
تعریف دارالاسلام و دارالکفر در مذاهب مختلف اسلامی
بسم الله و الحمد لله . اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته/ بخش: 3
بعد از بررسی «دار» در قرآن و سنت صحیح و آراء صحابه متوجه شدیم که این تقسیم «دارین» قبل از عصر فقهای مذاهب مختلف اسلامی و تولد فقه اجتماعی و تدوین مسائل متعلق به روابط بین المل در میان اهل فقه وجود داشته، و شایسته است بدانیم که مذاهب مختلف اسلامی هم در تعریف دارالاسلام و دارالکفر چه گفته اند؟
مذهب حنفی :السرخسی حنفی مذهب رحمه الله از بزرگان این مذهب چون ابویوسف و محمد شیبانی رحمهما الله نقل می کند که دار الاسلام یعنی: هر جائی که در آن حکم اسلام حاکم باشد «وَكُلُّ مَوْضِعٍ كَانَ الظَّاهِرُ فِيهِ حُكْمُ الْإِسْلَامِ[1]السرخسیرحمه الله در جای دیگری می گوید:و سرزمینی با اجرای احکام و قوانین اسلامی تبدیل می شود به «دارالمسلمین» سرزمین مسلمین[2].
الکساني رحمه الله نیز می گوید:هر «دار» يا به اسلام مضافمیگردديابهكفر،وداربهاسلاماضافهمیشودهنگامیكهدرآناحکام اسلام تطبيقشود،وبهكفراضافهمیشودهنگامیكهدرآناحکام كفرتطبيقشود،… زيراظهوراسلاموياكفربخاطرظهوراحکامشاناست.[3]
ابن عابدين حنفی مذهب می گوید: دارالحرب تبدیل به دارالاسلام می شود با اجراء کردن احکام اسلامیدر آن. [4]
الكاساني در “بدائع الصّنائع” می گوید: در بین اصحاب ما (یعنی در بین حنفی مذهبها) در اینکه دارالکفر با مسلط شدن احکام اسلامتبدیل به دارالاسلام می شود اختلافی وجود ندارد.[5]
به این شکل حنفی ها در تعریف دارالکفر هم می گویند: سرزمينیكهدرآنجاامر و حکمرئيسكافرانجاریمی شودودرآنجامسلمانانازكفار می ترسند،بنابرايندارالکفرآنسرزمينیاستكهدرآنجاسلطانبرایحاكممسلماننيست (یعنی حکومت اسلامی وجود ندارد) و غلبه در آنجا برای احکام کفراست.[6]
مذهب مالکی :مالکی ها نیز در مورد دارالکفر می گویند:سرزمينیكهدرآنجااحکامكفارظاهروجاریمی شود. و طبعاً هر سرزمینی که در آن احکام اسلامیظاهر و به مرحله ی اجراء در بیایند آن سرزمین هم دارالاسلام است.[7]
در اين زمينه الإمام مالك از مكة قبل ازفتح و تحت حاکمیت مشرکین می گوید : وَكَانَتْ الدَّارُ يَوْمئِذٍ دَارَ الْحَرْبِ لِأَنَّ أَحْكَامَ الْجَاهِلِيَّةِ كانَتْ ظَاهِرَةً يَوْمئِذٍ.[8] مکه در آن زمان دارالحرب بود چون احکام جاهلی بر آنجا حاکمیت داشتند.
مذهب شافعی : امام شافعی رحمه الله بر این باور است که زمین «دار» واحدی است و این تقسیمات امری طارئ (خلاف اصل و پيشامد ناگهانى) است. و می خواهد بگوید که سرزمین متعلق به الله است و یکی است و تبدیل به دارالکفر نمی شود، و زمین در اصل دار واحدی برای اسلام است، و در دارالاسلام نباید تقسیمی صورت گیرد و این تقسیم زمین به دارین حالتی طارئ، (بیگانه، خلاف اصل و پيشامد ناگهانى) است که به خاطرعناد کفار در اقرار به حاکمیت اسلام به وجود آمده است.
الله تعالی می فرماید : وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا (مائده/17) زمانی که الله زمین را خلق کرده و مالک آن هم خودش است و در آن متصرف تکوینی است «لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (مائده/120) خیلی طبیعی است که نباید کسی غیر از الله در زمین متصرف تشریعی باشد. خلق مال الله است امر و حکم هم مال الله تعالی است. أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ ۗ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ. (اعراف/54)
ادامه خواندن تعریف دارالاسلام و دارالکفر در مذاهب مختلف اسلامی