه ابزار» قوی و ارزشمند را در اختیار داریم. این را بزرگان ما پس از ازبین رفتن خلافت راشده تا یکی دو قرن گذشته می دانستند و به آن عمل کردند، اینها تنها ابزارهای حرکت آگاهانه و هدفمند ما هستند و هیچ بدیل شرعی ندارند و نباید دنبال بدیل دیگری گشت و باز ادعا نمود ما به سمت و سوی تشکیل حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و تشکیل امت واحده و جماعت واحده در حرکت هستیم . کسی که از این «سه ابزار» استفاده نکند و چنین ادعایی داشته باشند یا یکی ازمنافقین و سکولار زده های خائن و جنایتکار است یا یک برادر جاهل و سرگردانی است که باید درمان و راهنمائی بشود.

ما همیشه در برابر مهملات یاوه سرایان به اصطلاح اخلاقی و به اصطلاح متمدنی، چون اخوان المفلسین (شاخه ی انحرافی اخوان المسلمین)که غیر قابل قبول بودن شدت عمل و به کار گیری اسلحه در برابر کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی را به کلی زشت می دانند و در برابر ، از هر گونه خشونت نظامی در برابر مجاهدین حمایت و همکاری می کنند و عملاً در خدمت دشمنان دین و قانون شریعت قرار گرفته اند ایستاده ایم . بگذار منافقین و سکولار زده ها و ریاکاران و تاجران دین و مردم هر چه می خواهند بگویند، بدون تردید در بسیاری موارد عمل جراحی مرحله ای حیاتی و حساس برای برگرداندن زندگی است، و حس انتقام جویی مثبت هم یکی از ابزارهای درونی برپایی عدالت و حقی انکار ناپذیراست .

انتقام نشان دهنده ی این است که مومن در باره ی آنچه که در این دنیا می گذرد بی تفاوت نیست و همین احساس موجب تقویت روحیه و موجب تقویت امیدش می شود. وظیفه ی  این «سه کانال» و این «سه ابزار» ارزشمند این است که نه تنها آتش انتقام جویی مومنین را خاموش نکنند بلکه آن راهرچه بیشتر شعله ور تر و عمیق تر نگه دارند، و این آتش انتقام را با راهنمایی قانون شریعت الله در مسیر نابودی منبع واقعی کلیه ی بی عدالتی ها، طاغوتها و ظلمها  هدایت و مدیریت کنند .

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(96- قسمت)

در جوامع جاهلی و سکولار هم اعتصاب بسیار معتدل یک صنف محدود در جامعه نتایج مهمی چون تقویت اعتماد به نفس اعضای صنف، رشد اتحادیه های صنفی، تغییر در شرایط نامطلوب حاکمه و غیره را برای صنف یاد شده در بر دارد؛ در صورتی که تنها قتل یک مامور حکومتی صرفا جو را پلیسی تر می کند، و یا در نهایت یک مأمور دیگری را به جایش می گذارند که خالی از ارزش اجتماعی اساسی است، و در بهترین حالت مثل شکست سر فلان مشرک توسط سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه می شود برایش ارزش گذاری کرد، که ارزش و سود آن در حد یک انتقام شخصی باقی می ماند که کل سودش هم به جیب جمع مسلمین می رود، اما در وضع موجود عواقب و زیانهای این انتقام شخصی در حد از دست رفتن زندگی مسلمین زیادی در جامعه گسترش پیدا می کند و این معامله ی صد درصد زیانباری است، چون زندگی یک مسلمان ارزش زندگی هزاران کافر اصلی واجب القتل را دارد حالا چه رسد به اینکه به خاطر کشته شدن یک کافر زندگی چندین مسلمان از دست برود . این معاوضه ی خوبی نیست . اگرزندگی تمام مسلمین در راهی صرف بشود که به حکومت اسلامی و شورای اولی الامر واحد و امت واحد و جماعت واحد منتهی می شود ارزش دارد اما در یک انتقام گیری شبهه جهادی چنین معاوضه ای نمی تواند سودمند باشد.   

 البته امکانش هست که یک اقدام موفقیت آمیز نظامی تحت شرایط سیاسی خاصی  طبقه ی حاکمه در یک شهر یا استان و حتی در یک کشور را دچار سردرگمی و گیجی کند؛ اما این اغتشاش در سیستم حاکمه، کوتاه مدت خواهد بود . سیستم حکومتی جاهلی تنها متکی بر چند مامور در نقطه ای محدود و جابه جا شدن چند وزیر نیست، و با کشته شدن آنان هم از بین نمی رود. حکومت با زمینه های مردمی که دارد و با نیروهائی که در اختیار دارد همیشه قادراست مهره های جدیدی را پیدا کند و به راحتی جایگزین کند . اینطوری سیستم حکومتی مثل قبل به کارش ادامه می دهد و حتی آسیب ناپذیر هم می شود . چون اینجور کارهای کوچک او را بیشتر واکسینه می کند و در برابر اتفاقات هوشیار تر هم می کند، و این یکی از خدمات آشکار این گروههای منفرد از مردم به چنین سیستمی است.

در برابر چنین اقدامات منفردانه در قالب شخصی و یا گروهها و احزاب «منفرد از سه ابزار» هم صدمات جدی و تاثیرات منفی عمیقی بر پایه های  جریان مجاهدین شریعت گرائی می زند که آگاهانه و هدفمند در حال حرکت به سمت و سوی وحدت فراگیر اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِالنُّبُوَّةِ هستند.

اگر قراراست که شخصی با یک اسلحه ی سبک یا بمبی دست ساز بتواند اهداف یک ملت را به نتیجه برساند، پس چه دلیلی برای تشکیل شورا و جماعت موحد شوراها و جهاد عمومی مسلمین وجود دارد؟ آیا رسول الله صلی الله علیه وسلم با ترور ابوجهل یا ابولهب در همان ابتدای امر نمی توانست به هدف خودش برسد و این همه شکنجه و آوارگی و مشکلات را تا زمان تشکیل حکومت اسلامی مدینه تحمل نکند؟

 اگر قرار است بدون حضور قدرت آگاهانه و هدفمند عموم مسلمین، مقداری باروت و یک تکه سرب  رقیب را از میدان به در کند و حکومت اسلامی را تشکیل بدهد، پس چه نیازی به مردم و هجرت و سازماندهی سابقون الاولون درشوراهای موحد و اینهمه مشکلات هست؟ اگر صحیح باشد که با کشته شدن چند سرباز و کارمند دولتی و یا انفجار چند بمب،  مقامات برجسته ی حکومتهای طاغوتی و بخصوص سکولاریستهای اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی و منافقین و سکولار زده های تحت پوشش سکولاریستهای جهانی از اشتباهات خودشان پشیمان می شوند و با عذر خواهی از مردم تسلیم خواسته های آنان می شوند و اجازه می دهند مسلمین قانون شریعت الله را اجراء کنند، یا دمشان را رو کولشان می گذارند و سرزمینهای مسلمین را ترک می کنند، در این صورت چه نیازی به جریان مجاهدین شریعت گرای وحدت گرا و هدفمند و توسعه ی سازمان انقلابی مجاهدین، و چه نیازی به جلسات عقیدتی و منهجی، تحریض مردم، تحمل مصائب بسیج عمومی و غیره  وجود دارد؟ 

این اقدامات «منفردین از سه ابزار» واضح و روشن است که مثل دستورات حکومت اسلامی رسول الله صلی الله علیه وسلم برای ترور مخالفین نیست که کل قدرت و ثمره اش به جیب مسلمین می رود هر چند که توسط یک نفر هم انجام بشود، حتی این اقدام از سوی حکومتهای بدیل اسلامی هم صورت نمی گیرد و یا در صورت عدم وجود چنین حکومتهائی حتی از طرف شورای موحد مسلمین هم انجام نمی شود. پس نمی شود با قیاس به چنین اقداماتی این برادرانمان عمل خودشان را توجیه کنند.

(ادامه دارد…….)