درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(144- قیسم)

  1. یکی از سایت‌های یهودی اعلام کرد: ۵۵تن از نیروهای نظامی آمریکا که از سال ۲۰۰۳ درجنگ عراق برای کشتار مسلمین شرکت داشته و در این کشور کشته شده‌اند دو هویتی بوده‌اند یعنی آمریکایی-اسرائیلی(یهودی- مسیحی) پس چه جوری شما می گوئید جنگ ما بر علیه یهودی ها و مسیحی ها نیست ؟

خوب، در اینجا لازم است به چند نکته اشاره بشود:

  • یکی اینکه : چندهزار نفر از سنی زاده های عرب و کورد در عراق در راه آمریکا کشته شده اند؟ چند هزار نفر شیعه زاده در راه آمریکا کشته شده اند؟
  • دوم اینکه:   گفتید آنان دو تابعیتی بودند، از کجا فهمیدی که آنا ن همه یهودی بودند؟ اینان چه به امریکا مهاجرت کرده باشند چه ساکن اسرائیل باشند در دو تا کشور سکولاریستی تابعیت داشتند که دین سکولاریسم با تمام شاخه های کمونیستی و سوسیال دموکراسی و آتئیستی و لیبرال و غیره حاکم است نه مذهبی که شما تحت عنوان یهودی مسیحی ازآن اسم بردید . البته به کار بردن کلمه ی نصرانی به جای مسیحی مناسبتراست، چون کلیات آنی که هست ارتباطی به سیدنا مسیح ندارد .
  • نکته ی آخر اینکه : در صورتی که شما امریکا را به اشتباه کشوری نصرانی تصور کنید و از مذهب و دین دو تابعیتی های آنجا ترکیب بسازید باید ترکیبات نصرانی حنفی، نصرانی شافعی، نصرانی مالکی، نصرانی سلفی، نصرانی شیعه، نصرانی مجوسی و دهها ترکیب دیگر بسازی و بر علیه همه ی این مذاهب اعلام جنگ کنید که فکر نکنم نزدیک به عقل سالم باشد.  

رهبریت دست آمریکا و سایر سکولاریستهاست و تمام پیروان مذاهب تنها ابزاری در دست این سکولاریستها هستند و این ابزارها ارتباطی به مذهبشان ندارند و حساب این ابزارها با مذاهبشان به کلی جداست .

  • السلام علیکم اخی. به یاد دارم که همین علمای مدخلی آل سعود تبلیغ می کردند که طالبان مشرک است و گمراه هستن و غیره تا مردم را از انها جدا کنند و حتی به آنها کمکهای مادی هم نکنند و خواهان نابودی آن بودند و می گفتند این برود هر چه بیاید بهتر از این است . اما دیدیم که بدتر از طالبان امد در مورد امارت اسلامی مالی  هم همین سیاست را به کار بردند و الان هم باز در برابر  دوله و طالبان و ایران و سایر امارتهای اسلامی مثل قفقاز و صومالی و غیره هم همین سیاست را در ماهواره هایشان به کار می برند، به نظر شما چگونه می توان با این مجریان جنگ روانی برخورد کرد؟

بله، این روش عمل این گروهها و البته روش عمل تمام سکولاریستها در طول تاریخ بوده  است. اینان فعلا فقط می گویند این نباشد و هرگز نمی گویند چی باشد .

این را کمی توضیح بدهم بد نیست: ابتدا باید این را متوجه بشویم که تمام این حکومتهایی که اسم بردید حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی هستند که قبل از حکومت اسلامی علی منهاج نبوه به وجود می آیند.  حالت اضطرار و ضرورت یعنی نباید انتظارمان بیشتر از این باشد و باید تا برطرف شدن حالت ضرورت با این بدیل اضطراری ساخت و از آن استفاده کرد.

حالا به عنوان مثال زمانی که این مجریان جنگ روانی دستگاه آل سعود و آمریکا می گویند این کاستی ها و مفاسد و عیبها درحکومت مذهبی وجود دارد و جواب داده می شود این انحرافات در همه ی سیستمهای حکومتی سکولار و دموکراسی خواه هم وجود دارد و حتی در مواردی بیشترین انحرافات مربوط به این حکومتهای سکولار و دموکراسی خواه است، فورا جواب می دهند ما چکار داریم به حکومتها و نظامهای دیگر؟ .

حالا مشکل در جواب اینان نیست، بلکه مشکل این است که جایگزین و بدیل آنها همین سیستم سکولاریستی و دموکراسی فاسد و گندیده ای است که بسیار بدتر از این نظام مذهبی است که وجود دارد. این همان حقه ی آنهاست، این همان چشم بندی و سحر آنهاست .

برای همین است فعلا بر این تمرکز می کنند که فقط این نباشد و توضیح نمی دهند که چه باشد؟ و توضیح نمی دهند که به جای این جایگزین و بدیل آنها چیست؟ آنها می خواهند اینطوری به مردم بفهمانند مهم این است که این نظام برود، حالا هر چه به جایش بیاید از این بهتراست . یا می گویند فعلا این از بین برود بعدا مردم تصمیم می گیرند چی می خواهند ….

یعنی به شما سفارش می کنند که این لباس تنت را که کمی کهنه ست و عیبهائی دارد اما در هر حال بدنت را پوشانده و نمی گذارد بدنت را دیگران ببینند و تا حدودی اجازه نمی دهد سرما و گرما رویت تأثیر داشته باشد، در بیاوری و بسوزانی، اما به تو نمی گویند که به جای آن چه چیزی به شما می دهند، آیا بدتر از این است یا اصلا هیچی به تو نمی دهند و همینجوری لخت و عریان برای درنده ها مثل عراق و سوریه و افغانستان و لیبی و غیره رهایت می کنند . اینان به شما سفارش می کنند این سپرت را بنداز دور و تسلیم شو. آن وقت آمریکا و نوکرانش تکلیفت را روشن می کنند، یا مثل عراق و افغانستان و سوریه و لیبی و مصر و غیره تابع دین سکولاریسم و دموکراسی و قانون سکولاریستی تولید شده ی آنان می شوی یا باید نابود بشوی و راه سومی برای شما جود ندارد .

حالا اگر شما از این موجودات مجری جنگ روانی بپرسید که شما در برابر این لباس پینه داری که ازمن می گیرید چه چیز به من می دهید و بدیل شما برای این حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی چیست؟ بدون شک جرئت نمی کنند که رسما بگویند ما قانون دین سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها را می خواهیم هر چند که آشکارا از تمام کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی هم در برابر مجاهدین شریعت گرا و حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی هم حمایت می کنند . برای همین می گویند فعلا لباسهایت را در بیاورید و این لباس کهنه را در بیاورید و لخت شوید و آن را بسوزانید و نابودش کنید بعد مشخص می شود چه چیز به تو می دهیم.

بله، اینان تو را به سمت کاری هل می دهند و می خواهند تو را بعد از این کار تو را درتنگایی قرار بدهند که حاضر بشوی به هر چیزی که آنها می خواهند راضی بشوی، یعنی اگر به جای این لباس پینه داری که ازتو گرفتند گونی هم به تو دادند مجبور بشوی که برای پوشاندن خودت از آن استفاده کنی یا دست به اسلحه بزنی و آنوقت بدون سپر به صورت فردی یا گروهی در برابر قدرتی متشکل از حکومتهای مختلف کافر جهانی و مرتد محلی قرار بگیرید که هیچ امیدی به پیروزی نخواهی داشت .

اینها می خواهند شما را با شبهاتشان و سحرها و چشم بندی هایشان به این مسیر بکشانند و اگر از آنها بدیل و جایگزین اینی که دارید را بخواهید با غوغاسالاری و هیاهوبازاری اجازه نمی دهند حرفت به جایی برسد .

واضح است که اینان حکومت اسلامی مجری قانون شریعت الله را به عنوان بدیل و جایگزین نمی خواهند و تنها هدفشان انهدام حکومتها و امارتهای بدیل اضطراری اسلامی و بسیج مسلمین در راستای اهداف کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی است. و جالب است برایشان هم فرقی ندارد این حکومت مذهبی که قراراست از بین برود و به جایش کفار سکولار و اشغالگر جهانی و مرتدین محلی بیایند چیزی است مثل حکومت حنفی طالبان، یا امارت ازواد اسلامی مالکی مذهب در مالی، یا حکومت شافعی مذهبها درصومالی یا حکومت شیعه مذهب ایران یا حکومت سلفی دوله یا هر مذهب دیگری که باشد، مهم این است که حکومت نباید تابع مذهب و دین باشد. این آن چیزی است که این مجریان جنگ روانی بر علیه قانون شریعت الله فعلا نمی خواهند مردم بدانند، برای همین است که نمی گویند فعلا بدیل و جایگزین آنها چیست و همیشه ازآن طفره می روند یا با کنایه و اشاره و به صورت مبهم ازآن صحبت می کنند .

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(143- قسمت)

یعنی همچنانکه شما نمی توانید به یک یهودی بگویید نصرانی هستی به همین شیوه شما نمی توانید به یک مشرک بگویید مجوس یا نصرانی هستی، یا نمی توانی به یک یهودی یا نصرانی یا مجوس بگوئی تو جزو مشرکین هستی و آنها را مشمول حکم مشرکین و سکولاریستها کنید . 

در اینجا همه ی اینا ن کافر هستند، اما همشان مشرک یا یهودی یا نصرانی یا مجوس و صابئی نیستند، بلکه هر کدامشان چیز جداگانه ای هستند . روشن است که هر مشرکی کافر است اما هر کافری با تمام شرکیاتی که دارند مشرک نیست. بلکه کافر هم می تواند یهودی و نصرانی و صابئی و مجوس  باشد و هم مشرک باشد و اینان با هم فرق دارند .

عرض کردیم که حتی احکام مربوط به مشرکین و سکولاریستها با احکام مربوط به کفار اهل کتاب مثل یهود و نصارا و حتی مجوس با هم فرق دارند، در ازدواج با زنان پاکدامن یهود و نصارا و خوردن  ذبیحه ی یهود و نصارا  و گرفتن جزیه از اهل کتاب و مجوس این اختلاف احکام با مشرکین و سکولاریستها کاملا واضح است .

در اینجا واضح است که هر کسی که دچار شرک بشود مشرک نیست . یهود و نصارا و مجوس و صابئین هم شرک می کنند (آنهم بدترین شرکها را می کنند) اما الله تعالی آنها را مشرک ننامیده است و آنها را نه در دنیا و نه در قیامت مشمول حکم مشرکین نکرده، هرچند که الله تعالی هرگز شرک به خودش را نمی بخشد – حالا از طرف هر کسی باشد- اما فرق هست بین شخصی که شرک می کند با مشرک . الله تعالی به صراحت اعلام می کند که : إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ(مائده/72) چرا بهشت رابرایش ممنوع و حرام می کند ؟ چون: إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَادُونَ ذَٰلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ (نساء/116)

مشرکین در اساس  قوانین شریعت الله رادر امور اداره ی زندگی دنیویشان قبول ندارند و اینطوری الله را دست کم و ناچیز می گیرند و به الله توهین می کنند؛ اما اکثرا الله را قبول دارند و بسیاری از صفات مومنین را هم ممکن است قبول داشته باشند: مثلا

  • اگر ازآنان پرسیده بشود چه کسی آسمانها و زمین را خلق کرده است حتما می گویند الله: وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ۚ (زمر/38)
  • یا اگر پرسیده بشود  چه کسی آنها را خلق کرده قطعا می گویند الله: وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ۖ (زخرف/87)
  •  یا اگر ازآنان پرسیده بشود: قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ (چه کسی از آسمان و از زمین به شما روزی می‌رساند؟) أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ (یا چه کسی بر گوش و چشمها توانا است ( و بدانها نیروی شنوائی و بینائی می‌دهد؟) وَمَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ(یا چه کسی زنده را از مرده ، و مرده را از زنده بیرون می‌آورد ( و حیات و ممات در دست او است ) ؟) وَمَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ (یا چه کسی امور ( جهان و جهانیان ) را می‌گرداند ؟ ) فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ( پاسخ خواهند داد و ) خواهند گفت : آن خدا است  (یونس/31)

اینها و دهها صفت دیگر که در مشرکین و سکولاریستهاست صفات مسلمین است که درآنها هم وجود دارد، اما فقط با این صفات آنان مسلمان نمی شوند . و الله تعالی به صراحت در موردشان می فرماید: وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِکُونَ ‏(یوسف/106) و اکثر آنان که مدّعی ایمان به خدا هستند، مشرک می‌باشند.‏

راه مسلمان شدن یا یهودی و نصرانی و مجوس و صابئی شدن مشخص است، این سکولاریستها اگر صدها صفت اهل اسلام رادر خودشان جا داده باشند مادام که شهادتین نیاورده اند و تابع قوانین شریعت الله نشده اند و وارد دایره ی اسلام نشده اند مسلمان شمرده نمی شوند . اهل کتاب که صفات بیشتری از اسلام را درخودشان جا دادند اما اینان هم صرفا با این صفات، مسلمان محسوب نمی شوند .

حالا مسلمانی هم ممکن است صفات ناپسندی از مشرکین و سکولاریستها یا اهل کتاب یا مجوس و صابئین را به دلایلی در خودش جا داده باشد، و به صفاتی از صفات ناپسند آنان آلوده شده باشد، قاعده برای این مسلمین آلوده این است که ابتدا باید آنان را از آن 4 فیلتر (1- اثبات جرم 2- تأئید جرم توسط الله و رسولش 3- شروط تکفیر 4 موانع تکفیر) بگذرانیم .

ما مسلمین زمانی که شخص مسلمانی که دچار جرمی عقیدتی یا رفتاری شرک آمیزی بشود، و این شخص را از آن 4 فیلتر عبور دادیم و باز فاسد تشخیص داده شد، اورا تکفیر می کنیم، و به چنین شخصی می گوییم مرتد و کافر شده است. ما اورا تکفیر می کنیم نه تشریک و غیره. دقت کنید دوستان.  شخص یا مسلمان است (حتی اگه جزو منافقین هم باشه) یا کافر است. و مسلمانی که از اسلام خارج می شود کافر مرتدی است. در اینجا برای چندمین بار باید عرض کنم که شخص یا جزو جامعه ی مسلمین است ویا جزء جامعه ی کفاراست و نوع سومی وجود ندارد . و ترکیب مسلمان مشرک یا مشرکین منتسب به اسلام مثل سکولاریستهای مسلمان یا سوسیالیستهای مسلمان یا کمونیستهای مسلمان یا دموکراسی اسلامی و غیره نمی تواند شرعی باشد.

در قرآن و سنت صحیح تمام مشرکین کافرند، و هر جا الله تعالی اسم مشرکین را آورده آنان را مشمول کفار کرده است. زمانی که میگویی مسلمان مشرک مثل این است که بگویی مسلمانِ کافر، یا مسلمانِ یهودی یا مسلمانِ مجوس یا مسلمانِ نصرانی و غیره. تکرار این اصطلاحات غیر شرعی در وضع موجودی که مسائل روشن شدند، نوعی مسخره کردن و به بازی گرفتن شعور مسلمین است.

آن برادرانی هم که جاهلانه می گویند:مسلمانِ جاهلِ انجام دهنده ی کفر قبل از اقامه ی حجت مشرک است و بعد از اقامه حجت کافر، آشکارا دارند حکم اهل فتره را بر مسلمین تطبیق می دهند، که این هم سرگردانی و اشتباه محضی است که در کتاب عذر به جهل توضیحش دادم .

الان سوال اینجاست، زمانی که الله تعالی یهود و نصرانیها و مجوس و صابئیها را از مشرکین جدا کرده و برای مشرکین قوانین جداگانه ای را تعیین کرده است، عده ای از دوستان با چه استدلال شرعی همه ی آنها را مشرک می دانند؟  بعد، بدتر از همه، چگونه بدون هیچ دلیل شرعی از کتاب و سنت و صحابه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم و ائمه ی اربعه و تابعین و خیر القرون دچار این اشتباه بزرگ می شوند که با اجتهاد و تأویل دسته ای از علمای دو سه قرن گذشته ی آل سعود دسته هائی از اهل قبله را مشرک بدانند؟

 این ظلم، انحراف و سرگردانی آشکاری است.

(ادامه دارد……)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(142- قسمت)

  1. السلام علیکم و رحمه الله و برکاته اخی، در نظر شما حکم مشرکین یهودی و مشرکین مسیحی و صوفی های مشرک و تمام مشرکین منتسب به اسلام  چیست؟

ترکیب ناشیانه و غیر شرعی را ارائه دادید دوست گرامی . من در درس دشمن شناسیمان به تفصیل در این زمینه صحبت کرده ام لطفا به درسهای قبلیمان یک سری بزنید. اما به صورت کلی خدمتتان عرض کنم که الله تعالی فرموده :

  • يَا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/28) ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! بیگمان مشرکان پلیدند. برای همین است امر می کند:
  • وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (روم/31) و از زمره مشرکان نگردید .‏ وَلَاتَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (انعام/14)
  • مَاكَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ (توبه/113)
  • وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّىٰ يُؤْمِنَّ(بقره/221)

 در اینجا الله تعالی به همه امر کرده که جزو مشرکین نباشید، خوب، این باید برای همه روشن و واضح باشد تا جزء این مشرکین پلید نشوند و برایشان دعای بخشش و مغفرت نکنند یا با دختران و زنانشون ازدواج نکنند و از حیوان ذبح شده توسط اینان نخورند.

در اینجا امر و نهی الله تعالی مثل این است که بگوید گوشت خوک و مردار و نوشیدنی های مست کننده نخورید و زنا نکنید و انسانی را به ناحق نکشید و دزدی نکنید . حالا زمانی که فرموده جزو مشرکین نباشید و با آنان رابطه ی  زناشوئی برقرار نکنید و برایشان طلب مغفرت هم نکنید باید واضح و روشن باشد و شخص بداند این موجودات کدامها هستند که دچار نافرمانی از الله تعالی نشوند.

این مشرکین هم باید مثل یهودیان و نصرانیها و مجوس و صابئین قیافه و شکل مشخصی داشته باشند، اگر تنها برای عده ای روشن باشد و آن عده هم به اجتهاد و تأویل خاص خودشان یکی را مشرک بدانند و گروه دیگرندانند که نمی شود. یهودی یهودی است، مجوس هم مجوس است، نصرانی هم نصرانی است، این دیگر آشکار و واضح است و نیاز به اجتهاد گروهی متخصص ندارد؛ هر کسی که کمی با اینان آشنا باشد می تواند بگوید فلانی یهودی است یا نصرانی است یا مجوس است یا صابئی است. مشرکین هم همینطوری هستند . آنها هم قیافه ی مشخصی دارند.

در اینجا باید تعریفمان را از مشرک و مشرکین اصلاح و قرآنی کنیم: مشرک یعنی کسی که در قوانین اجرائی و اداری جامعه ش به هیچ یک از قوانین شریعتهای آسمانی اعتقاد ندارد نه به نصرانیت نه به یهودیت و نه با اسلام و حتی شبهه اهل کتاب هم قبول ندارد. الان به این مشرکین می گویند : سکولاریست. چه طوری ما الان به دهری ها می گوییم کمونیست و ماتریالیست و آتئیست. پس مشرکین به زبان امروزی یعنی سکولاریستها. مشکل اصلی این ترکیباتی که شما به پیروی از علمای آل سعود بیان کردید همینجاست.

ما تعریف آنها و فرق بین آنها را نمی دانیم. برای همین است در تطبیقش دچار اشتباه می شویم. خیال می کنیم چون یهودی ها یا نصرانیها و مجوس و غیره دچار شرک می شوند پس حتما جزء مشرکین هستند در حالی که اینطوری نیست، چون از آن طرف هم می بینیم که حکم اینان با مشرکین فرق دارد و الله تعالی اینا ن را از هم جدا کرده، اینجاست که برای شخص مسلمانی که با قرآن و سنت صحیح و رای صحابه و خیر القرون و وضع موجود آشنائی ندارد نوعی سردرگمی به وجود می آید.

برادران گرامی: یهودی ها و نصرانیها و مجوس و صابئین و مشرکین گروههای مختلفی هستند و هر کدام احکام خاص خودشان را دارند، تصور کنید که چند اطاق جداگانه هستند . چه طوری شخصی از یک اطاق وارد اطاق دیگری می شود همینطوری یک کافر اهل کتاب یا شبه اهل کتاب یا کسی از دارودسته ی منافقین وارد اطاق مشرکین یا سکولاریستها می شود، باید اینطوری کاملا واضح و روشن و بدون شک و شبه باشد، و همه – چه باسواد چه بی سواد – این تغییر مکان آنها را بفهمند نه فقط عده ای متخصص که خودشان هم گاه باهم اختلاف دارند. زمانی که یک یهودی نصرانی شد می گوییم این شخص نصرانی شده، یا اگر رفت و سکولاریست شد می گوییم فلانی از اسلام یا یهودیت یا نصرانیت یا مجوسیت و صائبی گری خارج شده و مشرک و سکولارشده است . به همین سادگی باید روشن باشد.

 طرف به صراحت می گوید من سکولاریست هستم، یعنی من مشرک هستم. الان می شود فهمید که چه چیزی یک یهودی را از یک نصرانی یا مسلمان جدا می کند؟ خیلی ساده ست. همینجوری که یک مجوس را راحت می شود از یک یهودی یا مسلمان تشخیص داد، به همین راحتی هم می شود یک سکولار را از یک یهودی جدا کرد، یا یک مسلمان را از یک سکولار مشرک جدا کرد.

ولی مشرکین و سکولاریستها تمایلی ندارند اینجوری مشخص بشوند و در برابر اینهمه شریعتهای آسمانی و بخصوص در برابر کل اهل قبله قرار بگیرند و تنها بمانند، برای همین است از کانال منافقین و سکولار زده ها تلاش می کنند در نگرش مسلمین آلودگی درست کنند، و با انگشت گذاشتن روی یکی دو صفت مشترکشان با سایر شریعتهای آسمانی، همه را مثل خودشان نشان بدهند و به جبهه ی خودشان اضافه کنند و مومنین را به آنانی که به خودشان اضافه کرده اند مشغول و سرگرم کنند.

اما الله تعالی به صراحت بین کفار فرق گذاشته و آنها را به صورت موردی اسم می برد و آنها را از هم جدا می کند:

–  لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصاري‏… (مائده/82)

  • مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ (بقره/105)

علاوه بر این باز الله تعالی میان منافقین و مشرکین فرق می گذارد و می فرماید:

–  وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّـهِ ظَنَّ السَّوْءِ ۚ (فتح/5-6)

و در ایاتی میان اهل کتاب و مجوس و صابئین و مشرکین هم باز فرق می گذارد، حتی در قیامت حالا چه رسد به دنیا، و می فرماید:

–  إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّـهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ   (حج/17)

در اینجا واضح و روشن است که کفار اصلی چند گروه هستند: 1- یهود 2- نصاری 3- مجوس 4- صابئین 5- مشرکین . و این پنچ گروه را بعد از الَّذِينَ آمَنُوا ذکر کرده است که مومنین پیرو اسلام هستند.

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(141- قسمت)

  1. سلام کاکه گیان، چرا کوردها این اندازه ذلیل شده اند و از هر طرف مورد خیانت و ظلم قرار می گیرند؟

قبلا کوردها اینطوری نبودند، مثل تمام سرزمینهای مسلمین دارای امارت و حاکمیت و سروری خاص خودشان بودند، حتی در دوره هائی مثل حکومت ایوبیان بر بخش اعظم جهان اسلام هم حاکمیت داشتند، ودر تمام دنیا هم سروری و عزت داشتن، حضور کوردها در بلوچستان، قزاقستان، کوردوبا، کوردوان وغیره از غرب اسلامی بگیر تا شرق اسلامی نشانه ی سیادت و حضور پر رنگ آنها در تاریخ اسلام بوده . آثار بی نظیر ادبی و علمی، و دانشمندان این هم قوم هم بر کسی پوشیده نیستند . اینها همگی ثمره ی حضور اسلام در میان کوردها بوده است. ما قبل از اسلام چیزی از کوردها نداریم نه کتابی و نه عالم و دانشمندی و نه حتی تاریخی مطمئن.

جنگهای بین عثمانی و صفوی هم باز نتوانست این ملت را که دهها امارت مثل بابان و اردلان و غیره داشتند را تا این اندازه ذلیل و بی ارزش کند، حتی در آن دوران بی حکومتی بعد از اردلان و بابان هم که خانها اداره ی آنها را در دست گرفته بودند تا این اندازه ذلیل و متفرق و بی ارزش و ابزار دست دیگران نشده بودند تا اینکه یک دفعه سکولاریستهای مرتد از زمان قاضی محمد مرتد با تشکیل اولین حزب سکولارِکافر مثل بختک و مثل بلا و سرطان افتادند به جان ملت کورد و شروع کردند به نابود کردن دین و اخلاق و فرهنگ و حیا و آبرو و ارزشهای کوردها . کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی هم از این جانوران مزدور خائن نوبتی برای نابودی کوردها حمایت و پشتیبانی کرده اند .

مردم مسلمان کورد هم باید الان درک کرده باشند و بايد بدانند كه در صورت تبعيت از دستورات و قوانين دین سکولاریسم و کفار سکولار جهانی و سکولاریستهای خائن و مرتد محلی چقدر تنها و بي كس و زيان ديده می شوند كه حتي شيطان هم  درقیامت از آنچه آنان با قانون الله شريك کرده اند اظهار برائت مي كند[1]و علاوه بر این باید قبول کنند که با هم مسیر شدن با کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی اینان هم مشمول حکم همین کفار و مرتدین می شوند[2]

کوردها نباید الله را با دور ریختن قوانینش و تبعیت از کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی فراموش کنند چون الله هم آنها را فراموش می کند[3]. کوردها لازم است مثل گذشتگان مسلمانشان فكر كنند كه برا ی فردای قیامتشان چه چیز فرستادند یا می فرستند؟

زمانی که جنگیدن در راه آمریکا و کفار جهانی تحت پرچم یه کافر، و جنگیدن در راه بتهای محلی مرتدی چون اوجالان- مسیلمه ی کذاب فعلی کوردها- یا قاضی محمد مرتد و قاسملو و مهتدی و بارزانی مرتد و سایر مرتدین بر علیه مسلمین را برای خودشان افتخار می دانند، و فکر نمی کنند که مشغول چه جنایتی نسبت به مسلمین کورد و غیره کورد هستند، چه انتظاری باید داشت؟

اینها الله و قانون شریعت الله را رها کردند و انتظار دارند کفاری که برایشان نوکری می کنند به آنان عزت بدهند. قاضی محمد مرتد همین انتظار را از کفار کمونیستی چون استالین داشت اما فروخته شد، بارزانی هاهم همین انتظار راداشتند اما دیدیم که توسط آمریکا و ناتو در مسأله ی کرکوک فروخته شد و فعلا51 درصد از خاکش را طی چند ساعت از دست داد، مزدوران اوجالان را هم دیدیم که چگونه با آن همه جنایتی که بر سر مسلمین آوردند آخرش مورد معامله قرار گرفتند و آمریکا و روسیه آنها را به ناتو فروختند .

تمام آنانی که به این مرتدین دل بسته اند هم سرنوشتی غیر از این در انتظارشان نیست، قاضی و قاسملو و مهتدی و اوجالان و بارزانی و سایر مرتدین دستمال توالتهائی هستند که پس از استعمال دور ریخته می شوند، و هیچ عاقلی چنین پلیدهائی را که به دین و ملت خودشان خیانت می کنند را در جیبش نمی گذارد. جای اینان سطل زباله ی توالت است .

این سکولاریستهای مرتد جریان ارتداد عمومی را در میان کوردها شروع کرده اند که اگر دیر بجنبیم سرنوشت اندلس و شیطان پرستهای یزیدی عراق و شیطان پرستهای علی اللهی کرمانشاه در انتظارما است. اين انديشه و تفكر كه ما انسانها نگهبان دين خدائيم كه از بين نرود يا صدمه اي نبيند امريست تحجرگرايانه « ‏إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ‏ »(حجر/9) بلکه تنها کسانی که ممکن است همچون مسلمین اندلس در معرض نابودی قرار بگیرند خود مسلمین هستند .

ما دلمان براي از بين رفتن دين الله نمي سوزد. چون اين امري است غيرقابل تصور؛ بلكه هم و نگراني ما در فناء، بدبختي، فساد، استثمار و استحمار، بيچارگي و قهقهرايی است كه بندگان الله به خاطر: عدم اجراي قانون شریعت الله دچارش شده اند؛ دين و قانون شریعت الله برای مردم است و تنها كسي كه از عدم اجرای آن  تا به حال و در آينده هم  صدمه خواهد ديد خود مردم اند و بس.

اين حق مردم است که الله تعالی با قانونی که نازل کرده وهيچ راهي برای سلطه کفار بر مسلمان قرار نداده صاحب دولت و حکومت و عزت اسلامی خودشان بشوند . و اگر امروز در اکثر سرزمینهای مسلمان نشین چنين نمي بينيم، به خاطر این است که از مسیر شرعیش برای تطبیق قانون شریعت الله حرکت نمی کنند و عملا مسیرهای دیگری را غیر از قانون شریعت الله برا ی خودشان انتخاب کرده اند که با حاکم شدن کفار سکولار جهانی و مرتدین و طاغوتهای محلی باعث ذلیلی خودشان شده اند. اين سلطه جابرانه نه يك امر خدايي بلكه لكه ی کثیفی است كه توسط خود انسانها به وجود آمده و تنها خود انسانها هستند كه «بايد» آنرا با توکل بر الله منهدم  کنند. کوردها و سایر مسلمین اگر می خواهند از اینهمه ذلیلی و ظلم و بیچارگی نجات پیدا کنند باید با تبعیت از قانون شریعت الله از پیروی کردن از این مرتدین خائن و خیره سری که کارنامه ای غیر از خیانت به دین و ملت نداشته اند دست بکشند و دست از ظلم کردن به خودشان بردارند.  ‏إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ‏  (يونس/44 )

(ادامه دارد…….)


[1]ابراهيم/ 22 -21

[2]ابراهيم /5 4-44

[3]حشر/19-18

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(140- قسمت)

  1. السلام علیکم، در کل ما  الان چند مرجع برای وحدت در اختیار داریم ؟

ما برای حفظ وحدتمان تنها یک مرجع داریم: مراجعه به رهبریت جامعه که از کانال یکی از آن«3 ابزار» به قدرت رسیده و شورای اولی الامر و متخصصینی که زیر پوشش این حاکمیت هستند. همین و بس.  وَإِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِی الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ (نساء/83)‏.‏و هنگامی که (خبر) کاری که موجب نترسیدن یا ترسیدن استبه آنان  می‌رسد، آن را (میان مردم) پخش و پراکنده می‌کننداگر این گونه افراد، سخن گفتن در این‌باره را به پیغمبر و اولی الامر خود واگذارندتنها کسانی از این خبر ایشان اطّلاع پیدا می‌کنند که متخصصین امر هستند و آنچه بایست از آن درک و فهم می‌نمایند .

حالا اگر این شورای اولی الامر هم که از کانال یکی از آن «3 ابزار» تشکیل شده و امت را به وجود آورده بین خودشن اختلاف پیدا کردند مرجعشان برای حفظ وحدت مراجعه به کتاب و سنت صحیح است : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً ‏(نساء/59)ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا و از پیغمبراطاعت کنید، و از اولی الامر و صاحبان و متخصصین مسلمان خود فرمانبرداری نمائید و اگر در چیزی اختلاف داشتید آن را به خدا و پیغمبر اوبرگردانید اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این کاربرای شما بهتر و خوش فرجام‌تر است .‏

برای چندمین بار هم باید عرض کنیم که این شورای اولی الامر و تشکیل امت و جماعت هم تنها و تنها از کانال «3 ابزار» معنی پیدا می کند و متحقق می شود .

  • سلام. زمانی که اسلام آمد با اجبار آن را بر مردم تحمیل کرد. آیا دین اجباری درست است؟

می دانیم که  تأكيد اسلام برعلم و فهم عميق دين است و آنانی كه در صدر اسلام در مكه و مدينه اسلام  را قبول کردند هیچ کدامشان به زور شمشير آن را نپذیرفتند، بلكه اسلام را حق می دانستند و آن را یگانه ابزار سعادتشان در دنیا و قیامت می دانستند، برا ی همین به میل خودشان و با تحمل مشکلات زیاد مسلمان شدند نه به زور شمشير. آيا می شود گفت كه سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، ياسر، سميه، بلال، صهيب رومى، نجاشى شاه حبشه، جعفربن ابى طالب، حمزه و امثال آنان به زور شمشيرمسلمان شدند؟ نه هرگز، اما سکولاریستهای قریش با زور و اجبار می خواستند آنها را از دین اسلام برگردانند. آيا دانشمندانى كه در عصر ما در كشور آلمان و آمریکا و استرالیا و ژاپن و كشورهاى ديگراسلام  را قبول می کنند به زور شمشير آن رامى‏پذيرند ؟!

همین الان هم نگاه کنید کجای دنیا یک کافر یهودی یا نصرانی یا مجوس و صابئی را مجبور می کنند که زورکی و بالاجبار مسلمان بشود، هیچ جای دنیا. اما نگاه کنید در تمام دنیا مسلمین و حتی سایر شریعتهای آسمانی را مجبور می کنند که بالاجبار و زورکی تابع دین سکولاریسم و حکومت سکولاریستی و قوانین سکولاریستی باشند. و گرنه یا باید کشور را ترک کنید یا باید در زندانها بپوسید.  مگر نمی بینیند؟ خوب حالا  چه کسی دینش را بر دیگران تحمیل کرده و می کند؟

اسلام اگر حکومتهای ظالم و فاسد را از بین برد، در عوض انسانها را آزاد گذاشت تا دینشان را خودشان انتخاب کنند، و اختیار را به آنها برگرداند که حد فاصل بین انسان و حیوان است، اما کفار سکولار جهانی زمانی که یک جائی را می گیرند اولین کاری که می کنند مردم را مجبور می کنند تابع قوانین دین سکولاریسم بشوند، و قوانین شریعت الله را بندازند دور، و طبق قوانین دین آنها زندگیشان را اداره کنند. فقط کافی است با قلب و عقلی سالم نگاه کنید، نیاز به مطالعه هم ندارد. إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ(ق/37) به راستی در این بیدارباش و اندرز بزرگی است برای آن که دلی داشته باشد، یا با حضور قلب گوش بدهد .‏

  • السلام علیکم: به نظر شما تفرق تا چه اندازه در شکست دوله درعراق و سوریه تأثیر داشت؟

أبوبصيرالمهاجر یکی از علمای کنونی دوله می گوید: دشمن برما ضربه وارد نکرد مگر بخاطر گناهان وتفرقه ما، برخی  داخل مناطق دوله نشسته وفقط جدل وبحث می کنند آنها را باید تنبیه  کرد. در واقع گناه تفرق یکی از اسباب اساسی پس روی های دوله بود. اسبابهای بزرگ دیگری هم در دیپلماسیشان با مسلمین و کفار وجود داشتند که همگی دست به دست هم دادند و وضع موجود را برا ی دوله به وجود آوردند .

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(139- قسمت)

  1. سلام . به نظر شما چرا اینهمه گروه و حزب سلفی وجود دارد و اکثر آنها یا در حال جنگ لفظی با هم هستند یا در حال جنگ مسلحانه، اینها می گویند که حق نزد ماست و بقیه گمراه هستند، حالا ما به پیروی از کدام دسته از اینها دعوت شده ایم؟

خدمتتان عرض کنم که الله تعالی می فرمایند: وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(نساء/ 115) و از خدا و پیغمبر اطاعت کنید تا که مورد رحمت و مرحمت قرار گیرید .‏ . در زمینه ی اطاعت از الله و رسولش آیات زیادند حالا این سوال پیش می آید که با چه ابزار هائی می شود این اطاعت کردن را به آن شیوه ای که الله تعالی امر کرده  است انجامش داد . خود الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا(نساء/59)

یعنی اطاعت از الله و رسولش از کانال شورای اولی الامر و متخصصین امر، رسول الله صلی الله علیه وسلم هم می فرماید: یهود به هفتاد و یک فرقه تقسیم شدند و نصاری هم به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند و امت من نیز به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شود به جز یک گروه از آن، همگی در آتشند. قالوا:مَنْ هی یَا رَسُولَ اللَّهِ، گفتند: ای رسول خدا آنها چه کسانی هستند؟ قَالَ هی الْجَمَاعَة، گفت: آن جماعت است و در روایت دیگری که اولی را تفسیر می کند، می فرماید: آنها کسانی هستند که بر آنچه من و اصحابم بر آن هستیم، قرار دارند[1]

اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم هم قطعا تابع جماعت بودند و اهل تفرق نبودند برای همین است الله تعالی ما را به تبعیت به احسان از آنها سفارش می کند: «وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ » (توبه 100).

اینها آنهائی هستند که الله تعالی ما را به تبعیت به احسان ازآنها دعوت کرده است. در این صورت واضح است که الله تعالی ما را به اطاعت از خودش و رسولش و شورای اولی الامری دعوت کرده است که این شورا امت واحدی را به وجود می آورد، و با اجماع واحدش جماعت واحدی را تولید می کند، و تمام این پروسه از طریق یکی از آن «3 ابزار» انجام می شود . یعنی این امت و جماعت واحد از طریق شورائی به وجود می آید که این شورا هم از طریق یکی از«3 ابزار» حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا حکومت بدیل اضطراری اسلامی یا مجلس واحد شورای مجاهدین به وجود آمده باشد .

حالا زمانی که این شورای اولی الامر واحد و امت واحد و جماعت واحد به دلیل انهدام آن «3 ابزار» از بین می رود، هر عالمی که ما را به این مسیر صحیح دعوت کند جزو گذشتگان درستکار ما یا به عربی جزو سلف صالح ما هستند، حالا فرقی ندارد این شخص صالح و درستکار شخصی مثل امام حنفی باشد و اهل رای، یا شخصی مثل امام احمد بن حنبل باشد و اهل حدیث و گریزان از اهل رای . اینها و تمام این بزرگواران دیگری مثل امام جعفر صادق و امام مالک و امام شافعی و صدها ائمه ی دیگر،  گذشتگان صالح و نیکولار ما هستند.

اما در برابر این نگرش، عده ای از برادرانمان که خودشان را سلفی و پیرو سلف صالح این امت می دانند در توهمشان انداخته اند، چون اینان به جای تبعیت به احسان از گذشتگان صالح این امت مقلد اندیشه های بخشی از علمای آل سعود هستند، و چنان در تقلید خودشان از این «نجدیتِ» دوسه قرن اخیر آل سعود جدی و محدود بین هستند که توان تحمل چیزی غیر از این خط فکری خاص را ندارند، و با تراشیدن اصطلاحات و اصول و فروع بدعی چنان خودشان را غرق کرده اند و چنان خودشان را به این اصطلاحات شبهه انگیز و حتی بدعی مشغول کرده اند که هر جا قدرت برتر شده اند هیچ اهل قبله ای را که مخالف این اصولشان باشد را نمی پذیرند .

این برادران تنگ نظر ما اگر قدرت برتر نباشند تحت مدیریت سایر مسلمین قرار می گیرند، اما به محض پیدا کردن قدرت بانی جنگ داخلی اجتناب ناپذیری می شوند که حتی نجدی های هم فکر خودشان را که دریکی دو اصطلاح بدعی با آنها هم فکر نیستند را هم تحمل نمی کنند. تقسیم بندی میان این نجدی هائی که خودشان را سلفی می دانند، و اینهمه حزب مسلح و جنگ داخلی میان آنها، چیزی نیست که قابل کتمان باشد، خیلی راحت با استفاده از همان اصطلاحات تولید شده ی بی پایه و اساس همدیگر را مرتد و گمراه و ضال و مضل و غیره می دانند و به سادگی خون و مال همدیگر را برای خودشان حلال کرده اند . 

 جالبه این هم بدانید که این برادران ما هر جا رفتند با رواج این اصطلاحات بی پایه و اساس بدعی باعث جدا کردن مردم از مجاهدین و حتی نابود کردن جهادی شده اند که قرنها درآن مردم حالت فرهنگی به خودش گرفته بود، نمونه ی چچن عینی ترین نمونه می تواند باشد. هر چند نمونه های الجزائر و عراق و شام را هم نمی شود نایده گرفت .

(ادامه دارد……..)


[1] رواه ابن ماجه و احمد و غیره

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(138- قسمت)

پاسخ به بخشی از سوالات مرتبط با درس ششم مقدماتی

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

  1. السلام علیکم : چرا القاعده و اسامه بن لادن عملیات استشهادی در میان مردم عادی مسلمان سرزمینهای مسلمان نشینی که کفار و مرتدین در میانشنان بودند را جایز نمی دانستند، و بخصوص چرا انفجار و عملیات استشهادی در مساجدی که ضرار هستند اجاز نمی دادند ؟ جزاکم الله خیرا .  

دوستان گرامی : هدف جهاد و جنگ مسلحانه ی اسلامی مدیریت، کنترل و هدایت خشمی است که با خودش سازندگی می آورد، و زمین از فاسد شدن، و همه ی اماکن عبادی شریعتهای آسمانی و همه ی موجودات را از شر کفار و خشم نابجای آنها حفظ می کند، عملیات استشهادی هم بخشی از این جهاد و ابزاری برای منهدم کردن روحیه و ابهت کفار و افزایش روحیه و تقویت ایمان مومنین است مثل داستان آن جوان و پادشاه و اصحاب الاخدود و یا حمله ی تک نفره ی یکی از سربازان ارتش اسلام به ارتش کفاری که روبرویش قرار گرفته است. همچنین عملیات استشهادی در حالتهای ضرورتی که هیچ راه حلی باقی نمانده باشد وسیله ای برای نابود کردن تجهیزات سپاه کفاری است که آشکارا روبروی سپاه اسلام قرار گرفته اند. مثل عملیات استشهادی سربازان اسلام برای کشتن فیلهای سپاه مجوس که حکم تانکهای امروزی را دارد .  

واضح است درعملیات استشهادی هدف آشکار است و کاملا مجزاست، یا صف کفاری است که روبرویت هستند، یا دارالکفر اصلی است که واضح و آشکار است نه دارالاسلامی که به اشغال کفار درآمده است، حالا اگر در این دارالکفر اصلی یا سپاه کفار مسلمانی هم دراین گیرودار کشته بشود مسأله ش فرق می کند با کافر یا مرتد اشتغالگری که در میان مسلمین پایگاه ساخته، یا سربازاش از میان مسلمین رد می شوند و با کشتن چند کافر یا مرتد جان  چندین مسلمان به خطر می افتد و…

ارزش خون یک مسلمان بسیار بالاتر از خون هزاران کافر واجب القتل است، مگر اینکه در حالت اضطرار و اجبار عدم دفع آن باعث کشتار بیشتر مسلمین، و از بین رفتن حاکمیت و قدرت مسلمین، و از بین رفتن ناموس و مال و سرزمین مسلمین بشود. حالا اگر این کافر اشغالگر خارجی و مرتد محلی از تمام این مراحل گذشته باشد و بر مسلمین تسلط پیدا کرده باشد چه؟ در این حالت مسلمان را می کشی که از چنگ کفار و مرتدین نجاتش بدهی؟ یا راهی را پیدا می کنی که  با حفظ جان و ناموس مسلمین جهاد را مردمی و فراگیر کنید، و با کمک همین مردم دوباره امتی منسجم را از طریق یکی از آن 3 ابزار  تشکیل بدهی و با لگدی جانانه این کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی را بیرون بریزید؟

شما لازم است و باید در عملیاتهای استشهادیتان بین سرزمینهای اصلی کفار و ساکنان کافر آن، و سرزمینهای اسلامی اشغال شده توسط کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی و ساکنان مسلمان آن فرق بگذارید. شما مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم می توانید از منجنیق یا همین بمبهای امروزی در سرزمینهای کفار استفاده کنید همچنانکه آنها بدترین بمبها را روی ما آزمایش کرده اند، اما در سرزمینهای اشغال شده ی مسلمین شما این حق را ندارید . همان کاری که امروزه گروههای مسلح به اصطلاح جهادی درسوریه بر سر هم در می آورند به فتوای انسانهای نامتعادل و نامیزان و نیمه دیوانه ای مثل ابوقتاده فلسطینی و ابوبصیر طرطوسی و دیگران به زن و بچه های همدیگر هم مثل جنگ الجزائر رحم نمی کنند . 

در زمان فتح مکه هنگامی که رسول الله صلی الله علیه وسلم به نزدیک چاهی به اسم «طلوب» رسید، آنجا ماده سگی را دید که به توله‌هایش شیر می‌دهد، ترسید نکند سربازانش با اسبها و شترهایشان ندانسته اینها را زیر بگیرند، برای محافظت از این ماده سگ و توله هایش به جعیل بن سراقه رضی الله عنه – یکی از بزرگان قبیله غفار که میزان دوستی خودش را نسبت به وی در هنگام تقسیم غنایم نشان داده بود- دستور داد که مواظب آن سگ باشد و نگذارد کسی از لشکریان به آن و توله هایش صدمه ای بزنند. 

این مفتی های نامتعادل و نامیزان و نیمه دیوانه حتی در حد این سگ ماده و توله هایش برای خون و زن و بچه و پیر مرد و پیر زن یک مسلمان ارزش قائل نیستند . بدون شک اینان مسیری غیر از مسیر رسول الله صلی الله علیه وسلم در این امور را می روند .

اما در مورد بخش دوم سوالتان که گفتید: چرا انفجار و عملیات استشهادی در مساجدی که ضرار هستند اجاز نمی دادند ؟

دوست گرامی حتی اگر این مساجد نه به تشخیص ما و شما – و دیگرانی که در دارالحربها نشسته اند و کارخانه ی فتوا سازی جعلی و تقلبی راه انداخته اند – بلکه به تشخیص الله تعالی و تطبق قرآن آیه نازل شده باشد که این مسجد ضراراست و رسول الله صلی الله علیه وسلم این حکم را بر مردم عرضه کرده باشد باز نباید مردمان داخل این مسجد را قتل عام کرد. مگر رسول الله صلی الله علیه وسلم مسجد را بر سر نمازگزاران این مسجد که یقین داشت توسط کفار پنهان داخلی و منافقین ساخته شده تخریب کرد؟ یا همه را از مسجد بیرون کرد و بعد با داشتن قدرت حکومتی و تسلط کامل و تمکین کامل آن مسجد را تخریب کرد؟

شما می دانستید که امام همین مسجد ضرار جزو منافقین نبود و با وجود حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و وجود شخصیت رسول الله صلی الله علیه وسلم و آن همه صحابی گرانقدر فریب منافقین و کفار پنهان داخلی را خورده بود؟

نکته ی دیگر اینکه آن مسجد توسط منافقین ساخته شده بود، اما این مساجد توسط مومنین ساخته شده اند  و حتی عمر بعضی از این مساجد به دهها سال پیش بر می گردد، حالا شما با چه مجوزی در این موقعیتی که مسلمین قرنهاست به دلیل نبود حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و رواج آنهمه خرافات و  گسترش نفوذ منافقین و علمای سوء و ائمه المضلین و دعاه علی ابواب جهنم مساجدی را تنها بر اساس اجتهاد و تأویل درست یا غلط خودت یا ملاهای مورد پسندت بدون داشتن قدرت حکومتی و تمکین کامل منفجر می کنید و آنهمه زن و مرد و کودک و پیرو وجوان را قتل عام می کنید؟ در حالی که الله تعالی منفجر کردن کلیساها و کنیسه ها و دیرهای راهبها را به صراحت منع کرده است و یکی از اهداف جهاد را حفظ این مکانها قبل از مساجد مسلمین معرفی کرده است؛ تو با چه مجوزی حرمت خانه ی الله را نگه نمی داری و به خاطر حضور یک نظامی مرتد هم خانه ی الله را ویران می کنی و هم دهها مسلمان نماز گزار را که ارزش خون هر کدام از اینها از خود کعبه هم بالاتراست حالا چه رسد به این مسجد ی که منفجرش کردی؟!.

و حتی این را میدانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم تنها بعد از فتح مکه و تمکینِ کاملِ بر پایتختِ کفارِ سکولارِ شبه جزیه ی عربستان بود که دستور تخریب بت خانه های مشرکین را صادر کرد و قبل از آن کسی را به این نیت نفرستاد، در حالی که می توانست، اما این کار را اسباب اتحاد این قبایل با دشمن اصلی و اضافه شدن به قدرت دشمن اصلی می دانست و این اشتباه آشکار را هیچ فرمانده ی دلسوزی انجام نمی دهد. حالا شما چرا حداقل این تاکتیکی را که کل کفار هم برای مخالف نکردن مردم با خودشان به آن پی بردند را درک نمی کنید؟ چرا باید از این سنت اساسی رسول الله صلی الله علیه وسلم کفار استفاده کنند اما شما نه؟

من به این عزیزانی که غیر مستقیم فریب مفتی های ساکن در دارالحربهائی چون انگلیس و اردن و غیره  و بخصوص فریب مفتی های اجاره ای آل سعود را خورده اند سفارش می کنم به خودشان و اعمالشان نگاه کنند و ببینند دارند چه بلائی سر خودشان و دیگر مسلمین در می آورند، آن هم به نام اسلام؟

حالا شما رفتار رسول الله صلی الله علیه وسلم در محافظت از آن ماده سگ و توله هایش را بسنجید با رفتار این برادران نامتعادل و نامیزان ما در برخوردشان با مسلمین و اهل قبله.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(137- قسمت)

بله رسول الله صلی الله علیه وسلم تحت کنترل مستقیم الله بود، و مسلمین مطمئن بودند که تحت کنترل است و کاری بر خلاف رای الله انجام نمی دهد، بعد از رسول الله صلی الله علیه وسلم این مسئول نظارت و کنترل رهبریت بر عهده ی شورای اولی الامر مسلمین است که تحت عنوان شورای اهل حل و عقد یا شورای نخبگان و متخصصین و اولی الامر ازآن یاد شده است.

ما در همین یک نمونه ی پیمان حدیبیه و بیعت رضوان – که هیچ منافقی در آن  نبوده  است- می توانیم چند نکته ی مهم را متوجه بشویم:

  •  یکی اینکه، خیلی مهم است، این رهبر چه طوری انتخاب شده است
  • دوم اینکه نیروئی آگاه و عالمتر از همه بر چنین رهبریتی نظارت دارد، و اگرچنین رهبریتی کاری را انجام داد و چنین ناظری در برابرش سکوت کرد یعنی کارش درست است، چون یقین داریم اگر اشتباه بود چنین ناظری سکوت نمی کرد. و این میزان اعتماد و اطمینان مسلمین به چنین رهبریتی رامی رساند.
  • سوم اینکه مومنین با سمع و طاعه به چنین رهبریتی که شناخته اند از اصل «سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» پیروی می کنند، و از قضاوتهای انحرافی و تفرقه انگیز پرهیز می کنند، و به همین سادگی وحدت فرماندهی و وحدت عمل مسلمین حفظ می شود.

 این برای آنانی که قصد دارند در انضباط سیاسیشان و در شیوه برخورد با رهبریشان از سابقون الاولون تبعیت کنند الگوی مناسبی است: وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ (توبه/100)

 بله، ما باید در همه چیز از وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَار تبعیت به احسان داشته باشیم نه فقط در مسائل ریز شخصی. مهمترین مسأله ی بعد از ایمانِ به الله، تنظیم روابطمان با رهبریتی است که اداره ی یکی از 3 ابزار را بر عهده گرفته و کابرد سپر را برای مسلمین دارد و در وضع موجود فرض عینی چون جهاد بر علیه کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی را مدیریت و هدایت می کند.

ما باید در انضباط سیاسیمان یاد بگیریم که اگرچنین رهبریتی در برابر دشمن سکوت کرد، یا احیاناً از دشمن تعریف و تمجیدی کرد، یا به دشمن امتیازاتی داد و ناظر آگاه تر از همه در برابرش سکوت کرد مسلمین باید در برابر چنین موضعگیری هائی که توسط این رهبریت می شود تسلیم بشوند؛ چون رهبریت با شورائی که در اختیارش هست و با نظارتی که رویش می شود نسبت به وضع موجود و نیازهای روز دارالاسلام، و نسبت به وضع منطقه ای و بین المللی، و نسبت به شرایط سیاسی و عمق جهاد آگاهتر، و نسبت به سرشت و طبیعت دشمن آشناتر است، و بهتر از تک تک افراد و حتی گروههای مختلف جامعه می داند که آیا جنگ به صلاح است یا آتش بس و صلح و دادن امتیازاتی به دشمن و غیره؟ در تمام اموری که در حیطه ی اختیارات اجرائی رهبریت است و مربوط به وحدت فرماندهی و وحدت دستور و وحدت عمل می شود باید مجریاِن زیر دستِ سیستم حکومتی و تمام مومنین به دستورات و تشخیص رهبری پایبند باشند.

الان پاسخهاى پس از سقوط حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و جایگزین شدن شاهیگری حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی و یا مجلس واحد شورای مجاهدین، پاسخهاى تئوريک و فكري محض نيستند، جوابهاى تئوريک و عقيدتيش را قبلا ارائه داده ایم و قرنها پیش چنین جوابی را بزرگان ما داده اند. پاسخهاى الان ما پس از سقوط حکومت اسلامی علی منهاج نبوه پاسخهايى عملي است؛ عملي  به معنى وسيع کلمه.

پاسخ واقعى ما به احياى قانون شريعت الله، و برپا کردن اين پرچم درجايی است که تعداد کافى اى از مسلمین متحد، هم هدف، با قدرت نظامي و سر و صدايى به اندازه کافى بزرگ – که الله تعالی آنها رادوست دارد- در آن باشند، که اين سياره متوجه وجود ما از طریق حکومت بدیل اضطراری اسلامی یا مجلس شورای مجاهدین و زمینه های عروج مجدد حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و قانون شريعت الله بشود، که شده است.

 اين کار از ما و جريان فرقه ي ناجيه برمی آید، به شرطی که ما خودمان را جزء همان مقاتلین متحدی قرار بدهیم که الله تعالی دوستشان دارد.إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌمَرْصُوصٌ(صف/4) و جزو آن مومنین جنگنجو: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ (صف/2) نباشیم که الله تعالی نسبت به چنین مومنین جنگجوئی کینه و خشم دارد: کَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ (صف/3) چرا مومنین جنگجو؟ چون منافقین را الله تعالی با يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خطاب قرار نمی دهد و اینان اهل «يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ» نیستند.

اين وظيفه ی ما و دِين ما به جريان جهانى شورای اولی الامر و وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی است که قدرتمند بشویم. کافی است ما در تبعیت از قانون شریعت الله و با دور ریختن تنفر جاهلی،در مسیر عدالت حرکت کنیم «وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ عَلىٰ أَلّا تَعدِلُوا ۚ اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوىٰ»(مائده/8) اگر ما توانستیم از این مرحله عبور کنیم، و توانستیم از آفتهای تکبر خودمان را دور کنیم، و توانستیم به دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان پایبند باشیم، و توانستیم به آیات قران و فرموده ی رسول الله صلی الله علیه وسلم اعتماد کنیم که می فرماید تنها امت است که گمراه نمی شود و این امت هم تنها و تنها از طریق شورای اولی الامر و از کانال یکی از آن 3 ابزار شکل می گیرد، آنوقت است چشم کفار اهل کتاب و شبه اهل کتابی که در اهدافی منافع خودشان را با منافع مسلمین مشترک می بینند را  متوجه سابقون الاولون پيروزش مي کند، و شما مي توانيد درباره از بين بردن فقر و نا امني و ايجاد رفاه و امنيت و زميني كردن «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» در جهان امروز، دنيا را مخاطب قرار بدهید.

جریان شریعت گرا و وحدت گرای ما اگر در هر نقطه ای از سرزمینهای مسلمان نشین تبدیل به قدرتی ظاهری بشود، این توانائی را دارد که از روی این چند قرن گذشته پرش کرده و دوباره حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و شورای اولی الامر و عدالت خواسته شده در شریعت الله را اجراء کند . اين تنها پاسخ واقعىِ پس از سقوط حکومت اسلامی علی منهاج نبوه به تمام مسلمین و تمام غیر مسلمینی است که برآورده شدن اهدافشان رادر هم مسیر شدن با فرقه ی ناجیه می بینند.

(ادامه دارد……)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(136- قسمت)

رهبر پس از رسول الله صلی الله علیه وسلم در واقع کانالی است که شورای نخبگان و اهل حل و عقد مسلمین آن رابرا ی تبیین قوانین دین اسلام  در اموراجرائی وحکومتی جامعه برای مسلمین آن زمان و مکان انتخاب می کند، و بدون شک برای تبیین چنین قوانینی و چگونگی تطبیق قانون شریعت الله این رهبر باید از علوم شرعی مورد نیاز به اندازه ی یک قاضی و مجتهد وارد باشد، و تنها با چنین شروط واجبی است که حاکم و رهبر مسلمین جایگاه اصلی خودش را به دست می آورد. مَالایتِمُّ الوَاجُبُ إِلّابِهِ فَهُوَ وَاجِب” این جایگاه با چنین شروطی به دست می آید و این شروط هم خود به خود واجب می شوند مگر در حالت اضطرار و ضرورت.

اینطوری حکم و روشنگریهای چنین امیر و رهبریتی که از چنین کانال شرعی انتخاب شده، در وضع موجود خودش، دستور الله و رسول صلی الله علیه وسلم برای ظروف زمانی و مکانی موجود مسلمین محسوب می شود، رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَنْ أَطَاعَنِي فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ، وَمَنْ عَصَانِي فَقَدْ عَصَى اللَّهَ، وَمَنْ يُطِعِ الْأَمِيرَ فَقَدْ أَطَاعَنِي، وَمَنْ يَعْصِ الْأَمِيرَ فَقَدْ عَصَانِي”[1]«هركس، از من اطاعت كند، همانا از خدا اطاعت كرده است. و هركس از من نافرماني كند، همانا از خدا نافرماني كرده است. و هركس از اميرش، اطاعت كند، يقيناً از من اطاعت كرده است. و هركس كه از او نافرماني كند، يقيناً از من نافرماني كرده است. در لفظ دیگر در صحیح بخاری در ادامه این حدیث آمده است: وَإِنَّمَا الإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ، فَإِنْ أَمَرَ بِتَقْوَى اللَّهِ وَعَدَلَ فَإِنَّ لَهُ بِذَلِكَ أَجْرًا، وَإِنْ قَالَ بِغَيْرِهِ فَإِنَّ عَلَيْهِ مِنْهُ» همانا امام، سپر است. از او دفاع مي كنند و به او پناه مي برند. پس اگر به خدا ترسي و عدالت، امر کند، شایسته ی پاداش مي شود. و اگر خلاف آن، امر كند، گناهكار مي شود.

حالا این امیر و رهبری که اطاعت از آن به منزله ی اطاعت از الله و رسول الله صلی الله علیه وسلم محسوب می شود، و حکم سپر برای مسلمین را دارد، ممکن است درشرایط زمانی و مکانی خاصی که مسلمین درآن هستند، با توجه به وضع موجود مسلمین و نیازهای روز مسلمین و شرایط منطقه ای و بین المللی، حکم و روشی را ارائه بدهد که ممکن است حکمت چنین حکم و عملی برای ما روشن باشد یا نباشد، و یا شبهاتی به وجود بیاید که جنگ روانی دشمنان داخلی و خارجی برای ایجاد تفرق و ذلیلی میان مسلمین به آن دامن بزنند.

در چنین حالتی مهمترین مساله و حساس ترین امر، به مرحله ی انتخاب رهبر از طریق یکی از 3 ابزار بر می گردد، اگر مسلمین از کانال شورای اولی الامر و طبق شرایط اسلامی یک رهبر فقیه و مجتهدی را انتخاب کردند که حفظ دین، جان، ناموس، مال و وطن مسلمین به چگونگی تصمیمات او بستگی دارد، باید سمع و طاعه هم برای او باشد، در سیاست هایی که دلیلش را می دانیم و یا از حکمت چنین سیاستهائی بی خبریم؛ مهم اعتماد و وحدت عمل در برابر چنان رهبریتی است.

با یک مثالی از واکنش مومنین در برابر پیمان صلح حدیبیه – که منافقی در میانشان نبود- به این گفته ها جان می دهیم و ملموسترش می کنیم: می دانیم که در پیمان حدیبیه با سکولاریستهای قریش، امتیازات بزرگی به کفارمشرک و سکولار داده شد، و حتی تنزلاتی از جانب رهبریت صورت گرفت که بر اساس بندهای آن بسیاری از معتقدات مسلمین نادیده گرفته شدند، و علاوه بر آن تعهد می شود مسلمینِ مهاجرِ از دارالکفرِ مکه دوباره به کفار مشرک و سکولار تحویل داده بشوند و غیره.

یکی از امتیازاتی که رسول الله صلی الله علیه وسلم به کفار مشرک و سکولار قریش می دهد حذف کلمه بسم الله و پاک کردن صفات الرحمن و الرحیم از ابتدای پیمان نامه ست. رسول الله صلی الله علیه وسلم با حذف صفات الله، نام خودش را هم به عنوان پیامبر خدا حذف می کند، علاوه بر این با تحویل دادن مسلمین به کفارمثل قضیه ی ابوبصیر فرزند جابان الکوردی رضی الله عنهما، یا نیمه کاره گذاشتن حج وغیره  امتیازاتی را به کفار مشرک و سکولار مکه  می دهد و تنازلاتی را انجام می دهد که تنها عاملی که باعث جلوگیری ازاغتشاش و تفرق میان مسلمین می شود ایمان آنها و میزان اعتماد و اطمینان مومنین به رهبریتی است که از کانال شرعی آن انتخاب شده است، و مطمئن بودند این رهبریت تحت کنترل قدرتی بالاتر از خودش است، و سمع و طاعه خودشان رانسبت به چنین رهبریتی اعلام کرده اند.

(ادامه دارد……..)


[1]أخرجه البخاري في الجهاد، باب يقاتل من وراء الإمام ويتقي به: 6 / 116،وفيالأحكام: 13 / 111،ومسلم في الإمارة – باب وجوب طاعة الأمراء في غير معصية برقم (1835) : 3 / 1466. والمصنف في شرح السنة: 10 / 69.)