درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(125- قسمت)

  • خشم سرکوب شده یا گندیده:
  1. خشم گندیده هم يعني خشمی که سرکوب شده، و فاقد قدرت انتقام و شجاعت است، و شخص در برابر خودش، عقايدش، باورهایش، ارزش هایش و ناموس خودش و ديگران بي تفاوت و بي غيرت می شود. مثل همین سلفی های فاسد درباری آل سعود یا اخوان المفسدین – شاخه ی انحرافی جریان اخوان الملسمین- .  یکی از بزرگان ما می گوید : كسي كه غيرت ندارد خيري در او نيست.

 چنین شخصی بیماری است که کلکسیونی از بیماریهای روانی مثل کینه ی نابجا، انتقام جوئی نابجا،حسد، اضطراب، غیبت کردن، عیب جوئی از دیگران، جاسوسی کردن از دیگران، فاش کردن اسرار دیگران، خود آزاری  وغیره را در خودش جا داده و باعث صدمه زدن به خودش و اطرافیانش هم می شود. علاوه بر این سركوب كلي خشم آثار منفي جسماني هم در پي دارد و شخص را مستعد انواع بيماري هاي جسمي  هم مي کند مثلاً باعث ترشح مواد قندي توسط كبد می شود كه باعث تشنج جسمي هم می شود.

البته خواهران و برادران گرامی باید دقت داشته باشند که این خشم گندیده و کلا مضر ممکن است برای عده ای با یکی از روشهای کنترل و مدیریت خشم و صفاتی از صفات مومنین شبیه باشد، اما ایندو تفاوت اساسی با هم دارند. یکی مدیریتی است در عین قدرت و توانائی که به آن می گویند تواضع انتخاب خوبتر به جای خوب، و دیگری سرکوبی است در عین بی غیرتی و ضعف که به آن می گویند ذلیلی و خفت.

الله تعالی زمانی که در قرآن صفت هاي مؤمنين را بيان مي كند يكي از ويژگي هاي آن ها را قدرت غلبه بر خشم معرفي مي كند:

– الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ. (آل عمران/134) کسانی كه در فراخى و تنگى انفاق مى كنند و خشم خود را فرو مى ‏برند و از مردم در مى‏ گذرند و خداوند نیكوكاران را دوست دارد.

– وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَا لْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَاغَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ (شوری/37) وکسانی اند که از گناهان بزرگ، و اعمال بسیار زشت و ناپسند پرهیز می کنن، و هنگامی که خشمناک می‌گردند می‌بخشند.‏

فرو بردن خشم يا الْكَاظِمِ الْغَيْظَ و بخشش، سلامت رواني و جسمي شخص را در پي دارد، و از عواقب مشكل سازِ ابراز خشم نابجا جلوگيري مي كند، و حتی خشم بجا را هم از حسن به احسن ارتقاء می دهد. یعنی اگر بر شخص خشم گرفته بشود خوب است و کسی انجامش بدهد کار بدی نکرده است، اما اگر انجامش ندهد بهتر است و بین خوب و خوبتر آنی که خوبتر است را انتخاب کرده است . مثلا کسی قتلی مرتکب شده، اگر قصاص بشود حقش است، و خوب است، اما اگرکسی به دلایلی شرعی گذشت کرد کار خوبتر را انجام داده است . که این هم ثمرات خاص خودش را دارد و کلا با خشم گندیده و سرکوب خشم متفاوت است: مثلا :

  • شخص الْكَاظِمِ الْغَيْظَ با جايگزيني منافعي كه الله وعده داده است، برای اینکه الله هم اورا ببخشد و به او پاداش و مزدش را بدهد كينه اي از طرف مقابل در دلش باقي نمی ماند و با جلب رضایت الله راههای نفوذ شیطان را می بندد؛ اما خشم گندیده و سركوب خشم، كينه را بيشتر مي كند و به شيوه ی دیگری آن را بروز می دهد و درها را برای تحرکات شیطان باز می کند.
  • عرض کردیم كنترل خشم توسط شخص الْكَاظِمِ الْغَيْظَ علامت تواضع است كه درموقعيت قدرت انجام می شود، و باعث قدرتمند کردن اراده و اعتماد به نفس خود شخص می شود، ونشانه ی ضعف در برابر مقابل نيست می تواند قصاص کند اما نمی کند؛ اما سركوب خشم هميشه به دليل ضعف و ترس انجام می شود، و احساس حقارت و بي ارادگي و تثبيت احساس حقارت و ذليلي رابه وجود می آورد.
  • برای شخص الْكَاظِمِ الْغَيْظَی که خشمش را کنترل و مدیریت می کند انتقامي وجود ندارد و با عفو و گذشت همراه است الْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ؛ اما سركوب خشم، با رفتارها ي انتقام جويانه و انفعالي- تهاجمي همراه است، چون جنبه ي تراكم پيدا كرده و بعد ها با شدت بيشتري تخليه می شود.

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(124- قسمت)

در جلسات قبلیمان عرض کردیم که کانال و ابزارهای تولید امام کدامها هستند؟ این امام از چه کانالهایی به وجود می آید؟ تنها و تنها سه کانال برای تولید امام وجود دارد: 1- خلافه علی منهاج نبوه 2- حکومت بدیل اضطراری اسلامی 3- مجلس واحد شورای مجاهدین . در سرزمینی که هیچ یک از اینها وجود ندارد مسلمین هیچ امنیتی ندارند مگر اینکه دست از آن 4 مفهوم دین اسلام بکشند .

حالا اگراز این برادران فریب خورده ی ما پرسیده بشود: سپری که در هنگام نیاز و ضرورت در برابر کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی از شما محافظت می کند کدام است؟ و بپرسی که در هنگام حملات آمریکا و مرتدین به حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان چه چیزی مانع کشت و کشتار شما شد و شما به کجا پناه بردید؟ یا پرسیده بشود چه چیزی مانع کشت و کشتار شما توسط مزدوران حزب کارگران اوجالان- مسیلمه ی کذاب فعلی کوردها- یا بازگشت کشتارگاههای احزاب دمکراتها و کومله ها و بارزانی ها و طالبانی ها وغیره درکوردستان ایران  شده است، چه چیزبرای گفتن دارند؟ 

این برای برادران نیمه دیوانه ی ما که کینه و تعصب و تنگ نظری و نقشه های دشمنان قانون شریعت الله باعث شده واقعیتها را نبینند باید دلیلی باشد بر اینکه در مسیر اشتباهی در حرکتند، و آشکارا در این حالت اضطرار با نعمتی می جنگند و خشمشان را متوجه نعمتی کرده اند که اگر جدشان صلاح الدین ایوبی رحمه الله بود در این حالت اضطراری که پیش آمده است در برابر اینهمه مرتدین وحشی و تبهکار و اینهمه کافر سکولار خارجی دو دستی به آن می چسبید، و در پشت این سپر – هرچند کهنه و زنگ زده و دارای عیوبی هم باشد– با محافظت از خودش در برابر اینهمه دشمن کافر جهانی و مرتد محلی و منافقین بی حیا و مزدور می جنگید و خودش را در مهلکه ی سرگردانی و فرورفتن درمرداب تفرق و دلسردی و کارکردن بر اساس نقشه های دشمنان قرار نمی داد.

  • یا اگر به این برادران نامتعادل و نامیزانمان گفته بشود که: بعضی از اجتهادات فصلی و مربوط به یک مردم خاصی هستند، و نمی شود این اجتهادات را بر مردمان دیگر یا فصلهای دیگر تعمیم داد هر چند که از طرف بزرگترین علمای آن مکان صادر شده باشند باز دچار خشم نابجا می شوند، و خشم خودشان را متوجه مسلمین می کنند، و جهالتشان آنها را هل می دهد که در این صفت هم شبیه کفار و منافقین بشوند.

مسلمانانی که اجتهادات فصلی و موسمی علماء و بزرگان را تعمیم می دهند اشتباه می کنند. عالمی درفصل بهار در منطقه ی پر از برف ما یک حکمی برای مردم آن منطقه داده، در همان زمان در حجاز یک عالمی ممکن است حکم دیگری به آن مردم بدهد. برادران جاهل و نامتعادل و نامیزانِ ما که بدون در نظر گرفتن ماه و فصلی که اجتهاد در آن صورت گرفته آن را بر سایر فصول و حتی بر سایر مکانها و زمانها تعمیم می دهند،- علاوه بر جهل – اغراض خاصی غیر از حق طلبی، مثل کینه و نفرت نابجا محرکشان است، نه حق طلبی و تسلیم حق شدن .

این برادران ما می دانند که تمام فرق اسلامی در طول این چند قرن گذشته هرگز یکدست نبوده اند، و در یک عصر ممکن است هر فرقه ای دهها دسته ی کوچک از او جدا شده باشد و هر کدام ساز خودشان را زده باشند . چون مجلس واحدی وجود نداشته که آنها را با اجماع واحد آن یکدست کند . علاوه بر آن در زمانهای بعدی هر فرقه ای دچار تغییر و تحولات غیر قابل انکاری شده تا به امروز رسیده، و همین امروز هم هیچ فرقه ای یکدست نیست .

نگاه کنند ببینند همین الان خود سلفی ها با اینهمه دانشگاه چند دسته و گروه هستند، شیعه را نگاه کنند، صوفی ها را نگاه کنند، شافعی ها و حنفی ها و سایر مذاهب را نگاه کنند ببینند چند دسته و گروه هستند. حتی دریک روستا و شهر، ما شاهد چندین گروه مختلف در یک فرقه و مذهب هستیم، اگر در یک خانواده شاهد چند دستگی نباشیم که هستیم . پس حکمی که بر فرد و خانواده و گروهی از یک فرقه صادر می شود مشمول همه در زمانها و مکانهای مختلف نمی شود، حتی اگر مشترکاتی هم با هم داشته باشند. مسلمان دنبال یک شبهه می گردد که مسلمان را از حدود تبرئه کند نه اینکه دنبال یک شبهه بگردد که حدود را بر آن اجراء کند. …

اینان مثالهای زنده ای هستند که ما روزانه با آنها سرو کار داریم. همین کافی است که با بیان و عمل به این واقعیت و حقیقت آشکار خودت را در معرض خشم نابجای این برادران نامتعادلِ نامیزان و تقریبا نیمه دیوانه قرار بدهیم. 

با تمام این مثالها باید متوجه شده باشیم که خشم نابجا که یکی از موانع وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی مسلمینه خشمی است که بر خلاف قانون شریعت الله باشد، و خشمی است که خواسته یا ناخواسته بر علیه حق و بر علیه قانون شریعت الله و بر علیه «انعمت علیهم» به کار می رود، و خدمت آشکاری است به «مغضوبین» و «ضالین».

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(122- قسمت)

 زمانی که چنین معجونی راتولید کردند – مثل معجون سلفیون تولید شده ی دستگاههای اطلاعاتی انگلیس و آمریکا و آل سعود –  این معجون را از کانالهای الرویبضه و علمای سوء به مسلمین ارائه می دهند، و مسلمین فریب خورده هم  بر روی همین مطالب دستکاری شده و تقلبی حساب می کنند، و با همین محاسبات غلط، خشونت و ولاء و براء خودشان را تنظیم می کنند؛ و به همین سادگی طبق نقشه های دشمناشان عمل می کنند، و ناخواسته نقشه های دشمناشان رادر زمین پیاده می کنند . بازی با اصطلاحاتی مثل مشرکین، مرتدین و خوارج توسط دشمنان قانون شریعت الله و علمای درباری آل سعود و مراجع تقلیدی مثل ابوبصیر و ابوقتاده و غیره که در دارالکفر و حتی دارالحربهائی چون انگلیس و غیره ساکنند بارزترین مفاهیمی هستند که از روزهای پایانی حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی تا کنون رایج شده اند، و تا کنون علاوه بر عمیق تر کردن تفرق میان مسلمین و محکم کردن پایه های کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی عامل ریخته شدن خون هزاران مسلمان شده اند.

پس مشکل اصلی درعقیده و فهم مسائل درونی است، و تمام اعمال ظاهری و رفتارهای عملی هم براساس همین مسائل درونی شکل می گیرد. می خواهید رفتارها را تغییر بدهید باید عقاید و افکار را عوض کنید. همان کاری که تمام پیامبران کردند و همین الان هم کفار در جنگ روانی و فرهنگیشان بر علیه مسلمین انجامش می دهند.

حالا این مسلمانی که با مصرف این معجون دستکاری شده و تقلبی به نام دین تعادل و میزانش را از دست می دهد، وخواهان دین و تطبیق قانون شریعت الله هم هست، به سادگی دربرابر دین دستکاری نشده و اصلی واکنش منفی نشان می دهد، و گفتن این حقایق ایشان را به راحتی به خشم می آورد، خشمی نابجا و غیر شرعی. در اینجا سخن علی بن ابی طالب رضی الله عنه در مورد این برادران ما صدق می کند که می فرماید: انسان با آنچه نمی شناسد دشمنی می کند.

وقتی که به امام احمد رحمه الله گفتند: یحیی بن معین از امام شافعی بدگویی کرده و عیب او می گوید، تعجب کرد و حیران شد و گفت: یعنی یحیی بن معین درباره ی شافعی بدگویی می کند؟! گفتند: بله از شافعی بد می گوید، امام احمد گفت: یحیی حتماً از گفته های شافعی بی اطلاع است، و هرکس چیزی را نداند با آن دشمن می شود.

این در مورد کسانی است که به بیماری تکبر و حسادت و لجبازی آلوده نشده باشند، و تنها عاملِ دشمنیِ آنها جهل باشد. شر این دسته بسیار کمتر از کسانی است که به حسادت و لجبازی و سایر بیماریهای تکبر آلوده شده باشند. چون جاهل با روشن شدن علم آرام می شود اما لجباز و متکبر نه .

عده ای از برادران ما جهل خودشان را با لجاجت تولید کنندگان معجون و علماء سوء قاطی کرد ه اند، و خودشان را تبدیل کرد ه اند به برادران نامتعال و نا میزان و گاه نمیه دیوانه ای که، در برابر هر چیزی که کرده اند در حلقومشان واکنش منفی و خشم نابجا نشان می دهند. چرا؟ چون اینان مراجع تقلید آنها هستند و این برادران ما عقل و چشم و گوش و دل خودشان را اجاره داده اند به این مراجع تقلیدشان .همین.

به عنوان مثال می دانیم مشرکین یا به زبان امروزین سکولاریستها احکام و قوانین خاص خودشان را دارند، و کلا درمنابع شرعی با کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب تفاوت دارند؛ مثلا ما نمی توانیم ذبیحه مشرکین یا سکولاریستها را بخوریم، یا نمی توانیم با زنها و دختران پاکدامنشان ازدواج کنیم، یا مشمول جزیه نمی شوند، اما سایر کفار می شوند، اولین بار علمای درباری رژیم فاسد آل سعود برای مسلمان کشی و بسیج مردم کلمه ی مشرکین را به صورت آلوده و تقلبی و دستکاری شده ارائه دادند، و هدف نزدیکشان هم به کار بردن احکام مشرکین در مورد اهل قبله ی مخالف خودشان بود.

اینان برای کشتار این اهل قبله ی مخالف به یک توجیه شبهه شرعی نیاز داشتند، و گرنه مسلمین در کشتار مسلمین با آنها همکاری نمی کردند؛ برای همین علمای درباری از کلمه ی مشرکین و بعدها از اصطلاح خوارج استفاده کردند، چرا؟ چون اولا بدتر از این وجود نداشت. ثانیا نمی توانستند بگویند که اینها یهودی یا نصرانی یا مجوس و صابئی هستند؛ چون این کفار قواره ی خاصی داشتند اما از کلمه ی مشرکین با شبهاتی که تولید می کردند می توانستند سوء استفاده کنند و مسلمین را با آن فریب بدهند.  البته بعدها که نتوانستند با این کلمه تمام مخالفینشان را سیاه کنند از کلمه ی دیگری به نام خوارج هم استفاده کردند و الان هم می کنند.

حالا همین معجون مسمومی که هیچ سابقه ای در منابع شرعی ما ندارد را کردند در حلقوم این عزیزان که فلان گروه اهل قبله مشرک است، اگر تمام آیات الله و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم و حتی رای ائمه ی خیر القرون را هم به او نشان بدهید که مخالف این حکم باشد، یا به او بگویید که حکم مشرکین با حکم کفار یهودی و نصرانی و مجوس هم فرق دارد و حتی الله تعالی این کفار آشکار را مشرک ندانسته حالا شما به چه دلیلی فلان گروه اهل قبله را مشرک میدانی در حالی که نیست؟ عصبانیت و خشم نابجا وجودش را می گیرد که اکثرا بددهنی و تهمت زنی از مقدمات این خشم نابجا است.

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(121- قسمت)

  1. حالا، خشم نا بجا یا افراط در خشم  از صفات کفار و منافقین است که این خشم را در برابر قوانین شریعت الله به کارش می گیرند. پس هر گونه خشونت ناشی از سوء استفاده ی از قدرت و حمله به حقوق انسانها – که قانون شریعت الله این حقوق رابرای انسانها قائل شده – خشونت نابجا و باطل است.  البته عده ای از مسلمین هم ممکن است به دلایلی چون جهل یا عمدا به این بیماری کفار و منافقین آلوده بشوند. اما باز این صفت هم مال مسلمین نیست، بلکه مثل تفرق و لجبازی و تکبر و امثالهم مال کفار و منافقین است، اما به دلایلی مثل جهل وغیره مسلمین هم به آن آلوده می شوند.

در این صورت خشونت نابجا یعنی هر گونه عملی که باعث آسیب جسمی، روحی یامادیِ غیر شرعی به شخص بشود که طبعا مخالف شریعت اللهِ و حرام است. آسیب روحی مثل مجبور کردن یک مسلمان به تبعیت از قوانین کفری دین سکولاریسم، یا گرفتن مستبدانه آزادیهای عقیدتی و رفتاری مسلمین توسط سکولاریستها، یا رواج انواع مفاسد اخلاقی و رفتاری تحت عنوان آزادیهای شخصی که مستقیما روحیه ی مسلمین راهدف قرار می دهند. یا تبعیض نژادی، یا مشرک و مرتد دانستن مسلمانی که مشرک و مرتد نیست، یا خوارج دانستن مسلمانی که نیست، یا زدن هر تهمتی نسبت به مسلمانی که در آن نیست و بر مسلمان خشونت نابجای روحی را تحمیل می کند.  یا مثل زورکی دختر و زن را ازدواج دادن، یا انواع ازدواجهای باطلی که در جاهلیت وجود داشتند و امروزه هم در قالب بی بندوباری های جنسی وجود دارند و خشونت روحی را بر زن تحمیل می کنند.

خشم نابجای یک مسلمان از مسائل کوچک و پیش پا افتاده شروع می شود تا به شرارت مي رسد، دراين حالت شرارت، شخص حكم ديوانه را دارد. در شرع اگر چنين شخصي همسرش را طلاق بدهد طلاق او نمي افتد و حكم طلاق اجرا نمی شود. اگر ما به بعضی برادران نامیزان و نامتعادلمان در این حالتها می گوییم نیمه دیوانه اغراق نکرده ایم و واقعیت آنها را نشان داده ایم .

آشکاراست غضب و خشم مثل خوردنی ها و نوشیدنی ها و سایر نیازهای انسان هم خوب و بجاش هست، هم بد و نابجاش. خوبش آنی است که با قانون شریعت الله مدیریت و کنترل و هدایت می شود و دراین مسیر قانون شریعت الله هم ازآن استفاده می شود، اما مسلمانی كه مدیریت و کنترل و هدایت خشم در مسیر قانون شریعت الله را بلد نيست به اشتباه خشم را در راه دیگری استفاده و مصرف مي كند. مثلا خشمی که باید روی مرتد ریخته بشود به اشتباه روی یک اهل قبله ای ریخته می شود که مرتد نیست، خشمی که باید روی یک دزد تخلیه بشود به اشتباه روی کسی تخلیه می شود که دزد نیست، خشمی که باید روی یک مشرک و سکولار تخلیه بشود به اشتباه روی یک کافر اهل کتاب یا شبیه اهل کتاب یا مسلمان اهل قبله ای تخلیه می شود که سکولار و مشرک نیستند، خشمی که باید روی یک خوارج ریخته بشود به اشتباه روی یک مسلمانی ریخته می شود که خوارج نیست و غیره.

در این صورت اگر کسی را دیدید که خشمش را در مسیر غیر شرعی آن استفاده می کند شک نکنید که :

  • یا ارزشها و بایدها و قوانین کنترل خشمش فاسدند مثل سکولاریسها و سایر کفار
  • یا مسلمانی است که در دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها قرار گرفته است
  • یا ممکن است مسلمانی باشد که به بیماری تکبر و عوارض آن مثل لجبازی و تفرق و خشم نابجا وغیره که مختص کفار و منافقین است آلوده شده باشد
  • یا اینکه مسلمان جاهلی است و روش کنترل و مدیریت خشم را به سمت و سوئی که الله تعیین کرده بلد نیست و با معجونهایی که به نام دین به اوخورانده اند نامتعادل و نامیزان شده است.

عرض کردیم که پیامبران با آوردن قانون شریعت الله، درواقع عامل تعادل درونی و رفتاری میان انس و جن را از طرف الله تعالی ارائه داده اند، حالا چه طوری این انسان متعادل تبدیل می شود به انسانی نامتعادل و نامیزان؟ با ارائه ی غلط این قوانین به او، یا ارائه ی ناقص آن به او؛ حالا چه عمدی باشد چه غیر عمدی باشد.  به همین راحتی یک انسان نامتعال و نامیزانی تولید می شود.

در مواردی که «الائِمَّهَ الْمُضِلِّینَ» یا « دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ» و علمای سوء عمدا قوانین شریعت الله را به غلط یا ناقص به شخص می رسانند، ابتداء داده ها و مسائل فکری را دستکاری می کنند، و با قاطی کردن حق و باطل با هم، حق را آگاهانه و به میل خودشان و عمدا می پوشانند، یعنی فقط باطل را به خورد شخص نمی دهند، بلکه این باطل را با حق قاطی می کنند بعد آن را می کنند در حلقومشان. در حالی که الله می فرماید:  وَ لاتَلْبِسُواالْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُواالْحَقَّوَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ‌ (بقره/42) و حق را با باطل نیامیزید، و حق را پنهان نکنید و حال آن که می‌دانید.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(120- قسمت)

  • خشم نابجا:

می دانیم که انسانها از قوانین مختلفی پیروی می کنند، و در این قوانینشان هم حقوق و تکالیفشان مشخص شده است، و مشخص هم شده است که اگرشهروندان بر خلاف آن را انجام بدهند جریمه می شوند و باید منتظر عواقبش هم باشند. طبیعی است که در هر جامعه ای هم آدمهای قانون شکنی وجود دارند که حرف حساب و حق و حقوق دیگران حالیشان نیست، برای همین هر ملتی دادگاههای خاص خودش، و پلیس و زندان و تبعید و مجازاتهای خاص خودش را دارد، و مجازات مجرمین جامعه ی خودش را نیازِ خودش می داند،غیر از این، برای مقابله با دشمنان خارجی، وجود ارتشی قدرتمند و جنگ و اعمال خشونت با دشمنان خارجی را هم حق خودش می داند . در این صورت اعمالِ خشونتی که توسط قانون آن کشور تأئید شده باشد مورد تأئید مردمانِ هم عقیده با این حکومت است، و هر کشوری در دنیا چنین اعمال خشونتی بر اساس قانونش رابرای حفظ امنیت مادی و معنوی افراد جامعه اش حق خودش می داند .

پس خشم با اين ويژگي ها مانند نيروهاي ديگردر انسان وجود دارد كه بايد كنترل و هدايت بشود، و  انسان از طريق قوانین، بايدها و ارزش هایی که قبول کرده است بايد این خشم را كنترل و هدايت کند، یا به اصطلاح ما مدیریتش کند.

حالا برای مدیریت و کنترل این خشم کدام قانون و کدام شیوه ی اعمال خشونت درست است و کدامیکی غلط است، یا میزان توزیع ومصرف این خشونت در برابر انسانهای مجرم یا مخالف چقدر است، به عقاید افراد بر می گردد. در اینجا به تعداد باورها و عقاید و قوانین، خشونتهای روحی و جسمی با هم فرق دارند به عنوان مثال:

  • نزد ما سوزاندن یک جنازه یک توهین و خشونت روحی به بازماندگان میت است، اما نزد بودائیها نوعی ادای احترام است .
  • یا رقصیدن و شادی کردن هنگام دفن جنازه نزد بعضی از قبایل آفریقائی یک احترام است اما نزد ما نوعی خشونت روحی و توهین است.
  • یا جسد میت را از قبر بیرون آوردن برای ما یک توهین و خشونت روحی است، اما نزد بعضی از قبایل اندونزی هر سه سال یکباربیرون آوردن میت و لباس پوشاندن به او یک ارزش است
  • یا مثلا اسلام می گوید حکم مرتد کشتن است و این خشونت بجاست؛ اما دین سکولاریسم می گوید: نه، این خشونت نابجاست.
  • اسلام می گوید حکم دزد بریدن دستش است و این خشونت بجاست؛ اما دین سکولاریسم می گوید: نه،این خشونت نابجاست
  • اسلام می گوید حکم مشروب خوار و زناکار و هم جنس باز و غیره این است…و این خشونت بجاست، اما دین سکولاریسم می گوید: نه، این خشونت نابجاست
  • اسلام می گوید قانون الله باید تعیین کند خشونت بجا و نا بجا چیست؟، اما سکولاریسم می گوید: نه، این حق باید مال من باشد
  • دین سکولاریسم می گوید هرکسی دنبال قانون شریعت الله باشد خشونتش بد است و نابجاست، و الله می گوید خوب است و نیاز است و به جاست .

اینجا دیگر شخص مسلمان با گفتن لا اله – الا الله و محمد رسول الله تمام قوانینی که مخالف قانون شریعت الله باشند را رد کرده و زیر پایش گذاشته است . الله تعالی هم برای خشم شروط و قوانيني را از طریق شریعتش در اختیار انسانها قرار داده است تا به وسیله ی این قوانین بتوانند این خشم را مدیریت کنند و در مسیر صحیح اش هدایتش کنند .

الله تعالی مشخص مي كند كه تندي، غضب و خشم، در برابر باطل و در برابركفار و دشمنان الله و دشمنان مردم و مجرمین است، و خشمگين شدن نسبت به حق و نسبت به مؤمنين كار اشتباهي است. پس ريشه ی اصلي خشم یک مومن به ايمانش به قانون شریعت الله و ميزان پايبندي او به قوانین، بايدها و ارزش هاي دين برمي گردد.

خشم و غضب انسان مسلمان در برابر باطل و مجرمین و هر كسي است كه ارزش هاي دينش را زير پا بگذارد. اندازه ی این خشم را هم الله تعيين كرده است، مثلاً كسي كه تهمتی زده یا دزدي كرده یا انسان بی گناهی را کشته یا گردنه گیری کرده یا مرتد شده و غیره الله برای این جرمها حدودی راتعيين كرده؛ برای همین خشم را باید به همین اندازه ای که الله تعالی تعیین کرده نسبت به شخص مجرم به کار برد، این یعنی تعیینِ میزانِ مصرفِ خشم نسبتِ به انواعِ جرمهایِ مختلف در جامعه توسط الله تعالی.

پس الله تعالی خشم بجا و صحیح را به عنوان يك نيروي غريزي بين انسان و حيوان  برای محافظت قرار داده است كه بدون آن انسان در معرض نابودي قرار مي گيرد. علاوه بر این با مدیریت، کنترل و هدایت خشم توسط قانون شریعت الله، این خشم از نیازهای حیاتی انسان مثل دين – جان – ناموس – عقل – مال و آبرو و غیره محافظت می کند. اگر چنین خشم هدایت شده توسط قانون شریعت الله نباشد دنيا نابود مي شود. لَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَکِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِینَ ‏ (بقره/251) اگر خداوند برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نکند، فساد زمین را فرا می‌گیرد، ولی خداوند نسبت به جهانیان لطف و احسان دارد .‏پس خشم بجا عاملي است برای جلوگيري از  فساد زمين و دفع کردن انسان های مجرم توسط انسانهای صالح،و اعطای این خشم بجا لطف و احسان الله به بنده هایش است .

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(119- قسمت)

یک نکته ی تاریخی دیگر را در مقایسه ی وضع موجودی که سکولاریستهای کافر و مرتد برای مسلمین ساختن با وضع موجود جاهلیت صدر اسلام خدمتتان عرض کنم: زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم از زنان بیعت گرفت که زناء نکنید!، زن ابوسفیان گفت: آیا درمیان زنان شوهر دارعرب کسی را پیدا می کنی که زنا کرده باشه؟ یعنی در زمان جاهلیت، زنان شوهردارعرب مرتکب زنا نمی شدند، همچنانکه در میان ملت ما هم چنین پدیده ای وجود نداشت و کلماتی مثل «خون از نخ» (هون جه نه یا به نه خوین) رایج بود و کسی که کمر به پائین مرتکب چنین جرمی شده بود در واقع روی خونش ریسک کرده بود و فرقی بین زن و مرد و متأهل و مجرد نداشت. اما اسلام آمد و به آن سازمان داد .

در هر صورت این وضع فرهنگی عربها و مردم ما بود، اما الان عربها و کوردها سکولار و مرتد امروز را نگاه کنید که چگونه برای کل کفار دنیا و مفسدین منطقه ای و محلی مراکز و هتل های تن فروشی را در دبی و کویت و لبنان و سلیمانیه ی عراق و مصر و غیره ساخته اند، و شروع کرده اند به ناموس فروشی مسلمین و حتی فرهنگی کردن بی حیائی و بی ناموسی و بی غیرتی در میان عموم مسلمین؟ و اینطوری سکولاریستهای کافر جهانی و مرتد محلی با پشتوانه ی منافقین و سکولار زده ها ملتی بی غیرت تولید کرده اند که هیچ خیری درآنها نیست:”لا خير فيمن لا غيرة له. کسی که غیرت نداره خیری در او نیست. و اگر بساط این بی غیرتهای بی شرف سکولار برچیده نشود نتیجه ای غیر از  پیاده شدن طرح اندلسی کردن سرزمینهای مسلمان نشین در برندارد، نتیجه آنی می شود که الان در فلسطین و میانمار و آفریقای مرکزی و الجزائر و لیبی و سوریه و اکثر سرزمینهای مسلمان نشین می بینیمش. این سکولاریستهای مرتد و مریدانشان هیچ ربطی به اسلام ندارند.

طبیعی است کسانی که وارد این دین می شوند و آن را می پذیرند با همان لا اله – الا الله خودشان موضع «سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا» می گیرند، و تسلیم تمام قوانین و برنامه های الله می شوند، و زندگیشان را بر اساس این قوانین مدیریت می کنند. حالا اگر مجرمی اطاعت نکرد ارتباطی به قوانین شریعت الله ندارد. مثلا شریعت الله برنامه هائی رابرا ی طهارت و پاکیزگی دارد حالا اگر کسی خودش را تمیز نکرد و کنارتان نشست و بدنش بوی گند بدهد ربطی به اسلام ندارد. در تمام صنفها وعقاید دنیاهم این طوری است. انگیزاسیون و تفتیش عقاید قرون وسطای اروپا چه ربطی به سیدنا عیسی واسلام دارد؟ شاه اسماعیل صفوی و قرامطه چه ربطی به اسلام دارند؟ منافقین و سکولار زدهای الان چه ربطی به اسلام دارند؟ در کل در هر عقیده ای مجرمینش چه ربطی به آن عقیده دارند؟ در حالی که آن عقیده آنها را مجرم دانسته است و با آنهاهم مبارزه می کند.انسان بی غیرت و بی تفاوت هم مریضی است که ربطی به اسلام ندارد.

در هر صورت واضح است خشم و خشونتی  که با قانون شریعت الله مهار شده باشد لازمه ی زندگى اجتماعی و نیاز مسلمین است، و برای محافظت از عقایدشان، و خودشان، و خانوادشان، و جامعه شان و آزاد سازی سایر سرزمینهای دارالکفر به آن نیاز دارند، و باید متناسب با عامل تهدید کننده،خشم را مدیریت و هدایت کنند.

این «تناسب با عامل تهدید کننده» نکته ی بسیار مهمی است که بنده بارها به آن اشاره کرده ام و تذکر داده ام، یعنی اگر شخص عامل تهدید کننده است، می شود شخصی با او درگیر شد؛ اگر گروه و حزب عامل تهدید کننده است، می شود با حزب و گروه با او درگیر شد؛ اما اگر حکومت یا حکومتهای متحد عامل تهدید شده اند تنها با حکومت و اتحاد حکومتها می شود خشم و خشونت را در مسیر شرعیش هدایت و مدیریت کرد و به نتیجه ی شرعی رسید؛ و اگر مسلمین این حکومت – چه حکومت اسلامی علی منهاج نبوه چه حکومت بدیل اضطراری اسلامی – راهم در اختیار نداشتند، تنها با مجلس واحد مجاهدین می توانند خشم را در مسیر شرعیش بر علیه این حکومتهای کافر مهاجم و مرتدین محلی مدیریت و هدایت کنند و هیچ راه دیگری وجود ندارد.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(118- قسمت)

با این توضیحات می توانیم بگوییم : خشمی که در میان همه ی انسانها وجود دارد می تواند به 3 شکل دیده بشود: 1- خشم بجا و معتدل که کنترل و مدیریتش با قانون شریعت الله است 2- خشم نابجا که مختص کفار و منافقینِ مخالفِ قانون شریعت الله است  3- خشم سرکوب شده و گندیده که مختص انسانهای بی غیرت است.

  1. خشم بجا یا خشم معتدل،خشمی است که تحت سيطره ي قانون شریعت الله است.خشونتی که در چارچوب قانون شریعت الله باشد، و در جای خودش، و طبق شرایط خودش تطبیق بشود و اجراء بشود، مطلوبه و بجاست؛ و تمام خشونتهائی که خارج از چهارچوب قانون شریعت الله باشند نامطلوب و مذمومند.

قاطعیت در اجرای قانون شریعت الله در مورد مجرمان و متجاوزان و ستمگران هم خشونت مثبت و به جایی است که برای اجرای عدالت و محافظت از حقوق شرعی انسانها و محافظت از بندگان الله از طریق 3 ابزارانجام می شود .

دو نمونه را برایتان ذکر کنم که چه طوری از کانال «3 ابزار» می شود یک حقی را گرفت و خشم بجا را درمسائل اصلی و کلان جامعه ی مسلمین درمسیر شرعیش مدیریت و هدایت کرد، و به نتیجه ی شرعی هم رسید، و متوجه شد که (با تجربیاتی مثل سمیه رضی الله عنه و یاسر و…) در اینگونه موارد غیر از این «3 ابزار» هیچ راه دیگری برای هدایت خشم بجا و گرفتن اینطور حقها وجود ندارد، تنها و تنها این «3 کانال» وجود دارند:

می دانیم که الله تعالی می فرماید:إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ(حجرات/10)فقط مؤمنان برادران همدیگرند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:كُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ دَمُهُ وَمَالُهُ وَعِرْضُهُ.[1]همه چیز مسلمان، خون و مال و آبرویش، بر مسلمان حرام است. حالا آبروی یک مسلمانی توسط یک کافر در معرض خطر قرار گرفته است، ببینید از تک تک افراد جامعه تا حکومت اسلامی چه واکنشی در مورد چنین مصیبتی نشان میدهند :

روزی زن مسلمانی به بازار یهودیان بنی قینقاع می رود و به طلاساز یا نقره سازی مراجعه می کند تا زیوری برایش بسازد. یهودیان از او می خواهند که صورت خودش را آشکار کند اما این خواهر مسلمانمان این کار را نمی کند. چون آن زمان حکم حجاب و پوشاندن صورت و سینه و غیره بر مسلمین نازل شده بود. همان کاری که الان کفار سکولار اروپا برای ممنوعیت نقاب قانون تصویب کردند و مجازات هم برای خواهری که نقاب بزند تعیین کرده اند. در هر صورت، زمانی که این خواهرمان مخالفت می کند یکی از یهودیها از روی لجبازی بدون اینکه این خواهرمان متوجه بشود لباسش را از پشت به شانه اش می بندد، زمانی که این خواهرمان بلند می شود از پشت بدنش لخت می شود، چون آن موقع مثل الان نبود که همه، چند تا لباس زیر این لباسشان بپوشند. فقط همین تنشان بود. زمانی که اینجوری آبروی این خواهرمان بازیچه ی این کفار می شود همه به آن می خندند و یهودیان مسخره اش می کنند. 

در اینجا برادر مسلمانی که آنجا حضور دارد خشمگین می شود و آن شخص مجرم را با ضربات شمشیرش به درک می فرستد، یهودیها هم دسته جمعی  به او حمله می کنند و ایشان را به شهادت می رسانند. زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم به عنوان رهبر و حاکم اسلامی خبر را شنید،خشمگین شد و تمام سپاه اسلام را برای جنگ با این کفار برد و پس از 15 روز محاصره آنها را مجبور به تسلیم کرد و قصد کشتن همه ی آنها را داشت که با وساطت عبدالله ابن ابی – سر دسته ی منافقین مدینه– جانشان را به آنها بخشید، در عوض اموالشان را مصادره کرد و خودشان را به نزدیکی شام تبعید کرد .

این در زمانی بود که ما حکومت اسلامی علی منهاج نبوه داشتیم، اما پس از آن هم زمانی که ما صاحب حکومت بدیل اضطراری اسلامی بودیم باز صحنه های قابل تأملی را می بینیم و بیشتر قانع می شویم که چه طوری امام سپر می شود، حتی اگر یک امامِ حکومتِ بدیل اضطراری اسلامی با هر مذهبی باشد، یا یک امام مال مجلس شورای واحد مجاهدین باشد .

 به متعصم عباسی امام آن زمان مسلمین خبر رسید که یکی از سربازان امپراطوری روم خواهری را اذیت کرده و او را زندانی کرده است و آن خواهر فریاد زده است: «وامعتصماه»، معتصم به دادم برس. وقتى معتصم این را شنید زود از تختش بلند شد و فریاد آن خواهرمان را جواب داد و گفت «لبیکِ، لبیکِ» و به دنبال وصیت در مورد تقسیم اموالش، زود ارتش رابرای حمله آماده کرد، قبل از حمله نامه ای به این مضمون برای امپراطور روم نوشت: از امیر مسلمین معتصم باالله به سگ روم، یکی از رعیتهای من در زیر سیطره تو مورد ظلم قرار گرفته وبعد زندانی شده است. آن رعیت من را از زندان رها کن، و سربازی که اذیتش کرده به ما بسپار، و گرنه با لشکری بسویت خواهم آمد که ابتداش پیش تو و انتهاش نزد من باشد..»

اما امپراطوری روم این را جدی نگرفت و امام و سپرِ مسلمینِ آن زمان لشکر کشی کرد، و پس از کشته شدن صدها مجاهد مخلص و به درک رفتن هزاران رومی خبیث، سرانجام بر آنها پیروز شد، و با فتح سه منطقه ی حساس از رومیها، ضمن آزادی آن خواهرمان سرباز کافرمجرم را هم به قتل رساند، و شخصا به خاطر اینکه دیرتر به دادش رسیده است از آن خواهرمان معذرت خواهی کرد[2]

مسلمینِ با غیرت اینطوری -از شخص تا یک ارتش- احکام قانون شریعت الله را به دفاع از آبروی ی هک خواهر مسلمانمان عملی می کردند، چون علاوه بر وظائفشان نسبت به همدیگر از عواقب بی غیرتی و سهل انگاری و بی خیالی در برابر قوانین شریعت الله هم با خبر بودند، و باید پاسخگو می شدند. اینجوری در برابر آبروی یک مسلمان محافظت می کردند حالا چه رسد به دفاع از دین یا خون یا ناموس و مال یک مسلمان . اما الان غیرت و شرف مسلمین و حکام سکولار و مرتد دست نشانده  را نگاه کنید، ببینید چه وضعی را تولید کردند؟

(ادامه دارد………)


[1] أخرجه أحمد (2/277، رقم 7713) ،ومسلم (4/1986، رقم 2564) .وأخرجه أيضًا: البيهقي (6/92، رقم 11276)

[2] الکامل لابن الاثیر 247/5

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(117- قسمت)

علاوه بر مفاسد بی شمار عقیدتی – روانی و رفتاری و حتی محیط زیستی، اگر مسلمین از این خشونت شرعی استفاده نکنند مکانهایی که عبادت الله درآن می شود توسط همینهائی که کمتر از حیوانات 4 پا هستند نابود می شوند، همچنانکه در همین اروپا اولین مکانهائی که به دلیل قدرت گیری مشرکین و سکولاریستها نابود شدند همین کلیساها و صوامع بودند. این هم یکی دیگر از ضروریاتی است که باید از خشم طبق قانون شریعت الله استفاده بشود، و خشم به عنوان یک نیاز و ضرورت خودش را نشان می دهد .

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ *‏ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیراً وَلَیَنصُرَنَّاللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ‏(حج/39-40)اصلاً اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دفع نکند دیرهای (راهبان) و کلیساهای (نصرانی ها) و کنشتهای (یهودیان)، و مسجدهای (مسلمانان) که در آنها خدا بسیار یاد می‌شود، تخریب و ویران می‌گردد.  و به طور مسلم خدا یاری می‌دهد کسانی را که (با دفاع ازدین اسلام و مکانهای عبادی) او را یاری دهند . خداوند نیرومند و چیره است.

بله، این خشم مهار شده توسط قانون شریعت الله احسان و لطف الله بر جهانیان است وَلَکِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِینَ .

یکی دیگر از ضرورتهای به کار گیری این خشمی که فضل و لطف الله بر جهانیان است، متوجه کردن این خشم مهار شده با قانون شریعت الله به سمت مجرمین داخل مسلمین است که به صفتی از صفات کفار و منافقین آلوده شده اند و دچار جرمهائی می شوند که باید حدود الله رویشان تطبیق بشود . چون حدودی هستند که قانون شریعت الله دستور داده که باید اجرا بشوند، و مربوط به نظم اجتماعی و رعایت قوانین می شوند تا هرج و مرجی به وجود نیاید، و ظلمی صورت نگیرد و «أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ» به شکل صحیحش در جامعه ی مسلمین پیاده بشود و زمینه های «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ» تأمین بشود. حالا اگر کسی آگاهانه و به میل خودش قوانین شریعت الله را زیر پا بگذارد لازم است و باید با خشونت تنظیم شده توسط الله با آن برخورد بشود .

شخص می داند و یقین داردکه نباید خون برادر مسلمانش را به ناحق بریزد، یا نباید زنش را زیر مشت و لگد بگیرد، یا نباید جاسوسی کند، یا نباید به برادرش تهمت کفر و ارتداد و دزدی و قتل و غیره بزند، یا نباید با سرعت بالا در کوچه های شهر یا روستا رانندگی کند و…. اما اینکار ها را انجام می دهد.

یا به بچه می گویی نزدیک آتش یا بخاری یا چای داغ یا استخر آب نرود، اما همینطوری سرش را می اندازد پائین و می رود؛ یا سرش را از پنجره ی ماشین بیرون نیاورد یا روی لبه ی پشت بام نرود، یا به سن 7 سالگی رسید باید نمازش را بخواند و غیره؟ در اینجا باید به نسبتی که شرع لازم دانسته با خشونت مانع اتفاقات ناگوار و صدمات شد؟ این خشونت نوعی پیش گیری و محافظت از سلامتی جسمی و روحی افراد است؛ مثل قصاص که انتهای خشونت یک مسلمان نسبت به یک مسلمان است که الله تعالی در موردش می فرماید: وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَاْ أُولِیْ الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (بقره/179) ای صاحبان خرد! برای شما در قصاص، حیات و زندگی است باشد که تقوا پیشه کنید .‏

  در اینجا لازم است برای جلوگیری از این ضررها و مفاسد مشابه، خشونت به کارگرفته بشود، که معمولا از جریمه ی نقدی تا زندان و حبسهای طولانی مدت وغیره شروع می شود، تا به تبعید و اعدام هم کشیده می شود. واضح است حکومت کردن بدون اجراى خشونتى كه به نفع جامعه باشد، امكان ندارد. برای همین است شما نمی توانید جامعه ای را در تاریخ انسانها تصور کنید که در آن مطلقاً عارى از خشونت باشد.

در این صورت به کارگیری خشم علاوه بر حفظ جسم و جان – که مشترک بین حیوان و انسان است -در یاری الله – از طریق نصرت دینش(حتی اگر تحریف شده هم باشد مثل محافظت از صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ ) و نصرت قانون شریعت الله و بندگان الله – به عنوان یک ضرورت و نیاز خودش را نشان می دهد؛ و الله تعالی به کسانی که از خشم در راه تطبیق قانون شریعت الله و یاری بندگان ستمدیده ی الله استفاده نمی کنند می فرماید: وَمَا لَکُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ وَلِیّاً وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ نَصِیراً (نساء/75) ‏ چرا باید در راه خدا و (نجات) مردان و زنان و کودکان درمانده و بیچاره‌ای نجنگید که می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهر و دیاری که ساکنان آن ستمکارندخارج ساز، و از جانب خود سرپرست و حمایتگری برای ما پدید آور، و از سوی خود یاوری برایمان قرار بده.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(116- قسمت)

این ذلیلی ادامه دارد تا زمانی که مسلمین دوباره با جهاد و اسلحه به دینشان بر گردند، چون کفار و بخصوص کفار سکولار اولین کاری که می کنند مسلمین را از آن 4 مفهوم دینشان تهی می کنند، و تا زمانی که مسلمین با جنگ مسلحانه و جهاد آن 4 مفهوم دین را به خودشان بر نگردانند از دینشان فاصله گرفته اند و به دینشان برنگشته اند، و این ذلیلی بر آنها ادامه دارد:إِذَا تَبَايَعْتُمْ بِالْعِينَةِ،وَأَخَذْتُمْ أَذْنَابَ الْبَقَرِ، وَرَضِيتُمْ بِالزَّرْعِ،وَتَرَكْتُمْ الْجِهَادَ، سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ ذُلًّا لَا يَنْزِعُهُ حَتَّى تَرْجِعُوا إِلَى دِينِكُمْ.[1]آن‌گاه كه شما معامله عينه كرديد[اين معامله به اين صورت است كه فردي ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كالايي را به قیمت بالائی از فردي مي‌خرد و به دلایلی مثل بدهکار بودن جنس را به قیمت پائین تری به همان شخص مي‌فروشد] و دم گاو را گرفتيد وبه كشاورزي خوشنود شديد و جهاد در راه الله را ترك كرديد، الله ذلت و پستي را بر شما چيره می کند و آن را از شما دور نخواهد كرد تا وقتي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كه به دين‌تان برگرديد .

در حدیث دیگری هم هست ترک جنگ مسلحانه ی شرعی،و خرج نکردن نهایت خشونت در جهاد، وارد شدن به صف منافقین است: “مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَغْزُ وَلَمْ يُحَدِّثْ بِهِ نَفْسَهُ مَاتَ عَلَى شُعْبَةٍ مِنْ نِفَاقٍ[2] و حتی ترک جهاد و یا مجهز نکردن یک مجاهدی که می خواهد این خشم را در مسیر شرعیش خرج کند یا نگهداری نکردن شرعی از خانواده ی یک مجاهد، باعث نزول قارعه و بلاو مصیبت سخت و مهلک و ناگهانی بر شخص می شود قبل از عذاب قیامت: مَنْ لَمْ يَغْزُ،أَوْ يُجَهِّزْ غَازِيًا،أَوْ يَخْلُفْ غَازِيًا فِي أَهْلِهِ بِخَيْرٍ، أَصَابَهُ اللَّهُ بِقَارِعَةٍ قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ . [3]

که الله تعالی در مورد همین عذاب می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمْ انفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنْ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلا قَلِيلٌ *إِلا تَنفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ(توبة/38-39(ای مؤمنان! «مَا لَکُمْ»: چه چیزتان شده است‌؟ چه خبرتان است‌؟ چرا شما؟ چرا هنگامی که به شما گفته می‌شود: (برای جهاد) در راه خدا حرکت کنید، سستی می‌کنید و دل به دنیا می‌دهید؟ آیا به زندگی این جهان به جای زندگی آن جهان خوشنودید؟ تمتّع و کالای این جهان در برابر تمتّع و کالای آن جهان، چیز کمی بیش نیست .‏اگر برای جهاد بیرون نروید، خداوند شما را (در دنیا با استیلاء دشمنان و بلاهای ناگهانی و غیره و در آخرت با آتش سوزان ) عذاب دردناکی می‌دهد و (شما را نابود می‌کند و) قومی را جایگزینتان می‌سازد که جدای از شمایند و هیچ زیانی به خدا نمی‌رسانید و خدا بر هر چیزی توانا است.

یعنی ترک خشونت طبق قانون شریعت الله مساوی است با تن دادن به ذلیلی در برابر دشمنان الله و دشمنان خودمان، و پذیرش و خرید عذاب در دنیا و قیامت،و داخل شدن به صف منافقین و سکولار زده ها ، و حتی نابود شدن خودمان، همین چیزی که قرنهاست مسلمین درآن گرفتار شده اند و الان هم هستند.

الان می شود از یک مسلمان مومن پرسید:در برابر خشونت تحمیلی کفار و بخصوص خشونت تحمیلی کفار سکولار که همیشه با مسلمین می جنگند و مرتکب انواع کشت و کشتارهای وحشیانه و نابودی سرزمینهای مسلمین می شوند تا حکومت و قوانین خودشان را بر مسلمین تحمیل کنند چه باید کرد؟ تکلیف چیست؟ دست روی دست بگذاریم تا مثل اندلس یا همین یکی دو قرن گذشته قوانین کفار و بخصوص قوانین سکولار بر ما تحمیل بشود، و اینهمه فقر و نا امنی بر ما تحمیل بشود، و تسلیم ذلت و بردگی کفار اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی و قوانین دین سکولاریسم بشویم؟ از دین اسلامی که عزت را تنها مخصوص الله و رسولش و مومنین دانسته چه انتظاری می رود؟ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّالْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ(منافقون/8) عزّت و قدرت از آن خدا و فرستاده او و مؤمنان است، ولیکن منافقان نمی‌دانند .‏

بله، الله تعالی علاوه بر دفاع مشروع، جنگ مسلحانه ی آزادیبخش را طبق قانون شریعتش، و خشونت را طبق قانون خودش بر علیه کفار اجازه داده است، و تنظیماتی به وجود آورده است که در درس دشمن شناسی به آن اشاره کردیم. یعنی خرج کردن خشونت در برابرکفار هم تنظیماتی دارد.

اگر مسلمین از خشونتی که الله به آنها داده استفاده نکنند و مجرمین و کفار را دفع نکنند، بدون شک توسط همینهائی که کمتر از حیوانات 4 پا هستند فساد تمام زمین را می گیرد، اما الله تعالی نسبت به جهانیان لطف و احسان دارد و ابزاری چون خشونت را در اختیارمسلمین قرار داده است که با این خشونت مانع فاسد شدن زمین بشوند :وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَکِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِینَ ‏(بقره/251) و اگر خداوند برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نکند ، فساد زمین را فرا می‌گیرد، ولی خداوند نسبت به جهانیان لطف و احسان دارد .‏

(ادامه دارد…….)


[1] روى أبو داود (3462)صححه الألباني في صحيح أبي داود .

[2]مسلم: الإمارة (1910) , والنسائي: الجهاد (3097) , وأبو داود: الجهاد (2502)

[3] روى أبو داود (2503) حسنه الألباني في صحيح أبي داود .

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(115- قسمت)

بله همچنانکه نرمی و «لِنتَ لَهُمْ» و برقراری سیستم برادری اسلامی«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» و نشان دادن تواضع در برابر مومنین «وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ» و حتی نشان دادن ذلیلی در برابر مومنین «أَذِلَّةٍ عَلَى المُؤمِنينَ» یک نیازاست، به همان شیوه در برابر مسلمین مجرم هم مصرف خشم و نداشتن مهربانی در اجرای حدود بر این مجرمین یک  نیازاست، به عنوان مثال الله تعالی می فرماید:الزَّانِیَةُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْکُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ (نور/2)هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید و در (اجرا قوانین( دین خدا رأفت (و رحمت) نسبت بدیشان نداشته باشید، اگر به الله روز قیامت ایمان دارید، و باید گروهی از مؤمنان بر شکنجه ایشان حاضر باشند.‏

این شرط خیلی خطرناکی است، برای همین کسی در اجرای این حدود الله بر مجرمین مسلمان حتی نمی تواند مثل اسامه بن زید رضی الله عنهما شفاعت و وساطتی هم بکند،و اگر دچار چنین اشتباهی هم بشود با جواب کوبنده ی رسول الله صلی الله علیه وسلم مواجه می شود که: أَتَشْفَعُ فِي حَدٍّ مِنْ حُدُودِ اللَّهِ؟!،(آیا در برابر اجرای حدی از حدود و مقررات الله وساطت و شفاعت می کنی؟) ثُمَّ قَامَ فَاخْتَطَبَ، ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا أَهْلَكَ الَّذِينَ قَبْلَكُمْ، أَنَّهُمْ كَانُوا إِذَا سَرَقَ فِيهِمُ الشَّرِيفُ تَرَكُوهُ، وَإِذَا سَرَقَ فِيهِمُ الضَّعِيفُ أَقَامُوا عَلَيْهِ الحَدَّ، وَايْمُ اللَّهِ لَوْ أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ سَرَقَتْ لَقَطَعْتُ يَدَهَا. [1]و سوگندبه الله که اگرفاطمه دخترمحمد دزدی می  کرد حتماً دستش را قطع میکردم.

به این شیوه مصرف خشم و نداشتن مهربانی در برابر مسلمین مجرمی که حد باید بر آنها اجرا بشود یک نیاز جامعه و یک دستور شریعت است که مستقیما به ایمان به الله و روز قیامت گره خورده است، حالا در برابر کفاری که امر شده «أَعِزَّةٍ عَلَى الكافِرينَ»، مصرف خشم، و واکنش در برابر خشونت افسار گیسخته ی کفار- و بخصوص کفار سکولار و مرتدین- یک ضرورت و یک نیازاست.

چون الله تعالی از انساهایی صحبت می کند که از چهارپاها هم پائین ترند که ممکن است رفاه و امنیت انسانهای دیگرو عبادت برای الله را به خطر بیندازند. اجرای حدود و جهاد وتهیه ی قوه و اسلحه، به عنوان بخشی از قانون شریعت الله و عاملی بازدارنده برای پرهیزِ از صدمات اینطور انسانهای تبهکار و مسلمین مجرمی آمده است که، مهربانی و مدارا وبا بصیرت صحبت کردن روی آنها تأثیر ندارد، و تنها قوانین بازدارنده و زبان خشونت و اسلحه می تواند جلویشان را بگیرد. وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ (اعراف/176)‏ ما بسیاری از جنّیان و آدمیان را آفریده وپراکنده کرده‌ایم که سرانجام آنان دوزخ و اقامت در آن است. آنان دلهائی دارند که بدانها نمی‌فهمند، و چشمهائی دارند که بدانها نمی‌بینند، و گوشهائی دارند که بدانها نمی‌شنوند. اینان مثل چهارپایانند و بلکه سرگردان ترند. اینان واقعاً بی‌خبرهستند.‏

الله تعالی، به عنوان یک عامل بازدارنده و هدایت کننده ی خشم در برابر چنین انسانهائی امر می کند تا آنجایی که می توانیم قدرت نظامی تهیه کنیم:وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ (انفال/60) برای (مبارزه با) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی (نظامی) و (از جمله) اسبهای ورزیده آماده سازید، تا به وسیله ی آن  شمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز بترسانید که اینها را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد. رسول الله صلی الله علیه وسلم در تفسیر این قُوَّة هم می فرماید:اَلا اِنَّالقُوَّةَ الرَّميُ،اَلا اِنَّ القُوَّةَالرَّميُ. آگاه باشيد! «قوّة» همان تيراندازي است، آگاه باشيد! «قوّة» همان تيراندازي است.

در اینجا به کارگیری این قُوَّة برای تحمیل عقیده ی اسلامی بر کفار اهل کتاب و شبهه اهل کتاب نیست. عقیده را که جایش در قلب است نمی توان با اجبار بر کسی غیر از سکولاریستها و مشرکین تحمیلش کرد، چرا بر سکولاریستها؟ چون اولا اینان خودشان با دست خودشان با دور ریختن قوانین شریعت الله خودشان را بی ارزش تر از آنی کرده اند که صاحب ارزش یک انسانی باشند که الله تعالی در موردش فرموده «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ»، علاوه بر آن آنها هم – از گذشته های دور تاروز قیامت – همیشه با زور اسلحه دین سکولاریسم و حکومت و قانون سکولاریستی و اطاعت از دین سکولاریسم را بر ما تحمیل می کنند،و تا به این مرحله نرسیدند با ما قتال می کنند، جنگ مسلحانه می کنند: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا. پس آنها تنها با زور اسلحه با ما صحبت می کنند تا زمانی که حکومت و دین و قوانین خودشان را بر ما تحمیل کنند، ما هم دقیقا با همین زبان باسکولاریستها وارد گفتگو می شویم و سکولاریستها برخلاف سایر کفار یا باید تسلیم قوانین شریعت الله بشوند یا بمیرند و راه سومی برایشان وجود ندارد، در حالی که برای سایر کفار وجود دارد.

حالا اگرهر قوم مسلمانی این خشونت و ترساندن دشمنان و جهاد را ترک کند بدون شک ذلیل دست همین انسانهای کمتر از 4پایی می شود که هیچ چیزی غیر از اسلحه و زور و ظلم و فساد و نابود کردن قانون شریعت الله و کشتار مسلمین شریعت گرا حالیشان نیست. ابوبکر صدیق در خطبه اش می گوید من از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که می فرماید:” مَا تَرَكَ قَوْمٌ الْجِهَادَ، إِلَّا ذَلُّوا” یا ” إِلا عَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذَابِ ” [2]، طبیعی است که مسلمین به محض رها کردن اسلحه و اعداد و جهاد دچار ذلیلی و عذاب می شوند . حداقل اش این است که مشرکین و سکولاریستها مثل لاشخور همیشه در حال جنگ با مسلمین اند و به محض پیدا کردن کوچکترین فرصتی هر چه از ذلیلی و عذاب از دستشان بر بیاید از طریق اسلحه و زور بر سر مسلمین در می آورند، چیزی که الان هم شاهدش هستیم،حالا جنگ کفار یهود و نصارا و مرتدین وغیره بماند.

(ادامه دارد…….)


[1]رواه البخاري (3475) ، ومسلم (1688) .. 

[2] الراوي: أبو بكر الصديق المحدث: الألباني – المصدر: صحيح الترغيب – الصفحة أو الرقم: 1392