شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(70- قسمت)

آشکار است که این شیوه ی قضاوت کردن صفت مسلمین نیست، بلکه ویژگی کفار است که از کینه، جهالت، حماقت و وحشیگری آن ها سرچشمه می گیرد ومسلمین از چنین صفات پستی بری هستند. اما، متأسفانه دیده شده که عده ای از شیعیان به جرم عده ای از فِرَق معروف به اهل سنت به کل آن ها یورش می برند و عده ای از فِرَق معروف به اهل سنت هم به جرم عده ای از شیعیان به کل شیعیان یورش می برند و شیعیان را تنها به جرم شیعه بودن و جرم کسان دیگری قتل عام می کنند نه هیچ چیز دیگری. زن، بچه، کودک و همه چیز را در افغانستان منفجر و نابود می کنند به جرم شیعه ای که در عراق جنایت کرده است. حسبنا الله و نعم الوکیل.

این اسلوب و صفت جاهلیت است نه اسلام و قانون شریعت الله، و ننگ آشکاری برای اهل قبله است که دشمنان قانون شریعت الله و بخصوص سکولاریستها به آن دامن زده و می زنند. مگر همین ها   سکولاریست های انگلیسی را در همین عراق با ریش مصنوعی نگرفتند که می رفتند در مساجد اهل سنت و مساجد شیعه به نوبت بمب گذاری می کردند. در مدارس اهل سنت در مدارس شیعه به نوبت بمب گذاری می کردند و آن ها را منفجر می نمودند و از این ابزار جنگ مذهبی جهت رسیدن به اهدافشان استفاده می کردند و کرده اند. این ابزاری است برای سکولاریست ها جهت ناامید کردن مسلمین. اما، عده ای از مسلمین هم جاهلانه به دلیل تنفر از رقیب خود به آن دامن می زنند و چوب این آتش ویرانگر می شوند در حالی که الله متعال آشکارا می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» ‏(مائده/8)، ای کسانی که ایمان آورده اید! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید، تقوای خدا داشته باشید و از روی دادگری گواهی دهید، و دشمن بودن شما با قومی شما را وادار نکند که (با ایشان) دادگری و عدالت نکنید.عدالت کنید که عدالت (به ویژه با دشمنان) به پرهیزگاری نزدیکتر است. از خدا بترسید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید.

هم اکنون اگر یک قبیله یا نژاد یا مذهبی یا سرزمینی رهبریتش در اختیار مرتدین سکولار قرار می گیرد و قانون مرتدین سکولاریست بر آن ها تحمیل می شود و قصد دارند دوباره جریان ارتداد عمومی را در میان مسلمین نهادینه کنند، این به معنی مرتد شدن تمام مردمان آن دیار و پیروان آن مذهب نیست. بلکه، مرتدینی که جریان ارتداد عمومی را رهبری می کنند و سعی می نمایند با قدرت حکومتی و نهادهای تحت پوشش آن به این ارتداد عمومی دامن بزنند قشر خاصی هستند، قشر خاصی هستند که با زور اسلحه و حمایت کفار آشکار سکولار بر مسلمین تحمیل شده اند.

باور کنید، آن ها درست است اسلحه دارند و بر مسلمین تحمیل شده اند اما، فقط کافی است یک لحظه حمایت کفار سکولار آشکار از آن ها برداشته شود تا بفهمیم که این ملت چگونه با آن ها برخورد می کند. این ها نمی توانند یک روز دوام بیاورند در برابر ملت ستمدیده ی خودشان به شرط این که حمایت کفار آشکار و سکولار خارجی را نداشته باشند. آل سعود دوام می آورد؟ امارات، بحرین، کویت، افغانستان، پاکستان و … این ها دوام می آورند؟ غیر ممکن است دوام بیاورند. این ها بر مسلمین تحمیل شده اند و باید همچون رسول الله صلی الله علیه وسلم حساب مسلمین ثابت قدمِ تحتِ حاکمیتِ این ها را از مرتدین جدا دانست، و همه را با یک چشم ندید، و از هر سخن و عملی که ما را از قانون شریعت الله دور می کند و به آتش جهنم نزدیک می نماید باید پرهیز کنیم، و بدون در نظر گرفتن خواهشهای نفسانی و تنفر از قوم و مذهبی که ممکن است اختلافاتی هم با آن داشته باشیم  باید راه عدالت و تبعیت از قانون شریعت الله و نزدیک شدن به بهشت را در پیش بگیریم نه راه همین سکولاریست ها را در میانمار یا در آفریقای مرکزی.

هم اکنون، ارتداد عمومی فراگیری در سرزمینهای مسلمان نشین در جریان است. چنانچه مسلمین از عدالت دوری کنند و از مسیر صحیح جهاد منحرف شوند و مسیر ظالمین را در پیش بگیرند هرگز نخواهند توانست با گناه و معصیت در برابر دشمنانِ مجهزِ به آخرین تکنولوژهایِ بی سابقه دوام بیاورند. کسانی که آگاهانه این وضعیت بحرانی ارتداد عمومی به دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن را می بینند اما، باز به دلیل تنفر از فرقه و تفسیر مخالفشان مسیر ظالمین، مسیر تفرق، مسیر ضعیف کردن مسلمین و مسیر کشت و کشتار داخلی بین اهل قبله را طی می کنند باید به این سؤال جواب دهند که با چه رویی در محضر الله حاضر می شوند و چه جوابی برای این ظلم آشکارشان به دین الله و بندگان الله دارند؟ 

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(69- قسمت)

در الجزائر، مراکش، مالی، تونس، سودان، لیبی وغیره هم تنها بخشی از مالکی ها هستند که در صف کفار سکولار علیه مسلمین جنگیده اند و همین الان هم می جنگند. به همین شیوه در مصر، فلسطین، کردستان عراق، مالزی، یمن و غیره هم باز تعدادی از شافعی ها هستند که در صف اولیای شیطان علیه مسلمین می جنگند نه همه ی شافعی ها. به همین شیوه، در عراق، افغانستان و غیره هم تنها بخشی از شیعیان هستند که در صف کفار خارجی علیه مسلمین درحال جنگ هستند نه همه ی شیعیان. در عربستان و دول خلیج فارس هم باز تعدادی از حنبلی ها و سلفی ها هستند که در صف کفار سکولار خارجی به رهبری آمریکا، ناتو و سایر اشغالگران علیه مسلمین در حال جنگ اند نه همه ی حنبلی ها و سلفی ها.

در تمام این موارد همه ی حنفی ها، شافعی ها، مالکی ها، شیعه ها، حنبلی ها، سلفی ها و زیدی ها را به جرم مجرمین آنها نمی توان آن ها را جریمه کرد، کسی که بخواهد آن ها را به جرم هم مذهبی هایشان مرتد بداند چنین کاری غیر شرعی، غیر اخلاقی و نشانه ی جهل آشکار به منابع شرعی و حتی مخالفت صریح با معیارهای اخلاقیِ انسانی است.

ارتداد جرم است، و جزو حدود می باشد. اگر شخصی در طایفه ای یا مذهبی مرتکب قتلی شده باشد، نمی توان کل آن طایفه یا مذهب را قاتل دانست، و همه را به جرم آن شخص مجازات کرد؛ در حالی که این طایفه و مردم با چنین قاتلی همراهی و مشارکت نداشته اند، مشارکت عملی. این حیوان صفتی و حماقتی است که ما مدتی است در میانمار یا برمه و آفریقای مرکزی شاهد آن هستیم.

حکومت سکولار میانمار جهت پوشش دادن به مشکلات اقتصادی و مشکلات سیاسی خود جنگ مذهبی را بین بودایی ها و مسلمین به راه انداخت.سکولاریست ها همیشه از مذهب در راستای اهداف خودشان استفاده می کنند و فرقی نمی کند که این مذهب چه باشد. قاعده ی سکولاریست در طول تاریخ بشریت همین بوده است.

حکومت سکولار میانمار هم در یک سناریوی دروغین، به زنی بودائی پول داد که بگوید سه نفر مسلمان به زنی بودائی تجاوز کرده اند و او را کشته اند. در حالی که، این زن هرگز نتونست این اتهامش را ثابت کند. همین اتهام دروغین بهانه ای شد برای مجازات کردن و کشتار تمام مسلمین برمه، تمام مسلمین برمه را به خاطر این اتهام دروغین شروع کردند به کشتار آن ها، و تنها به جرم ثابت نشده ی سه نفر که آن سه نفر را هم به ناحق اعدام کردند تا به حال  آنهمه از مسلمین را کشته اند و هنوز هم می کشند. این بودائی ها در گروههای شبه نظامی چون «ماگ» سازماندهی شدند و تحت حمایت ارتش سکولار برمه جنایات غیر قابل بخشش خودشان را در حق تمام مسلمین شروع کردند. این را خود سازمانهای سکولار و کفری بین المللی هم نتوانستند پنهان کنند، نتوانستند پنهان کنند که تمام این جنایات تحت هدایت و پوشش ارتش سکولار میانمار صورت گرفته است. این یک واقعیت است.

نکته ی دیگر این که، در برمه، تبت، چین، هند، کره، ژاپن و غیره که روزانه به هزاران و بلکه میلیونها زن بودائی تجاوز می شود و صدای یک راهب بودائی درنمی آید اما در برمه یک راهب فاسد ی به نام ویراتو که به نفع سیاستهای حکومت سکولار میانمار فتوا می دهد به همراه عده ای دیگر از همین راهبان، مردم را با فتواهایشان علیه مسلمین بسیج کردند و در پناه حکومت و ارتش سکولاریست میانمار آنهمه فاجعه آفریدند که همه دیدیم و می بینیم. این همان سناریویی است که در آفریقای مرکزی توسط شبه نظامیان نصرانی «آنتی بالاکا» و با رهبریت سکولاریستهاعلیه کل مسلمین آن سرزمین دارد پیاده می شود. در همان سرزمین آفریقای مرکزی هم در انتخابات سکولاریست ها یک سکولاریست مسلمان زاده با یک سکولاریست نصرانی درانتخابات شرکت می کنند. بعد از آن در راه پیشبرد اهدافشان نصرانی ها و مسلمین را خرج می کنند و آن جنایات را آفریدند که هم اکنون ما مشاهده می کنیم. (ادامه دارد…..

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(68- قسمت)

عمر این ها زیاد نیست ممکن است عقایدی مربوط به قرن های پیش داشته باشند. همین الان، کمونیست ها و ماتریالیست را که در آن منطقه ممکن وجود داشته باشند و از اقوام ما هم باشد و عقاید این شخص ممکن است مربوط به دمتریس باشد، مربوط به قبل از میلاد نصرانیت که از آن صحبت می کنند، مربوط به هزاران سال پیش باشد. این نمی رساند که قوم و خویش ما خودش به طور نژادی از هزار سال پیش همین دین را داشته بلکه، خودش است که همین دین را دارد. پدر، پدربزرگ، قوم و خویش های او چیز دیگری بودند.

غلات ایزدی، علی اللهی، علوی ها پدرانشان و اجدادشان چیز دیگری بودند بعد به این معجون تبدیل شدند. غلات این ها را به چنین معجونی تبدیل کردند و ارتداد عمومی را در بخش هایی به وجود آوردند. هم اکنون هم با زوراسلحه و قدرت  تبلیغی و قدرت رسانه ای که آن ها دارند این توهمات را به خورد مردم می دهند و حتی آن ها را اصیل هم معرفی می کنند. چرا؟ چون بعضی از عقایدشان برمی گردد به همان مانوی ها، مزدکی ها، زرتشتی گری، میترائیست، یهودیت، نصرانیت و … و این ها قبل از اسلام بودند. جنایت و دروغ محض را نگاه کنید. همین است که هیچ کدام از آن ها نمی توانند آن را ثابت کنند به خاطر همین است که الله تعالی می گوید: وما لهم بذلک من علم إن هم الا یظنون» هیچ علمی ندارند چون علم باید تجربه شود، یعنی باید یقینی باشد. این ها هیچ علمی ندارند. همه اش ظن و گمان و احتمال است و از همین ظن و گمان و احتمال و دروغ هم با زور اسلحه و شبکه های ماهواره ای شان دفاع می کنند.

 در برابر قدرت اسلحه ی این ها که از طرف کفار سکولار خارجی و طاغوتهای منطقه ای حمایت می شوند، تنها قدرت قرآن و تبلیغ محدود و ناچیز کافی نیست، بلکه تنها با قدرت حکومتی و تنها با قدرت اسلحه می توان با این ها مقابله کرد.

روش برخورد با آنها هم همان روشی است که با منافقین و سکولارزده هایی می شود که یا مسلمین آن ها را از جامعه ی خودشان اخراج کردند و آشکار شدند، یا خودشان به میل خودشان صفشان را از مسلمین جدا می کنند و کفر خودشان را آشکار می کنند و مثل کفار آشکار برای مسلمین واضح و آشکار می شوند و به صف کفار آشکار ملحق می گردند و به اصطلاح مرتد می شوند. چنانچه ام المؤمنين عايشه رضی الله عنها می فرمايد:”ارْتَدَّتِ الْعَرَبُ قَاطِبَةً، وَاشْرَأَبَّ النِّفَاقُ“يعنی: تمام عرب مرتد شدند و دوررويی و نفاق جای گرفت.

 یعنی، با مرتد شدن اعراب چه چیزی مستقر شد؟ نفاق. بله، منافقین و سکولارزده ها نفاق خودشان را آشکار می کنند، همان چیزی را که پنهان کرده بودند همین را آشکار می کنند. همین. برای همین تا زمانی که در میان مسلمانان هستند ما نمی توانیم به آن ها بگوییم منافق، ای منافق. اما وقتی آشکار کردند دیگر تمام شد، می توان گفت، چون منافق یعنی کافر، منافق، معادل کافر است. منافق همان کافر است ولی پنهان می باشد، همین. پس، این ها مشمول حکم کفار آشکاری می شوند که کفرشان را ابتدا مخفی کرده بودند و حالا آن را آشکار کرده اند. در این صورت، مثل هر کافری با آن ها برخورد نمی شود، بلکه تنها مثل کفار مشرک و سکولارها با آنان برخورد می شود نه مثل کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب.

نکته ی ریزی که در اینجا لازم است به آن اشاره شود و متأسفانه از طرف بسیاری از مسلمین رعایت نمی شود این است که، همچنانکه منافقین دسته ای از میان مسلمین هستند و نمی توان همه ی مسلمین را منافق دانست، به همین شیوه، مرتدین هم دسته ای از مسلمین هستند، دسته ای از فلان مذهب هستند، مرتدین هم دسته ای از مسلمین هستند نه همه ی مسلمین، نه همه ی آن مذهب، و نمی توان به دلیل وجود این ها همه ی مسلمین را جزو منافقین یا مرتدین دانست. ارتداد عمومی عصر رسول الله صلی الله علیه و سلم و سایر ادوار هم این را به وضوح نشان داده که، با وجود قدرت گیری مرتدین، ثابت قدمان هم بسیار بوده اند و ثابت قدمان ایرانی در یمن بودند که اسود عنسی یکی از پیامبران دروغین را از پای درآوردند و به درک فرستادند.

دسته ای از میان حنفی های هند بودند که به انگلیس در کشتار مسلمین دولت عثمانی کمک می کردند، به کشتار مردم در شبه قاره ی هند کمک می کردند نه همه ی حنفی ها. همین الان هم دسته ای از حنفی های افغانستان، پاکستان، بنگلادش، ازبکستان، تاجیکستان، چین، ترکیه وغیره هستند که به کفار سکولار جهانی و مرتدین و نوکران همین کفار سکولار جهانی در اشغال وطنشان، کشتار و سرکوب مسلمین و تحکیم قانون کفری، پایمال شدن ناموسشان و از بین رفتن دینشان کمک می کنند نه همه ی حنفی ها؛ عده ای از حنفی ها هستند.

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(67- قسمت)

بله، این مسلمان زاده ها در ارتش کفار و علیه مسلمین و برای گسترش ارتداد عمومی در میان مسلمین در حال جنگ بوده اند و الان هم هستند، در میان تمام مذاهب و فرق اسلامی وجود دارد که افرادی داخل گروه کفار سکولار جهانی شده اند و در صف آن ها علیه مسلمین در حال جنگ هستند. هم اینک، بعضی فرقه ها کمتر چون، تعدادشان کمتر است مانند شیعیان تعداد کمتری از این ها با کفار همکاری می کنند؛ و در میان فرق دیگر مثل فرق معروف به اهل سنت تعدادشان صدها برابر بیشتر از شیعه هاست، چرا؟ چون جمعیت آن ها هم صدها برابر بیشتر از شیعه هاست. در اکثر کشورهای دنیا همین ها هستند که در صف آمریکا، ناتو و سایر کفار علیه مسلمین خود در حال جنگ هستند و می دانیم جنگ هم از دو حالت به در نیست یا در راه الله صورت می گیرد یا در راه طاغوت و کفار: «الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواأَوْلِيَاءَالشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا» (نساء/76)، کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که  کافرند، در راه شیطان می‌جنگند. پس، با یاران شیطان بجنگید. بیگمان، نیرنگ و مکر شیطان همیشه ضعیف بوده است«إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا».‏ بله، «الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ» بله، باید اینگونه گفته شود «فَقَاتِلُواأَوْلِيَاءَالشَّيْطَانِ».

به همین دلیل و دلایل دیگر، تمامی سکولاریستهای سرزمینهای مسلمان نشین در این دنیا، به خاطر ولاء و دوستی و سرپرستی شان، اعلام ولایی که به قوانین سکولاریستی مخالف شریعت الله کرده اند، و جنگیدن در صف کفار سکولار خارجی حکمشان مثل حکم همان کفار آشکار است، و از اسلام به صف همان کفار آشکار برگشته اند و در راهش می جنگن دو خون می دهند. این برگشت عملی این افراد از صف مسلمین به صف کفار، ارتداد واضح و آشکار آن هاست، حتی اگر در احوال شخصی هم پاره ای از عبادات اسلامی را انجام دهند مثل پیروان پیامبران دروغین صدر اسلام که به اکثریت قاطع شریعت اسلام پایبند بودند.

پس، جریان ارتداد عمومی که قومهایی چون کُردها با آن دست و پنجه نرم می کنند چیز جدیدی نبوده و نیست، اما اگر قدرتی اسلامی در برابر این ها به وجود نیاید ممکن است همان بلائی که بر سر مسلمین اندلس آمد بر سر این ملت هم بیاید. همچنانکه قبلاً آمده بود. مگر ما تجربه ی علویان درسیم و ایزدیهای سنجار و علی اللهی های اطراف دالاهو را نداشتیم که ابتداء غلات آن ها را با شعارهای مذهبی فریب دادند و با وارد کردن عقاید مزدکیان، مانویان، میترائیست ها و امثالهم و حتی یهودیت، نصرانیت و غیره معجونی برای این کُردها درست کرده اند. الان شاهد نسلی از این ها هستیم که اصلاً خودشان را مسلمان نمی دانند و با این شلم شوربائی که از عقاید مختلف برایشان از قرن هفتم به بعد درست کردند و قزلباشها به آن سازمان دادند در چنان توهمی افتادند که خیال می کنند عقایدشان مربوط چند هزار سال پیش است. مثل اینکه یکی الان بیاید و بگوید پیشینه ی کمونیستهای کومله در کردستان به قبل از سقراط برمی گردد یا حداقل به دوران قبل از پیامبر برمی گردد که الله تعالی درموردعده ای از دهری ها و به اصطلاح کمونیست ها میگوید:«وَ قَالُوا مَاهِیَ إِلا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوت وَ نحْیَا وَ مَا یهْلِکُنَا إِلا الدَّهْرُ وَ مَا لهَم بِذَلِک مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلا یَظنُّونَ» (جاثیه/24)، منکران الله و روز قیامت می گویند: حیاتی جز همین زندگی دنیائی که در آن به سر می‌بریم در کار نیست. گروهی از ما می‌میرند و گروهی جای ایشان را می‌گیرند، و جز طبیعت و روزگار، چیزی ما را هلاک نمی‌سازد! آنان چنین سخنی را از روی یقین و آگاهی و علم نمی‌گویند، و بلکه تنها گمان می‌برند و تخمین می‌زنند.

هم اکنون هم، سکولاریستها در رسانه هایشان چنین اشتراکاتی را از میان سایر باورهای باستانی و ملل مختلف که وجود دارد از لابه لای کتاب هایشان بیرون می کشند، غلات که آمدند عقاید مختلف مزدکی ها، مانوی ها، میترائیست ها که عقایدشان وجود داشتند، نصرانی هاکه بوده اند، یهودی ها و مجوس که بوده اند، صابئین که در منطقه ی خوزستان و اطراف آن بوده اند و زندگی کرده اند. تمام این معجون را در همین چند قرن گذشته درست کرده اند برای همین غلات، مردم بیچاره ای که در درسیم و سنجار و بخش هایی از هورامانات ما درست کردند، الان در کتاب هایشان وجود دارد، در سرانجام نگاه کنید وجود دارد و مصحف رش نگاه کن وجود دارد. سرانجام هم به زبان هورامی است. این ها از لابه لای کتاب هایشان همین عقاید که بعضی ها مربوط به هزار سال پیش است و به قبل از اسلام هم برمی گردد بیرون می کشند و رسماً آن ها را دین جدیدی نشان می دهند، و با زور اسلحه از چنین گمانها و ظنهای بی پایه و اساسی دفاع هم می کنند، در حالی که همه میدانیم عمر این گروهها با تاریخ گروههای غلات فرق منتسب به تشیع و تصوف گره خورده است.

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(66- قسمت)

 در همان وقت، انگلیس سکولار، عراق را به وسیله ی مسلمان زاده ی های مزدور هندی از دست عثمانی های مسلمان گرفت و آن را اشغال کرد، توسط چه کسی؟ توسط همین مزدوران به اصطلاح مسلمان هندی (حنفی های هندی) ووقتی که مسلمان زاده های هندی جنگیدن با عثمانی های مسلمان را گناه دانستند شریف وعلمای سلفی درباری و خائن مکه و سایر ملاهای خائن مزدورش فتوای جایز بودن جنگ در زیر پرچم انگلیس علیه مسلمین عثمانی راصادر کردند. پس، انگلیس سکولار با حمایت و پشتیبانی سلفیون خائن آل سعود و علمای درباری آن ها، سرزمین مسلمین را به وسیله ی مسلمانان فریب خورده تسخیر کرد. همان کاری که هم اکنون آمریکای سکولار در حال انجام آن می باشد.

  • فرانسه ی سکولارهم درسال1920با قرارداد سایکس- بیکو به وسیله ی مسلمان زاده ها(مالکی ها در آن زمان)، تونس والجزایر را گرفت و فرانسه در سال 1954-1962  با الجزایری ها به وسیله ی الجزایرهای مالکی که آن ها را در گروهی با عنوان الحرکیون که عدد آنها دویست و پنجاه هزار نفر بود با همین ها علیه الجزایری ها جنگید. کاری که هم اکنون صحوات در عراق و سوریه، برای آمریکا و ناتو و روسیه و مزدورانش انجام می دهند. فرانسه در آن سال ها با الحرکیون که تعداد آنها دویست و پنجاه هزار نفر بود و از میان مالکی ها بیرون آمده بودند علیه مسلمانان مالکی الجزایر جنگید. وبعد از کشته شدن یک میلیون نفر از مردم انقلابی الجزایر وشکست مزدوران، الحرکیون موجود در الجزایر هم با فرانسوی ها به فرانسه فرار کردند. نماز جماعت وسیع سربازان مسلمان زاده ی هیتلر هم دیدیم. نماز جمعه آن ها را دیدیم که این ها بیشتر از حنفی های ترکیه بودند.شافعی های مصر و مالکی های تونس، لیبی و امثالهم.

دوستان دقت کنید و الان هم نگاه کنید وآمریکای سکولار هم، خود و سایر هم پیمانان سکولار خودش را تنها به وسیله ی خائن الحرمین الشریفین وفتوای دین فروشان خائن آل سعود و سایر سرزمینها، که آنها را لشکرِ دوست، اسم می بردند، داخل سرزمينهای مسلمان نشین در خاورميانه کرد و هم اکنون، در پناه همین ها با کل مسلمین در حال جنگ است.

آمریکای سکولار، عراق را ویران نکرد مگر به وسیله ی کویت، اردن، آل سعود، مصر و سایر طاغوتها، و همین الان هم هواپیماهایش را از کویت، سعودی، قطر، ترکیه و پاکستان برای کشتار مسلمین به پرواز درمی آورد. آمریکای سکولار افغانستان را از پاکستان می زند وبه وسیله ی افغانی های حنفی مذهب ائتلاف به اصطلاح شمال – چون: ربانی، دوستم، احمد شاه مسعود، سیاف و دیگران–با طالبان جنگید.

آمریکای سکولار هم اکنون به وسیله ی کُردهای خائن و سکولار و شافعی زاده های کردستان به اهدافش در بعضی از نقاط عراق رسید و کارش که تمام شد آن ها را مثل دستمال توالت ول کرده تا یک بار دیگر که به دستمال احتیاج پیدا کند. هم اکنون هم آمریکای سکولار دارد همین استفاده را از حزب کارگران اوجالان مسیلمه ی کذاب کردهادر سوریه می کند، حالا کی کارش تمام می شود و این دستمال را هم مثل دیگران دور می اندازد همه منتظر میشویم و می بینیم. قبلاًدر مورد قاضی محمد دیدیم. همین کار را استالین با بنیانگذارشان قاضی محمد مرتد انجام داده بود و مثل دستمال توالت او را پس از مصرف دور ریخت. آخر، مگر کسی پیدا می شود که دستمال توالت را پس از استفاده پیش خودش نگه دارد؟ غیر ممکن است.

حتی در جنگهای صلیبی قدیم هم صلیبیها با خیانت امیران شام وارد سواحل شام شدند، واندلس هم به وسیله ی خیانت سران طوائف سقوط کرد. در این روابطِ میانِ کفارِ آشکار با چنین نوکرانِ مسلمان زاده ای همیشه کفار آشکار سود برده اند، و مسلمان زاده ها هم هر بار بعد از ازدست دادن دین، عزت، ناموس و هویتش، در نهایت زمین وثروت خودش را هم از دست داده است.

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(65- قسمت)

 قبلاً هم اشاره کردیم و توضیح دادیم که سکولاریسم چه بلایی بر سر نصرانیت در اروپا آورده است.نگاه کنید سکولاریسم چه بلایی بر سر نصرانیت در آمریکا و جاهای دیگر آورده است. همه را نابود کرده و هیچ کشور نصرانی هم اکنون در دنیا وجود ندارد که با مسلمین بجنگد. کشور نصرانی که بر اساس قوانین نصرانیت، کشور یهودی که بر اساس قوانین یهودیت بیاید علیه مسلمین بجنگد وجود ندارد؛ بلکه، سکولاریست ها هستند که بر همه حکم می کنند و عده ای از نصرانی ها و تعداد بسیار زیادی از مسلمان زاده ها را به کار می گیرند و در راستای اهداف خودشان خرج می کنند. بله، سکولاریسم و دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن همچنان که در اروپا این مصائب را به جود آورد در میان سرزمین های مسلمان نشین هم باعث ارتداد عمومی در میان قبایل، نژادها و سرزمین های مختلفی شده که در کردستان و در میان کُردها می توان به قاضی محمد به عنوان بنیانگذار اولین حزب سکولار و ارتدادی در کردستان و بعدها بارزانی ها و طالبانی و اوجالان مسیلمه ی کذاب فعلی کُردها اشاره کرد، که هم اکنون صدها حزب از این سکولارها در میان کُردها فعال اند و کاری کرده اند که ارتداد عمومی در میان کُردها جریان پیدا کند. ارتداد عمومی که سابقه ای به این گستردگی هرگز نداشته و هیچ چیزی اینچنین نتوانسته عقاید، باورها، اخلاق، فرهنگ و هویت کُردها را نابود کند و به جای آن کفر، الحاد، بی بندوباری اخلاقی و جنسی، فساد، خیانت، پستی و رذالت را جایگزین کند. هیچ چیزی نتوانسته چنین بلا و مصیبتی را بر سر این ملت بیاورد.

این ارتداد عمومی در میان کُردها هم هرگز به معنی مرتد شدن تمام کُردها نیست بلکه، همچون ارتداد عمومی عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم و دیگر ادوار تاریخی ما شاهد ثابت قدمان زیادی در میان کُردها و سایر اقوام هستیم که عمومیت قاطع و قدرت قاطع را تشکیل می دهند. اما، جریان غالب رهبری که قدرت اسلحه و قدرت تبلیغی را در اختیار دارد در میان اکثریت قاطع کُردها بخصوص کُردهای ترکیه، سوریه و عراق در دست همین سکولاریستهاست و جریان رهبری در میان اکثریت قاطع کردها جریان ارتداد سکولاریست هاست که افرادی در کردستان ایران را هم متأسفانه با خودش آلوده و مرتد کرده است. تعداد قلیلی هستند، در هر سرزمینی آدم فاسد وجود دارد، قطعاً وجود دارد. منافقین که قطعاً وجود دارند. زمانی که رسول الله صلی الله علیه و سلم نتوانسته همه ی آن ها را از بین ببرد هم اکنون هم در سرزمین ما باید وجود داشته باشند. این چیز طبیعی است و همین تعداد منافقین اگر زمینه برایشان فراهم شود به همان گروه های مرتد ملحق می شوند.

ارتداد عمومی دیگری که به دنبال تولید این سکولاریستهای مرتد دامنگیر مسلمین، بخصوص مسلمین منطقه ی ما و اکثر مناطق دنیا شده این است که، گروه بسياری از مسلمان زاده ها به واسطه ی پشتيبانی كردن از كفار سكولار اشغالگرجهانی و به واسطه ی پشتيبانی كردن از نوکران آن ها و مرتدين سكولار محلی علیه مسلمین این ها مرتد شدند، که فقط الله می داند شمار اين بيچاره ها چند است. در این زمینه، اگر به چند نمونه و مثال برجسته اشاره شودفکر نمی کنم بی ضرر باشد (بهتر است):

  • می دانیم که سکولاریستهای انگلیس با ابزاری چون رهبری شریف حسن – که به او بزرگ مکه می گویند- به عثمانی به اسم انقلاب بزرگ عربی – که در اصل خیانت بزرگ عربی بود- حمله کردند تا اینکه در سالهای 1916و 1918 بر شام حاکم شدند و عثمانیها را بیرون کردند ورهبر سکولار انگلیسی، لورد لنبی حاکم شد وانگلیس سکولار فلسطین را به صهیونیستهای سکولار تحویل داد، فرانسه ی سکولار سوریه ولبنان را گرفت، سکولاریست های انگلیس عراق واردن را در اختیار سایکس و بیکو قراردادند وشریف حسین را در حالی که وعده ی پادشاهی عرب را به وی داده بودند به قبرس تبعید کردند.[1] فلسطین به این شیوه، قربانی خیانت بزرگ عربهای نوکر سکولاریستها قرار گرفت. پس هر آن چه که می بینیم بر سر فلسطین و فلسطینیان می آید ثمره ی سکولاریست های جهانی و نوکران محلی آن هاست. هر روز که اسم فلسطین یادتان می آید جنایت کاران سکولاریست جهانی و نوکران محلی آن ها هم جلو چشمتان بیاید.

(ادامه دارد…….)


[1]– مراسلات الحسین/مکما هون

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(64- قسمت)

حمله ی مغولها هم باز باعث ایجاد ارتداد عمومی در میان مسلمین شد.ابن تيميه مي گويد: در ميان مردم كسانی بودند كه اگر دشمن پيروز می شد آنها هم كفر و ارتداد خود را آشكار می نمودند، كه اين حال اكثريت مسلمانان اين عصر است كه زمانی دچار سختی و مشكلاتی می گردند مرتد می شود، در اين زمينه خودمان و غير خودمان اين اندازه ديده ايم كه برای عبرت گرفتن كافی باشد.[1]  این گفته ی ابن تیمیه هم می رساند آنان که مرتد می شدند دمدمی مزاجهایی بودند که در دارودسته ی منافقین تعریف شدند. یعنی آن ها مسلمانان راسخ نبودند همین سکولارزده هایی هستند که ما هم اکنون آن ها را می بینیم. همین سکولارزده ها هستند که در طول تاریخ مرتد شدند به شرط این که اسباب ارتداد برایشان فراهم شود.

 در اندلس هم زمانی که ابوعبدالله صغیر در حال جنگ با عموی خودش، ابوعبدالله محمد الزغل بود، ارتش نصارایِ کاستیل به فرماندهی فردیناندو به آن ها حمله کرد و ابوعبدالله صغیر اسیر شد و به شرط اینکه تابع نصارا شود و سالانه به آنان جزیه بدهد، پس از دو سال از زندان آزاد شد. نگاه کنید، مسلمان وقتی که به جان هم می افتد ذلیل و نابود می شود، تفرق تو را نابود می کند و معادله را برعکس می نماید به جای این که نصارا به تو جزیه بدهند تو باید به آن ها جزیه بدهی. قاعده همین است.

 اما، نصرانیها به این تعهد خودشان هم عمل نکردند و زمانی که مسلمین با هم دچار تفرق، درگیری و حتی متحد شدن با نصارا بودند نصرانیها توانستند با اتحاد سه پادشاهیِ کاستیل، لئون و آراگون  قدرت بزرگی را به وجود بیاورند و مسلمین متفرق، ذلیل، بی ابهت، سست و ضعیف را که در حال نبرد داخلی و خوشگذرانی بودند را نابود کنند. کفار با وحدت، قدرت پیدا کردند و مسلمین با تفرق، ذلیلی و ضعف را انتخاب نمودند و الله تعالی سنت خودش را عوض نمی کند.

در هر صورت، هزاران مسلمان اندلس قتل عام شدند و هزاران نفر دیگر به سمت شمال آفریقا فراری گشتند. اما، آندسته از مسلمینی هم که نصارا را در اندلس علیه مسلمین حمایت کرده بودند یا نکرده بودند و بی طرف مانده بود و فرار نکرده بودند، زمانی که نصارا قدرت گرفتند و پایه هایشان را قوی کردند دادگاههای انگیزاسیون و تفتیش عقاید تشکیل دادند و با تشکیل دادگاههای انگیزاسیون و تفتیش عقاید، این مسلمانان به صورت عمومی مرتد شدند، حتی باور کنید نصارا به مرتد شدن این ها هم قناعت نکردند. بعدها همین جمعیت انبوه مرتدین هم به بهانه ی اینکه قبلاً مسلمان بوده اند و خون مسلمین در رگهایشان است توسط نصرانیها قتل عام شدند و ریشه ی چند صد ساله ی مسلمین در این دیار خشکیده شد.

در یکی دو قرن اخیر هم افراد زیادی در میان قوم خود باعث ارتداد عمومی ملت و قوم خود به دین سکولاریسم ومذاهب مختلف آن چون لیبرالیسم، سوسياليسم، سوسيال دموكراسی، ليبرال دموكراسی، كمونيسم و غیره شده اند.هم اکنون این ها قدرت گرفته اند و مُد مُد اینهاست و یهود و نصارا چنان تأثیری ندارند. استثناهای خیلی نادری هستند. در یکی دو قرن گذشته بلای ویرانگر برای کفار اهل کتاب و حتی شبه اهل کتاب و تمام فرق اسلامی که همه را فلج کرده دین سکولاریسم  و سکولاریست ها هستند.

(ادامه دارد…….)


[1]– ابن تیمیه، الإیمان،ص 281 

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(63- قسمت)

به همین ترتیب، ارتدادهای عمومی زیادی در تاریخ اسلام رخ داده است که نمی توان به همه ی آن ها در طول این 14 قرن اشاره کرد. برای نمونه می توان به ارتداد عمومی در خراسان توسط سنباد خرم دین و مزدکی (که آن ها عقاید اشتراکی یا به قول امروزی ها، سوسیالیستی داشتند و ارتداد عمومی در خراسان توسط آن ها انجام شد)، و استاذ سیس که خود را موعود زرتشت قلمداد می‌کرد و ادعای پیامبری داشت و در صدد بود که آیین زرتشتی را با برخی اصلاحات احیا کند در خراسان ظهور کرد و ارتداد عمومی به راه انداخت؛ یا می توان به ارتداد عمومی در ماوراءالنهر توسط گروه سپیدجامگان مقنّع که ادعای پیامبری و سپس خدائی می کرد و تعالیم مزدک را در اشتراک مال و ثروت زنده می کرد اشاره نمود و پیروان همین شخص مزدکی مساجد را به آتش می کشیدند و زنان را می دزدیدند،همان کاری که حزب مسیلمه ی کذاب کُردها اوجالان دختران را در کردستان عراق و جاهای مختلف می دزدند. همه این را می دانند. مردم به نام پَک این ها را می شناسند. شواهد و دلایل زیادی وجود دارد که این ها ادامه دهندگان راه همان مزدکیان سابق هستند. سرخ جامگان هم باز درخراسان، بانی یک ارتداد عمومی دیگری شدند که همان عقاید اشتراکی و اباحی گری مزدکی ها را با خودشان می آوردند، و تمام حرامهای اسلام رابرای خودشان حلال و آزاد کرده بودند و از هیچ چیزی که دلشان می خواست ابائی نداشتند. بروید همین الان هم پرچم ها و نمادهای به اصطلاح همجنس بازان را نگاه کنید در میان احزاب سکولاریست و مرتد کردستان، بروید نگاه کنید و تحقیق کنید. در راهپیمایی های همجنس بازها، با پرچم های آن ها و با رسمیت بخشیدن به اباحی گری ها در میان گروه های خودشان و در سرزمین هایی که تحت تسلط آن ها قرار گرفتند ادامه دهنده ی راه همین مزدکی ها هستند.

در آذربایجان و بخشهائی از کردستان ایران و ترکیه هم ارتداد عمومی توسط بابک خرمدین اتفاق افتاده بود. همان عقاید را داشت که الان همین دارودسته ی مافیایی اوجالان مسیلمه ی کذاب کردها همین عقاید را با خودشان تحت عنوان آزادی زنان، آزادی جنسی، آزادی … با خودشان حمل می کنند. بابک خرمدین در بخش هایی از کردهای ایران، ترکیه و آذربایجان قیامی را شروع کرد که مدت 20 سال طول کشید که این هم باز همان عقاید مزدکیان در اشتراک در ثروت و زنها و غیره را ترویج می کرد. چیزی شبیه همین که کمونیستهای امروزین چون کومله ها، مسلیمه ی کذاب کُردها اوجالان و دیگران آن را تبلیغ می کنند.

بدون شک، مثل همین بابک خرمدین که در خراسان و جاهای دیگر به مدت 20 سال این کار را کرد، قاضی محمد هم بنیانگذار اولین حزب سکولار و کفری در کردستان در قرون گذشته، کسی بود که جریان ارتداد عمومی در این مناطق را به راه انداخت و هم اکنون اوجالان، مسیلمه ی کذابی است که اسباب ارتداد عمومی در بخش عظیمی از جمعیت کُردهای مسلمان را به همراه سایر گروه های سکولار چپ و لیبرال فراهم کرده است، این غیر قابل کتمان و پوشاندن است. کسی نمی تواند آن را بپوشاند. ارتداد عمومی واقعیتی است که این ها از دهه های گذشته تاکنون شروع کرده اند، کسی نمی تواند آن را در میان کردها انکار کند.

در طبرستان هم مازیار بن قارن، باز همان باورهای خرم دینان و مزدکی های اشتراکی را بانی ارتدادی عمومی در میان مردم این منطقه کرد، و مثل قاضی محمد کردها، او هم بنیانگذار و بانی ارتداد عمومی در طبرستان شد. به آفرید و اسحاق ترک هم با برگشت به زرتشتی گری هر یک به نوبه ی خودشان بانی ارتداد عمومی در مناطق تحت نفوذ خودشان در خراسان شدند.

اکثر این ها مربوط به زمانی بود که خلاء قدرتی بین نابودی امویان تا قدرت گیری عباسیان به وجود آمده بود. همین گروهها با قدرت گیری حکومت عباسیان دوباره به روش منافقین برگشتند، و در مواردی در گروههای غلاتی خزیدند که نقاب اسلامی به چهره داشتند و گروههایی چون قرامطه، علی اللهی های کرمانشاه، یزیدی های عراق و غیره را به وجود آوردند،ع لوی های اطراف درسیم و … را به وجود آوردند و باز این ها به شیوه ای دیگر، نوعی ارتداد عمومی را در بخشی از مسلمین به وجود آوردند که بخشی از هورامی های ما هم از این مصیبت در امان نماندند و هم اکنون هم عده ای ناچیز و اندکی از آن ها هنوز بر باورهای غلات علی اللهی باقی مانده اند.

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(62- قسمت)

 چرا جرمی اجتماعی است؟ چون، زمانی که شخص آشکارا و علنی مرتد میشود مجرمی است که آشکارا به حقوق معنوی و ایمان و باورهای سایر مسلمین صدمه زده است. به او گفته شده اجباری در داخل شدن به اسلام وجود ندارد«لا اکرَاهَ فِی الدِّین»، «فی»در داخل شدن به دین اجباری وجود ندارد اما، اگر وارد شدی دیگر نمی توانی خارج شوی، نمی توانی هر کاری را به میل خودت انجام دهی. یکی از دلایل این شرط این است که خروج از دین اسلام برای مسلمین ایجاد شبهه می کند و جنگی روانی را در تضعیف صف مسلمین و تقویت جبهه ی کفار آشکار به راه می اندازد، و بر ایمان و اراده ی مسلمین تأثیر منفی می گذارد به نفع دشمنانشان. مثل کسانی که یک قراردادی با تو بسته اند و وسط کار یک دفعه زیر همه ی شروط موجود در قرارداد می زنند و دنبال کارشان می روند. چنین کاری به شما صدمه می زند. حالا ممکن است در کاری که شما انجام دادید یک نفر برود که صدمه ی آن کمتر است اما، ممکن است همه زیر همه چیز بزنند و همه بروند که قطعاً صدمه ی آن بیشتر است.

در این صورت، ارتداد هم ممکن است به صورت فردی و موردی باشد، که خطر کمتری برای مسلمین دارد و جاهایی هم ممکن است به صورت جمعی و فراگیر باشد که این ترسناكترين و مصيبت بارترين بلائی است که مسلمین یک مکان ممکن است به آن دچار شوند. بخصوص زمانی که این مرتدین صاحب قدرت و حکومت هم شوند.

در زمینه ی مرتد شدن عمومیِ دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها در زمان وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم شواهد زیادی وجود دارد، و این فراگیری به نحوی بوده که خیال می کردی کل عرب مرتد شده اند:

  • عمربن خطاب رضی الله عنه می گوید:”إنَّ العَرَبَ قَد ارتدَّت عَلَى أعقَابِهَا كُفَّارًا“به درستی كه عرب به عقب برگشتند و كافر شدند.
  • انس رضی الله عنه می گوید: “إرتَدَّت العَرَب” يعنی عرب مرتد شدند.
  • ابن كثير رحمه الله و ابن هشام رحمه الله از ابن اسحاق رحمه الله روايت كرده اند كه: “قبيله ی اسد و غَطفان در نجد به رهبری طُلَیحَةِ فرزند خُویلِد اسدی كه ادعای پيامبری می كرد مرتد شدند؛ و قبيله ی بنی حنيفه در يمامه به رهبری مسيلمه ی کذاب مرتد شدند، و قبيله ی تميم به رهبری سجّاح دختر حارث تميمی كه ادعای پيامبری می كرد و با مسيلمه ازدواج كرد مرتد شدند، قبيله ی فزاره هم به رهبری عُويينه مرتد شدند و قبايل ربيعه و بكربن وائل در بحرين به رهبری منذر فرزند نعمان مرتد شدند و قبايل كِنده در حضرموت به رهبری اشعث بن قيس كِندی مرتد شدند و مُزحج و در ميان آنها قبيله ی عناس و مراد در يمن به رهبری اَسْود عَنْسی كه قبل از وفات رسول الله صلی الله عليه وسلم به قتل رسيد مرتد شدند، و چند طايفه از سُويلم و قُضاعه هم مرتد شدند.

ابن اثیر می نویسد: «چون سپاه اسامه به فرمان ابوبکر عازم شد در هر قبیله ای به تمامی یا برخی از آنها مرتد شدند و به غیر از ثقیف و قریش سایر قبایل مرتد شدند».[1]همین مورخ اضافه می کند: «بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمانداران پیامبر از هر کران فرا رسیدند و گزارش می دادند که اعراب شورش کرده و مرتد شده اند».[2]

پس، این دلایل و دلایل زیاد دیگری به ما می رساند که چیز واضحی است که ارتداد عمومی در میان قبایل مختلف در انتهای عمر رسول الله صلی الله علیه وسلم و هنگام مرگ این بزرگوار رخ داده است. اما، این به این معنی نیست که کل قبیله یا قبایل یا مردمان آن سرزمین مرتد شدند، بلکه، در میان اکثر قبایل مؤمنین راستینی هم وجود داشتند که بر ایمان خود ثابت قدم مانده بودند اما، در هر صورت قدرت غالب و آشکار با مرتدین بود. رسول الله صلی الله علیه وسلم به ثابت قدمان قبایل نامه نوشت و دستور داد که در برابر این بلای فراگیر واکنش نشان دهند. ایرانیها در یمن بر ایمان خود ثابت قدم ماندند و توانستند اَسْود عَنْسی یکی از پیامبران دروغین را که بخشهای زیادی از یمن، بحرین و صحرای عربستان را اشغال کرده بود به قتل برسانند. ابوبکر رضی الله عنه هم همین شیوه ی نامه نگاری را با ثابت قدمان ادامه داد.

(ادامه دارد…….)


[1]– ابن اثیر، الکامل، ج 2، ص 342

[2]– همان، ص 343

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(61- قسمت)

بله، همین قدرت استدلال و همین قدرت عقیدتی مسلمین از یکطرف همه چیز را برای منافقین و سکولارزده ها روشن و واضح می کند و از طرف دیگر هیچ راه چاره ای جز فرار و جدا شدن از صف مسلمین برای سکولارزده ها باقی نمی ماند، چون می دانند تنها با زبان اسلحه و گلوله می توانند علیه مسلمین کاری انجام دهند و تنها با زبان اسلحه و گلوله می توانند بر مسلمین غلبه پیدا کنند نه با زبان دلیل، عقل و گفتگو. چیزی که همیشه به دروغ و برای فریب دیگران ادعای آن را دارند در حالی که از هر دلیل، عقل و گفتگویی بری هستند. به همین دلیل این ها هر فرصتی که برایشان پیش بیاید می خواهند از این تنگنایی که در آن قرار گرفته اند بیرون بیایند.

 این ها در هر فرصتی سعی می کنند از سفری که با مسلمین همراه بوده اند و به جلو رفته اند آگاهانه می خواهند که به عقب برگردند و تصمیم می گیرند که برگردند به عقب. مشخص است کسی که می خواهد برگردد می داند مقصدش کجاست و به کجا برمی گردد، درست است؟ مثلاً شخصی که قصد مسافرت دارد قطعاً می داند به کجا می خواهد برود و حتی وسیله ای که می خواهد با آن مسافرت کند را هم خوب تشخیص می دهد.

شخصی که می خواهد از دین اسلام دست بردارد و به وسیله ی گفتار یا عملی به کفر برگردد، می خواهد اینهمه مسافرتی که رفته دوباره به عقب برگردد، برای همین چنین شخصی آشکارا می داند به کجا می خواهد برگردد و با چه وسیله ای هم برمی گردد. وسیله اش را هم می داند، می داند اگر این حرف را بزند به عقب برمی گردد، همین وسیله ی او می شود یا فلان عمل را انجام دهد به عقب برمی گردد. هم می داند به کجا برمی گردد و هم وسیله اش را می داند که با چه وسیله ای می خواهد برگردد. مگر ممکن شما همین الان بخواهید از شهری به شهر دیگری بروید نفهمید که به کجا می خواهید بروید یا با چه وسیله ای می خواهید بروید؟ چنین چیزی غیر ممکن است. اینگونه باید مسأله ی برگشت و ارتداد واضح شود.

به عنوان مثال، اگر شخص مکلفی قصد مسافرت درون شهری داشته باشد و به اشتباه سوار اتوبوس و ماشین شهر دیگری شود، این شخص مکلف اشتباه کرده و می توان حرفش را قبول کرد و او را پیاده نمود. حتی اگر دروغ هم بگوید باز برای بار اول می توان حرفش را قبول کرد. اما، اگر دوباره سوار همان وسیله شد و قصد مسافرت داشت چطور؟ در این صورت، نمی توان حرفش را قبول کرد. چرا؟ چون این بار آگاهانه سوار شده و واقعاً قصد مسافرت به خارج از این منطقه با همین وسیله را دارد.

الله تعالی می فرماید: کسانی که قصد دارند به وسیله ی سخن یا عملی مرتد شوند، و با این دو وسیله مسافرت خودشان را از جامعه ی مسلمین به عقب شروع کرده اند و به عقب بر می گردند، آگاه هستند که دارند چکار می کنند، و از روی علم، آگاهی، عمد و اختیار اقدام به چنین مسافرتی می کنند؛ و نکته دیگر اینکه، همه آشکارا می دانند که چنین شخصی مسافرت کرده و از جامعه و محل و همسایگی آن ها به محل دیگری کوچ کرده، و این تغییر آشکاری که در زندگی شخص رخ داده را فهمیده اند؛ برای همین است که فهمیدن تغییر مکانِ آشکارِ محل زندگی این شخص نیاز به تخصص خاصی ندارد بلکه، برای باسواد و بی سواد، پیر و جوان ، زن و مرد و هر انسانی قابل تشخیص است که این شخص این محل را ترک کرده و به جای دیگری مسافرت و کوچ نموده است.

پس، در دنیا مرتد کسی است که، به صورت علنی و آشکار، با میل و اختیار خود از دین اسلام خارج می شود و به عقب برمی گردد و همه ی مسلمین این تغییر مکان را می توانند تشخیص دهند. و درمواردی هم که نیاز به تشخیص و قضاوت پیچیده و گذراندن شخص از مراحل چهارگانه دارد باز قضاوت در این زمینه که توسط متخصصین اهل فن با یقین انجام شده این افراد و متخصصین این امکان را به دیگران می دهند که دیگران هم این تغییر مکان را متوجه شوند. یعنی متخصصین اهل فن  با یقین این تغییر مکان را آشکار می کنند و آنوقت است که این تغییر مکان برای عموم هم روشن و آشکار می شود.

اگر چنین شخصی ارتداد خودش را علنی نکند و کسی از ارتداد او باخبر نشود، در دنیا مشمول حکم مرتدین نمی شود و کسی کاری به قلب و اعتقاد درونی او ندارد بلکه، ظاهر آشکار او معیار قرار می گیرد. چون ارتداد در دنیا فقط یک جرم درونی و کاملاً شخصی نیست بلکه، جرمی اجتماعی است و نیاز به قرائن ظاهری، دلایل و مستندات برای اثبات جرم دارد.

(ادامه دارد……)