شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(120- قسمت)

  • السلام علیکم، حکم مجهول الحال در دارالکفر چیست و تَحَرِی به چه معناست؟

 مجهول الحال یعنی نمی دانیم طرف مسلمان است یا کافر. حالش برای ما مجهول و نا شناخته است.حکم مجهول الحال تابع سرزمین و اکثریت است که در میان آن ها زندگی می کند مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. یعنی یکی تابع سرزمین و دار است و دیگری تابع اکثریت است که در آن زندگی می کند مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. ما حکم به ظاهر می کنیم و درون به ما ربطی ندارد. مثلاً برای ما روشن شده باشد که فلان کلاه مختص مسلمین است و مشخص باشد. حالا، در بین جمعیت یک میلیاردی دارالکفر چین یک نفر را این طوری دیدیم می گوییم مسلمان است، چرا؟ چون فلان علامت یا عادت مسلمین را دارد. همین شک ما باعث می شود که حکم مسلمان بودن را بر این شخص بدهیم مگر اینکه خلافش ثابت شود و اگر لازم شد تحقیقات بعدی را شروع می کنیم. مثلاً نیاز شد یا خواستیم که با او برخوردی داشته باشیم. چون، این شناخت جهت تنظیم روابط ما با دیگران است. مجهول الحال جهت تنظیم ارتباط ما با دیگران است:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فی سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَىٰ إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا».

حالا، تحری هم یعنی دنبال حقیقت گشتن، یعنی با تحقیق، یقین و به دور از شک و گمان دنبال پیدا کردن راه درست بودن. یعنی، دنبال حقیقت بگردی که انگار با گوش خودت می شنوی، با چشم خودت می بینی و با قلب خودت آن را درک می کنی و از کسی تقلید نمی کنی و با گوش، چشم و قلب دیگران مشغول تحقیق، پژوهش و بحث نمی شوی و به آنچه می رسی یقین و اطمینان پیدا می کنی و شک و گمانی در آن نداری.

در این صورت، آنچه به این درسمان مربوط می شود (آن را محدود می کنیم چون گسترده است) می توانیم بگوییم، تا به درجه ی یقین نرسیده ایم و به این درجه از اطمینان کامل نرسیده ایم و اطمینان کامل نداریم کسی را از اسلام خارج نمی کنیم؛ بلکه، با کوچکترین شکی از مسلمان بودن شخص دفاع می کنیم و رأی به مسلمان بودن او می دهیم.

  • جریان چیست؟ شما شیعه را از رافضی جدا می کنید، چه فرقی بین اینها وجود دارد؟ اصلاً مگر می دانید رافضی یعنی چه؟ 

جریان برای کسی که با نگرش قرآنی به منابع دقت کرده باشد خیلی ساده است و به راحتی متوجه می شود که تفاوت اساسی و فاحشی بین لفظ شیعه و لفظ رافضه وجود دارد. شیعه یک جریان تاریخی است که فِرق زیادی را در خود جا داده و رافضی هم صفت است که امکان دارد در هر دین، مذهب، طبقه، حزب، حکومت و جامعه ای کسانی باشند که بتوان به آن ها گفت رافضی. این برای اهل ادب هم در قرون گذشته عادی بوده:

منتسب بر هر طویله رایضی          *          جز به دستوری نیاید رافضی

از هوس، ‌گر از طویله بگسلد         *          در طویله ی دیگران سر در کند

این نمونه شعر است و اشعاری از این قبیل زیادند. شیعه در کتب محدثین جریانی هستند که خود را پیرو علی می دانستند و تمام اختلافشان با گروههای مخالف فقط در مسائل مربوط به سیاستهای حکومتداری بود و هیچ اختلاف عقیدتی یا فقهی با دیگران نداشتند. چون، اصلاً مذاهب فقهی درست نشده بودند. برای همین، طیف وسیعی از مسلمین را در بر می گرفت که این مسلمین مخالف سیاستهای حکومتی امویان و پس از آن ها بودند و از هرگونه همکاری با این حکومتها دوری می کردند و سعی می نمودند به چنین نظامهایی نزدیک نشوند و از هر نهضتی که بتواند حکومت را به سبک اسلامی آن بر گرداند حمایت می کردند. برای همین است که اکثر بزرگان و بخصوص اهل علم  از دست حکومتها دل خوشی نداشته اند و دوری و پرهیز از آن ها را سفارش می کردند. حکومت های ظالمی که به جای حکومت شورای اسلامی نشسته بودند.

اما، این جریان شیعیان علی یکدست نبودند، دسته ای از آن ها بودند که خود ائمه ی شیعه هم دل خوشی از آن ها نداشتند و در نهج البلاغه و تقریباً تمام منابع شیعی که وجود دارد ائمه از دست این دسته ی بی وفا نالیده اند. این دسته، چون همین ائمه را در موقعیتهای حساس رها می کردند و آن ها را رد می نمودند و پشتشان را خالی می کردند به رافضی معروف شدند. یعنی، کسانی که ائمه و رهبران مسلمین را رد کردند.

(ادامه دارد……..)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(119- قسمت)

  • السلام علیکم و رحمة الله، کسانی که شما آنها را خوارج می نامید در عقاید خود از افراد دیگر اخلاص بیشتری دارند، و برای عزت دین و یاری مظلومین بلند شده اند. چرا شما آنها را دعوت به وحدت نمی کنید و تا این اندازه بر آنها شدید هستید؟

احتمالاً شما دوست گرامی مطالب ما را خوانده اید و می دانید که ما کدام دسته و چه کسی را جزو خوارج می دانیم. قبلاً در این زمینه مفصل صحبت کردیم یا نوشتیم. ما به تبعیت از سیدنا علی رضی الله عنه و ابن عباس رضی الله عنه و کلاً به تبعیت از قانون شریعت الله هرگز درهای دعوت را نبسته و نمی بندیم. دعوت در هر صورت، مقدم بر جنگ بوده و هست چه طرف مقابل که جنگ را بر ما تحمیل می کند مسلمان باشد چه کافر.اگر مسلمان باشد که دعوت ارجح تر است.

اما، انسانهای نامتعادل و نامیزانی یعنی مسلمانان نامتعادل و نامیزانی که بدون گذراندن شخصِ مسلمانِ متهمِ به جرمِ ارتداد از مراحل چهارگانه و فیلترهای شرعی او را تکفیر می کنند، در حالی که این شخص آشکارا در دارودسته ی کفار آشکار قرار نگرفته، علاوه بر آن او را از فیلترها نمی گذرانند اینجا هم آشکارا در دارودسته ی کفار آشکار قرار نگرفته و همین طور خودسرانه و مثل انسانهای مست او را تکفیر می کنند، چنین غلات تکفیری تا به حال در طول تاریخ اسلام، نه دین الله را عزت داده اند و نه از مظلومی از بندگان الله دفاع کرده اند. این شما و این تاریخ گذشته و حال آن ها.

اگر توانستید یک نمونه بیاورید به همه ی ما کمک کردید و جزاک الله خیراً، اما نیست. مشکل اساسی هم این است که برداشت خودشان را مطلق و مثل وحی می دانند و کوچکترین شکی در این اجتهاد، برداشت و تأویل خودشان ندارند. برای همین، هرگز حاضر نمی شوند که در شورا شرکت کنند و تابع رأی شورای مسلمین و اجماع مسلمین شوند و اگر هم شرکت کردند و شرکت کنند موقتی است و زود انشعاب پیدا می کنند. چیزی که ما به کرات دیده ایم.

این ها خودشان و رأی خودشان و اجتهاد خودشان و تأویلات خودشان را عین حق و صواب می دانند و اطمینان کاملی به آن دارند و غیر خودشان را عین باطل می دانند. تصور کنید، زمانی که ابوایوب انصاری رضی الله عنه یکی از آنان را از آتش جهنم می ترساند، می گوید: ای برادر از آتش جهنم بترس. این برادر مسلمانِ نامیزانِ ما در جواب این صحابی گرامی می گوید: «خواهی دانست کدام‌ یک از ما به آن شایسته ‌تریم!». یعنی، کدام یک از ما به آتش جهنم شایسته‌ تریم. یعنی، شک نداشتند که این صحابی و امثال او چون علی بن ابی طالب رضی الله عنه در جهنم هستند و خودشان را بهشتی می دانستند. در حالی که در میان خودشان حتی یک صحابی هم نبود. اما، باز اهل اسلام و مسلمین آن ها را از خودشان می دانستند، ما هم آن ها را از خودمان می دانیم هر چند که آن ها ما را از خودشان نمی دانند.

ابوامامه رضی الله عنه زمانی که جسدهای کشته شده ی آن ها را دید گریه اش گرفت و اشک از چشمانش سرازیر شد، از او پرسیدند چرا گریه می کنی؟ گفت:«از روی دلسوزی برای آنان؛ چون آنان از اهل اسلام بودند». نگاه کن، این موضع ما در برابر آن هاست حتی، بعد از مرگ آن ها، چیزی که خیلی از برادران ما آن را فراموش کرده اند که چگونه با آن ها برخورد کنند. چه در زمان حیاتشان و چه بعد از مرگشان. طوری با این ها برخورد می کنند انگار با کسی در حد یهود، سکولاریستها، نصارا و سایر کفار آشکار طرف هستند و با همان کینه و نفرت به آن ها نگاه می کنند و با آن ها صحبت می نمایند و حتی با آن ها می جنگند. نه، این ها در هر صورتی برادران ما هستند آرزوی ما این است که این برادرانمان اصلاح شوند و به مسیر صحیح و درست شریعت الله برگردند.

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(118- قسمت)

الله تعالی در این دنیا به تمام کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب این آزادی را داده که این شریعت جدید را بپذیرند یا نپذیرند و در صورت عدم پذیرش تحت شرایطی با مسلمین زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند اما، مشرک بودن و سکولاریست بودن را در شأن انسان نمی داند و هرگز نه در دنیا و نه در قیامت آن ها را نمی بخشد. در دنیا سکولاریستها و مشرکین را بین مرگ یا پذیرش اسلام قرار می دهد و در قیامت هم بدترین عذابها رابرایشان در نظر گرفته که در درس شناسائی مشرکین و سکولاریستها به آن اشاره کردیم.

چون، اساساً الله هر چه را بخواهد می بخشد اما، شرک را نمی بخشد: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا‏» (نساء/48)، بی گمان خداوند (هرگز) شرك به خود را نمی‌بخشد، ولی گناهان جز آن را از هركس كه خود بخواهد می‌بخشد. و هر كه برای خدا شريكی قائل شود، گناه بزرگی را مرتكب شده است.

در کنار این دعوت آگاهانه و انتخاب ‌گرایانه، اسلام با بیان احکام ارتداد هشدار می‌دهد که هرگاه حقانیت اسلام را به خوبی شناختید و مسلمان شدید، دیگر نمی‌توانید از آن بازگردید. این سخت‌گیری باعث می‌شود تا مردم دین را امری ساده و تشریفاتی ندانند و در پذیرش و انتخاب آن نهایت دقت را داشته باشند.

در این صورت، «مجازات ارتداد برای استفاده ی بهينه از آزادی» است، جهت ايجاد فضاى سالمی برای بهره‏ بردارى شايسته از این آزادی است نه برای از بین بردن آزادی برای کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب.

اجرای این حکم علاوه بر اینهمه منافعی که برای مسلمین و اشخاصی که قصد ورود به اسلام دارند در بردارد برای شخص مرتد هم خالی از مصلحت نیست. بدون شک، هر چه از عمر یک مرتد می گذرد با مفاسدی که برای جامعه به بار می آورد باعث می شود که وجودش هم از نظر روانی و هم از نظر مادی مفاسدی را برای مسلمین به بار بیاورد و حتی باعث گمراهی افراد دیگر هم شود. در این صورت، لحظه به لحظه ی عمر این بیچاره مساوی است با رنج و عذاب بیشتردر قیامت و قرار گرفتن در درکات پست تر جهنم.

روشن است که، دوام عمر چنین انسان بیچاره ای که در دورانی که ظاهری اسلامی داشته و جزو منافقین و سکولارزده ها بوده با چنان زندگی پر از اضطراب، دلهره و فسادی دست و پنجه نرم کرده و حالا هم که در فساد بدتری افتاده هم برای خودش بد است، هم برای جامعه ی مسلمین و حتی ممکن است برای غیر مسلمینی که قصد داشته باشند وارد دایره ی اسلام شوند حکم بازدارنده داشته باشد و مانعی باشد در راه اسلام آوردن دیگران. این بر مشکلات او در قیامت هم اضافه می کند.

اجرای این حکم پیامی برای تمام منافقین و سکولارزده هاست که، برایشان بهتر این است که بیماری خودشان را درمان کنند و اجازه ندهند بیماریشان اینها را به چنین سرنوشت شومی بکشاند و خودشان هم دنبال چنین سرنوشت تلخ و دردناکی نباشند. 

این توضیح را لازم دانستم چون دوستان در این زمینه شبهاتی را مطرح می کردند و سؤالاتی را به صورت مستقیم و غیر مستقیم بیان می نمودند، لازم دانستم که این توضیحات را در مورد آن ارائه کنم. خوب، میرسیم به سؤالات دوستان و خواهران و برادران محترم :

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(117- قسمت)

و بعد از آن است که به آن دسته از بندگان بشارت می دهد که با کفر به طاغوت و ایمان به الله سخنان مختلف را می‌شنوند، با کفر به طاغوت و ایمان به الله باید چنین پشتوانه ای را داشته باشند بعد سخنان مختلف را می‌شنوند و بهترین آنها را انتخاب می‌کنند:« وَالَّذِینَ اجْتَنَبُواْ الطَّغُوتَ أَن یَعْبُدُوهَا وَأَنَابُواْ إِلىَ اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ* الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ» (زمر/17-18)،(دقت کنید الله تعالی می گوید:) کسانی که از عبادت طاغوت دوری می‌کنند، (ابتدا همین است خیلی از کسانی که خطیب اند و تبلیغ می کنند این مقدمه را نمی آورند که الله خودش آورده است-) کسانی که از عبادت طاغوت دوری می‌کنند و (با توبه و استغفار) به سوی خدا باز می‌گردند، ایشان را بشارت بده (به اجر و پاداش عظیم خداوندی). مژده بده به بندگانم.‏ آن کسانی که به همه ی سخنان گوش فرا می‌دهند و از نیکوترین و زیباترین آنها پیروی می‌کنند. آنان کسانی اند که خدا هدایتشان داده است و ایشان واقعاً خردمندند. الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ.‏ که به مسلمین برمی گردد، کلاً مسلمین اند، و سخنان مختلفی که در شورا و در میان خودشان مطرح می شود و بهترین آن را انتخاب می کنند.

در این صورت، در کل، الله انسان را در پذیرش دین به تحقیق آگاهانه، پرهیز از تقلید کورکورانه و بی دلیل دعوت می کند. آن ها را دعوت می کند که بدون ابهام و پیچیدگی به صورت روشن و آشکار دین اسلام را قبول کنند یا حتی اگر دلیل و برهانی برای مقابله با اسلام دارند باز روشن و شفاف آن را بیان کنند و پاسخ روشن و شفاف هم دریافت نمایند.

به همین دلیل، اسلام پيش از آن كه كسى را به عنوان پيرو بپذيرد، به او هشدار مى‏دهد چشم و گوش خودش را باز كند و درباره ی دینی كه مى‏خواهد بپذيرد و قانونی که می خواهد خودش را تابع آن کند، آزادانه فکر کرده و به عواقب کارش و تعهداتی که می دهد فکر کند؛ اگر توانست خودش را با قوانینش منطبق کند، وارد آن شود؛ و اگر می بیند نمی تواند خودش رابا قوانین آن منطبق نماید حق دارد هر چه بيش‏تر درباره‏ ی این دین تحقيق و بررسى كند. قرآن مجيد به رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور مى‏دهد: «وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لایَعْلَمُونَ» (توبه/6)،اگر يكى از مشركین به تو پناهنده شد به او پناه بده تا گفتار خدا را بشنود آنگاه او را به جایگاه امن برسان؛ اين به خاطر آن است كه آن‏ها مردمى نادان اند. مشرکین، انسان های نادان و جاهلی هستند، واقعیت هم همین است.

در پى همين فرمان بود که فردى به نام «صفوان» خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم شرفياب گرديد و از ایشان خواست اجازه بدهد دو ماه در مكه بماند تا این که درباره ی اسلام تحقيق كند شايد حقيقت و درستى آن برايش روشن گردد و مسلمان شود. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: من، به جاى دو ماه، چهار ماه به تو مهلت و امان مى‏دهم.

بله، الله از بنده هایش می خواهد این دستور و قانونی را که برای بندگانش فرستاده، بنده هایش باید  چشم و گوش خودشان را باز کنند و دلايل قدرتمند اين دين را دقيقاً بررسى نمایند و اجباری در وارد شدن به آن نیست: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ»، در داخل شدن به آن اجباری نیست. در داخل شدن به فلان خانه، مجتمع و فلان جا اجباری نیست، در آن را باز نکن و وارد آن نشو اگر رفتی باید تابع شوی. بله، با پذیرش تهدید و عواقب وخیم اخروی شخص می تواند اسلام را قبول نکند اما، هرگاه مسلمان شد ديگر نمى‏تواند از آن برگردد و باید تابع قوانین آن شود.

در این صورت، باید در وارد شدن به آن دقت کرد و متوجه شد که این دین، تشریفاتی نیست و کسی نمی تواند آن را بازیچه قرار دهد و با بازیچه قرار دادن قوانین شریعت الله و دین الله، خود الله را مورد تمسخر و توهین قرار دهد.

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(116- قسمت)

افراد جامعه حق دارند و این را حق خودشان می دانند که فضایِ عمومیِ جامعه، محیطی سالم و بدون تنش داخلی و آمن برایشان باشد، تا در پناه چنین امنیت و سلامتی بتوانند به پرورش خودشان، فرزندان و نسل آینده شان با خیال راحت بپردازند. حفظ روحیه ی ایمانی جامعه، اساس و پايه ی محافظت از افراد جامعه است و علاوه بر آن، قوی ترين وسیله جهت مقابله با جنگ نرم و جنگ گرم دشمنان قانون شريعت الله می باشد. پس، هم حفظ روحیه ی ایمانی جامعه و هم ابزاری برای مقابله با جنگ نرم وگرم دشمنان قانون شريعت الله می شود.

ملتی که ایمانش را از دست می دهند قبل از وارد شدن هر دشمنی به سرزمینشان شکست خورده اند. این مطالبی را که خدمتتان عرض می کنم چکیده و جوهره ی تاریخ است و واقعیت هایی است که نمی توان آن را انکار نمود. ملتی که ایمانش را از دست می دهد قبل از وارد شدن هر دشمنی به سرزمینشان شکست خورده اند؛ اما، اگر ایمانشان را از دست ندهند هرگز شکست نمی خورند و در نهایت، حتی اگر قرنها هم طول بکشد دشمن را شکست می دهند. پس، حفظ روحیه ی ایمانی جامعه و محافظت از چنین سرمایه و قدرتی حق افراد جامعه و حق نسلهای آینده است که نسل کنونی هم باید از چنین روحیه ی ایمانی محافظت کند و باید با کسانی که به چنین سرمایه و قدرتی صدمه می زنند برخورد شود. اجرای این حد و حکم باعث می شود که دشمنان در اهداف خودشان ناکام بمانند.

مارسل بوازار- استاد حقوق دانشگاه ژنو- می‌گوید: «علت سخت‌گیری اسلام درباره ی مرتد شاید بدان جهت باشد که درنظام حکومتی و سیستم اداری جوامع اسلامی، ایمان به خدا صرفاً جنبه ی اعتقادی و درون قلبی ندارد بلکه، جزء بندهای پیوستگی امت و پایه‌های حکومت اسلامی است، به طوری که با فقدان آن قوام و دوام جامعه ی اسلامی متلاشی می‌شود و مانند قتل یا فتنه و فساد است که نمی‌تواند قابل تحمل باشد».

در این صورت، بر دوست و دشمن واضح و روشن است که محافظت از ایمان و سلامت عقیدتی مسلمین، محافظتِ از منبع قدرت مسلمین، محافظتِ از حکومت اسلامی و جلوگیریِ از فروپاشی ابهت و قدرتِ دنیویِ مسلمین است. خیلی مهم است، بر دوست و دشمن روشن است. اگر از چنین ایمان و سلامت عقیدتی مسلمین محافظت شود در واقع، محافظت از منبع قدرت مسلمین است؛ در واقع، محافظت از حکومت اسلامی است؛ در واقع، محافظت از قدرتِ دنیویِ مسلمین و جلوگیریِ از فروپاشی ابهت و قدرتِ دنیویِ مسلمین است و محافظت از «أطعَمَهُم مِن جُوعٍ وَ آمَنَهُم مِن خَوفٍ» در جامعه است.

  • پیامی برای غیر مسلمین دارد که قبل از ورود به دین اسلام تحقیقات لازم را داشته باشند وانتخابی کورکوانه نداشته باشند. متوجه باشند که در داخل شدن به اسلام اجباری نيست «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ» اما، وقتی وارد شدی بايد تابع قوانين آن شوی و نمی توانی بگویی: من هر وقت دلم خواست وارد می شوم و هر چه دلم خواست انجام می دهم و هر وقت دلم خواست خارج می شوم و هر چه دلم نخواست انجام نمی دهم، میلکی است.

نه، وقتی وارد هر حزب و حتی فن، حرفه و رشته ی ورزشی و در کل هر امر دنیوی شدی باید تابع قوانین و اصول آن شوی. اسلام هم دارای قوانین خاص خودش است که باید رعایت شوند. مجازات مرتد، غیر مسلمانان را تشویق مى‏کند که با توجه و دقت بیشترى وارد اسلام شوند.

اسلام با زور و قدرت موانعی چون حکام ظالم و علمای فاسد اهل کتاب، شبه اهل کتاب و مشرکین سکولار را برداشته، و انسانها را از اسارت این ها آزاد کرده اما، غیر از مشرکین سکولار کسی را بین پذیرش اسلام یا مرگ قرار نداده و از هرگونه تحمیل و اجبار در عقیده هم منع کرده است و با قدرت عقیدتی و استدلالی که دارد همه را به گفتگو دعوت نموده و از گفتگو هراسی ندارد و حتی حریف طلبی هم می کند که هر کسی دلیل و برهانی دارد جلو بیاید و دلایلش را بیاورد اگر راست می گویند: «قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» (بقره/111، انبياء/24، نحل/64)، بگو: اگر راست می‌گویيد دليل خودتان را بياوريد.

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم: دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم: دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(115- قسمت)

تمام این موارد و موارد مشابه، جرمهای اجتماعی بودند که حکومت اسلامی با فراهم کردن زمینه های آگاهی و شناخت عموم مردم جامعه از چنین جرمهایی و با تعیین شروطی، قدرت و اجازه ی اجرا را به سایر مسلمین داده است؛ و چنانچه حکومت اسلامی این قدرت را از مسلمین بگیرد و آن را به خودش مختص کند و اجازه ندهد کسی غیر از حکومت اسلامی و نهادهای تحت حاکمیت آن بنا به مصالحی که خود حکومت اسلامی در نظر گرفته و حکومت اسلامی مجازات مرتدین را مختص به خودش کند، و بنا به مصالحی مجرمین مرتد راخودش به سزای اعمالشان برساند و این اجازه را به کس دیگری ندهد و قدرتی را که قبلاً توزیع کرده بود دوباره آن را جمع کند؛ در این صورت، هیچ کسی حق تک روی و مخالفت با دستورات رهبریت و حکومت اسلامی را ندارد. این هم یکی از همان نکات کلیدی است که خیلی از دوستان به آن توجه نمی کنند.
هم اکنون هم که سیستم و نظامهای حکومتی از گستردگی، وسعت، نظم و سازماندهی بی سابقه ای برخوردار شده اند در این زمینه باید بیشتر دقت شود که قانون اسلامی جامعه حد و حدود افراد جامعه را چگونه تعریف کرده و باید در همین حدوحدود عمل کرد. چون خروج مسلمان از این حدوحدود شرعی که حکومت اسلامی برایش تعریف کرده اگر از این خروج کند خودش به منزله ی ارتکاب جرم محسوب می شود.
این قواعد کلاً در مورد سرزمینهایی است که حکومت اسلامی و رهبر حکومت اسلامی وجود دارد اما، در سرزمینهایی که حکومت اسلامی به شکل شورایی آن و یا حتی براساس یکی از مذاهب اسلامی و حتی مرتبه ی نازل و اضطراری آنهم وجود ندارد و مسلمین از چنين دولت و رهبريتی محروم هستند، به حكم ضرورت و به نسبت توانايی و سنجيدن مصالح و مفاسد قضيه، افراد و جماعتهای شريعت گرا به صورت دايره ای اين خلأ را پر می کنند تا اینکه به تدریج از همین طریق و بخصوص از طریق وحدت، دوباره به نعمت و شکوه قدرت حکومت اسلامی دست پیدا کنند که منبع خیراتی است که هیچ ابزار دنیوی با آن قابل مقایسه نبوده و نیست.

پاسخ به سؤالات درس شناسائی مرتدین و روش برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

در مسیر که بودیم دوستان سؤالاتی را مطرح کردند که سؤال دوستان دیگر هم بوده و آن این که حالا، دلیل این همه سختگیری در مورد مرتدین چه می تواند باشد؟
به صورت مختصر می توان گفت که، این واکنش مسلمین در جلوگیری کردن از چنین گناه اجتماعی دقیقاً ثمره ی حرفها و اعمال خود شخص است، و چیز تحمیلی از مسلمین بر آن ها یا ظلم بر آن ها نیست بلکه، نتیجه ی اعمال خودشان است. البته، حکمتهای غیر قابل انکار و پیامهای واضح و آشکاری هم در اجرای این دستور الله نهفته است که نمی توان آن را انکار کرد. هم برای خود مسلمین پیامهایی در بردارد و هم برای غیر مسلمین که تصمیم می گیرند وارد و داخل اسلام شوند. از ثمرات اجرای این قانون این است که:
از قانون شریعت الله و جایگاه آن، که در جایگاه قانون اساسی جامعه قرار گرفته، محافظت می شود و اجازه داده نمی شود که قانون اساسی جامعه ی مسلمین دست کم گرفته شود و هرج و مرج به وجود بیاید.
جنگ روانی دشمن برای ضربه زدن و آشفتگی در امنیت ایمانی جامعه خنثی می شود؛ قبلاً در این زمینه صحبت کرده بودیم و اثر روانی مجازات مجرمین، فضای سالمی را برای عموم مسلمین فراهم می کند. امنیت ایمانی جامعه خیلی مهم است که این آشفتگی و جنگ روانی می خواهد به چنین امنیت ایمانی جامعه ضربه وارد کند و باید خنثی شود.
سنگينی حكم ارتداد، راه تبليغ و ترویج ارتداد را می بندد، همان طوری که سنگينی حكم قتل، دزدی و غيره راه ارتكاب به اين جرايم را می بندد.
مسلمین نشان می دهند که محافظت از ايمان و سلامت عقيدتی و روانی مسلمين برایشان از اهمیت بالایی برخوردار است و روحیه‏ى ایمانى و سلامت عقيدتی و روانی جامعه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشد و برایشان مهم است.
زمانی که شخص تصمیم می گیرد کاری کند که در عقاید و ایمان مسلمین تزلزل، سستی، دودلی، شک و تردید به وجود بیاورد در واقع، تصمیم گرفته که پایه ی اصلی موجودیت مسلمین و پایه های نظام و حکومت اسلامی را متزلزل کند. این کار مرتدین باعث ضربه زدن و تضعیف روحیه ی ایمانی جامعه می شود و باعث قانون گریزی و ضعیف شدن اراده و ایمان مسلمین می گردد.
( ادامه دارد……..)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(114- قسمت)

در هرحال، تشخیص زمان، مکان و چگونگی اجرای حکم مرتدین بر عهده ی حکومت اسلامی و امیر مسلمین است. این همه روی آن تأکید می شود به دلیل اهمیتی است که وجود دارد، و خیلی از دوستان چنین کلماتی، چنین احکامی و چنین موقعیت هایی را نادیده می گیرند، و متأسفانه سهل انگاری می کنند و دچار اشتباهات بزرگی می شوند و صدمه های زیادی را، هم به جنبش اسلامی و هم به خودشان می زنند.

خوب است در اين زمينه به نمونه هايی اشاره کنیم كه با زمينه ای كه رهبريت جامعه ی اسلامی فراهم کرده بود، و با اختیار و قدرتی که رهبر حکومت اسلامی به آن ها داده بود مسلمین توانستند و می توانند تحت این شرایط و با رعایت شروط تعیین شده و در موارد مشخص و تعیین شده،[1] این ها می توانند به صورت شخصی حدودی را بر بعضی از مجرمین و مرتدين اجرا  کنند، مانند:

  • صاحب برده و كنيز می تواند به صورت شخصی حكم را اجرا کند. رسول الله صلی الله عليه وسلم می فرمايد: أَقِيمُواالْحُدُودَعَلَى مَامَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ.[2] يعنی، حدود شرعی را بر بردگان و كنيزان خود اجرا کنید. و نيز فرموده است: إِذَا زَنَتْ أَمَةُ أَحَدِكُمْ فَلْيَجْلِدْهَا.[3]الان، که چنین پدیده ای حداقل در سرزمینهای مسلمان نشین وجود ندارد هر چند که در سرزمینهای تحت حاکمیت سکولاریستها به اشکال مختلفی چون کارگران جنسی و غیره به حیات خود ادامه داده است و این پدیده به شکل وحشتناک و خیلی بدتر از قرون وسطی و قرون باستان هم به حیات خود ادامه می دهد. در هر صورت، این هم یک نمونه است که شخص می تواند حکم را اجرا کند و دین و شریعت اسلام به او اجازه داده است.
  • كسی كه با مسلمين پيمان صلح و آشتی بسته، چنین کسی به رسول الله صلی الله عليه وسلم فحش می دهد یا به الله توهین می کند كشتن این مثل كشتن يك كافر جنگ طلب و محارب می شود، حکومت اسلامی چنین چیزی را اعلام کرده و آگاهی هایی را داده است. در این صورت، اقدام به كشتن او بر هر مسلمانی واجب می شود و كشتن او اشكالی ندارد. دليل اين كار هم گفته ی عبدالله بن عمر رضی الله عنهما است كه به وی گفتند: فلان راهب به رسول الله صلی الله عليه وسلم فوش داده است، او هم گفت: اگر من آن را می شنيدم او را می كشتم. سپس راهب را نزدش آوردند و عبدالله بن عمر رضی الله عنهما هم شمشيركشيد اما، راهب انكار كرد و او را رها نمود.[4]

مثال عبدالله بن عمر رضی الله عنهما در عصر رسول الله صلی الله عليه وسلم هم زياد اتفاق افتاده است، مثل همان شخص مسلمانی كه به حكم رسول الله صلی الله عليه وسلم راضی نشد و عمر رضی الله عنه هم گردن او را زد و قرآن هم اقدام او را تأييد نمود. همچنين دختر مروان كه به رسول الله صلی الله عليه وسلم فحش داد و عمیر بن عدی او را به درك فرستاد و از طرف رسول الله صلی الله عليه وسلم به او لقب «پشتيبان الله و رسولش» داده شد.

  • كشتن ساحر به دست جُندب بن كعب غامدی به همراه وليد رضی الله عنه در زمان خلافت عثمان بن عفان رضی الله عنه که ساحر را با دست خودشان کشتند.
  • حفصه ام المؤمنين رضی الله عنها با دست خود يك زن ساحره را به قتل رساند.
  • مرد مسلمان كوری كه همسر خود را به دليل فحش دادن به رسول الله صلی الله عليه وسلم به درك فرستاد و رسول الله صلی الله عليه وسلم هم خون آن زن را هدر رفته اعلام کرد.

(ادامه دارد……)


[1] خیلی مهم است وقتی می گوییم شروط تعیین شده، وقتی می گوییم موارد مشخص و تعیین شده خیلی مهم است

[2]– أخرجه أبوداود، 4/161،كتاب الحدود: باب في إقامة الحد على المريض،حديث 4472 و غيره

[3]– رواه البخاري و مسلم و احمد و غیره

[4] قبلاً عرض کردیم که انکار شخص به منزله ی تبرئه ی او می شود هر چند که شواهد هم بیایند هر چند که مشهور هم شده باشد این گفتیم که در مورد مسلمان است؛ در اینجا عبدالله به عمر آن را در مورد کافر هم انکار خودش را به معنی درست دانستن دانسته و او را رها کرده است.

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(113- قسمت)

می خواهد بگوید با آنكه حدود را امام يا نمايندگان رهبر حكومت اسلامی كه معمولاً دستگاه قضايی اسلامی است با طی مراحل خاص قضایی به مرحله ی اجرا در می آورند، دقت کنید، اما وضع موجود زمانی و مكانی دولت اسلامی و تشخيص رهبريت حرف اول را می زند. این خیلی مهم است. می دانیم که حدود را امام يا نمايندگان رهبر حكومت اسلامی كه معمولاً دستگاه قضايی هستند با آن مراحل خاص قضایی به اجرا در می آورند اما، وضع موجود زمانی و مكانی دولت اسلامی و تشخيص رهبريت حرف اول را می زند.

در جريان فتح مكه و بعد از عفو عمومی، رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور قتل چهار نفر را كه به جرم ارتداد تحت تعقيب بودند صادر می کند: «اقْتُلُوهُمْ، وَإِنْ وَجَدْتُمُوهُمْ مُتَعَلِّقِينَ بِأَسْتَارِ الْكَعْبَةِ»، اين چهار نفر را بكشيد ولو كه خودشان را به پرده ی كعبه آويزان كرده باشند.[1]

واضح است، خیلی واضح است، در اینجا فقط رسول الله صلی الله علیه وسلم و پس از او تنها رهبريتی كه از طريق شورای حل و عقد آن محل، انتخاب شده شايستگی دستور تحكيم شريعت الله را دارد. چون، او بيشتر از تك تك افراد جامعه و حتی گروهها، از طریق كانالهای مختلف با وضع موجود جامعه و فضای اطراف و فضای بين المللی آشنايی و شناخت دارد و مصالح و مفاسد را بهتر و مطمئن تر تشخيص می دهد . به چنین حالتی در اصطلاح می گویند دعوت را با بصیرت به پیش می برد.خیلی مهم است، دعوت را با بصیرت به پیش می برد.

رهبری مركزی به عنوان پايگاهی استوار، ضرورت گريز ناپذير جامعه ی اسلامی برای حرکت به جلو و اعمال قدرت قانون شریعت الله در جامعه است که یکپارچگی سیاسی مسلمین و حرکت آزادیبخشی اسلام را تضمین می کند. بله، رهبریت مركزی چنین پايگاه استوار و بزرگی را دارد و ضرورت گريزناپذير جامعه ی اسلامی است، ضرورت گريزناپذير جامعه ی اسلامی برای حرکت به جلو است، ضرورت گريزناپذير جامعه ی اسلامی برای اعمال قدرت قانون شریعت الله در جامعه است. چنین رهبریتی است که یکپارچگی سیاسی مسلمین و حرکت آزادیبخشی اسلام را تضمین می کند.

در اين صورت، اين قاعده حاكم می شود كه «أن الحدود لا يقيمها إلا الإمام أو نائبه» يعنی، حدود تنها از طرف امام يا نائب و جانشين او برپا می شوند.امام شافعی رحمه الله هم می گوید: «لا يقيم الحدود على الأحرار إلا الإمام ومن فوض إليه الإمام، لأنه لم يُقَم حدٌّ على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم، إلا بإذنه، ولا في أيام الخلفاء إلا بإذنهم، لأنه حق الله يفتقر إلى الاجتهاد، ولا يؤمن في استيفائه الحيف، فلم يجز بغير إذن الإمام».[2]

حالا، اگر رهبريت تشخيص داد كه در برابر مرتد شدن کسانی چون عبدالله بن جحش، یهودیان مدینه و کفرگویی منافقین و سکولارزده هایی که منافق بودن خالص آنها توسط الله تعالی هم روشن و واضح شده بايد صبر كرد و كاری انجام نداد در اين صورت، حكم برای تك تك افراد جامعه همين است؛ اما، اگر در مرحله ای با تعیین شروطی امر به دفع و ترور توهين كنندگان و کشتن مرتدینی خاص و مشخص می شود، حكم برای تك تك مسلمين سمع و طاعه و اجرای حدود است. به همين دليل می بينيم که در بين مسلمين برای اجرای اين حدود به صورت فردی و جمعی مسابقه گذاشته می شود. در هر دو حالت، اصل، تشخيص رهبريت اسلامی جامعه است. 

(ادامه دارد…….)


[1]– محمد حسن نجفي، جواهرالكلام،ج 41، ص 436

[2]– الأم (6/154) وراجع المجموع (18/270) والروضة (9/221ـ223) (10/99ـ2)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

112- قسمت)

 اما، اگر رهبریت حکومت اسلامی چنین حق و قدرتی را با تعیین «شروط خاص» و تعیین و مشخص کردن «مواردی خاص» در جنگ گرم به کسی داده باشد، چنین قدرتی را به کسی داده باشد، یا حتی به تمام مسلمین داده باشد، و قدرت را اینگونه بین آن ها توزیع کرده باشد؛ در این صورت، آن شخص یا تمام مسلمین می توانند به نمایندگی از قدرت حاکمیت و به دستور رهبریت اسلامی چنین قدرتی را تنفیذ کنند و به اجرا دربیاورند و آن را مصرف کنند یا شخص در ضمن جنگ گرم به جنگ روانی علیه مرتدین هم ادامه دهد حتی، اگر در خانواده ی خودش باشد. این امر خیلی کوچکی نیست، همین جنگ نرم، جنگ تبلیغی، جنگ روانی، مبارزه ی منفی خیلی مهم است. به عنوان اولین قدم در این بخش دومِ وظیفه ی مسلمان. حتی بخش اول را هم شامل می شود. تقریباً کل آن هم هست.

نقش دعوتگران در خاموش کردن فتنه ی ارتداد در يمن در روزهای پایانی عمر رسول الله صلی الله علیه وسلم و اوایل خلافت ابوبکر قابل توجه بود.نمی توان آن را نادیده گرفت در قبایل دیگر هم همین طور بود. افرادی چون: مَران بن ذی عمير، همدانی بود و از قبیله ی همدان و عبدالله بن مالك ارحبی رضی الله عنهما با سخنان ودعوت خودشان نقش بسزايی در خاموش كردن فتنه ی ارتداد داشتند.[1]

قبلاً اشاره کردیم که رسول الله صلی الله علیه وسلم طی نامه هایی مسلمین ثابت قدمی که باقی مانده بودند را جایی که کفار در آن حکم می کردند را به نفیر عام و جهاد همه جانبه و دفع فتنه ی مرتدین دعوت کرده بود. ابوبکر رضی الله عنه هم به تبعیت و به روش رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین نامه هایی را به مسلمین باقی مانده در این قبایل فرستاد و دستور جهاد همه جانبه داد. حکمش را صادر کرده بود روشن، مشخص. و دستور داد هر کسی که توانایی دارد باید انجام دهد. ابوبکر رضی الله عنه حتی رهبرانی را هم تعیین کرده بود که رهبران در یمن ایرانی ها بودند که حتی عرب ها هم تحت رهبریت آن ها بودند . رسول الله صلی الله علیه وسلم به عرب ها و مسلمانان آن جا دستور داده بود که تحت فرماندهی ایرانیانی که ثابت قدم مانده بودند بتوانند فتنه ی مرتدین را از بین ببرند.در این صورت، باز به این نکته ی کلیدی و اساسی برمی گردیم که تمام حرکات مسلمین در هر امر حکومتی، نه شخصی محض، تابع فرمان رهبریت و تابع فرمان حکومت اسلامی است. چون، الله تعالی این قدرتی را از همین کانال در اختیار شما قرار داده و این کانال است که میزان این قدرت و چگونگی مصرف این قدرت و شرایط مصرف این قدرت را تعیین می کند.[2]

 تصور کنید که در ميان مهاجرين حبشه عبدالله بن جحش مرتد و نصرانی می شود اما، كسی حكم ارتداد را بر او اجرا نمی كند. یا کسانی چون عبدالله بن ابی، او و کسانی که مثل او بودند، در مدینه مشخص بود که این ها ابتدا اظهار اسلام کردند و بعدها کافر بودنشان توسط الله مشخص شده بود، مرتد شده بودند این نوعی ارتداد است. یا تعدادی از یهودیان برای تضعیف و مبارزه با مسلمین ابتدا ايمان می آوردند و دوباره مرتد می شدند اما، باز می بينيم حكم ارتداد بر هیچ کدام از آنها اجرا نمی شود. هرچند كه حكومت اسلامی، رهبريت موحد و قاطعی هم وجود دارد. اما، در برابر می بینیم که دستور قتل عصماء دختر مروان زنی شاعر و یهودی ساکن مدینه بود را صادر می کند و یکی از مسلمین او را می کشد. به همین شیوه، دستور قتل چند مورد دیگر هم صادر می شود.

یا در جریان فتح مکه با آنکه رسول الله صلی الله علیه وسلم حکم قتل تعدادی از سکولاریستها و مرتدین را با اسم و عناوین مشخص صادر می کند، و آنها را مهدور الدم اعلام می نماید هرچند که حتی زیر پرده ی کعبه هم پیدا شوند، اما می بینیم که یکی از این مهدور الدمها به نام عبداللّه بن سعد بن ابی سُرَح که قبلاً از مهاجرین و کاتبان وحی بود اما مرتد شده و به مکه برگشته بود و آنهمه جنگ روانی علیه رسول الله صلی الله علیه وسلم و قرآن راه انداخته بود و آنهمه به تحقیر دین الله و مسلمین پرداخته بود اما، عثمان بن عفان رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم برایش امان خواست و توسط رهبریت بخشیده شد. نگاه کن، می خواهد چه چیزی را به ما بگوید؟ و روایت های مشهور دیگری که وجود دارند.

(ادامه دارد……)


[1]– ابن حجر العسقلانی، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 9، ص 600

[2] این کانال است که این چیزها را مشخص می کند  که چگونه آن را مصرف کنید؟ چه اندازه به تو قدرت داده؟ وقتی توزیع می کند به یک اندازه ی مشخصی به او می دهد. چگونه آن را مصرف کنی؟ چگونه مصرف کردن آن و شرایط مصرف را هم همین حکومت اسلامی است که تعیین می کند و الله تعالی از این کانال است که قدرت را در اختیار شما قرار داده است مگر این که حالت اضطراری پیش بیاید که در مورد آن صحبت  کردیم.

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(111- قسمت)

اولين نتيجه ی آن اين است كه، تشخيص الله متعال را قبول نداشته و آن را دست كم گرفته و یا عملاً- نعوذ بالله- الله و رسولش صلی الله علیه وسلم را دروغگو فرض کرده، و علاوه بر این، با آنکه می داند که چنان شخصی کافر و به طاغوت تبدیل شده و باید به طاغوت کفر کند و چنین طاغوتی را کافر بداند اما، کفر به طاغوت نمی کند و این هم به قسمت اول «لا اله – الا الله» او ضربه وارد می کند. هرچند که با قبول نکردن تشخیص و حکم الله و رسولش صلی الله علیه وسلم و دروغ فرض کردن حکم الله و رسولش، عملاً به بخش دوم «لا اله – الا الله» یعنی به «الا الله» خودش باز صدمه زده است. در این صورت، چنین شخصی با همین کار، خودش هم کافر می شود و به دنبال آن، با عدم انكار اين بيماری و پوشاندن آن از مردم باعث شيوع آن بیماری می گردد.

تمام اين كارها برای محافظت از سلامت ايمان و عقيده ی فرد و جامعه است اما، شخص با انکار این حکم شریعت هم سلامت خود و هم سلامت جامعه را در معرض خطر قرار می دهد. دقت کنید، اگر یک کافر را به عنوان کافر معرفی نکنی:

  • باعث می شوی که روز به روز این بیماری گسترش بیشتری پیدا کند.
  •  باعث می شوی که روز به روز قوانین شریعت الله بیشتر زیر پا گذاشته شوند.
  • باعث می شوی که روز به روز کفرگویی عادی تر شود.
  • باعث می شوی که روز به روز دیگر کفرهای آشکار در جامعه گسترش بیشتری پیدا کنند و قبح این کفرها شکسته شود.
  • باعث می شوی که کفار اهل کتاب، شبه اهل کتاب و بخصوص کفار سکولار و مرتد به راحتی در میان مردم با شعارهای فریبنده جای پا باز کنند.
  •  باعث می شوی که احزاب سكولار و مرتد هم به راحتی در ميان مردم يارگيری کنند و مردم را طرفدار خود نموده و آن ها را مرتد کنند و عمر ننگینشان طولانی تر هم شود.

تمام این مصیبتها و مصیبت های دیگر، نتیجه و ثمره ی سهل انگاری و کوتاهی کسانی است که یک کافری را کافر نمی دانند و باعث آنهمه آلودگی عقیدتی و ایمانی در میان مسلمین و وارد شدن آنهمه صدمه به مسلمین می شوند.

غیر ممکن است حداقل کسانی را ندیده باشید که ممکن است نماز هم بخوانند اما، با کمترین اتفاق و عصبانیتی، آشکارا و بدون ترس به الله و رسولش صلی الله علیه و سلم، دين و هر چه مقدسات دین اسلام است فوش می دهند، و يا ممکن است انسانهای زيادی را ديده باشيد كه نماز هم مي خوانند اما، از احزاب سكولار و مرتد کومله ها، دمکراتها، پ.ک.ک ها، سایر احزاب سکولار و کافر، کفار اشغالگر سکولار جهانی و نوکران سکولار محلی آن ها علیه مسلمین حمایت و طرفداری می كنند. حتی اگر با نصف کلمه هم باشد که رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: اگر با نصف کلمه هم باشد، باز در آتش جهنم است. در این مورد خیلی ها را مشاهده کردیم.

  1. مورد دومی که به دایره ی فعالیت مسلمین برمی گردد این است که، (مرحله ای بالاتر و پیشرفته تر این است که) در جنگ نرم و روانی تبلیغی و زبانی این شخص بایدعلیه مرتدین به اندازه ی توانایی خودش مشارکت کند، این خیلی مهم است به اندازه ی توانایی خودش. کسی بیشتر از این از او نمی خواهد، لایُکَلِّفُ اللهُ نَفسَاً إلّا وُسعَهَا؛ به اندازه ی توانایی خودش در این جنگ نرم و روانی تبلیغی و زبانی علیه مرتدین مشارکت کند و هر زمان، دستور به برخورد فیزیکی و جنگ مسلحانه علیه آنها شد فرمان رهبریت حکومت اسلامی را به اندازه ی توانایی خود اجابت کند و در حد توانایی خود با دست یا زبان یا قلبش جهاد نماید. به همان اندازه ای که رهبریت 3 ابزار[1] قدرت را توزیع کرده به همان اندازه قدرت را مصرف کند.

در این صورت، باز برمی گردیم به این نکته ی اساسی که مجازات کردن و تطبیق حکم مرگ بر مرتدین تنها حق حکومت اسلامی است. به عبارت دیگر، می توان گفت که وظیفه ی فرد مسلمان در امور فردی در برابر مرتدین در دایره ی جنگ نرم و روانی و مبارزه ی منفی جا می گیرد. خیلی مهم است، این اصطلاحات را خوب متوجه شوید: یکی جنگ نرم و روانی و دوم مبارزه ی منفی در این دو مورد جا می گیرد. یعنی وظیفه ی فردی مسلمین در برابر مرتدین در دایره ی جنگ نرم و روانی و مبارزه ی منفی جا می گیرد. روی این دو کلمه خیلی دقت کنید، و تمام آنچیزی که مربوط به فتوای ناشی از اجماع، قضاوت، اجرا و جنگ گرم می شود مربوط به حکومت اسلامی است.

(ادامه دارد……)


[1] 1- حکومت اسلامی علی نهاج نبوه، 2- حکومت بدیل اضطراری اسلامی در صورت نبود مورد اولی  3- مجلس واحد شورای مجاهدین در صورت نبود دو مورد قبلی