درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی  

درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی  

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(3- قسمت)

روشن و آشکار است زمانی که اینگونه چند دستگی و تفرق به وجود می آید تشخیص جنس اصلی از تقلبی فقط از عهده ی متخصصینی برمی آید که تعدادشان به نسبت مصرف کننده های چنین اجناسی بسیار ناچیز و کم است، این متخصصین صادق و عامل اگر مثل حسن و حسین و آنهمه صحابی در حالت اضطرار قرار نگرفته باشند که مجبور به استفاده از این جنس بدلی و تقلبی شوند، به راحتی مثل امام حنفی، جعفر صادق، مالک، شافعی، حنبل و غیره از این حاکمیت و جنس تقلبی دوری می کنند؛ اما،عموم مصرف کننده ها در چنین حالتی دچار سرگردانی می شوند و نمی دانند با اینهمه شباهتی که این دو جنس با هم دارند کدام یکی از آن ها اصل و کدام یکی تقلبی است.

اینجاست که رسول الله صلی اله علیه وسلم در خطبه اش می فرماید: «إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَخَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ وَشَرَّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ»، راستترین سخن کتاب خدا، و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه‌ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی در آتش است.[1] و ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند که فرموده: «مَنْ أَحْدَثَ فِي أَمْرِنَا هَذَا مَا لَيْسَ مِنْهُ فَهُوَ رَدٌّ»،هرکس در این امر ما (دین اسلام) چیزی که از آن نباشد را به وجود آورد، آن چیز مردود است».[2]حالا، مهم نیست این چیز مردود یا این بدعت مردود:

  • از نظر عقیدتی و نظری است، مثل:اَلْقَدَريّة، جبریه،خوارج، معتزله، مرجئه،اخوان الشیاطین فعلی (شاخه ی انحرافی و فاسد شده ی جریان اخوان المسلمین) ویا دسته هائی از علمای نجدی یکی دو سه قرن اخیر، مانند: برداشت اشتباه نجدی ها از کلمه ی مشرکین و یا تولید اصطلاحات و اصول و فروع تازه ی غیر شرعی و … .
  • یا این بدعت و چیز مردود، قولی و گفتاری است، مثلاً: گفته شود حکومت اگر دموکراسی باشد بهتر از حکومت اسلامی است یا استعمال کلمه ی مشرکین برای سایرکفار یا حتی برای مسلمین.
  • یا این چیز مردود و رد شده،عملی باشد، مثلاً جایگزین کردن نظام شاهیگری به جای خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ که منبع و سرچشمه ی هزاران آلودگی ریزتر شده، یا مثل اضافه کردن یا کم کردن از نمازها، یا حضور در احزاب سکولار، یا حضور در احزاب آلوده ای که سکولاریسم و اسلام را با هم مخلوط کرده اند و معجون جدیدی تولید کرده اند.
  • یا این بدعت و چیز مردود،تَرکی (ترک چیزی یا کاری) باشد، مثل: ترک خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و دل بستن به نظام شاهیگری، یا دامن زدن به شرک تفرق با ترک و کناره گیری از «سه ابزار» و امتی که از طریق این «سه ابزار» به وجود آمده، یا ترک جهاد، نماز، روزه و سایر عبادات.

حالا، کسی که یکی از این چیزهای جدید و تازه ی عقیدتی، یا گفتاری یا عملی یا تَرکی را مرتکب شده خودش را در دو گروه جای می دهد که سومی ندارد: یا همچنان در دایره ی اسلام به عنوان یک مسلمان فاسقی باقی می ماند که عملش باعث گناه و معصیت او می شود،و می گوییم دچار بدعت المُفَسِّقة شده؛ یا شخص با انجام دادن این چیزهای جدید از دایره ی اسلام خارج می شود و مرتد می گردد، و می گوییم دچار بدعت المُكَفِّرة یا مُغَلِظَة شده.

در این صورت، کسی که مرتکب یکی از این چیزهای تازه تولید شده، تازه به وجود آمده و بی سابقه در دین اسلام شده اگر از همان چهار فیلتر(1- اثبات جرم 2- تأیید جرم توسط الله و رسولش 3- شروط تکفیر 4-موانع تکفیر) او را گذراندیم و فاسد تشخیص داده شد به او می گوییم مرتد، اما اگرشخص چیز جدیدی را جایگزین یکی از سنتهای رسول الله صلی الله علیه وسلم کرد و مرتکب گناه شد و لزومی به گذراندن او از این چهار فیلتر نشد، یا اینکه شخصی لازم شد که از این چهار فیلتر او را بگذرانیم اما، در یکی از مراحل ماند و به درجه ی ارتداد نرسید اما، آگاهانه و به میل خودش و بدون حالت اضطراری به جرم خود ادامه داد به این دو طیف، به این دو شخص، به این دو گروه می گوییم اهل بدعت.

چه کسی که دچار گناهی شده و ممکن است تنبیه هم شده باشد به خاطر گناهش اما، همه اش همین گناه را تکرار می کند و چه کسی که از این چهار فیلتر او را گذراندیم و در مرحله ای ماند و منجر به تکفیر و مرتد شدن او نشد؛ در هر صورت، به این دو گروه از مسلمان می گوییم اهل بدعت. این اهل بدعت را اهل فسق هم می گویند، چون آگاهانه و به میل خودشان و بدون عذر شرعی در مواردی با اصل آن و چیزی که الله تعالی از طریق پیامبرش فرستاده مخالفت می کنند

مثلاًشخص فاسق مسلمان می داند که سبب نخوردن ذبیحه ی مشرکین یا سکولاریستها، یا ازدواج نکردن با دختران و زنان پاکدامن این سکولاریستها و مشرکین، یا نگرفتن جزیه از آنها صرفاً به خاطر کافر بودن آنها نیست، بلکه علاوه بر این، به دلیل مشرک و سکولار بودن آنهاست؛ اما، این شخص فاسق مسلمان، حکم مشرکین و سکولاریستها را بر سایر کفار هم تعمیم می دهد در حالی که، اصلی در قرآن و سنت و قانون شریعت الله ندارد یا حتی بدتر از این ترکیباتی چون مشرکین منتسب به اسلام تولید می کند که هیچ تناسبی با قانون شریعت الله ندارد.

سبب حکم مشرکین و سبب گفتن کلمه ی مشرکین بر دسته ای از کفار چیزی است، و سبب گفتن کفار اهل کتاب، مجوس و صابئین بر دسته ای دیگر از کفار چیز دیگری است، و علاوه بر این، سبب گفتن مسلمان بر اهل قبله هم چیز جداگانه ای است؛ اما، این شخص بدون در نظر گرفتن این سببها آگاهانه و به میل خودش و بدون عذر شرعی حکم مشرکین را بر کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب و حتی مسلمین صادر می کند و اینگونه این شخصِ مسلمانِ اهل بدعت و فاسق در«السبب» با اصل مخالفت می کند.

(ادامه دارد……..)


[1]– صحیح مسلم

[2]– متفق علیه

درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی  

درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی  

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(2- قسمت)

در این صورت، اگر گرسنگی، تسلط دشمنان و سرگردانی فراگیر را در میان مسلمین می بینی یعنی تفرق حاکم شده، و امت واحد و جماعت واحدی وجود ندارد، و انسانها با این تفرق و دوریشان از امت واحد و جماعت واحد، درخواست عذاب را کرده اند، و اسباب نزول عذاب رابرای خودشان فراهم کرده اند.

چون، کل این وعده هایی که الله تعالی به رسول الله صلی الله علیه وسلم داده متعلق به امت واحدی است که جماعت واحدی را به وجود می آورد، و اگر کسی می خواهد عذابهای گرسنگی، فقر، تسلط دشمنان و سرگردانی را در میان مسلمین از بین ببرد باید دوباره امت واحد را به وجود بیاورد، و دوباره حکومت را به «ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» ای برگرداند که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را بیان کرده است. چون، حتی با تشکیل امت و جماعت از طریق حکومت بدیل اضطراری اسلامی با آلودگی هائی که دارد تنها بخشی از سرزمینهای مسلمین می تواند از گرسنگی، عدم تسلط دشمنان و سرگردانی نجات پیدا کند که تحت کنترل آن قرار دارد، و در زمان نبود این حکومت بدیل اضطراری و با تشکیل امت از طریق مجلس شورای مجاهدین تنها بخشهای ناچیزتری از مسلمین تحت پوشش مزایای این امت قرار می گیرند.

 تنها گزینه ای که می تواند این امتیازات را به همه ی مسلمین برساند، و همه ی مسلمین را مشمول ضمات الله تعالی قرار دهد، دست یابی مجدد به قدرت حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ است. تا زمانی که کل مسلمین دوباره به این حقِ ازدست رفته شان نرسیده اند، تسلط دشمنان بر آن ها، رواج فقر و گرسنگی و گسترش سرگردانی امری طبیعی خواهد بود.

در این صورت، واضح و روشن است که بسیاری از عذابها، آفتها و بیماریهای اجتماعی و فردی که وجود دارند، بالاجبار به دلیل نبود حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و شورای اولی الامر آن و امت واحده و جماعت واحده ی آن و اجماع واحد آن به وجود می آیند. در اینجا جایگزینی شاهیگری به جای خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ سرچشمه، منبع و شیرفلکه ی تولید هزاران آلودگی و بیماری های نوظهور و تازه پیدا شده در میان مسلمین شد که تنها با خشک کردن این سرچشمه، منبع و علت، و تنها با بستن این شیر فلکه ی اصلی می توان از این آلودگی ها و معلولها نجات پیدا کرد.

یکی از خطرناکترین این بیماریها و معلولها که به دلیل انهدام امت واحد و اجماع واحد به وجود آمد، تولید مذاهب و تفرق حاصل از آن است، و تا جامعه از طریق شورای اولی الامر دوباره به امت واحد و جماعت واحد خواسته شده در شریعت و اجماع واحد آن بر نگردد وجود این بیماریها حتمی و اجتناب ناپذیر است، و هیچ کدام از این مذاهب و تفاسیر مختلف «محک» و «حجت» برای تشخیص خوب یا بد بودن سایر مذاهب و تفاسیر مخالفشان نمی شوند، و هیچ کدام نمی توانند و شایستگی آن را ندارند که به تنهائی نقش امت واحد و شورای اوالی الامر واحد را بازی کنند، شورائی که با اجماع واحد خود نقش قاضی را بر عهده دارد. تنها کسی که می تواند و صلاحیت و شایستگی دارد در جایگاه قاضی بنشیند شورای اوالی الامر و امتی است که از شورای اوالی الامر به وجود آمده که این قاضی یک رأی را به عنوان اجماع واحد بر همه ارائه می دهد.

در این صورت، روشن است یکی از بیماریهائی که بعد از انهدام حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و شورای اولی الامر واحد آن به وجود آمد، پیدایش اجتهادات و تأویلات مختلف فردی، گروهی و مذهبی به جای اجماع واحد شورا، و تفرق آشکاری است که ما قرنهاست شاهد آن هستیم.

حالا، یکی از آفتهای این اجتهادات و تأویلات فردی، پیدایش چیزهای جدیدی به نام دین بوده که در دین اسلام وجود نداشته، یعنی سابقه ی قبلی نداشته، که به این چیزهای تازه تولید شده در دین، به این چیزهای تازه تولید شده «بدعت» می گویند.

«بدعت»، یعنی چیز جدید و تازه ای که قبلاً وجود نداشته،[1] مثلاً الله تعالی می فرماید: بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ (بقره/117)، نو آفرین و به وجود آورنده ی آسمان‌ها و زمین، بدون مدل و نمونه و سابقه ی قبلی. یا الله تعالی به رسول الله صلی الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ (احقاف/۹)، بگو: من از میان پیامبران نوظهور و بی سابقه نیستم. یعنی، قبل از من هم کسانی بوده اند که آن ها هم کتاب، معجزات و شریعت خاص خودشان را داشتند.

«بدعت»، از لحاظ شرعی یعنی، به وجود آوردن روشی نوین در مسائل دینی که روش اصلی آن در دین هست، و این چیزی که تازه به وجود آمده به این شکل در قانون شریعت الله وجود ندارد، بلکه این چیز تازه تولید شده شبیه همان اصلی است که در قانون شریعت الله وجود دارد، در واقع جنس تقلبی است که شبیه جنس اصل بوده و می خواهد همان کاری را انجام دهد که جنس اصلی،آن را انجام می دهد و جای جنس اصلی را بگیرد.[2] این بدعت است از لحاظ شرعی، مثل نظام شاهیگری که پس از حسن بن علی رضی الله عنهما جایگزین خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ شد. الله تعالی حکومت شورائی را به رسمیت شناخته، اما به جای آن، حکومت فردی و استبدادی موروثی را گذاشتند. چیزی که در قانون شریعت الله وجود ندارد و بر خلاف قانون شریعت الله هم هست.

 شما تصور کنید که در کارخانه ای یک جاروبرقی با یک مارک مشخص تولید می شود که کار مشخصی دارد، حالا چینی ها همان جنس را با همان مارک، و برای همان کار، جعلی آن را تولید می کنند که هیچ ارتباطی به جنس اصلی و کارخانه ی اصلی ندارد، تنها شبیه آن جنس اصلی است و برای همان کار هم تولید شده، و می خواهد در میان مردم جایگزین همان جنس اصلی شود.

حالا، اموری هستند مثل: خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ که در کارخانه ی قانون شریعت الله برای رسیدن به هدفی تولید شدند، کسی می آید مشابه همان را مثل شاهیگری برای رسیدن به همان هدف دینی به کار می گیرد، در حالی که ربطی به قانون شریعت الله ندارد. این چیز تازه تولید شده که به این شکل آن هیچ سابقه ای در دین ندارد به آن «بدعت» می گویند. شاهیگری و استبداد فردی هیچ سابقه ای در قانون شریعت الله ندارد. حالا، اگر کسی روی این چیز تازه به وجود آمده ماندگار شد، و پیشه اش همین شد، به او می گویند اهل بدعت. یعنی اهل این کار، چطوری می گویند اهل سنت یا اهل بیت.

 پیروی کردن از چنین راههای تقلبی و ماندگار شدن بر این راههای تقلبی، قطعاً باعث تفرق و صدمه زدن به جنس اصلی، و حتی مصرف کننده ی این اجناس تقلبی می شود، هر چند که تولید کنندگان چنین اجناس تقلبی ممکن است سودهای دنیوی ببرند؛ اما، در هر حالتی مصرف کننده که جنس تقلبی را به قیمت جنس اصلی به او قالب کرده اند صدمه می بیند و ضرر می کند. برای همین است که الله تعالی به صراحت می فرماید: «وَ أَنَّ هٰذٰا صِرٰاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاٰ تَتَّبِعُوا اَلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذٰلِكُمْ وَصّٰاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (انعام/153)، و بی‌گمان این راه، راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید و از راههای(باطل) پیروی نکنید که شما را از راه الله متفرق و پراکنده می کند، اینها چیزهائی است که الله شما را بدان توصیه می‌کند تا پرهیزگار شوید.

(ادامه دارد…….)


[1]– ابن حجرگفت:«الْبِدْعَةُ أَصْلُهَا مَا أُحْدِثَ عَلَى غَيْرِ مِثَالٍ سَابِقٍ وَ تُطْلَقُ فِي الشَّرْعِ فِي مُقَابِلِ السُّنَّةِ»، اصل بدعت، آن چیزی است که بدون داشتن نمونه ی سابق ایجاد شده باشد و در شرع اسلام «بدعت» در مقابل «سنت» اطلاق می شود. فتح الباری، ج۴، ص ۲۵۳

[2]– ابن عباس رضی الله عنهما می گوید:ما أتى على الناس عام، إلا أحدثوا فيه بدعة، وأماتوا فيه سنَّة، حتى تحيا البدع وتموت السنن. مجمع الزوائد ،۱/۱۸۸، باب في البدع والأهواء. ورواه ابن وضَّاح في كتاب البدع، ص ۳۹

درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی  

درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی  

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(1-قسمت)

بسم الله و الحمدلله

إنِ الْحَمْدَ لِلَّهِ،نَحْمَدُهُ وَنَسْتَعِينُهُ وَنَسْتَغْفِرُهُ، وَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا وَمِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ.

  • یأْ أیهَاْ الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاْتِهِ وَلاَتَمُوْتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون (آل عمران/102)
  • یأْ أیهَا النَّاْسُ، اتَّقُوْاْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِنْ نَّفْسٍ وَّاحِدَةٍ وَّ خَلَقَ مِنْهَاْ زَوْجَهَاْ وَ بَثَّ مِنْهُمَاْ رِجَالاً کَثِیراً وَّ نِسَاءً وَّاتَّقُوْاْ اللهَ الَّذِی تَسَاءَلُوْنَ بِهِ وَالأرْحَاْمَ إِنّ اللهَ کَاْنَ عَلَیکُمْ رَقِیبَاً(نساء/1)
  • یأْ أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ وَ قُوْلُوْاْ قَوْلاً سَدِیداً يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا (احزاب/70)

 أما بعد: إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَ خَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ وَشَرَّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ.

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

درس هفتم مقدماتیمان را به شرح شرعی شناخت بدعت اختصاص می دهیم که به دلیل عدم آشنائی بسیاری از مسلمین، از طرف دشمنانمان و دوستان جاهلمان به عنوان یک ابزار برای تفرق بیشتر در میان مسلمین از آن استفاده می شود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: لَتُنْقَضَنَّ عُرَى الإِسْلَامِ عُرْوَةً عُرْوَةً، فَكُلَّمَا انْتَقَضَتْ عُرْوَةٌ تَشَبَّثَ النَّاسُ بِالَّتِي تَلِيهَا،وَأَوَّلُهُنَّ نَقْضًا:الحُكْمُ، وَآخِرُهُنَّ:الصَّلَاةُ،[1]دستگیره های اسلام یک به یک شکسته می شوند،هرزمانی که دستگیره ای نابود شود مردم به آنچه نزدیک آن است چنگ می زنند، اول آنها شکستن حکم است و آخر آنها نمازاست.

اولین دستگیره ای که در میان مسلمین شکسته شد حکم کردن و حاکمیت اسلامی خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ پس از سیدنا حسن بن علی رضی الله عنهما بود. به دنبال شکسته شدن این دستگیره، مسلمین جهت حفظ امت و جماعتشان به دستگیره ی نزدیکتر یعنی حکومت بدیل اضطراری اسلامی چنگ زدند که خالی از آلودگی هم نبود، و در مکانهائی که این حکومت بدیل اضطراری اسلامی هم از بین رفت مسلمین به ناچار به مجلس شورای مجاهدین چنگ می زنند. این پائین ترین دستگیره ای است که مسلمین می توانند برای محافظت از امت و جماعتشان به آن چنگ بزنند و بعد از این، آخرین دستگیره ها یکی پس از دیگری نابود می شوند تا اینکه به ترک نماز می رسد- که آخرین دستگیره ای است که نماد ظاهری مسلمان بودن است- واین هم بدون پشتیبانی این «سه ابزار» به تدریج نابود می شود. این را ما آشکارا در اندلس و در میان کردهای شیطان پرستِ یزیدی موجود در عراق و کردهای شیطان پرست ملک طاوسی به اصطلاح علی اللهی یا داسنی یا به قول خودشان یارسانی موجود در غرب ایران و مناطق دیگر به عناوین مختلف و با اسم های مختلف مثل کاکَیی و اسماعیلی ها و امثالهم می بینیم ودیدیم.

فقط از طریق این سه دستگیره است که مسلمین می توانند امت واحد و جماعت واحدی را از طریق شورای اولی الامر به وجود بیاورند و از گمراهی و سرگردانی نجات پیدا کنند؛که رسول الله صلی الله علیه وسلم از الله تعالی ضمانت گرفته که چنین امتی گمراه نشوند: سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَنْ لَا يَجْمَعَ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ، فَأَعْطَانِيهَا،[2] بله، این امت واحدی که از طریق شورای اولی الامر واحدشان به وجود آمده با اجماع واحد خود یک جماعت واحدی را هم تولید می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم امر می کند به پیوستن به چنین جماعتی: فَعَلَيْكُمْ بِالْجَمَاعَةِ. و چنین جماعتی است که حمایت الله را به دست می آورد «فَإِنَّ يَدَ اللهِ عَلَى الْجَمَاعَةِ».[3]

عمر بن خطاب رضی الله عنه هم از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند:«عَلَيْكُمْ بِالجَمَاعَةِ وَإِيَّاكُمْ وَالفُرْقَةَ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ مَعَ الوَاحِدِ وَهُوَ مِنَ الِاثْنَيْنِ أَبْعَدُ، مَنْ أَرَادَ بُحْبُوحَةَ الجَنَّةِ فَلْيَلْزَمُ الجَمَاعَةَ»،[4]بر شما واجب و لازم است که پایبند جماعت شوید، و برحذر باشيد از تفرق و جدائی، که شيطان به همراه يک نفر تنها است و از دو نفر دورتر است، هر کسی که خواستار وسط بهشت باشد حتماً پايبند جماعت باشد.

بله، رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: “إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ أَجَارَ لِي عَلَى أُمَّتِي مِنْ ثَلاثٍ لا يَجُوعُوا وَلا يَجْتَمِعُوا عَلَى ضَلالَةٍ وَلا یَستَبَاحُ ﺑَﯿْﻀَﺔُ اﻟْﻤُﺴْﻠِﻤِﯿﻦَ، یا سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لَا يَجْمَعَ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ فَأَعْطَانِيهَا، وَسَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَنْ لَا يُظْهِرَ عَلَيْهِمْ عَدُوًّا مِنْ غَيْرِهِمْ”،[5]الله تعالی ضمانت و وعده ی سه چیز را در مورد امتم به من داده یکی اینکه امتم گرسنه نمی مانند، «لا يَجُوعُوا» دوم اینکه امتم بر گمراهی هم رأی نمی شوند «لا يَجْتَمِعُوا عَلَى ضَلالَةٍ، لَا يَجْمَعَ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ» و سوم اینکه دشمن بر امتم چیره نمی شود.
تنها قدرتی که مانع می شود دشمنان کافر آشکار درجه ی 1و2و3، منافقین و سکولارزده ها به عنوان دشمنان درجه 4 بر مسلمین و بر نهادهای حیاتی مسلمین تسلط پیدا نکنند، فقط و فقط قدرت حکومتی مسلمین و میزان اعداد نظامی آنهاست.
اگر این قدرت ضعیف شود یا از بین برود و جماعتی واحد وجود نداشته باشد، میدان برای اعمال تبهکارانه ی این چهار دشمن اصلی و حتی مسلمین مجرم هم باز می شود. عبدالله بن مبارك رحمه الله می گوید: لَوْلاَ الْجَمَاعَةُ مَا كَانَتْ لَنَا سُبُلٌ وَكَانَ أَضْعَفُنَا نَهْبًا لأَقْوَانَا،اگر جماعت نمی بود ما راه هايی را در پيش خود نداشتيم و ضعيفان ما در دست قوی ترها مورد تاراج قرار می گرفتند.

برای همین، بزرگان ما فرموده اند:«كَدَرُ الجَمَاعةِ خَيْرٌ مِن صَفْو الفُرْقَةِ»،[6]تيرگی جماعت بهتر از زلالی تفرق است؛ یعنی حتی اگر این جماعت دارای آلودگی هائی هم باشد باز، بهتر از تفرق و تنهائی است که عذاب دنیوی و اخروی را با خودش می آورد.

بله، اگر این امت و جماعت قوی از طریق حکومت اسلامی علی منهاج نبوة نبود، یا حتی ضعیف تر از آن توسط حکومت بدیل اضطراری اسلامی با آلودگی هائی هم وجود نداشت، یا ضعیفتر از این دو- به عنوان سومین گزینه ی ناچاری- توسط مجلس واحد شورای مجاهدین با آلودگی هائی هم وجود نداشت، آنوقت برای مسلمین و اهل دنیا تنها عذاب می ماند. هم برای مسلمین سرگردانی می آید، هم تسلط دشمنان بر مسلمین، و هم گرسنگی بر مسلمین و سایر دنیا.

امت که بود این سه آفت و سه عذاب سرگردانی، تسلط دشمنان و گرسنگی وجود ندارد، امت که از بین رفت این سه عذاب به وجود می آیند، همچنانکه در اکثر سرزمینهای مسلمان نشین و در اکثر دنیا ما این سه آفت و سه عذاب را می بینیم.

این همان عذابی است که قرنها پیش الله تعالی در موردِ پرهیزِ از گرفتار شدنِ به آن به مسلمین هشدار داده و می فرماید: «وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ» (آل عمران/105)، و مانند کسانی نشوید که پراکنده و متفرق شدند و دچار اختلاف شدند (آن هم) بعد از آن که نشانه‌های روشن به آنان رسید، و برای اینها عذاب بزرگی وجود دارد. وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ.

(ادامه دارد…….)


[1]– أخرجه أحمد (٢٢١٦٠) مِنْ حديثِ أبي أمامة الباهليِّ رضي الله عنه، وصحَّحه الألبانيُّ في صحيح الجامع٥٠٧٥

[2]– في مسند الإمام أحمد (٢٧٢٢٤ (عَنْ أَبِي بَصْرَةَ الْغِفَارِيِّ صَاحِبِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ،رواه الترمذي

[3]– في المعجم الكبير للطبراني، ٢١٧١، ٣٤٤٠، ١٣٦٢٣، صححه الشيخ الألباني بهذا اللفظ في ظلال الجنة، ٨٠

[4]– الترمذي، ابن ماجة (2363)، أحمد

[5]– في مسند الإمام أحمد (٢٧٢٢٤ ( عَنْ أَبِي بَصْرَةَ الْغِفَارِيِّ صَاحِبِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ

[6]– الجاحظ في البيان والتبيين، ص 142

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(144- قیسم)

  1. یکی از سایت‌های یهودی اعلام کرد: ۵۵تن از نیروهای نظامی آمریکا که از سال ۲۰۰۳ درجنگ عراق برای کشتار مسلمین شرکت داشته و در این کشور کشته شده‌اند دو هویتی بوده‌اند یعنی آمریکایی-اسرائیلی(یهودی- مسیحی) پس چه جوری شما می گوئید جنگ ما بر علیه یهودی ها و مسیحی ها نیست ؟

خوب، در اینجا لازم است به چند نکته اشاره بشود:

  • یکی اینکه : چندهزار نفر از سنی زاده های عرب و کورد در عراق در راه آمریکا کشته شده اند؟ چند هزار نفر شیعه زاده در راه آمریکا کشته شده اند؟
  • دوم اینکه:   گفتید آنان دو تابعیتی بودند، از کجا فهمیدی که آنا ن همه یهودی بودند؟ اینان چه به امریکا مهاجرت کرده باشند چه ساکن اسرائیل باشند در دو تا کشور سکولاریستی تابعیت داشتند که دین سکولاریسم با تمام شاخه های کمونیستی و سوسیال دموکراسی و آتئیستی و لیبرال و غیره حاکم است نه مذهبی که شما تحت عنوان یهودی مسیحی ازآن اسم بردید . البته به کار بردن کلمه ی نصرانی به جای مسیحی مناسبتراست، چون کلیات آنی که هست ارتباطی به سیدنا مسیح ندارد .
  • نکته ی آخر اینکه : در صورتی که شما امریکا را به اشتباه کشوری نصرانی تصور کنید و از مذهب و دین دو تابعیتی های آنجا ترکیب بسازید باید ترکیبات نصرانی حنفی، نصرانی شافعی، نصرانی مالکی، نصرانی سلفی، نصرانی شیعه، نصرانی مجوسی و دهها ترکیب دیگر بسازی و بر علیه همه ی این مذاهب اعلام جنگ کنید که فکر نکنم نزدیک به عقل سالم باشد.  

رهبریت دست آمریکا و سایر سکولاریستهاست و تمام پیروان مذاهب تنها ابزاری در دست این سکولاریستها هستند و این ابزارها ارتباطی به مذهبشان ندارند و حساب این ابزارها با مذاهبشان به کلی جداست .

  • السلام علیکم اخی. به یاد دارم که همین علمای مدخلی آل سعود تبلیغ می کردند که طالبان مشرک است و گمراه هستن و غیره تا مردم را از انها جدا کنند و حتی به آنها کمکهای مادی هم نکنند و خواهان نابودی آن بودند و می گفتند این برود هر چه بیاید بهتر از این است . اما دیدیم که بدتر از طالبان امد در مورد امارت اسلامی مالی  هم همین سیاست را به کار بردند و الان هم باز در برابر  دوله و طالبان و ایران و سایر امارتهای اسلامی مثل قفقاز و صومالی و غیره هم همین سیاست را در ماهواره هایشان به کار می برند، به نظر شما چگونه می توان با این مجریان جنگ روانی برخورد کرد؟

بله، این روش عمل این گروهها و البته روش عمل تمام سکولاریستها در طول تاریخ بوده  است. اینان فعلا فقط می گویند این نباشد و هرگز نمی گویند چی باشد .

این را کمی توضیح بدهم بد نیست: ابتدا باید این را متوجه بشویم که تمام این حکومتهایی که اسم بردید حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی هستند که قبل از حکومت اسلامی علی منهاج نبوه به وجود می آیند.  حالت اضطرار و ضرورت یعنی نباید انتظارمان بیشتر از این باشد و باید تا برطرف شدن حالت ضرورت با این بدیل اضطراری ساخت و از آن استفاده کرد.

حالا به عنوان مثال زمانی که این مجریان جنگ روانی دستگاه آل سعود و آمریکا می گویند این کاستی ها و مفاسد و عیبها درحکومت مذهبی وجود دارد و جواب داده می شود این انحرافات در همه ی سیستمهای حکومتی سکولار و دموکراسی خواه هم وجود دارد و حتی در مواردی بیشترین انحرافات مربوط به این حکومتهای سکولار و دموکراسی خواه است، فورا جواب می دهند ما چکار داریم به حکومتها و نظامهای دیگر؟ .

حالا مشکل در جواب اینان نیست، بلکه مشکل این است که جایگزین و بدیل آنها همین سیستم سکولاریستی و دموکراسی فاسد و گندیده ای است که بسیار بدتر از این نظام مذهبی است که وجود دارد. این همان حقه ی آنهاست، این همان چشم بندی و سحر آنهاست .

برای همین است فعلا بر این تمرکز می کنند که فقط این نباشد و توضیح نمی دهند که چه باشد؟ و توضیح نمی دهند که به جای این جایگزین و بدیل آنها چیست؟ آنها می خواهند اینطوری به مردم بفهمانند مهم این است که این نظام برود، حالا هر چه به جایش بیاید از این بهتراست . یا می گویند فعلا این از بین برود بعدا مردم تصمیم می گیرند چی می خواهند ….

یعنی به شما سفارش می کنند که این لباس تنت را که کمی کهنه ست و عیبهائی دارد اما در هر حال بدنت را پوشانده و نمی گذارد بدنت را دیگران ببینند و تا حدودی اجازه نمی دهد سرما و گرما رویت تأثیر داشته باشد، در بیاوری و بسوزانی، اما به تو نمی گویند که به جای آن چه چیزی به شما می دهند، آیا بدتر از این است یا اصلا هیچی به تو نمی دهند و همینجوری لخت و عریان برای درنده ها مثل عراق و سوریه و افغانستان و لیبی و غیره رهایت می کنند . اینان به شما سفارش می کنند این سپرت را بنداز دور و تسلیم شو. آن وقت آمریکا و نوکرانش تکلیفت را روشن می کنند، یا مثل عراق و افغانستان و سوریه و لیبی و مصر و غیره تابع دین سکولاریسم و دموکراسی و قانون سکولاریستی تولید شده ی آنان می شوی یا باید نابود بشوی و راه سومی برای شما جود ندارد .

حالا اگر شما از این موجودات مجری جنگ روانی بپرسید که شما در برابر این لباس پینه داری که ازمن می گیرید چه چیز به من می دهید و بدیل شما برای این حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی چیست؟ بدون شک جرئت نمی کنند که رسما بگویند ما قانون دین سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها را می خواهیم هر چند که آشکارا از تمام کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی هم در برابر مجاهدین شریعت گرا و حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی هم حمایت می کنند . برای همین می گویند فعلا لباسهایت را در بیاورید و این لباس کهنه را در بیاورید و لخت شوید و آن را بسوزانید و نابودش کنید بعد مشخص می شود چه چیز به تو می دهیم.

بله، اینان تو را به سمت کاری هل می دهند و می خواهند تو را بعد از این کار تو را درتنگایی قرار بدهند که حاضر بشوی به هر چیزی که آنها می خواهند راضی بشوی، یعنی اگر به جای این لباس پینه داری که ازتو گرفتند گونی هم به تو دادند مجبور بشوی که برای پوشاندن خودت از آن استفاده کنی یا دست به اسلحه بزنی و آنوقت بدون سپر به صورت فردی یا گروهی در برابر قدرتی متشکل از حکومتهای مختلف کافر جهانی و مرتد محلی قرار بگیرید که هیچ امیدی به پیروزی نخواهی داشت .

اینها می خواهند شما را با شبهاتشان و سحرها و چشم بندی هایشان به این مسیر بکشانند و اگر از آنها بدیل و جایگزین اینی که دارید را بخواهید با غوغاسالاری و هیاهوبازاری اجازه نمی دهند حرفت به جایی برسد .

واضح است که اینان حکومت اسلامی مجری قانون شریعت الله را به عنوان بدیل و جایگزین نمی خواهند و تنها هدفشان انهدام حکومتها و امارتهای بدیل اضطراری اسلامی و بسیج مسلمین در راستای اهداف کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی است. و جالب است برایشان هم فرقی ندارد این حکومت مذهبی که قراراست از بین برود و به جایش کفار سکولار و اشغالگر جهانی و مرتدین محلی بیایند چیزی است مثل حکومت حنفی طالبان، یا امارت ازواد اسلامی مالکی مذهب در مالی، یا حکومت شافعی مذهبها درصومالی یا حکومت شیعه مذهب ایران یا حکومت سلفی دوله یا هر مذهب دیگری که باشد، مهم این است که حکومت نباید تابع مذهب و دین باشد. این آن چیزی است که این مجریان جنگ روانی بر علیه قانون شریعت الله فعلا نمی خواهند مردم بدانند، برای همین است که نمی گویند فعلا بدیل و جایگزین آنها چیست و همیشه ازآن طفره می روند یا با کنایه و اشاره و به صورت مبهم ازآن صحبت می کنند .

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(143- قسمت)

یعنی همچنانکه شما نمی توانید به یک یهودی بگویید نصرانی هستی به همین شیوه شما نمی توانید به یک مشرک بگویید مجوس یا نصرانی هستی، یا نمی توانی به یک یهودی یا نصرانی یا مجوس بگوئی تو جزو مشرکین هستی و آنها را مشمول حکم مشرکین و سکولاریستها کنید . 

در اینجا همه ی اینا ن کافر هستند، اما همشان مشرک یا یهودی یا نصرانی یا مجوس و صابئی نیستند، بلکه هر کدامشان چیز جداگانه ای هستند . روشن است که هر مشرکی کافر است اما هر کافری با تمام شرکیاتی که دارند مشرک نیست. بلکه کافر هم می تواند یهودی و نصرانی و صابئی و مجوس  باشد و هم مشرک باشد و اینان با هم فرق دارند .

عرض کردیم که حتی احکام مربوط به مشرکین و سکولاریستها با احکام مربوط به کفار اهل کتاب مثل یهود و نصارا و حتی مجوس با هم فرق دارند، در ازدواج با زنان پاکدامن یهود و نصارا و خوردن  ذبیحه ی یهود و نصارا  و گرفتن جزیه از اهل کتاب و مجوس این اختلاف احکام با مشرکین و سکولاریستها کاملا واضح است .

در اینجا واضح است که هر کسی که دچار شرک بشود مشرک نیست . یهود و نصارا و مجوس و صابئین هم شرک می کنند (آنهم بدترین شرکها را می کنند) اما الله تعالی آنها را مشرک ننامیده است و آنها را نه در دنیا و نه در قیامت مشمول حکم مشرکین نکرده، هرچند که الله تعالی هرگز شرک به خودش را نمی بخشد – حالا از طرف هر کسی باشد- اما فرق هست بین شخصی که شرک می کند با مشرک . الله تعالی به صراحت اعلام می کند که : إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ(مائده/72) چرا بهشت رابرایش ممنوع و حرام می کند ؟ چون: إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَادُونَ ذَٰلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ (نساء/116)

مشرکین در اساس  قوانین شریعت الله رادر امور اداره ی زندگی دنیویشان قبول ندارند و اینطوری الله را دست کم و ناچیز می گیرند و به الله توهین می کنند؛ اما اکثرا الله را قبول دارند و بسیاری از صفات مومنین را هم ممکن است قبول داشته باشند: مثلا

  • اگر ازآنان پرسیده بشود چه کسی آسمانها و زمین را خلق کرده است حتما می گویند الله: وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ۚ (زمر/38)
  • یا اگر پرسیده بشود  چه کسی آنها را خلق کرده قطعا می گویند الله: وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ۖ (زخرف/87)
  •  یا اگر ازآنان پرسیده بشود: قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ (چه کسی از آسمان و از زمین به شما روزی می‌رساند؟) أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ (یا چه کسی بر گوش و چشمها توانا است ( و بدانها نیروی شنوائی و بینائی می‌دهد؟) وَمَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ(یا چه کسی زنده را از مرده ، و مرده را از زنده بیرون می‌آورد ( و حیات و ممات در دست او است ) ؟) وَمَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ (یا چه کسی امور ( جهان و جهانیان ) را می‌گرداند ؟ ) فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ( پاسخ خواهند داد و ) خواهند گفت : آن خدا است  (یونس/31)

اینها و دهها صفت دیگر که در مشرکین و سکولاریستهاست صفات مسلمین است که درآنها هم وجود دارد، اما فقط با این صفات آنان مسلمان نمی شوند . و الله تعالی به صراحت در موردشان می فرماید: وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِکُونَ ‏(یوسف/106) و اکثر آنان که مدّعی ایمان به خدا هستند، مشرک می‌باشند.‏

راه مسلمان شدن یا یهودی و نصرانی و مجوس و صابئی شدن مشخص است، این سکولاریستها اگر صدها صفت اهل اسلام رادر خودشان جا داده باشند مادام که شهادتین نیاورده اند و تابع قوانین شریعت الله نشده اند و وارد دایره ی اسلام نشده اند مسلمان شمرده نمی شوند . اهل کتاب که صفات بیشتری از اسلام را درخودشان جا دادند اما اینان هم صرفا با این صفات، مسلمان محسوب نمی شوند .

حالا مسلمانی هم ممکن است صفات ناپسندی از مشرکین و سکولاریستها یا اهل کتاب یا مجوس و صابئین را به دلایلی در خودش جا داده باشد، و به صفاتی از صفات ناپسند آنان آلوده شده باشد، قاعده برای این مسلمین آلوده این است که ابتدا باید آنان را از آن 4 فیلتر (1- اثبات جرم 2- تأئید جرم توسط الله و رسولش 3- شروط تکفیر 4 موانع تکفیر) بگذرانیم .

ما مسلمین زمانی که شخص مسلمانی که دچار جرمی عقیدتی یا رفتاری شرک آمیزی بشود، و این شخص را از آن 4 فیلتر عبور دادیم و باز فاسد تشخیص داده شد، اورا تکفیر می کنیم، و به چنین شخصی می گوییم مرتد و کافر شده است. ما اورا تکفیر می کنیم نه تشریک و غیره. دقت کنید دوستان.  شخص یا مسلمان است (حتی اگه جزو منافقین هم باشه) یا کافر است. و مسلمانی که از اسلام خارج می شود کافر مرتدی است. در اینجا برای چندمین بار باید عرض کنم که شخص یا جزو جامعه ی مسلمین است ویا جزء جامعه ی کفاراست و نوع سومی وجود ندارد . و ترکیب مسلمان مشرک یا مشرکین منتسب به اسلام مثل سکولاریستهای مسلمان یا سوسیالیستهای مسلمان یا کمونیستهای مسلمان یا دموکراسی اسلامی و غیره نمی تواند شرعی باشد.

در قرآن و سنت صحیح تمام مشرکین کافرند، و هر جا الله تعالی اسم مشرکین را آورده آنان را مشمول کفار کرده است. زمانی که میگویی مسلمان مشرک مثل این است که بگویی مسلمانِ کافر، یا مسلمانِ یهودی یا مسلمانِ مجوس یا مسلمانِ نصرانی و غیره. تکرار این اصطلاحات غیر شرعی در وضع موجودی که مسائل روشن شدند، نوعی مسخره کردن و به بازی گرفتن شعور مسلمین است.

آن برادرانی هم که جاهلانه می گویند:مسلمانِ جاهلِ انجام دهنده ی کفر قبل از اقامه ی حجت مشرک است و بعد از اقامه حجت کافر، آشکارا دارند حکم اهل فتره را بر مسلمین تطبیق می دهند، که این هم سرگردانی و اشتباه محضی است که در کتاب عذر به جهل توضیحش دادم .

الان سوال اینجاست، زمانی که الله تعالی یهود و نصرانیها و مجوس و صابئیها را از مشرکین جدا کرده و برای مشرکین قوانین جداگانه ای را تعیین کرده است، عده ای از دوستان با چه استدلال شرعی همه ی آنها را مشرک می دانند؟  بعد، بدتر از همه، چگونه بدون هیچ دلیل شرعی از کتاب و سنت و صحابه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم و ائمه ی اربعه و تابعین و خیر القرون دچار این اشتباه بزرگ می شوند که با اجتهاد و تأویل دسته ای از علمای دو سه قرن گذشته ی آل سعود دسته هائی از اهل قبله را مشرک بدانند؟

 این ظلم، انحراف و سرگردانی آشکاری است.

(ادامه دارد……)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(142- قسمت)

  1. السلام علیکم و رحمه الله و برکاته اخی، در نظر شما حکم مشرکین یهودی و مشرکین مسیحی و صوفی های مشرک و تمام مشرکین منتسب به اسلام  چیست؟

ترکیب ناشیانه و غیر شرعی را ارائه دادید دوست گرامی . من در درس دشمن شناسیمان به تفصیل در این زمینه صحبت کرده ام لطفا به درسهای قبلیمان یک سری بزنید. اما به صورت کلی خدمتتان عرض کنم که الله تعالی فرموده :

  • يَا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/28) ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! بیگمان مشرکان پلیدند. برای همین است امر می کند:
  • وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (روم/31) و از زمره مشرکان نگردید .‏ وَلَاتَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (انعام/14)
  • مَاكَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ (توبه/113)
  • وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّىٰ يُؤْمِنَّ(بقره/221)

 در اینجا الله تعالی به همه امر کرده که جزو مشرکین نباشید، خوب، این باید برای همه روشن و واضح باشد تا جزء این مشرکین پلید نشوند و برایشان دعای بخشش و مغفرت نکنند یا با دختران و زنانشون ازدواج نکنند و از حیوان ذبح شده توسط اینان نخورند.

در اینجا امر و نهی الله تعالی مثل این است که بگوید گوشت خوک و مردار و نوشیدنی های مست کننده نخورید و زنا نکنید و انسانی را به ناحق نکشید و دزدی نکنید . حالا زمانی که فرموده جزو مشرکین نباشید و با آنان رابطه ی  زناشوئی برقرار نکنید و برایشان طلب مغفرت هم نکنید باید واضح و روشن باشد و شخص بداند این موجودات کدامها هستند که دچار نافرمانی از الله تعالی نشوند.

این مشرکین هم باید مثل یهودیان و نصرانیها و مجوس و صابئین قیافه و شکل مشخصی داشته باشند، اگر تنها برای عده ای روشن باشد و آن عده هم به اجتهاد و تأویل خاص خودشان یکی را مشرک بدانند و گروه دیگرندانند که نمی شود. یهودی یهودی است، مجوس هم مجوس است، نصرانی هم نصرانی است، این دیگر آشکار و واضح است و نیاز به اجتهاد گروهی متخصص ندارد؛ هر کسی که کمی با اینان آشنا باشد می تواند بگوید فلانی یهودی است یا نصرانی است یا مجوس است یا صابئی است. مشرکین هم همینطوری هستند . آنها هم قیافه ی مشخصی دارند.

در اینجا باید تعریفمان را از مشرک و مشرکین اصلاح و قرآنی کنیم: مشرک یعنی کسی که در قوانین اجرائی و اداری جامعه ش به هیچ یک از قوانین شریعتهای آسمانی اعتقاد ندارد نه به نصرانیت نه به یهودیت و نه با اسلام و حتی شبهه اهل کتاب هم قبول ندارد. الان به این مشرکین می گویند : سکولاریست. چه طوری ما الان به دهری ها می گوییم کمونیست و ماتریالیست و آتئیست. پس مشرکین به زبان امروزی یعنی سکولاریستها. مشکل اصلی این ترکیباتی که شما به پیروی از علمای آل سعود بیان کردید همینجاست.

ما تعریف آنها و فرق بین آنها را نمی دانیم. برای همین است در تطبیقش دچار اشتباه می شویم. خیال می کنیم چون یهودی ها یا نصرانیها و مجوس و غیره دچار شرک می شوند پس حتما جزء مشرکین هستند در حالی که اینطوری نیست، چون از آن طرف هم می بینیم که حکم اینان با مشرکین فرق دارد و الله تعالی اینا ن را از هم جدا کرده، اینجاست که برای شخص مسلمانی که با قرآن و سنت صحیح و رای صحابه و خیر القرون و وضع موجود آشنائی ندارد نوعی سردرگمی به وجود می آید.

برادران گرامی: یهودی ها و نصرانیها و مجوس و صابئین و مشرکین گروههای مختلفی هستند و هر کدام احکام خاص خودشان را دارند، تصور کنید که چند اطاق جداگانه هستند . چه طوری شخصی از یک اطاق وارد اطاق دیگری می شود همینطوری یک کافر اهل کتاب یا شبه اهل کتاب یا کسی از دارودسته ی منافقین وارد اطاق مشرکین یا سکولاریستها می شود، باید اینطوری کاملا واضح و روشن و بدون شک و شبه باشد، و همه – چه باسواد چه بی سواد – این تغییر مکان آنها را بفهمند نه فقط عده ای متخصص که خودشان هم گاه باهم اختلاف دارند. زمانی که یک یهودی نصرانی شد می گوییم این شخص نصرانی شده، یا اگر رفت و سکولاریست شد می گوییم فلانی از اسلام یا یهودیت یا نصرانیت یا مجوسیت و صائبی گری خارج شده و مشرک و سکولارشده است . به همین سادگی باید روشن باشد.

 طرف به صراحت می گوید من سکولاریست هستم، یعنی من مشرک هستم. الان می شود فهمید که چه چیزی یک یهودی را از یک نصرانی یا مسلمان جدا می کند؟ خیلی ساده ست. همینجوری که یک مجوس را راحت می شود از یک یهودی یا مسلمان تشخیص داد، به همین راحتی هم می شود یک سکولار را از یک یهودی جدا کرد، یا یک مسلمان را از یک سکولار مشرک جدا کرد.

ولی مشرکین و سکولاریستها تمایلی ندارند اینجوری مشخص بشوند و در برابر اینهمه شریعتهای آسمانی و بخصوص در برابر کل اهل قبله قرار بگیرند و تنها بمانند، برای همین است از کانال منافقین و سکولار زده ها تلاش می کنند در نگرش مسلمین آلودگی درست کنند، و با انگشت گذاشتن روی یکی دو صفت مشترکشان با سایر شریعتهای آسمانی، همه را مثل خودشان نشان بدهند و به جبهه ی خودشان اضافه کنند و مومنین را به آنانی که به خودشان اضافه کرده اند مشغول و سرگرم کنند.

اما الله تعالی به صراحت بین کفار فرق گذاشته و آنها را به صورت موردی اسم می برد و آنها را از هم جدا می کند:

–  لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصاري‏… (مائده/82)

  • مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ (بقره/105)

علاوه بر این باز الله تعالی میان منافقین و مشرکین فرق می گذارد و می فرماید:

–  وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّـهِ ظَنَّ السَّوْءِ ۚ (فتح/5-6)

و در ایاتی میان اهل کتاب و مجوس و صابئین و مشرکین هم باز فرق می گذارد، حتی در قیامت حالا چه رسد به دنیا، و می فرماید:

–  إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّـهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ   (حج/17)

در اینجا واضح و روشن است که کفار اصلی چند گروه هستند: 1- یهود 2- نصاری 3- مجوس 4- صابئین 5- مشرکین . و این پنچ گروه را بعد از الَّذِينَ آمَنُوا ذکر کرده است که مومنین پیرو اسلام هستند.

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(141- قسمت)

  1. سلام کاکه گیان، چرا کوردها این اندازه ذلیل شده اند و از هر طرف مورد خیانت و ظلم قرار می گیرند؟

قبلا کوردها اینطوری نبودند، مثل تمام سرزمینهای مسلمین دارای امارت و حاکمیت و سروری خاص خودشان بودند، حتی در دوره هائی مثل حکومت ایوبیان بر بخش اعظم جهان اسلام هم حاکمیت داشتند، ودر تمام دنیا هم سروری و عزت داشتن، حضور کوردها در بلوچستان، قزاقستان، کوردوبا، کوردوان وغیره از غرب اسلامی بگیر تا شرق اسلامی نشانه ی سیادت و حضور پر رنگ آنها در تاریخ اسلام بوده . آثار بی نظیر ادبی و علمی، و دانشمندان این هم قوم هم بر کسی پوشیده نیستند . اینها همگی ثمره ی حضور اسلام در میان کوردها بوده است. ما قبل از اسلام چیزی از کوردها نداریم نه کتابی و نه عالم و دانشمندی و نه حتی تاریخی مطمئن.

جنگهای بین عثمانی و صفوی هم باز نتوانست این ملت را که دهها امارت مثل بابان و اردلان و غیره داشتند را تا این اندازه ذلیل و بی ارزش کند، حتی در آن دوران بی حکومتی بعد از اردلان و بابان هم که خانها اداره ی آنها را در دست گرفته بودند تا این اندازه ذلیل و متفرق و بی ارزش و ابزار دست دیگران نشده بودند تا اینکه یک دفعه سکولاریستهای مرتد از زمان قاضی محمد مرتد با تشکیل اولین حزب سکولارِکافر مثل بختک و مثل بلا و سرطان افتادند به جان ملت کورد و شروع کردند به نابود کردن دین و اخلاق و فرهنگ و حیا و آبرو و ارزشهای کوردها . کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی هم از این جانوران مزدور خائن نوبتی برای نابودی کوردها حمایت و پشتیبانی کرده اند .

مردم مسلمان کورد هم باید الان درک کرده باشند و بايد بدانند كه در صورت تبعيت از دستورات و قوانين دین سکولاریسم و کفار سکولار جهانی و سکولاریستهای خائن و مرتد محلی چقدر تنها و بي كس و زيان ديده می شوند كه حتي شيطان هم  درقیامت از آنچه آنان با قانون الله شريك کرده اند اظهار برائت مي كند[1]و علاوه بر این باید قبول کنند که با هم مسیر شدن با کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی اینان هم مشمول حکم همین کفار و مرتدین می شوند[2]

کوردها نباید الله را با دور ریختن قوانینش و تبعیت از کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی فراموش کنند چون الله هم آنها را فراموش می کند[3]. کوردها لازم است مثل گذشتگان مسلمانشان فكر كنند كه برا ی فردای قیامتشان چه چیز فرستادند یا می فرستند؟

زمانی که جنگیدن در راه آمریکا و کفار جهانی تحت پرچم یه کافر، و جنگیدن در راه بتهای محلی مرتدی چون اوجالان- مسیلمه ی کذاب فعلی کوردها- یا قاضی محمد مرتد و قاسملو و مهتدی و بارزانی مرتد و سایر مرتدین بر علیه مسلمین را برای خودشان افتخار می دانند، و فکر نمی کنند که مشغول چه جنایتی نسبت به مسلمین کورد و غیره کورد هستند، چه انتظاری باید داشت؟

اینها الله و قانون شریعت الله را رها کردند و انتظار دارند کفاری که برایشان نوکری می کنند به آنان عزت بدهند. قاضی محمد مرتد همین انتظار را از کفار کمونیستی چون استالین داشت اما فروخته شد، بارزانی هاهم همین انتظار راداشتند اما دیدیم که توسط آمریکا و ناتو در مسأله ی کرکوک فروخته شد و فعلا51 درصد از خاکش را طی چند ساعت از دست داد، مزدوران اوجالان را هم دیدیم که چگونه با آن همه جنایتی که بر سر مسلمین آوردند آخرش مورد معامله قرار گرفتند و آمریکا و روسیه آنها را به ناتو فروختند .

تمام آنانی که به این مرتدین دل بسته اند هم سرنوشتی غیر از این در انتظارشان نیست، قاضی و قاسملو و مهتدی و اوجالان و بارزانی و سایر مرتدین دستمال توالتهائی هستند که پس از استعمال دور ریخته می شوند، و هیچ عاقلی چنین پلیدهائی را که به دین و ملت خودشان خیانت می کنند را در جیبش نمی گذارد. جای اینان سطل زباله ی توالت است .

این سکولاریستهای مرتد جریان ارتداد عمومی را در میان کوردها شروع کرده اند که اگر دیر بجنبیم سرنوشت اندلس و شیطان پرستهای یزیدی عراق و شیطان پرستهای علی اللهی کرمانشاه در انتظارما است. اين انديشه و تفكر كه ما انسانها نگهبان دين خدائيم كه از بين نرود يا صدمه اي نبيند امريست تحجرگرايانه « ‏إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ‏ »(حجر/9) بلکه تنها کسانی که ممکن است همچون مسلمین اندلس در معرض نابودی قرار بگیرند خود مسلمین هستند .

ما دلمان براي از بين رفتن دين الله نمي سوزد. چون اين امري است غيرقابل تصور؛ بلكه هم و نگراني ما در فناء، بدبختي، فساد، استثمار و استحمار، بيچارگي و قهقهرايی است كه بندگان الله به خاطر: عدم اجراي قانون شریعت الله دچارش شده اند؛ دين و قانون شریعت الله برای مردم است و تنها كسي كه از عدم اجرای آن  تا به حال و در آينده هم  صدمه خواهد ديد خود مردم اند و بس.

اين حق مردم است که الله تعالی با قانونی که نازل کرده وهيچ راهي برای سلطه کفار بر مسلمان قرار نداده صاحب دولت و حکومت و عزت اسلامی خودشان بشوند . و اگر امروز در اکثر سرزمینهای مسلمان نشین چنين نمي بينيم، به خاطر این است که از مسیر شرعیش برای تطبیق قانون شریعت الله حرکت نمی کنند و عملا مسیرهای دیگری را غیر از قانون شریعت الله برا ی خودشان انتخاب کرده اند که با حاکم شدن کفار سکولار جهانی و مرتدین و طاغوتهای محلی باعث ذلیلی خودشان شده اند. اين سلطه جابرانه نه يك امر خدايي بلكه لكه ی کثیفی است كه توسط خود انسانها به وجود آمده و تنها خود انسانها هستند كه «بايد» آنرا با توکل بر الله منهدم  کنند. کوردها و سایر مسلمین اگر می خواهند از اینهمه ذلیلی و ظلم و بیچارگی نجات پیدا کنند باید با تبعیت از قانون شریعت الله از پیروی کردن از این مرتدین خائن و خیره سری که کارنامه ای غیر از خیانت به دین و ملت نداشته اند دست بکشند و دست از ظلم کردن به خودشان بردارند.  ‏إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ‏  (يونس/44 )

(ادامه دارد…….)


[1]ابراهيم/ 22 -21

[2]ابراهيم /5 4-44

[3]حشر/19-18

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(140- قسمت)

  1. السلام علیکم، در کل ما  الان چند مرجع برای وحدت در اختیار داریم ؟

ما برای حفظ وحدتمان تنها یک مرجع داریم: مراجعه به رهبریت جامعه که از کانال یکی از آن«3 ابزار» به قدرت رسیده و شورای اولی الامر و متخصصینی که زیر پوشش این حاکمیت هستند. همین و بس.  وَإِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِی الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ (نساء/83)‏.‏و هنگامی که (خبر) کاری که موجب نترسیدن یا ترسیدن استبه آنان  می‌رسد، آن را (میان مردم) پخش و پراکنده می‌کننداگر این گونه افراد، سخن گفتن در این‌باره را به پیغمبر و اولی الامر خود واگذارندتنها کسانی از این خبر ایشان اطّلاع پیدا می‌کنند که متخصصین امر هستند و آنچه بایست از آن درک و فهم می‌نمایند .

حالا اگر این شورای اولی الامر هم که از کانال یکی از آن «3 ابزار» تشکیل شده و امت را به وجود آورده بین خودشن اختلاف پیدا کردند مرجعشان برای حفظ وحدت مراجعه به کتاب و سنت صحیح است : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً ‏(نساء/59)ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا و از پیغمبراطاعت کنید، و از اولی الامر و صاحبان و متخصصین مسلمان خود فرمانبرداری نمائید و اگر در چیزی اختلاف داشتید آن را به خدا و پیغمبر اوبرگردانید اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این کاربرای شما بهتر و خوش فرجام‌تر است .‏

برای چندمین بار هم باید عرض کنیم که این شورای اولی الامر و تشکیل امت و جماعت هم تنها و تنها از کانال «3 ابزار» معنی پیدا می کند و متحقق می شود .

  • سلام. زمانی که اسلام آمد با اجبار آن را بر مردم تحمیل کرد. آیا دین اجباری درست است؟

می دانیم که  تأكيد اسلام برعلم و فهم عميق دين است و آنانی كه در صدر اسلام در مكه و مدينه اسلام  را قبول کردند هیچ کدامشان به زور شمشير آن را نپذیرفتند، بلكه اسلام را حق می دانستند و آن را یگانه ابزار سعادتشان در دنیا و قیامت می دانستند، برا ی همین به میل خودشان و با تحمل مشکلات زیاد مسلمان شدند نه به زور شمشير. آيا می شود گفت كه سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، ياسر، سميه، بلال، صهيب رومى، نجاشى شاه حبشه، جعفربن ابى طالب، حمزه و امثال آنان به زور شمشيرمسلمان شدند؟ نه هرگز، اما سکولاریستهای قریش با زور و اجبار می خواستند آنها را از دین اسلام برگردانند. آيا دانشمندانى كه در عصر ما در كشور آلمان و آمریکا و استرالیا و ژاپن و كشورهاى ديگراسلام  را قبول می کنند به زور شمشير آن رامى‏پذيرند ؟!

همین الان هم نگاه کنید کجای دنیا یک کافر یهودی یا نصرانی یا مجوس و صابئی را مجبور می کنند که زورکی و بالاجبار مسلمان بشود، هیچ جای دنیا. اما نگاه کنید در تمام دنیا مسلمین و حتی سایر شریعتهای آسمانی را مجبور می کنند که بالاجبار و زورکی تابع دین سکولاریسم و حکومت سکولاریستی و قوانین سکولاریستی باشند. و گرنه یا باید کشور را ترک کنید یا باید در زندانها بپوسید.  مگر نمی بینیند؟ خوب حالا  چه کسی دینش را بر دیگران تحمیل کرده و می کند؟

اسلام اگر حکومتهای ظالم و فاسد را از بین برد، در عوض انسانها را آزاد گذاشت تا دینشان را خودشان انتخاب کنند، و اختیار را به آنها برگرداند که حد فاصل بین انسان و حیوان است، اما کفار سکولار جهانی زمانی که یک جائی را می گیرند اولین کاری که می کنند مردم را مجبور می کنند تابع قوانین دین سکولاریسم بشوند، و قوانین شریعت الله را بندازند دور، و طبق قوانین دین آنها زندگیشان را اداره کنند. فقط کافی است با قلب و عقلی سالم نگاه کنید، نیاز به مطالعه هم ندارد. إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ(ق/37) به راستی در این بیدارباش و اندرز بزرگی است برای آن که دلی داشته باشد، یا با حضور قلب گوش بدهد .‏

  • السلام علیکم: به نظر شما تفرق تا چه اندازه در شکست دوله درعراق و سوریه تأثیر داشت؟

أبوبصيرالمهاجر یکی از علمای کنونی دوله می گوید: دشمن برما ضربه وارد نکرد مگر بخاطر گناهان وتفرقه ما، برخی  داخل مناطق دوله نشسته وفقط جدل وبحث می کنند آنها را باید تنبیه  کرد. در واقع گناه تفرق یکی از اسباب اساسی پس روی های دوله بود. اسبابهای بزرگ دیگری هم در دیپلماسیشان با مسلمین و کفار وجود داشتند که همگی دست به دست هم دادند و وضع موجود را برا ی دوله به وجود آوردند .

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(139- قسمت)

  1. سلام . به نظر شما چرا اینهمه گروه و حزب سلفی وجود دارد و اکثر آنها یا در حال جنگ لفظی با هم هستند یا در حال جنگ مسلحانه، اینها می گویند که حق نزد ماست و بقیه گمراه هستند، حالا ما به پیروی از کدام دسته از اینها دعوت شده ایم؟

خدمتتان عرض کنم که الله تعالی می فرمایند: وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(نساء/ 115) و از خدا و پیغمبر اطاعت کنید تا که مورد رحمت و مرحمت قرار گیرید .‏ . در زمینه ی اطاعت از الله و رسولش آیات زیادند حالا این سوال پیش می آید که با چه ابزار هائی می شود این اطاعت کردن را به آن شیوه ای که الله تعالی امر کرده  است انجامش داد . خود الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا(نساء/59)

یعنی اطاعت از الله و رسولش از کانال شورای اولی الامر و متخصصین امر، رسول الله صلی الله علیه وسلم هم می فرماید: یهود به هفتاد و یک فرقه تقسیم شدند و نصاری هم به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند و امت من نیز به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شود به جز یک گروه از آن، همگی در آتشند. قالوا:مَنْ هی یَا رَسُولَ اللَّهِ، گفتند: ای رسول خدا آنها چه کسانی هستند؟ قَالَ هی الْجَمَاعَة، گفت: آن جماعت است و در روایت دیگری که اولی را تفسیر می کند، می فرماید: آنها کسانی هستند که بر آنچه من و اصحابم بر آن هستیم، قرار دارند[1]

اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم هم قطعا تابع جماعت بودند و اهل تفرق نبودند برای همین است الله تعالی ما را به تبعیت به احسان از آنها سفارش می کند: «وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ » (توبه 100).

اینها آنهائی هستند که الله تعالی ما را به تبعیت به احسان ازآنها دعوت کرده است. در این صورت واضح است که الله تعالی ما را به اطاعت از خودش و رسولش و شورای اولی الامری دعوت کرده است که این شورا امت واحدی را به وجود می آورد، و با اجماع واحدش جماعت واحدی را تولید می کند، و تمام این پروسه از طریق یکی از آن «3 ابزار» انجام می شود . یعنی این امت و جماعت واحد از طریق شورائی به وجود می آید که این شورا هم از طریق یکی از«3 ابزار» حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا حکومت بدیل اضطراری اسلامی یا مجلس واحد شورای مجاهدین به وجود آمده باشد .

حالا زمانی که این شورای اولی الامر واحد و امت واحد و جماعت واحد به دلیل انهدام آن «3 ابزار» از بین می رود، هر عالمی که ما را به این مسیر صحیح دعوت کند جزو گذشتگان درستکار ما یا به عربی جزو سلف صالح ما هستند، حالا فرقی ندارد این شخص صالح و درستکار شخصی مثل امام حنفی باشد و اهل رای، یا شخصی مثل امام احمد بن حنبل باشد و اهل حدیث و گریزان از اهل رای . اینها و تمام این بزرگواران دیگری مثل امام جعفر صادق و امام مالک و امام شافعی و صدها ائمه ی دیگر،  گذشتگان صالح و نیکولار ما هستند.

اما در برابر این نگرش، عده ای از برادرانمان که خودشان را سلفی و پیرو سلف صالح این امت می دانند در توهمشان انداخته اند، چون اینان به جای تبعیت به احسان از گذشتگان صالح این امت مقلد اندیشه های بخشی از علمای آل سعود هستند، و چنان در تقلید خودشان از این «نجدیتِ» دوسه قرن اخیر آل سعود جدی و محدود بین هستند که توان تحمل چیزی غیر از این خط فکری خاص را ندارند، و با تراشیدن اصطلاحات و اصول و فروع بدعی چنان خودشان را غرق کرده اند و چنان خودشان را به این اصطلاحات شبهه انگیز و حتی بدعی مشغول کرده اند که هر جا قدرت برتر شده اند هیچ اهل قبله ای را که مخالف این اصولشان باشد را نمی پذیرند .

این برادران تنگ نظر ما اگر قدرت برتر نباشند تحت مدیریت سایر مسلمین قرار می گیرند، اما به محض پیدا کردن قدرت بانی جنگ داخلی اجتناب ناپذیری می شوند که حتی نجدی های هم فکر خودشان را که دریکی دو اصطلاح بدعی با آنها هم فکر نیستند را هم تحمل نمی کنند. تقسیم بندی میان این نجدی هائی که خودشان را سلفی می دانند، و اینهمه حزب مسلح و جنگ داخلی میان آنها، چیزی نیست که قابل کتمان باشد، خیلی راحت با استفاده از همان اصطلاحات تولید شده ی بی پایه و اساس همدیگر را مرتد و گمراه و ضال و مضل و غیره می دانند و به سادگی خون و مال همدیگر را برای خودشان حلال کرده اند . 

 جالبه این هم بدانید که این برادران ما هر جا رفتند با رواج این اصطلاحات بی پایه و اساس بدعی باعث جدا کردن مردم از مجاهدین و حتی نابود کردن جهادی شده اند که قرنها درآن مردم حالت فرهنگی به خودش گرفته بود، نمونه ی چچن عینی ترین نمونه می تواند باشد. هر چند نمونه های الجزائر و عراق و شام را هم نمی شود نایده گرفت .

(ادامه دارد……..)


[1] رواه ابن ماجه و احمد و غیره