چشم انداز جریان جبهه ی جهانی اسلامی برای جهاد بر ضد سکولاریسم در دارالاسلامها

چشم انداز جریان جبهه ی جهانی اسلامی برای جهاد بر ضد سکولاریسم در دارالاسلامها

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مناسب می بینم در این زمانی که شاهد هزیمتهای آشکار آمریکا پرچمدار مشرکین زمان حاضر و متحدین جهانی و مزدوران محلی اش در سرزمینهای اسلامی هستیم، چشم انداز جریان جبهه ی جهانی اسلامی برای جهاد بر ضد سکولاریسم در دارالاسلامها را به صورت مختصر و موردی خدمت تمام برادران و خواهران مومنم ارائه دهم:

  1. هم اکنون دایره ی آگاهی ها وسیع شده و به اصطلاح علم زیاد شده است، در این صورت ما با تکیه بر درسهای مقدماتی و قیامت شناسی-بإذن الله- وارد دایره ی مومنین مجاهدی شده ایم که الله تعالی در موردشان می فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ».[1]
  2. 2-     به دنبال این، جهت تامین «أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ» و فراهم کردن زمینه های مناسب «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ» و ارتقای حکومت بدیل اضطراری اسلامی فعلی به «خلافةً على مِنهاجِ نُبُوَّةٍ»[2] با در نظر داشتن «وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً ۚ»[3] وارد جهاد سه گانه با تمام سکولاریستها خواهیم شد که رسول الله صلی الله علیه وسلم در شیوه ی برخورد با آنها امر کرده است: جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ[4] و به این شکل با اعمال خود معلم دیگران می شویم. در این صورت ما برای سازماندهی «عمل» تلاش می کنیم و شعار ما هم این است: لَس٘تُ معلِّمَكُم٘ إلّا بِال٘عمل[5].
  3. برای حرکت در این مسیر و تنظیم اقدامات عملی خود، متناسب با شرایط خاص و وضع موجود هر منطقه و نیازهای روزش- که ممکن است با وضع موجود و نیازهای روز سایر مناطق تفاوتهائی داشته باشد- «اولویت بندی» خواهیم کرد.

یکی از صفات خائنین و دارودسته ی منافقین که همیشه وجود داشته و خواهند داشت برهم زدن آگاهانه، عمدی و اختیاریِ اولویت بندی هاست و سعی دارند مومنین را به مراحلی بکشانند و برای مراحلی بعدی دعوت دهند که اگر همان مراحل هم فرا برسند هرگز خودشان در این مرحله نیز همراه مومنین نخواهند بود.

یعنی با آنکه اولویتها را به هم می زنند و با مومنین نیستند اگر همان اولویت هم زمانش برسد با مومنین نخواهند بود الله تعالی با ذکر عبرتی در مورد این گروه می فرماید: إِذْ قَالُواْ لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكاً نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ در آن وقت به پيامبر خود گفتند: شاهی براي ما انتخاب كن تا در راه خدا جنگ مسلحانه و قتال كنيم. قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلاَّ تُقَاتِلُواْ (پيامبر) گفت:آیا خود را چنان می بینید که اگر قتال برشماواجب شد از جنگیدن شانه خالی نکنید؟ قَالُواْ وَمَا لَنَا أَلاَّ نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَآئِنَا گفتند: چگونه ممكن است در راه خدا جنگ مسلحانه نكنيم، در حالي كه از خانه و فرزندانمان رانده شده ايم؟ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْاْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ‏(بقره/246) امّا هنگامي كه دستور جنگ مسلحانه به آنان داده شد، همه جز عده كمي از ايشان سرپيچي كردند و خداوند آگاه است از ستمكاران.‏

  • در این صورت این ستمکاران و روافض موجود در مذهب و منطقه ی خود را نیز شناسائی کنید. صاحب منهاج می گوید:«فلا يُنكَر أن يكون في المنتسبين إلى الأئمة الأربعة من هو زنديق ملحد مارق من الإسلام، فضلا عن أن يكون رافضيا!»[6]انکار نمی‌کنیم که در میان منتسبین به امامان اربعه فرد زندیق و ملحدی باشد، چه رسد به اینکه در میان آنها فردی رافضی باشد!

پس در میان مذاهب اربعه هم کسانی ملحد و رافضی یافت می شوند. اینجاست که باید متوجه شد که روافض در میان تمام مذاهب اسلامی وجود دارند و مختص به شیعه یا شافعی و حنفی و … نیست. روافض چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که در موقع نیاز شما را رها می کنند. اینها بخشی از دارودسته ی بزرگ منافقین و سکولار زده ها هستند؛ آنها را شناسائی کنید و با حذر و هوشیاری خواسته شده در قرآن، در برنامه ریزهای خود لحظه ای چشم از آنها برندارید.

  • سیستم همیشگی و مداومِ انتقادِ از خود در مسائل ظاهری و اجرائی را به همراه ارائه ی بدیل و جایگزینِ مناسبِ با وضعِ موجودِ خود و نیازهای روزتان برقرار کنید و همچون آینه و آزمایشگاهی دقیق به آسیب شناسی مبارزاتی خود بپردازید. عیبها را رفع کنیم قبل از اینکه دیگران از کانال این عیبها به ما حمله کنند.
  • تا می توانید قدرتمند شوید. نگاه کنید از کدام کانال شرعی می توانید قدرت به دست بیاورید حتماً این کار را بکنید.

 اگر قدرت در حلف و سندیکا و صنفِ بازرگانی یا صنعت یا معلمی و خطیبی و امام مسجد و شورای محل و انجمنی علمی یا انجمن زنان یا انجمنی فرهنگی و ادبی و ورزشی وغیره است حتماً موانع را از طریق شرعی بردارید و با پرهیز از حزب گرائی کسب قدرت کنید.

  • برای برداشتن موانعی که قطعاً وجود خواهند داشت از کانالهای قانونی دست به هر اقدام شرعی بزنید.

به دلیل کناره گیری و تماشاچی بودن امثال شما افرادی غیر صالح وارد مراکز قدرت شده اند، و علاوه بر آن، افرادی سودجو و نفوذی در میان سیستم حکومتی نیز وجود دارند که ممکن است به همراه این افرادِ غیر صالح و برخلاف قوانین کشوری برای ما ایجاد مشکل کرده و سنگ اندازی هائی انجام دهند، برای برداشتن این موانع حتماً و بدون شرم حتی با استناد به «اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ»[7] به تمام ابزارهای قانونیِ دفع این آفتها پناه ببرید و در صورت توان برای چنین هدفی مجمعی از اولی الامر و متخصین امور حقوقی تولید کنید. «وضع موجود» و «نیاز روز» و «هدف دور یا نزدیک» خود را در نظر بگیرید نه ابزارهایی که شرعی هستند و باید استفاده شوند اما ممکن است به میل شما نباشد.

  • هرگز امروز شما مثل دیروز نباشد. این یعنی اینکه هرگز در جا نزنید و با برداشتن موانع و طی کردن مراحل اولویت بندی شده و در نظر گرفتن مراحل تکاملی «3ابزار»[8] همیشه رو به جلو در حرکت باشید و هرگز فراموش نکنید که ما تنها یک عمر با سالهائی محدود در اختیار داریم .

صحابه در یک نسل علاوه بر خود کل شبه جزیره ی عربستان و دو امپراطوری بزرگ آن زمان را تغییر دادند، حالا نگاه کن داری چکار می کنی؟ و به چه میزان پیش رفته ای؟ و در کتاب زندگی ات چه می نویسی که باید در روز قیامت آن را به عنوان گزارشِ کارِ دنیایِ خودت بخوانی زمانی که به شما خطاب می شود: اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا ‏(اسراء/14) كتاب (اعمال) خودت را بخوان. كافي است كه خودت امروز حسابگر خويشتن باشي.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الجَنَّة وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ، وَأَعُوذُ بِكَ مَنَ النَّارِ وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ.

رَبَّنَا أَعِزَّنَا بِالإِسْلامِ، وَأَعِزَّ بِنَا الإسْلامَ، اللَّهُمَّ أَعْلِ بِنَا كَلِمَةَ الإسْلاَمِ، وَارْفَعْ بِنَا رَايَةَ القُرْآنِ.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته[9]


[1] حجرات/15 . مؤمنان تنها کسانیند که به خدا و پیغمبرش ایمان آورده‌اند ، سپس هرگز شکّ و تردیدی به خود راه نداده‌اند، و با مال و جان خویش در راه خدا به جهاد برخاسته‌اند. ایشان به حقیقت راستگو (و همان راستگویان) هستند.‏

[2] ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ / پس از آن خلافت یک بار دیگر بر منهج نبوت قائم خواهد شد / رواه الطیالسی في مسنده (1/349-350) ، والبزار (3/352-353)، وأحمد في المسند  (4/273 ،163) والبيهقي في دلائل النبوة (6/491)

[3] توبه/36. (اي مؤمنان) با همه مشركان بجنگيد همان گونه كه آنان جملگي و متّفقا با شما مي‌جنگند.

[4]  رواه أبوداود ۳/۲۳ (۲۵۰۴) وأحمد ۳/۱۲۴ والنسائی (٧/۶) (3096) وابن حبان في صحيحه (۱۶۱۸) و الحاکم ۲/۸۱ والدارمی ۲/۲۱۳ / با مشرکان جهاد کنید به وسیله ی اموالتان و جان ها و زبان هایتان

[5] تاریخ طبری به نقل از عمر بن خطاب رضی الله عنه / نصیحت و سخنرانیِ من، رفتار من است.

[6] منهاج السنة النبوية، الناشر: جامعة محمد بن سعود الإسلامية، ج 4، ص 134

[7] وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ (یوسف/42)  (يوسف خطاب) به يكي از آن دو كه مي‌دانست آزاد مي‌گردد گفت : مرا در پيش سرور خود (يعني شاه مصر) يادآور شو (و شرح حال مرا بدو بگو. باشد كه از زندان رهايم كند) .

[8] سه ابزار:

1-         خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ که اولین و مهمترین ابزار و وسیله ست.

2-         حکومت بدیل اضطراری اسلامی که در زمان نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ به حکم ضرورت انجام وظیفه می کند.

3-         شورای واحد مجاهدین که در بدترین حالت و در صورت نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و حکومت بدیل اضطراری اسلامی انجام وظیفه می کند.

[9] ترجمه ی سخنرانی تصویری عربی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

بسم الله و الحمد لله

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الحمد لله امروز هم رسیدیم به درس هشتم مقدماتیمان که آخرین درس از سلسله درسهای مقدماتیمان را تشکیل می دهد که به بررسی «شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن» اختصاص دارد.

درسمان را با مقدمه ای لازم در مورد خودشناسی، امور فطری و جایگاه قانون شریعت الله به عنوان یکی از محتواها و مفاهیم 4 گانه ی دین اسلام به پیش می بریم که برای ورود ما به بحثِ اصلیِ شادی می تواند نقش کلیدی را داشته باشد. هر چند ارتباط مستقیم شادی مسلمین  با هر 4 محتوا و مفهوم دین یعنی :1- حاکمیت و سلطه برتر2- قوانین و احکام 3- اطاعت کردن از این قوانین و حاکمیت 4- پاداش دادن و مجازات کردن براساس این قوانین و احکام توسط حکمیت و سلطه ی برتر را نمی شود نادیده گرفت که می شود خالص کردن دین برای الله «أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ».

در این مسیر اولین قدم و استارتی که هر انسان متعادلی لازم است بردارد این است که به نوعی خودشناسی برسد. این شناخت را هم می تواند از راههای مشخصی به دست بیاورد مثل :

– شناخت اهداف: زمانی که شخص به این درجه از شناخت می رسد باعث می شود که از اهداف تخیلی و غیر واقعی  دوری کند. چون اهداف غیر واقعی همیشه باعث شکست، ناکامی، ناامیدی و خشم نابجا می شوند. شخص می داند که هدف بزرگش تنها مختص کردن عبادت و قوانین برای الله است و بس: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (ذاریات/56)  و تمام اهداف دیگرش هم باید در خدمت به این هدف اصلی باشد .

– راه دیگری که می شود به این خودش شناسی رسید شناخت ارزش های واقعی است : شناخت ارزش های واقعی و درست باعث پرهیز از ارزش های کاذب و در نتیجه رسیدن به رضایت از زندگی می شود. مجموعه ی این عقاید، باورها و ارزش ها هستند که ما را می سازند و به ما هویت می دهند. این ها چارچوب و ساختار درونی ما را شکل می دهند و ما هم  بر اساس همین عقاید، باورها و ارزش هایمان اطلاعات و رفتارهای دریافتی از محیط، اطراف و پیرامون خودمان را تصفیه و پردازش می کنیم، و بر مبنای همین به دنیا و هر آن چه از انسان، حیوان، گیاه، دریا و … هست نگاه می کنیم، و بر همین اساس در مورد خود و دیگران قضاوت می کنیم. اولین سؤالی که مطرح می شود این است که خودشناسی انسان از چه راهی و از چه کانالی باید انجام بشود؟ از کانال سازنده و خالق انسان؟ یا از طریق ذهن و خواسته های نفسانی خود انسان؟

در اینجاست که شخص به شاه کلید اصلی بهداشت درونی (روانی) دست پیدا می کند و آن هم عزت به نفس و اعتماد به نفس است که تنها مختص: وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ (منافقون/ 8) است . عزت یعنی میزان ارزش و احترامی که هر فرد برای خودش قائل است، و الله تعالی با قوانینش این کرامت و عزت را به انسان داده است «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ» (اسراء/70).

قضاوت ما نسبت به خودمان هم به ارزش هایی که داریم بستگی دارد. اگر قضاوت ما به ارزش هایمان  مثبت باشد عزت نفس بالایی داریم، اما اگر قضاوت ما نسبت به ارزش هایمان منفی باشد، از عزت نفس پایینی برخورداریم. در حقیقت سرچشمه ی اعتماد به نفس ما ارزشهای ما هستند که از قانون شریعت الله سرچشمه گرفته اند، و این ارزشها برای ما صفات، فضایل و استعدادهای واقعی را در ما به وجود آورده اند که  عامل اصلی اعتماد به نفس و عزت نفس ما شده اند. 

– مورد دیگری که به ما کمک می کند به خودشناسی برسیم شناخت نیازهاست: شناخت نیازهاهم مساوی است با تلاش برای  برطرف کردن آن ها از مسیر درست و صحیح اش. در اینجا لازم است شخص علاوه بر نیازهای مشترک میان انسانها، ابتدا به جنسیت خودش توجه کند و آن را بپذیرد. علاوه بر این باید به ویژگیهای جسمی خودش توجه کند . زمانی که شخص خودش را به عنوان یک انسان با ویژگیهای خاص خودش می پذیرد، یعنی به نقاط قوت و ضعف خودش پی برده است، و خودش را همان طوری که هست و به اندازه ی توانایی ها و وسعتش که تلاش کرده است دوست دارد، و برای خودش ارزش قائل است، چون می داند که الله تعالی همین اندازه به او توانائی داده است و ایشان هم به همان اندازه تلاش کرده است.لايُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها (بقره/286) «خداوند هیچ کس را تکلیف نمی کند، مگر به اندازه ی توانایی او»

– مورد دیگری که لازم است در مسأله ی خودشناسی به آن توجه بشود شناخت نقاط قوت خودمان است که می توانیم با تکیه بر نقاط قوتمان بر نقاط ضعفمان غلبه می کنیم. شناخت نقاط قوت باعث تقویت اراده و احساس افتخار درشخص می شود، و باعث می شود نقطه ضعفهایمان را بپذیریم، و قبول کنیم که نقطه ضعفهائی داریم، و سعی کنیم این نقطه ضعفها را اصلاح و درمانشان کنیم. وقتی که نقاط قوت خودمان را بشناسیم بهتر می توانیم روی خودمان کنترل داشته باشیم. اینها عمده مواردی هستند که شخص باید در خودشناسیش به آن دقت کند.

 حالا، زمانی که از خودت يا از هر چيزدیگری راضی نیستی نشانه اي است كه به توهشدار مي دهد که بايد تغييري به وجود بیاد. واضح است که این تغییر بعد از احساس نارضایتی به وجود می آید، و حرکت از این چیزی هم که شما را ناراضی کرده است و تغییر این وضع یا چیزی که باعث نارضایتی شما شده است و رسیدن به آن چیزی که رضایت شما رابه دست می آورد  باید بر اساس علم و آگاهی باشد. حتی حرکت از جاهلیت به توحید هم باید بر اساس علم و شناخت باشد، و نباید کورکورانه حرکت کرد . فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ.(محمد/19) اینجاست که بسیاری از بزرگان ما مثل امام بخاری رحمه الله در کتابهایشان فصل و باب جداگانه ای را تحت عنوان «علم قبل از قول و عمل» قرار داده اند .

با این خود شناسی هر مسلمانی که خواهان تغییر مناسبی است باید در مورد «شیوه ی حرکت» و «هدفی» که می خواهد به آن برسد شناخت و علمِ کافیِ شرعی داشته باشد . در مورد «شیوه ی حرکت»لازم است شناخت ما و «شیوه ی حرکت» ما در تغییر آن چیزی که ما را ناراضی کرده به دو مورد توجه داشته باشد :

  1.   یکی امور غریزی و فطری هستند مثل گرایش به نوشیدن، خوردن، نفس کشیدن، شادی و بازی و خوشحالی و کنجکاوی و استقلال طلبی و غیره
  2. دیگری امور اکتسابی هستند که از طریق قانون شریعت الله و عمل به وجود می آیند. تبعیت از قانون شریعت الله مشخص است، اما عمل، مثل الگوبرداری و مقایسه ی خود با دیگران در گذشته و حال که در مسیر قانون شریعت الله حرکت کرده اند.

به این شیوه ی پیرویِِ علمی و عملی ما از قانون شریعت الله برای اداره ی زندگی درونی و مادیمان می گوییم عبادت که هدف اصلی زندگی ما در دنیاست. وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ(ذاریات/56)

حالا این امور فطری چه هستند که باید در تغییر آن چیزی که ما را ناراضی کرده است به آن توجه کنیم؟ امور فطري، ذاتي انسان هستند که اکتسابي نيستند و بر اثر فعالیت خود انسان به وجود نمی آیند، بلکه با شدت و ضعفهائی در تمام انسانهای مسلمان و غیر مسلمان وجود دارند و عمومی هستند، مثل گرایش به پرستش الله و توحید، خیر خواهی، حقیقت جوئی، گرایش به تولید و اختراع چیزهای جدید، زیبا پسندی، شادی، مثلا ما شادی را دوست داشته باشیم و از چیزهای غم آور بدمان بیایید و….

ادامه خواندن درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی 

درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی 

بسم الله و الحمدلله

إنِ الْحَمْدَ لِلَّهِ،نَحْمَدُهُ وَنَسْتَعِينُهُ وَنَسْتَغْفِرُهُ، وَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا وَمِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ.

  • یأْ أیهَاْ الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاْتِهِ وَلاَتَمُوْتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون (آل عمران/102)
  • یأْ أیهَا النَّاْسُ، اتَّقُوْاْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِنْ نَّفْسٍ وَّاحِدَةٍ وَّ خَلَقَ مِنْهَاْ زَوْجَهَاْ وَ بَثَّ مِنْهُمَاْ رِجَالاً کَثِیراً وَّ نِسَاءً وَّاتَّقُوْاْ اللهَ الَّذِی تَسَاءَلُوْنَ بِهِ وَالأرْحَاْمَ إِنّ اللهَ کَاْنَ عَلَیکُمْ رَقِیبَاً(نساء/1)
  • یأْ أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ وَ قُوْلُوْاْ قَوْلاً سَدِیداً يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا (احزاب/70)

 أما بعد: إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَ خَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ وَشَرَّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ.

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

درس هفتم مقدماتیمان را به شرح شرعی شناخت بدعت اختصاص می دهیم که به دلیل عدم آشنائی بسیاری از مسلمین، از طرف دشمنانمان و دوستان جاهلمان به عنوان یک ابزار برای تفرق بیشتر در میان مسلمین از آن استفاده می شود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: لَتُنْقَضَنَّ عُرَى الإِسْلَامِ عُرْوَةً عُرْوَةً، فَكُلَّمَا انْتَقَضَتْ عُرْوَةٌ تَشَبَّثَالنَّاسُ بِالَّتِي تَلِيهَا،وَأَوَّلُهُنَّ نَقْضًا:الحُكْمُ، وَآخِرُهُنَّ:الصَّلَاةُ،[1]دستگیره های اسلام یک به یک شکسته می شوند،هرزمانی که دستگیره ای نابود شود مردم به آنچه نزدیک آن است چنگ می زنند، اول آنها شکستن حکم است و آخر آنها نمازاست.

اولین دستگیره ای که در میان مسلمین شکسته شد حکم کردن و حاکمیت اسلامی خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ پس از سیدنا حسن بن علی رضی الله عنهما بود. به دنبال شکسته شدن این دستگیره، مسلمین جهت حفظ امت و جماعتشان به دستگیره ی نزدیکتر یعنی حکومت بدیل اضطراری اسلامی چنگ زدند که خالی از آلودگی هم نبود، و در مکانهائی که این حکومت بدیل اضطراری اسلامی هم از بین رفت مسلمین به ناچار به مجلس شورای مجاهدین چنگ می زنند. این پائین ترین دستگیره ای است که مسلمین می توانند برای محافظت از امت و جماعتشان به آن چنگ بزنند و بعد از این، آخرین دستگیره ها یکی پس از دیگری نابود می شوند تا اینکه به ترک نماز می رسد- که آخرین دستگیره ای است که نماد ظاهری مسلمان بودن است- واین هم بدون پشتیبانی این «سه ابزار» به تدریج نابود می شود. این را ما آشکارا در اندلس و در میان کردهای شیطان پرستِ یزیدی موجود در عراق و کردهای شیطان پرست ملک طاوسی به اصطلاح علی اللهی یا داسنی یا به قول خودشان یارسانی موجود در غرب ایران و مناطق دیگر به عناوین مختلف و با اسم های مختلف مثل کاکَیی و اسماعیلی ها و امثالهم می بینیم ودیدیم.

فقط از طریق این سه دستگیره است که مسلمین می توانند امت واحد و جماعت واحدی را از طریق شورای اولی الامر به وجود بیاورند و از گمراهی و سرگردانی نجات پیدا کنند؛که رسول الله صلی الله علیه وسلم از الله تعالی ضمانت گرفته که چنین امتی گمراه نشوند: سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَنْ لَا يَجْمَعَ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ، فَأَعْطَانِيهَا،[2] بله، این امت واحدی که از طریق شورای اولی الامر واحدشان به وجود آمده با اجماع واحد خود یک جماعت واحدی را هم تولید می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم امر می کند به پیوستن به چنین جماعتی: فَعَلَيْكُمْ بِالْجَمَاعَةِ. و چنین جماعتی است که حمایت الله را به دست می آورد «فَإِنَّ يَدَ اللهِ عَلَى الْجَمَاعَةِ».[3]

عمر بن خطاب رضی الله عنه هم از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند:«عَلَيْكُمْ بِالجَمَاعَةِ وَإِيَّاكُمْ وَالفُرْقَةَ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ مَعَ الوَاحِدِ وَهُوَ مِنَ الِاثْنَيْنِ أَبْعَدُ، مَنْ أَرَادَ بُحْبُوحَةَ الجَنَّةِ فَلْيَلْزَمُ الجَمَاعَةَ»،[4]بر شما واجب و لازم است که پایبند جماعت شوید، و برحذر باشيد از تفرق و جدائی، که شيطان به همراه يک نفر تنها است و از دو نفر دورتر است، هر کسی که خواستار وسط بهشت باشد حتماً پايبند جماعت باشد.

بله، رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: “إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ أَجَارَ لِي عَلَى أُمَّتِي مِنْ ثَلاثٍ لا يَجُوعُوا وَلا يَجْتَمِعُوا عَلَى ضَلالَةٍ وَلا یَستَبَاحُ ﺑَﯿْﻀَﺔُ اﻟْﻤُﺴْﻠِﻤِﯿﻦَ، یا سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لَا يَجْمَعَ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ فَأَعْطَانِيهَا، وَسَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَنْ لَا يُظْهِرَ عَلَيْهِمْ عَدُوًّا مِنْ غَيْرِهِمْ”،[5]الله تعالی ضمانت و وعده ی سه چیز را در مورد امتم به من داده یکی اینکه امتم گرسنه نمی مانند، «لا يَجُوعُوا» دوم اینکه امتم بر گمراهی هم رأی نمی شوند «لا يَجْتَمِعُوا عَلَى ضَلالَةٍ، لَا يَجْمَعَ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ» و سوم اینکه دشمن بر امتم چیره نمی شود.

تنها قدرتی که مانع می شود دشمنان کافر آشکار درجه ی 1و2و3، منافقین و سکولارزده ها به عنوان دشمنان درجه 4 بر مسلمین و بر نهادهای حیاتی مسلمین تسلط پیدا نکنند، فقط و فقط قدرت حکومتی مسلمین و میزان اعداد نظامی آنهاست.

اگر این قدرت ضعیف شود یا از بین برود و جماعتی واحد وجود نداشته باشد، میدان برای اعمال تبهکارانه ی این چهار دشمن اصلی و حتی مسلمین مجرم هم باز می شود. عبدالله بن مبارك رحمه الله می گوید: لَوْلاَ الْجَمَاعَةُ مَا كَانَتْ لَنَا سُبُلٌ وَكَانَ أَضْعَفُنَا نَهْبًا لأَقْوَانَا،اگر جماعت نمی بود ما راه هايی را در پيش خود نداشتيم و ضعيفان ما در دست قوی ترها مورد تاراج قرار می گرفتند.

برای همین، بزرگان ما فرموده اند:«كَدَرُ الجَمَاعةِ خَيْرٌ مِن صَفْو الفُرْقَةِ»،[6]تيرگی جماعت بهتر از زلالی تفرق است؛ یعنی حتی اگر این جماعت دارای آلودگی هائی هم باشد باز، بهتر از تفرق و تنهائی است که عذاب دنیوی و اخروی را با خودش می آورد.

ادامه خواندن درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی 

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی (3)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی (3)

یکی دیگر ازموانع «وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی» «عدم مردم شناسی شرعی» است

این مانع در واقع به عدم شناخت و یا حتی آگهی های غلط از جامعه ی کفار، و بخصوص عدم شناخت و آگاهی های غلط از وضع موجود مسلمین و جامعه ی مسلمین اشاره دارد.

می دانیم که الله تعالی می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَـئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (البقرة / 159) بی‌گمان کسانی که پنهان می‌دارند آنچه را که از دلائل روشن و هدایت فرو فرستاده‌ایم، بعد از آن که آن را برای مردم در کتاب بیان و روشن نموده‌ایم، خدا و نفرین‌کنندگان (چه از میان فرشتگان و چه از میان مؤمنان انس و جان)، ایشان را نفرین می‌کنند.

در این صورت واضح و روشن است که، هدف، کتمان ریزترین مسائل قانون شریعت الله نیست، بلکه هدف این است که چه جوری عَلَىٰ بَصِيرَةٍ باید این دعوت الله را پس از بیان صریح و واضح لا اله -الا الله و پس از یاد دادن ایمان می شود در میان طبقات مختلف جامعه به پیش برد؟

چه طوری می شود امر الله: ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَن (نحل/125) را در دعوتمان رعایت کنیم؟

چه طوری می شود امر الله: وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً (بقره/83) را رعایت کرد؟

چه طوری می شود امر الله: وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ  (اسراء/53) را در مورد طبقات مختلف مردم به کار گرفت؟

با بررسی سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم متوجه می شویم که برای پیاده کردن این اسلوبهای شرعی، ایشان از مردم شناسی عمیقی برخوردار بودند، و در رسیدن به اهدافشان از این شناخت استفاده می کردند . رسول الله صلی الله علیه وسلم به صورت کلی یک جایی می فرماید: «الْإِیمَانُ يَمَانٍ وَالْكُفْرُ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالسَّكِینَةُ فِی أَهْلِ الْغَنَمِ وَالْفَخْرُ وَالرِّيَاءُ فِی الْفَدَّادِینَ أَهْلِ الْخَيْلِ وَالْوَبَرِ»[1] «یمنیان اهل ایمانند و كفر نیز از جانب شرق (منطقه­ای كفر خیز است) است و سكینت و آرامش در بین اهل غنم (چوپانان و كسانی كه با گله سر وكار دارند) است و فخر و ریا و در روایتی خیلاء (کبر و خود بزرگ­بینی) در بین صاحبان شتر (مالداران) و صاحبان اسب و بادیه­نشینان است.»

رسول الله ­صلی الله علیه وسلم اینطوری می­­خواست، اصحابش را به احوال و خلقیات كسانی كه با آنان تعامل دارند آشنا کند . حتی زمانی که به شاعر و مجری جنگ روانیش حسّان بن ثابت رضی الله عنه امر کرد تا سکولاریستهای کافر قریش را با اشعارش مورد نقد و هجو قرار بدهد، مقدمتاً از ابوبكر رضی الله عنه خواست تا حسان رضی الله عنه را از احوال و ایام و اخبار خودشان (در مكه) خبردار و اگاه کند.

یا زمانی که  معاذ رضی الله عنه رابه عنوان یک دعوتگر و امیر لشکر به سوی مردم یمن فرستاد، به معاذ پس از یادآوری چگونگی برخورد و تعامل با الله و چگونگی برخورد و تعامل با هوا و نفس خودش، چگونگی برخورد و تعامل با مردم یمن را به آن یاد داد و به  معاذ فرمودند: «تو به سوی قومی­ از اهل كتاب می­­روی»[2] و برایش مشخص کرد با چه قومی و با چه عقایدی روبرو خواهد شد و چگونگی برخورد با آنها را مشخص کرد و در صحبت کردن با آنها برای معاذ اولویت بندی کرد، و اولویاتی را که برای مخاطب قرار دادن اهل کتاب یمن لازم بود را معلوم و آشکار کرد، و اولین امری که باید به اینان بگویدرا تعیین فرمود، بعد از جا افتادن و قبول اولین مورد به آن گفت مورد دوم این را بگو و بعد از جا افتادن مورد دوم نوبت به مورد سوم می رسد و زمانی که مورد سوم هم جا افتاد و قبولش کردند نوبت می رسه به خوب اجراء کردن مورد سومی.

 نگاه کنین رسول الله صلی الله و علیه وسلم چه طوری برای معاذ اولویت بندی و مرحله بندی می کند: همانا تو بنزد قومى از أهل كتاب مى روى لذا پس أولين چيزى كه آنها را بسوى آن دعوت مى دهى توحید الله  باشد.«أَوَّلَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَى أَنْ يُوَحِّدُوا اللَّهَ تَعَالَى» وچون خداوند را شناختند پس آنها را با خبر نما كه خداوند در شبانه روزشان پنج نماز بر آنها فرض نموده است. «فَإِذَا عَرَفُوا ذَلِكَ فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ فَرَضَ عَلَيْهِمْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ فِي يَوْمِهِمْ وَلَيْلَتِهِمْ» وچون اين را نجام دادند پس آنها را با خبر نما كه خداوند در أمولشان زكات فرض نموده است كه به فقيران خودشان باز گردانده مى شود. «فَإِذَا صَلَّوْا فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْهِمْ زَكَاةً فِي أَمْوَالِهِمْ تُؤْخَذُ مِنْ غَنِيِّهِمْ فَتُرَدُّ عَلَى فَقِيرِهِمْ» وچون از اين دستور اطاعت کردند از آنها زكات را بگير واز گرفتن بهترين مالهاى مردم پرهيز نما.«فَإِذَا أَقَرُّوا بِذَلِكَ فَخُذْ مِنْهُمْ وَتَوَقَّ كَرَائِمَ أَمْوَالِ النَّاسِ»[3]

خود  معاذ رضی الله عنه روایت می کند: بَعَثَنِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ:إِنَّكَ تَأْتِي قَوْمًا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ، فَادْعُهُمْ إِلَى شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنِّي رَسُولُ اللَّهِ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لِذَلِكَ، فَأَعْلِمْهُمْ أَنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْهِمْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لِذَلِكَ، فَأَعْلِمْهُمْ أَنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْهِمْ صَدَقَةً، تُؤْخَذُ مِنْ أَغْنِيَائِهِمْ، فَتُرَدُّ فِي فُقَرَائِهِمْ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لِذَلِكَ، فَإِيَّاكَ وَكَرَائِمَ أَمْوَالِهِمْ، وَاتَّقِ دَعْوَةَ الْمَظْلُومِ، فَإِنَّهُ لَيْسَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ اللَّهِ حِجَابٌ” [4]همانا تو بنزد قومى از أهل كتاب مى روى لذا آنها را بسوى اين  كه به جز خداوند ديگر معبود برحقى نيست ومن فرستاده خداوند هستم دعوت بده.اگر آنها اين را پذيرفتند، آنها را آگاه نما كه خداوند در شبانه روز پنج نماز بر آنها فرض نموده است. اگر آنها اين را پذيرفتند آنها را آگاه نما كه خداوند در أمولشان زكات فرض نموده است كه از ثروتمندانشان گرفته شده و به فقيران خودشان باز گردانده مى شود. اگر آنها اين را پذيرفتند از گرفتن بهترين مالهايشان پرهيز نما. واز دعاى مظلوم بترس زيرا در ميان آن وخداوند پرده اى نيست.

این روش رسول الله صلی الله علیه وسلمِ که الله تعالی می فرماید: قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ(یوسف/108)بگو : این راه من است که من (مردمان را) با آگاهی و بینش به سوی خدا می‌خوانم و پیروان من هم ( چنین می‌باشند)، و خدا را منزّه می‌دانم، و من از زمره مشرکان نمی‌باشم .

این روش رسول الله صلی الله علیه وسلمِ که الله تعالی می فرماید: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآَخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا(احزاب/21) سرمشق و الگوی زیبائی در (شیوه پندار و گفتار و کردار) پیغمبر خدا برای شما است. برای کسانی که (دارای سه ویژگی باشند:) امید به خدا داشته، و جویای قیامت باشند، و خدای را بسیار یاد کنند.

و خود رسول الله صلی الله علیه وسلم هم می فرماید:مَنْ عَمِلَ عَمَلاً لَيْسَ عَلَيْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رَدٌّ[5]هر كس كارى را انجام دهد كه مطابق با دستورات ما نباشد آن رد است.

ما هم بر همین اساس دردرس دشمن شناسی شرعی و درجه بندی دشمنان به اندازه ی کافی در مورد جامعه ی کفار و احکام مربوط به آنها صحبت کردیم، در مورد شناخت از وضع موجود مسلمین هم درجلسات قبلی به عنوان یک پیش شرط و پیش نیاز وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی کلیاتی راخدمت دوستان گرامی عرض کردیم که در کل نوعی مفاهیم کلی جامعه شناسی اسلامی و مردم شناسی اسلامی را به ما نشان می دهد اما متأسفانه عده ای از برادران ما نسبت به این مفاهیم کلی در چنان ناآگاهی به سر می برند که حتی نمی توانند واکنشی شبیه واکنش مسلمین درآیات اولیه ی سوره ی روم از خودشان نشان بدهند، و آشکارا در موارد زیادی این جهلشان مانعی در برابر وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی است، و از سوی دیگردشمنان هم از کانال این جهل مسلمین توانستند اهداف و نقشه های ضد اسلامی خودشان را توسط همین مسلمین پیاده کنند.

این عدم شناخت شرعی و عینی از مسلمان و غیر مسلمان باعث می شود شخص نتواند دیپلماسی متناسب خودش را با مسلمان و کافر به صورت شرعیش به پیش ببرد، و نتواند متناسب با ظرفیت و توانائیهای شخصی که با او صحبت می کند وارد گفتگو و دعوت بشود، و اکثرا خودش به نوعی بن بست و حتی گرایش به خشونت و زیاده روی و دلسری کشیده می شود، و مخاطبش را هم گاه دچار فتنه و حتی اورا به مسیری می کشاند که جاهلانه با مخالفت با قانون شریعت الله، الله و رسولش را تکذیب کند که آشکارا به عنوان یکی از موانع وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی عمل می کند.

ادامه خواندن درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی (3)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی (2)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی (2)

سومین و چهارمین پایه و مقدمه و پیش نیازهای وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی به وحدت حرکتی  و چگونگی برخورد با اهل قبله ای می پردازد که ممکن است در مواردی با ما اختلاف داشته باشند.

زمانیکه مسلمین پس از آموزش و یادگیری ایمان به قیامت شناسی شرعی و به علم و آگاهی شرعی رسیدند، و قلبها برای پذیرش ایمان باز شد، و ایمان و یقین جای خودش راگرفت، آنوقت پذیرش داوطلبانه ی قانون شریعت الله و مسابقه برای اجرا کردن و عملی کردن قانون شریعت الله امری فرهنگی و ارزشی رقابتی، و قابل معامله با جان و تمام دنیای شخص می شود.

شخص مومن تمام تلاشش این است که به آن ایدئالی برسد که قانون شریعت الله برایش درنظر گرفته است، و برای رسیدن به این ایده آل هم در دنیا با فرقه ی ناجیه و غرباء و برادران رسول الله صلی الله علیه وسلم که در تفاسیر و مذاهب و فرق و جماعتهای مختلفی پراکنده شده اند متحد و هم مسیر می شوند و با پیوستن به هم تقویت کننده و پشتیبان همدیگر می شوند. در این حرکت چون پيمانها با الله است، چون منشاء حركت از درون است برای همین سهل انگاري نيست، خيانت نيست، مكر و غدر نيست، سستي و اهمال كاري نيست، تسويه حساب نيست، سرگرداني و تعليق نیست، و در نهايت در جا زدن و سكون وجود ندارد، بلکه با همراه شدن باتمام مجاهدین فرقه ی ناجیه کلا حرکت آگاهانه است به سمت هدف.

بَدَأَ المَسَيرُ إِلَى الهَدَف،وَالحُرُّ فِي عَزمٍ زَحَفْ

وَالحُرُّ إِن بَدَأَ المَسِيرَ فَلَن يَكِلّ وَلَن يَقِفْ

  • از میان آنهمه رویدادهائی که در تاریخ اسلام وجود دارد به 3 تصویر اشاره می کنم تا متوجه بشویم که این ایمان، یقین، قیامت شناسی و آگاهیهای شرعی چه انسانهای عالم اما اکثرا بی سواد وحرکتی را تولید می کند:

از انس رضی الله عنه روایت است که می گوید:رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ بدر که اولین برخورد با سکولاریستهای قریش بود فرمود:«هیچکدام از شما به کاری اقدام نکند تا اینکه من از او به آن نزدیکتر باشم». سکولاریستهای قریش به مسلمانان نزدیک شدند و رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: قُومُوا إلى جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمواتُ وَالأَرْضُ .برخیزید به سوی بهشتی که پهنای آن به اندازه پهنایی آسمان و زمین است. عمیر بن حمام انصاری –رضي الله عنه و أرضاهگفت: یا رسول الله بهشتی که پهنای آن به اندازه‌ی آسمان و زمین است؟ فرمود: بله! عمیر گفت: به به! رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: «چه چیز سبب شد که به به بگوئی؟» گفت: به خدا سوگند ای رسول الله! هیچ چیز، جز امید به اینکه من هم یکی از اهل آن باشم. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: «همانا تو از اهل آن می‌باشی».

عمیر رضي الله عنه و أرضاه– چند دانه‌ی خرما را از غلافش بیرون آورد و شروع به خوردن آن کرد و گفت: اگر من زنده بمانم تا این چند دانه خرما را بخورم آن زندگی طولانی خواهد بود. و بعد از آن خرماهایی را که با خود داشت، دور انداخت و با مشرکان جنگید تا کشته شد.[1]

  • نمونه دیگری که به تأثیر آموزش ایمان و یقین به قیامت و وعده های الله و آگاهیهای شرعی در حرکتی بودن مومنین اشاره دارد به یک بادیه نشین بر می گردد :

این مرد بادیه‌نشین نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم آمد و ایمان آورد و با ایشان همراه شد. رسول الله صلی الله علیه و سلم به برخی از صحابه توصیه كرد تا ازاو پذیرائی و مراقبت کنند.  این بادیه‌نشین در غزوه خیبر شركت كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم از غنایم، سهمی به او داد. گفت: این چیست؟ گفتند: سهم تو از غنایم است. او آنها را برداشت و نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم آمد و گفت: ای رسول الله اینها چیست؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: سهم تو از مال غنیمت است. بادیه‌نشین گفت: من به خاطر اینها از تو پیروی نكرده‌ام؛ بلكه از تو پیروی كرده‌ام تا در مبارزه با کفار، به من تیری اصابت كند و بمیرم و وارد بهشت گردم. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: اگر راست می‌گویی، خدا نیز همین طور با تو معامله خواهد كرد. او برخاست و وارد معركه شد و بعد از مدتی، جنازه‌اش را آوردند. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: آیا این، همان شخص است؟ گفتند: بلی. فرمود: او در گفتار خویش صادق بود، خدا نیز با او همان طور معامله كرد. آن گاه رسول الله صلی الله علیه و سلم این مجاهد شهید را در ردای خودش پیچید و بر او نماز خواند و برایش چنین دعا كرد: بارالها! این بنده‌ات در راه تو هجرت نمود و شهید شد و من بر او گواهم.[2]

  • نمونه ی سومی که می خواهیم به آن اشاره کنیم که چگونه پس از آموزش ایمان و علم شرعی درجه اول می تواند مومنین را حرکتی بار بیاورد به صحابی جلیل القدر عمرو بن جموح اختصاص دارد .  

عمروبن جموح  بعد از شصت و چند سال با پاي لنگ مي خواست در جنگ احد شركت كند. خداوند وي را به خاطر پاي لنگش معذور كرده بود اما به نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم شتافت و گفت: مي خواهم با همين پاي لنگ در بهشت قدم بزنم و با زنش براي هميشه خداحافظي كرد و رو به قبله ايستاد و گفت: «بار خدايا مرا به درجه شهادت نايل فرما، مرا مأيوس، نوميد و دل شكسته به خانه بر مگردان»

ادامه خواندن درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی (2)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی (1)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی (1)

بسم الله و الحمد لله

« براستی حمد و سپاس تنها لایق خدا است او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و آمرزش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از شرور نفسهایمان واز بدیهای اعمالمان، هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه کند هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی بجز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده او است»

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید آنچنانکه  شایسته است، از خدا بترسید و نمیرید مگر آنکه مسلمان باشید».
 «ای انسانها از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما را از یک انسان خلق کرد و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. و از (خشم) خدایی بپرهیزید که همدیگر را به او سوگند می‌دهید، و بپرهیزید از اینکه پیوند خویشاوندی را قطع کنید بیگمان خداوند مراقب شما است»

 «ای مؤمنان از خدا بترسید و سخن حق و درست بگویید. در نتیجه خدا (توفیق خیرتان می‌دهد و) اعمالتان را شایسته می گرداند و گناهانتان را می‌بخشد. اصلاً هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی و کامیابی بزرگی دست می‌یابد»

«اما بعد: راستترین سخن کتاب خدا، و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است،وهر تازه پیدا شد‌ه‌ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، وهر گمراهی در آتش است»

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

در درس اولمان در مورد دین اشاره کردیم که دین مثل جسم انسان است و از 4عضو تشکیل شده  است و کندن،جدا کردن یا بریدن هر عضوی باعث ناقص شدن و حتی مرگ دین می شود که به مفاهیم 4گانه ی دین اشاره کردیم که از 1- حاکمیت و سلطه برتر2- قوانین و احکام 3- اطاعت کردن از این قوانین و حاکمیت 4- پاداش دادن و مجازات کردن براساس این قوانین و احکام توسط سلطه ی برتر ساخته شده است و این 4 مفهوم محتوای دین را تشکیل می دهند.

باز عرض کردیم طبق آیاتی چون : لَکُمْ دينُکُمْ وَ لِيَ دينِ (کافرون/6) دین هم می تواند از طرف الله باشدو هم انسان خودش آن را  تولید کند . چون انسان هم می تواند قانون و برنامه تولید کند و می تواند طبق همین قوانین حکومت تشکیل بدهد، بعد می تواند طبق این قوانین و از طریق این حکومت کسانی را  که ازاو تبعیت می کنند را پاداش بدهد و آنهایی را که نمی کنند را مجازات کند . انسان اینطوری به خودش اجازه می دهد که در این کار به اصطلاح ادای الله تعالی را در بیاورد و خودش را جای الله  بگذارد یا در کنار الله . اما الله تعالی می گوید: إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ(آل عمران/۱۹) بي گمان دين در پيشگاه خدا اسلام است. وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ (آل عمران/۸۵ (و كسي كه غير از اسلام، دینی برگزيند، از او پذيرفته نمي‌شود، و او در آخرت از زمره‌ي زيان كاران خواهد بود.

اما دین را خالص ومخصوص الله کردن «أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ» هم به همین سادگیها نیست، از شیطان گرفته تا نفس آلوده شده ی مسلمین تا همین کفار آشکار و پنهان سعی می کنند این خالص کردن دین برای الله را آلوده و ناخالص کنند و حتی دسته ای از این کفارآشکار به نام مشرکین یا به زبان امروزین سکولاریستها به صورت همیشه و مداوم با مسلمین جنگ مسلحانه می کنند که زمانی که مسلمین دست از آن 4 مفهوم و محتوای دین بردارند و با زور اسلحه می خواهند با خالی کردن محتوای دین از آن 4 مفهوم مسلمین رامرتد کنند .وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ (بقره/217)  برای  اینکه دینمان را خالص و مخصوص برای الله نگه داریم و عملا بگوییم : قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * لا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ(أنعام/ 162، 163)  نیاز به تهیه ی مقدمات و آگاهیهائی داشتیم که محتوای درسهای ساده و مقدماتیمان را تا الان تشکیل داده است.

برای همین در  درس دوم و سوم به شناخت جاهلیت و طاغوت اشاره کردیم و درس چهارممان را هم به معرفی اسلام و مسلمان اختصاص دادیم و وارد درس پنجممان در مورد دشمن شناسی شدیم، در این درس پس از آنالیز جامعه ی کفار به معرفی مشرکین یا به زبان امروزین سکولاریستها و احکام کلی مربوط به آنها و همچنین به معرفی کفار اهل کتاب و شبهه اهل کتاب و احکام کلی مربوط به آنها پرداختیم . اینها کفار آشکاری هستند که قابل تشخیص هستند در ادامه به معرفی دشمنان خطرناک دیگری اشاره کردیم که اینها آشکار نیستند بلکه پنهان هستند ودر مسلمین خودشان را مخفی کرده اند و تحت نام دین و اسلام عده ی زیادی را هم به خودشان آلوده کرده اند که به آنان می گویند منافقین یا به زبان امروزین سکولار زده ها؛ در تکمیل همین درس دشمن شناسی شرعیمان هم بحث مرتدین و در نهایت به درجه بندی شرعی این دشمنان آشکار و پنهان پرداختیم . امروز و در ادامه ی درسهای مقدماتیمان، می رسیم به درس ششممان که به «وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی» می پردازد که پس از پنج درس گذشته به نحوی به «چه باید کرد؟» ما پاسخ می دهد.

برای هر مسلمان آگاهی واضح و روشن است که جاهلیت و طاغوتها و تمام کفار آشکار و پنهان ممکن است در مسائل مادی و منافع دنیوی با یکدیگر ناسازگاریها و اختلافاتی داشته باشند، اما هرگز در برابر مؤمنين و محرومين همدیگر را تنها نمی گذارند و در سرکوب مجریان قانون شریعت الله بصورت علنی و غیر علنی با یکدیگرهمپیمان و متحد می شوند و هرگز یکدیگر رادر زمانی که باید محکوم کنند محکوم نمی کند . این برای هر انسانی در همین یکی دو سال گذشته که وقایع مسلمین برمه و آفریقای مرکزی و سوریه و عراق و صومالی و یمن و الجزائر و لیبی و مصر و غزه و چچن و ترکستان شرقی و ازبکستان و تاجیکستان و غیره را مشاهده کرده باشد واضح و روشن است .

بله، کل(تمام) کفار پنهان و آشکار و دشمنان قانون شریعت الله در چنین موقعیتهائی کل(تمام) اختلافاتشان را  دور می اندازند و با هم متحد می شوند. با این دشمنان متحد و قدرتمند تنها با وحدت و قدرت است که می شود با آنها مقابله کرد . کفار متحد و جاهلیت متحد برای تحکیم قانون کفری دین سکولاریسم و چپاول سرزمینهای مسلمین و انهدام اخلاق و فرهنگ اسلامی مسلمین با انواع توطئه ها به جنگ با مسلمین آمده اند و مسلمین هم باید متحد و با قدرت جمعی برای تحکیم قانون شریعت الله و برگرداندن حقهایی که الله به آنها داده است  با جاهلیت متحد به رهبری دین سکولاریسم جهاد و مبارزه کنند  .

بعد از ایمان به الله آنچه به این جهاد و فعالیتهای آگاهانه ی ما معنی می دهد، دقيقا همين ايجاد يک وحدت فراگیر در شورا و هدف واحد است که در مقياس کل جوامع مسلمین، در صحنه جدال بر سر تعيين تکليف قدرت حكومتي در جامعه ی مسلمین قد علم کرده است. شورائی فراگير و منسجم كه هر مسلمان شريعت گرا، و هر انسان مدافع آزادى، رفاه و امنيت، بتواند به آن ملحق بشود، و مطمئن باشد که از طريق آن مي تواند عملا و واقعا بر جامعه خودش، محيط پيرامون خودش و بر سرنوشت انسانهاى معاصر خودش تاثير بگذارد.

 اگر يک چيز بخواهد جوهر مشترک مراحل مختلف جهاد و مبارزه و فعاليت ما رادر این چند دهه ي گذشته بيان کند، تلاش برای شکل دادن به يک وحدت و جريان بنيادي شريعت گرای آگاهانه، هدفمند و حرکتی تابع شوراست که قصد دارد نه در حاشيه جامعه ی مسلمین، بلکه در مرکز جامعه ی مسلمین، در متن جنگ قدرت، مسلمين و ساير آزاديخواهان غير مسلمان  را به ميدان بکشاند و این شورای واحد با تشکیل امتی واحد و با اجماع واحد نمايندگیشان بکند. 

پس ازآموزش ایمان است  که عمل به احکام مطرح می شود وبا تشکیل امت است  که ازاین « خَیْرَ أُمَّةٍ» – كُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ– خواسته می شود  همچنانکه رسول الله برای آن شاهد ونمونه والگوی عینی بوده اینهاهم نمونه ی عینی وشاهدی باشند برای دیگران . «وَكَذٰلِكَ جَعَلناكُم أُمَّةً وَسَطًا لِتَكونوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ وَيَكونَ الرَّسولُ عَلَيكُم شَهيدًا» (بقره/143) این شاهد شدن ونمونه ی عینی شدن با مطالعه ی صرف وآگاهی بدون عمل نمی شود.

ادامه خواندن درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی (1)

درس پنجم مقدماتی / دشمن شناسی شرعی(5) درجه بندی شرعی دشمنان

درس پنجم مقدماتی / دشمن شناسی شرعی(5) درجه بندی شرعی دشمنان

بسم الله و الحمد لله

« براستی حمد و سپاس تنها لایق خدا است او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و آمرزش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از شرور نفسهایمان واز بدیهای اعمالمان، هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه کند هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی بجز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده او است»

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید آنچنانکه  شایسته است، از خدا بترسید و نمیرید مگر آنکه مسلمان باشید».
 «ای انسانها از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما را از یک انسان خلق کرد و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. و از (خشم) خدایی بپرهیزید که همدیگر را به او سوگند می‌دهید، و بپرهیزید از اینکه پیوند خویشاوندی را قطع کنید بیگمان خداوند مراقب شما است»

 «ای مؤمنان از خدا بترسید و سخن حق و درست بگویید. در نتیجه خدا (توفیق خیرتان می‌دهد و) اعمالتان را شایسته می گرداند و گناهانتان را می‌بخشد. اصلاً هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی و کامیابی بزرگی دست می‌یابد»

«اما بعد: راستترین سخن کتاب خدا، و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است،وهر تازه پیدا شد‌ه‌ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، وهر گمراهی در آتش است»

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

امروز و در ادامه ی درسهای مقدماتیمان، از درس پنجم  در مورد دشمن شناسی شرعی می رسیم به بخش پنجم این درس که به درجه بندی دشمنانی می پردازیم که درچهار بخش گذشته آنها را به تفصیل توضیح دادیم .

در درس شناسائی مشرکین یا همین سکولاریستهای امروزین توضیح دادیم که  سکولاریستها با کفار اهل کتاب و شبهه اهل کتاب متفاوت هستند و هریک از اینها قوانین خاص خودشانرا دارند، و همچنین عرض کردیم که مجموعه ی مشرکین یا سکولاریستهاهم یکدست نیستند،[1] اما همه ی آنها این امر با هم مشترک هستند که قانون نباید قانون شریعت الله باشد.

آنها قبول نمیکنند که قانونگذاری از انسان گرفته بشود و تماما در اختیار الله گذاشته شود، برای همین، روی  مبارزه ی با قوانین شریعت الله با هم متحد بودند، و الان هم با دیکتاتوری خشن، تمامیت خواه، بی رحم و سازمان یافته ی مسلحی که به راه انداخته اند، در مبارزه با قوانین شریعت الله با هم متحد هستند،و با شديدترين وجه ممكن به قلع و قمح هرگونه تحرکی که بخواهد قانون شریعت الله را اجراء کندمشغول  هستند .

الله تعالی در تقسیم بندی که در دشمن شناسي و درجه بندي دشمنان ارائه میدهد اين سکولاریستها را به همراه يهوديان، دشمنان شماره يك مسلمين می شناساند، و نصارا را با دلايلي كه می آورد در درجات پائینتریقرار داده است  و می فرمایند :لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى (مائده /۸۲) (اي پيغمبر!) خواهي ديد كه دشمن‌ترين مردم براي مؤمنان، يهوديان و مشركانند،(دقت کنید برادران: یهودیان و مشر کانند ) و خواهيد ديد كه مهربان‌ترين مردم براي مؤمنان، كسانيند كه خود را نصرانی مي‌نامند .[2]

در اينجا، یهود و مشركين در رديف دشمن شماره‌ي يك باقي مي‌مانند،[3] همین مشركين و سکولاریستها در همان دوره مكي هم دشمن شماره يك مسلمين بودند و در دوره مدني و كسب قدرت و حكومت توسط مسلمين هم باز دشمن شماره يك بوده اند، و با تصويب قرآن تا روز قيامت دشمن شماره يك مسلمين باقي می مانند، و تنها موقعیت و میزان قدرت مسلمین و روش برخورد آنهاست كه تعيين مي‌كند هم پيمان باشند يا دشمن جنگي.چون به صورت عموم و کلی و بدون در نظر گرفتن استثنائات تا روز قیامت دیپلماسی و زبان گفتگوی سکولاریستها با مسلمین زبان جنگ و اسلحه ست تا زمانی که مسلمین دست از آن 4 مفهوم و معنی و محتوای دین بکشند که قدرت و حاکمیت، قانون و شریعت، اطاعت پذیری از این قانون و حکومت و در نهایت مجازات و پاداش بر مبنای این قانون و شریعت است که از قانون و شریعت الله منبعث می شود . وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ .

اینها تا زمانی که ما تابع حکومت و قانون و سیستم مجازات و پاداش آنهانشویم و از آنها اطاعت نکنیم با ما خواهند جنگید. زمانی که دست از قدرت حکومت اسلامی و قانون شریعت الله و اطاعت کردن از قانون شریعت الله و مجازات و پاداش دادن بر اساس قانون شریعت الله کشیدیم آنوقت است  که دست از جنگ با ما می کشند . چون ما را چیزی مثل خودشان کردند و تابع حکومت و قانون خودشان کردند و یک اسلام تو خالی برایمان  جا گذاشتند.

به این شیوه الله تعالی، هم دشمنان شماره یک ما را معرفی میکند و هم اینکه بیان می کنند که سکولاریستها که دسته ای از این دشمنان شماره یک ما هستند به صورت مداوم با مسلمین «قتال» می کنند، یعنی جنگ و کشت و کشتار؛ تا کی؟ تا زمانی که مسلمین دست از اون مفاهیم چهارگانه ی دین و محتوای دین بردارند و انار به ظاهر سالمی را در اختیار داشته باشند که محتوایش را خالی کردند. این یکی از همون تفاوتهای اساسی بین دشمنان شماره یک ماست که باید به آن  توجه و دقت  داشته باشیم.

عرض شد که این سکولاریستهاهم خودشان به چند دسته تقسیم میشوند که ممکن است به خاطر همین اختلافاتشان به نسبت ضرری که برای مسلمین دارند توسط رهبریت و شورای مسلمین درجه بندی بشوند . چون عرض کردیم همین سکولاریستهاهم خودشان ناهمگون و رنگارنگ هستند. در میانشان  کمونیست و دهری هست،که این کمونیست و دهری خودشان به ده ها فرقه بلکه صدها فرقه تقسیم می شوند، در برابر اینها لیبرالها هستند با صدها فرقه و گروه مختلف و متضاد. حالا ممکن است به میزان خطری که می توانند برای مسلمین داشته باشند درجه بندی بشوند و در روش برخورد با آنها اولویت بندی بشود. مثل دیپلماسی رسول الله صلی الله علیه وسلم در ایجاد هم پیمانی با دسته ای از اینها بر علیه دسته ی دیگری از اینها،  که فتح مکه هم نتیجه ی همین دیپلماسی بود .[4]

البته در میان مسلمین کسانی هم هستند که در یک مرحله ای تصمیم  می گیرند که از اسلام به عقب برگردند و مرتد بشوند. این مرتدین هم در ردیف سکولاریستها قرار می گیرند و مشمول حکم آنها میشوند اما با سختگیری بیشتری در مسأله ی توبه و غیره. اینهاهم میرونددر ردیف دشمنهای درجه یک مسلمین که دردرس قبلیمان در مورد مرتدین و احکام مرتدین به تفصیل در موردشان صحبت کردیم .

حالا بعد از یهود[5]و سکولاریستها که الله تعالی آنها را سرسخت ترین دشمنان مسلمین معرفی میکنه و در جایگاه دشمن شماره یک مسلمین قرار می گیرندو مرتدین هم که به میل خودشان به این دسته ملحق میشوند،[6]بعد از این ما متوجه یک دسته بندی دیگری هستیم که الله تعالی در آیات اولیه ی سوره ی  روم بهآن اشاره می کند. قبل از اینکه به سراغ آیات برویم باید بگوییم : زمانی که شاهپورِ مجوسِ شبه اهل کتابِ ساسانی بر هراکلیوس یا هرقلِ اهل کتابِ نصرانیِ حاکم روم غلبه پیدا می کند، هم مسلمین و هم مشرکین و سکولاریستهای قریش بی طرف نمی نشینند و بگویند به ما چه؟ بلکه موضع گیری متناسب با عقایدشان می گیرند و مسلمین در برابر این قضیه ی بین المللی و عقیدتی موضع گیری شرعی می گیرند و واکنش نشان میدهند .

ادامه خواندن درس پنجم مقدماتی / دشمن شناسی شرعی(5) درجه بندی شرعی دشمنان

درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین(قسمت 4 و پایانی/ به همراه pdf و ورد تمام قسمتها)

  1. جریان چیست؟ شما شیعه را از رافضی جدا می کنید، چه فرقی بین اینها وجود دارد؟ اصلاً مگر می دانید رافضی یعنی چه؟ 

جریان برای کسی که با نگرش قرآنی به منابع دقت کرده باشد خیلی ساده است و به راحتی متوجه می شود که تفاوت اساسی و فاحشی بین لفظ شیعه و لفظ رافضه وجود دارد. شیعه یک جریان تاریخی است که فِرق زیادی را در خود جا داده و رافضی هم صفت است که امکان دارد در هر دین، مذهب، طبقه، حزب، حکومت و جامعه ای کسانی باشند که بتوان به آن ها گفت رافضی. این برای اهل ادب هم در قرون گذشته عادی بوده:

منتسب بر هر طویله رایضی          *          جز به دستوری نیاید رافضی

از هوس، ‌گر از طویله بگسلد         *          در طویله ی دیگران سر در کند

این نمونه شعر است و اشعاری از این قبیل زیادند. شیعه در کتب محدثین جریانی هستند که خود را پیرو علی می دانستند و تمام اختلافشان با گروههای مخالف فقط در مسائل مربوط به سیاستهای حکومتداری بود و هیچ اختلاف عقیدتی یا فقهی با دیگران نداشتند. چون، اصلاً مذاهب فقهی درست نشده بودند. برای همین، طیف وسیعی از مسلمین را در بر می گرفت که این مسلمین مخالف سیاستهای حکومتی امویان و پس از آن ها بودند و از هرگونه همکاری با این حکومتها دوری می کردند و سعی می نمودند به چنین نظامهایی نزدیک نشوند و از هر نهضتی که بتواند حکومت را به سبک اسلامی آن بر گرداند حمایت می کردند. برای همین است که اکثر بزرگان و بخصوص اهل علم  از دست حکومتها دل خوشی نداشته اند و دوری و پرهیز از آن ها را سفارش می کردند. حکومت های ظالمی که به جای حکومت شورای اسلامی نشسته بودند.

اما، این جریان شیعیان علی یکدست نبودند، دسته ای از آن ها بودند که خود ائمه ی شیعه هم دل خوشی از آن ها نداشتند و در نهج البلاغه و تقریباً تمام منابع شیعی که وجود دارد ائمه از دست این دسته ی بی وفا نالیده اند. این دسته، چون همین ائمه را در موقعیتهای حساس رها می کردند و آن ها را رد می نمودند و پشتشان را خالی می کردند به رافضی معروف شدند. یعنی، کسانی که ائمه و رهبران مسلمین را رد کردند.

این دسته تقریباً همه ی رهبران اسلام را رد کردند و کاری به رفض ابوبکر رضی الله عنه و عمر رضی الله عنه ندارد. چون، این کلمه قبل از زید بن علی رضی الله عنهما بر همین ها اطلاق می شد و سابقه ی این کلمه به قبل از زید رضی الله عنه بر می گردد. زمانی که زید رضی الله عنه به این ها می گوید شما بروید و شما رافضی هستید مثل این است که الان شما به کسی بگویید برو تو خوارج هستی یا مرجئه یا مدخلی هستی. این گروهها قبلاً هم وجود داشتند.

این روافض کلاً عقاید غلات را با خود داشتند. اکثراً صفاتشان هم همان صفات منافقین یا سکولارزده ها بود که قبلاً در درس های گذشته به آن ها اشاره کردیم. این ها وقتی عقاید غالی گرانه ی خودشان را مشخص و رو می کردند به کرات از طرف خود ائمه ی شیعه تکفیر هم شدند. این برائت ائمه و تکفیر و لعن ائمه ی شیعه از این ها، دیگر از واضحات تاریخ است و کسی نمی تواند چنین واضحاتی را انکار کند واقعیتی است که نمی توان آن را انکار نمود. کسانی چون ابوحنیفه رحمه الله، مالک و امام احمد رحمهما الله هم این ها را به نحوی تکفیر کردند و امام شافعی فقط فرقه ی خطابیه را به عنوان شاهد قبول نداشته است و از امام شافعى نيز نقل شده كه گفته: من شهادت پيروان مذاهب اسلامى جز فرقه‏ى خطّابيه را رد نمى‏كنم. خطابیه مشهور بودند.

ابن تیمیه رحمه الله هم این تمایز فاحش بین شیعه و غلات را می بیند، شیعه و روافض را می بیند و در مورد غلات قِرمِطی هم می گوید: «أن كثيرا من الناس لا يعلم باطن حال القرامطة لأنهم إنما يظهرون موالاة آل محمد صلى الله عليه وسلم ولا ريب أن كل مؤمن يجب عليه أن يواليهم وأن اظهروا شيئا من التشيع الباطل الذي يوافقهم عليه الشيعة»، بسیاری از مردم باطن حال قرامطه را نمی‌دانند برای اینکه آنان موالات آل محمد را آشکار می‌کنند و شکی نیست که بر هر مؤمنی واجب است که با آنان موالات کند و اگرچه هم، چیزی از تشیع باطل را آشکار کنند که شیعه با آن موافق هستند، يوافقهم عليه الشيعة.

در اینجا واضح است که ابن تیمیه از تشیع باطلی در برابر شیعه صحبت می کند، «التشيع الباطل الذي يوافقهم عليه الشيعة تشیع» باطلی را آشکار کنند که شیعه با آن در مواردی هم موافق هستند ما هم با موالات اهل بیت موافقیم و هر جایی و بخصوص در منهاج السنه در مورد روافض صحبت کرده منظورش غلات منتسب به تشیع بوده که در آثارش واضح است. واضح و روشن است که در مورد عقاید چه کسانی صحبت می کند و عقاید چه کسانی را نقد می کند، اما بسیاری از دوستان ما دقت کمتری نشان می دهند و دچار اشتباه می شوند و کلمات ترکیبی از شیعه، رافضی، مرتد، مشرک، یهودی، مجوس، نصرانی و غیره تولید کرده اند که همه ی ما می بینیم و می شنویم و با همان آلودگیهایی که ممکن است در همه ی فرق دیگر هم وجود داشته باشد با همان آلودگی ها به جنگ با اصل آن ها مشغول می شوند. آلودگی در فرق دیگر هم هست و قرار نیست با آلودگی آن فرق به اصل فرقه ی آن ها خودمان را مشغول کنیم.

امروزه هم کسانی که سعی دارند واژه ی کمونیستهای اسلامی، سوسیالیستهای اسلامی و سکولاریستهای اسلامی و غیره را تولید کنند سعی دارند مخلوطی از واژه ی شیعه ی 12 امامی  و واژه ی رافضی، مجوس و غیره را تولید نمایند و با عقاید غلات به شیعه ی 12 امامی حمله کنند. مثل اینکه کسی بیاید با استفاده از عبارت کمونیستهای مسلمان و باعقاید کمونیستها به عقاید اسلام حمله نماید یا کسانی که می گویند سکولاریست اسلامی هستند، کسی بیاید با عقاید سکولاریستی به اسلام حمله کند.این نهایت دشمنی، ظلم و بی انصافی و گاه می توان گفت خباثت و پستی است. 

 برگردیم به کلمه ی رافضی، امام طبری به صراحت می گوید: فرزندنش جعفر بن محمد باقر زنده بود گفتند جعفر امروز بعد از پدرش اماممان است او بعد از پدرش شایسته تر است و از زید بن علی تبعیت نمی کنیم و زید امام نیست. زید هم اسم آن ها را گذاشت الرافضة،«فسماهم زيد الرافضة».

امروزه آن ها خیال می کنند کسی که اسم آن ها را گذاشته رافضه، المغيره است زمانی که از او جدا شدند.[1] یعنی امام طبری می گوید این ها چون از غالی مشهور مغیره بن سعید جدا شدند و مغیره هم آن ها را رافضی نامیده؛ پس، کسی که این اسم رابر روی آن ها گذاشته مغیره است. یعنی آن ها خیال می کنند چون از مغیره جدا شدند مغیره این اسم را روی آن ها گذاشته در حالی که زید این اسم را روی آن ها گذاشته بود. مغیره بن سعید يكی از خطرناك‌ترين غلات بود. این ها در عصر امام طبری چنین برداشتی داشتند

شیعیان آن زمان که دیگران به آن ها می گفتند رافضی خیال می کردند چنین اسمی را مغیره روی آن ها گذاشته است. مغیره اول خودش را نائب باقرعلیه السلام معرفی كرد و سپس باقر رحمه الله را به حد خدايی رساند و خودش را پيامبر و امام از طرف او به مردم معرفی کرد. این شخص کسانی را که از این کفریاتش توبه کردند و او را رد نمودند رافضی نامید. به آن ها گفت شما رافضی هستید و تا عصر ابن تیمیه هم آن ها خیال می کردند چون او به آن ها گفته رافضی؛ پس، خودش این کلمه را برایشان تولید کرده است. در هر صورت، همه می دانستند که رافضی یعنی کسی که امیرش را، حزبش را، گروهش را، حکومتش را تنها می گذارد و او را رد می کند حالا، فرق نمی کند این امیر خوب باشد یا بد.

البته، در تاریخ یافعی هم آمده زمانی که زید رحمه الله قیام کرد گروهی پیش اوآمده و به او گفتند: از ابوبکر رضی الله عنه و عمر رضی الله عنه اعلام برائت کن تا به تو بیعت بدهیم. گفت از آن ها برائت نمی کنم. گفتند: پس، ما هم تو را رفض می کنیم، تو را رد می کنیم. زید گفت: بروید شما رافضه هستید. اذهبوا فأنتم الرافضة[2].

ادامه خواندن درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین(قسمت 4 و پایانی/ به همراه pdf و ورد تمام قسمتها)

درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین(قسمت 2)

درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین (قسمت 2)

 پس دقت کنید دوستان، بزرگواران ما کسانی که اصحاب  و تابعین را تکفیر کردند کسی آن ها را به جرم تکفیر اصحاب و تابعین تکفیر نکرده است. این ها در حق خودشان ظلم کرده اند تو حق نداری به خودت ظلم کنی. چون اگر تو هم آن ها را تکفیر کنی چیزی می شوی مثل آن ها، ظالمی می شوی مثل آن ها. برای همین، صاحب المغنی می گوید: هیچ کسی که اصحاب و تابعین را تکفیر کردند و خون و مالشان را حلال دانستند برای این که به خدا نزدیک شوند و به خدا تقرب پیدا کنند هیچ کسی آن ها را تکفیر نکرده است.

ابن تیمیه رحمه الله هم می گوید: بدعت خوارج به خاطر بدفهمیشان از قرآن بود و قصد معارضه با آن را نداشتند و چیزی را از آن فهم می کردند که بر آن دلالت نمی کرد و گمان داشتند آن موجب تکفیر کردن کسانی است که مرتکب گناه می شدند. دیدید، اینگونه ابن تیمیه رحمه الله در مورد خوارج می گوید که کارهای آن ها نشانه ی بدفهمی آنان از قرآن بود و قصد معارضه و دشمنی با قرآن را نداشتند و چیزی را از آن فهم می کردند که خیال می کردند با این فهم خود، کسی که دچار این گناه شده کافر شده است. تأویل آن ها چنین بود، استناد آن ها به آیات و روایات چنین بود. پس به خاطر تأویلات اشتباهشان کسی آن ها را تکفیر نکرده است.

خوب،حالا، در آن زمانهای ابتدایی صدر اسلام همان زمان که حکومت اسلامی وجود داشت، این جریانات انحرافی در همان حد می ماندند و نمی توانستند به جریان غالب تبدیل شوند. اما، زمانی که حکومت اسلامی به روش رسول الله صلی الله علیه وسلم از بین رفت و زمانی که شورای اولی الامر، به عنوان تنها مرجع وحدت بخش از بین رفت. تنها مرجع وحدت بخش دیدگاههای مختلف، بر اثر انهدام حکومت اسلامی از بین رفت و دیگر مرجعی نبود که مسلمانان به آن مراجعه کنند و هر کسی خودش را بر حق نداند بلکه، آن مرجع رأی آخر را با اجماعی که داشت صادر می کرد. وقتی که این مرجع از بین می رود به وجود آمدن اختلاف ناپسند و به دنبال آن فرقه سازی و مذهب گرائی واقعیتی اجتناب ناپذیر شده است. همه در طول تاریخ شاهد آن هستیم و نمی توان این واقعیت آشکار را نادیده گرفت.

همه ی مذهب سازی ها، فرقه سازی ها و گروه سازی ها همه به دلیل انهدام آن مرجعِ مادر و به دلیل انهدام امت واحده ای که از شورا به وجود آمده بود و اجماع واحدی که ارائه می داد، همه ی این ها به این دلیل به وجود آمدند و تا زمانی که این مرجع دوباره برنگردد وجود این مذهب سازی ها، فرقه گرایی ها و گروه های مختلف و اجتهادات مختلف که بر اساس تأویلات مختلف به وجود آمده اند اجتناب ناپذیر است و کسی نمی تواند از آن فرار کند همچنان که در طول تاریخ وجود داشته اند.

زمانی که مسلمین دچار چنین مصیبتی شدند و حکومت اسلامی خودشانرا از دست دادند، همین جریانات خود به خود در اکثر جوامع به جریان حاکم تبدیل شدند، تبدیل شدند به مذهب. علاوه بر اینها منافقین و سکولارزده ها هم شروع کردند به فرقه سازی و جمع کردن عده ای از مسلمین به دور خودشان. در گذشته آن ها فرقه های مختلفی را تولید کردند الان هم همین سکولازده ها برای خودشان تحت عنوان تفاسیر و احزاب مختلف به همین فرقه سازی و جمع کردن عده ای از مسلمین به دور خودشان ادامه می دهند . الان اسم خودشان را حزب گذاشته اند.

به همین راحتی و تنها به دلیل از دست رفتن حکومت اسلامی و شورا، بازار اجتهادات و تأویلات راست و دروغ از چند قرن گذشته تاکنون در بسیاری از سرزمینهای مختلف اسلامی و سرزمین های مسلمان نشین داغ و گرم شده است.[1] در اینجا دیگر اختلاف حاکم نیست بلکه، تفرق به وجود آمده است.

عمر اختلاف کوتاه است، ثمره اش را می دهد و در همان شورا دفن می شود. اما تفرق می تواند قرنها طول بکشد و فاجعه به بار بیاورد. این همان تفرقی است که همه ی ما شاهد آن هستیم و تا زمان تشکیل شورای اولی الامر و ایجاد امت واحدی از این شورا و خروج اجماعی واحد از این امت، این تفرق به زندگی ننگین و فاجعه بار خودش ادامه می دهد.

ادامه خواندن درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین(قسمت 2)

درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین(قسمت 1)

درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین (قسمت 1)

بسم الله و الحمدلله


«به راستی حمد و سپاس تنها لایق خدا است. او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و آمرزش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از شرور نفس هایمان واز بدی های اعمالمان. هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نماید هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد، و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده ی او است».

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید آنچنان که شایسته است، از خدا بترسید و نمیرید مگر آن که مسلمان باشید».
 «ای انسان ها! از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. و از (خشم) خدایی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند می‌دهید، و بپرهیزید از این که پیوند خویشاوندی را قطع کنید. بی گمان خداوند مراقب شما است».
  «ای مؤمنان! از خدا بترسید و سخن حق و درست بگویید. در نتیجه، خدا (توفیق خیرتان می‌دهد و) اعمالتان را شایسته می گرداند و گناهانتان را می‌بخشاید. اصلاً هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی و کامیابی بزرگی دست می‌یابد».
 «اما بعد: راست ترین سخن کتاب خدا، و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه‌ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی در آتش است».

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

امروز و در ادامه ی درسهای مقدماتی، از درس پنجم در مورد دشمن شناسی شرعی به بخش چهارم این درس می رسیم که در آن به شناسائی مرتدین درادبیات شرعی و چگونگی برخورد با جبهه ی مرتدین بر اساس شریعت الله می پردازیم، ان شاءالله.

الله تعالی در سوره ی مدثر ضمن بیان احوال اهل توحید و کفار در دنیا و قیامت می فرماید:

إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ* نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ* لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ*كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ* إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ* فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ* عَنِ الْمُجْرِمِينَ* مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ* قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ (مدثر/35-43)، دوزخ، بلائی از بلاهای بزرگ است.‏ وسیله ی بیم دادن انسانها است.‏ برای کسانی از شما که می‌خواهند پیش بروند، و یا کسانی که می‌خواهند عقب بکشند، هرکسی در برابر کارهائی که کرده است گروگان می‌شود، مگر یاران سمت راستی.‏ آنان در باغهای بهشت به سر می‌برند و از مجرمین می‌پرسند چه چیزهائی شما را به دوزخ کشانده و بدان انداخته است‌؟‏ می‌گویند: در زمره ی نمازگزاران نبوده‌ایم.‏

بقیه ی این گفتگو را می توانید خودتان در این سوره و بقیه ی سوره ها بخوانید و بقیه ی صفات این مجرمین را متوجه شوید.

در اینجا مهم این است که، الله تعالی مسأله ی پیش رفت و عقب کشی را درمورد دو گروه کاملاً متمایز مطرح می کند: «لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ»،آنان که پیش رفتند کسانی هستند که اهل هدایت و اهل بهشت اند و با اسامی چون: الَّذِینَ آمَنُوا، أَصْحَابَ الْیَمِینِ ‏نام برده می شوند.

و در برابر، آن هایی که عقب ماندند کسانی هستند که اهل گمراهی اند و اهل سقر و جهنم هستند و با اسامی چون: الکافرون،عنید، اسْتَکْبَرَ، الْمُجْرِمِینَ، لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ (جزونماز گذارها نبودند)، مُعْرِضِینَ (رویگردانان از قانون شریعت) و غیره از آن ها نام می برد. دو گروه کاملاً متمایز، آن هایی که پیشرفته هستند یا آن هایی که عقب مانده هستند. آن هایی که پیشرفته اند و آن هایی که عقب مانده اند «أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ».

حالا کسی که به ظاهر از صف طاغوتها و مجرمین و کافرین جدا شده و مسیری را با مسلمین و گروه پیشرو طی کرده و به جلو رفته، «آگاهانه» و «به میل خودش» تصمیم می گیرد به عقب برگردد و جزو کهنه پرستان شود به این برگشت او می گویند«مرتد» شده است. در هر صورت، ارتداد به معنی برگشت به عقب می آید، الله تعالی  می فرماید: «فَارْتَدَّا عَلَى آثَارِهِمَا قَصَصًا» (کهف/64)، پس، جستجوكنان رد پاى خود را گرفتند وبرگشتند.نگاه کنید، برگشتند : ارْتَدَّا یعنی برگشتند.

یا در جای دیگری می فرماید:‏«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ‏» (آل عمران/149)، ای كسانی كه ايمان آورده‌ايد! اگر از كافران فرمانبرداری كنيد (به حرف هایشان گوش دهید)، شما را به عقب بازمی گردانند و زيان ديده برمی‌گرديد. ‏

یا زمانی که الله تعالی از زبان سیدنا موسی نقل می کند که به قومش می گوید:«يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَرْتَدُّوا عَلى‌ أَدْبارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِينَ»(مائده/21)، موسى فرمود: اى قوم من! به سرزمين مقدّسى كه خداوند براى شما مقرّر كرده وارد شويد و به پشت سر خود برنگرديد و عقب نشینی نکنید كه زيانكار مى‌شويد.

این کلام قرآن هم آشکارا می رساند که منظور، برگشتن به عقب و از چیز خوب به چیز بد برگشتن است. در این صورت، از نظر لغوی «رِدِة» یعنی برگشتن، «إرتَدَّ» يعنی: برگشت، «يَرتَدِد» يعنی: برمی گردد،«ارتداد» یعنی: بازگشت، «مرتد» يعنی: كسی كه برگشته است و «مرتدين» يعنی: کسانی که برگشته اند، برگشته ها.

ادامه خواندن درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین(قسمت 1)