
درسهای مقدماتی/درس ششم: چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(104- قسمت)
از یکی از علما در مورد مسئلهای علمی سئوال شد، ایشان پاسخ ندادند. سوال کننده گفت: مگر این حدیث را نشنیدهاید:مَنْ كَتَمَ عِلْمًا يَعْلَمُهُ، جِيءَ بِهِيَوْمَ الْقِيَامَةِ مُلْجَمًا بِلِجَامٍ مِنْ نَارٍ[1] «كسی كه علمی داشته باشد وآن را كتمان نماید روز قیامت، به افساری آتشین بسته خواهد شد؟» ایشان فرمودند: افسار را رها كن و برو، هرگاه كسی آمد و فقه و فهم آن را داشت و من از چنین كسی علمم را كتمان نمودم، مرا به افسار ببند.
حتی کسی چون امام حسن بصری كه حجاج از او در مـورد حـدیث عرنیین [2] و مجـازات آنها توسط رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسید،امام حسن بصری، حدیث را انكار کرد، چـرا كـه میدانست حجاج قبلاً این حدیث[3] را وسیلهای برای خونریزی بیشتر قرار داده بود و الان با استناد به این حدیث بیش از پیش در ریختن خون زیاده روی می کند . عبدالرحمن بن مهدی رحمه الله درهمان قرن دوم هجری می گوید : «مرد به درجهی امامت نمیرسد که به وی اقتدا نمود، مگر اینكه بعضی از چیزهایی را كه میشنود در نزد خویش نگه دارد.»[4]
حالا مسلمین به دلیل نبود حکومت اسلامی علی منهاج نبوة و تمام مفاسد و آلودگی های عقیدتی و رفتاری که بعد از این به وجود آمده اند در یک میزان از آگاهی ها نیستند، و جوامع آنها هم در یک سطحی نیستند، و حتی هر شخص و گروه و جامعه ای نیاز به یک راهکار خاص دارد که باید فهمیده بشود، و متناسب با آن ««تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى» و عمل بشود.
بله بايد شيوة برخورد با همة مردم را یاد بگیریم نه قشر خاصي از آنها را . برای همین است که نوع جاهليت نوع حركت را و نوع واکنش را مشخص مي كند، و ممکن است نوع جاهلیت هر زمانی با زمان دیگر متفاوت باشد، برای همین است که هم نوع واکنش و هم نوع حرکت فرق می کند، یا ممکن است حتی نوع جاهلیت در یک زمان از مکانی به مکان دیگری فرق داشته باشد، برای همین است واکنش نسبت بر هر کدام با آن یکی فرق می کند.
دیگر شما با تمام مشترکاتی که ممکن است در جاهلیتها وجود داشته باشد، اما ویژگیهای خاص این جاهلیتهای بومی و محلی، این اجازه را به شما نمی دهد که راهکاری که به درد درمان جاهلیت فلان شخص یا فلان خانواده یا فلان روستا یا فلان شهر و استان و سرزمین خورده را کپی برداری کنید و مو به مو را انسانهای دیگردر جوامع دیگر پیاده اش کنید. همه ی اینان بیمارهستند، اما همه شان یک بیماری ندارند، و با یک دارو نمی شود همه را درمان کرد. ممکن است یک دارو برا ی یک بیمار مناسب باشد و برای یک بیمار دیگرحکم سم را داشته باشد .
علاوه بر این باید این دارو را با زبانی ساده که مردم می فهمندنش، و با آن زندگی می کنند، متناسب با اولیتهای آنهابه آن داده بشود و با آنها وارد صحبت بشویم، مثل زبان محاوره ای و زبان سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و غیره . وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ (ابراهیم/4) ما هیچ پیغمبری را نفرستادهایم مگر این که به زبان قوم خودشتا برای آنان (احکام الهی را) روشن کند. به عنوان مثال زبان سیاسی و حتی اقتصادی و اولویتهای مردم کردستان با زبان سیاسی و اولویتهای مردم افغانستان و حتی بسیاری از اعراب تفاوتهای فاحشی پیدا کرده و باید با این زبان روز و متناسب با اولویتهای آنها با آنان وارد گفتگوشد .
همچنین لازم است توقع و انتظار هم متناسب با ظرفيت شخص و جامعه باشد نه بيشتر، چون اگرتوقع و انتظار بیشتر از ظرفیت شخص و جامعه باشد باعث می شود شخص و جامعه درِ عذر و بهانه را باز کند، و اگر ادامه داشته باشد باعث می شود شخص و جامعه در دراز مدت کلا هم مسیر شدن با این جریان مبارک را رها کنند.
این یعنی هر شورائی به هم مسیرانش یاد بدهد که باید به «امكانات بومي خودشان پي ببرند، و از ريشه هاي خودشان پا بگيرند، و به واقعيتهای خودشان تكيه كنند» با این زمینه ی زیر بنا سازی و بتون ریزی است که می توانند رو انرژی سایر مسلمین جهان در ساختن ساختمان حکومت اسلامی جامعه شان حساب باز کنند .
(ادامه دارد…….)
[1] سنن ابن ماجه ـ افتتاح الكتاب فی الإيمان وفضائل الصحابة والعلم ـ باب 24 ـ صفحه 98 ـ شماره 266
[2] «حديث عرنيين» اشاره به داستان عكل دارد كه در آن، چند نفر نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و ايمان آوردند، و به دليل اينكه شرايط آب و هوا بر ايشان گران آمد، خواستار آن شدند كه پیامبر صلی الله علیه وسلم جای ديگری برايشان تدارك ببيند، رسول الله صلی الله علیه وسلم ايشان را به منطقهای فرستادند كه شتران متعلق به مسلمانان در آنجا میزيستند تا هم آب و هوای بهتر داشته باشند و هم از شير و ابوال شتران بنوشند، اما اينان غدر نموده، و چوپان را به قتل رسانيده و شتران را بردند و مرتد گشتند، رسول الله صلی الله علیه وسلم به هنگام دستگيری ايشان، دست و پايشان را در جهت خلاف همدیگر قطع نموده و چشمهايشان را كور نموده و آنها را در برابر آفتاب قرار دادند تا جان دادند. حديث را انس نقل میكند اما حسن بصری نزد حجاج آن را منكر شمرد تا حجاج بيش از اين خونريزی ننمايد چرا كه بسياری از خونها را به ناحق میريخت.
[3] صحیح البخاری ـ کتاب المغازی ـ باب 34 ـ صفحه 1553 ـ شماره 3956
[4] صحیح مسلم ـ مقدمه ـ باب 3 ـ صفحه 8 ـ شماره 12








