شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(21- قسمت)

  1. دومین مورد برای ثابت کردن جرم شخص، گواهی و شهادت یا همان بینه های شرعی هستند که بر اساس دلایل و مدارک شرعی که حداقل توسط دو انسان عادل مورد پذیرش شرع ارائه می شوند، به عنوان موردی جهت اثبات جرم از آن استفاده می شود؛ که این دو انسان عادل هم باید مورد پذیرش شرع باشند.

 یعنی اگر دو انسان عادل با شرایط خاص که شریعت تعیین کرده و با دلایل و بینه های شرعی شهادت دادند و گفتند که فلانی یهودی، نصرانی، سکولاریست،[1] مجوس و غیره شده، یا فلان گفتار یا عمل را مرتکب شده، این هم می شود یکی از ابزارهای اثبات جرم شخص. حالا، اگراقرار شخص و یا شواهد و مدارک نشان دهند که این شخص سکولار شده، همین کافی است که ارتکاب چنین جرمی را ثابت کنیم. همچنانکه گفتیم مسأله ی ارتداد در حدود مطرح می شود. مثل قتل، دزدی، زنا و سایر حدود، اثبات چنین جرمی به همان شیوه یا باید بر اساس اقرار خود شخصِ مجرم ثابت شود یا دلایل و شهادت شهود این را ثابت کنند. غیر از این، راه سومی برای اثبات جرم این شخص از آن استفاده می شود.

  • سومین مورد برای ثابت کردن جرم شخص، اِستفاضه یا شايع شدن و مشهور شدن در ميان مردم است، طوری كه به اندازه ای مشهور باشد كه جايی برای انكار باقی نمانده باشد. مثل اینکه قاضی محمد بنیانگذار اولین حزب سکولار و مرتد کردستان است که تحت عنوان حزب دمکرات آن را درست کرد. ممکن است کسی هرگز او را ندیده باشد یا حتی در جایی هم نخوانده باشد اما، به واسطه ی شهرت توانسته قبول کند که قاضی محمد وجود داشته و این شخص، بنیانگذار اولین حزب مرتد کردستان است. 

خوب، تا اینجا تهمتی که به شخص زده شده را ثابت کردیم، یعنی یا خودش اقرار کرده یا شاهدان با دلایلشان آن را ثابت کرده اند یا بین مردم مشهور شده و ثابت شده، و شخص به آن اقرار کرده است. چیزها و شایعاتی که هست و شاهدین گفته اند. اگر شخص گواهی دهنده یا کسانی که گواهی دادند را به همراه همین شایعاتی که در داخل مردم هستند اگر این شخص بیاید و اینها را انکار کند ما هم حرف او را می پذیریم. قبلاً هم عرض کردیم حرف او را می پذیریم. دليل اين حکم، تکذيب شاهدان عادل نيست؛ بلکه دليلش اين است که انکار ارتداد توسط این شخص، توبه و رجوع به دين اسلام محسوب می شود. یعنی وقتی که این شخص همه چیز را انکار می کند به این معنی است که او توبه کرده و مثل توبه از وی پذیرفته می شود.

انکار، به این معنی است که شخص واقعیت را می داند و در آن شک و تردیدی ندارد اما، با این وجود آن را رد میکندو به اصطلاح زیر آن میزند، یعنی اصلاًدر آن تردید ندارد و می داند واقعیت چیست اما آن را انکار میکند. قاعده ی ما در مورد مسلمان، حسن ظن و گرایش به تفسیر مسائل به سمت وسوی خوبیبرای مسلمان و آوردن عذر برای اوست تا آنجایی که امکان داشته باشد. برای همین، این انکار مسلمان را این طوری به نفع مسلمان تفسیر می کنیم که این انکار نوعی توبه است و شخص توبه کرده است.

اما، اگر همین کار را یک کافر در برابر واقعیتهای اسلام انجام دهد، می گوییم این شخص کافر در عناد و لجبازی افتاده و با وجود یقین به حقانیت قانون شریعت الله و دین اسلام اما، آن را انکار می کنند. «وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَیقَنَتْها أنْفُسُهُمْ» (نمل/14)، اگر یک کافر دچار انکار، لجبازی و جحود شود ما نمی توانیم کاری برای این شخص لجباز بکنیم وتنها او را رها می کنیم.

این انکار توسط یک مسلمان یا توسط یک کافر در اموری است که درونی بوده و پنهان هستند، و ما در دنیا برای بار اول در جرمی مشخص و معلومِ مربوط به ارتداد می توانیم مسلمان را به دلیلِ جهلِ شخص به توبه تفسیر کنیم، اما بار دوم که همین جرم معلوم و مشخص را مرتکب شود دیگر عذری ندارد، بلکه آگاهانه و عمدی و به میل خود مرتکب چنین جرمی شده و انکار آن نمی تواند در این جرم مشخصی که قبلاً مرتکب آن شده بود سودی برایش داشته باشد.

(ادامه دارد……)


[1] در درسهای گذشته عرض کردیم که سکولار، معادل امروزین مشرک موجود در قرآن وفقه است، و کسی که سکولار است در واقع،همان مشرک می باشد و اسم آن عوض شده است. یعنی چیزی بسیار بدتر از کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب.

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(20- قسمت)

خوب، الان می رسیم به مراحل اثبات جرمِ شخصِ متهم و شروطِ تکفیر 

قبلاً عرض کردیم، اصل بر این است که شخص نمازخوانی که قبله ی ما را قبول دارد و ذبیحه ی ما را می خورد مسلمان است، و از تمام مزایای مسلمین بهره مند می شود مگر اینکه خلاف آن ثابت شود: مَنْ صَلَّى صَلاتَنَا وَاسْتَقْبَلَ قِبْلَتَنَا وَ أَكَلَ ذَبِيحَتَنَا فَهُوَ الْمُسْلِمُ، لَهُ مَا لَنَا وَعَلَيْهِ مَا عَلَيْنَا. علاوه بر آن،عرض کردیم که ارتداد و مرتد شدن جرم است، آنهم سنگین ترین جرمی که یک مسلمان مرتکب آن می شود، و مربوط می شود به حدود و حدود هم ارتباط تنگاتنگی با قضاوت دارند.

اسلام برای به وجود آوردن بهداشت قضائی در جامعه، اسلوب، چهارچوب، مراحل و کانالهای خاصی را برای اثبات جرم، صدور احکام قطعی، و در نهایت اجرای حکم ارائه داده است و چون مرتد شدن سنگین ترین جرمی است که شخص مسلمان مرتکب آن می شود، برای همین در مواردی که الله علم آن را به همه نداده، و علمش حالت عمومیت ندارد، و پرونده ی شخص هم سنگین تر است و سیر قضائی و صدور حکم آن هم پیچیده و سنگین است، و همین طوری نمی توان مثل حکم دزدی یا آدم ربائی، مشروب خواری، قصاص و موارد مشابه حکم صادر کرد، فیلترها و مراحلی را جهت اثبات جرم، صدور حکم و اجرای حکم قرار داده که نیاز به تخصص ویژه در این زمینه ی قضائی دارد.

حالا، در این سیستم قضائی که هم حالت عمومیت دارد، و هم حالتی خاص و تخصصی و مربوط به قضات ویژه می شود، چگونه مرتد بودن یک شخص را باید ثابت کنیم؟ و شخصی که متهم شده چه مراحلی را باید طی کند و از چه فیلترهائی باید بگذرد که مستحق صدور حکم قطعی ارتداد شود و آنوقت به جای اینکه به او بگوییم مسلمان، به او بگوییم مرتد؟ در این زمینه چهار مرحله ی خاص وجود دارد که اهل قبله بر این چهارمرحله اتفاق کرده اند:

-اولین مرحله، اثبات جرم است: باید دقت شود شخص مسلمانی که متهم به چنین جرم خطرناکی شده  و در صورت اثبات اتهام، مشمول مجازات مرتد و مرتدین می شود، ابتدا باید اتهامی که به او وارد شده ثابت شود، و معمولاً اهل قبله سه راه رابرای اثبات این اتهام ارائه دادند که باید از این راهها این اتهام ثابت شود: 

  1. اولین مورد جهت ثابت کردن جرم شخص، اقرار و اعتراف خود شخص متهم است. یعنی خود شخص اعتراف کند مبنی بر اينكه چنین عمل يا گفتاری را انجام داده كه در معرض ارتداد قرار گرفته است. مثلاً بگوید: من سکولاریست هستم، یا کومله و دمکرات هستم، یا پ.ک.ک هستم یا یهودی، نصرانی، مجوس و غیره هستم. چنین حرفی را زدم که مرا به اینجا کشانده است.

حالا، عده ای بر اين رأی هستند كه اگر شخص چنين جرم ارتدادی را انكار کرد حكم بر او اجرا نمی شود و دیگر سراغ مراحل بعدی نمی رویم. امام شافعی رحمه الله در كتاب الأم می گوید: “من قيل أنه لا يُصلي فَأنْكَرَ صدق” يعنی: به كسی گفته شد كه نماز نمی خواند اما اين شخص انكاركرد (و گفت من نماز می خوانم)، اين انكار شخص مانند حرف راست از وی پذيرفته می شود.

 یعنی اگر کسی را به اتهامی بگیرند و به او بگویند که تو سکولار، کومله، دمکرات، پ.ک.ک، یهودی، نصرانی و غیره هستی و این شخص انکار کرد، ما حرف او را قبول می کنیم و می گوییم راست می گوید و عذرش را می پذیریم؛ هرچند که او را جزو دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها بدانیم، و در دروغگوئی، ریاکاری، قسم خوری و سایر مفاسد او هم شک نداشته باشیم. اما، باز عذر او را قبول می کنیم و حرف او را راست می دانیم. چرا؟

چون در این زمینه ی مشخص و معلوم تنها یک بار عذر کسی پذیرفته می شود، و اگر همان جرم مشخص و معلومی که باعث ارتداد می شود را عمداً و با میل خودش دوباره تکرار کرد دیگر عذر او پذیرفته نمی شود.علاوه بر این، چنین شخصی برای ما مجهول است و هنوز صف خودش را از مسلمین جدا نکرده و خودش را مسلمانی تابع کل قوانین شریعت الله می داند.

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(19- قسمت)

این ها نمونه آیه هائی هستند که از مسلمین می خواهند به طور کامل تسلیم تمام آنچه شوند که الله نازل کرده است. مسلمین باید «سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» داشته باشند. یعنی شنیدیم و اطاعت کردیم، همین. و نمی توانند بعضی را قبول کنند و بعضی را نه. اگر این کار را کردند: «أُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقّاً» یعنی، بدون شک و گمان هر کسی که این کار را بکند همه ی آن ها کافرند.

این در مورد انکار کردن یکی از احکام «آشکار» دین اسلام است. متوجه شدید؟، یکی از احکام «آشکار» دین اسلام که برای این شخص «آشکار» و روشن شده که حکم«آشکار» دین اسلام است اما این مسلمان آن را انکار می کند که می داند احکام«آشکار» دین اسلام است.

 مذاهب و فرق معروف به اهل سنت، انکار کردن مسائل فقهی مذهب را باعث ارتداد نمی دانند. یعنی سر مذهب ها و شاگردان اولیه ی آنان گفته اند اگر کسی اجتهاد خودشان یا اجتهاد فلان مذهب را انکار کند باعث ارتداد وی نمی شود، هر کسی که این کار را انجام دهد مرتد نمی شود. از نظر این ها سخن هر کسی قابل رد و پذیرش است، الّا آنچه که رسول الله صلی الله علیه و سلم آورده است. در این صورت، مخالفت با اجتهادات فلان مذهب، مخالفت یک انسان است با یک انسان دیگر، نه مخالفت انسان با الله تعالی. این نکته ی خیلی مهمی است که باید به آن دقت شود.

این قاعده ی کلی این سر مذهب ها بوده هر چند که سال ها و قرون بعدی به آن عمل نشده و هزاران مسلمان در ری، قزوین، خراسان، بغداد و سایر سرزمین های مسلمان نشین صرفاً به دلیل مخالفت با رأی حنفی، شافعی، حنبل و غیره به قتل رسیده اند و فجایعی که تاریخ آن ها را همه می دانیم و تاریخ این جنگهای برادر کشی و داخلی را به عنوان لکه ی ننگی برای مسلمین ثبت کرده است.

البته، شیعیان 12 امامی هم انکار مسأله ی ضروری مذهب تشیّع را باعث ارتداد نمی‏ دانند.[1] این را محمدباقر خوانساری یا (میرکبیر)، در کتاب مناهج المعارف یا فرهنگ عقائد شیعه می آورد. شیعیان 12 امامی بر این باورند چنانچه انکار ضروریات مذهب از اصول و ارکان مذهب شیعه باشد، فقط موجب خروج از مذهب شیعه است نه خروج از دین اسلام. شهید ثانی هم مخالفت با اجماع را مصداق انکار ضروریات نمی‏داند. یعنی مصداق انکار ضروریات دین نمی داند، مگر این که مسأله‏ای که بر آن اجماع اقامه شده، از ضروریات دین به شمار بیاید. علاوه بر آن، چیزی هم که بر آن اجماع شده به عنوان ضرورت دین بر آن اجماع شده، باید توسط اهل حَلّ و عقد از مسلمانان تحققّ پیدا کرده باشد و این اجماع توسط  اهل حل و عقد کل مسلمین روی آن اجماع شده باشد. وقتی کسی چنین چیزی را انکار کند. آن ها این را باعث انکار ضروریات دین و قانون شریعت الله و دین اسلام می دانند نه چیزی که مربوط به ضرورت مذهبشان باشد.

در این صورت، در مذهب شیعه،[2] انکار یکی از ضروریات مذهب و انکار اجماعی که ناشی از مذهب باشد را باعث ارتداد شخص نمی داند بلکه، تنها انکار کردن ضروریات دین را باعث ارتداد می داند.

این همان چیزی است که تمام سر مذهب ها و فرقِ میانِ مسلمین بر آن اتفاق نظر دارند. هر چند که متأسفانه در میان تمام فرق عده ای از پیروان آن ها از چنین قواعدی دوری کرده اند و باعث انحرافات و ذلت هائی برای خود و سایر فرق هم شده اند.

(ادامه دارد……)


[1]– خوانساری محمدباقر خوانساری (میرکبیر)، مناهج المعارف یا فرهنگ عقائد شیعه، ترجمه میرسیداحمد روضاتی،تهران، چاپاحمد روضاتی، ۱۳۵۱ ش، ص820

[2] شیعه ی 12 امامی، روافض و غلات هر کدام با هم متفاوت اند 

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(18- قسمت)

 آن ها به الله اعتماد پیدا کردند در نتیجه حرف هایش را هم قبول دارند. حکمت های خیلی از آیات هست، خیلی چیزها در مورد خیلی از آیات و روایات رسول الله صلی الله علیه و سلم هست که الان ما آن ها را متوجه شده ایم علم آن ها را به اصطلاح از طریق تجربه، علم و دانش آن ها را تجربه کرده و ثابت نموده است در حالی که هیچ کدام از صحابه این را نمی دانستند. ولی واکنش ما به هر چه از طرف الله آمده بدون این که با آن کلنجار برویم این است که «سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» شنیدیم و اطاعت کردیم «بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ». هر چیزی که از طرف پروردگار نازل شده است. «وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِه»کل مؤمنان هم به همه ی آن اعتقاد دارند، همگی به آن اعتقاد دارند.

  • و در آیه دیگری می فرماید: «‏يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا‏» (نساء/136)، ‏ای كسانی كه ايمان آورده‌ايد! به خدا و پيغمبرش و كتابی كه بر پيغمبر نازل كرده و به كتاب هائی كه پيش‌تر نازل نموده است (که تحريف و نسيان در آن ها صورت نگرفته بود) ايمان بياوريد. و هر كس كه به خدا، فرشتگان، كتاب های خداوندی، پيغمبرانش و روز رستاخيز كافر شود (و يكی از اين ها را نپذيرد) واقعاً در گمراهی دور و درازی افتاده است. «وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ»، بله او کتابش را فرو فرستاده به هیچ چیز آن نباید کفر بورزید و بگویید آن را قبول ندارم، قبول ندارم یعنی پوشاندن آن.
  • و در جای دیگری می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَیْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلاً* أُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقّاً وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَاباً مُّهِیناً» ‏(نساء/۱۵۰-۱۵۱)، کسانی که به خدا و پیغمبرانش ایمان ندارند و می‌خواهند میان خدا و پیغمبران جدائی بیندازند و می‌گویند که به برخی از پیغمبران ایمان داریم و به برخی دیگر ایمان نداریم، هدف آن ها از این که به برخی از پیغمبران ایمان دارند و به برخی دیگر ایمان ندارند چیست؟ می خواهند میان کفر و ایمان، بعضی از دستورات الله با بعضی دیگر، بخشی را قبول می کنند و بخشی را نمی پذیرند. می‌خواهند میان آن (کفر و ایمان) راهی برگزینند (و معجون و چیز جدیدی درست کنند).‏ «وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلاً» آنان که می گویند «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ» به بعضی از آن ها ایمان داریم اما به بعضی دیگر ایمان نداریم. می خواهند در این وسط یک راه جدید و (معجون جدیدی) درست کنند. الله تعالی می گوید: آنان همگی بی گمان کافرند، «أُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقّاً»، و ما برای کافران عذاب خوارکننده‌ای فراهم آورده‌ایم «وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَاباً مُّهِیناً».

بله، کسانی که می خواهند از اسلام و سکولاریسم، سوسیالیسم، لیبرالیسم، از فلان عقاید، هم چیزی از اسلام بگیرند و هم چیزی از دموکراسی، لیبرالیسم، و سوسیالیسم و این ها بگیرند، چکار می کنند؟ معجون جدیدی درست می کنند. شما همین الان زندگی آن ها را نگاه کنید، یک معجون است. معجون مختلفی است که هم اسلام در آن وجود دارد هم سکولاریسم و هم کفر در آن هست، همه چیز در آن وجود دارد. چون آن ها می خواهند چنین راهی را انتخاب کنند. الله می گوید هدفشان همین است. می گویند ما سکولاریسم را هم قبول داریم اسلام را هم قبول داریم، هدفشان همین است «یَتَّخِذُواْبَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلاً». می خواهند بین این دو تا راه جدیدی را انتخاب کنند. راه دیگری را انتخاب کنند.

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(17- قسمت)

انگیزه های آن ها دقیقاً همان انگیزه های متنوع و دلایلی است که در درس قبلی در مورد شناسائی منافقین و سکولارزده ها به آن اشاره کردیم. مثل انگیزه های فردی- روانی، انگیزه های اجتماعی- سیاسی و انگیزه های اقتصادی، فرهنگی و غیره که لازم نمی بینم در اینجا دوباره به آن ها اشاره کنم و از دوستان جدید دعوت می کنم به درس قبلی مراجعه نمایند تا دقیقاً بفهمند انگیزه های مرتدین از ارتدادشان چه چیزی می تواند باشد.

 البته، عادی است که انگیزه های دارودسته ی منافقین با مرتدین یکی باشد؛ چون، مرتدین شکل تکامل یافته ی همان منافقین و سکولارزده ها هستند. مرتدین، منافقین و سکولارزده هایی هستند که از جایی به جای دیگری تغییر مکان داده اند، از یک قطار، سوار یک قطار دیگری شده اند و این تغییر مسیر ماهیت آن ها را تغییر نداده است. برای همین است که شناخت ماهیت درونی و رفتاری آن ها در قران و سنت صحیح یعنی آگاهی بر وضع موجود آن ها و چگونگی برخورد با آن ها در زمان حال.

برای همین باید دقت شود که بحث های ما از جمله موضوعات عقیدتی- تاریخی است که کارکردهایی سیاسی- اجتماعی برای تنظیم روابط فردی- اجتماعی و جوامع اسلامی در بردارد و از جمله مواردی است که تاریخ را به امروز می آورد، این نکته ی خیلی مهمی است. با شناخت آنچه که از صفات این ها در منابع شرعی آمده، ما تاریخ آن ها را در قرآن و در قرون گذشته به امروز می آوریم و همچون یک ابزار از آن استفاده می کنیم. این یکی از دلایل اهمیت و ضرورت بحث هایی است که ما در پیش گرفته ایم.

خوب، الان خواهران و برادران مسلمانم باید بتوانند جواب دهند که معیار برای ارتداد و مرتد شدن مسلمین چیست؟  چون وقتی می گوییم مرتد شدن مسلمین و نمی گوییم مرتد شدن منافق یا سکولارزده ها؛ ما قبلاً این ها را جزو مسلمین حساب کردیم. معیار برای ارتداد و مرتد شدن مسلمین چیست؟

بله، به صورت خلاصه و مختصر می توان گفت انکار کردن آگاهانه، عمدی و اختیاری یکی از احکام آشکار دین اسلام. دقت کردید دوستان، فرد آگاهانه، عمداً و به میل خودش یکی از احکام آشکار دین اسلام را که برای او آشکار بوده است. چون، ممکن است برای دیگران آشکار بوده باشد برای این فرد آشکار نبوده، اما حالا برایش آشکار شده، یقین پیدا کرده که این، یکی از احکام دین اسلام  است، اما، او آگاهانه، عمداً، به میل خود و اختیاری آن را انکار می کند. این معیار ارتداد چنین مسلمانی است. چون اسلام ناقص از کسی قبول نمی شود، به قول سید رحمه الله یا اسلام کامل یا هیچ چیز.

حالا، این مسأله را قبلاً هم گفتم خیلی ضروری است، کسی یکی از احکام شریعت الله یا کل شریعت الله را که برایش مسلم، روشن، آشکار، ثابت و مشخص شده که قانون شریعت الله است و از طرف الله آمده، اما با این وجود، آن را کنار می زند و چیز دیگری را جای آن می گذارد.[1] الله تعالی می فرماید:

  • «‏آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ‏» (بقره/285)، فرستاده و رسول، معتقد است به تمام آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده است و مؤمنان (نيز) بدان باور دارند. همگی به خدا، فرشتگان او، كتاب های وی و پيغمبرانش ايمان داشته (و مي‌گويند:) ميان هيچ يك از پيغمبران او فرق نمی‌گذاريم و می‌گويند: شنيديم و اطاعت كرديم «سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا». پروردگارا! آمرزش تو را خواهانيم، و بازگشت به سوی توست «رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ‏».

 این صفت مسلمین است. هر چه از طرف الله تعالی آمده، این ها چه می گویند فقط یک واکنش دارند: شنيديم و اطاعت كرديم«سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا»؛ به محض این که فهمیدند از طرف الله تعالی آمده شنیدیم و اطاعت کردیم«سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا»، حتی، اگر حکمت این اطاعت کردن و حکم الله را ندانند.

(ادامه دارد……)


[1] وقتی می گوییم یک نفر چنین می کند، منظور مسلمان است.

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(16- قسمت)

این ها می توانند به عنوان مانعی باشند و تبلیغات آن ها برای دیگرانی که در حال تماشای اسلام هستند باعث شود که نگرش مثبتی نسبت به اسلام نداشته باشند. این ها معمولاً از درون مسلمین به چنین بازی هایی دست نمی زنند بلکه، کفار آشکاری هستند که از خارج از دایره ی مسلمین، این بازی ها را درمی آورند. پس، این بازی مال یک مسلمان یا حتی یک منافق سکولارزده هم نیست، این مال آن هاست، کفار آشکاری که خارج از دایره ی اسلام هستند.

الله تعالی در این مورد، آشکارا هشدار می دهد و این جنگ روانی را به عنوان یک خطر گوشزد می کند: ‏«وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ‏» (آل عمران/72)، جمعی از اهل كتاب گفتند: بدانچه بر مسلمانان نازل شده است، در آغاز روز ايمان بياوريد و در پايان روز بدان كافر شويد، تا شايد (از قرآن پيروی نكنند و از آن) برگردند. این ها خودشان خارج از دایره ی اسلام هستند. «لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ‏» تاکتیکی است برای این که مسلمانان برگردند،  این ها را به عنوان یک بازی و ابزار در نظر گرفته اند. «لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ‏» تا شاید مسلمانان برگردند. مسلمانانی را که این همه جلو آمده اند این ها را برگردانند و مثل خودشان کافر بکنند.

این سناریویی جهت ایجاد جنگ روانی و نرمی است که هم اکنون هم برای از بین بردن وحدت دینی مسلمین، ایجاد تفرق و پراکندگی بیشتر در میان مسلمین، تفرق و چند دستگی عقیدتی و فکری، ایجاد هرج و مرج دینی و بدبینی نسبت به دین اسلام و قانون شریعت الله در حال اجراست، و به شیوه های مختلف و از کانال های مختلف اداره می شود و ادامه دارد. چیزی نیست که بگوییم منقطع شده باشد. این روشی است که دشمنان سعی دارند به ایمان مسلمین حمله کنند و ایمان مسلمین را تضعیف نمایند، این روشی است که دشمنان سعی می کنند در میان مسلمین تفرق و چند دستگی به وجود بیاورند. این ها می خواهند از طریق این سناریوها و نقش بازی کردن ها به وحدت مسلمین ضربه بزنند و باعث فشل و ريختن ابهت مسلمين نزد دشمنانشان شوند.

نکته ی جالب این اسلام آوردن و مرتد شدن پیاپی کفار اهل کتاب، مشرکین و سکولاریست هائی که حرف این ها را گوش می دادند و اسلام می آوردند و بعد کافر می شدند این است که حکومت اسلامی رسول الله صلی الله علیه و سلم با تمام قدرت و تمکینی که داشت باز حکم مرتدین را بر این شهروندان جامعه ی اسلامی تطبیق نمی دهد و بازی های آنان را با روشنگری، جنگ روانی و نرم و محل نگذاشتن و به آن ها و اهمیت ندادن جواب می دهد. اصلاً از چنین چیزی که آن ها انجام می دهند مسخره اش می آید. چرا؟ چون، این ها اصلاً حرکتی نکردند و به جلو نیامدند بلکه، سرجایشان بودند و تکان نخوردند پس برگشتی هم در کار نبوده است. این ها خودشان را مسخره کرده اند. اما نکته ی ظریف این سناریو این است که ثابت شود که این ها اصلاً حرکتی نکرده اند و اصلاً تکانی نخورده اند و به جلو نرفتند و سرجایشان ثابت هستند و این هایی که می گویند ما از یک جای دیگری برمی گردیم دروغ می گویند. به همه ثابت شود که این ها دروغ می گویند این ها اصلاً تکان نخورده اند و سفری نکرده اند تا ادعا داشته باشند که ما برگشتیم، تو اصلاً نرفتی تا برگردی.

خوب، نکته ی دیگری که در این رابطه می توان اشاره کرد انگیزه های کسانی است که واقعاً مرتد شده اند نه این که مثل این ها بازی دربیاورند مثل این مسخره ها.  انگیزه های کسانی که واقعاً مرتد شده اند. باید بفهمیم دقیقاً انگیزه های آن ها چیست؟

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(15- قسمت)

 در هر صورت، کسانی را به همین بهانه ها که بیایید به زبان خودتان بخوانید، بیایید کافر مرتد محلی هم زبان خودمان را به جای دیگران بر خودمان حاکم کنیم و آن همه خون بدهیم، با همین توهمات و ظلم ها آن ها را نگه می دارند.

می دانیم که تمام این دروغ ها، تمام این توطئه ها و راهکارها، راهکارها و دروغ های منافقین و سکولارزده هاست و سکولارزده ها را هم با این توهمات به سوی خودشان جلب می کنند. در هر صورت، این ها را به طرف خودشان می کشانند و مثل خودشان، کافر آشکارشان می کنند.

روشن است، در هر صورت، جرم کافر شدن بسیار بالاتر از محرومیت از خواندن به زبان مادری یا حاکمیت یافتن یک کافر و مرتد هم زبان است که بدتر از دیگران بوده و این اصلاً هیچ توجیهی ندارد. چه توجیهی می تواند داشته باشد یک مسلمان بگوید یک کافرِ مرتدِ سکولار را که هم زبان من است بیاورم، خون و جان بدهم که این کافرِ مرتدِ سکولار که ثابت کرده در کل تاریخ بدتر از طاغوت های غیر بومی و غیر محلی بوده را با خون خود بر خودمان حاکم کنیم. چرا؟ چون هم زبان من است. این ها چنین کاری را انجام می دهند.

این ها ممکن است با زبان چیزی بگویند و در عمل چیز دیگری باشند. معیار، در اینجا عملی است که انجام می دهند. این ها عملاً خودشان را با پیوستن به احزاب کافر سکولار، کافر می کنند و مهم نیست مثل طرفداران مسیلمه ی کذاب یا سجاع و سایر پیامبران دروغین به بعضی از اسلام هم عمل کنند یا خیر. آن ها که عمل می کردند، تمام پیامبران دروغین دوره ی رسول الله صلی الله علیه و سلم به بخش زیادی از شریعت اسلام هم عمل می کردند در حالی که، این مسیلمه های کذاب کنونی مثل اوجالان به این هم عمل نمی کنند.

خوب، این یک نکته، نکته ای دیگر در این جریان ارتداد و مرتد شدن بازی دیگری است که عده ای درمی آورند.  عده ای از مرتد شدن به عنوان یک ابزار در جنگ روانی علیه مسلمین استفاده می کنند. یعنی ابتدا می گویند ما مسلمان شدیم اما، به همه اعلام می کنند که ما دست از اسلام یا این گروه کشیدیم و می گویند مثلاً ما داخل این ها بودیم و از نزدیک این ها را بررسی کردیم و دیدیم این ها چه هستند؛ اما، به این دلایل دست از اسلام کشیدیم و آن را مناسب ندیدیم بلکه، مثلاً دین سکولاریسم، یهودیت، نصرانیت، مجوسیت و غیره را بهتر تشخیص دادیم، یا تمام چیزهائی که هم اکنون عده ای عملاً در حال انجام آن هستند.

این می تواند جنگ روانی و تهدیدی نرم برای عقیده و باورهای دینی مسلمین و در برابر، تبلیغی برای دین سکولاریسم و سایر کفار آشکاری باشد که این ها به آنان پیوستند. این جنگ نرم و روانی زیرکانه، بخصوص می تواند تهدیدی برای تازه مسلمانان یا مسلمین نا آگاه، ضعیف الایمان و بدبین کردن آن ها و سایر مردم که از دور اسلام را نگاه می کنند و بدبین کردن آن ها نسبت به اسلام محسوب شود.

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(14- قسمت)

مشخص است که همه به گنج نمی رسند، چون گنج یک جاست و این ها هر کدام به مسیری رفته اند. مهم در اینجا این است که ما این ها را کسانی می دانیم که به گنج یقین دارند و تمام تلاششان هم بر این است که به آن برسند، اما خیلی از آن ها مسیر را اشتباه می روند و کسی هم نیست که آن ها را راهنمایی کند. شورای اولی الامری نیست که با اجماع واحدی همه را به سمت درست راهنمایی کند، برای همین، هر کدام با اعتقادی راسخ همان مسیری را جهت کشف حقیقت و دست یابی به گنج می رود که به آن اعتقاد و یقین دارد.

خوب، حالا این کجا و این که کفار یهودی، نصرانی، مجوس، صابئی و سکولار می گویند کجا؟ این کفار یا می گویند اصلاً قرآن و سنت و وجود گنج را قبول نداریم یا می گویند هیچ یک از قوانین شریعت و یا بخشی از قوانین شریعت الله را در امور زندگی دنیوی انسان ها قبول نداریم.

یا یک مذهب و مجتهد در مورد چگونگی اجرا کردن فلان حکم با مذهب و تفسیر دیگر اختلاف دارد اما، شخص کافر چه اهل کتاب یا شبه اهل کتاب باشد یا شخص کافر سکولار مثل کومله ها، دمکرات ها، دارودسته ی مسیلمه ی کذاب فعلی کُردها اوجالان، پارتی ها، یکیتی ها و غیره اصلاً خود حکم الله را قبول ندارند چه برسد به چگونگی اجرا کردن آن. یک مذهب و یک مجتهد در مورد چگونگی اجرا کردن این حکم با مذهب و تفسیر دیگر اختلاف دارد اما، این ها خود حکم الله را قبول ندارند نه چگونگی اجرا کردن آن را.

زمانی که شخص[1] می داند و یقین دارد که اهل کتاب، شبه اهل کتاب و سکولارها کافر هستند اما می گوید من یهودی، نصرانی، مجوس یا سکولارم، یا دقیق تر زمانی که شخص می گوید من کومله، دمکرات، پ.ک.ک، پارتی، یکیتی و سایر احزاب سکولار هستم یا یکی از این ها هستم، چنین شخصی بر کافر بودن خود تأکید کرده و بر کافر بودن خودش گواهی داده: «وَشَهِدُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ»، شاهدی دادند بر نفس خودشان که کافرند. آشکار است که کافرند، این هم می گوید من هم یکی از آن ها هستم. ظاهر، این را می گوید و نیت و قلب او می ماند برای قیامت و کاری به قضاوت انسان ها در دنیا ندارد. ظاهر او این است که شاهدی می دهد «وَشَهِدُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ» که کافرند، جزو همین گرو ها هستند. وقتی می گوید کومله، دمکرات، پ.ک.ک و یکی از این ها و یکی از این احزاب سکولار هستم. خودش شاهدی می دهد که من کافرم. وقتی می گوید یهودی، نصرانی، مجوس و صابئی هستم یعنی کافرم، خودش شاهدی می دهد.

خوب، در مورد عمل هم می توان به کسی اشاره کرد که به میل خودش وارد صف کفار آشکار شده و در صف کفار آشکار علیه مسلمین می جنگد، یا جزو آن ها و تابع قوانین آن ها شده و به میل خودش دین آن ها را پذیرفته، یا علاوه بر آن علیه مسلمین هم می جنگد، یا در یکی از احزاب سکولاریست عضو شده و طبعاً متعهد به قوانین آن حزب گردیده، یا مثل کسی که وارد یهودیت یا نصرانیت می شود. یا کسی که به میل خود قرآن را در کثافت می اندازد، یا کسی که به میل خودش به قرآن شلیک می کند. این اشخاص هر چند که چیزی هم نگویند یا دروغ ها و بهانه هائی هم سر هم کنند با همین اعمالشان از دایره ی اسلام خارج می شوند.

دیده ایم که عده ای به احزاب کافر آشکار سکولاری چون کومله ها، دمکرات ها، پ.ک.ک ها، پارتی ها و غیره به بهانه های مختلف جذب شده اند و افراد به این احزاب کافر ملحق می شوند که مثلاً مردم بتوانند به زبان خودشان بخوانند و بنویسند، یا به جای یک کافر خارجی یک کافر مرتد سکولار محلی بر مردم حاکم شود، دقت کنید دوستان، یا مثلاً مردم را در توهم نگه می دارند که فقر را از بین می برند، همان کاری که در عرض بیست و خرده ای سال در کردستان عراق مشاهده کردیم و غیر از فساد، نکبت، بی بندوباری، ظلم، بی عدالتی، دزدی و چپاولکاری کار دیگری برای این ملت نکردند. این ها آزادی و بی بندوباری دین سکولاریسم را حاکم می کنند و ده ها توطئه و دروغ دیگر که در زیر شعارهای دموکراسی، آزادی، جامعه ی مدنی و غیره قایم کرده اند.

(ادامه دارد……)


[1] منظور شخص مسلمان است، چون تمام این عذرها و تمام این گفته ها مربوط به شخص مسلمان است نه کافر، افراد جامعه ی کفار در دنیا هیچ عذری ندارند

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(13- قسمت)

 پس، انکار یک حکم شریعت الله مساوی است با انکار کل قانون شریعت الله. حکم الله در یک مورد با سایر موارد فرقی نمی کند. حکم الله را در یک مورد نپذیرفتی و حکم دیگری را جای آن گذاشتی یعنی، الله در این مورد حکیم، دلسوز، عالم و آگاه به وضع الان ما نیست بلکه، خودم، دیگران یا فلان حزب کافر سکولار اینگونه هستند و حتی، اگر این تنها حکم را هم برای صدر اسلام قبول کنی اما، برای الان مناسب نبینی و آن را قبول نکنی، در واقع می گویی که الله تعالی نعوذ بالله برای 1400 سال پیش عالم و حکیم بوده و حکم آن به درد آن زمان خورده اما، الان الله تعالی عالم، دانا، حکیم و دلسوز نیست و قوانین آن به درد الان نمی خورد؛ این حلال و حرام دین اسلام برای تا روز قیامت نیست بلکه برای برهه ای خاص از زمان است که گذشته و تمام شده است، این کفر آشکاری است که شکی در آن نیست.

در رِدّه، چیزی به نام رِدّه ی اصغر و رِدّه ی اکبر وجود ندارد. ردّه، ردّه است. حالا، ممکن است مال یکی (مُغَلّظِه) تند و شدید باشد و مال یکی دیگر (مجرّده) و ساده. یکی برود یهودی یا نصرانی یا سکولاریست شود و کاری به کار کسی نداشته باشد، به کسی آزار نرساند؛ یا یکی از حلال های الله را حرام کند یا یکی از حرام های الله را حلال نماید (حرامی را حلال و حلالی را حرام کند). مثل کسی که واجب بودن نماز را انکار کند و کاری به کار کسی نداشته باشد و به کسی آزار و اذیت نرساند به او می گوییم مجرده یا ساده، و ارتداد او ساده است؛ یا شخص جزو یکی از این کفار آشکار شود و شروع کند به دعوت منفی و ایجاد جنگ روانی علیه اسلام و مسلمین، یا شروع کند به جنگیدن با مسلمین و جلوگیری کردن از تطبیق قانون شریعت الله و خودش را تبدیل کند به یک مانع که باید برداشته شود یا حتی تبدیل شود به «أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» یعنی پيشوا و امام و سرِ كفر، و یا تبدیل شود به یکی از اهرم ها و نگهدارنده های «أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» و یا دشمن صائلی شده باشد که چاره ای جز دفع آن نباشد. در هر دو صورتِ ساده و شدید آن، حکم ردّه یکی است، هرچند ممکن است در چگونگی برخورد با این ها، و چگونگی دفع این ها، متناسب با میزان خطری که ایجاد می کنند اولویت بندی هایی شود.

نکته ی اساسی که در اینجا لازم است به آن توجه شود این است که، این برگشتنِ آگاهانه و اختیاری اشخاص تفاوت بنیادینی با تأویل یا اجتهاد فلان عالم یا فلان مذهب از منابع شرعی دارد. هر کدام از این مذاهب و مجتهدین می گویند ما به قانون شریعت الله ایمان و یقین داریم. ظاهرا آن ها چنین چیزی می گوید؛ آن ها می گویند ما به قانون شریعت الله ایمان و یقین داریم اما، به نظر ما منظور الله تعالی از این آیه این است، یا منظور رسول الله صلی الله علیه و سلم از این سخن چنین می باشد و دیدگاه، تأویل و تفسیر جداگانه ای از آیه، روایت، حدیث پیامبر صلی الله علیه و سلم یا رویدادهای تاریخی دارند.

 بدون شک، یکی از این آراء صحیح بوده و سایر آراء صحیح نیستند، اما چون شورای واحدی وجود ندارد در نتیجه، امت واحدی هم وجود ندارد و اجماع واحدی هم به وجود نمی آید تا رأی واحدی را این اجماع به مسلمین ارائه دهد، برای همین تا آن زمان این اختلاف ادامه پیدا می کند و این اختلاف در اجتهادات مذاهب و فرق موجود در دایره ی اسلام و اختلاف در تأویلات آن ها، هرگز مخالفت با فلان آیه یا فلان فرموده ی رسول الله صلی الله علیه و سلم نیست، بلکه مخالفت با برداشت، تفسیر و تأویل دیگران از همان آیه یا روایت می باشد. پس، مخالفت با اجتهادات و تأویلات انسان از قرآن و سنت به معنی مخالفت با خود قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم نبوده و نیست. این نکته ای است که باید خیلی به آن دقت شود.

مثال این ها، همچون گروهی است که یک نقشه ی گنج دارند و همه می خواهند به آن برسند و تمام تلاششان هم بر این است که به آن دست پیدا کنند اما، هر کدام به شیوه ی خودش نقشه را می خواند و آن را تفسیر می کند و بر اساس همین برداشت خودش نهایت تلاش خود را می کند که به گنج برسد و مسیری جدا از دیگران را برای رسیدن به این هدف انتخاب می کند. می خواهد از مسیری که خودش درست می داند و همان چیزی که از نقشه فهمیده از همان مسیر برود.مشخص است که مسیرهای مختلفی به وجود می آید اما، هدف همه ی آن ها یکی است.

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(12- قسمت)  

اما، این نکته، وظیفه و اولویت مهم هم، پیش شرط آن این است که نباید ما قواعد بنیادین و زیربنائی شریعت الله را کنار بگذاریم و بچسبیم به سناریوهائی که از طرف دشمنان دانا و دوستان جاهل برای مسلمین چیده شده و مسلمین را به اولویت های درجه چندم و حتی امور انحرافی مشغول کرده اند.

باید دقت شود و به مسلمان رسانده شود که باید تسلیم هر چیزی شوند که به آن یقین پیدا کرده اند و یا در آینده یقین پیدا می کنند که از طرف الله آمده است، و این یعنی بزرگ ترین خدمت به دعوت، وحدت، تشکیل حکومت اسلامی در سرزمین هایی که از آن محروم اند و از میان رفتن تدریجی آلودگی های عقیدتی و رفتاری مسلمین.

علاوه بر این، شخص مسلمان باید متوجه این نکته ی اساسی و بسیار خطرناک شود که فرق نمی کند  و مهم نیست شخص مسلمان «آگاهانه»، عمداً و با میل خود کدام حکم و دستور الله و قانون شریعت الله را کنار می گذارد و آن را قبول نمی کند، و کوچک و بزرگ هم ندارد، مهم این است که نعوذ بالله، الله را در یکی از احکام آن جاهل می داند و خودش یا سایر مخلوقات را در این مورد عالم تر، عاقل تر، حکیم تر، دلسوزتر، با تدبیرتر و مفید تر از الله دانسته است و این یعنی، شریک قائل شدن برای الله و حتی توهین به الله. همین به تنهائی او را از دایره ی اسلام خارج می کند؛ هرچند که در مورد ریزترین و کوچک ترین دستورات الله در شریعت باشد، و هر چند که تمام عبادات دیگر را هم انجام دهد.

 الله تعالی چنین توهینی را هرگز نسبت به خودش نمی بخشد:«إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا».همین یک مورد مخالفت باعث می شود تمام عبادات و اعمال خود را -هر کسی که خودش را مسلمان می داند- تمام اعمال خوب وی هم باطل شوند و بی ثمر، حتی فرقی نمی کند این کار نادرست را یک پیامبر انجام دهد یا هر شخص دیگری که باشد: «وَلَقَدْ أُوحِىَ إِلَيْكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْخَٰسِرِينَ» و الله تعالی او را به خاطر همین توهین آشکارش در جهنم قرار می دهد. رسول الله صلی الله عليه و سلم فرموده است: “إِنَّ الرَّجلَ لیكَلَّمُ بِالْكَلِمَةِ مِنْ سُخْطِ اللَّهِ لایرَى بِهَا بَأْسًا فیَهْوِی بِهَا فِی نَارِ جَهَنَّمَ سَبْعِینَ خَرِیفًا”.[1]

این کار خیلی خطرناکی است و نمی توان در آن سهل انگاری کرد. در این زمینه، کسی نمی تواند آن را دست کم بگیرد، کسی نمی تواند سهل انگاری کند، این چیزی نیست که قابل شوخی کردن باشد این ریسک و قماری نیست که در آن شرکت کنی و احتمال بدهی، کل آن را باخته، کل آن نابودی است.

در این زمینه، چگونگی برخورد صحابه با منکرین زکات می تواند نمونه ی عینی باشد. منکرین با وجود انجام سایر عبادات، به دلیل انکار همین یک حکم الله، مثل سایر مرتدین با آنان برخورد شد، یعنی با آن هایی که تنها و تنها یک حکم الله را منکر شده بودند و آن را قبول نداشتند، به همان شیوه ای با آن ها برخورد شد که با کسانی برخورد می شد که کل قانون شریعت الله را کنار گذاشته بودند و خودشان حتی ادعای پیامبری هم داشتند. با همه یکسان برخورد شد.

(ادامه دارد……)


[1]– ابن ماجه محمد بن یزید القزوینی، سنن ابن ماجة، تحقیق  محمد فؤاد عبد الباقی، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1395 هـ ، ص 312