«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (3)

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (3)

نگاه شما به تترس عمل شما را مشخص می کند

بدون کمترین تلاشی و صرفاً با دیدن و شنیدن امور متعلق به التترس متوجه می شویم که عقاید و جایگاه آن سپر انسانی و صاحبان سپر مالی در واکنش مسلمین نسبت به این سپرهای انسانی و مالی تاثیر مستقیم و اساسی دارد.

یعنی اگر آن سپر انسانی یکی از مسلمین یا کفار اهل ذمه باشد واکنش ما به شیوه ای است و اگر آن سپر انسانی یکی از کفار غیر معاهد و محارب و بخصوص کفار مشرک و سکولار و یا کفار مرتد باشد باز واکنش ما به گونه ای دیگر است. در مورد اموال سپر شده هم باز همین چندگانگی در رفتار مجاهدین مشاهده می شود.

پس بسیار مهم است که نگرش شما به این سپرهای انسانی یا مالی چگونه باشد؟ چون این نگرش پیش نیاز اساسی و راهنمای عمل در جامعه و بخصوص جهاد فی سبیل الله  و درک و فهم اساسی مساله ی تترس به عنوان یکی از صورتهای اجتناب ناپذیر جهاد است.

به عنوان مثال بسیار مهم است که نگرش شما به اصطلاح شرک چگونه است؟ چون الله تعالی در مورد کسی که شرک کرده است می فرماید: إِنَّهُ مَن یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ ‏(مائده/72) بیگمان هر کس شریکی برای خدا قرار دهد ، خدا بهشت را بر او حرام کرده است (و هرگز به بهشت قدم نمی گذارد) و جایگاه او آتش (جهنم) است. و ستمکاران یار و یاوری ندارند.‏

حتی خطاب به رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ (زمر/65) به تو و به یکایک پیغمبران پیش از تو وحی شده است که اگر شرک‌ کنی کردارت (باطل و بی‌پاداش و) هیچ و نابود می‌شود، و از زیانکاران خواهی بود .‏

در کنار این باز خیلی مهم است که نگرش شما به کفار مشرک و مشرکین که دسته ای از کفار 6گانه ی آشکار هستند چگونه باشد چون مشرکین دسته ای از این کفار 6گانه ی آشکار هستند که با محوریت اصل برائت از آنها این دسته از کفار مشمول احکام و قوانین خاصی می شوند که با کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب تفاوتهای اساسی دارد.

به همین شکل نگرش شما در مورد اصطلاح عبادت و تاویل و سایرعذرهای معتبر شرعی برای مسلمین و دشمن شناسی و … نیز در چگونگی عمل شما موثر خواهد به همین دلیل تا زمانی که ما به شورای اولی الامری که اجماع واحدش را ارائه دهد و به این شکل جماعت واحدی را تولید می کند دست پیدا نکرده ایم به جای آراء اشخاص مختلف و متفرق، آراء مذاهب سنتی بهترین گزینه است. چون این چند مذهب اسلامی که در طول تاریخ شاهد تغییر و تحولات و اصلاحات مختلفی بوده اند و نظام مند و اصولی احکام را صادر می کنند احتمال خطای آنها بسیار کمتر از آراء افراد مختلف و متفرق است. بلائی که هم اکنون مسلمین با تبعیت از هزاران شیخ و ملای مستقل و یا افراد و گروهها و احزاب مختلف متفرق وابسته به یکی از طاغوتها به آن دچار شده اند.

 پس نگرش شما در مورد این اصطلاحات و مفاهیم بسیار مهم است، اگر این نگرش شما منطبق با منهج صحیح اسلامی باشد و مسلمان را در جایگاه مسلمان ببینید و حقوقش را رعایت کنی حتی اگر مسلمانی اهل بدعت باشد، و هر یک از کفار آشکار 6گانه را نیز در جایگاه خودشان و اهل ذمه را در جای خودش و کفار غیر معاهد را در جای خودشان قرار دهید قطعاً مسیری که در روش برخورد با تترس و این سپرهای انسانی و مالی طی می کنید مسیر صحیحی است، اما چنانچه جای هر یک از اینها را با دخیل کردن تفاسیر و تاویلات و اجتهادات کنونی شیوخ و ملاهای متفرق عوض کنی روش شما در برخورد با این سپرهای انسانی و مالی غیر شرعی و انحرافی و ضرر رسان خواهد بود.

شما زمانی که مسلمان سپر شده ای را در جایگاه کفار مشرک قرار دادی قطعاً به جای احکام متعلق به مسلمین احکام متعلق به کفار مشرک را بر آنها تطبیق می دهی و این یعنی انحراف آشکار. به همین شکل زمانی که کافر اهل ذمه ای را در جایگاه کفار مشرک قرار دادی باز مسیرت و روش عملت غیر شرعی خواهد بود و «التَتَرُّس» برای شما کلمه ای سحری و حجتی شبه اخلاقی و سند و مفهومی شبه اسلامی جهت توجیه جنایت در حق طیفهای مختلفی از انسانها و حتی حیوانات و محیط زیست خواهد شد و ناخواسته و به سبکی دیگر حرام الله را حلال می کنید و خطاها و اشتباهات فاحش و آشکار و تکراری خودتان را مستحق ثواب و پاداش قرار می دهید، در حالی که هر سخن و کار غلطی که آگاهانه و عمداً و اختیاری تکرار شود دیگر اشتباه نیست و مشمول «إنَّ اللهَ تعالى وُضِعَ عَنْ أُمَّتِي اَلْخَطَأُ وَ اَلنِّسْيَانُ و ما اسْتُكرِهوا عليه[1]» نمی شود بلکه سخن و کاری عمدی و از روی آگاهی و اختیار است و مشمول مجازات می شود و اینگونه نیست بدون علم و تخصص دست به عملیاتی بزنی که طی آن دهها و بلکه صدها و هزاران مسلمان و انسانی که خونشان توسط شریعت حرام شده است را بکشی و بعد به سادگی و به راحتی بگوئی که: « يُبْعَثُونَ عَلَى نِيَّاتِهِمْ» .

این لفظ شرعی در جایگاه شرعی خودش اعتبار دارد نه در این موضع غیر شرعی که به عنوان یک شعار و حتی نادیده گرفتن ارزش خون انسانها و زیر پا گذاشتن حقوق آنها به کار می رود. حقوقی که الله تعالی به آنها داده است.

الان بسیاری از انفجارها و عملیاتها در سرزمینهای اشغال شده ی مسلمین تبدیل شده اند به ابزاری جهت نکایه و ضربه زدن به مسلمین و تحمیل بار سنگین دیگری بر مسلمین که در آن تعداد زیادی از این مسلمین ستمدیده به نام جهاد و تترس و بدون دلیلی شرعی یتیم و بیوه و مجروح و ناقص العضو می شوند و یا به اموال آنها صدمه وارد می شود و بعد به سادگی گفته می شود: « يُبْعَثُونَ عَلَى نِيَّاتِهِمْ».

به خاطر الله شما تنها یک لحظه تصور کنید که یکی بیاید و با شبهات و دلایل غیر شرعی زن و فرزند یا خواهر و برادر یا پدر و مادر و نزدیکان شما را بکشد و بعد بگوید: « يُبْعَثُونَ عَلَى نِيَّاتِهِمْ»! آیا یکی از شما حاضر است انسان بی گناهی را بدون دلیلی شرعی بکشد و بعد به راحتی بگوید: « يُبْعَثُونَ عَلَى نِيَّاتِهِمْ»؟

پس مهم است که قبل از ورود به میدانهای مختلف زندگی و بخصوص میدان جهاد منهجت را در مورد بسیاری از مفاهیم و اصلاحات فقهی اصلاح کنی تا جهانبینی و نگرشت نسبت به دوست و دشمن و مسلمان و غیر مسلمان اسلامی شود و متناسب با این منهجِ اصلاح شده و به اندازه ی تخصصی که در علوم نظامی روز داری وارد عمل شوی.

اگر کسی منهج صحیح «عمل» و ورد به امور تخصصی و علمی را نمی داند باید یاد بگیرد و اگر کسی می داند باید به او یادآوری کرد که در ورود به مسائل اجتماعی با حق الناس طرف است و بخصوص در ورد به جهاد با خون انسانها، خونی که در دادگاه قیامت به عنوان اولین حق الناس به آن رسیدگی می شود و چنانچه در این زمینه مرتکب ریختن خون به ناحقی شده باشی و با شهادت بدهی خودت را به صاحب خون پرداخت نکرده باشی هرگز بخشیده نمی شوی . 

ادامه خواندن «التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (3)

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (2)

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (2)

سپر قرار گرفتن مال و تترس به مال

قبل از  پرداختن به بحث تترس به مال لازم است که مختصری از جایگاه مال درمنابع اسلامی را مشخص کنیم.

 رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: کُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ دَمُهُ وَمَالُهُ وَعِرْضُهُ[1] خون و مال و شرف و ناموس هر مسلمان بر مسلمان دیگر حرام است. و در جای دیگری می فرماید: إِنَّ دِمَاءَكُمْ وَأَمْوَالَكُمْ وَأَعْرَاضَكُمْ عَلَيْكُمْ حَرَامٌ [2]

بر این اساس است که رسول الله صلی الله علیه وسلم با تأکید بر مال می فرماید: أَلَا لا تَظْلِموا، أَلَا لا يَحِلُّ مالُ امرِىءٍ [و در لفظی دیگر «مالُ امرِيءٍ مُسلمٍ»[3]] إلا بِطِيبِ نفسٍ مِنهُ .[4] آگاه باشید و ظلم نکنید، آگاه باشید که مال شخصی (در لفظی مال شخص مسلمان)حلال نیست مگر اینکه او طیب نفس و رضایت خاطر داشته باشد.

به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید که مسلمان: حُرمةُ مالِه كحُرمةِ دمِه [5] حرام بودن مالش مثل حرام بودن خونش است.

فقهاء رحمهم الله نیز اتفاق دارند که مال مسلمان و اهل ذمه حرام است و غصب و تسلط بر آن مجاز نیست و هدر دادن و ضرر رساندن به این مال و تلف کردن آن غیر از حالت ضرورت و اضطرار به هر نحوی که باشد مجاز نیست حتی اگر کوچک و ناچیز باشد. [6] چون حرام بودن مال مسلمان مثل حرام بودن خون و ناموس و آبروی مسلمان است هر چند که در درجات مختلفی قرار گرفته باشند.

فقهای مذاهب مختلف اسلامی نیز به خاطر جایگاه مهم و اساسی مفهوم «المال» سعی کرده اند از لحاظ لغوی و اصطلاحی تعاریف شرعی از آن ارائه دهند، چون به آن احکامی تعلق می گیرد، و برای مسلمین لازم است بدانند که چه چیزهائی در داخل مفهوم «المال» جای می گیرد و چه چیزهائی خارج از آن؟

از لحاظ لغوی مال شامل تمام اشیاء می شود و برای زن و مرد به یکسان به کار می رود[7] مثلاً گفته می شود مال فلان زن یا مال فلان مرد.  در مورد اصطلاح مال هم حنفی ها [8] و مالکی ها[9]و جعفری ها[10] و شافعی ها [11] و حنبلی ها[12] و سایر مذاهب اسلامی تعریف مفصلی ارائه داده اند که در تعریفی جامع و مانع می توان گفت المال : آن چیزی است که در آن منفعتی باشد و مباح باشد و در مالکیت شخص در آید و قیمتی بر آن گذاشته شود و یا برای برطرف کردن نیازی و رفع ضرورتی از آن استفاده شود.

غیر از آنچه در مساله ی مال برای همه بواح و آشکار است و نیاز به توضیح ندارد، این تعریف را با مثالهائی روشن می کنم:  مثلاً الخمر دارای منافعی است اما شرعاً غیر مباح است و جزو مال مسلمان محسوب نمی شود و تلف کردن آن جایز است. یا سگ شکاری و نگهبان در آن منفعتی وجود دارد و شرعاً هم به کارگیری آن جایز است اما به خاطر نیاز. یا گوشت مردار برای خوردن که منافعی در آن جهت حفظ جان وجود دارد و شرعاً هم مباح است اما در حالتی که شخص در ضرورت می افتد.

حالا آیا می توان مال مسلمان را به عنوان سپر قرار داد و به مال مسلمان تترس کرد؟  تترس به مال مسلمان در حالت ضرورت یا با اجازه ی صاحب مال جایز است، همچنانکه در حالت ضرورت خوردن مال دیگران به اتفاق فقهاء جایز است. [13] اما در غیر حالت ضرورت تترس به مال مسلمان جایز نیست، چون مال معصوم و به زبانی دیگر حرام است، و برداشتن آن بدون اجازه ی صاحبش جایز نیست. [14]

حالا اگر دشمن به مال مسلمین تترس کند و مال مسلمین را به عنوان سپر قرار دهد، در چنین حالتی ضرر رساندن به مال مسلمان که مانع دست یابی به کفار شده است جایز است؟

مفهوم سخن حنفی ها و حنبلی ها[15] و ظاهر قول مذهب شافعی و مالکی[16] می رساند که در حالت ضرورت اگر کفار مال مسلمان را به عنوان سپر قرار دهند می توان به این سپر مالی حمله کرد هر چند منجر به تلف شدن مال مسلمان شود؛ اما در عین حال باید تلاش کرد که هدف کفاری باشند که این مال را سپر قرار داده اند و تا جائی که امکان دارد از صدمه زدن به مال مسلمان پرهیز کرد.

ادامه خواندن «التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (2)

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (1)

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (1)

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [1]

الله تعالی می فرماید: فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ ۚ(در راه خدا بجنگ (حتي اگر هم تنها باشي) تو جز مسؤول خود نيستي) وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ (و مؤمنان را (هم به جنگ دعوت و) ترغيب و تحريك کن.)عَسَى اللَّـهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ(امید است كه الله قدرت‌كافران را باز گيرد و از قدرت کافران جلوگیرى کند) وَاللَّـهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنكِيلًا (نسا/۸۴) و قدرت خدا بيشتر و مجازات او سخت‌تر است.‏

در این راستا و در لبیک به این دستور الله تعالی رسول الله صلی الله علیه وسلم  مي فرمايد:

  • لا تَزَالُ عِصَابَةٌ مِن أُمَّتي يُقَاتِلُونَ علَى أَمْرِ اللهِ، قَاهِرِينَ لِعَدُوِّهِمْ، لا يَضُرُّهُمْ مَن خَالَفَهُمْ، حتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ وَهُمْ علَى ذلكَ.[2] گروهی از امتم «همواره» و پیوسته و همیشه به دستور خداوند می جنگند در حالی که بردشمنانشان غالب هستند و مخالفت ديگران به ایشان ضرر می زنند، اینان تا روز قیامت، بر این حالت هستند.
  • جابر بن عبدالله رضی الله عنه نیزمی‌گوید: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: لا تَزالُ طائِفَةٌ مِن أُمَّتي يُقاتِلُونَ علَى الحَقِّ ظاهِرِينَ إلى يَومِ القِيامَةِ[3] هميشه و «پیوسته» گروهی از امت من، تا روز قیامت، به خاطرحق می جنگند و بر همگان ظاهراند و پيروز خواهند بود.
  • همچنین از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت است که فرمود: لَنْ يَبْرَحَ هذا الدِّينُ قائِمًا، يُقاتِلُ عليه عِصابَةٌ مِنَ المُسْلِمِينَ، حتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ.[4] این دین «همواره » پابرجاست، گروهی از مسلمانان به خاطر آن می جنگند، تا اینکه قیامت بر پا شود.
  • ابو نُجَيْد عمران بن حُصَين رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت کرده است که فرموده است: «لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ عَلَى مَنْ نَاوَأَهُمْ، حَتَّى يُقَاتِلَ آخِرُهُمُ الْمَسِيحَ الدَّجَّالَ»[5] مرتّباً و پیوسته قسمتی از امّتم بر اساس حق می‌جنگند و بر مخالفانشان چیره‌اند؛ تا که آخرینشان با دجّال جنگ می‌کند.

سلمةَ بنَ نُفَيل رضی الله عنه می گوید: نزد رسول الله  صلی الله علیه وسلم نشسته بودم که شخصی گفت: ای رسول الله! مردم اسب‌هارا خوار کرده و بدان‌ها توهین نمودند و اسلحه‌ها را بر زمین گذاشتند؛ می گویند: جهادی نیست! جنگ به پایان رسیده است. رسول الله صلی الله علیه وسلم به او رو کرد و فرمود:  كَذَبُوا، الْآنَ؟، الْآنَ جَاءَ الْقِتَالُ، (دروغ می‌گویند. الآن؟ هم اکنون جنگ فرارسیده است.) وَلَا يَزَالُ مِنْ أُمَّتِي أُمَّةٌ يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ، (همواره  و همیشه از امت من «امتی» برای حق  جنگ مسلحانه می‌کنند؛) وَيُزِيغُ اللَّهُ لَهُمْ قُلُوبَ أَقْوَامٍ، وَيَرْزُقُهُمْ مِنْهُمْ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ، وَحَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ، [6]  و الله دلِ گروهی را در مقابل آنان منحرف می‌کند و الله از آنان این گروه جنگجوی مومن را روزی می‌دهد تا که قیامت بر پا گردد و وعده‌ی الله محقق شود.

در این صورت جهاد و جنگ مسلحانه ی طائفه ی منصوره به صورت «امت» تا روز قیامت از کانالهای شرعی آن وجود دارد، پس دشمنان هرگز خیال نکنند که خواهند توانست شعله های جهاد و خروش سهمگین اهل جهاد را با کشتن چند مجاهد یا ویران کردن چند سرزمین خاموش خواهند کرد، و نکته ی قوت بخش دیگر اینکه در نهایت باذن الله علاوه بر قیامت، پیروز میدان در دنیا اهل جهادی هستند که در مسیر صحیح آن و در قالب «امت» درحرکت هستند.

الله تعالی می فرماید: هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (توبه/33) خدا است که پیغمبر خود (محمّد) را همراه با هدایت و دین حق (به میان مردم) روانه کرده است تا این دین را بر «الدِّينِ» تمامش پیروز گرداند هرچند که سکولاریستها(مشرکان) نپسندند.‏

پس این به میل سکولاریستها نیست و برخلاف میل آنها در نهایت ما مفاهیم 4 گانه ی دین اسلام  (1- قدرت حکومتی 2- قانون و برنامه 3- اطاعت کردن 4- مجازات و پاداش) را به جای تمام دین سکولاریستها حاکم و جایگزین خواهیم کرد، و تسلط و حاکمیت دین اسلام بر تمام اجزاء دین سکولاریسم امری حتمی و دست یافتنی است، وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ. هرچند که سکولاریستها(مشرکان) نپسندند.

ادامه خواندن «التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (1)

دانلود کامل کتاب : «مشرکین و احکام آنها در شریعت اسلام و در ادبیات گفتمانی اهل تأویل» اثر شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

دانلود به صورت ورد:

دانلود به صورت pdf:

مشرکین و احکام آنها در شریعت اسلام و در ادبیات گفتمانی اهل تأویل(3)

مشرکین و احکام آنها در شریعت اسلام و در ادبیات گفتمانی اهل تأویل (3)

حالا باز شما پاسخ دهید که این مشرک کیست؟ و این مشرکین چه کسانی هستند که گروه و طائفه و دسته ای جداگانه از یهودی ها و نصرانی هستند؟ و مهمتر از آن اینکه: زمانی که با اینهمه شرکیات بواح کفار یهود و نصارا باز الله تعالی آنها را با لفظ مشرک نام نبرده است چرا عده ای به ناحق از لفظ مشرک برای مسلمین استفاده می کنند؟ 

  • لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ (بینه/1) کافران اهل کتاب ، و مشرکان ، تا زمانی که حجّت بدیشان نرسد به حال خود رها نمی‌شوند .‏

الهيثمي در مجمع الزوائد در تفسیر این آیه از رسول الله صلی الله علیه وسلم حدیثی را روایت کرده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم بعد از قرائت این آیه می فرماید: إنَّ ذاتَ الدِّينِ عِنْدَ اللَّهِ الحَنِيفِيَّةُ غَيْرُ المُشْرِكَةِ ولا اليَهُودِيَّةِ ولا النَّصْرانِيَّةِ [1]  در صحیح ترمذی هم به صورت: إنَّ ذاتَ الدِّينِ عندَ اللَّهِ الحَنيفيَّةُ المُسْلِمَةُ لا اليَهوديَّةُ، ولا النَّصرانيَّةُ،[2] آمده است.

امام  جلال الدين السيوطي (٩١١ هـ) در الدر المنثور هم این روایت را اینگونه از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل می کند که فرموده است: وإنَّ ذاتَ الدِّينِ عِنْدَ اللَّهِ الحَنِيفِيَّةُ غَيْرُ المُشْرِكَةِ ولا اليَهُودِيَّةِ ولا النَّصْرانِيَّةِ. [3] امام احمد بن حنبل هم این روایت را به همین شکل « إنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الحَنِيفِيَّةُ غَيْرُ المُشْرِكَةِ ولا اليَهُودِيَّةِ ولا النَّصْرانِيَّةِ » نقل می کند.[4]

و این ائمه به این شکل و با استناد به این روایات بین مشرکین و یهودی ها و نصرانی ها فرق می گذارند. چون قاعده این است که اگر اهل فقهی به روایت یا دیدگاهی استناد کرد و دیدگاهی مخالف این دیدگاه را از جانب خودش بیان نکرد، یعنی این دیدگاه و روایت را قبول دارد و آن را پذیرفته است. 

فیروز آبادی در تفسیر این آیه می گوید: با اسناد به ابن عباس رضی الله عنهما می گوید: قول الله تعالی «لَمْ يَكُنِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَابِ » يعني اليهود والنصارى « وَٱلْمُشْرِكِينَ » مشركي العرب … « وَٱلْمُشْرِكِينَ» بالله يعني مشركي أهل مكة.[5] مكي بن أبي طالب (٤٣٧ هـ) هم در تفسیرش ضمن نقد دیدگاه کسانی که قصد دارند اهل کتاب و مشرکین را یکی بدانند تاکید می کنند که کفار اهل کتاب از کفار مشرک دو جنس مجزا از کفار هستند. [6]

الواحدي (٤٦٨ هـ) در « البسيط » می گوید:« لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ» يعني اليهود والنصارى. « وَالْمُشْرِكِينَ». يعني مشركي العرب،  و این یعنی کفار دو جنس هستند:

  1. أهل الكتاب اليهود، والنصارى
  2. المشركون، وأهل الأوثان الذين كَانوا لا ينتسبون إلى كتابٍ،

پس الله تعالی با ذکر قول: «الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ» دو جنس از کفار را معرفی کرده است[7]

السمرقندي (٣٧٣ هـ)[8] و الثعلبي (٤٢٧ هـ)[9] و  الماوردي (٤٥٠ هـ)[10] و امام البغوي (٥١٦ هـ) [11] و  ابن الجوزي (٥٩٧ هـ)[12]و امام القرطبي (٦٧١ هـ) [13]  و البيضاوي (٦٨٥ هـ) [14] و امام النسفي (٧١٠ هـ) [15]  در تفاسیر خود با تفکیک کفار یهودی از کفار نصرانی و کفار مشرک در تفسیر این آیه می گویند: «مِن أهْلِ الكِتابِ» أيْ: اَلْيَهُودِ، والنَصارى، «والمُشْرِكِينَ»، عَبَدَةِ الأصْنامِ،عَبَدَةُ الأوْثانِ، الَّذِينَ لَيْسَ لَهم كِتابٌ.

ابن جُزَيّ (٧٤١ هـ) هم در تفسیرش می گوید الله تعالی در این آیه کفار را به دو بخش تقسیم کرده است: 1- اهل کتاب 2- مشرکین. [16] أبو السعود (٩٨٢ هـ) هم در تفسیرش و البقاعي (٨٨٥ هـ) در نظم الدرر[17] همین گونه در تفسیر این آیه، اليَهُودُ والنَّصارى را ازالمُشْرِكِينَ جدا می کنند. [18]

الإيجي (٩٠٥ هـ)  هم در جامع البيان با همین مضمون می گوید: «لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن أهْلِ الكِتابِ»: اليهود والنصارى، «والمُشْرِكِينَ»: عَبَدَةِ الأوثان. و به این شکل سه دسته از کفار یهودی و نصرانی و مشرک را از هم جدا می کند.

امام الشوكاني (١٢٥٠ هـ) در فتح القدير[19]  و الآلوسي (١٢٧٠ هـ) هم در تفسیرش[20] صديق حسن خان (١٣٠٧ هـ)  در فتح البيان قنوجي[21] و القاسمي (١٣٣٢ هـ) در محاسن التأويل[22]

به همین این شکل ضمن توضیحاتی اليَهُودُ والنَّصارى، والمُشْرِكِينَ را از همدیگر جدا می کنند.

ابوبکر الجزائری نجدی هم ابتدا به تعریف و شرح کلمات: مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ: أي اليهود والنصارى. وَالْمُشْرِكِينَ: أي عَبَدَة الأصْنام ؛ می پردازد و بعد توضیح می دهد که هر سه گروه با آمدن پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم و قرآن یا جزو مومنین به رسول الله می شوند یا جزو کفار.[23]

در تفسیر الميسر مجمع الملك فهد هم باز با تفکیک «الكَفَرةُ من أهل الكتاب والمشركين» کفار اهل کتاب یهودی و نصرانی را از کفار مشرک جدا می کند و بیان می کند: لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا من اليهود والنصارى والمشركين تاركين كفرهم حتّى تَأْتِيَهُمُ العلامةُ التي وُعِدوا بها في الكُتبِ السابقة.[24]

المختصر في التفسير مركز تفسير هم باز به همین سبک در تفسیر این آیه با عبارت : لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا من اليهود والنصارى والمشركين ، این کفار سه گانه را ازهمدیگر جدا می کند. [25]

محمد الأمين الشنقيطي (١٣٩٤ هـ) در «أضواء البيان» در یک جمع بندی بعد از آنکه می گوید الله تعالی اسم کفار را آورده و بعد از آن اسم اهل کتاب و مشرکین را آورده بار دیگر درک می شود که « أنَّ المُشْرِكِينَ لَيْسُوا مِن أهْلِ الكِتابِ لِوُجُودِ العَطْفِ، وأنَّ أهْلَ الكِتابِ لَيْسُوا مِنَ المُشْرِكِينَ» مشرکین به دلیل وجود عطف از اهل کتاب نیستند، و اهل کتاب هم از مشرکین نیستند. و ادامه می دهد:  و این مبحث نزد متکلمین و علماء تفسیر شناخته شده و معروف است و این متکلمین و اهل تفسیر : واتَّفَقُوا عَلى أنَّ أهْلَ الكِتابِ هُمُ اليَهُودُ والنَّصارى، وأنَّ المُشْرِكِينَ هم عَبَدَةُ الأوْثانِ، والكُفْرَ يَجْمَعُ القِسْمَيْنِ. متفق هستند که اهل کتاب یعنی یهود و نصارا و مشرکین هم عبادت کنندگان اوثان هستند و کفر این دو دسته ی اهل کتب و مشرکین را جمع کرده است. [26] البته به دنبال این در مورد شرک اهل کتاب هم توضیحاتی می دهد.

طبرسی شیعه ی جعفری هم در ذیل همین آیه می گوید: المعنى: « لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ» يعني اليهود والنصارى « وَالْمُشْرِكِينَ » أي ومن المشركين الذين هم عَبَدَة الْأَوْثَان من العرب وغيرهم وهم الَّذِينَ لَيْسَ لَهم كِتابٌ.[27] یعنی از مشرکین بت پرست عرب و غیر عرب که کتابی آسمانی ندارند.

حالا شما پاسخ دهید که این مشرک کیه و این مشرکین چه کسانی هستند که گروه و طائفه و دسته ای جداگانه از یهودی ها و نصرانی هستند؟ و مهمتر از آن اینکه: زمانی که با اینهمه شرکیات بواح کفار یهود و نصارا باز الله تعالی آنها را با لفظ مشرک نام نبرده است چرا عده ای به ناحق از لفظ مشرک برای مسلمین استفاده می کنند؟ 

  • إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَاۚ أُولَـئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ (بینه/6) مسلّماً کافرانِ اهل کتاب، و مشرکان، جاودانه در میان آتش دوزخ خواهند ماند ! آنان بدون شک بدترین انسانها هستند .‏

تمام ائمه ای که دیدگاه آنها را در مورد آیه ی 1 سوره بینه در تفکیک و جدا کردن کفار یهودی و نصرانی از کفار مشرک را بیان کردیم یا فرصت برای بیان دیدگاه آنها نشد همین دیدگاه را در مورد این آیه ی 6 سوره بینه در جدا بودن کفار یهودی و کفار نصرانی از کفار مشرک دارند که به ذکر چند نمونه اشاره می کنیم .

ادامه خواندن مشرکین و احکام آنها در شریعت اسلام و در ادبیات گفتمانی اهل تأویل(3)

مشرکین و احکام آنها در شریعت اسلام و در ادبیات گفتمانی اهل تأویل (2)

مشرکین و احکام آنها در شریعت اسلام و در ادبیات گفتمانی اهل تأویل (2)

سکولاریستها به این شکل هرگز حاضر نشده اند به میل خود به «تمام» آنچه که الله تعالی نازل کرده است تن دهند و اگر سکولاریستها موفق به گرفتن اجباری این «اطاعت» مومنین نشوند سعی می کنند از کانال استعمار نو و فرانو این «اطاعت» مومنین را مصادره کنند و چنانچه از هیچ کانالی موفق به کسب این اطاعت مومنین نشوند و قدرت نظامی مومنین و بخصوص دارالاسلام افزایش یابد و بعد از تنازل ها و مداهنه ها و سازشکاری های فراوان موجودیت خود را در خطر ببینند و خودشان تحت نفوذ دارالاسلام مومنین قرار گرفته باشند و مجبور شده باشند که «اطاعت» خود را به مومنین دهند به دو دسته ی مهم تقسیم می شوند:

  1. دسته ای باغیرت و اهل صداقت که به صورت مسلحانه در برابر مومنین و دارالاسلام قرار می گیرند
  2. دسته ای بی غیرت و اهل ریا و چند چهره که در ظاهر ادای مسلمین را در می آورند اما در باطن همان سکولاریستها و دشمنان سرسخت قانون شریعت الله و مومنین هستند و با تخصصی که در نقش بازی کردن و بازی با کلمات شرعی دارند عده ای از مسلمین ضعیف الایمان را نیز دور خود جمع کرده و جریانِ دارودسته ی منافقین را شکل می دهند.

دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) نیز اگر نقاب خود را بردارند فرقی با سکولاریستهای اصلی ندارند.

اما در مورد سکولاریسم  که دین سکولاریستها (مشرکین) در طول تاریخ بوده  مهم است بدانیم :

  • چه کسی اولین حکم و قانون را در برابر حکم و قانون الله ساخت؟ شیطان. : وَإِذ قُلنا لِلمَلائِكَةِ اسجُدوا لِآدَمَ فَسَجَدوا إِلّا إِبليسَ أَبىٰ وَاستَكبَرَ وَكانَ مِنَ الكافِرينَ (بقره/34)
  • این حکم بر چه اساسی در برابر حکم و دستور الله ساخته شد؟ ناسیونالیسم و نژاد گرائی : قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ (اعراف/12)
  • چه کسی اولین حزب سکولار را برای انسانها ساخت ؟ دشمن انسان، شیطان . : اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ ۚ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ (مجادله/19)
  • شیطان و یارانش از چه کانالی می خواهند ما را سکولار و جزو سکولاریستها کنند؟ از کانال مجادله کردن : «وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ ۖ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ» (انعام/121)، بیگمان و بدون شک شیاطین به دوستان خود القا می‌کنند تا این که با شما منازعه و مجادله کنند. اگر از آنان اطاعت کنید بیگمان شما جزو سکولاریستها (مشرکین) خواهید بود.
  • ثمره و نتیجه ی کسانی که در احزاب کفری و سکولاری عضو می شوند و جزو سکولاریستها می شوند به کجا ختم می شود؟ آتش سوزان جهنم. : إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا ۚ إِنَّمَا يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ (فاطر/6)، بی‌گمان شیطان دشمن شما است، پس شما هم او را دشمن بدانید. او پیروان خود را فرا می‌خواند تا از ساکنان آتش سوزان جهنّم شوند.‏

این مقصد تمام کسانی است که «برائت» خود نسبت به مشرکین را اعلام نکرده و یا «ولاء» خود را به آنها داده اند، اما دیدیم که سایر کفار غیر از مرتدین مشمول حقوق و قوانینی متفاوت شده اند که مورد بحث قرار گرفت .

 یکی دیگر از این موارد اختلاف کفار مشرک از سایر کفار تخریب مکانهای عبادی مشرکین و دیگری محافظت از مکانهای عبادی سایر کفار و حتی ادای نماز در این مکانها تحت شروطی و اجازه دادن به آنها در انجام عبادتهای خود در مساجد مسلمین است غیر از مسجد الحرام که آنهم جای اختلاف است .

الله تعالی بعد از اجازه ی جهاد به مومنین یکی از مقاصد جهاد را محافظت از مکانهای عبادی کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب از ویرانی بوده است و می فرماید:

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ (حج/39) ‏اجازه به کسانی داده می‌شود که به آنان جنگ می‌گردد، چرا که بدیشان ستم رفته است و خداوند توانا است بر این که ایشان را پیروز کند . الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِم بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ ۗ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا ۗ وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ (حج/4) ‏همان کسانی که به ناحق از خانه و کاشانه خود اخراج شده‌اند و تنها گناهشان این بوده است که می‌گفته‌اند رب ما الله است! اصلاً اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دفع نکند دیرهای (راهبان) و کلیساهای ( نصرانی ها ) و کنیسه های ( یهودیان )،[1] و مسجدهای ( مسلمانان ) که در آنها خدا بسیار یاد می‌شود، تخریب و ویران می‌گردد و به طور مسلم خدا یاری می‌دهد کسانی را که (با دفاع از مکانها) او را یاری دهند. خداوند نیرومند و چیره است.‏

مسلمین با چنین نگرشی به این مکانهای عبادی کفار غیر مشرک نگاه می کردند و محافظت از این اماکن و عابدان این اماکن را یکی از مقاصد جهاد و شریعت الله تعالی می دانستند چون انجام وظیفه و اطاعت از امر الله تعالی است[2]و نامه های رسول الله صلی الله علیه وسلم [3]و خلفای راشدین[4] و فرماندهای دیگر مسلمین[5] نیز بر ضمانت از محافظت از این اماکن تاکید دارند، حتی به پیروان این کفار اهل کتاب اجازه می دادند که در مساجد مسلمین نمازهای خود را بخوانند.

به عنوان مثال: هیئت نمایندگی کفار نصرانی نجران هم باز در سال دهم هجرت به مدینه و مسجدالنبى وارد مى شوند و چون وقت نماز آنان فرا مى رسد، پیش از آنکه وارد مذاکره شوند، از رسول الله صلی الله علیه وسلم مى خواهند تا نماز خود را در مسجدالنبى ادا کنند.  رسول الله صلی الله علیه وسلم اجازه داد که نمازهای خود را در مسجد مدینه، در حالی که رو به مشرق ایستاده بودند، بخوانند.[6] پس از آن، گفت وگوها آغاز مى شود.

البته به قول امام احمد و ابن قدامه و ابن راهویه و دیگران مسلمین هم می توانند در کلیساهای آنها که تمیز باشند نماز بخوانند[7] و نماز نخواندن عمر بن خطاب رضی الله عنه به دلیل مراعات حال کفار نصرانی بود . چون تعداد مسلمین زیاد بود و ممکن بود کلاً مکان عبادی آنها را در دست بگیرند و آزادی عبادی این کفار به خطر بیافتد! آنوقت، عده ای از مسلمین در مساجد همدیگر نماز نمی خوانند و اگر مسجد هم مذهبهای خودشان نباشد در مسجد مذهب مخالف و حتی در مساجد هم مذهبهای خودشان که در مواردی با آنها مخالف هستند نماز نمی خوانند.  این یعنی نمونه ای واضح از انحراف و دلخوش بودن به شرک تفرق و مصیبت و جهالت از شریعت.  

ادامه خواندن مشرکین و احکام آنها در شریعت اسلام و در ادبیات گفتمانی اهل تأویل (2)

مشرکین و احکام آنها در شریعت اسلام و در ادبیات گفتمانی اهل تأویل (1)

مشرکین و احکام آنها در شریعت اسلام و در ادبیات گفتمانی اهل تأویل (1)

بسم الله و الحمدلله

«به راستی حمد و سپاس تنها لایق الله است. او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و آمرزش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به الله از شرور نفس هایمان واز بدی های اعمالمان. هر کس که الله او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نماید هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد، و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده ی او است».

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید آنچنان که شایسته است، از الله پرهیز کنید و نمیرید مگر آن که مسلمان باشید».
 «ای انسانها! از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. و از اللهی پرهیز کنید که همدیگر را بدو سوگند می‌دهید، و بپرهیزید از این که پیوند خویشاوندی را قطع کنید. بی گمان خداوند مراقب شما است».

« یأْ أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ وَ قُوْلُوْاْ قَوْلاً سَدِیداً ، ای مؤمنان! از الله پرهیز کنید و سخن حق و درست بگویید. يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ،در نتیجه، الله اعمالتان را شایسته می گرداند و گناهانتان را می‌بخشاید. وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا (احزاب / 70) و هر کس از الله و پیامبرش اطاعت کند، قطعاً به پیروزی و کامیابی بزرگی دست می‌یابد».

«اما بعد: راست ترین سخن کتاب الله، و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه‌ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی در آتش است».

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

اهمیت پرداختن به بحث «مشرکین» یا «الأحزاب» یا سکولاریستها در «وضع موجود»

خود شناسی و دشمن شناسی صحیح در طول تاریخ نیاز اساسی هر عقیده و قومی جهت کسب پیروزی بوده است و کسانی که در این پروسه از خود ضعف نشان داده اند یا وارد دام دشمنان شده و فریب خورده اند و به نحوی دچار سرگردانی و بر هم زدن معادلات صحیح شده اند، بدون شک پیروزی را دو دستی به دشمن خود تقدیم کرده و شکست و ذلیلی را برای خود پذیرفته اند.

یکی از خطرات بزرگی که از عدم خودشناسی اسلامی و عدم شناخت صحیح دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان متوجه مسلمین می شود این است که شخص از یک سو احکامی که متعلق به کفار است را بر مومنین تطبیق می دهد، یا احکامی که متعلق به مومنین است را بر کفار تطبیق می دهد؛ و از سوی دیگر احکامی که متعلق به دسته های مختلف و مجزای کفار است را بر هم زده و احکام یکی از کفار را بر سایرین تطبیق می دهد و به این شکل هم در خود شناسی مصیبت و مشکل درست می کند و هم در دشمن شناسی، و طبعاً کسی که نه خودش را خوب بشناسد و نه دشمنش را در هر جنگی شکست می خورد.

ابن عمر رضی الله عنهما  در مورد یکی از صفات خوارج می گوید: إِنَّهُمُ انْطَلَقُوا إِلَى آيَاتٍ نَزَلَتْ فِي الكُفَّارِ، فَجَعَلُوهَا عَلَى المُؤْمِنِينَ.[1] آن‌ها به سراغ آیاتی که در مورد کفار نازل شده است می‌روند و آن آیات را بر مسلمانان قرار می‌دهند.

معمولاً اولین ثمره ی برهم زدن تعادل در نگرش به مسلمان و کافر این است که اینها آیاتی که در مورد کفار مشرک نازل شده است را بر مسلمین تطبیق می دهند به همین دلیل زمانی که به این شکل مسلمین را در جایگاه یکی از کفار مثل کفار مشرک قرار دادند آنوقت به دلیل نزدیکی به مسلمین و دوری مشرکین اصلی، جنگ داخلی با مسلمین را شروع می کنند و ناچاراً مشرکین را رها می کنند، که این هم یکی دیگر از صفات خوارج است که : يَقْتُلون أَهْلَ الإسلامِ ويَدَعونَ أَهْلَ الأَوْثانِ[2]. مسلمانان را می‌کشند و بت‌پرستان (مشرکین = سکولاریستها) را رها می‌کنند.

 مگر نمی بینیم عده ای که به این یکی دو صفت خوارج آلوده شده اند نه تنها سکولاریستها را رها کرده اند بلکه  «آشکارا» در کنار جنگ روانی و مسلحانه ی آنها بر علیه اهل اسلام قرار گرفته اند و بخشی از جبهه ی این کفار سکولار شده اند؟ یعنی انگار ما یکی دیگر از وعده های رسول الله صلی الله علیه وسلم را با چشم خود می بینیم که فرمود: وَإِنَّمَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي الْأَئِمَّةَ الْمُضِلِّينَ، وَإِذَا وُضِعَ فِي أُمَّتِي السَّيْفُ لَمْ يُرْفَعْ عَنْهُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَلَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يَلْحَقَ قَبَائِلُ مِنْ أُمَّتِي بِالْمُشْرِكِينَ[3] تنها بر امتم، از طرف ائمه‌ی گمراه‌کننده نگرانم؛ و اگر شمشیر در میان امتم افتاد تا قیامت از آنان برداشته نخواهد شد؛ و قیامت برپا نمی شود تا قبایلی از امتم به مشرکین نپیوندند. مگر نمی بینید چگونه به طاغوتهای سکولار جهانی و منطقه ای و محلی پیوسته اند؟  

ابن تیمیه ضمن تفکیک کفار مشرک از کفار اهل کتاب و صابئی ها می گوید: هر کس از امت اسلامی که با کفار، اعم از مشرکین یا اهل کتاب، دوستی و موالات داشته باشد، هر نوع دوستی و موالاتی که باشد، مثلاً … پیروی در بخشی از گفتارو کردار ناشایست آنان،‌ به تناسب این نکته ضعف، مورد نکوهش، نفاق و مجازات قرار می‌گیرد.[4] به دنبال این از صابئی ها و یهود و نصاری و مشرکان کلدانی و فیلسوفان و جادوگرانی که با فرعون و قوم وی که علیه موسی  هم‌نظر شدند مثالهائی می آورد.

دسته ای دیگر از همینهائی که خودشان را به این چند صفت خوارج آلوده کرده اند نیز ناخواسته و جاهلانه بر اساس نقشه های سکولاریستها حرکت می کنند و به اهل اسلام صدمه می زنند و به این شکل هر دو گروه درهای تفرق و جنگ داخلی و ذلیلی و سستی و در نهایت شکست و نابودی برای مسلمین را باز کرده اند آنهم صرفاً به دلیل شناخت نادرست از خود و دشمن.

یکی از اصطلاحاتی که از زمان اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم تا کنون بین اقلیتی محدود با جمهور اهل علم و تمام مذاهب اسلامی محل اختلاف بوده است مفهوم مشرک و مشرکین است که مستقیماً با دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان گروه خورده و یکی از اسبابهای اصلی تولید این چند صفت خوارج در میان دسته هائی از مسلمین شده است. به همین دلیل همیشه و بخصوص در «وضع موجود» شناخت صحیح نسبت به این مفهوم «نیاز روز» مسلمین بوده است؛ با درک اهمیت و حساسیت این شناخت صحیح و تاثیرات منفی که شناخت غلط این اصطلاح بر زندگی اجتماعی و بخصوص بر اهل دعوت و جهاد گذاشته است تلاش می کنیم با کمک همدیگر در این دهه ی اول ذیحجه ی سال 1400ش داشته های خود در این زمینه را با هم رد و بدل کنیم و همچون سایر موارد به شناختی صحیح آنهم به زبانی ساده دست پیدا کنیم .ان شاء الله.

بر این اساس و برخلاف روالی که خیلی از عزیران در پیش گرفته اند ابتدا به معرفی اجمالی مشرکین می پردازیم و به دنبال آن سعی خواهیم کرد به عقاید آنها اشاره کنیم و بعد از شناختی مختصر به بررسی چند حکم مختص مشرکین می پردازیم و به دنبال آن به بررسی آیاتی از قرآن بر فهم تمام مذاهب اسلامی در تفکیک این دسته از کفار از سایر کفار خواهیم پرداخت و باذن الله در پایان به سوالات عزیزان هم در حد زمانی که در اختیار داریم پاسخ خواهیم داد .

ادامه خواندن مشرکین و احکام آنها در شریعت اسلام و در ادبیات گفتمانی اهل تأویل (1)

پروسه ی اجتناب ناپذیر«اتحاد» اسلامی، دوران گذار از تفرق کنونی به «وحدت» اسلامی

پروسه ی اجتناب ناپذیر«اتحاد» اسلامی، دوران گذار از تفرق کنونی به «وحدت» اسلامی (1)

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:«الوَحدةُ خيرٌ مِن جليسِ السُّوءِ، و الجَليسُ الصالِحُ خيرٌ مِنَ الوَحدةِ»[1]تنهائی بهتر از همنشین بد است، و همنشین صالح بهتر از تنهائی است.

یا می فرماید: لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي الْوَحْدَةِ، ما سار راكبٌ بليلٍ أبدًا [2] یا « مَا سَارَ رَاكِبٌ بِلَيْلٍ وَحْدَهُ»[3] اگر مردم، خطرات تنها به سفر رفتن را می‌دانستند، هیچ کس به تنهایی در شب، مسافرت نمی‌کرد.

پس«وحدت» مصدری است به معنی واحد، تنهائی و یکی بودن؛ و در اصطلاح «وحدت» یعنی یکدلی و یکی  شدنِ دو یا چند امر و جانبِ مختلف، با کنار زدن و پاک کردن تمام موارد مورد اختلاف. الله تعالی خطاب به مومنین می فرماید: وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ (و همگی به رشته خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید) وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً (آل عمران/103)  و نعمت خدا را بر خود به یاد آورید که بدان گاه که (برای همدیگر) دشمنانی بودید و خدا میان دلهایتان پیوند داد، پس برادرانی شدید. و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:الْمُؤْمِنُ مَأْلَفَةٌ وَلا خَيْرَ فِيمَنْ لا يَأْلَفُ وَلا يُؤْلَفُ.[4] مؤمن مونس است(مورد انس والفت است) و در کسی که انس نگیرد و به او انس گرفته نشود، خیری در او نیست.

در این صورت عامل یکدست کردن و وحدت بخش مومنین، نعمت عقاید و قوانین واحد اسلامی است که با دور ریختن و حذف تمام افکار، سخنان، قوانین و رفتارهای غیر شرعی، قلبها را یکی و مونس کرده، و این قلب واحد با دستور و حکمی واحد سایر اعضای بدن و ساختمان اجتماعی جامعه ی مومنین را مدیریت میکند. به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم مومنین را گاه به جسم واحد یا ساختمان واحدی تشبیه می کند و می فرماید:

  • مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ (مثال مؤمنین در شفقت، دوستی و مهربانی مانند اعضای یک جسم هستند،) إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى [5]زمانی که یک عضو آن به درد آمد سایر اعضا نیز بی قرار می شوند وتب می کنند و ابراز همدردی می کنند.
  • المؤمنونَ (یا در لفظ دیگری: الْمُسْلِمُونَ) كَرَجُلٍ واحِدٍ،( جامعه مومنین یا مسلمانان مانند بدن يك انسان است كه) إِنِ اشْتَكَى عَيْنُهُ اشْتَكَى كُلُّهُ وَإِنِ اشْتَكَى رَأْسُهُ اشْتَكَى كُلُّهُ.[6] هرگاه چشم او به درد آید تمام بدنش به درد می‌آید و وقتی سرش به در آید، تمام بدنش به درد مي آيد.
  • الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيَانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا (مؤمن نسبت به مؤمن مانند ارتباط اجزای یک ساختمان محکم است که آن اجزاء و قسمتهای مختلف آن وسیله استحکام و تقویت یکدیگر میشوند.) ثُمَّ شَبَّکَ بَینَ اَصابِعِهِ …[7] و انگشتان دو دست را در هم فرو برد.

رَسُولُ اللَّه صلى الله عليه وسلم حتی در ریزترین مسائل مثل صفوف نماز هم مراقب بود که صفها به گونه ای نباشد که باعث اختلاف قلوب میان مومنین گردد و این جسم واحد و ساختمان واحد دچار بیماری و ترک خوردگی و کجی شود و می فرمود: اسْتَوُوا وَلا تَخْتَلِفُو؛ فَتَخْتَلِفَ قُلُوبُكُمْ،[8] راست وبرابربایستید وکج نایستید در آن صورت قلبهایتان اختلاف می کنند یا می فرماید: أقِيموا صفوفَكم، ثلاثًا،(در صفهایتان راست بایستید) واللهِ لَتُقِيمُنَّ صفوفَكم أو لَيُخالِفَنَّ اللهُ بينَ قلوبِكم[9] به خدا قسم یا صفهایتان را راست می کنید یا الله در قلبهایتان اختلاف می اندازد.

این امت واحدی است که با قانون و برنامه ی واحدی تشکیل شده و تمام افکار و برنامه ها و رفتارهائی که مخالف قانون شریعت الله تعالی بوده را دور ریخته و به این شکل در قانون و شریعت و دین الله تعالی خالص شده است «مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ»(بینه/5)؛ یک امت و یک الله که شریک پذیر نیستند: إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ (انبیاء/92) همانا اين، امت شماست، امتى يگانه، و من پروردگار شما هستم، پس تنها مرا عبادت کنید.

 پس « أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ» (زمر/3) و کسانی که مرتکب تولید اله های مختلفی در کنار الله تعالی می شوند مجرمینی هستند مثل کسانی که مرتکب تولید عبادتها و قوانین مختلف در کنار عبادت الله تعالی و تولید امتهای متفرق در کنار امت واحد شده اند. اللهِ واحد و امتِ واحد مثل بسیاری از امور دیگر تعدد را قبول نمی کنند و باید همچنان واحد بمانند. وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً (همانا اين، امت شماست، امتى يگانه،) وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ (مؤمنون/ 52) و من پروردگار همه شما هستم ، پس تنها  تقوای من را داشته باشید.

برای اسلام عاملی که باعث اختلاف قلوب می شود مهم نیست که چه باشد، مهم این است که نباید چنین اختلافی تولید شود حتی اگر بر اثر خواندن قرآن هم باشد حالا چه رسد به فلان روایت تاریخی یا فلان اجتهاد شخصی و رأی انسانها:اقْرَءُوا القُرْآنَ مَا ائْتَلَفَتْ قُلُوبُكُمْ،(قرآن بخوانید تا زمانی که دل های شما بر آن، اتفاق دارند) فَإِذَا اخْتَلَفْتُمْ فَقُومُوا عَنْهُ[10]و هرگاه در آن، اختلاف نمودید، دست از آن بکشید و بروید»

چون: فَإِنَّ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمُ اخْتَلَفُوا فَأُهْلِكُوا اقوامی که قبل از شما ها بودند به سبب اختلاف هلاک شدند. [11] إِنَّمَا أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمُ الْفُرْقَةُ [12]

چون:الجَمَاعَةُ رَحْمَةٌ (جماعت و انسجام رحمت)والفُرقَةُ عَذَاب[13]و جدایی و افتراق عذاب است.

چون : مَنْ أَرَادَ بُحْبُوحَةَ الجَنَّةِ فَلْيَلْزَمُ الجَمَاعَةَ [14]هر کس می خواهد در وسط بهشت سکونت نماید با جماعت باشد.

چون : می خواهیم وعده هائی که الله تعالی در مورد امت به رسول الله صلی الله علیه وسلم داده متحقق بشوند و گرسنگی و سرگردانی و تسلط دشمنان بر ما خاتمه یابد: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ أَجَارَ لِي عَلَى أُمَّتِي مِنْ ثَلاثٍ: لا يَجُوعُوا وَلا يَجْتَمِعُوا عَلَى ضَلالَةٍ وَلا یَستَبَاحُ ﺑَﯿْﻀَﺔُ اﻟْﻤُﺴْﻠِﻤِﯿﻦَ[15]

چون: الله کسانی که در راه او متحد و یکپارچه در خط و صف واحدی مثل دیوار سربی بزرگی در راه او می جنگند دوست می دارد: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ (صف/4)

چون: الله تعالی تهدید کرده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم به هیچ وجه با اهل تفرق نیست : إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ ۚ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (انعام/159)

چون : نمی خواهیم مانند کسانی بشویم که با اینهمه دلایل روشن از سوی الله که به ما رسیده باز اهل تفرقه و اختلاف باشیم و مشمول عذاب بزرگ الله تعالی گردیم: وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (آل عمران/105)

ادامه خواندن پروسه ی اجتناب ناپذیر«اتحاد» اسلامی، دوران گذار از تفرق کنونی به «وحدت» اسلامی

خائنین آفتهای تهدید کننده دارالاسلام افغانستان و انتظار مومنین از مسئولین دارالاسلام ایران و افغانستان(2)

خائنین آفتهای تهدید کننده دارالاسلام افغانستان و انتظار مومنین از مسئولین دارالاسلام ایران و افغانستان[1] (2)

س9: چرا جماعت داعش به داد زنانشان در الهول نمی رسند که توسط مزدوران پ.ک.ک اذیت می شوند مگر غیرت ندارند؟ یا فقط برای مسلمان کشی و خیانت به سلفیت و مسلمین و جلوگیری از تطبیق شریعت توسط جماعتهای جهادی مثل هیئة تحریر الشام زرنگ هستند؟

ج: الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لاَ یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ (مائده/105) ‏ای مؤمنان! مواظب خود باشید. هنگامی که شما هدایت یافتید گمراهی گمراهان به شما زیانی نمی‌رساند، بازگشت همه شما به سوی الله است، و شما را از آنچه می‌کرده‌اید آگاه می‌سازد.‏ پس مسلمان کشی های به ناحق توسط دوله و اشتباهات منهجی نجدیت قضیه ی جداگانه ایست که ماشاء الله هزاران نقد در این زمینه ارائه شده و امروزه برای برخی از گروههای مسلح نجدی شبه جهادی که دست خودشان بیشتر از دوله به خون مسلمین آلوده شده است و برای پهلوان پنبه های مدخلیسم نجدی و غیر نجدی درباری، دیواری کوتاهتر از دیوار دوله وجود ندارد تا با توهین به آن اشتباهات منهجی و رفتاری خود را مخفی کرده و خود را تبرئه کنند و خودی نشان دهند.

اردوگاه اسرای الهول شمال سوریه یکی از صدها لکه ی سیاه در تاریخ نکبت بار مسلمین معاصر است. این زنان و دختران و کودکان و اسرائی که در الهول وجود دارند خواهران و برادران ما هستند، آیا فقط دوله غیرت دارد که باید در دفاع از ناموس مسلمین بر علیه کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی به پا خیزد و به داد ناموس مسلمین برسد؟ شما دارید ابتدا به خودتان و سپس به سایر مسلمین توهین می کنید – هر چند که بسیاری از مسلمین اهل تفرق و خفته که با سکوت و سهل انگاری خود به این خواهران و سایر خواهران و برادران اسیر ما ظلم می کنند لایق توهین هستند؛ تمام کسانی که به جای مفهوم عالی: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚ(حجرات/10) می گویند زنان شیعه یا زنان حنفی یا نجدی یا شافعی یا مالکی و اخوانی و… و در برابر ظلم به این خواهران مسلمان به بهانه ی اختلاف مذهبی و فکری سکوت می کنند لایق توهین هستند، حتی تمام کسانی که در برابر توهین سکولاریستها(مشرکین= احزاب) دشمنان شماره یک مومنین به زنان اهل کتاب و شبه اهل کتاب دشمنان شماره دو و شماره سه مومنین سکوت کرده اند باز لایق توهین هستند.

به یک رخ داد تاریخی دقت کنید: معتصم عباسی مثل مامون و واثق حاکمی معتزلی مذهب بود، در زمان حاکمیت او کفار نصرانی روم به عنوان دشمنان شماره 3 مومنین یکی از زنان مسلمان را به اسارت گرفته و به این خواهر مسلمان بی احترامی کردند. این خواهر مسلمان در زندان نصرانی ها فریاد زد و گفت: وامعتصماه، وامعتصماه، معتصم به دادم برس. زمانی که این فریاد خواهرمان به معتصم معتزلی مذهب رسید فوراً از تختش بلند شد و فریاد خواهر مسلمان را پاسخ داد كه «لبيكِ، لبيكِ». ونامه ای به این شکل برای پادشاه نصرانی روم فرستاد: از امیرالمومنین المعتصم بالله، به سگ روم سریعا آن زن را از اسارت آزاد خواهی کرد، اگر چنین نکنی لشکری را به سویت روانه خواهم کرد که ابتدایش نزد تو و انتهایش نزد من باشد و میدانی که سربازان اسلام مرگ و شهادت در راه الله را دوست دارند همانگونه که زندگی و عیش و نوش نزد تو وسربازانت محبوب است.”

معتصم معتزلی مذهب در قصرش بلند شد و فریاد زد: حرکت کنید. با برداشتن توشه راه و در حضور  عبدالرحمن بن اسحاق قاضى بغداد و شعبه بن سهل و 328 نفر مرد عادل وصیت خود را کرد و به همراه گروهى از فرماندهان جنگى حرکت کرد، نهایتا پس از مدتى جنگ و جهاد با رومیان، بر آنها پیروز شد و روم را شکست داد.[2]  و این خواهر مسلمان را با عزت برگرداند.

امروزه کفار سکولار آمریکا و چین و روسیه و اتحادیه اروپا و آفریقا به عنوان دشمنان شماره یک مومنین و دارالاسلام، هزاران خواهر مسلمان ما مثل دکتر عافیه صدیقی را با انواع شکنجه ها و توهینها و تجاوزها در زندانهای آشکار و مخفی خود و مزدورانشان نگه داری می کنند و یا بعد از آنهمه تجاوز و شکنجه اعدام کرده اند، تو و امثال تو در برابر این جنایات چکار کرده اید؟ زمانی که صدها گزارش مثل گزارش سیمور هِرش از زندان ابوغریب عراق در تجاوز به نوامیس مسلمین توسط آمریکائی ها و مزدورانش را دیدید چکار کردید؟

همین الان که با آمریکا و مزدورانش در شمال سوریه هم مرز هستید و هزاران خواهر ما در زندان بزرگ الهول را می بینید که توسط آمریکا و مزدوران سکولار کوردش نگهداری می شوند و علاوه بر ریختن خونشان اینهمه خفت بر آنها تحمیل می شود چکار می کنید؟

اما در مورد تطبیق شریعت الله لازم است بدانید که دارودسته ی نجدی جولانی چه قبل از خیانت به دوله و چه بعد از آن، مثل اخوانی های لیبرال، در کنار دهها جماعت و گروه نجدی دیگر شعار می دادند که برای تطبیق شریعت الله مبارزه می کنند و باید در نقطه ای حداقل به اندازه ی مدینه تمکین داشته باشند تا شریعت را پیاده کنند و 300 مومن مجاهد تربیت کرده باشند تا به آزاد سازی دنیا بپردازند، اما ده سال است ادلب را با جمعیتی بالاتر از یک میلون نفر دارند، همچنانکه مورسی هم مصر را داشت و غنوشی هم تونس را، این در حالی است که دارالاسلام مدینه برای جنگ احد تنها نزدیک به یکهزار مرد جنگی داشت که نزدیک به سیصد نفر آنها نیز دارودسته ی منافقین بودند و با عبدالله بن ابی برگشتند؛ آیا شما بر اساس ادعای اولیه ی دارودسته ی جولانی خبری از تطبیق شریعت الله می بینید؟ یا همان بهانه ی طاغوتهای حاکم بر سرزمینهای اسلامی جهت راضی کردن کفار سکولار جهانی و نهادهای سکولاریستی جهانی را می آورند؟ پس اگر این نهایت قتال آنها بوده است دادن اینهمه هزینه ی جانی و ناموسی و مالی و نابودی سرزمین مسلمین و هدر دادن دستاوردهای چندین دهه ی مومنین برای چه بوده؟

اگر خیال می کنید اینها پا جای پای این طاغوتهای حاکم بر سرزمینهای به اصطلاح اسلامی گذاشته اند باور بفرمائید دارید اشتباه می کنید چون جنایاتی را که این گروههای مختلف اهل هرج و مرج متفرق در حق مخالفین مسلمان و حتی در حق نجدی های مخالف خود مرتکب شده اند «اکثر» این طاغوتها هنوز در میزان جرم به پای اینها نرسیده اند؛ فقط کافی است از نزدیک وضع را لمس کرده باشید تا بدانید «عمل» این تازه به دوران رسیده ها چقدر از اسلام و حتی از اخلاق عمومی دور است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إِنَّ النَّاسَ إِذَا رَأَوْا الظَّالِمَ فَلَمْ یَأْخُذُوا عَلَى یَدَیْهِ، أَوْشَکَ أَنْ یَعُمَّهُمُ اللَّهُ بِعِقَابٍ مِنْ عِندِهِ[3] اگر مردم ظالمی را دیدند و دست او را نگرفتند و مانع ظلم او نشدند، نزدیک است الله همه‌ی آنها را به عذاب و عقوبتی از جانب خود گرفتار کند.

س10:  خود جمهوری اسلامی ایران در اول انقلاب از ملی مذهبی ها و افرادی همچون بازرگان استفاده کرد نظر شما چیست؟

ادامه خواندن خائنین آفتهای تهدید کننده دارالاسلام افغانستان و انتظار مومنین از مسئولین دارالاسلام ایران و افغانستان(2)

خائنین آفتهای تهدید کننده دارالاسلام افغانستان و انتظار مومنین از مسئولین دارالاسلام ایران و افغانستان (1)

خائنین آفتهای تهدید کننده دارالاسلام افغانستان و انتظار مومنین از مسئولین دارالاسلام ایران و افغانستان[1] (1)

بسم الله، و الحمد لله؛ اما بعد: اسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 امروزه در مورد دارالاسلام افغانستان ما شاهد درخواستهائی از جانب کفار سکولار جهانی تحت عنوان افغان شمول، حقوق زنان و شعارهائی از این دست هستیم که حتی «شیطان بزرگ» به قول سید قطب و «سرافعی» به قول اسامه بن لادن، یعنی آمریکایی که کثیفترین جنایات را در افغانستان و سایر سرزمینهای اسلامی مرتکب شده است به خودش جرئت داده است لیستی از مزدورانش را ارائه دهد که حاکمیت امارت اسلامی این مزدوران را در دولت انقلابی خودش جاسازی کند و کشورهای عضو ناتو نیز باز چنین گستاخی هائی کرده اند وحتی خائنین فراری و دارودسته ی منافقین یا سکولار زده های داخلی نیز به خودشان جرئت داده اند که برای خود شرط و شروطی تعیین کنند مثل این خان فرتوت هرات که تا کنون ۳ بار مرتکب خیانت بزرگ شده و آن غلام بچه های خائن نیز به همراه پدرانشان چندین بار مرتکب خیانت به دین و ملت و خاک خود شده اند و همگی در نزدیکترین خیانت خود مدت ۲۰ سال در کنار اشغالگران آمریکایی و ناتو بوده و بدون آنکه در برابر این اشغالگران جنایتکار مقاومتی نشان دهند و جنگی انجام دهند هم اکنون  در برابر دارالاسلام  «جبهه ی بغاوت» را در فضای مجازی و خارج از مرزهای دارالاسلام تشکیل داده اند؛ خائنین رسوا شده ای که در سختترین دوران گذار هر حاکمیت انقلابی، در صف ضدانقلابها قرار گرفته و دارودسته ی منافقین داخلی را به شورش و خرابکاری دعوت می کنند.

 اینها بخش آشکار شده و فراری منافقین میان این ملت هستند که الله تعالی در موردشان می فرماید:

مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا*سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا (احزاب/۶۱) نفرین شدگان و رانده شدگان هستند، هر کجا یافته شوند، گرفته خواهند شد و پیاپی به قتل خواهند رسید؛ البته نباید چنین تصور کنیم که فقط رسول الله صلی الله علیه و سلم این روش را در مورد این منافقین جدا شده از دارالاسلام اجرا کرده بلکه «سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ» این سنّت، در مورد پیشینیان هم بوده، سنت الله از زمان خلقت تاکنون در مورد این منافقین آشکار شده است، تا روز قیامت این سنت وجود دارد و باید توسط مومنین صادق اجرا شود و الله تعالی می فرماید:«وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا» و در سنّت خدا هیچ دگرگونی وجود ندارد.

امام ابن حزم رحمه الله مي گوید: هر كسي كه بدون اجبار و با اختيار خود  وارد دارالكفر و دارالحرب گردد و از آنجا با ساكنان مكانی دشمنی بورزد كه در اختيار مسلمين است، در اين صورت با اين كارش مرتد می شود و از دين خارج مي گردد و هر زمانی كه به چنگ مسلمين افتاد  تمام احكام مرتدين شاملش می شود، مثل كشتنش و حلال بودن مالش و باطل شدن نكاح با همسرش و ديگر احكام مختص مرتدين. [2] این حکم واضح تمام منافقین آشکار شده ای است که از دارالکفرها و خارج از مرزهای دارالاسلام بر علیه دارالاسلام فعالیت تبلیغی یا نظامی می کنند هر چند پاره ای از شعائر اسلامی را نیز برای عوام فریبی و مدیریت و بسیج  مسلمین بیمار دل «الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ» ‏(احزاب/12) انجام دهند. 

الله تعالی به صراحت در مورد این منافقین آشکار شده و جدا شده از دارالاسلام می فرماید: وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً ۖ فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ ۖ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا ‏(نساء/89) آنان دوست می‌دارند که شما کافر شوید همان گونه که خود کافر شده‌اند و (در کفر با ایشان) مساوی شوید . پس در این صورت یارانی از ایشان نگیرید (و آنان را از خود ندانید) تا آن گاه که در راه خدا هجرت می‌کنند (و ایمان آوردن خود را با هجرت به دارالاسلام ثابت می‌ کنند). ولی اگر از این کار سر باز زدند آنان را هر کجا یافتید بگیرید و اسیر کنید، و بکشید، و از میان ایشان سرپرست و پشتیبانی انتخاب نکنید.

پس تکلیف منافقین جدا شده از دارالاسلام که خود را آشکار کرده اند مشخص است، حتی زمانی هم که مرتکب کمترین علائم آشکار شدن یعنی تشکیل مرکزی مثل ضرار در دارالاسلام می شوند باز تکلیف آنها در شریعت مشخص است و مصونیت دارودسته ی منافقین تا زمانی است که خودشان را از جامعه ی مسلمین جدا نکرده باشند و در میان مسلمین خودشان را مخفی کرده باشند، با این وجود خطر واقعی از سوی همین دارودسته ی منافقینی است که صف خود را جدا نکرده و در ارگانهای مختلف حکومتی دارالاسلام نفوذ کرده و لباس مسئولان را پوشیده و یا در منابر مساجد و دستگاههای رسانه ای و تبلیغی به مفاسد و تخریبات خود تحت پرچم دارالاسلام ادامه می دهند…. خطر واقعی از سوی این نفوذی های پنهان است که خود را همرنگ جماعت مومنین کرده اند.

ما در میان همین مفسدینِ بخش جنگ روانی و رسانه، علاوه بر قشر لیبرال، با طبقه ای از مُلاها و مولوی های متحجری برخورد می کنیم که در لباس دفاع از مذهبی خاص و حمله به سایر مذاهب و تفاسیر اسلامی، آگاهانه، عمداً و به میل خودشان و آشکارا سعی می کنند با دروغسازی و قیچی کاری در منابع شرعی با دامن زدن و بزرگ نمائی اختلافات ریز و قابل چشم پوشی فقهی، و ایجاد تفرق و جنگ داخلی، به اتحاد میان مسلمین و امنیت به وجود آمده صدمه بزنند و به عنوان ستون پنجم برای دشمنان دارالاسلام خوراک تبلیغاتی و حتی خائن و قربانی تولید کنند.

أبومحمدالجويني در مورد دسته هائی از مفسدین داخلی که جرمی بسیار پائینتر از اینها مرتکب شده اند روایت می کند که: مبتدعین در اسلام و دروغ گویان و حدیث سازان از ملحدین بدترند، چون ملحدین از خارج قصد فاسد کردن دین را دارند و اینها از داخل چنین اقدامی را انجام می دهند، اینها مانند خودی های سرزمینی هستند که از داخل سعی در فاسد کردنش دارند و ملحدین مانند کسانی هستند که از خارج آنها را محاصره کرده اند، اما این مفسدین داخلی درهای قلعه را بر رویشان باز می کنند، پس اینها برای اسلام بدتر از کفار هستند. “[3]

این واقعیتی نیست که تنها مومنین به آن پی برده باشند بلکه کفاری که برای ملتشان- به درست یا غلط – مبارزه کرده اند گفته اند: اگر خواستی سرزمینت را آزاد کنی ده گلوله در تفنگت بگذار، که نُه گلوله برای خائنین و آدم فروشان و تنها یک گلوله برای دشمنت کافیست.

خائنین داخلیِ میانِ مسلمین در واقع منافقینی هستند که با عقاید و باورهای سکولاریستی، به عنوان یک دشمنِ پنهانِ داخلی، ادای مسلمین را در پاره ای عبادات در می آورند که الله تعالی در موردشان می فرماید: «… هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ…» (منافقون/4) «…ایشان دشمن اند؛ از آن ها حذر داشته باش و مواظب و هوشیار باش…».. اینها کفار پنهان داخلی هستند که حتی رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز از سخنان زیبا و سنجیده و شرعی آنها تعجب می کرد: «يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا …» و در میان مسلمین نیز کسانی هستند که حرف های این ها را گوش می دهند و از ایشان حرف شنوی دارند: «وَفِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ» (توبه/47)؛ حالا این کفار پنهان داخلی که برای ما قابل تشخیص نیستند دسته هائی از مسلمین ضعیف الایمانی که در قلبهایشان بیماری وجود دارد را با انواع مکر و حیله های شبه اسلامی دور خود جمع کرده اند و در میان این بیماردلانِ مسلمان، خودشان را مخفی کرده اند و جنگ روانی و سایر تخریبات خود را از کانال این مسلمین بیمار دل به پیش می برند و از این فریب خورده ها خائن و قربانی تولید می کنند. بلا استثناء در جامعه ی مسلمین تمام خیانتهای به دارالاسلام نیز از سوی این دارودسته ی منافقین صورت می گیرد که در صورت نیاز حکم ستون پنجم را برای دشمنان خارجی دارند.

ادامه خواندن خائنین آفتهای تهدید کننده دارالاسلام افغانستان و انتظار مومنین از مسئولین دارالاسلام ایران و افغانستان (1)