شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

(81- قسمت)

سؤال سوم: سیاف می گوید: عسکر ما، اردوی ملی ما و پلیس ما که همراه آمریکاییان است کشته می شود شهید است و جانب مقابل که با ما و آمریکاییان می جنگد کشته هایشان در جهنم هستند، خوب آیا راست می گوید و حدیث است؟

سیاف یکی از آن اشخاصی است که به خاطر جهل مخاطبین خود و پشتوانه ی حکومتی و طاغوت هایی که از او دارند با آیات و روایات به راحتی بازی می کند. یعنی یکی پشتوانه ی حکومتی که از او می شود قدرتی که پشت اوست و دوم جهل مخاطبینی که روبروی او هستند و بخصوص منافقین و سکولارزده هایی که پای سخنان او می نشینند باعث شده اند که این شخص به راحتی با آیات و روایات بازی کند. البته، عبدالرسول سیاف اینگونه می گوید: عسکر ما هم باید بشنود، مزدور هم باید بشنود، مزدور اگر کشته می شود جایش دوزخ است این گپ پیغمبر است، گپ من نیست. و اگر عسکر ما کشته می شود سرباز ما کشته می شود او جایش جنت است این را پیامبر صلی الله علیه و سلم گفته است. من خودم سخنان این شخص را در کلیپی که در چهارمین سالگرد کشته شدن ربانی گفته بود دیدم. این بنده خدا خودش هم مزدورِ مزدوران آمریکاست. زغال به زغال می گوید رویت سیاه. اینحا سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم یادم آمد که: «إذا لم تستحی فأصنع ما شئت»، اگر حیا نداری هر چه خواهی بکن.

البته در کلیپی به مناسبت چهارمین سالگرد کشته شدن احمد شاه مسعود هم حکومت دست نشانده ی آمریکا در افغانستان را حکومتی اسلامی می داند و خودش را از کسانی می داند که در تشکیل این حکومت نقش داشته و محافظ این نظام می داند و شروع می کند به تهدید تمام همسایگان افغانستان و بخصوص پاکستان؛ و می گوید کشته شدگان کسانی که با این نظام آمریکایی می جنگند شهید نیستند و در همین کلیپ تمام کفار را تحت عنوان جامعه ی بین الملل نام می برد. به آنها سفارش می کند که در ایجاد آرامش افغانستان کوشا باشند، با تروریست ها بجنگند که مشخص است مخالفین کفار بین المللی را می گوید مخالفین آمریکا را تروریست می نامد. با آن ها بجنگند و متحد شوند، به آن ها در جنگیدن کمک کنند، مشخص است منظور او از آرامش این است که برای آمریکاییان و مزدورانش آرامش باشد نه برای مردم. چون، کارنامه ی خودش شاهدی می دهد که یکی از بزرگ ترین عوامل سلب آرامش از مسلمین افغانستان بوده است.

 در هر صورت، این شخص در همین کلیپ خودش را هم سنگر کل کفار دنیا می داند در جنگ با مجاهدینی که آن ها را تروریست معرفی می کند و آمریکا، اتحادیه ی اروپا، ناتو و امثالهم آن ها را تروریست معرفی کرده است.

چون مثال هایی که از مادرید و اسپانیا می آورد فکر کنم و بریتانیا می آورد کارها و مثال هایی که می آورد تقریباً معیار او هم همان معیاری است که آمریکا و ناتو گفته اند در تروریست خواندن مخالفینشان و مشخص است آمریکا و ناتو چه کسانی را تروریست می دانند. این خودش را هم سنگر کل کفار دنیا می داند علیه این به اصطلاح تروریست هایی که آمریکا و ناتو آن ها را تروریست می داند.

 در مراسم سیزدهمین سالگرد کشته شدن احمد شاه مسعود هم به صراحت و با بازی با احادیث رسول الله صلی الله علیه و سلم مخالفین آمریکا را کسانی می داند که در حال جنگ با خدا و رسول هستند. تعجب برانگیز است لا حول و لا قوة الا بالله. یعنی کسانی را که در افغانستان علیه آمریکا، آلمان، انگلیس و سایر متحدین این ها می جنگند و مشخص است مزدوران افغانی که با این ها هستند، علیه این ها می جنگند می گوید: این ها در جنگ با خدا و رسول هستند. علاوه بر آن، هر کسی را که با این مخالفین که به قول خودش با آمریکا و متحدینش می جنگند، هر کس به این مخالفین آمریکا کمک کند را خارج از اسلام می داند. خارج از اسلام یعنی طبعاً آن ها را مرتد می داند. هر کس هم به آن ها کمک کند مرتد و خارج از اسلام هستند. این را خودتان هم می توانید بروید و ببینید. به زبان فارسی هم هست می توانید متوجه شوید. من نفهمیدم که این چطوری است که مخالفت با آمریکا، انگلیس، آلمان، سکولاریست ها و متحدین آمریکا می شود جنگ با خدا و رسول او؟ این را نمی دانم، این بلعم باعورا این را چگونه توجیه می کند برای مخاطبینی که به او گوش می دادند؟ آن همه مخاطب به او گوش می دادند. چگونه هر کس که به مخالفین آمریکا در افغانستان کمک کند یا در هر جایی به مخالفین آمریکا کمک کند مرتد و از اسلام خارج می شود.

 تمام روایت هایی که این بنده خدا در حضور کرزای و عبدالله عبدالله و سایر مزدوران و دست نشانده های آمریکا علیه مخالفین می آورد همه ی این روایت ها در مورد خودش صدق می کند. چون خودش هم یکی از مزدوران درجه دوم و سوم مزدوران حکومت دست نشانده ی آمریکاست. این شخص، خودش در همین کلیپ کرزای را رئیس خود خطاب می کند. این غلام و برده ای را ارباب و رئیس خود می داند که همین ارباب، برده و غلام حلقه به گوش آمریکاست.

 سیاف، تمام چیزهایی که در مورد جهاد فی سبیل الله آمده را به کسانی می چسباند که فی سبیل آمریکا و فی سبیل خائنین در حال جنگ اند و هیچ کاری را با عزت تر از این نمی داند یعنی، هیچ کاری را با عزت تر از جنگیدن فی سبیل آمریکا و متحدین آمریکا و فی سبیل منافع آمریکا و فی سبیل خائنینی که در اختیار آمریکا هستند نمی داند. یعنی عزت را در جنگ فی سبیل طاغوت ها و آمریکا معرفی می کند آن هم تحت عنوان دروغین دفاع از وطن و ناموس. در حالی که، این ها وطن و ناموسشان را دو دستی تقدیم آمریکایی ها، انگلیسی ها، آلمانی ها و … کرده اند. در مورد این اشخاص صحبت زیاد است کارنامه ی پر از غدر، خیانت، دروغگویی، ولاء برای کفار آن ها سنگین تر و سیاه تر از آن است که در این فرصت کوتاه بتوان آن را مورد بررسی قرار داد.

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

(78- قسمت)

  • روش نهم یا مرحله ی نهم در چگونگی برخورد با دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها این است که، از طرف حکومت اسلامی در این مرحله تهدید به اخراج از جامعه ی اسلامی می شوند.

سکولارزده ها در مراحلی که سعی دارند همچون مسجد ضرار جمع خودشان را از جامعه ی مسلمین جدا کنند و شکل و قیافه ای جدید برای خودشان درست کنند که تحت پوشش این شکل و قیافه به مسلمین ضرر برسانند، رسماً کفرگوئی کنند، مبارزه با مسلمین را سازماندهی و مدیریت نمایند، و علاوه بر آن، تهدیدات اولیه و قاطعیت های اولیه نتوانسته باشد جلوی تخریب ها و کارشکنی های آنان را بگیرد حکومت اسلامی با اتکا به قدرتی که دارد سعی می کند زمینه هائی را فراهم نماید که آنها کلاً از جامعه ی مسلمین بیرون بروند.

با بیرون رفتن این ها از صف مسلمین، دست مسلمین در نابودی این ها بازتر میشود، و به راحتی می توانند حکم سکولاریستها را در مورد این ها پیاده کنند. چون، این ها در همان اساس سکولاریستهای پنهانی بودند که در میان مسلمین قایم شده و خودشان را گم کرده بودند. اما، الان خودشان را آشکار کرده اند. برای همین است وقتی خودشان را آشکار می کنند الله تعالی این ها را مشمول حکم سکولاریستها و مشرکین کرده، نه مشمول حکم کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب.

الله تعالی می فرماید:«لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا»(احزاب/۶۰)، اگر منافقان و بیماردلان و کسانی که در مدینه باعث اضطراب می‌گردند، از کار خود دست نکشند، تو را بر ضدّ ایشان می‌شورانیم و بر آنان مسلّط می‌گردانیم، آن گاه جز مدّت اندکی در جوار تو در شهر مدینه نمی‌مانند.

الله متعال هم در اینجا گفته: الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ، یعنی در اینجا هم منافقین و کفار اصلی شان را اسم برده و هم کسانی که فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ هستند و از مسلمینی هستند که فریب این ها را خورده اند، و به این شکل دارودسته ی همین منافقین را نیز تهدید کرده است. وقتی که این ها به چنین مرحله ای می رسند اینگونه مورد تهدید قرار می گیرند.

تبدیل کردن این مجهولها به معلوم، (چون این ها قبلاً مجهول بودند و داخل مسلمین بودند که کسی آن ها را نمی شناخت)  یک چیز پنهان و پوشیده را آشکار کنی در واقع به در پیش گرفتن عملی متناسب با آن کمک کردی، یعنی مشخص کردن بیماری کمکی می شودبرای درمان آن. این منافقین و سکولارزده ها همیشه از این معلوم شدن و آشکار شدنشان می ترسیدندو همیشه سعی می کردند و می کنند به همان شکل مجهول و ناشناخته مثل ویروس و تومور در بدن مسلمین باقی بمانند. این امتیاز و فرصت خوبی برای آن ها بود.

در قانون مجازات اسلامی هم به عنوان منافق و سکولارزده بار مجازات فقهی ندارد و کسی را به اتهام منافق بودن یا سکولارزده بودن نمی توان زندانی کرد یا او را اعدام نمود. برای همین، این امتیاز و فرصت خوبی است که آن ها مجهول و ناشناخته در میان مسلمین باقی بمانند و دارودسته ی آن ها آشکار نشود. این ها تا زمانی که اینگونه هستند در فقه و قانون مجازات اسلامی برای منافق و سکولارزده بار مجازات فقهی نیست. اینها باید مثل سایر مسلمین مرتکب جرمی مشخص و معلوم شوند بعد، از کانال های مشخص قضایی و براساس مدارک و اسناد،آن ها را جریمه و مجازات کرد. دقیقاً مشمول همان حکم مسلمین می شوند. چگونه با یک مسلمان برخورد می شود با آن ها همین طور برخورد می شود.

نفس مخالف بودن با حکومت اسلامی و حتی شرکت نکردن در جهاد و سایر فعالیتهای مورد پسند شریعت در جامعه و حتی شایعه پراکنی و غیره مادامی که عناوین مجرمانه ای مثل: قتل نفس، سرقت مسلحانه، دزدی، ایجاد ناامنی (محاربه)، سرقت، اعمال منافی عفت، جاسوسی و کلاً جرمهای تعریف شده ی این چنینی در آن رخ نداده باشد، قابل مجازات و به ویژه مجازات قتل نیست و هیچ فقیهی چنین فتوایی را مشروع  ندانسته است، که مثلاً آن ها را به جرم منافق بودن واین که بگویی منافق و کافر هستند و آن ها را بکشی.اما، متأسفانه هم اکنون توسط گروههایی از مسلمین این اعمال این دسته سکولارزده ها و منافقین بدون طی کردن این مسیرهامعادل ارتداد قرار می گیرد و مشمول حکم مرگ و عدم توبه در هنگام دست یافتن به آن ها می شود.که این اشتباه خیلی بزرگی است.

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

(77- قسمت)

  • روش هشتم یا مرحله ی در چگونگی برخورد با دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها این است که،با پشتوانه ی قدرت حکومتی در برابر اعمال تفرقه انگیز آنها که در جمع مسلمین انجام می دهند شدت عمل و قاطعیت نشان داده شود. چون تفرق یکی از خط قرمزهای  مسلمین است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم با پشتوانه ی قدرت حکومتی که داشت در مراحلی که منافقین و دارودسته ی سکولارزده ها کمی از جماعت مسلمین فاصله می گرفتند، و می خواستند خودشان رادر قالب دیگری جای دهند، به هر میزانی که خودشان را جدا می کردند به همان میزان خودشان را از نعمت نرمش و مدارای رسول الله صلی الله علیه وسلم و حکومت اسلامی دور می کردند، و خودشان را مستحق قاطعیت و شدت عمل حکومت اسلامی می نمودند. مثل به آتش کشیدن مسجد «ضرار» که با ظاهری مقدس مآبانه قصد داشتندبرای خودشان موجودیتی دست و پا کنند و مسلمین را در برابر هم قراردهند. جالب است بدانید که، امام این مسجد یکی از مسلمین مخلص بود که ازتوطئه ی این کفار پنهان داخلی و سکولارزده هاآگاه نبود و فریب آنها را خورده بود، و ابزار دست این کفار داخلی و سکولارزده ها شده بود. 

در هر صورت، این سکولارزده ها به هر میزانی که خودشان را از جماعت مسلمین جدا می کنند و شناخته تر می شوند به همان اندازه خودشان را مستحق قهر و شدت عمل حکومت اسلامی می کنند. تفرق، خط قرمز مسلمین و حکومت اسلامی است که الله تعالی آن را از صفات سکولاریستها دانسته و امر کرده که مسلمین مثل سکولاریستهای کافر نباشند: «وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ* مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا ۖ كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ» (روم/31-32).

چون، اگر مسلمین این خط قرمز را رد کردند و دچار تفرقه شدند به نحوی پیوند خودشان را با  بعضی از قانون شریعت الله و بعضی از آنچه رسول الله صلی الله علیه وسلم آورده و حتی به صورت تدریجی پیوند خودشان را با کل شریعت الله و بخصوص رهبریت و حکومت اسلامی قطع می کنند:«إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ ۚ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ» (انعام/159)، بیگمان، کسانی که دین خود را پراکنده می کنند و دسته دسته و گروه گروه می‌شوند تو به هیچ وجه از آنان نیستی و (حساب تو از آنان جدا و) سروکارشان با خدا است و خدا ایشان را از آنچه می‌کنند باخبر می‌سازد (و سزای آنان را خواهد داد).‏

در این صورت، منافقین و سکولارزده هایی که جهت ضربه زدن به کیان مسلمین به این خط قرمز می رسند و خودشان را از جماعت مسلمین جدا می کنند، مستحق شدت عمل می شوند. چیزی که آن ها را از چنین شدت عملی حفظ کرده بود همین گم شدن و مخلوط شدن آن ها با جماعت مسلمین بود، زمانی که کمی خودشان را نشان می دهند به همان اندازه مستحق قوانین کفار آشکار سکولار می شوند. هر چه بیشتر خودشان را جدا می کنند به همان اندازه خودشان رابیشتر مستحق قوانین سکولاریستهای نجس می کنند.

حالا، چه کسی به جای حکومت اسلامی و قدرت حکومتی می تواند این قاعده را درمورد این کفار پنهان و سکولارزده ها عملی کند؟ هیچ کس. تنها با در دست داشتن قدرت حکومتی و تشکیل حکومت اسلامی است که می توان جلو فاجعه ی تفرق را گرفت.تنها شورای اولی الامر و اجماع ناشی از آن است که حتی خود مسلمین را هم جمع می کند. هم شورا و هم امتی که از این شورا تشکیل می شود و هم اجماعی که از این شورا بیرون می زند، کل آن ها در زیر سایه ی حکومت اسلامی درست می شود. حکومت اسلامی وجود نداشته باشد هیچ کدام از آن ها هم وجود نخواهند داشت؛ نه امتی، نه شورایی و نه اجماع واحدی.[1]

زمانی که قدرت حکومتی و نهادهای تحت پوشش آن در اختیار طاغوتها و سکولارزده هاست،  تحت شعارهای گوناگونی چون آزادی مذهب، آزادی شخصی، آزادی فلان چیز و فلان چیز زمینه رابرای تفرق بیشتر فراهم می کنند و هیچ کسی با صرف حرف زدن و نصیحت کردن نتوانسته ونخواهد توانست جلوی این فاجعه ی آشکار را بگیرد. تنها ابزاری که می تواند جلوی این فاجعه ی آشکار و این تفرق را بگیرد حکومت اسلامی و نهادهای تحت پوشش آن است.

(ادامه دارد…….)


[1]در حالت اضطرار حکومت بدیل اضطراری اسلامی به عنوان گزینه ی دوم و در بدترین حالت مجلس واحد شورای واحد مجاهدین به عنوان آخرین گزینه جهت تشکیل شورای اولی الامر و امت و اجماع واحد مورد استفاده قرار می گیرند. 

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

(76- قسمت)

در مراحلی از مبارزه با کفار داخلی (منافقین و سکولارزده ها) مجریان حکومت اسلامی و سایر مسلمین ضمن قطع نکردن امر دعوت همگانی، به تبعیت از رسول الله صلی الله علیه و سلماز روش مبارزه ی منفی و سخت گیری بر منافقین از کانال جنگ نرم و روانی استفاده می کنند. مثل: مذمت، توبیخ، تهدید، رسوا کردن، منزوی کردن، تحقیر اجساد آن ها با شرکت نکردن در نماز میت آن ها و با شرکت نکردن در تدفین آنان و راهکارهایی مانند این، که مسلمین سعی می کنند در برابر جنگ روانی و نرم منافقین و کارشکنی های آن ها واکنشی روانی، نرم و بازدارنده داشته باشند. مثلاً الله تعالی می فرماید:  

  • به سکولار زده ها محل نگذار و حرف هایشان را قبول نکن: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا» (احزاب/1)، ای پیامبر تقوای خدا پیشه کن و از کافرین و منافقین پیروی نکن و خداوند علیم و حکیم است.
  • «وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا» (احزاب/۴۸)، و از کفار و منافقین پیروی نکن و آزارشان را رها کن و بر خداوند توکل کن و کافی است که وکیل خداوند باشد.
  • یا در جای دیگری امر می کند از سکولار زده ها رویگردانی کن، با آن ها همراهی و همکاری نکن. بی اعتنایی به منافقین یکی از کاری‌ترین سلاح‌هایی است که می‌تواند ماهیت حقیقی آن ها را آشکار کند و قضاوت را برعهده ی خود افراد ناظر بگذارد، رو شدن ماهیت درونی سکولارزده ها همان چیزی است که سکولارزده ها از آن می ترسند: «أُولَئِکَ الَّذِینَ یَعْلَمُ اللّهُ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِی أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِیغاً» ‏(نساء/۶۳)، آنان کسانی اند که خداوند می‌داند در دل هایشان چیست. پس، از ایشان کناره‌گیری کن و اندرزشان بده و با گفتار رسائی که به (اعماق) درونشان رسوخ کند با آنان سخن بگو «وَقُل لَّهُمْ فِی أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِیغاً». 

 تمام این مبارزات منفی هم، زمانی به صورت کامل جواب می دهد که قدرت دست مسلمین باشد و این ها در نهادهای حکومتی قدرتی نداشته باشند، و قدرت حکومتی و نهادهای آن تحت مدیریت و اداره ی مسلمین باشد. تمام این احکام هم باز زمانی در مورد کفار پنهان داخلی و سکولارزده ها تطبیق می شود که قدرت حکومتی و نهادهای تحت مدیریت آن مال مسلمین باشد نه طاغوت ها و خود سکولارزده ها. 

زمانی که قدرت حکومتی و نهادهای تحت کنترل حکومت در اختیار سکولارزده ها باشد معمولاً عموم مردم با آن ها همراه می شوند و مبارزات منفی که توسط تعداد بسیار اندکی از اهل دعوت و جهاد صورت می گیرد، در حد اخم کردن، قهر کردن و در نهایت انزوا و گوشه گیری آن ها بی ارزش و ناچیز می شود، و این گوشه گیری به جای آن که ضربه ای باشد علیه منافقین و سکولارزده ها خدمتی به آن ها می شود، چون میدان را برای جولان و اعمال این ها باز می کند و آن ها میدان را برای جولان خودشان خالی می بینند، و بدون مزاحمی راحت تر اهداف تخریبی خودشان را به پیش می برند. در این صورت، زنده کردن این سنت هم، جنگ نرم هم، به پیش بردن این جنگ نرم، به پیش بردن جنگ روانی و منفی با سکولارزده ها تنها در صورتی معنی و مفهوم کامل خودش را انجام می دهد و به اهداف خودش می رسد که در پشتوانه ی قدرت حکومتی و نهادهای تحت کنترل حکومت اسلامی و قدرت ناشی از آن باشد وگرنه این جنگ نرم مسلمین هم نمی تواند به اهداف خودش برسد.

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

(75- قسمت)

 این ها سربازان جنگ روانی و کارمندان دولت هستند، و همین طوری نمی توان یک کارمند و مسئول حکومتی را از کارش برکنار کرد، و تنها زمانی می توانی چنین موجودی را دوربیندازی که دارای قدرتی باشی که توان چنین کاری را داشته باشد و تنها قدرت حکومتی است که توان چنین کاری را دارد.

  • روش هفتم در چگونگی برخورد با دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها این است ، تا زمانی که در جامعه ی اسلامی زندگی می کنند به مبارزه ی منفی و جنگ روانی علیه آن ها امر می شود، در برابر جنگ روانی آن ها امر به جنگ نرم می شود.

وجود عناصر نفوذی که از درون، حرکت های تخریبی را سازماندهی می کنند و سعی می کنند با حرکت هایی که به وجود آورده اند در میان مخالفینشان نفوذ کنند، صدمات آن ها بسیار سنگین تر و کاراتر از ضرباتی است که دشمنان آشکار به این گروه وارد می کنند. به همین دلیل، هر کشور و سازمانی سعی دارد از فعالیت این عناصر در میان خودش جلوگیری کنند، در عوض تلاش می کنند این ستون پنجم را در جبهه ی مقابل پیدا کنند، و از کانال این ها برنامه ها و نقشه هایشان را به پیش ببرند. روش برخورد با این پدیده ی مخرب، به ظرافت ها و پیچیدگی های خاصی نیاز دارد که از طرف بسیاری از فرماندهان و رهبران کم تجربه، کمتر رعایت می شود یا اصلاً رعایت نمی شود.

آنچه که بیش از همه مانع شدت عمل و جنگ مسلحانه با این کفار پنهان و دشمنانِ دوست نما و جاسوسان خطرناک می شود، نقاب به ظاهر اسلامی آن ها و جمع کثیری از مسلمین فریب خورده است که دور این ها را گرفته اند. در زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم هماگر با رهبران شناخته شده و کافر این ها برخورد مسلحانه می شد از یک طرف برای مسلمانان ساده و زودباور ایجاد شبهه می کرد، و از طرف دیگر کفار آشکار در جنگ روانی خود تبلیغ می کردند که مسلمین به یکدیگر هم رحم نمی کنند و آن را جنگی داخلی برای  تضعیف پایگاه مسلمین معرفی می کردند.

شکی نیست که، جهاد با منافقین و سکولارزده ها هم یکی از واجبات است: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ» (توبه/73).پس، صحبتی در واجب بودن جهاد با سکولارزده ها نیست بلکه، مهم روش برخورد و چگونگی این جهاد است.

 در صدر اسلام بعضی از کفار پنهان از طریق الله برای رسول الله صلی الله علیه و سلم آشکار شده بودند و کسانی چون عبدالله بن ابی برای عموم مسلمین نیز آشکار شده بود؛ با این وجود، رسول الله صلی الله علیه وسلم با این کفار پنهان شده برخوردی قهرآمیز و مسلحانه نکرد. دیدیم که حتی با قتل این رهبر کفار داخلی توسط سایر مسلمین و پسرش مخالفت نمود، و در پاسخ پسرش که اجازه ی قتل پدرش را از رسول الله صلی الله علیه و سلم طلب کرده بود، فرمودند: «تا هنگامی که زنده است، مانند یک دوست و رفیق با او به نیکی رفتار می‏کنیم». در صورتی که، برای ترور بزرگان کفار آشکار خارجی، مسلمین را روانه ی عملیات های مخاطره آمیز و پر خطر می کرد، و در فتح مکه هم دستور قتل چند نفر از کفار آشکار را صادر نمود و فرمود که آن ها را هر کجا پیدا کردید بکشید هر چند خودشان را به پرده ی کعبه هم آویزان کرده باشند. 

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

(74- قسمت)

اگر مسلمین، باز می خواهند این سنت مدارا و نرمش با کفار پنهان داخلی و سکولارزده ها را زنده کنند باید قبل از آن خودشان را قوی و قدرتمند کنند؛ قدرت، مقدمه و پایه ی زنده کردن این سنت است.

 تلاش جهت تشکیل حکومت اسلامی یا در صورت وجود آن قدرتمند کردن آن بهترین کانال برای زنده کردن این سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم محسوب می شود و در حالت اضطرار تلاش جهت قدرتمند کردن عقیدتی و منهجی مسلمین هم باز به عنوان یک استراتژی ثابت قانون شریعت الله در چگونگی برخورد با منافقین و سکولارزده ها می تواند یک راهکار مناسب باشد و عمل باشد به همان استراتژی رسول الله صلی الله علیه و سلم که دعوت مقدم بر هر چیزی بوده و این دعوت، اگر باعث قدرتی شود این قدرت هم می تواند به عنوان یک عامل بازدارنده و تا حدودی زنده کننده ی سنت مدارا و نرمش با سکولارزده ها و کفار پنهان داخلی باشد هر چند که، هیچ وقت نمی تواند جایگزین قدرت حکومتی و نهادهای مرتبط با آن شود.

  • روش ششم در چگونگی برخورد با دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها این است که، با آن که با منافقین مشورت می شد اما جهت رعایت اصل «حذر»، احتیاط کردن و هوشیار بودن، هیچ پست تبلیغی و حکومتی به آن ها واگذار نشد.یعنی هیچ مسئولیت اداری و حکومتی را به آن ها واگذار نکرد. 

در پیش گرفتن این سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم طبق تطبیق آیه و حکم «هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ» تنها و تنها در صورت داشتن قدرت حکومتی می توان چنین سنتی را انجام داد و چنین کاری را انجام داد. یعنی به آن ها پست، مقام و مسئولیت های حکومتی نداد. تنها ما زمانی می توانیم به صورت کامل از ورود آن ها به پست های حکومتی و تبلیغی ممانعت به عمل بیاریم که قدرت حکومتی در اختیار مسلمین باشد و کسانی هم که می خواهند این دشمنان سکولارزده را از مناصب غصبی چون منابر، کلاس های درس، تلویزیون های رسمی، ادارات و غیره که در آن لم داده اند به بیرون پرت کنند، تنها یک راه چاره و راه حل دارند، آن هم کسب قدرت حکومتی و در دست گرفتن نهادهای مرتبط با آن می باشد.

در بعضی از سرزمین های مسلمان نشین می توان اقدامات کوچک و ناچیزی را با قدرتمند کردن مسلمین و کسب قدرت مردمی انجام داد و مثلاً فلان ملا و مولوی سکولارزده را از فلان مسجد بیرون کرد. البته، به شرطی که از پشتوانه ی قدرت حکومتی طاغوت ها برخوردار نباشد، اگر از چنین حمایت و پشتیبانی طاغوتها برخوردار باشد آن وقت دیگر هیچ کاری نمی توان انجام داد. 

غیر از کسب قدرت حکومتی، هر کسی به راهی غیر از قدرت حکومت اسلامی و نهادهای مرتبط با آن جهت پاک کردن این موجودات از مناصبی که غصب کرده اند فکر کند، قطعاً در توهم، خواب و خیال پرواز می کند و از واقعیت فاصله گرفته است.

اگر قصد داری این ها و پلیدی این ها را از جامعه و نهادهای حکومتی پاک کنی باید ابزار آن را به دست بیاوری. الله این ها را با شراب خوار، قمارباز، بت پرست و گوشت خوک تشبیه کرده است. برای پاک کردن کثافت این ها تنها یک ابزار وجود دارد؛ حکومت اسلامی و تطبیق قانون شریعت الله از طریق نهادهای مرتبط با آن و زیر مجموعه های حکومت اسلامی. چون این ها در نهادهای حکومتی فعالیت دارند و از پشتوانه ی حکومتی برخوردار هستند. هیچ راه دیگری برای از بین بردن یک مشروب فروشی، قمارخانه و بتکده یا یک قصابی که گوشت خوک به مسلمین می فروشد یا یک طبقه از کارمندان و سربازان دولتی غیر از قدرت حکومتی وجود ندارد.

(ادامه دارد……..)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

(72- قسمت)

چون هیچ وقت این را فراموش نکنیم که مدارا، نرمش و تواضع در زمان قدرت معنی پیدا می کند. چنین صفاتی (تواضع، نرمش و مدارا) در هنگام ضعف و ناتوانی معنی ذلیلی را می رسانند. رسول الله صلی الله علیه و سلم در این مرحله در عین داشتن قدرت حکومتی و مردمی، مثل یک معضل اجتماعی و فرهنگی با این دارودسته ی سکولارزده برخورد می کرد، و طوری برخورد می کرد که مسلمین فریب خورده و ضعیف الایمان که به بعضی از بیماری های منافقین آلوده شده بودند و به خودشان ظلم کرده بودند به خاطر همین برخورد رسول الله صلی الله علیه و سلم پشیمان می شدند و توبه می کردند، و از صف کفار پنهان داخلی خارج می شدند. 

رسول الله صلی الله علیه و سلم بدون هیچ مانعی و با پشتوانه ی حکومتی آگاهی های لازم را به منافقین و به دارودسته ی آن ها می رساند، و کسانی از آن ها توبه  کرده و اصلاح می شدند. «وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (توبه/۱۰۲)، مردمان دیگری هم هستند کهبه گناهان خود اعتراف می‌کنند و کار خوبی را با کار بدی می‌آمیزند، امید است که خداوند توبه ی آنان را بپذیرد. بی گمان خداوند دارای مغفرت فراوان و رحمت بیکران است و رحم می کند.

هدف در این مرحله حفظ وحدت اجتماعی در مجتمعی بود که به نام مجتمع مسلمین شناخته شده بود، و کسی هم نمی توانست مانع رسیدن این آگاهی ها به دارودسته ی منافقین شود. چون قدرت در دست حکومت اسلامی و مسلمین بود و برای همین مدارا و نرمش معنا، مفهوم و هدف خودش را حفظ می کرد.

 نمونه ای آشکار از مدارا و نرمش در عین برخورداری از قدرت با منافقین را می توان در برخورد رسول الله صلی الله علیه و سلم  با رهبر کافر و شناخته شده ی دارودسته ی سکولارزده های آن زمان مدینه، عبدالله بن ابی مشاهده کرد.

عبدالله فرزند همین عبدالله بن ابی سلول، هم دوستی اش نسبت به پدرش برای همه روشن شده بود و هم مطیع بودن او در برابر تحکیم قانون شریعت الله و تسلیم بودن او در برابر اوامر الله و رسولش. اگر عدم اجازه‌ی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نبود او قصد داشت قبل از هر مسلمانی پدر خودش را بکشد. پیش از اسلام، اسمش “حَبّاب” بود که کنیه‌ی پدرش هم بر اساس همین نام بود، اما رسول الله صلی الله علیه و سلم این نام را تغییر داد و اسمش را عبدالله گذاشت.

  وقتی خبر آنچه که عبدالله بن ابی در جریان بازگشت از غزوه‌ی بنی مصطلق به زبان رانده بود به پسرش عبدالله رسید، یعنی وقتی مهاجرین و انصار در جریان بازگشت از غزوه ی بنی مصطلق در آنجا دچار اختلاف شده بودند، عبدالله بن ابی سلول گفت: به خدا قسم که داستان ما و این قریشی‌ها به مانند سخن کسی است که گفته‌اند: سگت را چاق کن تو را می‌خورد. عبدالله بن ابی سلول گفت: به الله قسم، اگر به مدینه برگردیم عزیزترین اهل آن، ذلیل‌ترین اهل آن را از آن بیرون خواهد کرد. منظور او از عزیزترین خودش بود و دارودسته شان و ذلیل ترین هم منظورش رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و مهاجرین بودند.

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

(69- قسمت)

الله متعال حکمت این بازداشتن و دور کردن را بیان می کند و می فرماید: «‏لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ»‏ (توبه/47)، اگر آنان همراه شما (برای جهاد) بیرون می‌آمدند، چیزی جز شر و فساد بر شما نمی‌افزودند (یعنی شر و فساد به پا می کردند)، و به سرعت در میان شما حرکت می‌کردند و مشغول آشفتن، گول‌زدن و برگرداندنتان می‌شدند (بین شما فتنه ایجاد می کردند). در میانتان هم کسانی هستند که سخن ایشان را می شنوند (و دعوت تفرقه‌آمیز و فتنه‌برانگیز ایشان را بپذیرند و از آن ها حرف شنوی دارند) خداوند ستمگران را خوب می‌شناسد.

‏در درس قبلی مان عرض کردیم که الله تعالی مشرکین و سکولاریست ها را «نجس» نامیده و این کلمه را در مورد کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب به کار نبرده است. این خیلی مهم است. مشرکین و سکولاریست ها را نجس دانسته نه اهل کتاب و شبه اهل کتاب را و برای همین قوانین آن ها هم با یکدیگر فرق می کرد. در اینجا، الله تعالی از کلمه ی «رِجْسٌ» برای کفار پنهان داخلی استفاده کرده است. برای سکولاریست ها از کلمه ی «نجس» استفاده کرده برای سکولارزده ها از کلمه ی «رجس» که باز برای کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب هم از کلمه ی «رجس» استفاده نکرده است. این هم باز دلیل دیگری است که منبع عقیدتی و منهجی کفار پنهان اهل کتاب با سکولاریست ها و مشرکین یکی است: «سَیَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَکُمْ إِذَا انقَلَبْتُمْ إِلَیْهِمْ لِتُعْرِضُواْ عَنْهُمْ فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاء بِمَا کَانُواْ یَکْسِبُونَ» ‏(توبه/95)، هنگامی که به سوی آنان بازگردید، برای شما به خدا سوگند خواهند خورد (که معذرت هایشان راست و درست است) تا از آنان صرف نظر کنید. از ایشان دوری گزینید، بی گمان آنان پلید و قذر هستند و به کیفر کارهائی که می‌کنند جایگاهشان دوزخ و جهنم است «وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاء بِمَا کَانُواْ یَکْسِبُونَ». مهم این است که الله تعالی آن ها را در اینجا رجس معرفی کرده و می گوید: إِنَّهُمْ رِجْسٌ. سکولارزده ها را رجس معرفی می کند.

الله تعالی کفار پنهانی و سکولارزده ها را در ردیف اعمال پلیدی چون شراب خواری، قماربازی، قربانی برای بت ها، تیر و ورق های بخت آزمائی و غیب گوئی قرار می دهد در جای دیگر هم مثل آن ها را گوشت خوک می داند و همه ی این ها را «رِجْسٌ» و نتیجه ی فعالیت های شیطان معرفی می کند و می فرماید: ‏«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» ‏(مائده/90)، ‏ای مؤمنین! می خوارگی، شراب خواری، قماربازی و بتان (سنگی که در کنار آن ها قربانی می‌کردند) و تیرها (بخت‌آزمائی و غیب گوئی، همه ی این ها) پلید هستند و ناشی از عمل شیطان می‌باشند (نتیجه ی فعالیت های شیطان است). پس از (این کارهای) پلید دوری کنید تا این که رستگار شوید «فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ». ‏

این اعمال را «رِجْس» معرفی می کند همچنان که گوشت خوک را هم «رِجْس» معرفی می کند: «أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ» (انعام/145).

مسلمین چگونه از قماربازها، مشروب خوارها، بت پرست ها و گوشت خوک خودشان و فرزندانشان را محافظت می کنند، یک مسلمان چگونه از قمارباز، مشروب خوار، بت پرست و گوشت خوک خودش، فرزندان، اهل بیت و کسانی که تحت سرپرستی او هستند و دوستانش را از آن ها محافظت می کند، و نسبت به آن ها احتیاط می نماید و هوشیاری خودش را از دست نمی دهد، به همین شیوه هم باید از دارودسته ی سکولارزده ها حذر داشته باشد. و احتیاط خود را از دست ندهد چون همه مثل هم رجس، پلید و قذر هستند.

یکی دیگر از اعمال پلید سکولارزده ها مراکز فکری و فرهنگی آن هاست مثل مسجد ضرار در عصر رسول الله صلی الله علیه و سلم، که امروزه غیر از مسجد در قالب انجمن ها، گروه ها، احزاب، کانال ها و بخصوص در قالب شبکه های ماهواره ای خودشان را نشان داده اند.

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

(68- قسمت)

برای همین بود که بزرگان ما اسلوب حسن ظن و عذر آوردنبرای برادران و خواهران به ظاهر خطاکارشان را انتخاب می کردند و توجیهات شرعی برایشان می آوردند.این بزرگواران شعارشان این بود که، برای برادر دینیمان از یک تا هفتاد عذر ذکر می کنیم وسپس می گوییم: شاید عذر دیگری هم داشته باشد وما از آن بی خبر باشیم!.

هفتاد در ادبیات رایج عرب یعنی خیلی. یعنی تا می توانستیم برای خواهر و برادر دینیمان عذر می آوردیم و اگر عذرهایمان تمام میشد میگفتیم ممکن است عذر دیگری هم وجود داشته باشد و ما از آن عذر بی خبر باشیم.یعنی می دیدند که مسلمان دچار اشتباه و خطأ شده و دچار کار انحرافی شده است اما اینگونه با او برخورد می کنند. این عزیزان، اینگونه به صورت عملی نشان میدادند که حسن ظن نسبت به الله و مسلمین از بزرگترین شعبه های ایمان است ودر مقابل، سوءظن نسبت به الله و مسلمین از شعبه های ضعف ایمان می باشد.نگاه کنید، از شعبه های ضعف ایمان است.[1] مواردی که الان ذکر کردیم صرفاً جهت این است که ما یاد بگیریم با خواهران و برادران مسلمان خود که مرتکب یکی از جرم های منافقین و دارودسته ی منافقین شده اند اما در میان آن ها و در دارودسته ی آن ها نیستند چگونه برخورد کنیم.

  • روش چهارم در چگونگی برخورد با دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها، چون کافر و دشمن هستند باید از آن ها «حذر» شود.

حذر، روش چهارمی است که شریعت امر می کند. حذر یعنی؛ احتیاط کردن، محتاط بودن، مراقب و مواظب بودن، هوشیار بودن، حواس را جمع کردن، بیمناک بودن و پرهیز کردن: «وَإِذَا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَةٍ عَلَیْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ» (منافقون/4)، آنان دشمن اند، از این ها برحذر باش. 

این منافقین و سکولارزده ها ترسوتر و بی عرضه تر از آن هستند که از آنان ترسید. بلکه، باید از آن ها حذر کرد. دقت کنید دوستان، در اینجا یک طرف پیامبر الله قرار دارد و به گواهی الله، حق با اوست؛ وطرف مقابلش هم باز به گواهی الله باطل و ناحق است، و حتی کافر داخلی است یا توسط کفار داخلی هدایت می شود. چنین جریانی است. اینگونه دارودسته ی کفار پنهان داخلی با رسول الله صلی الله علیه و سلم و حکومت قانون شریعت الله و حقی در افتاده که این حق کاملاً واضح و روشن است. یعنی این اشخاص با اجتهاد یا تأویل یا کشفیات عده ای درنیفتاده اند، بلکه با خدا و رسولش آشکارا درافتاده اند. این ها اینگونه آشکارا با الله و رسولش اعلان جنگ کرده اند، خداست که تشخیص داده این ها کافر و دشمن هستند و خیانت می کنند، نه تشخیص فلان مذهب و گروه علیه فلان مذهب، گروه و دسته ی دیگر.  

البته از این طرف هم، الله تعالی به مسلمین یاری رسانده و در مسائلی مثل جهاد، پیوستن منافقین به صفوف مجاهدین و آلوده کردن صفوف آن ها را ناپسند دانسته که چنین چیزی انجام شود، و از لحاظ درونی با آن ها کاری کرده که نتوانند به صفوف مجاهدین بپیوندند: «‏وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ‏» (توبه/46)، ‏اگر می‌خواستند (برای جهاد) بيرون روند، توشه و ساز و برگ آن را آماده می‌كردند آمادگی لازم را فراهم می کردند امّا، خدا بيرون‌شدن و حركت‌كردن آنان را نپسنديد و ايشان را از (اين كار) بازداشت و بديشان گفته شد با نشستگان بنشينيد.مثل پیرمردها، پیرزن ها، بیماران و امثالهم، کسانی که عذر دارند.

(ادامه دارد……..)


[1] از الله تعالی خواستاریم که ما را شاگردان و ادامه دهندگان مناسبی برای راه این معلمین عملگرا قرار دهد و عملاً شاگرد آن ها شویم، آمین.

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

درس های مقدماتی/ درس پنجم

دشمن شناسی شرعی (3)/ شناسائی اجمالی و روش برخورد با کفار پنهان داخلی یا منافقین و سکولارزده ها 

(67- قسمت)

پیامبر هم همین دوستی حاطِب را دید که محرک این عملش بوده است. این دوستی یکطرفه است و هرگز تبدیل به مودت که دوطرفه است نمیشود. اگر شما این خوبی را در حق کافر کنی، آن ها این خوبی رادرحق تو ونزدیکان تو نمی کنند. پس انتظار مودت و دوستی دوجانبه از چنین کفاری نوعی اشتباه محض و مخالف حقایقی است که الله بیان کرده است.

داستان ابراهیم مشهور است. زمانی که خواستند او را به آتش بیندازند مگر پدرش اعتراض کرد؟ نه، مگر سکولاریست های قریش به اطرافیان خودشان، به بچه ها و دور و بریهای خودشان رحم کردند؟ مگر ارتش آن ها که آمده بود در جنگ بدر شرکت کرده بود کسانی که روبروی آن ها بودند چه کسانی بودند؟ فرزندان خودشان بودند.عبدالرحمن بن عوف می گوید در جنگ هر چه می خواستم کناره بگیرم پدرم روبروی من قرار می گرفت و می ایستاد، من هر چه می خواستم از جنگ با او دوری کنم و این طرف و آن طرف می رفتم او دوباره روبروی من می ایستاد، ول کن نبود. آن ها الان هم همین گونه هستند. سکولاریست ها به خاطر احزاب سکولاریستی خودشان، حتی به خاطر دوستی آمریکا و بیماری هایی که در دلشان هست به فرزندان مسلمان، اهل توحید و قرآن خوان خودشان هم رحم نمی کنند. بگذار آن ها در مشکلات غرق شوند، بگذار آن ها را بگیرند و آواره شوند، بگذار زندانی و گرفتار شوند، اما نه، این ها بی خیال هستند. و اگر از دستشان بر بیاید اگر بر خلاف منافعشان هم باشد قطعاً به آن ها صدمه می زنند و باعث صدمه زدن به آن ها می شوند.

علاوه بر این، در این داستان جهت آنالیز و جدا کردن صف مسلمین باید به مسأله ی کم یا زیاد شدن ایمان مؤمنین در حالتهای مختلف توجه کرد. یعنی در همین آنالیز مسلمین و جدا کردن صف مسلمین از منافقین و سکولارزده ها باید به مسأله ی کم یا زیاد شدن ایمان مؤمنین در حالتهای مختلف توجه نمود.

در روایات آمده که وقتی ابوبکر حال حنظله را جویا شد، حنظله در جواب گفت: حنظله منافق شده! ابوبکر پرسید؟ مگر چه شده؟ حنظله در جواب ابوبکرگفت: وقتی پیش رسول الله صلی الله علیه وسلم هستیم ما را به یاد جهنم و بهشت می اندازد، انگار آن را با چشمان خود می بینیم، اما همین که از نزد رسول الله خارج می شویم و به همسر، فرزندان و اسباب معیشت مشغول می شویم بسیاری از آن سخنان را فراموش می کنیم. ابوبکر گفت: من هم چنین حالتی دارم. پس، به راه افتادند تا اینکه به نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدند واو را از این حال خودشان آگاه کردند. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «قسم به آنکه جانم در دست اوست اگر شما بر آن حالتی که نزد من هستید و بر یاد خداوند دوام بیاورید ملائکه با شما سرجاهایتان و در راه ها مصافحه می کنند و با شما دست میدهند، اما ای حنظله ساعتی این حالت است و ساعتی حالتی دیگر».

بله، ایمان زیاد و کم می شود و ممکن است انسان در این حالت ها مرتکب اعمالی شود. ایمان زیاد و کم می شود:

  • هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً (فتح/4).
  • إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (انفال/2).
  • وَلَمَّا رَأى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَاناً وَتَسْلِيماً (احزاب/22).

با این اوصاف، متوجه می شویم که ایمان زیاد و کم می شود و با چیزی که گفته شد و آوردیم؛ دقتِ در احوال مسلمینی که به ظاهر یکی از جرمهای منافقین و سکولارزده ها را مرتکب شده اند، و آنالیز و جدا کردن مسلمین خطاکاری که به اشتباه یا از روی تأویل، باز به صفاتی از صفات منافقین و سکولارزده ها آلوده شده اند یک راهکار برای محافظت از آبرو وخون مسلمین است. پس، این هم یک وظیفه است.

(ادامه دارد……)