درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(75- قسمت)

تنها کسانی نمی توانند این تنوع رادر شورا قبول کنند که به نسبتهائی خودشان را به تکبر آلوده کرده باشند و روحیه ی عظمت طلبی را در خودشان مهار نکرده باشند. ما ديگر عاقل تر از آنی هستیم که  در طول اين همه سال تجربه جهادی و مبارزاتي جهان اسلام در گذشته و حال به اين امر واقف نشده باشيم كه دفاع از تفاسیر درون گروهی و جزئی خود، و مبارزه سرسختانه بخاطرآن، يكي از خصائص اصيل مسلمین شده، و بايد براساس رهنمودهای شورا و «اراده ی شورائی»خط مشي و سياست خودمان را  بطور مستقل تعيين کنیم و اجرا كنيم تا اینطوری امر جهاد و تکمیل ساختمان مجلس واحد شورای مجاهدین یا حکومت بدیل اضطراری اسلامی و «اراده ی شورائی»را به پیش ببریم و این ساختمان را کاملش کنیم به نحوی که این ساختمانم مکانی امن برای همه بشود .  

این ساختمان شورا و «اراده ی شورائی»که قراراست تکمیل بشود و همه ی تفاسیر و گرایشات و مذاهب فقهی سنتی و مدرن رادر خودش جا بدهد، و در نهایت با اجماع واحدش یک رای واحدی را به همه ارائه بدهد، نمی تواند از روحیه ی جناحي طلبي مذهبی و گرايشات ناسيوناليستي برخوردار باشد، بلکه بدون در نظر گرفتن جناح مذهبی یا نژاد خاصی، تنها به روحيه همكاري و همبستگي بين مؤمنين ارزش می گذارد، و به تجربيات ديگر جنبشهاي اسلامي احترام می گذارد، و ضروري می داند که از همه بیاموزد تا رای صحیح و مناسبی را ارائه بدهد. اینهم یعنی «اراده ی شورائی» و متحد شدن با يكديگر و همكاري بر اساس حقوق يكسان و تحكيم این حقوق و همکاری. 

 اين خط مشي نه تنها با جهاد و انقلاب و ساختمان سرزمين ما بلكه با خواسته هاي شوراهای محلی و منطقه ای ساير ملل اسلامي و حتی با خواسته های غير مسلمانان اهل کتاب و شبهه اهل کتاب هم که حول و حوش « أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآَمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» با ما هم مسیر شده اند كاملاً منطبق است. علاوه بر آن، جريان و سير تكامل اوضاع انقلابي جهان اسلام و يك سلسله وقايعی كه در این چند سال گذشته در جنبشهاي اسلامي اتفاق افتاده اند برای چندمین بار و به کرات و به وضوح نشان داده اند که اين خط مشي «اراده ی شورائی» و وحدت طلب ما كمكي است به بر طرف کردن مشكلاتي كه امروزه در جنبش اسلامي مسلمین به وجود آمده است، و کمکی است به رسیدن به  يكپارچگي واقعي و رسیدن به اجماع واحد و امت واحد و جماعت واحد، و راهکار عملی است برای خلاص شدن از تفرق و امتهای متعدد و جماعتهای متعدد.

حالا تا زمان تشکیل شورای اولی الامر موحد و بازگشت اجماع واحد و جماعت واحد باید چه طوری با اختلافاتی که حتمی هستند برخورد کرد؟ و از «اراده ی شورائی»مسلمین دفاع کرد؟  این اختلافات حتمی هستند، چرا؟ چون :

  • انسانها به اندازه ی عقل و علم و وسعتی که دارند در میزان درک و اجتهاداتشان دارای قوت و ضعفهای طبیعی هستند و تنها در شوراست که این ضعفها برطرف می شوند
  • علاوه بر این انسانها متناسب با نیازهایشان در حال پیشرفت غیر قابل انکاری هستند و نمی شود جلو این پیشرفت را گرفت برای همین متناسب با وضع موجود تفاسیر و برداشتهای مختلفی از منابع شرعی به وجود می آیند، که اینهاهم تنها در شوراست که یکی می شوند.
  • حالا اگر ابزار و وسیله ای برای هماهنگ کردن این نظریات مختلف و برداشتهای متفرق و تفسیرهای گوناگون وجود نداشته باشد پیدایش اختلاف امری حتمی و غیر قابل اجتنابی می شود، و هرگز نمی شود رای و تفسیر یکی را یا رای و تفسیر مذهب و حزبی را بر رای و تفسیر دیگران تحمیل کرد .

این همان کاری بود که امام مالك رحمه الله در برابر درخواست ابوجعفرمنصورعباسی انجام داد و راضی نشد به اینکه رای و مذهب او مذهب رسمي بشود و بر دیگران تحمیل بشود  و چنین کاری را مايه فتنه و تفرق بيشتر می دانست. امام شافعي رحمه الله هم به صراحت با درك درستي كه از اسلام و شورا داشت اعلام می کند كه «راي من درست است اما احتمال اشتباه نيز دارد و راي غير من به نظرم خطاست اما احتمال صحت را نيز دارد.» يعني آقا و خانم محترم ما حجت مطلق نيستيم، من بشري هستم با خصوصيات بشري كه يكي از ويژگيهاي اين بشر نسبي بودن انديشه و برداشتها و تفاسيرش است و تنها شورا و اجماع واحد آن است که برای آن عصر حجت مطلق می شود نه رای افراد مختلف .

در چنین شرایطی مهمترین وظیفه گرایش به تشکیل جبهه ی واحد با تمام اهل قبله و حرکت به سوی شورای واحد و«اراده ی شورائی» از کانال یکی از ابزارهای شرعی مجلس شورای مجاهدین یا حکومت بدیل اضطراری اسلامی است، در چنین شرایطی چون تنها از طریق وحدت و تشکیل شورا می شود به تقویت جبهه ی مسلمین کمک کرد باید قوی کردن جبهه ی اسلام از کانال یکی از این ابزارهای شرعی را بر«هر چيزي» برتري ببخشيم.

در اینجا تنها قوی کردن جبهه ی اسلام است که مهم است نه تمایلات و خواهشهای نفسانی و تکبر. زمانی که عمربن خطاب خالد بن وليد را از رهبري ارتش مسلمین عزل کرد بدون کوچکترین مخالفتی برای جانشین خودش ابوعبيده بهترين مشاور و نصيحت گر و مثل یک سرباز مطیع در برابر فرمانده ی جدیدش سمع و طاعه داشت . حالا فقط کافی است که بسیاری از دوستان کمی در ضعف ایمان خودشان شک کنند و از خودشان بپرسند در برابر نهی از تفرق و گرایش به وحدت و کسب عزت و قدرت حکومتی از کانال یکی از ابزارهای شرعی و«اراده ی شورائی» تا چه حد با اعمالشان نشان داده اند که صادق هستند و در راستای دستورات قانون شریعت الله در این زمینه حرکت می کنند؟ لازم است به خودشان بیایند و لحظه اي در اعمالشان شك کنند .

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(74- قسمت)

 با اين وجود، با قرنها تجربه و بیچارگی برای كليه مسلمين، امروز هم، در میان بعضی از جماعتهای اسلامی سرزمینهای مسلمان نشین، در بسياري از نقاط، هنوز پديده هائي وجود دارد كه نشان مي دهد برخي از فرق و تفاسير قصد دارند بينشها و خط مشي دروني خودشان روبر تفاسير و گرايشات ديگر تحميل کنند، و بر آنان فشار می آورند، و در امور فردي و شخصي آنان هم دخالت می کنند. چرا؟چون اين تفاسير نمي خواهند بينشها و خط مشي هاي فردي و دروني آنها را كه خيلي جزئي هم هستند یا ارتباطی به مسائل مشترک روز اهل قبله ندارند را بپذيرند.

 البته ملت مسلمان ما هم از اين قاعده مستثني نبوده و تجربيات تلخي داشته است . اما جنبش حرکت به سمت شورای اولی الامر ما و جنبش حرکت به سمت حکومت اسلامی علی منهاج النبوه ی ما که در کنار یکی از سه ابزارها و با رعایت پیش زمینه های وحدت آگاهانه، هدفمند و آگاهانه  چون «اراده ی شورائی»، ضامن تشکیل شورای اولی الامر جهانی و ضامن تولد دوباره ی امت واحد و جماعت واحد است،  لگد جانانه اي بر عناصر فرقه ساز فرقه پرست و ضد وحدت زده است، و تفكر و انديشه های مسموم و نامتعادل و نامیزانشان را از خودش دور کرده و بيرون ریخته است. چون در اين زمان ديگربا وجود تجربيات متعدد تلخ و وحشتناك گذشته و زمان حاضر تحملش برای جنبش بيداري اسلامي و شورای مسلمین دشواراست .

تفاسیر، مذاهب، جماعتها و گرايشات اسلامي مختلف بايد مشتركاً در پناه یکی از «سه ابزار» درمورد مسائل مهم كه مورد توجه همه آنهاست بر اساس ارزيابي و نتيجه گيري هاي مشتركي كه با هم در شورای واحد به توافق رسيده اند، تصميم بگيرند و عمل كنند، فقط اینطوری وحدت اراده و وحدت عمل تضمين می شود.

هيچ جماعت و گروه و تفسیر و برداشت تابع شورا حق ندارد كه در مناسباتش با گرايشات برادر به  ذهني گري  مبتلا بشود و سبكسرانه در مورد گرايشات اسلامي برادر قضاوت كند، و بخاطر اينكه تفسيري در امور فردي خودش به حرف آنها گوش نمي دهد و تفسیر و تأویل و نظرهاي ديگری از دين اسلام  دارد نسبت به او با پيش داوري برخورد کند و به «اراده ی شورائی» اهل قبله صدمه بزند.

هيچ جماعت و گروه و تفسیر و برداشت تابع شورا مجاز نيست رفتار و كردار تفاسير برادر را فقط از اين رو چون مثلاً با  نظر آنها توافق ندارد با  اسلام  متضاد تلقي كند. همچنين هيچكس حق ندارد و مجاز نيست كه بر تفاسير و گرايشات برادري كه در پاره اي از مسائل جزئي فردي موضع مستقلي دارند از روي هوي و هوس برچسب بزند. برخي به جریان وحدت طلب جنبش شورائی مسلمین و به برخي از تفاسير اتيكت هائي مثل خوارج، تکفیری، رافضی، مرجئه، صوفیگری و غیره  مي زنند، كه اينها لاطائلات و اراجيفي بيش نيستند. که در درس قبلیمان در مورد درجه بندی دشمنان به علت و چرائی پیدایش این برچسبها اشاراتی کردیم .

در این صورت جنبش حرکت به سمت وحدت و حرکت به سمت تکامل شوراها تا شورای اولی الامر جهانی و اجماع واحد و امت واحد و جماعت واحد اسلامي قاطعانه  تنها از «اسلام» و«اراده ی شورائی» تحت پوشش ابزارهای شرعی حکومت بدیل اضطراری اسلامی یا ابزار مجلس شورای مجاهدین دفاع مي كند، از اين رو ما مسلمين عليه تمام نگرشها و دیدگاههای منحرف كننده و رنگارنگ به پا خاسته ايم و عليه آنها جهاد و مبارزه مي كنيم.

هيچ جماعت و گروه و تفسیر و برداشت تابع شورا نبايد اغراق كنند و تمام آن چیزی كه خودشان انجام مي دهند را درست بدانند و آنچه ديگران انجام مي دهند را نادرست بدانند.  بين مجاهديني كه برای امر مشتركي جهاد و مبارزه مي كنند نبايد چنين نمودها و نشانه های بسيار ناسالم را تحمل كرد. راهنماي كليه مسلمين جهان  قرآن، سنت صحيح وشورای اولی الامر واحد جهانی است.

 با وجود اين، بدليل عدم وجود شوراي اولي الامر جهاني اسلام و به دلیل نبود اجماع واحد ناشی از این شورا، آنان مي توانند كم و بيش تفاسير مختلفی در مورد اين يا آن مسئله ی جزئي داشته باشند. ولي در اين موارد هم باز لازم است که نسبت به هم با حسن تفاهم روبرو بشوند، و صادقانه مسائل را مشتركاً مطرح کنند  و برای يكپارچگي تلاش کنند. چنين رفتاري يك وظيفه ديني است كه كليه مسلمين بايد نسبت به همدیگرو پاسداری از «اراده ی شورائی» تحت پوشش یکی از «سه ابزار»ها ی شرعی رعایتش کنند.

ما نمي خواهيم در طرف كسي قرار گيريم. اگر كسي از ما بپرسد شما در كدام طرف  قرار گرفتید؟ پاسخ می دهیم: ما در موضع اسلام و در موضع جهاد اسلامی و حرکت به سمت تشکیل شورای اولی الامر جهانی و امت واحد و جماعت واحد از کانال یکی از سه ابزار شرعی قرار داريم، و بر اين باوريم كه يك خط مشي يكسان و همگون  در شورا و «اراده ی شورائی» به هيچ وجه تنوع برداشتها و تفاسير را نفي نمي كند.

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(73- قسمت)

خوب، با این نگرش شرعی، حالا در وضع موجود، چه ما از قدرت حکومت بدیل اضطراری اسلامی برخوردار باشیم و چه از این نعمت محروم باشیم و مجلس شورای مجاهدین داشته باشیم، در هر دو حالت نکته ای که لازم است در داخل شورای تحت حاکمیت این دو ابزار به عنوان یک تجربه ی تاریخی ارزشمند به آن اهمیت عملی داده بشود که از لوازم تأمین «اراده ی شورائی» به عنوان یکی دیگر از پیش نیازها و مقدمات وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی در کنار تقویت و پشتیبانی از رهبریت از طریق یکی از ابزارهای سه گانه مطرح می شود، «استقلال درون گروهی» تفاسیر ومذاهب اسلامی در امور شخصی خودشان است .

تا زمان رسیدن به اجماع واحد و امت واحد و جماعت واحد مسلمین تكيه كردن گرايشهاي مذهبي و تفسيري بر استقلال فكري محدود خودشان يكي از مسائل مهم جنبش اسلامی است. تنها زمانی كه استقلال كليه گرايشهاي تفسيري و فقهی از دين اسلام تضمين بشود، آن زمان است که هر فرقه و مذهب و گروه و يا حزبیمی توانددر روند اتحاد با خيزش توفنده اسلامي ياري برساند و به تحقق وعده های الله و نزول نصرت و پيروزي سرعت ببخشد.

استقلال در انديشه و آزادي در بيان در چارچوب شورا و حفظ «اراده ی شورائی»حق قابل احترام و  خدشه ناپذير هر يك از گرايشهاي اسلامي است و هيچ كس حق ندارد به آن تعرض كند. هر تفسيري هم به سهم خودش مؤظفه به استقلال ساير تفاسير اسلامي احترام بگذارد. احترام گذاشتن به استقلال در انديشه و آزادي در بيان در چارچوب شورا شرط مقدم و مبناي «اراده ی شورائی»،يكپارچگي مسلمين و همكاري بين آنهاست، امر يكپارچگي و همكاري بين تفاسير برادر فقط زمانی مي تواند واقعاً اختياري، پايدار و صميمانه باشد كه كلية تفاسير و گرايشهاي مذهبي متقابلاً استقلال يكديگر رارعايت كنند. اگر اين اصل اساسي زير پا گذاشته بشود مسائل بغرنجي بين تفاسير برادر بوجود مي آيد. و «اراده ی شورائی» ويكپارچگي جنبش اسلامي از بين می رود، و مشكلات جدي بر سر راه جنبش پيشرونده بيداري اسلامي از آن سه ابزار و سه کانال شرعی حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا حکومت بدیل اضطراری اسلامی یا مجلس شورای مجاهدین به وجود می آید .

در همین سالهایی که در آن هستیم و در چند سال گذشته و شايد هم بشود گفت و قطعاً درست است، در قرنهاي اخير در جنبش اسلامي اين اصل در روابط بين تفاسير اسلامي زيرپا گذاشته شده است. برای همین درجنبش بين المللي و حتي منطقه اي اسلامي مسائل بغرنجي ظاهر شده، و موانع جدي بر سر راه تحقق بخشيدن به امر يكپارچگي فرق و تفاسير برادر بوجود آمده است، و مستقیما «اراده ی شورائی» و کانالها و ابزارهای حکومت اضطراری اسلامی یا مجلس شورای مجاهدین را در برابر خطرات داخلی و خارجی غیر قابل انکار، ضعیف، ناتوان و حتی سست و بی ابهت کرده، و محرک دشمنان برای گسترش جنایات و تجاوزاتشان بر سرزمینهای مسلمین شده است .

كليه گرايشات و تفاسير اسلامی که به کانالهای سه گانه به عنوان تنها ابزارهای قدرت عمده در برابر دشمنان عمده اعتقاد و یقین دارندبايد به عنوان یک پیشنیاز وحدت آگاهانه و هدفمند حرکتی به «اراده ی شورائی» و متقابلاً به همدیگراحترام بگذارند، و در اين راستا «موضع  تساوي حقوق» بگيرند، یعنی آنها حقی را که برای خودشان روا می دانند، برای سایر اهل قبله هم روا بدانند، و همه با حقوقي يكسان همچون دیواری پولادین به  اسلام ياري برسانند.

در اینجا و با وجود اینهمه فرقه و تفسیر و مذاهب سنتی و مدرن باید فهمیده باشیم که تنها راهنماي كردار و رفتار مسلمين اسلام است. و خط مشي و سياست شورای مسلمین بر اساس كاربرد خلاق  اسلام با در نظر گرفتن شرايط خاص حوزه ی فعالیت این شورا تنظيم شده است. جز اين، براي ما ايدئولوژي، جهانبيني و تئوري رهبري دیگری نمي تواند وجود داشته باشد.

مومنینی که به اهمیت شورا و جایگاه شرعی «اراده ی شورائی» در پناه یکی از سه ابزار شرعی  پی برده اند، حق ندارند نسبت به دیگر تفاسير و گرايشات برادر رفتارهای اغراق آميز داشته باشند، و تفاسیر و انديشه هاي خودشان را بر ساير فرق تحميل کنند، و یا گرايش و تفسير ساير تفاسير و گرايشات را تحت فشار قراربدهند، يا اينكه در امور داخلي آنها دخالت کنند، چون تابع اراده آنان نيستند و از تفسیر خاص آنها پيروي نمي كنند.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(72- قسمت)

گاو سیاه و حنایی‌رنگ به شیر اجازه دادند تا دوست‌شان را تکه‌پاره کند. شیر بعد از دریافت مجوزِ قتل، با خیال راحت، و جلوی چشم دو گاوِ دیگر، گاو سفید را درید و شکمی از عزا درآورد، بدون این‌که خطری از جانب آن دو گاو دیگر او را تهدید کند.

چند روز گذشت و شیر دوباره گرسنه شد و به فکر شکار افتاد. پیش گاو حنایی رفت و گفت: رنگ من و تو نزدیک به هم است، اما این گاو سیاه، همانند لکه‌ای بزرگ از دور پیداست و محل اختفای ما را لو می‌دهد. اگر اجازه دهی من او را به قتل می‌رسانم تا محل اختفای ما کماکان از دیدِ شکارچی‌ها پنهان بماند.گاو حنایی اجازه داد و شیر، با خیال راحت شکم گاو سیاه را پاره کرد.

مدتی گذشت و شیر پیش گاو حنایی آمد و بدون مقدمه گفت: من آمده‌ام تا تو را بخورم! گاو حنایی گفت: مرا؟ شیر: بله تو را. گاو حنایی: پس اجازه بده تا قبل از کشته شدن فریادی بزنم و دلم را خالی کنم تا بغضم فرو نشیند. شیر: اجازه داری.گاو سه مرتبه با صدای بلند فریاد کشید: من همان‌روزی خورده شدم، که گاو سفید خورده شد. من همان‌روزی خورده شدم، که گاو سفید خورده شد. من همان‌روزی خورده شدم، که گاو سفید خورده شد. ألا إني أكلت يوم أكل الثور الأبيض.

علی بن ابی طالب رضی الله بعد از بیان این داستان، چنین نتیجه‌گیری کرد: “من همان روزی سست، ضعیف و بی‌کَس شدم که عثمان به قتل رسید.”[1] الا و انی لما وهنت یوم قتل عثمان .

بله، تمام مسلمین قدرت و هیبتشان در حکومتشان و رهبریت اسلامیشان خلاصه می شود، و این قدرت و هیبت است که در برابر کفار آشکار و پنهان و در برابر مسلمین نا متعادل و نامیزان باعث پیاده شدن فریضه ی ارهاب «تُرهِبونَ بِه‌ عَدُوَّ اللهِوَعَدُوَّکُم» به عنوان یک عامل بازدارنده می شود. تنها کافیه که ما در برابر دشمنان این قدرت حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا بدیل اضطراری اسلامی در برابر دشمنان الله و خودمان سکوت کنیم تا نتایج تلخ و ناگوارش را در آینده ای نزدیک خودمان و حتی نوادگانمان بچشند.

ما هم اکنون در برابر افراد نیستیم که قدرت اسلحه ی فردی ما معنی بدهد، در برابر یک گروه و دسته هم نیستیم که قدرت گروه و جماعت ما معنی بدهد، ما در برابر قدرت حکومتی و قدرت حکومتهای متحد دشمنان الله و خودمان هستیم و ما تنها در صورتی با وحدت پولادین به صورت صف واحدی در آمدیم و محبوب الله شدیم:  إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ . آنوقت است که الله ما را با وجود چنین قدرت منسجمی که با ایمان و صبر پشتیبانی می شود بر دشمنان کثیرمان پیروز می کند : كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ . در این صورت تنها راه و تنها کانال اجرای این قانون شریعت الله و این فریضه از طریق حکومت اسلامی یا بدیل اضطراری حکومت اسلامی است که بر اساس یکی از مذاهب اسلامی حکم می کند .

اگر این بدیل اضطراری هم وجود داشت تا زمانی که این حالت اضطرار از بین می رود باید از این ابزار به عنوان تنها ابزار استفاده کرد و دچار تفرق و تک روی نشد و صبر کرد. بله اینجا صبر معنی می دهد. اینجا صبر برای یک موحد بسیار تلخ تر از هر چیزی است، اما تنها کانال اجرا کردن قانون و فریضه ی ارهاب دشمنان با اسلحه همین است، و باید تا اصلاح این حکومت بدیل اضطراری اسلامی یا ارتقاء آن به حکومت اسلامی با کیفیت تری صبر کرد، و با صبر خود و پرهیز از تفرق و تک روی از الله و رسولش اطاعت کرد: وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ .

قبلا عرض کردیم که کسی چون صلاح الدین ایوبی هم از این بدیل اضطراری اسلامی در برابر صلیبی ها به عنوان یک سنگر استفاده کرد و مدت 19 سال وزارت حکومت فاطمیان شیعه مذهب مصر را قبول کرد. علت همکاری مسلمین با بنی امیه و بنی عباس و عثمانی ها هم بر علیه کفارهمین بود . علت همکاری با جماعتهای اهل بدعت حنفی دیوبندی در جنگ با کمونیستهای شوروی همین بود،علت همکاری با حکومت پر از بدعت گروههای محلی طالبان بر علیه آمریکا و متحدینش هم همین بود. علت همکاری ابن تیمیه با حکومت وقت در مبارزه با مغولهاهم همین بود. اینان کلا بدیل های حکومت اسلامی هستند که باید در صورت اضطرار با قدرت اسلحه ی چنین حکومتهائی دشمنان آشکار و پنهانِ الله و خودمان را بترسانیم، و آینده را ببینیم و مطمئن باشیم که سکوت و بی تفاوتی ما در برابر کسانی که حاکمیت اسلامی موجود را به حکومت اسلامی تری ارتقاء نمی دهند بلکه اورا به سمت حاکم کافر سکولار و مرتدین محلی سوق میدهند خیانت آشکار و ظلم آشکاری به خودمان و تمام آیندگانی است که تحت حاکمیت این حکومتهای کافر یا مرتد دچار انواع مفاسد و ظلمها و جنایات می شوند.

(ادامه دارد……..)


[1] ابن ابی شیبه، المصنف، (متولد 159 قمری- وفات 235 قمری) باب 3، کتاب الجمل، شماره روایت 39088 صفحه  457؛ انتشارات : عربستان سعودی، جدة، شرکه دارالقبلة، / سوریه، دمشق، موسسه علوم القرآن، (1427قمری-2006 نصرانی) / قامت بطباعته و اخراجه: لبنان، بیروت، دارالقرطبه   / أنبأنا عبد الوهاب بن المبارك قال‏:‏ أنبأنا أبو الفتح أحمد بن محمد الحداد قال‏:‏ أخبرنا أبو بكر أحمد بن علي بن إبراهيم بن منجويه أن الحاكم أبا أحمد محمد بن أحمد بن إسحاق الحافظ أخبرهم قال‏:‏ أخبرنا عبد الله بن سليمان بن الأشعث قال‏:‏ حدثنا الحسين بن عرفة قال‏:‏ حدثنا عباد بن عباد بن حبيب بن المهلب بن أبي صفرة عن مجالد بن سعيد عن عمير بن زودي.

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(71- قسمت)

حتی اگر چنین حکومت اسلامی چون حکومت خلفای راشدین وجود نداشت و بدل اضطراری اسلامی آن وجود داشت مثل تمام حکومتهائی که پس از خلفای راشدین بر مسلمین بر اساس فقه خاص اسلامی حکم رانده اند، باز قدرت و اسلحه ، در برابر حکومت دشمنان، تنها و تنها با حکومت معنی می دهد،  و این حکومت هم تنها و تنها با وحدت به وجود می آید، برای همین است که الله تعالی برای حفظ این وحدت راهکارهائی را ارائه داده است . مثل دشمن شناسی شرعی و درجه بندی دشمنان؛ دشمن ها هم تمام تلاششان بر این است که این وحدت را به هم بزنند و تفرق رابه جایش بگذارند که نتیجه ی قهری آن نابودی قدرت حکومتی است و اولین اقدامشان برهم زدن درجه بندی دشمنان از طرق منافقین و سکولارزده ها و علمای سوء و الرویبضه و مسلمین نامتعادل و نامیزان بوده است. حتی در موارد زیادی خود مسلمین نامتعادل و نامیزان بدون دخالت دشمنان اهل قبله خودشان داوطلبانه و ناخواسته کارهائی را انجام داده اند که انگار طبق نقشه ی این دشمنان اهل قبله در حرکت اند و تمام ثمرات این کارهای این برادران نامتعادل و نامیزان ما به دشمنان ما و خودشان رسیده است .

دشمنان اهل قبله نمی خواهند مسلمین به قدرت حکومتی دست پیدا کنند و اگر هم دست پیدا کردند تمام تلاششان این است که آن را با تفرق نابود کنند. برای همین است که الله تعالی تفرق را یکی از صفات مشرکین و سکولاریستها می داند و مسلمین را از چنین شرکی برحذر می دارد : وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ * مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا ۖ كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ  (روم/31-32) و باز سفارش می کند که :وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (انعام/153)‏ این راه (که برایتان بیان کردم) راه مستقیم من است از آن پیروی کنید و از راههای ( باطل) پیروی نکنید که شما را از راه خدا پراکنده و متفرق می‌ کند . اینها چیزهائی است که خداوند شما را بدان توصیه می‌کند تا پرهیزگار شوید.‏

حالا اگر کسی این دستورات صریح الله را گوش ندهد و خودش را به بلا و شرک تفرق گرفتار کرد، در این صورت  الله تعالی تفرقه گرا را در هیچ چیزی با پیامبر نمی داند: إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینَهُمْ وَکَانُواْ شِیَعاً لَّسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَفْعَلُونَ ‏(انعام/159) بیگمان کسانی که دین خود را پراکنده می‌دارند و دسته دسته و گروه گروه می‌شوند تو به هیچ وجه از آنان نیستی و (حساب تو از آنان جدا و) سروکارشان با خدا است و خدا ایشان را از آنچه می‌کنند باخبر می‌سازد.

در این صورت پس از ایمان به عنوان یک قدرت درونی، وحدت شاه کلید قدرت دنیویه که در صورت تفرق و بدون آن با وجود پیشرفته ترین اسلحه ها و با شهامت ترین انسانها باز نتیجه ای غیر از فشل و بی ابهتی و ذلیلی در بر نخواهد داشت.  یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْکُرُواْ اللّهَ کَثِیراً لَّعَلَّکُمْ تُفْلَحُونَ ‏* وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ ‏(انفال/45-46) ‏ای مؤمنان! هنگامی که با گروهی روبرو شدید، پایداری نمائید و بسیار خدا را یاد کنید تا پیروز و رستگار شوید .‏و از خدا و پیغمبرش اطاعت نمائید و کشمکش می کنید،  (که اگر کشمکش کنید ) درمانده و ناتوان می‌شوید و شکوه و هیبت شما از میان می‌رود (و ترس و هراسی از شما نمی‌شود) . صبر کنید که خدا با صبر کنندگان.‏

اجازه بدهید یک تمثیل و روایتی از سیدنا علی بن ابی طالب رابرایتان تعریف کنم تا متوجه بشویم که تفرق چگونه دامنگیر همه می شود، و ترو خشک را با هم می سوزاند، حتی آنهایی را به کام خودش فرو می برد که در این جریان تفرقی که توسط برادران نامتعال و نامیزان ما یا منافقین و سکولار زده ها و حتی دستهای خارجی به وجود آمده  است بی طرف بودن و تنها نظاره گر بودند:

عمیر روایت می‌کند:  روزی از روزها  علی رضی الله عنه داشت برای ما سخنرانی می کرد. در حین سخنرانی خوارج سروصدا کردند و نظم جلسه را بر هم زدند و علی مجبور شد که سخنرانی را قطع کند و از منبر پایین بیاید.علی بن ابی طالب رضی الله به خانه رفت و ما نیز به دنبالش رفتیم. ایشان ناراحت و گرفته بود و گفت: آیا می دانید که مثال من و شما و قتل عثمان مانند سه گاو و شیری است که  در جنگلی زندگی می کردند؟ 

به دنبال این ادامه داد: یکی از این گاوها سفید، یکی سیاه و دیگری حنایی بود. هرگاه شیر می‌خواست بر گاوها حمله‌ور شود آن‌ها دست‌به‌دست هم می‌دادند و همانند یک جسم واحدی جلوی شیر را می‌گرفتند و شیر نمی‌توانست هم‌زمان بر سه گاو حمله کند.

شیر به فکر چاره‌ای افتاد تا اتحاد و هم‌بستگی‌شان را در هم بشکند و از بینش ببرد؛ بنابراین پیش گاو سیاه و حنایی‌رنگ رفت و به آن‌ها گفت: این گاو سفید با آن رنگِ روشن و درخشانش، از فرسنگ‌ها دورتر به چشم می‌آید و این مسئله منجر به کشف محل اختفای ما توسط انسان‌ها می‌شود. و هنگامی که محل پنهان‌شدنِ ما لو برود همه‌ی ما نابود خواهیم شد، پس به من اجازه دهید تا شرّ این گاو سفید را از سرمان کوتاه کند و انگهی با خیال راحت، در کنار هم، و بدون این‌که خطری ما را تهدید کند، در این جنگل، با امنیت تمام زندگی می‌کنیم.

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(70- قسمت)

مساله ی اشتباه دیگری که عده ای درآن افتاده اند این است که خیال می کنند هر کسی با آنها بجنگد حتما کافر یا مرتد یا خوارج  و صحوات و مزدوراست. در حالی که اینطوری نیست، و ممکن است به دلایل دیگری چون بغی با شما وارد جنگ شده باشد، یا اجتهاد غلطی کرده باشد، و به خاطر ایمان و اسلام با شما نجنگد، در هر صورت این جنگش باعث نمی شود صفت ایمان و اسلام را از او بگیرید: وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا (حجرات/9) هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به جنگ پرداختند، در میان آنان صلح برقرار سازید  .

در هر صورت روش شرعی تعامل و برخورد با اهل قبله هم یکی دیگر از پیش زمینه ها و مقدمات ضروری وحدت اگاهانه، هدفمند و حرکتی است که باید مثل بقیه ی پیش زمینه ها و مقدمات توسط مجاهدین فرقه ی ناجیه رعایت بشود.

یکی دیگر از پیش شرطهای وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی «اراده ی شورائی» است . «اراده ی شورایی» به معنی قبول و پذیرش تنوع آراء، برداشت ها و تفاسیر درون شوراو تسلیم رای واحد شورا شدن است.

یعنی شورای مسلمین باید قبول کند که در درون اعضای شورا اختلاف نظر و تنوع برداشت ها، متناسب با علم نسبی و پیشرفت های فکری انسان ها برای پیشرفت و ترقی مداوم و پیوسته، وجود دارد و زمانی که شورا هم با اجماع واحداش رای خودش را صادر کرد اعضاء باید بپذیرند که باید تابع رای واحد شورا از کانال رهبریت و امیر باشند هر چند که مخالف رای آن ها باشد. تنها در پیش گرفتن این روش جهادی و مبارزاتی است که از دو بیماری حذف گرایی کور و انحصار گرایی جاهلانه، و در نهایت تفرقه و انهدامِ وحدتِ هدفمندِ اهل قبله جلوگیری می کند. تسلیم «اراده ی شورایی» شدن یعنی ضمانت یکی از پیش شرطها و پیش نیازهای وحدت اگاهانه هدفمند و حرکتی .

در درس گذشته مان در مورد دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان عرض کردیم که الله تعالی در مورد دشمنانی که آشکاراند و می شناسیمشان  و آن هایی که پنهان اند و نمی شناسیمشان امر می کند: وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ (انفال/60) برای (جهاد با) آنان تا آنجا که می‌توانید نیرو، قوت واسبهای ورزیده آماده سازید، تا با آن دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد .

در درس شناسائی منافقین و سکولار زده ها عرض کردیم که عامل «قدرت» نقش کلیدی و اساسی را در برخورد با این کفار پنهان داخلی که ما نمی شناسیمشان و تنها الله آن ها را می شناسد بازی می کند، حالا الله تعالی آشکارا و واضح بیان می کند که آن چیزی که کفار آشکار را کنترل و مدیریت می کند و در برابر کفار آشکار هم حکم بازدارندگی اصلی را دارد باز«قدرت» است، و امر می کند تا آنجایی که می توانیم خودمان را به آماده کردن و تهیه کردن این «قدرت»  مشغول کنیم  تا با این «قدرت» هم دشمنان آشکار و شناخته شده را بترسانیم و هم دشمنان ناشناخته و پنهان را که تنها الله آن ها را می شناسد .

اما چه «قدرت»  است که اینان را می ترساند؟ قدرت علمی است؟ قدرت فرهنگی است؟ قدرت اقتصادی است؟ یا …؟ اجازه بدهید رسول الله صلی الله علیه وسلم جواب بدهد: رسول الله صلی الله علیه وسلم برای اینکه عده ای الرویبضه و علمای سوء نیایند معنی قوت و نیروی خواسته شده در آیه را به چیزهای دیگری تفسیر و تأویل کنند می فرماید: “أَلا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ،أَلا إِنَّالْقُوَّةَ الرَّمْيُ، أَلا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ[1]آگاه باشيد كه منظور از قوت تير اندازی است. آگاه باشيد كه منظور از قوت تير اندازی است، آگاه باشيد كه منظور از قوت تير اندازی است .

در این صورت تنها دشمنان آشکار و پنهان الله و خودمان را تنها با قدرت اسلحه می شود ترساند، خوب،این دشمنی که روبروی ماست یک شخص است تا با قدرت شخصی آن را بترسانیم؟ آیا جماعت و گروه خاصی است که با قدرت گروه و جماعتی خاص آن را بترسانیم ؟ یا حکومت است؟ اگر حکومت نیست بلکه حکومتها هستند تنها و تنها با قدرت حکومتی است که می شود آن را ترساند نه با قدرت یک فرد مسلح یا گروه مسلحی .

راه رسیدن به این قدرت حکومتی هم از اتحاد و وحدت برای تشکیل حلف الفضول شهری و روستائی و محله ای شروع می شود تا به جماعت می رسد و تا به شورای مجاهدین می رسد و تا در نهایت به قدرت حکومتی اسلامی می رسد. هدف این است که تنها با این قدرت حکومتی است که می شود در برابر قدرت حکومتی دشمنان الله و خودمان و حتی قدرت منافقین و سکولار زده ها و آشوب طلبان مسلمان نامتعادل و نامیزان داخلی ایستاد.

(ادامه دارد…….)


[1]رواه مسلم

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(69- قسمت)

کسی که جاهلانه مرتکب جرم طرد چنین مومنین خطاکاری بشود در صدمه زدن به مسلمین و در خدمت به دشمنان آشکار و پنهان اهل قبله کار کرده است، و شکی نیست که انسان ظالمی است که طبق نقشه ی مشرکین و سکولاریستها و سایر دشمنان عمل کرده است. دقت کنید الله تعالی چه می فرماید: وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَیْکَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَیْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِکَ عَلَیْهِم مِّن شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظَّالِمِینَ‏(انعام/52-53)کسانی را (از پیش خود) مران که سحرگاهان و شامگاهان خدای را به فریاد می‌خوانند[« بِالْغَدَاةِ وَ الْعَشِیِّ» مراد، در همه اوقات است].منظورشان (تنها رضایت) او است . نه حساب ایشان بر تو است و نه حساب تو بر آنان است (و هرکس در گرو عمل خویش است). اگر (به حرف سکولاریستها درباره این گونه مؤمنان گوش دهی و از خود) آنان را برانی، از زمره ستمگران خواهی بود .‏

‏ ما حق نداریم چنین مسیری را که دشمنان ما و بخصوص دشمنان مشرک و سکولار ما رفته اند را برویم و باید : وَإِذَا جَاءکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنکُمْ سُوءاً بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ‏(انعام/54) هرگاه مؤمنان به آیات ما به پیش تو آمدند بدیشان بگو: سلام بر شما باد ! خداوند شما بر خویشتن رحمت واجب نموده است که هرکس از شما از روی نادانی و جهالت دچار عمل و کار سوء و بدی شد، ولی بعد از آن توبه کرد و اصلاح کرد (خداوند عذر تقصیر او را می‌پذیرد) چرا که او بخشنده ایست که رحم می کند.

در اینجا مهم نیست که این عمل سوء و زشت برادرمان در چه است، مهم این است که عمل سوئی را از روی جهالت انجام داده است، و وظیفه ی ما دادن آگاهی به سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم به او است تا زمینه های توبه ی اورا از این جرم برایش فراهم بشود و از این آلودگی عقیدتی یا رفتاری پاک بشود، و از این بیماری درونی یا ظاهری نجات پیدا کند .

وظیفه ی ما درمان و فراهم کردن اسباب و زمینه های نجات فقراء و بیماران است نه کشتن آنها و یا طرد کردن آنها . اگر ما دچار اشتباه طرد غیر شرعی مسلمین شدیم، و مسلمین را به دلیل جهالتشان از خودمان طرد کنیم، و جهالتشان در این جوامع جاهلی را اسبابی برای طردشان و تفرق بیشتر کردیم، و برایشان عذر به جهل در اعمال سوئی که انجام می دهند نیاوریم، آنوقت با این تفرق ویرانگری که تولید کردیم چه کسی از جانب الله پشتیبان ما خواهد بود؟ مگر الله تعالی بعد از نصرت خودش مومنین را از اسباب نصر قرار نداده؟ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ.چرا؟ مومنین بعد از نصرت الله بزرگترین اسباب قدرت گیری و نزول نصر و پیروزی هستند، ما در برابر این مسلمین جاهلی که به خاطر جهالتشان دچار اعمال سوئی شده اند طبق نقشه ی دشمنامان از کانال علمای سوء و الرویبضه و الائِمَّةَ الْمُضِلِّينَ و دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ عمل نمی کنیم، و طبق نقشه ی دشمنامان در طرد اینان و ایجاد تفرق پیش نمی رویم، بلکه از تاکتیک و سلاح مهم صبر در اصلاح این برادران مریض و آلوده مان و حفظ وحدتمان استفاده می کنیم، که صبر کار ساده ای هم نیست.بخصوص در وضع موجود اما قاعده همین است:رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ(اعراف/126)

ما در روش برخورد با برادران و خواهران مسلمانمان که دچار عمل سوء و اشتباهی شده اند به سبک صحابه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم  از يك تا هفتاد عذر و بهانه ی شرعی می آوریم . 70 یعنی خیلی زیاد و تا آنجایی که می توانیم. حالا اگر این عذرهای ما کافی نبودند می گوییم  شايد عذر ديگري هم داشته باشد و ما از آن بي خبر باشيم. این اسلوب یک مسلمان در برابر اشتباه یک مسلمان است . آن هم در کدام مجتمع؟ در مجتمع صحابه و عصر خلفای راشدین. حالا در این جامعه ی جاهلی و بیماری که حکومتهای طاغوتی و منافقین و سکولار زده ها و علمای سوء و الرویبضه با حمایت کفار اشغالگر خارجی و آنهمه رسانه ی ماهواره ای و کانالهای اجتماعی و آموزشی و غیره اینهمه آلودگی و بیماری تولید کرده اند باید چند عذر شرعی برای مسلمین بیاوریم .

نکته ی دیگری که عده ای از برادران درآن اشتباه می کنند این است که فرقی بین عمل مجرمانه ی شخص با خود شخص نمی گزارند. نمی توانند مثل برخورد رسول الله صلی الله علیه و سلم با اشتباهات اسامه بن زید و خالد بن ولید با مسلمین دارای عمل سوء برخورد کنند.  ما باید تنها از آن عمل آن خواهر یا برادرمان اعلام برائت کنیم نه از خودشان . ما زماني که برادر یا خواهر مومنمان را می بینیم که مرتکب عمل سوء و گمراهی شده اند نباید آن را بصورت مطلق گمراهش بنامیم . بلكه در همان موضوع ایشان را جاهل و گمراه می دانیم.  مثل اتفاقی که برای خالد بن ولید یا اسامه بن زید یا مقداد یا بلال در معاوضه ی محصولش رخ داد.

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(68- قسمت)

زمانی که ما همه ی اهل قبله را به وحدت و تمام غیر مسلمین مخالف با اشغالگران سکولار خارجی و مرتدین محلی را حول و حوش پیمانهائی با خود همراه می کنیم، و خواهان چنین وحدت فراگیری هستیم، هرگز به معناي تجمع نابخردانه و سازش بدون برنامه نيست. ما طرفدار آن هستيم كه با رعايت اصول اسلامي با نيروهاي ضد اشغالگر و ضد سکولار و ضد قانون شریعت الله همگام بشویم، و نيروها را در مبارزه عليه نيروهاي دشمنان مشترک و اصلی، و در پشتيباني از ستمدیدگان و كمك به آنهاو تحکیم عدالت اسلامی با هم متحد كنيم.

حتی ممکن است در جریان گسترش جهاد بر علیه دشمن اصلی ازعناصر ضد دشمن هم پشتيباني كنيم و  آنان را به حرکت بر علیه دشمن اصلی ترغیب کنیم. همان کاری که رسول الله با قبیله هایی چون خُزاعه بر علیه سکولاریستهای قریش کرد.

در اجرای این تاکتیکهای ضروری و لازم ممکن است بعضی از برادران نامتعادل و نامیزان ما قدرت هضم و درک آن را نداشته باشند و مرتکب گفتار یا اقداماتی احساسی و غیر شرعی بشوند، در این صورت اين ضرورت پيش می آید كه عناصر محدودبين، قاصر و يا افراطي و نامتعادل و حتی سازشکار را مورد انتقاد قراربدهیم، و اين خصلتهاي ناپسند آنها را طرد كنيم، و جریان جهادی مسلمین را با این انتقادات از بیماری و آلوده شدن به بیماریهای آنان واکسینه کنیم .

نکته ی دیگری که لازم است در روش برخورد صحیح با اهل قبله به عنوان یک پیش نیاز وحدت اگاهانه، هدفمند و حرکتی رعایت بشود مراقبت از چگونگی برخورد با علمائیه که گوشه گیری کرده اند، یا تنها به امامت و خطابه در حد اضطرار می پردازند، یا در معرض اکراه و اجبار قرار گرفته اند و چاره ای جز دفع افسد به فاسد ندارند.

در تمام این موارد و موارد مشابه که ممکن است یک مسلمان به دلیل نبود حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا به دلیل نبود حکومت بدیل اضطراری اسلامی و حتی تسلط علمای سوء و الرویبضه و منافقین و اهل بدعت بر نهادهای قدرت در جامعه در ظروف و شرایط زمانی و مکانی ویژه ای گیر کند که برای بعضی از ناظرین شبهاتی به وجود بیاید که نکند اینهم جزء همان افراد بیمار و دارودسته ی منافقین و سکولار زده باشد، قاعده کلی بر آوردن بیشترین عذرها برای مسلمان و تبرئه ی آن از جرم احتمالی از طریق شبهات و شک و شبه ست، و معیار سنجش برای آنانی که در مبارزه با جاهلیت حاکم گوشه گیری را انتخاب کردند هم این است که :مَن رَأى مِنكُم مُنكَرَاً فَليُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَستَطعْفَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَستَطعْ فَبِقَلبِه وَذَلِكَ أَضْعَفُ الإيمَانِ. [1]هر فردی از شما که کار گناهی را مشاهده کند بایستی با دستش مانع  انجام آن شود و اگر نتوانست  با زبانش مانع  آن گردد و اگر نمی تواند-حداقل- با قلبش- آن را انکار کند و به آن راضی نشود- و تنها صاحب ضعیف ترین ایمان است که تنها با قلب انکار می کند.

انکار با قلب یعنی مبارزه ی منفی، و در هر سه روش مبارزه با منکر،  کناره گیری و عدم همکاری با منکر و شخص مجرم وجود دارد .این قاعده ی کلی مبارزه در حالتهای عادی است، اما اگرشخص در حالتهای اضطرار قرار گرفت باید تابع قاعده ی «الضرورات تبیح المحضورات» شد. مثلا مسلمان مجبور بشود یک چیز بدتر را با یک چیز بدی دفع کند، برا ی از بین بردن یک چیز فاسد تری به چیز فاسدی چنگ بزند .

در این گونه مواردِ بسیار متعددِ اضطراری، و در چنین جوامع جاهلیت زده ای که ممکن است حد فاصل بین دارودسته ی منافقین و مومنین هم به هم بخورد، برای محافظت از مومنین به کوچکترین شبهات در رفع اتهام از مسلمین چنگ می زنیم، و به حسن ظن و گمان نیک بردن به مسلمین به عنوان یک واجب برای توجیه و تفسیر به سمت خوبی کارهای آنها چنگ می زنیم، و این کار را نوعی تقویت جبهه ی مومنین می دانیم.

 الله تعالی دوست دارد ما برای بنده هایش عذر بیاوریم و بنده هایش را با شبهات از جرم تبرئه کنیم : ادْرَءُوا الْحُدُودَ عَنِ الْمُسْلِمِينَ مَا اسْتَطَعْتُمْ[2] ما هم به خاطر دوستی الله و تقویت ایمانمان تمام کینه ها و تنفر های نابجا و خطواط الشیطان را دور می ریزیم و این کارها را می کنیم .مَنْ أَحَبَّ لِلَّهِ، وَأَبْغَضَ لِلَّهِ، و أَعْطَى لِلَّهِ، فَقَدِ اسْتَكْمَلَ الإِيمَانَ[3] آنکه به خاطر خدا دوست بدارد وبه خاطر خدا دشمن بدارد و به خاطر خداوند چیزی را ببخشد، ایمان وی کامل گشته است.» این هم تطبیق عملی و حرکتی بخشی از : «إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ » در زندگی دنیویمان است .

ما در پناه حکومت اسلامی علی منهاج النبوه یا بدیل اضطراری آن نیازمند تشکیل شورای اولی الامر منطقه ای و جهانی هستیم که مظهر و نماینده ی اراده ی تمام مسلمین و مستضعفین جهان باشد، و این را ضامن تشکیل و بقای امت، و این را ضامن حفظ و تقویت قدرت و پیروزی بر تمام دشمنان شماره 1و2و3و4 و اهل قبله ی مجرم می دانیم .

ما حق نداریم با اعمال جاهلانه ی خودمان اهل قبله ای که تنها برای رضایت الله آن را صبح و شام می خوانند از این اتحاد و این قدرت و این حرکت جهانی طرد کنیم و کنارشان بزنیم، هر چند که به دلایل مختلفی دارای عیبها و اشتباهات بزرگی هم باشند، ما پاسخگوی اشتباهات و عیبهایشان نیستیم، بلکه مسئول اگاه سازی آنها و فراهم کردن زمینه های توبه در آنها هستیم.

(ادامه دارد…….)


[1]صحیح  مسلم حديث ٤٩

[2]أخرجه الترمذي في كتاب الحدود، باب ما جاء في درء الحدود، برقم 1344، والبيهقي في السنن الكبرى كتاب الحدود، باب ما جاء في درء الحدود بالشبهات 8/238.

[3]الألباني في “السلسلة الصحيحة” 1 / 657 : أخرجه أبو داود ( 4681 ) و ابن عساكر في ” تاريخ دمشق ” ( 6 / 16 / 2 ، 9 / 396 / 2

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(67- قسمت)

اگر خواهان متحقق شدن این وعده ی الله هستیم، و اگر خواهان به تأخیر افتادن بیش از اندازه ی این وعده ها نیستیم که باعث دوام فقر و گرسنگی و تسلط دشمنان بر مسلمین می شود، باید شرایط، اسباب و پیش زمینه های تحقق این وعده و نصرت الله را فراهم  کنیم . 

زمانی که می دانیم شورا و وحدت ضامن حرکت ما به سمت جلو، و پیش زمینه ی کسب قدرت، و از اسبابهای مهم نصرت الله، و تحقق وعده های الله به حساب می آیند، دیگر مومنین نباید به خودشان اجازه بدهند که تنگ نظر باشند، بلکه باید تمام اهل قبله و تمام مخالفین دین سکولاریسم و تمام مخالفین مرتدین محلی را در شورای واحدی گرد هم جمع کنیم و با نیرویی عمده جهادی عمده را بر علیه دشمنان عمده گسترش بدهیم .

نکته ای که در اینجا لازم است به آن اشاره بشود این است که ممکن است افراد زیادی از مسلمین فریب کفار داخلی و منافقین را خورده باشند و تنها نظاره گر باشند، ما حتی الامکان باید سعی کنیم که اینا ن را حول و حوش « أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآَمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» به سمت خودمان بکشانیم، و با این مسلمین جبهه ی خودمان را گسترش بدهیم،ودربرابر، نیروهای فریب خورده و تحت فرمان اشغالگران سکولار جهانی و مرتدین محلی را حداكثر منفرد کنیم و ضربات مشتركي بر آنان وارد  کنیم.  اين است شيوه اساسي استراتژي و تاكتيك مؤمنين در حال حاضر.

بله، ما باید از ناچیز ترین امکانات هم استفاده کنیم، حتی ما می توانیم مثل عمر بن خطاب از خائنین و مرتدین عصر خودمان چون دموكراتهاي ليبرال يا نئوليبرال جدا از مردم، كمونيستها و خائنين مسلح و فكري كه در اختيار دشمن هستند، اما از خطاهاي سابق خود پشيمان شده اند و قصد دارند به نفع قانون شریعت الله و به نفع مردم و ناموس و وطن خود راه مبارزه مردمي را در پيش بگیرند، و از حق مسلم و قطعي ملت مسلمان خودشان پشتيباني كنند تا به این شکل جبران اشتباهات خودشان را بکنند، استفاده کنیم.

البته برخی از منافقین و سکولار زده هاهم ممکن است مجبور بشوند برای کسب منافع دنیوی و یا تحت فشار و تاثير افكار عمومي ملت خودشان و ديگر مؤمنين و يا مسلمين جهان به  جهاد اسلامی ملتشان ملحق بشوند، به هر حال علتش هرچه باشد باز ضرورت دارد که كليه ی اين نيروها را با درپیش گرفتن حذر کامل در مبارزه مشتركي عليه اين دشمن اشغالگر سکولار خارجی و مرتدین محلی تحت شورای واحدی متحد ساخت و جنگ را بر دشمن اصلی متمرکز کرد، همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم با بستن پیمانهائی با یهود مدینه و سایر قبایل و همراه کردن یا خنثی کردن منافقین و سکولار زده ها برای غلبه بر دشمن اصلی و تمرکز بر دشمن اصلی اتحادی فراگیر و قدرتی عمده علیه دشمن عمده فراهم کرد .

هر وقت كسي بخواهد خطاها و اشتباهات گذشته اش را دست كم در مورد مسئله قانون شریعت الله و ملت ستمديده خودش تصحيح كند بي ترديد امر خوبي است كه تنها می توانیم از آن استقبال کنیم، و هر وقت كسي حتي تحت تاثير افكار عمومي اجباراً ناگزير بشود عليه دشمن مشترک تمام شریعتهای آسمانی و مرتدین محلی و دشمن ملت خودش قیام کند، و از مسئله همنوعان به استضعاف كشيده خودش پشتيباني کند، و یا صرفا برای فراهم شدن «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآَمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» با اهل قبله متحد بشود باز در اينصورت هم به هيچ وجه زيان بخش نخواهد بود، همچنانکه نصرانیها با ارتش عمر بن خطاب رضی الله عنه در فتح فارس و روم  برای تأمین این موارد متحد شدند .

ما چاره ای نداریم جز اینکه در برنامه هایمان متناسب با وضع موجودمان و نیازهای روزمان تأمل و بازنگری کنیم، باید با برنامه ای سیتماتیک آنهائی را که به دلایلی از مبارزه اسلامي خودشان را كنار مي كشند با رفع شبهاتشان در اين مبارزه شركتشان بدهیم، و با آنهائی كه در اين جنبش عمومي و بنيادي دست روي دست مي گذارند فعالانه و به شیوه ای شرعی روبرو بشویم. ما تنها در جریان جهاد و مبارزه ی برای  بیرون راندن کفار اشغالگر سکولار خارجی و مرتدین و پس مانده های طاغوتی آنها، و در جریان تحکیم قانون شریعت الله و حرکت به سمت تکامل شوراها تا زمان رسیدن به شورای اولی الامر واحد و امت واحد و جماعت واحد است که می توانیم مرز بين يك مجاهد ومبارز واقعي ويك پندارباف حقه باز سخن سرا و مرز ميان اسلام و غير اسلام را آشکار تر کنیم.

در جريان جهاد و مبارزه واقعي است كه آشكار می شود چه كسي عليه دشمن قسم خورده خونخوار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی صادقانه مبارزه مي كند و چه كسي رختخواب را ترجيح مي دهد، و چه كسي از حقوق حقه ملت مسلمان خودش پشتيباني مي كند و به آن كمك مي كند و چه كسي به آن پشت کرده  است و در توهمات خودش چهار نعل یورتمه می رود.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

(66- قسمت)

برادران نامتعادل و نامیزان و کوتاه فکرِ انقلابی ما به تغییرات گروهها و افراد و مذاهب و احزاب و تفاسیر مختلف اهمیت نمی دهند، و وضع موجود و نیازهای روز خودشان و سایر مسلمین را مورد توجه  قرار نمی دهند، برای همین است که بصورت دُگماتیک و جزمیت و پافشاری تعصب آمیز و بدون دلیل معتبر شرعی، بر درستی رای یک عالم که مربوط به قرنها پیش و زمان خودش بوده است، سعی می کنند اجتهادات آن بزرگواران در گذشته را بر وضع موجود تحمیل کنند، که با تکرار این اجتهادات غیر منطبق با وضع موجود و ارائه ی راه حلهای غیر شرعی در کوتاه مدت 3 مصیبت بر جریان رو به جلو مسلمین وارد می کنند :

  • یکی اینکه هم فکرهایشان را به اقدامات افراطی و مصیب بار وادار می کنند و انرژی این سرمایه های عظیم را  هدر می دهند.
  • مصیبت دوم اینکه جنبش مجاهدین را از انبوه مسلمین جدا می کنند و مجاهد را تبدیل می کنند به ماهی بدون آب
  • مصیبت سومی که این دوستان نامتعادل ونامیزان ما بر اهل قبله تحمیل می کنند این است که نیروهای مجاهد و آزادیخواه را منشعب و تکه تکه می کنند و غیر ممکن می سازند که ضربه ی عمده بر دشمن عمده متمرکز و وارد بشود .

ما می بینیم که دشمنان متحد ما از شکافهایی که برادران نامتعادل و نامیزان ما به وجود می آورند نهایت سوء استفاده را برای  ضربه زدن به همه می کنند، و سعی دارند از این شکافها و تکه تکه شدنهای مسلمین تجاوزات و عملياتهای راهزنانه شان را بر سر اهل قبله بيش از پيش تشديد كنند.

اینها بخشی از ثمرات این برادران نامتعادل و قاصر ماست، اما ما حق نداریم که با در پيش گرفتن مبارزه عليه  قاصرين اشتباه معمول خودشان را مرتكب بشویم و يكپارچگي را انكار كنيم، همچنين نبايد با در پيش گرفتن دفاع از يكپارچگي به خطهاي تظاهر و عوامفريبي بیافتیم كه به صرفنظر كردن مبارزه عليه كوتاه فکران و قاصرين تظاهر مي كنند. جریان اسلامی که به سمت تشکیل شورای اولی الامر در حرکت است با رعایت تمام اصول دعوت، و پرهیز از ارتکاب منکر بزرگتر به جای منکر کوچکتر، به مبارزه آشتي ناپذير و بي اماني عليه هر دو گروه پرداخته، و برای دفاع از وحدت اهل قبله و يكپارچگي جنبش اسلامي، و تکامل بخشیدن به شوراهای کوچک به شورای واحد اولی الامر جهانی از هيچ تلاشي صرفنظر نمی کند.

ما بايد دقيقاً بين دشمنان، و دوستاني كه مرتكب اشتباه شده اند فرق بگذاريم: دشمن را بايد كوبيد و مجاهدین فرقه ی ناجیه ای را كه مرتكب اشتباه شده اند را بايد با كمك «انتقاد به سبک اسلامیش» به راه راست هدايت کرد. با در پیش گرفتن اين روش بايد با نيروهاي كليه مومنین متحد شد و اتحادی عمده را در شوراهای عمده به وجود آورد تا عليه دشمنان عمده مبارزه كرد.

این اتحاد عمده ای که اهل قبله به وجود می آورند بدون شک مجموعه ای از مذاهب و تفسیرها و نظرات مختلفی هستند و موضعگيري آنها نسبت به مسائل مختلف هم ممکن است  مختلف باشد، اما آنها در هر حال وجود دارند و بر جمعيت وسيعي از مسلمین تاثير مي گذارند، برای اينكه جماعتهاي بيشتري را به جهاد در راه تحکیم قانون شریعت الله و ایجاد امت واحد و جماعت واحد از کانال حکومت اسلامی و شورای اولی الامر واحد مسلمین کشاند نبايد اتحاد مشترك با اين جمعيتها، تحت رهبري شورای واحد و حکومت اسلامی در هر سطحی را رد کرد. شایسته نیست که مومنين و بخصوص مومنین مجاهد فرقه ی ناجیه که پس از نصرت الله تنها پشتیبانان همدیگر هستند تنها به موارد اختلاف نظر چشم بدوزند، بلكه بايد به نكات مشترك بي اندازه مؤثر و قوي در تفسيرها چشم بدوزند و مورد توجه قرارشان بدهند .

اگرمومنین كناره گيري كنند تداوم انقلاب اسلامي و حرکت به سمت شورای اولی الامر واحد و امت واحد و اجماع واحد و جماعت واحد غير ممكن می شود. ما با استفاده از شورا و اتحادهاي مشترك با تفسيرهاي مختلف اسلامي مي توانيم به مردماني كه تحت هدايت آنها هستند نزديك بشویم، و مي توانيم بر آنها تاثير بگزاریم، و آنها را برای جهاد و مبارزه مشترك بر علیه دشمنان مشترک و تأمین خواسته ها و اهداف مشترکمان بسيج كنيم. رد كردن اينگونه اتحادهاي مشترك تحت نظارت شورای واحد یا حکومت اسلامی در هر سطحی به مفهوم بريدن از مردم و به راه جدا گانه قدم گذاشتن، و در حقيقت چنين كاري فقط نتايجي وخيم خواهد داشت كه به تضعيف جهاد مسلمین و حرکت به سمت جلو مسلمین، و ادامه ی فقر و گرسنگی، و ادامه ی تسلط دشمنان بر مسلمین، و به تأخیر افتادن نصرت و پیروزی الله و خلافت و حاکمیت مسلمین بر زمین منجر می شود که الله وعده اش را به مومنین داده است: وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ (نور/55)

(ادامه دارد……..)