
س: هدف امثال ابواعلی مودودی و سیدقطب از عیب گرفتن و طعن از صحابه ای چون معاویه رضی الله عنه چیست؟ آیا این توهین به مقدسات اهل سنت و خیانت به اهل سنت نیست؟آیا شایسته است کسی مثل سید قطب حضرت معاویه رضی الله عنه را مورد طعن قرار بدهد؟
(متن کامل مطلب)
ج: دقت کنیم در اینجا هدف گرفتن درس با مثالهایی است که ناگزیر از بیان آنهاهستیم نه عیب جویی و طعن زدن. اجتهاد اشتباه صحابه مثل اجتهاد خالد بن ولید در قتل بَنِي جَذِيمَةَ و اجتهاد اسامه بن زید و … باید بیان شود و از این اجتهاد و تاویلات اشتباه برائت شود تا تکرار نشود همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم از تاویل اشتباه خالد بن ولید برائت کرد و دوبار فرمود: اللَّهُمَّ إنِّي أبْرَأُ إلَيْكَ ممَّا صَنَعَ خَالِدٌ.[1]
یا رسول الله صلی الله علیه وسلم خطاب به اسامه بن زید گفت: «يا أسامةُ، أَقَتَلْتَهُ بَعْدَ مَا قَالَ: لا إلهَ إلَّا اللهُ؟!» آيا بعد از آنکه لا اله الا الله گفت، وی را کشتی؟ زمانی که اسامه اجتهاد و تاویل اشتباه خودش را در توجیه قتل این شخص بیان کرد رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «أَفَلَا شَقَقْتَ عَنْ قَلْبِهِ حَتَّى تَعْلَمَ أَقَالَهَا أَمْ لَا؟!»[2] آيا دلش را شکافتی و شق کردی تا بدانی از اين سبب آنرا گفته يا نه؟ اسامه می گوید: به اندازه ای رسول الله اين سخن را تکرار کرد که آرزو کردم کاش در آن روز اسلام می آوردم و پيش از اين روز مسلمان نشده بودم.
یا زمانی که قدامة بن مظعون جُمَحی، که از اصحابی بود که به حبشه هجرت کرد و در جنگ بدر و سایر جنگها در کنار رسول الله صلی الله علیه وسلم حضور داشت و دایی عبدالله و حفصه، فرزندان عمر خطاب و همچنین همسر صفیّه خواهر عمر بود با تاویل اشتباه از آیه ی : لَیْسَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِیمَا طَعِمُواْ إِذَا مَا اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّأَحْسَنُواْ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ(مائده/93) بر کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند ، گناهی به سبب آنچه نوشیدهاند متوجّه آنان نیست، اگر پرهیز کنند وایمان بیاورند و کارهای شایسته انجام دهند . بعد از آن پرهیز کنند و ایمان داشته باشند . سپس پرهیز کنند و همه کارهای خود را نیکو کنند، و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد؛ دچار گناه نوشیدن مسکرات شد و ضمن روشن کردن او توسط عمر بن خطاب حد بر او اجرا شد.[3]
الله تعالی نیز پاره ای از اجتهادات اشتباه پیامبران را در قرآن بیان کرده از نوح و یونس و ابراهیم و موسی بگیر تا پیامبر خاتم علیهم السلام و الصلاة. این عیبجویی از پیامبران و طعن زدن به آنها نیست بلکه گرفتن درس از آنهاست که الله تعالی تا روز قیامت از این اشتباهات پیامبران و اولیای خودش در کتابش محافظت کرده است و ما با قرآئت این آیات مثل سایر آیات ثواب و درس و عبرت می گیریم.
به عنوان مثال زمانی که ما در مورد نامشروع بودن دعا برای نزدیکان سکولار خود صحبت می کنیم مجبوریم به اشتباه سیدنا ابراهیم علیه السلام اشاره کنیم و بگوئیم: إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ (ممتحنه/4) یا زمانی که در مورد اهل دعوت و عدم فرار از دعوت صحبت می کنیم که فرار از دعوت ظلم است و شخص را جزو ظالمین قرار می دهد بخصوص زمانی که فرض عین می شود به داستان سیدنا یونس علیه اسلام اشاره کنیم تا مثل ایشان اشتباه نکنیم و جزو ظالمین نشویم که فرمود: لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ (انبیاء/87) اله برحقی جز تو نیست و تو پاک و منزّهی، من از جمله ستمکاران شدهام.
اصحاب و تابعین و سایر مومنین مجاهد نیز تابع همین قاعده هستند. ابن حجر عسقلانی رحمه الله می گوید: “اهل سنت بر این اتفاق کردهاند که کسی از اصحاب به خاطر آنچه از آنها سر زده نباید مورد عیبجویی قرار بگیرند”.[4] ما نه تنها از اصحاب بلکه از تمام اهل اجتهاد گذشته و حال هم عیب جویی نمی کنیم اما با این وجود ضمن رعایت احترام کامل و بیان اجتهادات اشتباه آنها، دیدگاه صحیح را نیز بیان می کنیم.
ادامه خواندن س: هدف امثال ابواعلی مودودی و سیدقطب از عیب گرفتن و طعن از صحابه ای چون معاویه رضی الله عنه چیست؟ آیا این توهین به مقدسات اهل سنت و خیانت به اهل سنت نیست؟آیا شایسته است کسی مثل سید قطب حضرت معاویه رضی الله عنه را مورد طعن قرار بدهد؟


