درس های مقدماتی/ درس  چهارم: اسلام چیست و مسلمان کیست؟

درس های مقدماتی/ درس  چهارم: اسلام چیست و مسلمان کیست؟

بسم الله و الحمدلله


«به راستی حمد و سپاس تنها لایق خداست او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و آمرزش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از شرور نفس هایمان و از بدی های اعمالمان، هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نماید هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده ی اوست».

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید آنچنان که شایسته است، از خدا بترسید و نمیرید مگر آن که مسلمان باشید».
«ای مردمان از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. و از (خشم) خدایی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند می‌دهید، و بپرهیزید از این که پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید زیرا بی گمان خداوند مراقب شماست».

«ای مؤمنان از خدا بترسید و سخن حق و درست بگویید. در نتیجه خدا (توفیق خیرتان می‌دهد و) اعمالتان را شایسته می گرداند و گناهانتان را می‌بخشاید. اصلاً هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی و کامیابی بزرگی دست می‌یابد».

اما بعد: راست ترین سخن، کتاب خدا و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی و هر گمراهی در آتش است.

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

برادران و خواهرانی که سه درس گذشته را دنبال کرده اند و می دانند دین یعنی چه؟ و مفاهیم و معانی چهار گانه ی آن را یاد گرفتند، و علاوه بر آن، شناخت درستی از مسأله ی جاهلیت و بخصوص امر مهم کفر به طاغوت دارند، درک درس امروز برایشان بسیار سهل و آسان خواهد بود.

در همین ابتدای امر باید این نکته را خدمت برادران و خواهران مسلمان یاد آوری کنم همچنانکه در درس اول اشاره کردیم، در نگرش قرآن دو دین بیشتر وجود ندارد: یا دین اسلام یا دین مشرکین، و الله متعال هر جا اسم مشرکین را در کلام خود آورده، منظورش کفار غیر اهل کتاب هستند. یعنی به زبان ساده تر و امروزین، ما دو دین بیشتر نداریم، یا دین اسلام است (با شریعتهای مختلف آن) یا دین سکولاریسم ( آن هم با صدها مذهب و فرقه ی مختلف).

در این صورت، به کار بردن ادیان آسمانی نمی تواند کار درستی باشد، بلکه در نگرش قرآن تنها یک دین آسمانی داریم و تمام پیامبران، برای تبلیغ و رساندن یک دین آمده اند که آنهم «اسلام» است؛ که الله متعال به تأکید می فرمایند:”إنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام” و “وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَالْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ”.

اصول مشترک و ثابتی که تمام پیامبران، در دعوت مردم به این دین واحد، از آن پیروی می کردند،  دو اصل ساده اما مهم بیشتر نبوده، که هر کسی تسلیم این دو اصل، از کانال پیامبر همان دوره می شده، در دایره ی دین اسلام قرار می گرفته است. الله متعال در مورد این دواصل مشترک می فرمایند:

  • وَلَقَد بَعَثنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسولًا أَنِ اعبُدُوا اللَّهَ وَاجتَنِبُوا الطّاغوتَ (نحل/36)، ما به ميان هر ملّتی پيغمبری را فرستاده‌ايم (و محتوای دعوت همه‌ی پيغمبران اين بوده است) كه خدا را بپرستيد و از طاغوت (شيطان، بتان، ستمگران و غيره) دوری كنيد.
  • وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ (انبياء/25)‏، ما پيش از تو هيچ پيغمبری را نفرستاده‌ايم، مگر اين كه به او وحی كرديم كه معبودی جز من نيست، پس فقط مرا پرستش كنيد. ‏

به همین دلیل، خداوند در تأیید این مفهوم می فرماید: فَمَن يَكفُر بِالطّاغوتِ وَيُؤمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمسَكَ بِالعُروَةِ الوُثقى لَاانفِصامَ لَها (بقره/256)، بنابراين كسی كه طاغوت را انکار و رد نماید و از آن نافرمانی كند و به خدا ايمان بياورد، به محكم‌ترين دستگیره چنگ زده، اصلاً پاره شدن ندارد.

و رسول الله صلی الله علیه وسلم هم درابتدای دعوت خود، اولین چیزی که به مخاطبین به عنوان رسالتش می گفت (قبل از نازل شدن احکام اجرائی جامعه)، همین دو اصل را برای مردم بیان می کردند و می فرمود: يَا أَيُّهَا النَّاسُ، قُولُوا: لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا؛ به همین سادگی.

پس اسلام در معنی عام و فراگیر آن، یعنی:

  1. لا اله = کفر به طاغوت، یعنی رد کردن و زیر پا گذاشتن تمام برنامه ها، قوانین و راههائی که بر خلاف قانون شریعت الله باشند.[1]
  2. الا الله =  ایمان به الله، یعنی همان تعهدی که ما در نماز می دهیم: « ‏إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ‏» که بر اساس این تعهد، تمام امورعبادی خود را، همچون کار، زندگی، خانواده، حکومت، قانون، آموزش و پرورشو همه چیز خود را به الله می سپاری.

در طول تاریخ، هر کسی که تسلیم این دو اصل (لا اله = کفر به طاغوت و الا الله =  ایمان به الله)، از کانال پیامبر آن عصر شده، دوباره باید تأکید شود، تسلیم شدن به این دو اصل باید از کانال پیامبر آن عصر یا به تعبیر دیگر آخرین پیامبر باشد؛ در این صورت، چنین شخصی وارد دایره ی دین اسلام شده و در دنیا اسلام او پذیرفته می شود، و اینکه در قلب این شخص چه می گذرد، راست و دروغ قلبش به خدا و روزقیامت برمی گردد و در دنیا در دایره ی دین اسلام قرار گرفته است و ما چیزی از قلبش نمی دانیم. 

الان باید متوجه شده باشید که، آن اسلام ساده، روشن و قابل فهم کدام است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در عرض کمتر از چند دقیقه به شخص می رساند؟ و شخص مکلفی با هر میزان از سواد یا در هررده ی سنی که قرار داشت یا آن را قبول یا ردش می کرد. اما امروزه، دهها کتاب در مورد انواع و اقسام توحید نوشته اند و سالهای سال در دانشگاه  درس توحید و دعوت می خوانند و حتی درجه ی لیسانس، فوق لیسانس و دکترا هم برایش در نظر گرفته اند اما، باز چیزی تولید می شود که در نهایت، در خدمت طاغوتها قرار می گیرد. این، همان چیزی است که ما در تولیدات دانشگاههایی چون دانشگاههای آل سعود، زیتونه، الازهر و اکثر مدارس دینی فِرق معروف به اهل سنت دیده ایم.

در هر صورت:

تا الان متوجه شدیم که دین اسلام چیست؟ و چگونه شخصی وارد دایره ی دین اسلام  شده است؟ اما بایستی این را هم بدانیم که الله متعال برای چنین اشخاصی که وارد دین او شده اند چه اسمی را انتخاب کرده؟ الان ما هر گروه و دسته، و حتی هر فن و حرفه ای را که می بینیم دارای تابلو و اسمی است که صاحبان آن حزب، گروه، دسته و فن برای خودشان انتخاب کرده اند، مثل: نجارها، تراشکارها، رفتگرها، راننده ها، معلمها، پزشکان و …. یا در دین سکولاریسم هم هر کسی برای خودش یک اسم انتخاب کرده، یکی می گوید سکولار لیبرال، دیگری می گوید ناسیونال سوسیالیست، یکی می گوید سوسیال دموکراسی، یکی می گوید مارکسیست لننیست یا یکی خودش را توده ای، کومله، دمکرات، پارتی، یکیتی و … می نامد.

در کل، ما برای هر بچه ای که به دنیا می آید یک اسمی انتخاب می کنیم یا هر کالائی که تولید می شود برای آن اسمی را تعیین کرده اند. حالا، الله متعال برای پیروان این دین واحد که آن را اسلام نامیده چه اسمی را انتخاب کرده است؟ آیا پیروان این دین واحد در هر دوره ای اسمی داشته اند؟ آیا مثل پیروان دین سکولاریسم از اسامی مختلفی برخوردار بودند؟ چون می دانیم پیروان دین سکولاریسم هر یک، اسمی دارند و در طول تاریخ با آن که ماهیتشان یکی بوده اما اسامی مختلفی داشته اند. قبلاً در زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم یا در ادبیات قرآنی و فقه به آن ها می گوییم «مشرکین»، اما الان به آن ها می گوییم «سکولاریست»، به صورت عام دین آن ها را چنین می نامیم فرقه هایشان هم مختلف بودند. مذاهب شان اسامی مختلفی داشتند الان هم همین طور هستند و در هر سرزمینی دهها اسم، تحت احزاب مختلف دارند. آیا [دین اسلام هم]اینگونه است یا مثل اسم گذاری روی بچه ها، حرفه ها، مکانها، وسایل تولید شده و … الله متعال اجازه داده خودمان اسمی برای خودمان انتخاب کنیم؟

مثلاً پیروان آدم بگویند ما آدمی هستیم، یا پیروان ادریس بگویند ادریسی، یا پیروان نوح بگویند نوحی، یا پیروان هود بگویند هودی، یا پیروان صالح بگویند صالحی، و به همین ترتیب پیروان ابراهیم = ابراهیمی، اسماعیل = اسماعیلی، لوط = لوطی، اسحاق = اسحاقی، یعقوب = یعقوبی، یوسف = یوسفی، شعیب = شعیبی، ایوب = ایوبی، موسی = موسوی، داود = داودی، سلیمان = سلیمانی، الیاس = الیاسی و به همین ترتیب الیسعی، یونسی، ذوالکفلی،زکریائی، یحیایی، عیسائی و محمدی.

آیا ما چنین نامهائی را در قرآن یا سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم دیده ایم؟ اگر نه، پس اسم کسانی که اسلام را پذیرفته اند چیست؟ و الله متعال چه اسمی رابرایشان انتخاب کرده است؟

الله متعال می فرماید:«مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلاَ نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»، یعنی سیدنا ابراهیم نه سکولاریست بود(مشرکین) نه  یهودی و نصرانی، بلکه «مسلمان» بود. الله متعال برای پیروان دین اسلام از آغاز پیدایش تا روز قیامت فقط یک اسم را انتخاب کرده، آنهم «مسلمان» است. این اسمی است که الله متعال برای کسانی که لا اله و الا الله یعنی کفر به طاغوت و عبادت را مختص الله قرار می دهند به این اصول تسلیم شده اند اسم آن ها را مسلمان گذاشته است: هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِن قَبْلُ وَفِی هَذَا(حج/78)، الله متعال شما را قبلاً (در کتابهای پیشین) و در این (در آخرین کتاب که قرآن نام دارد) مسلمان نامیده است.

خواهران و برادران مسلمان! دقت کنید این اسم را الله متعال برای تمام پیروان دین اسلام در تاریخ بشریت انتخاب کرده، الان هم اسم ما همین است. اگر اسم زمین، آسمان، دریا، کوه، باد، خورشید و ماه را نمیتوانیم عوض کنیم، که امری برای عوض کردن یا نکردن آن هم از طرف خالق آن نداریم. به همین ترتیب که دوست نداری به کوه بگویی دریا، یا به آسمان بگوئی کوه، به همین ترتیب هم به هیچ وجه اجازه نداری اسمی را که الله متعال در طول تاریخ بشریت برایت انتخاب کرده را تغییر بدهی. اسم روی کوه را تو گذاشتی ولی این اسم را الله متعال برایت انتخاب کرده است. ببین پیامبران چگونه خودشان رادر تاریخ معرفی می کنند:

نوح علیه السلام گفت: «وَأُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ مِنَ المُسْلِمِینَ» (یونس/۷۲)، و به من دستور داده شده است كه از زمره‌ ی مسلمین باشم.

ابراهیم واسماعیل-علیهما الصلاة والسلام ـ گفتند: «رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ» (بقره/۱۲۸)، ای پروردگار ما! چنان كن كه ما دو نفر مخلص و منقاد (فرمان) تو و مسلمان باشيم، و از فرزندان ما ملّت و جماعتی پديد آور كه مسلمان و تسليم (فرمان) تو باشند.

درباره‌ی سفارش ابراهیم ویعقوب علیهما السلام به فرزندان‌شان گفته: «وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَیَعْقُوبُ یَا بَنِیَّ إِنَّ اللهَ اصْطَفَى لَکُمُ الدِّینَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» (بقره/۱۳۲)، و ابراهيم فرزندان خود را به اين آئين سفارش كرد، و يعقوب (نوه‌ی او نيز چنين كرد. هر كدام به فرزندان خويش گفتند:) ای فرزندان من! خداوند، دین (توحيدی اسلام) را برای شما برگزيده است.(پس به ما قول بدهيد كه يك لحظه هم از آن دوری نكنيد) و نميريد جز اين كه مسلمان باشيد. یعنی با مسلمان بودن بمیرید.

یوسف علیه السلام دعا کرد و گفت: «تَوَفَّنِی مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ» (یوسف/۱۰۱)، (يوسف رو به خدا كرد و گفت:) پروردگارا! مرا مسلمان بميران و به صالحان ملحق گردان.

 موسى علیه السلام هم گفت: «وَقَالَ مُوسَى یَا قَوْمِ إِنْ کُنْتُمْ آَمَنْتُمْ بِاللهِ فَعَلَیْهِ تَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُسْلِمِینَ» (یونس/۸۴) موسی (برای دلداری و تشجيع مؤمنان) گفت: ای قوم من! اگر واقعاً به خدا ايمان داريد بر او توكّل كنيد (و بايد بر او توكّل كنيد) اگر مسلمان هستید.

جادوگران فرعون هم زمانیکه به موسی ایمان آوردند گفتند:«رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِینَ» (اعراف/۱۲۶)، پروردگارا! صبر عظيم به ما مرحمت فرما و ما را مسلمان بميران.

سلیمان علیه السلام خطاب به بلقیس ملکه ی یمن و مردمش نوشت گفت: «أَلَّا تَعْلُوا عَلَیَّ وَأْتُونِی مُسْلِمِینَ» (نمل/۳۱)،برای اين (نامه را فرستاده‌ام) تا برتری‌جوئی در برابر من نكنيد، و تسليم شده به سوی من آئيد.

حواريّون عیسى علیه السلام به او گفتند: «آَمَنَّا بِاللهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» (آل‌عمران/۵۲)، (ما) به او ايمان آورده‌ايم‌؛ و (تو نيز) گواه باش كه ما مسلمان هستيم.

این دلایل روشن است، همچنانکه «دین اسلام» رسالت همه ی پیامبران بوده، نام «مسلمان» هم برای تمام دوره های تاریخ بشریت به پیروان دین اسلام داده شده است. اگر در تمام قرآن جستجو کنیدغیر از کلمه ی «مسلمان» هیچ اسم و رسم دیگری برای پیروان دین اسلام معرفی نشده است. این اسمی است که الله متعال برای ما انتخاب کرده؛ برای دینی که در طول تاریخ بشریت یک اسم داشته، یک اسم هم برای پیروان این دین معرفی کرده، این هم دینی است که تا روز قیامت برای ما نازل شده است.

ممکن است همه ی ما شنیده باشیم که مریدان دین سکولاریسم، با قیاس تغییر و تحولات دینی سکولاریسم با دین اسلام، (چون تغییر و تحولات در دین سکولاریسم خیلی زیاد است) آن ها می خواهند با همین قیاس تغییر و تحولات به دین اسلام نگاه کنند و می گویند: دین اسلام مال مثلاً 1400 سال پیش است؟ و اینگونه می خواهند این شبهه را ترویج دهند که، همچنانکه دین سکولاریسم در طول تاریخ متناسب با عقل بشری تغییر کرده، و روز به روز پیشرفت کرده تا به امروز رسیده، و حتی می گویند: امروز هم در حال تغییر است و ممکن است چیزی که به درد امروز ما بخورد فردا خوشمان نیاید و آن رد کنیم و چیز دیگری را جای آن بگذاریم. تابع هوای نفس است هر چه دلشان خواست. پس، دین اسلام هم همین طور است و تابع هوای نفس و خواهش های انسانی است و این دین هم مال 1400 سال پیش است، آن هم مال همان مکان و همان ملت و برای زمانها و مکانهای دیگر و ملتهای دیگر به درد نمی خورد.

 این شبهاتی است که ما به کرات از سکولاریستهای بومی و حتی جهانی شنیده ایم در مورد همان دین اسلامی که گفتیم دین تمام پیامبران بوده تا زمانی که رسول الله صلی الله علیه و سلم رسیده اسکلت آن همان لا اله (کفر به طاغوت)، و الا الله (ایمان و عبادت برای الله) بوده که ما قسمت عبادت برای الله آن را هر روز در «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ» بیان می کنیم.

 اشتباه می کنند دیوانه ها(ی سکولار). دین از زمان آدم به این طرف همین بوده، شریعت های آن با هم فرق کرده، نباید بگویند مال 1400 سال پیش است باید آن را به پیامبران قبلی برگردانند. عقلشان در همین حد است وقتی به آن ها می گویند جاهل و نفهم، همین است بر اساس ظن و گمان صحبت می کنند.

در جواب این هم، لازم است گفته شود که الله متعال هیچ امتی را در هیچ زمان و مکانی بدون راهنما رها نکرده و می فرماید:

  • وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی‏ کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت‏ (نحل/36)، ما در ميان هر ملّتی پيغمبری را فرستاده‌ايم (و محتوای دعوت همه‌ی پيغمبران اين بوده است)كه خدا را بپرستيد و از طاغوت دوری كنيد.
  • وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فیها نَذیر(فاطر/24)، هيچ ملّتی (از امّتهای پيشين) هم نبوده، الّا اینکه بيم دهنده‌ای به ميانشان فرستاده شده است.
  • ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا (مؤمنون/44)، سپس پيغمبران خود را يكی پس از ديگری (به سوی اقوامشان) روانه كرديم.

همین آیات و آیات مشابه به ما می گویند که دین اسلام رسالتی برای همه ی زمانها و همه ی نسلها بوده، و برنامه و قانونش مخصوص یک دوره ی معین، یا مکانی خاص، یا نسل مشخصی نبوده؛ بلکه با ماهیتی ثابت، رسالت همه ی پیامبران و مشمول همه ی نسلها، زمانها و مکانها بوده است.

دین اسلام، بر خلاف دین سکولاریسم، تولید شده ی طبقه یا نژاد و ملت خاصی نیست. زاییده ی افکار ناقص و رو به تکامل و نسبی بشر نیست که امروز چیزی را درست بداند و فردا چیز دیگری را، یا تابع هوای نفسانی نیست که امروز چیزی را بخواهد و فردا چیز دیگری را. برای همین تابع این تغییر و تحولات نیست. تولید شده ی انسان و طبقه ای نیست که در حوزه ی طبقاتی خودش آن را درست کرده باشد یا نژاد خاصی نیست یا ملت خاصی نیست و در جهت تأمین منافع طبقه و قشر خاصی هم نیست. فهم و دعوت به سوی دین اسلام هم در احتکار طبقه ی خاصی نبوده است. دین اسلام با آمدن آخرین فرستاده اش تا روز قیامت، برنامه، قانون و هدایت الله متعال برای همه ی مردم و رحمت الله بر بنده هایش می باشد. الله متعال می فرماید:

  • وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ(انبیاء/۱۰۷)، (ای پيغمبر!) ما تو را جز به عنوان رحمت برای جهانيان نفرستاده‌ايم.
  • تبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا (فرقان/۱)، والامقام و جاويد كسی است كه فرقان (يعنی جدا سازنده‌ی حق از باطل) یعنی قرآن را بر بنده‌ی خود (محمّد) نازل كرده است، تا اين كه جهانيان را (بدان) بيم دهد.
  • إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ (یوسف/۱۰۴)، قرآن جز پند و اندرزی برای همه‌ی جهانيان نیست.
  • قُلْ یَاأَیُّهَاالنَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا(اعراف/۱۵۸)، ای پيغمبر!(به مردم) بگو: من فرستاده‌ی خدا به سوی همه ی شما هستم.

رسول الله صلی الله علیه وسلم ادامه دهنده ی همان زنجیر تاریخی دین اسلام و آخرین حلقه ی آن و رحمة للعالمین و فرستاده ی الله برای همه ی انسانها اعم از عرب، ترک، فارس، کُرد، بلوچ، هورامی و سایر زبانها و نژادها، سیاه و سفید، زرد و سرخ تا روز قیامت است.

مریدان دین سکولاریسم و سکولاریستها که الله متعال از آن ها به عنوان لفظ «مشرکین» یاد می کند خیلی سختشان می آید که شما آن دو اصل دین اسلام را (یعنی کفر به طاغوت و ایمان به الله)که پیام همه ی پیامبران بوده رابیان کنید. و اصلاً خوششان نمی آید که شما سابقه ی تاریخی دین اسلام در طول تاریخ بشریت را برای مردم روشن کنید و بگویید که دین اسلام در تاریخ یکی بوده و کفر به طاغوت و ایمان به الله یا همان «لا اله- الا الله» ماهیت ثابتی است که به درد همه ی دورانها و مکانها می خورد.

الله متعال می فرمایند: شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَى الْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللَّهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَن یُنِیبُ (شوری/۱۳)، خداوند آئينی را برای شما (مؤمنان) بيان داشته و روشن نموده كه آن را به نوح توصيه كرده است؛ و ما آن را به تو وحی و به ابراهيم و موسی و عيسی سفارش نموده‌ايم (به همه‌ی آنان سفارش كرده‌ايم كه) دين الله را پابرجا داريد و در آن تفرقه نكنيد و اختلاف نورزيد. اين چيزی كه شما مشركان را بدان می خوانيد بر مشركان سخت گران می‌آيد. خداوند هر كه را بخواهد برای اين دين برمی‌گزيند و هر كه به سوی آن برگردد، بدان رهنمودش می‌گرداند.

مسلم و بخاری هم روایت کرده اند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است که: ما پیامبران فرزندان یک خانواده ایم، دین همه ی ما یکی است.[2]

به همین دلیل است که الله جل جلاله در این آیه می‌فرماید: أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ (شوری/۱۳)، که دین را برپا دارید، و در آن دچار چند دستگی و تفرق نشوید. یعنی غفلت از پیام تمام پیامبران و نقطه ی مشترک همه ی آن ها یا همان (کفر به طاغوت و ایمان به الله) عامل تفرق است. عامل تفرق اینجاست. الله متعال همه ی مسلمین را به وحدت حول محور کفر به طاغوت و ایمان به الله و پرهیز از تفرق دعوت می کند، هر چند سکولاریستها از این کار مسلمین خوششان نیاید و سختشان بیاید.

برای همین بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم به اهل کتاب که شاخه های انحرافی دین اسلام هستند همین دو نقطه ی مشترک را جهت وحدت بیان می کند و می فرماید: قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران/64) بگو : ای اهل کتاب ! بیائید به سوی سخن دادگرانه‌ای که میان ما و شما مشترک است ( و همه آن را بر زبان می‌رانیم ، بیائید بدان عمل کنیم ، و آن این ) که جز خداوند یگانه را نپرستیم ، و چیزی را شریک او نکنیم ، و برخی از ما برخی دیگر را ، به جای خداوند یگانه ، به خدائی نپذیرد . پس هرگاه ( از این دعوت ) سر بر تابند ، بگوئید : گواه باشید که ما مسلمان هستیم .‏

بدون شک، شیطان این پیام تمام پیامبران در طول تاریخ بشریت را می داند، حداقلش این است که خودش بنیانگذار دین سکولاریسم است و از نزدیک شاهد دعوت مشترک تمام پیامبران بوده، و به اصطلاح تجربه ی آن را دارد.

پس، می داند اولین مرکزی که بایستی مورد هدف قرار بگیرد کجاست؟ به همین دلیل، از طریق لشکریان جن خود، به انسانهائی که از چنین تجربه ای برخوردار نیستند و دشمن دین اسلام و مسلمانان هستند و می خواهند با مسلمین جنگ روانی کنند این را القا می کنند، یا به زبانی دیگر وحی می کنند که چگونه با مسلمین وارد مجادله و جنگ روانی شوند. یعنی شیاطین به آن ها خط می دهند. الله متعال با بیان این حقیقت می فرماید: وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ ۖ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ (انعام/121)، بیگمان شیاطین به دوستان خود القا می‌کنند تا این که با شما منازعه و مجادله کنند. اگر از آنان اطاعت کنید بیگمان شما جزو «مشرکین» خواهید بود.‏

این روند طاغوت سازی و دور کردن مردم از پیروی از قوانین شریعت الله، توسط شیطان؛ سناریوی تکراری و تراژدی غمباری بوده که هزاران بار تکرار شده، و باز عده ای فریب خوردندو آن را تکرار کردند.

برای همین است که الله متعال می فرمایند: إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا ۚ إِنَّمَا يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ (فاطر/6)، بی‌گمان شیطان دشمن شما است، پس شما هم او را دشمن بدانید. او پیروان خود را فرا می‌خواند تا از ساکنان آتش سوزان جهنّم شوید.‏

از یکطرف، آلوده شدن عده ای از مردم به دین سکولاریسم که در نتیجه ی فعالیتهای مخرب شیطان و یارانش صورت می گرفتبه صورت تدریجی، باعث تحریف دین اسلام، هم در بخش کفر به طاغوت می شد و هم در بخش عبادت برای الله که شریعت هر پیامبری را در برمی گرفت. به همین دلیل، جامعه نیاز داشت که پیامبر دیگری بیاید و بار دیگر با زنده کردن «لا اله الا الله»هم کفر به طاغوت را به مردم یاد بدهد و هم شریعت جدیدی که نیاز مردم بود را بیاورد؛ و مردم بایستی عبادتهایشان را طبق قوانین شریعت جدید انجام می دادند.

کفر به طاغوت و ایمان به الله یا همان «لا اله الا الله» طرح و نقشه ای ثابت، اصل دین اسلام در طول تاریخ بشریت و خطوط کلی بوده که روح مطلب دین اسلام و رسالت همه ی پیامبران را تشکیل داده، و هیچ پیامبری با دیگری در این طرح کلی اختلاف نداشته است، اما متناسب با وسعتی که انسانها داشته اند یا طبق حکمت الهی، امورعبادی جزئی و فروع عملی که مردم بایستی بعد از کفر به طاغوت انجام می دادند با همدیگر در مواردی فرق داشته؛ یعنی مال پیامبری با پیامبر دیگر فرق داشته که از آن به اختلاف در شرایع یا اختلاف در شریعتها یاد شده است. وقتی می گوییم یهود و نصارا، این ها شریعت های منحرفی از اسلام هستند و دین آن ها همان دین اسلام است اما، شریعت های آنان با هم فرق دارد و الان منحرف شده اند منظور همین است.

قالب کلی دین اسلام و توحید همان است که قبلاً بوده، ثابت و بدون تغییر. اما محتوای بخش دوم آن، یعنی اعمال عبادی جزئی انسان، تا به پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم رسیده دچار تغییراتی شده است، و از زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم تا قیامت این جزئیات هم ثابت می مانند. 

یعنی نقطه ی مشترک تمامی پیامبران کفر به طاغوت و عبادت الله «لا اله الا الله» است آن هم بدون شریک، هرچند احکام شرعی و روش‌های مختلفی داشته‌اند. همان‌گونه که الله جل جلاله می‌فرماید: لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا (مائده/48)، برای هر ملّتی از شما راهی و برنامه‌ای قرار داده‌ايم. شرعه و منهاج همین است.

 دعوت همه ی پیامبران بر یک محور بوده اما با شریعت‏های گوناگون. برای همین، در قرآن هر جا محور سخن در مورد دین اسلام و اصول آن یعنی کفر به طاغوت و ایمان به الله به صورت کلی است، سخن از تصدیق انبیا نسبت به همدیگر است. مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ (مائده/۴۸)، موافق و تصدیق کننده ی كتابهای پيشين (آسمانی) و شاهد (بر صحّت و سقم) و حافظ (اصول) آنها است. اما آن جا که محور گفتار  فروع جزئی دین، یعنی شریعت هاست، سخن از تعدد، تبدیل، تفسیر و نسخ است. لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا (مائده/۴۸).

این روند تا جایی ادامه پیدا می کندکه به نقطه ی تکامل خودش می رسد و الله متعال تکمیل این بخش از شریعت را در قالب تکمیل شریعت دین اسلام بیان کرده و می فرماید: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا … (مائده/5-۳)، نعمت خود را بر شما تكميل کردم و اسلام را به عنوان دین برای شما برگزيدم. اینجاست که قسمت شریعت آن تکمیل می شود.

علاوه بر این امرِ تکمیلی، الله متعال ضمانت تحریف نشدن آن را هم اعلام می کند و می فرماید: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (حجر/9)، ‏ما خود قرآن را فرستاده‌ايم و ما خودحافظ و نگهبانش هستیم. ‏

دیگر این شریعت آخر که از طرف رسول الله صلی الله علیه و سلم آمده مانند شریعت های پیشین نمی تواند توسط انسان ها تحریف شود. زمانی که اینگونه اعلام می شود، که آخرین شریعت دین اسلام هم تکمیل شده و با محافظتی که توسط الله از آن می شود امکان تحریف و نابودی آن هم نمی رود؛ ما تا روز قیامت شاهد دینی هستیم که در هر چهار معنا و مفهوم دین، توانائی ایفای نقش کامل و بی عیب و نقصی را دارد. یعنی، هم می تواند از چنان قدرت حکومتی و قانونی برخوردار شود که اطاعت زیردستانش را جلب کند، و هم می تواند با پشتوانه ی همین قدرت و قانونی که دارد سیستم جزا و پاداش را برقرار کند.

در این صورت، این دین توانائی اداره ی تمام جوانب زندگی دنیوی انسانها را دارد، چه هدایت و اداره ی زندگی درونی انسانها باشد، چه هدایت و اداره ی زندگی مادی انسانها به سوی هدفی که الله متعال برای زندگی دنیوی و اخروی انسانها در نظر گرفته است. 

حتی با احکامی که در باب جنایز مطرح می شود، ما شاهد قوانینی برای امور پس از مرگ انسانها هم هستیم. مثل: واجب بودن غسل میت، کفن کردن آن، نماز خواندن بر شخص مرده، دفن مرده با کیفیت مخصوص، دعا کردن برای او، اجرای وصیتش، اگر بدهکار مردم است بدهیهایش پرداخت شوند و موارد دیگری که در همین فقه جنائز به آن اشاره شده است.

پس، این شریعت آخر که توسط الله صلی الله علیه و سلم آمده مثل شریعت های قبل از آن نیست که نسخ و تحریف شده باشد. بلکه دین کامل اسلام است که تا روز قیامت از آن محافظت شده و قابل تحریف نیست و باید در زندگی عملی انسان ها پیاده و اجرا شود.

حالا، اگر سکولاریستی بگوید من الله را قبول دارم و می خواهم مسلمان شوم بایدچکار کنم؟ باید به زبان ساده به او بگویید: می توانی که از هرآنچه مربوط به دین سکولاریسم و مخالف با شریعت الله است دست بکشی و بعد خودت را تسلیم قانون شریعت الله کنی؟ اگر گفت: بله و قبول کرد، تمام است. همین تسلیم شدن کافی است و این شخص مسلمان است.

بله، به همین سادگی شخص وارد دایره ی اسلام می شود. ابتدا هر آنچه غیرالله باشد را رد کند، و بعد همه چیز زندگی اش را به حکم و فرمان الله بسپارد. حالا مهم نیست که همه ی آنچه غیر الله یا طاغوت است را بشناسد و بر همه ی طاغوتها آشنائی داشته باشد یا نه. و مهم هم نیست که بر همه ی حکم و فرمانهای الله که باید در عبادت هایش از آن استفاده کند آشنائی دارد یا نه؛ مهم این است که قبول کرده هرچه طاغوت است و مخالفت با حکم الله دارد را رد نموده و آن را انکارکرده و زیر پایش گذاشته و در عوض تسلیم حکم و قانون الله شده است. چون کسانی مثل سمیه و یاسر و امثالهم، که جزء سابقون الاولون بودند و اجر و پاداش آن ها بسیار بیشتر از کسانی بود که بعداً ایمان آوردند، زمانی شهید شدند یا وفات کردند که اکثر قوانین اجرائی حکومتی شریعت الله نازل نشده بودند.

حالا، اگر کسانی تصور کنند که رسول الله صلی الله علیه وسلم هرکسی را که می آمد مسلمان شود و می خواست ایمان بیاورد را می نشاند و این مسلمان را از زیر و بمهای کفر به طاغوت و ایمان به حکم و قوانین الله، که الان چندین کتاب در مورد این ها مثل زیر و بمهای ذات الله و توحید الوهیت و ربوبیت، اسماء و صفات، حاکمیت، امور مربوط به قبر و رستاخیز، بهشت و جهنم و سایر امور اعتقادی آگاه می کرد، بدون شک کسی که چنین تصوری داشته باشد، در اشتباه فاحشی است.

مسلمین با گرفتن کلیات دین و تسلیم شدن در برابر کلیات اسلام، به صورت تدریجی با مسائل جزئی عقیده و احکام مربوط به آن آشنا می شدند؛ و حتی در این زمینه دچار اشتباهات فاحشی هم می شدند که توسط رسول الله صلی علیه وسلم و پس از آن توسط حکومت اسلامی و شورای حاکم بر آن اصلاح می شدند.

 پس وجود خطاو اشتباه درعقیده، یعنی در همان دو اصل کفر به طاغوت و ایمان به الله که رسالت همه ی پیامبران بوده، تا زمانی که برای شخص آشکار، معلوم و کاملاً روشن نشده باشد امری اجتناب ناپذیر بوده است. برای همین است که ما به اشتباهات فاحش عقیدتی پیروان و شاگردان مستقیم پیامبران در قرآن، و حتی اشتباهات صحابه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم در این مسائل اساسی بر می خوریم. مثل:

حذيفه بن‌يمان رضی الله عنه مي‌گويد: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: همانگونه كه بندها و نقشهای لباس كهنه و پاره می شود و از بين می‌رود دين اسلام هم کهنه می شود و رو به نابودی می رود تا جائی كه دانسته نمی‌شود كه روزه، نماز، عبادت و صدقه چيست؟ و به چه معناست؟ و شبی به ناگاه كتاب خداوند (يعنی قرآن عظيم) از ميان مردم برداشته می شود و بر روی زمين اثری از آن باقی نمی‌ماند و آيه‌ای از آن را نمی‌توان در ميان مردم يافت. اين در حالی است كه دسته‌ای از مردمان باقيمانده هنوز هستند مثل پيران و بزرگسالان از زن و مرد، می‌گويند: ما همان كلمه ی«لااله‌الاالله» را كه پدران و مادرانمان انجام می دادند و می شنیدیم كه این کلمات را بر زبان می‌آورند، ما هم همین کلمات را تكرار می‌كنيم و برزبان می‌آوريم در حالی كه حذيفه اين حديث را روايت می‌كند صحابی ديگر به نام صِلَه مي‌گويد: «گفتن اين كلمه یعنی فقط «لا اله الا الله» هيچ سودی به حالشان ندارد چرا كه آنها، آن را فهم نكرده اند و به مفهوم این كلمه و ديگر مسائل دين از جمله نماز، روزه، صدقه و … عمل نمی‌كنند». حذيفه با شنيدن اين سخن از صِلَه روی برمی گرداند و صِلَه اين جمله را پشت‌سر هم سه بار تكرار كرد و هر سه بار هم حذيفه از او روی برمی گرداند تا اينكه حذيفه به او رومی كند و می گوید: ای صِلَه! گفتن همان جمله آنها را از آتش جهنم نجات می‌دهد؛ حذيفه اين جمله را سه بار تكرار کرد.

ایمان، شامل تصدیق قلبی و اقرار به زبان و عمل است، اما کسانی هستند که در موقعیتهائی نادر قرار می گیرند که تنها نشانه ی ایمان آنها همین شهادتین است که بر زبان می آورند.

این حدیث دلالت دارد بر اینکه این قوم هیچ چیزی غیر از «ایمان مجمل» به توحید و شهادتین نداشتند و از اسلام چیزی غیر از اقراری که از گذشته هایشان به آن ها رسیده نداشتند. در واقع، این دسته از «مسلمین»، «عمل» را كه از اركان اسلام است كاملاً ترك كرده‌اند و ترك كلی اعمال به عقیده ی فرق مربوط به اهل سنت، كفر اكبر است. اما، این مسلمین به سبب جهلشان نسبت به وجوب اين اعمال، تنها به دلیل حداقل ايمانی كه دارند از آتش جهنم نجات پیدا می کنند. و اين هم آشكار است كه فقط مسلمین اهل نجات‌ هستند و اگر جهل برای این ها عذر نبود چگونه با داشتن چنين كفر بزرگی (يعنی ترك عمل به طور كلی) اهل نجات محسوب می‌شوند؟

با استناد به این حدیث، ائمه ی بزرگوار بر اين مسأله اتفاق نظر دارند كه هر مسلمانی كه در مكانی دور از اهل علم و ايمان زندگی كند و يا اينكه تازه وارد اسلام شده باشد، و به همين جهت، از روی جهل و ناآگاهی دست به انكار بعضی از مسائل و احكام آشكار و متواتر اسلام بزند، نمی توان حکم به خروج او از اسلام داد،تا زمانی که آگاهی وعلم پیدا کند برآنچه که پیامبر در این مورد آورده است.

برادرانی که مسلمین بوسنی و هرزگوین را دیده بودند و برای نجات آن ها اسلحه به دست گرفته بودند به وجود چنین مسلمانانی گواهی داده اند. برادرانی از چین، ترکستان شرقی، تاجیکستان و ازبکستان هم چنین گواهی داده اند که افرادی با این شرایط وجود داشتند که به دلیل حکومت سکولاریستی سوسیالیستها کسانی یافت می شدند که از اسلام فقط لفظ «لا اله الا الله» برایشان باقی مانده بود و بس؛ می گفتند ما مسلمانیم و بقیه ی اعمالشان در آن جامعه بر اساس غیر اسلام بود.

این ها نمونه ای از اتفاقاتی بوده که در قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم در مورد شاگردان مستقیم انبیا با آن ها برخورد می کنیم.

مسلمین و مؤمنین عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم، به حکم انسان بودن، مجموعه ای بودند از انسانهای مختلف در درجات مختلف ایمانی و اشتباهات عقیدتی و عملی مختلف. با این وجود، الله متعال اینها را بعد از نصرت خودش بزرگترین سبب قدرت برای رسول الله صلی الله علیه وسلم می داند و می فرماید: هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنينَ (انفال/62)، او همان کسی است که تو را، با یاری خود و با مؤمنان تقویت کرد و به تو قدرت داد … .

حالا، زمانی که وجود جهل و اشتباه و خطای عقیدتی در همین مسائل عقیدتی کفر به طاغوت و ایمان به الله یا همان «لا اله الا الله»، یا اصل مشترک تمام پیامبران و سایر احکام شرعی در زمان حضور پیامبران و شاگردان مستقیم آن ها امری عادی بوده، دیگر برای عصر ما نمی تواند چیز عجیبی باشد. چیز عجیب این است که ما اهل قبله ی اطراف خودمان را بالاتر از یاران پیامبران و حتی معصوم و بدون خطا بدانیم، و کاری کنیم که با بهانه های غیر شرعی این منبع قدرت را که الله متعال در اختیار پیامبرش و ما گذاشته خشک کنیم. آن را تکه تکه و خود را از آن محروم کنیم. مثل ماهی که هر چه آب بیشتر باشد قدرت مانور بیشتری دارد؛ و هر چه آب کمتر باشد به خفگی و نابودی نزدیک تر می شود. آب برای ماهی، قدرت است، مؤمنین برای مؤمنین قدرت هستند. کسی که می خواهد آب را خشک کند دوست ماهی نیست.

این را در نظر داشته باشیم که در کل، عقیده را نمی توان از راه تقلید و ارثی به دست آورد، بلکه باید تحقیقی و از روی علم و آگاهی باشد. زمانی که این اصل را قبول کرده ایم، باید این را هم قبول کنیم که کسب علم، از راه آزمایش و خطا و حرکت تدریجی از جهل به سوی علم به دست می آید، حرکت آن تدریجی است فرد آرام آرام از جهل به سوی علم حرکت می کند و آنی و یک دفعه ای نیست، به همین دلیل احتمال خطاهم درآن وجود دارد. برای همین، مسلمین در مورد اهل قبله ی جاهلی که مرتکب جرمی بزرگ در زمینه ی عقیده یا سایر احکام شده اند برایشان عذر قائل هستند و در این عذر، اختلافی با هم ندارند. اما، به دلیل نبود حکومت اسلامی و نهادهای مرتبط با آن در بسیاری از سرزمینهای مسلمان نشین، اختلافات بیشتر بر سر این است که :

  • در فلان زمان و مکان مشخص، چه چیزی برای اهل قبله ظاهر و آشکار است تا برای شخصی که آگاهانه مرتکب جرم می شود عذر قائل نباشیم؛ و چه چیزی پوشیده و خفیه است، تا برای کسی که مرتکب جرم شده عذر و بهانه بیاوریم.

یعنی چیزی ممکن است در زمان و مکانی روشن و مشخص نباشد. مثلاً در ایران چیزی برای ما روشن باشد که در افغانستان روشن نباشد. یا در افغانستان روشن باشد که در ایران روشن نباشد. یا در مدینه روشن باشد و در عراق روشن نباشد. پس مسأله ی زمان و مکان خیلی مهم است؛ که در آن زمان و مکان چه چیزی برای اهل قبله روشن و آشکار است. اگر روشن و آشکار است که عذری ندارند و اگر همان چیز در همان زمان روشن و آشکار نیست، پس آن موقع برایش عذر می آوریم.

  • عده ای نیز بر این باورند که اسلام اصل و فرع ندارد و عذر به جهل برای هر کسی که شایسته ی عذر باشد آورده می شود چه در بیابان باشد یا شهر یا هر مکان دیگری.
  • عده ای دیگر بر این باورند که عذر به جهل امتیازی است که به مسلمان داده شده است اما به کفار اصلی و مرتدین داده نشده و مسلمانان در این مسأله، با کفار اصلی و مرتدین متمایز هستند … .
  • و دیدگاههای دیگری که هر کسی دوست داشته باشد می تواند مطالعه کند.

باید بدانیم، مسلمان نزد الله دارای جایگاه بزرگی است و الله متعال دوست دارد که برای بنده هایش عذر آورده شود. در این صورت، اگر یکی از اهل قبله از روی جهل معتبر، مرتکب کفری شود، بدون آوردن عذر و اقامه ی «حجت نبوی»  فوراً او را از دایره ی اسلام خارج نمی کنیم؛ این عدم تکفیر به معنی جمع نمودن کفر و ایمان در یک شخص نیست؛ اصلاً چنین شخصی کافر نشده تا در صورت عدم تکفیر او، ماهم کافر شویم، او مرتکب کفر نشده است. اگر یک یهودی، نصرانی، کمونیست و سکولار را تکفیر نکردی  که مشخص است کافر است، آن شخص کافر می شود. چون هنگامی که گفته می شود جهل معتبرمانع از تكفير است، اين جهل او مانع رسيدن صدمه  به ايمان او شده و او در اين حالت كافر نيست .

زمانی که ما با چنین مسلمان ناآگاهی، که به دلیل عدم اقامه ی «حجت نبوی» دچار مصیبتی شده، یدلسوزانه و برادرانه برخورد می کنیم، مشرک و کافر را برادر خود نکرده ایم؛ بلکه ما این خواهر یا برادر مریض خود را مشمول قاعده ی عذر به جهل دانسته و اصلاً كافر نمی‌دانیم .ابن تیمیه می گوید: «اهل سنت و جماعت در این مورد اتفاق نظر دارند که گناهان صغیره یا کبیره در ذات خود باعث کفر و ارتداد مسلمان نمی شود. زمانی مسلمانی کافر و مرتد می شود که عقیده و یا حکم شرعی ثابت و مورد اجماع و اتفاقی را «عالماً و عامداً» انکار کند و این موضوعی است که حتی دو عالم درمورد آن اختلاف نظر ندارند».

ما قرنها از حکومت شورای اسلامی و نهادهای تحت مدیریت آن و امتی واحد و اجماعی واحد بی بهره بودیم که در نتیجه ی این مصیبت بزرگ، ما شاهد حاکمیت تدریجی جاهلیت و قدرت گیری خزنده ی انواع طاغوتها و گسترش تفرق و رواج انواع شبهات توسط کفار پنهان داخلی یا همان منافقین(سکولار زده ها) بوده ایم که هر یک به نوبه ی خود، باعث شده اند مسلمین در امور عقیدتی خود جاهل شوند. 

هر چه ما از عصر صحابه و تابعین و حکومت شورای اسلامی فاصله گرفته ایم، به همان میزان به صورت تدریجی بر آلودگی های عقیدتی مسلمین هم افزوده شده، کار به جایی رسیده که ما هم اکنون با پدر و مادر و اقوامی روبرو هستیم که از لحاظ سن در رتبه ی بالائی قرار گرفته اند. اما، در علم و آگاهیهای لازم در زمینه ی کفر به طاغوت و ایمان به الله یا همان «لا اله الا الله»، در رتبه ی بسیار نازلی به سر می برند؛ سنشان 40، 50، 60، 70 و بالاتر است اما، آگاهیشان در مورد دین و در مورد«لا اله الا الله» در حد 10و 20 بالاتر نمیرود؛ یعنی آگاهیشان در حد سنشان نیست. به همین دلیل، بسیاری از اموری که قبلاًبرای اجداد اینها و حتی برای بسیاری از ملل دیگر واضح و آشکار است برای این دسته از مسلمین پنهان و گنگ مانده است.

دقت کنید، بر اثر فعالیت فکری و نظامی بی سابقه ی کفار سکولار جهانی و بر اثر جنگ روانی و جنایات کم سابقه ی نظامی و دیکتاتوری مرتدین سکولار محلی بر مسلمین، و تخریبات ملاهای دین فروشی که در اختیار این سکولاریستها قرار گرفته اند، بسیاری از مسلمین امروز به دلیل جهل و نا آگاهی مرتکب اعمالی می شوند که اگر این اعمال را در عصر صحابه و یا خیر القرون و حتی سده های بعد از آنها هم مرتکب می شدند، کسی از اطرافیان این شخص در کفر آنها شک نمی کرد چه رسد به علمای آن دوره. یعنی، کار به جایی رسیده که پدران امروز مرتکب گفتار و اعمالی می شوند که اگر پدر بزرگشان زنده بود شکی در کفر این ها نداشت. یعنی پدربزرگ های این ها چیزهایی برایشان آشکار بود که الان برای این نسل، پدران الان، نسل سوخته ی الان، آشکار نیست و گنگ و پنهان مانده است.

 امروزه  و در عصر حاضر، ما میراث دار جاهلیتی هستیم که قرنهاست به صورت فرهنگ در مسلمین با نام اسلام ریشه کرده، و در این چند دهه ی گذشته هم دین سکولاریسم بیشترین آلودگیها را در عقاید مسلمین به وجود آورده، و به دلیل نبود حکومت شورای اسلامی شاهد بیماریهای عقیدتی و عملی هستیم که تنها پس از تشکیل دوباره ی حکومت اسلامی و ایجاد نهادهای تحت امر آن  چنین بیماریهای عقیدتی و عملی رفع می شوند، چون تمام این بیماریها بر اثر از دست دادن این نعمت بزرگ به وجود آمده اند .

حالا، می رسیم به سؤالات دوستان که سعی می شود به چند سؤال مربوط به بحثمان به صورت مختصر پاسخ داده شود.

سؤال اول:  حول و حوش کلمه ی اسلام ما شاهد کلماتی چون اسلام عام و اسلام خاص، و دیگری اسلام حکمی و اسلام حقیقی هستیم این اصطلاحات به چه معنی هستند؟

نکته ای که لازم است به آن اشاره شود اصطلاحاتی است که عده ای از فقها در این زمینه برای درست فهمیدن مطالب درست کردند.

اسلام عام، یعنی همان کفر به طاغوت و ایمان به الله، یعنی همان «لا اله الا الله»، که بین همه ی پیامبران مشترک و عام بوده است. 

اسلام خاص، یعنی «لا اله الا الله» از کانال پیامبری خاص، که برای همان عصر خاص آمده و مجموعه قوانین شریعت خاص آن عصر را هم با خودش آورده، که ما به آن شریعت خاص آن پیامبر می گوییم. مثل: شریعت موسی، عیسی و محمد علیهم الصلاة و السلام. و پس از بعثت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم، منظور از اسلام خاص یعنی اسلامی که از کانال رسول الله صلی الله علیه وسلم عرضه شده است. شریعتی که پیامبر خاتم صلی الله علیه و سلم آورده است.

اسلام حکمی، یعنی وقتی کسی را دیدیم که به دو اصل کفر به طاغوت و ایمان به الله اقرار کرده و عمل می کند، حکم دین اسلام را به او می دهیم و او را وارد دایره ی اسلام می کنیم. این برای کل بود اما در عصر حاضر کسی که کفر به طاغوت و ایمان به الله یعنی «لا اله الا الله» را از طریق رسول الله صلی الله علیه و سلم اقرار کرده باشد و به آن عمل کند، به او اسلام حکمی می دهیم.

اسلام حقیقی، یعنی تشخیص اینکه این شخص در دلش واقعاً حقیقت اسلام را پذیرفته یا نه؟ ممکن است منافق باشد و دین اسلام را نپذیرفته باشد. این هم کاری به دنیا و قدرت ما ندارد، قدرت شناخت ما محدود است و تنها می توانیم بر اساس دلایل ظاهری قضاوت کنیم و نمی دانیم در قلب اشخاص چه می گذرد. در نتیجه، این تشخیص هم کاری است در دایره ی قدرت الله و به قیامت مربوط می شود.

سؤال دوم:  اگر دین یکی است تقسیم آن به اصل دین و فرع دین به چه معناست؟ یعنی دین، رودخانه ای است که جویبار از آن جدا شده مثل مذهب که به وجود آمده است؟

بعضی از افراد، دین را به اصول و فروع و … تقسیم کرده اند، این هم هیچ اصلی در شریعت الله و سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم و کارنامه ی صحابه و تابعین و امامان اسلام ندارد. به قول ابن تیمیه، تنها خوارج ومعتزله قائل به اين بوده‌اند و این را برای همین آورده اند که بگویند عذر فقط در فروع دين و احكام است و هر کسی که در اصول و عقيده مشكلی داشته باشد كافر می‌شود (یعنی در اصول، عذر قائل نیستند ولی در فروع،قائل هستند). این هم امری است که ظاهراً با آیات و احادیث مطابقت ندارد.

 سؤال سوم: کسی که دزدی کرده به او می گوییم دزد، یا یکی را کشته به او می گوییم قاتل، یا دچار شرابخواری شده به او می گوییم مشروب خوار و به کسی که زنا می کند می گوییم زناکار …. چرا به اهل قبله ای که شرک کرده نمی توانیم بگوییم مشرک؟

تمام کسانی که این جرمها را مرتکب شده اند می دانستند کاری که می کنند جرم است، مثل دزد یا قاتل یا مشروب خوار و … . یعنی این جرمها قبلاًبرای شخص مشخص شده که جرم است و شخص با وجود چنین آگاهی، مرتکب جرم می شود. حالا، شما هم به عنوان یک امر قضائی و بر اساس مدارک و مستندات ظاهری حکم شخص را صادر می کنید.

اگر شخص اهل قبله ای به همان اندازه که می داند شراب، قتل بی گناه، دزدی و زنا حرام است و برایش آشکار و روشن شده که اینها جرم هستند و این کار شرکی(نه شرک عادی یعنی شرک اصغر) این که می گویید او را از دایره ی اسلام خارج می کند و جرمی که مرتکب شده شرکی است مثل دزدی و شراب و قتل برایش روشن است و علم و یقین دارد که شرک است و بدترین حرام است، و خدا از چنین گناهی نمی گذرد و او را وارد دایره ی مشرکین می کند اما باز عمداً، آگاهانه با وجود چنین آگاهی آن را انجام می دهد، در این صورت، می توان به او گفت مشرک. چنین اشخاصی هم که آگاهانه و عمداً مرتکب چنین جرم بزرگی شوند خیلی کم هستند. اما اگرکسی به این درجه نرسیده باشد و یا صف خود را آشکارا جدا نکرده باشد بر این باورم درست نیست حکم بر وی صادر شود. یعنی کسی که مثل مواردی که گفته شد برایش روشن و آشکار نشده باشد که این جرم است اگر آن را انجام داد با استناد به آیات و روایاتی که بیان کردیم معقول نیست که حکم بر او صادر شود. اما اگر صف خودش را آشکارا جدا کرده باشد و مثلا وارد حزب یا گروه و دین مشرکین شده باشد و به میل خودش و عمدا در برابر مسلمین صف آرائی کرده باشد در این صورت حکمش مثل حکم انهائی است که در داخل آنها حضور دارد .  

 سؤال چهارم: آیا همه ی فرقه ها و مذاهب اسلامی و اهل قبله را می توان مشمول قاعده ی عذر به جهل در کفر به طاغوت و ایمان به الله یا همان «لا اله الا الله»دانست؟

مادام که این فرق  اسلامی هستند مشمول این قاعده می شوند، مگر شما تبعیض قائل هستید؟ این فرقه گرائی یک عذاب است، اما تا زمانی که از بین نرفته هر چیزی شامل یک فرقه می شود تمام فرق دیگر هم مشمول آن می شوند. افراد هم تا زمانی که در صف کفار و مرتدین قرار نگرفته باشند مشمول همین قاعده می شوند. خارج کردن به ناحق مسلمان جاهل از اسلام و تکفیر به ناحق مسلمان جاهل یعنی کشتن او. اینها مسلمانان فقیری هستند که باید از فقر نجاتشان دهیم. وظیفه ی ما از بین بردن عوامل پیدایش فقر و نجات شخص فقیر است نه کشتن فقیر. 

از الله متعال خواستاریم ما و شما را در حفظ اسلام و عمل به اسلام و مواظبت ازمؤمنین به عنوان بزرگترین پشتیبانان ما بعد از نصرت الله  موفق و ثابت قدم نگه دارد و عاقبتمان را به خیر کند.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ، لاَإِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته[4]


[1] که در جلسه ی قبل به صورت موردی به چند مورد اساسی آن ها اشاره کردیم.

[2]– صحیح  بخاری، حدیث شماره ۳۴۴۲ وصحیح  مسلم ۲۳۶۵

[3] قدامه بن مظعون رضی الله عنه

[4] پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

Муқаддамот дарслари/ учинчи дарс: тоғутни таниб олишлик, ақидани комил қилишдаги аввалги қадамдир.

Муқаддамот дарслари/ учинчи дарс: тоғутни таниб олишлик, ақидани комил қилишдаги аввалги қадамдир.

Бисмиллах валхамдулиллах

“Албатта хамд ва сано танхо аллохга лойиқдир, унга шукр айтамиз ва ундан ёрдам сўраймиз, ва ундан мағфират талаб қиламиз ва ўзимизни нафсларимизни  шарридан ,амалларимизни ёмонлигидан аллохдан панох сўраймиз, кимни аллох хидоят қилса уни хеч ким гумрох қила олмайди, кимники аллох гумрох қиладиган бўлса уни хеч ким хидоят қила олмайди, ва аллохдан ўзга илох йўқлигига ва уни шериксиз эканига гувохлик бераман, Мухаммад уни бандаси,элчиси эканига шаходат бераман.”

“Эй мўъминлар,аллохдан хақ-рост қўрқиш билан қўрқинглар ва фақат мусулмон бўлган холларингда дунёдан ўтинглар!”

“Эй инсонлар! Сизларни бир жондан (одамдан) яратган ва ундан жуфтини (хавони) вужудга келтирган хамда у икковидан кўп эркак ва аёлларни тарқатган парвардигорингиздан қўрқингиз! Яна ораларингиздаги савол-жавоблардан ўртага номи солинадиган аллохдан қўрқингиз ва қариндош- уруғларингиз (билан ажралиб кетишдан сақланингиз)! Албатта аллох устингизда кузатувчи бўлган зотдир.”

“Эй мўъминлар, аллохдан қўрқинглар, тўғри сўзни сўзланглар! (Шунда аллох) ишларингизни ўнглар ва гунохларингизни мағфират қилур. Ким аллохга ва унинг пайғамбарига итоат этса, бас у улуғ бахтга эришибди.”

Аммо баъад: энг рост сўз аллохни китоби ва энг яхши равиш Мухаммад саллаллоху алайхи васалламни равишидир, энг ёмон иш динда янгилик вужудга келтиришдир, динда янги пайдо бўлган нарса, бидъатдир; хар қандай бидъат гумрохлик ва хар бир  гумрохлик эса жаханнамдадир.[1]

Ассаламу алайкум ва рохматуллохи ва барокатух

Аллох таоло хамма умматларни орасига  жўнатган элчиларининг  юборилиш сирини бундай баён қилади:

 وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ۖ (نحل/36)

Аниқки,биз хар бир умматга: “аллохга ибодат қилинглар ва шайтондан йироқ бўлинглар”,(деган вахий билан) бир пайғамбар юборганмиз.

Мана бу буйруқни адо қиладиган кишиларга мархамат қиладики:

فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ(بقره/256)

Бас,ким шайтондан юз ўгириб, аллохга иймон келтирса, у хеч ажраб кетмайдиган мустахкам халқани ушлабди.

Шундай экан, бутун тарих давомида келган барча пайғамбарлар биринчи бўлиб инсонларга тоғутдан узоқлашишни яъни тоғутга куфр келтиришни ўргатиш ва мана бу мухим ишдан сўнг, ибодатларини фақат аллохга хос қилишни ўргатиш учун келишган; ибодат инсонни хаётини хаммасини иш қилиш,намоз ўқиш,жиход қилиш,садақа бериш, илм касб қилиш ва ……..хатто ўлим равишини хам ўз ичига олишини хаммамиз  яхши биламиз. Шу сабабли аллох таоло амр қиладики:  

قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ* لَا شَرِيكَ لَهُ ۖ وَبِذَٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ (انعام/162-163)

Айтинг (эй Мухаммад): “албатта намозим,ибодатларим,хайту-мамотим бутун оламларнинг парвардигори бўлмиш аллох учундир. У зотнинг биронта шериги йўқдир. Мана шунга (яъни ягона аллохга ихлос-ибодат қилишга) буюрилганман. Ва мен буйсингувчиларнинг аввали- пешқадамиман”.

Кўриниб турганидек,тоғутга куфр келтиришлик аллохга иймон келтиришни ва аллохни ибодатини муқаддамаси хисобланади. Аллохга иймон келтириш ва аллохга ибодат қилиш, мусулмонларнинг  ақида биносини иккинчи табақасини ташкил қилади, тоғутга куфр келтириш ва тоғутдан узоқлашиш бу бинони пойдеворидир; бинони иккинчи табақасини хавони устига қуриб бўлмаслигини хаммамиз хам яхши биламиз. Балки аввал бу бинони пойдеворини мустахкам қилиш лозим, бундан сўнг иккинчи табақага харакат қилса уни ишларини амалга оширса бўлади. Аввалги табақани пояларини қанчалик илм ва билим билан мустахкам қилинган бўлса, иккинчи табақа хам хавфсизлиги,мустахкамлиги жихатидан яхши мезонга эга бўлади.

Бундан келиб чиқадики, тоғутни таниб унга куфр келтириш мухим иш бўлиб, мусулмонни ақидасини асосий қисмини ташкил қилади; башариятни тарихи давомидаги барча пайғамбарларни рисолатини ярми бўлган, аммо агар хозир жуда кўп жамиятларга бориб улардан барча пайғамбарлар нима учун келган?-деб сўрасангиз, жуда хам кам одам сизга қуръоний жавобни беришга қодир бўлади, агар уларга  тоғутга куфр келтириш нима?-деб савол берсангиз, жуда кам одам тўғри жавоб бера олади, аслини олганда бу нарсалар ақидани ярмини ташкил қилади.

 Аммо агар мана шу шахсларга  ақидани иккинчи табақаси бўлган нарсалар хақида савол берсангиз, масалан ўзини ўзи  қуръонда таништирган  аллохни таниш ва унга иймон келтириш, шариатда баён қилинган жаннат ва жаханнамни таниш ва унга иймон келтириш, аллох йўлидаги жиход, аллохни шариати билан хукм қилишни лозимлиги, исломий хукумат, мусулмонларни ўртасидаги вахдатни  жойгохи, аллохни ва уни авлиёларини яхши кўриш,  аллохни яхши кўрган йўлда хаёт ва ўлимни хидоят қилиш, ё шунга ўхшаш масалалар бўйича сўрасангиз, уларни билими қуръонга яқин бўлмайди. Улар унчалик кўп маълумотга эга бўлмасликлари,танимасликлари мумкин,ёки уларни билимлари булғанган бўлиши хам мумкин. Аммо тахорат,мисвок уриш, эрталаб ва кечки зикрлар, намоздан кейинги зикрлар, суннат намозлари, эътикоф, хижобни риоя қилиш, қабрни устига ўтиришдан пархез қилиш ёки шунга ўхшаш юзлаб майда масалалар хақида савол сўрасангиз одатда жуда кўп яхши маълумотларни сизларга беришади. Мана бу бандайи худо бир томондан мана бу масалалар унга мухимроқ қилиб кўрсатилганини сизга тушунтириб беради, ёки уни ўзига шариат масалаларини ичида фақат мана шу нарсалар унга мухим бўлиб кўринган бўлади…….

ادامه خواندن Муқаддамот дарслари/ учинчи дарс: тоғутни таниб олишлик, ақидани комил қилишдаги аввалги қадамдир.

مُقَدَّمات دَرسلَرِی/ اوُچِینچِی دَرس: طاغوُتنِی تَنِیب آلِیشلِیک، عَقِیدَه نِی کامِل قِیلِیشدَگِی اَوَّلگِی قَدَمدِیر.

مُقَدَّمات دَرسلَرِی/ اوُچِینچِی دَرس: طاغوُتنِی تَنِیب آلِیشلِیک، عَقِیدَه نِی کامِل قِیلِیشدَگِی اَوَّلگِی قَدَمدِیر.

بسم الله والحمد لله

“اَلبَتَّه حَمد وَ سَنا تَنها اَلله گه لایِیقدِیر، اوُنگه شُکر اَیتَمِیز وَ اوُندَن یاردَم سُورَیمِیز، وَ اوُندَن مَغفِرَت طَلَب قِیلَمِیز وَ اوُزِیمِیزنِی نَفسلَرِیمِیزنِی شَررِیدَن، عَمَللَرِیمِیزنِی یامانلِیگِیدَن اَلله دَن پَناه سُورَیمِیز، کِیمنِی اَلله  هِدایَت قِیلسَه اوُنِی هِیچ کِیم گوُمراه قِیلَه آلمَیدِی، کِیمنِیکِی اَلله گوُمراه قِیلَدِیگن بوُلسَه اوُنِی هِیچ کِیم هِدایَت قِیلَه آلمَیدِی، وَ اَلله دَن اوُزگه اِلاه یُوقلِیگِیگه وَ اوُنِی شِیرِیکسِیز اِیکَنِیگه گُواهلِیک بِیرَمَن، مُحَمَّد اوُنِی بَندَه سِی،اِیلچِیسِی اِیکَنِیگه شَهادَت بِیرَمَن. “

“اِی مُؤمِنلَر، اَلله دَن حَق- راست قوُرقِیش بِیلَن قوُرقِینگلَر وَ فَقَط مُسُلمان بوُلگن حاللَرِینگدَه دُنیادَن اوُتِینگلَر!”

“اِی اِنسانلَر! سِیزلَرنِی بِیر جاندَن (آدَمدَن) یَرَتگن وَ اوُندَن جُفتِینِی (هَوانِی) وُجُودگه کِیلتِیرگن هَمدَه اوُ اِیککاوِیدَن کوُپ اِیرکَک وَ عَیاللَرنِی تَرقَتگن پَروَردِیگارِینگِیزدَن قوُرقِینگِیز! یَنَه آرَلَرِینگِیزدَگِی سَوال- جَوابلَردَه اوُرتَگه  سالِینَدِیگن اَلله دَن قوُرقِینگِیز وَ قَرِینداش- اوُرُوغلَرِینگِیز ( بِیلَن اَجرَلِیب کِیتِیشدَن سَقلَنِینگِیز)! اَلبَتَّه اَلله اوُستِینگِیزدَه کوُزَتُوچِی بوُلگن ذاتدِیر.”

“اِی مُؤمِنلَر، اَلله دَن قوُرقِینگلَر، توُغرِی سُوزنِی سوُزلَنگلَر! (شوُندَه اَلله) اِیشلَرِینگِیزنِی اوُنگلَر وَ گوُناهلَرِینگِیزنِی مَغفِرَت قِیلوُر. کِیم اَلله گه وُ اوُنِینگ پَیغَمبَرِیگه اِطاعَت اِیتسَه، بَس اوُ اوُلوُغ بَحتگه اِیرِیشِیبدِی.”

اَمّا بَعَد:   “إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَ خَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ وَشَرَّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ ” اِینگ راست سُوز اَلله نِی کِتابِی وَ اِینگ یَحشِی رَوِیش محمد صلی الله علیه وسلمنِی رَوِیشِیدِیر، اِینگ یامان اِیش دِیندَه یَنگِیلِیکنِی وُجُودگه کِیلتِیرِیشدِیر، دِیندَه یَنگِی پَیدا بوُلگن نَرسَه، بِدعَتدِیر؛ هَر قَندَی بِدعَت گوُمراهلِیک وَ هَر بِیر گوُمراهلِیک اِیسَه جَهَنَّمدَه دِیر.[1]

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

اَلله تَعالی هَمَّه اوُمَّتلَرنِی آرَسِیگه چوُنَتگن اِیلچِیلَرِینِینگ یُوبارِیلِیش سِیرِینِی بُوندَی بَیان قِیلَدِی:

وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ۖ (نحل/36)

اَنِیقکِی، بِیز هَر بِیر اوُمَّتگه: “اَلله گه عِبادَت قِیلِینگلَر وَ شَیطاندَن یِیراق بُولِینگلَر”، (دِیگن وَحِی بِیلَن) بِیر پَیغَمبَر یوُبارگنمِیز.

مَنَه بُو بوُیرُوقنِی عَدا قِیلَدِیگن کِیشِیلَرگه مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:

فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ(بقره/256)

بَس،کِیم شَیطاندَن یُوز اوُگِیرِیب، اَلله گه اِیمان کِیلتِیرسَه، اوُ هِیچ اَجرَب کِیتمَیدِیگن مُستَحکَم حَلقَه نِی اوُشلَبدِی.

شُوندَی اِیکَن، بُوتوُن تَرِیخ دَوامِیدَه کِیلگن بَرچَه پَیغَمبَرلَر بِیرِینچِی بُولِیب اِنسانلَرگه طاغوُتدَن اوُزاقلَشِیشنِی یَعنِی طاغوُتگه کُفر کِیلتِیرِیشنِی اوُرگتِیش وَ مَنَه بُو مُهِم اِیشدَن سُونگ، عِبادَتلَرِینِی فَقَط اَلله گه خاص قِیلِیشنِی اوُرگتِیش اوُچُون کِیلِیشگن؛ عِبادَت اِنساننِی حَیاتِینِی هَمَّه سِینِی اِیش قِیلِیش، نَماز اوُقِیش، جِهاد قِیلِیش، صَدَقَه بِیرِیش، عِلم کَسب قِیلِیش وَ ……حَتّی اوُلِیم رَوِیشِینِی هَم اوُز اِیچِیگه آلِیشِینِی هَمَّه مِیز یَحشِی بِیلَمِیز. شُو سَبَبلِی هَم اَلله تَعالی اَمر قِیلَدِیکِی:

قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ* لَا شَرِيكَ لَهُ ۖ وَبِذَٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ (انعام/162-163)

اَیتِینگ (اِی مُحَمَّد): “اَلبَتَّه نَمازِیم، عِبادَتلَرِیم،حَیاتُو- مَماتِیم بُوتوُن عالَملَرنِینگ پَروَردِیگارِی بُولمِیش اَلله اوُچوُندِیر. اوُ ذاتنِینگ بِیرانتَه شِیرِیگِی یوُقدِیر. مَنَه شُونگه (یَعنِی یَگانَه اَلله گه اِخلاص- عِبادَت قِیلِیشگه) بُویُورِیلگنمَن. وَ مِین بُویسِینگوُچِیلَرنِینگ اَوَّلِی- پِیش قَدَمِیمَن.”

کوُرِینِیب توُرگنِیدِیک، طاغوُتگه کُفر کِیلتِیرِیشلِیک اَلله گه اِیمان کِیلتِیرِیشنِی وَ اَلله نِی عِبادَتِینِی مُقَدِّیمَه سِی حِسالَنَدِی. اَلله گه اِیمان کِیلتِیرِیش وَ اَلله گه عِبادَت قِیلِیش، مُسُلمانلَرنِینگ عَقِیدَه بِناسِینِی اِیککِینچِی طَبَقَه سِینِی تَشکِیل قِیلَدِی، طاغُوتگه کُفر کِیلتِیرِیش وَ طاغُوتدَن اوُزاقلَشِیش بُو بِنانِی پای دِیوارِیدِیر؛ بِنانِی اِیککِینچِی طَبَقَه سِینِی هَوانِی اوُستِیگه قوُرِیب بوُلمَسلِیگِینِی هَمَّه مِیز هَم یَحشِی بِیلَمِیز. بَلکِی اَوَّل بُو بِنانِی پای دِیوارِینِی مُستَحکَم قِیلِیش لازِم، بوُندَن سُونگ اِیککِینچِی طَبَقَه گه حَرَکَت قِیلسَه اوُنِی اِیشلَرِینِی عَمَلگه آشِیرسَه بُولَدِی. اَوَّلگِی طَبَقَه نِی پایَه لَرِینِی قَنچَه لِیک عِلم وَ بِیلِیم بِیلَن مُستَحکَم قِیلِینگن بُولسَه، اِیککِینچِی طَبَقَه هَم خَوفسِیزلِیگِی،مُستَحکَملِیگِی جِهَتِیدَن یَحشِی مِیزانگه اِیگه بُولَدِی.

 بُوندَن کِیلِیب چِیقَدِیکِی، طاغوُتنِی تَنِیب اوُنگه کُفر کِیلتِیرِیش مُهِم اِیش بُولِیب، مُسُلماننِی عَقِیدَه سِینِی اَساسِی قِیسِمینِی تَشکِیل قِیلَدِی؛ بَشَرِیَتنِی تَرِیخِی دَوامِیدَگِی بَرچَه پَیغَمبَرلَرنِی رِسالَتِینِی یَرمِی بوُلگن، اَمّا اَگر حاضِر جُودَه کوُپ جَمِیعَتلَرگه بارِیب اوُلَردَن بَرچَه پَیغَمبَرلَر نِیمَه اوُچُون کِیلگن؟- دِیب سُورَسَنگِیز، جُودَه هَم کَم آدَم سِیزگه قُرآنِی جَوابنِی بِیرِیشگه قادِر بُولَدِی، اَگر اوُلَرگه طاغوُتگه کُفر کِیلتِیرِیش نِیمَه ؟-دِیب سَوال بِیرسَنگِیز،جُودَه کَم آدَم توُغرِی جَواب بِیرَه آلَدِی، اَصلِینِی آلگندَه بُو نَرسَه لَر عَقِیدَه نِی یَرمِینِی تَشکِیل قِیلَدِی.

اَمّا اَگر مَنَه بُو شَخصلَرگه عَقِیدَه نِی اِیککِینچِی طَبَقَه سِی بوُلگن نَرسَه لَر حَقِیدَه سَوال بِیرسَنگِیز، مَثَلاً اوُزِینِی اوُزِی قُرآندَه تَنِیشتِیرگن اَلله نِی تَنِیش وَ اوُنگه اِیمان کِیلتِیرِیش، شَرِیعَتدَه بَیان قِیلِینگن جَنَّت وَ جَهَنَّمنِی تَنِیش وَ اوُنگه اِیمان کِیلتِیرِیش، اَلله یُولِیدَگِی جِهاد، اَلله نِی شَرِیعَتِی بِیلَن حُکم قِیلِیشنِی لازِملِیگِی، اِسلامِی حُکوُمَت، مُسُلمانلَرنِی اوُرتَسِیدَگِی وَحدَتنِی جایگاهِی، اَلله نِی وَ اوُنِی اَولِیالَرِینِی یَحشِی کوُرِیش، اَلله نِی یَحشِی کوُرگن یُولدَه حَیات وَ اوُلِیمنِی هِدایَت قِیلِیش، یا شوُنگه اوُحشَش مَسَلَه لَر بُویِیچَه سوُرَسَنگِیز، اوُلَرنِی بِیلِیمِی قُرآنگه یَقِین بوُلمَیدِی. اوُلَر اوُنچَه لِیک کوُپ مَعلوُماتگه اِیگه بوُلمَسلِیکلَرِی، تَنِیمَسلِیکلَرِی مُومکِین، یاکِی اوُلَرنِی بِیلِیملَرِی بوُلغَنگن بوُلِیشِی مُومکِین. اَمّا طَهارَت، مِسواک اوُرِیش، اِیرتَلَب وَ کِیچکِی ذِکرلَر، نَمازدَن کِییِینگِی ذِکرلَر، سُنَّت نَمازلَرِی، اِعتِکاف، حِجابنِی رِعایَه قِیلِیش، قَبرنِی اوُستِیگه اوُتِیرِیشدَن پَرهِیز قِیلِیش یاکِی شوُنگه اوُحشَش یوُزلَب مَیدَه مَسَلَه لَر حَقِیدَه سَوال سُورَسَنگِیز عادَتدَه چُودَه کُوپ یَحشِی مَعلوُماتلَرنِی سِیزلَرگه بِیرِیشَدِی. مَنَه بُو بَندَه یِی خُدا بِیر تاماندَن مَنَه بُو مَسَلَه لَر اوُنگه مُهِمراق قِیلِیب کوُرسَتِیلگنِینِی سِیزگه توُشُونتِیرِیب بِیرَدِی یاکِی اوُنِی اوُزِیگه شَرِیعَت مَسَلَه لَرِینِی اِیچِیدَه فَقَط مَنَه شُو نَرسَه لَر اوُنگه مُهِم بوُلِیب کوُرِینگن بوُلَدِی……….

وَ اَگر اوُلَردَن طاغوُتگه کُفر کِیلتِیرِیش وَ عَقِیدَه نِی باشقَه اِیشلَرِی حَقِیدَه نِیمَه اوُچُون هِیچ نَرسَه بِیلمَسلِیگِی بارَسِیدَه سُورَسَنگِیز، کوُپِینچَه بَهانَه کِیلتِیرِیب اَیتَدِیکِی:  “…مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ” (مؤمنون/۲۴) بِیزلَر بُو (نوُح اَیتَیاتگن “اَلله یَککَه یَگانَه دِیر”، دِیگن سُوز) نِی اَوَّلگِی آتَه – بابالَرِیمِیزدَن اِیشِیتگن اِیمَسمِیز.

اِنگار بُو جاهِلِیَتدَه اوُزلَرِینِی اَطرافِیدَگِی کِیشِیلَردَن طاغوُت، طاغوُتگه کُفر کِیلتِیرِیش وَ اِیماننِی باشقَه ضَرُورِی مَسَلَه لَرِی حَقِیدَه اِیشِیتِیشمَگن، یَعنِی طاغُوتگه کُفر کِیلتِیرِیش مُهِم بُولَه آلمَیدِی، بُو هَم باشقَه لَرگه قَرَب تَقلِید قِیلِینگن بِیر نَرسَه دِیر.

چُونکِی هَر قَندَی کِیشِی اوُزِی اِیشانگن اوُلامالَرنِی حَق یوُلدَه،دِیب فِکرلَیدِی، مَنَه بُو اوُلامالَر وَ رَهبَرلَرنِینگ یالغان سُوزلَشِی موُمکِین اِیمَس، اوُلَر اِیشانگن مَنَه بُو  اوُلامالَر مَنَه بُو مَذهَبدَه باشقَه لَردَن عالِمراقدِیر. مَنَه بُو خُدانِی بَندَه سِی اَلله تَعالی اِنسانگه عَقل بِیرگنِینِی وَ هَر قَندَی یاشدَه یا هَر قَندَی سَواد طَبَقَه سِیدَه بُولِیشِیدَن قَطعِی نَظَر، حَقنِی باطِلدَن اَجرَتِیب تَشخِیص بِیرِیش قابِیلِیَتِی اوُنگه بِیرِیلگنِینِی هَم اوُنِیتِیب قوُیگن، بُو آدَم هَر قَندَی شَرائِطدَه اوُزِینِی عَقلِینِی باشقَه لَرنِی قوُلِیگه بِیرِیب قوُیمَسلِیگِی کِیرَک.

ادامه خواندن مُقَدَّمات دَرسلَرِی/ اوُچِینچِی دَرس: طاغوُتنِی تَنِیب آلِیشلِیک، عَقِیدَه نِی کامِل قِیلِیشدَگِی اَوَّلگِی قَدَمدِیر.

“Муқаддамот дарслари/  иккинчи дарс: янги секуляризм динини таниб олишлик, иймонни хифз қилиш ва жиход,  ширкдан пархез қилиш учун бир заруратдир.

“Муқаддамот дарслари/  иккинчи дарс: янги секуляризм динини таниб олишлик, иймонни хифз қилиш ва жиход,  ширкдан пархез қилиш учун бир заруратдир.

Бисмиллах валхамдулиллах.

“Албатта хамд ва сано танхо аллохга лойиқдир, унга шукр айтамиз ва ундан ёрдам сўраймиз, ва ундан мағфират талаб қиламиз ва ўзимизни нафсларимизни  шарридан ,амалларимизни ёмонлигидан аллохдан панох сўраймиз, кимни аллох хидоят қилса уни хеч ким гумрох қила олмайди, кимники аллох гумрох қиладиган бўлса уни хеч ким хидоят қила олмайди, ва аллохдан ўзга илох йўқлигига ва уни шериксиз эканига гувохлик бераман, Мухаммад уни бандаси,элчиси эканига шаходат бераман.”

“Эй мўъминлар,аллохдан хақ-рост қўрқиш билан қўрқинглар ва фақат мусулмон бўлган холларингда дунёдан ўтинглар!”

“Эй инсонлар! Сизларни бир жондан (одамдан) яратган ва ундан жуфтини (хавони) вужудга келтирган хамда у икковидан кўп эркак ва аёлларни тарқатган парвардигорингиздан қўрқингиз! Яна ораларингиздаги савол-жавоблардан ўртага номи солинадиган аллохдан қўрқингиз ва қариндош- уруғларингиз (билан ажралиб кетишдан сақланингиз)! Албатта аллох устингизда кузатувчи бўлган зотдир.”

 “Эй мўъминлар, аллохдан қўрқинглар, тўғри сўзни сўзланглар! (Шунда аллох) ишларингизни ўнглар ва гунохларингизни мағфират қилур. Ким аллохга ва унинг пайғамбарига итоат этса, бас у улуғ бахтга эришибди.”

Аммо баъад: энг рост сўз аллохни китоби ва энг яхши равиш Мухаммад саллаллоху алайхи васалламни равишидир, энг ёмон иш динда янгилик вужудга келтиришдир, динда янги пайдо бўлган нарса, бидъатдир; хар қандай бидъат гумрохлик ва хар бир  гумрохлик эса жаханнамдадир.[1]

Ассаламу алайкум ва рохматуллохи ва барокатух

Бизни бугунги дарсимиз, янги секуляризм динини таниб олишлик, иймонни хифз қилиш,жиход ва ширкдан пархез қилиш учун бир заруратдир,деган мавзуда бўлади.

Муслим ва Бухорий Хузайфа розиаллоху анхудан нақл қилиб айтишадики: ” одамлар росулуллох саллаллоху алайхи васалламдан яхшилик хақида савол сўрашарди,аммо мен ёмонлик хақида сўрардим; чунки мана бу ёмонликка гирифтор бўлиб қолишдан қўрқардим.”

Шундай бўлгач, фақат яхшилик ва хақни танишлик кофий бўлмайди. Чунки агар фақат яхшиликни ўзинигина танийдиган бўлсак ва ёмонликка гирифтор бўлиб қолган пайтимизда уни шар эканини билолмай қолишимиз мумкин. Худди жохилият ва секуляризм динини офатига дучор бўлган аммо уни хақиқатидан бехабар бўлиб юрган аксар мусулмонзодаларга ўхшаш вазиятга тушиб қоламиз.

Умар ибни Хаттоб айтадики: ” ислом занжири халқа-халқа бўлиб узилади,қачон? Исломда жохилиятни танимайдиган кишилар ўсиб вужудга келган пайтида шундай бўлади.”

Росулуллох салллаллоху алайхи васалламни сахобалари яхшилик ва шарни,ёмонликни комилан яхши танишарди,чунки улар мана шу (шарни) ичида парвариш топишган, улар шардан безор бўлиб қатъий холда яхшиликни хохлашарди. Чунки улар иймонни ва солих амални  яхшилигини,гўзаллигини ва куфр,гунохни эса паст,хуник эканини яхши билишарди. Шу сабабли хам уларни иймони,тушунчаси,фахмлаши улардан кейин келган кишиларга нисбатан кучлироқ,махкамроқ,салобатлироқ бўлган, Сумайя,Хадича,Мусъаб,Билол ва …….шундай жохилиятдан чиқиб келишиб иймонни қудрати,салобат ва истиқоматни энг чўққисига етишган эди.

Кейинги замонларда хам  жохилиятни яхши таниган кишилар, мусулмон ота-онадан туғилган ва жохилиятни танимайдиган кишиларга нисбатан исломни  яхши тушунишган ва иймон,жиход йўлида сахобаларга яқинроқ бўлишган. Шундай бўлгач бир мусулмон “ла илаха” деб тоғутга куфр келтирса, “иллаллох”ни айтишдан ва  аллохни шариатидаги қонунлар,буйруқларга бўйин эгишдан олдин, “ла илаха” ва тоғутга куфр келтириш,жохилиятни яхши таниган бўлиши лозим.

  “Жахл” хақга эргашмаслик маъносида келади; яъни бир киши хақга қарши бўлган амални қилади, бу киши мана бу амални огох холда қиладими ё огох бўладими фарқи йўқ, бундай кишига жохил дейилади. Шу сабабли Олусий ва ибни Манзурга ўхшаш уламолар айтишганки: хар қандай киши ўзида бор илмига амал қилмайдиган бўлса,жохил хисобланади.

Хақга қарши амални қилган киши,агар олдин қилган бу амали хақида маълумотга эга бўлмайдиган бўлса, яъни хақиқатда огох бўлмаса, шундай кишига ўхшайдики бир киши мухтож бир одамни кўради,аммо бу мухтож одам ўзини эхтиёжини ошкор қилмагани сабабли, уни кўрган киши уни ўзига тўқ,бениёз одам ,деб ўйлайди. Аллох таоло мана бундай хақни фахмламаган,аммо жохил шахс хақида мархамат қиладики:

 يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ(بقره/273)

“қаноатлари сабабли,билмаган одамга бой-бадавлат бўлиб кўринадиган фақир- камбағаллар учундир.”

Бу ерда жахл ва жохилдан мақсад шундай кишиларки,улар мусулмон бўлиши  аммо хос ахкомларга нисбатан жохил бўлиши, лекин бошқа ўринларда олим бўлиши хам мумкин, ёки шахс ғайри мусулмон бўлиши ва хақ ахкомлар борасидаги жахолати билан бирга, мана бу мушаххас ўринда хам жохил бўлиши мумкин.

Мана бу суратда, бу ғайри мусулмонни жахолат касаллигини шаддати кучайиб кетади ва мана бу жахл бир холатга,йўлга,равишга,одоб ва русумга айланади ва умумий маданият холатига ўтади; мана бу умумий маданият уни дунёга нисбатан кўз-қарашини,қонунларини, мумкин ва мумкин бўлмаган нарсаларни, арзишларни ва арзишларни зиддини таъйин қилади, ва мана бу шахсни кўз-қарашини шакллантирадиган ўзига хос ақидани,рафторни вужудга келтиради.

Жамиятдаги жахл мана шу даражага кўтарилган пайтда ва бу хадга етганда, аллох таоло мана бу жамиятни сифатлаш учун жохилият калимасини истефода қилади ва жохилиятни хамма қирраларини тўрт маданий сурада бизларга равшан қилиб беради:

Оли имронни 154 оятида андишадаги,қалбдаги  жохилият гумонлари,шаклари хақида сухбат қилади ва мархамат қиладики:

 “یظنون بالله غیر الحق ظن الجاهلیه” (آل عمران/154)

Бошқа бир тоифа (яъни мунофиқлар) эса аллох хақида нотўғри,динсизларча бад гумон қилиб, ўз жонларининг ғамига тушиб қолдилар.

ادامه خواندن “Муқаддамот дарслари/  иккинчи дарс: янги секуляризм динини таниб олишлик, иймонни хифз қилиш ва жиход,  ширкдан пархез қилиш учун бир заруратдир.

“مُقَدَّمات دَرسلَرِی/ اِیککِینچِی دَرس: یَنگِی سِکوُلارِیزم دِینِینِی تَنِیب آلِیشلِیک، اِیماننِی حِفظ قِیلِیش وَ جِهاد، شِرکدَن پَرهِیز قِیلِیش اوُچُون بِیر ضَرُورَتدِیر.

“مُقَدَّمات دَرسلَرِی/ اِیککِینچِی دَرس: یَنگِی سِکوُلارِیزم دِینِینِی تَنِیب آلِیشلِیک، اِیماننِی حِفظ قِیلِیش وَ جِهاد، شِرکدَن پَرهِیز قِیلِیش اوُچُون بِیر ضَرُورَتدِیر.

بسم الله والحمد لله

“اَلبَتَّه حَمد وَ سَنا تَنها اَلله گه لایِیقدِیر، اوُنگه شُکر اَیتَمِیز وَ اوُندَن یاردَم سُورَیمِیز، وَ اوُندَن مَغفِرَت طَلَب قِیلَمِیز وَ اوُزِیمِیزنِی نَفسلَرِیمِیزنِی شَررِیدَن، عَمَللَرِیمِیزنِی یامانلِیگِیدَن اَلله دَن پَناه سُورَیمِیز، کِیمنِی اَلله  هِدایَت قِیلسَه اوُنِی هِیچ کِیم گوُمراه قِیلَه آلمَیدِی، کِیمنِیکِی اَلله گوُمراه قِیلَدِیگن بوُلسَه اوُنِی هِیچ کِیم هِدایَت قِیلَه آلمَیدِی، وَ اَلله دَن اوُزگه اِلاه یُوقلِیگِیگه وَ اوُنِی شِیرِیکسِیز اِیکَنِیگه گُواهلِیک بِیرَمَن، مُحَمَّد اوُنِی بَندَه سِی،اِیلچِیسِی اِیکَنِیگه شَهادَت بِیرَمَن. “

“اِی مُؤمِنلَر، اَلله دَن حَق- راست قوُرقِیش بِیلَن قوُرقِینگلَر وَ فَقَط مُسُلمان بوُلگن حاللَرِینگدَه دُنیادَن اوُتِینگلَر!”

“اِی اِنسانلَر! سِیزلَرنِی بِیر جاندَن (آدَمدَن) یَرَتگن وَ اوُندَن جُفتِینِی (هَوانِی) وُجُودگه کِیلتِیرگن هَمدَه اوُ اِیککاوِیدَن کوُپ اِیرکَک وَ عَیاللَرنِی تَرقَتگن پَروَردِیگارِینگِیزدَن قوُرقِینگِیز! یَنَه آرَلَرِینگِیزدَگِی سَوال- جَوابلَردَه اوُرتَگه  سالِینَدِیگن اَلله دَن قوُرقِینگِیز وَ قَرِینداش- اوُرُوغلَرِینگِیز ( بِیلَن اَجرَلِیب کِیتِیشدَن سَقلَنِینگِیز)! اَلبَتَّه اَلله اوُستِینگِیزدَه کوُزَتُوچِی بوُلگن ذاتدِیر.”

“اِی مُؤمِنلَر، اَلله دَن قوُرقِینگلَر، توُغرِی سُوزنِی سوُزلَنگلَر! (شوُندَه اَلله) اِیشلَرِینگِیزنِی اوُنگلَر وَ گوُناهلَرِینگِیزنِی مَغفِرَت قِیلوُر. کِیم اَلله گه وُ اوُنِینگ پَیغَمبَرِیگه اِطاعَت اِیتسَه، بَس اوُ اوُلوُغ بَحتگه اِیرِیشِیبدِی.”

اَمّا بَعَد:   “إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَ خَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ وَشَرَّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ ” اِینگ راست سُوز اَلله نِی کِتابِی وَ اِینگ یَحشِی رَوِیش محمد صلی الله علیه وسلمنِی رَوِیشِیدِیر، اِینگ یامان اِیش دِیندَه یَنگِیلِیکنِی وُجُودگه کِیلتِیرِیشدِیر، دِیندَه یَنگِی پَیدا بوُلگن نَرسَه، بِدعَتدِیر؛ هَر قَندَی بِدعَت گوُمراهلِیک وَ هَر بِیر گوُمراهلِیک اِیسَه جَهَنَّمدَه دِیر.

اَلسَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله وَ بَرَکاتُه[1]

بِیزنِی بوُگوُنگِی دَرسِیمِیز، یَنگِی سِکوُلارِیزم دِینِینِی تَنِیب آلِیشلِیک، اِیماننِی حِفظ قِیلِیش، جِهاد وَ شِرکدَن پَرهِیز قِیلِیش اوُچُون بِیر ضَرُورَتدِیر، دِیگن مَوضُوعدَه بُولَدِی.

مُسلِم وَ بُخارِی حُذَیفَه رَضِیَ الله عَنهُ دَن نَقل قِیلِیب اَیتِیشَدِیکِی: “آدَملَر رَسُول الله صلی الله علیه وسلمدن یَحشِیلِیک حَقِیدَه سَوال سُورَشَردِی،اَمّا مِین یامانلِیک حَقِیدَه سُورَردِیم؛ چوُنکِی مَنَه بُو یامانلِیکگه گِیرِیفتار بُولِیب قالِیشدَن قوُرقَردِیم. “

شُوندَی بوُلگچ، فَقَط یَحشِیلِیک وَ حَقنِی تَنِیشلِیک کافِی بُولمَیدِی. چوُنکِی اَگر فَقَط یَحشِیلِیکنِی اوُزِینِیگِینَه تَنِیدِیگن بُولسَک وَ یامانلِیکگه گِیرِیفتار بُولِیب قالگن پَیتِیمِیزدَه اوُنِی شَر اِیکَنِینِی بِیلالمَی قالِیشِیمِیز موُمکِین. حوُدِّی جاهِلِیَت وَ سِکوُلارِیزم دِینِینِی آفَتِیگه دوُچار بوُلگن اَمّا اوُنِی حَقِیقَتِیدَن بِی خَبَر بُولِیب یُورگن اَکثَر مُسُلمانزادَه لَرگه اوُحشَش وَضِیعَتگه توُشِیب قالَمِیز.

عُمَر اِبنِ خَطّاب اَیتَدِیکِی: “اِسلام زَنجِیرِی حَلقَه- حَلقَه بُولِیب اوُزِیلَدِی، قَچان؟ اِسلامدَه جاهِلِیَتنِی تَنِیمَیدِیگن کِیشِیلَر اوُسِیب وُجُودگه کِیلگن پَیتِیدَه شوُندَی بُولَدِی.”

 رَسُول الله صلی الله علیه وسلمنِی صَحابَه لَرِی یَحشِیلِیک وَ شَرنِی، یامانلِیکنِی کامِلاً یَحشِی تَنِیشَردِی، چوُنکِی اوُلَر مَنَه شُو (شَرنِی) اِیچِیدَه پَروَرِیش تاپِیشگن، اوُلَر شَردَن بِیزار بُولِیب قَطعِی حالدَه یَحشِیلِیکنِی هاحلَشَردِی. چُونکِی اوُلَر اِیماننِی وَ صالِح عَمَلنِی یَحشِیلِیگِینِی، گوُزَللِیگِینِی وَ کُفر، گوُناهنِی اِیسَه پَست، هوُنِیک اِیکَنِینِی یَحشِی بِیلِیشَردِی. شوُ سَبَبلِی هَم اوُلَرنِی اِیمانِی، توُشوُنچَه سِی، فَهملَشِی اوُلَردَن کِییِین کِیلگن کِیشِیلَرگه نِسبَتاً کوُچلِیراق، مَحکَمراق، صَلابَتلِیراق بُولگن، سُمَیّه، حَدِیجَه، مُصعَب، بِلال وَ……شوُندَی جاهِلِیَتدَن چِیقِیب کِیلِیشِیب اِیماننِی قُدرَتِی، صَلابَت وَ اِستِقامَتنِی اِینگ چوُققِیسِیگه یِیتِیشگن اِیدِی.

کِییِینگِی زَمانلَردَه هَم جاهِلِیَتنِی یَحشِی تَنِیگن کِیشِیلَر مُسُلمان آتَه – آنَه دَن توُغِیلگن وَ جاهِلِیَتنِی تَنِیمَیدِیگن کِیشِیلَرگه نِسبَتاً اِسلامنِی یَحشِی توُشوُنِیشگن وَ اِیمان، جِهاد یوُلِیدَه صَحابَه لَرگه یَقِینراق بوُلِیشگن. شوُندَی بوُلگچ بِیر مُسُلمان “لا اله” دِیب طاغوُتگه کُفر کِیلتِیرسَه، “اِلّا الله ” نِی اَیتِیشدَن وَ اَلله نِی شَرِیعَتِیدَگِی قانوُنلَر، بوُیرُوقلَرگه بُویِین اِیگِیشدَن آلدِین، “لا اله ” وَ طاغوُتگه کُفر کِیلتِیرِیش، جاهِلِیَتنِی یَحشِی تَنِیگن بوُلِیشِی لازِم.

“جَهل” حَقگه اِیرگشمَسلِیک مَعناسِیدَه کِیلَدِی؛ یَعنِی بِیر کِیشِی حَقگه قَرشِی بُولگن عَمَلنِی قِیلَدِی، بُو کِیشِی حَقگه قَرشِی عَمَلنِی قِیلَدِی، بُو کِیشِی مَنَه بُو عَمَلنِی آگاه حالدَه قِیلَدِیمِی یا آگاه بُولمَیدِیمِی فَرقِی یُوق، بُوندَی کِیشِیگه جاهِل دِییِیلَدِی. شُو سَبَبلِی آلوُسِی وَ اِبن مَنظوُرگه اوُحشَش اوُلامالَر اَیتِیشگنکِی: هَر قَندَی کِیشِی اوُزِیدَه بار عِلمِیگه عَمَل قِیلمَیدِیگن بوُلسَه، جاهِل حِسابلَنَدِی. 

حَقگه قَرشِی عَمَلنِی قِیلگن کِیشِی، اَگر آلدِین قِیلگن بُو عَمَلِی حَقِیدَه مَعلوُماتگه اِیگه بوُلمَیدِیگن بُولسَه، یَعنِی حَقِیقَتدَه آگاه بوُلمَسَه، شوُندَی کِیشِیگه اوُحشَیدِیکِی بِیر کِیشِی مُحتاج بِیر آدَمنِی کوُرَدِی، اَمّا بُو مُحتاج آدَم اوُزِینِی اِیحتِیاجِینِی آشکار قِیلمَگَنِی سَبَبلِی، اوُنِی کوُرگن کِیشِی اوُنِی اوُزِیگه توُق، بِی نِیاز آدَم، دِیب اوُیلَیدِی. اَلله تَعالی مَنَه بُوندَی حَقنِی فَهملَمَگن، اَمّا جاهِل شَخص حَقِیدَه مَرحَمَت قِیلَدِیکِی: 

يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ(بقره/273)  “قَناعَتلَرِی سَبَببلِی، بِیلمَگن آدَمگه بای- بَدَولَت بُولِیب کوُرِینَدِیگن فَقِیر- کَمبَغَللَر اوُچُوندِیر.”

بُو یِیردَه جَهل وَ جاهِلدَن مَقصَد شوُندَی کِیشِیلَرکِی، اوُلَر مُسُلمان بوُلِیشِی اَمّا خاص اَحکاملَرگه نِسبَتاً جاهِل بُولِیشِی، لِیکِن باشقَه اوُرِینلَردَه عالِم بُولِیشِی هَم مُومکِین، یاکِی شَخص غَیرِی مُسُلمان بُولِیشِی وَ حَق اَحکاملَر بارَسِیدَگِی جَهالَتِی بِیلَن بِیرگه ، مَنَه بُو مُشَخَّص اوُرِیندَه هَم جاهِل بوُلِیشِی موُمکیِن.

مَنَه بُو صُورَتدَه، بُو غَیرِی مُسُلماننِی جَهالَت کَسَللِیگِینِی شِدَّتِی کوُچَیِیب کِیتَدِی. مَنَه بُو جَهل بِیر حالَتگه، یوُلگه، رَوِیشگه، آداب وَ رُسُومگه اَیلَنَدِی وَ عُمُومِی مَدَنِیَت حالَتِیگه اوُتَدِی؛ مَنَه بُو عُمُومِی مَدَنِیَت اوُنِی دُنیاگه نِسبَتاً کوُز- قَرَشِینِی، قانوُنلَرِینِی، مُومکِین وَ موُمکِین بُولمَگن نَرسَه لَرنِی، اَرزِیشلَرنِی وَ اَرزِیشلَرنِی زِدِّینِی تَأیِین قِیلَدِی، وَ مَنَه بُو شَخصنِی کوُز- قَرَشِینِی شَکللَنتِیرَدِیگن اوُزِیگه خاص عَقِیدَه نِی، رَفتارنِی وُجُودگه کِیلتِیرَدِی.

جَمِیعَتدَگِی جَهل مَنَه بُو دَرَجَه گه کوُتَرِیلگن پَیتدَه وَ بُو حَدگه یِیتگندَه، اَلله تَعالی مَنَه بُو جَمِیعَتنِی صِیفَتلَش اوُچُون جاهِلِیَت کَلِیمَه سِینِی اِستِعفادَه قِیلَدِی وَ جاهِلِیَتنِی هَمَّه قِیررَه لَرِینِی توُرت مَدَنِی سُورَه دَه بِیزلَرگه رَوشَن قِیلِیب بِیرَدِی:  آلی-عِمراننِی 154 آیَتِیدَه اَندِیشَه دَگِی، قَلبدَگِی جاهِلِیَت گوُمانلَرِی، شَکللَرِی حَقِیدَه صُحبَت قِیلَدِی وَ مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:  “یظنون بالله غیر الحق ظن الجاهلیه” (آل عِمران/154)  باشقَه بِیر طائِفَه (یَعنِی مُنافِقلَر) اِیسَه اَلله حَقِیدَه ناتوُغرِی، دِینسِیزلَرچَه بَد گوُمان قِیلِیب، اوُز جانلَرِینِینگ غَمِیگه توُشِیب قالَدِیلَر.

ادامه خواندن “مُقَدَّمات دَرسلَرِی/ اِیککِینچِی دَرس: یَنگِی سِکوُلارِیزم دِینِینِی تَنِیب آلِیشلِیک، اِیماننِی حِفظ قِیلِیش وَ جِهاد، شِرکدَن پَرهِیز قِیلِیش اوُچُون بِیر ضَرُورَتدِیر.

درسهای مقدماتی/ درس دوم: شناخت جاهلیت نوین دین سکولاریسم،یک ضرورت جهت حفظ ایمان و جهاد، و پرهیز از شرک

درسهای مقدماتی/ درس دوم: شناخت جاهلیت نوین دین سکولاریسم،یک ضرورت جهت حفظ ایمان و جهاد، و پرهیز از شرک

بسم الله و الحمدلله
«به راستی حمد و سپاس تنها لایق خداست او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و آمرزش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از شرور نفسهایمان واز بدیهای اعمالمان، هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نماید هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده ی اوست».
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید آنچنان که شایسته است،از خدا بترسید و نمیرید مگر آنکه مسلمان باشید».
«ای مردماناز (خشم) پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما رااز یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. و از (خشم) خدایی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند می‌دهید، و بپرهیزید از اینکه پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید زیرا بیگمان خداوند مراقب شماست».
«ای مؤمنان از خدا بترسید و سخن حق و درست بگویید. در نتیجه خدا (توفیق خیرتان می‌دهد و) اعمالتان را شایسته می گرداند و گناهانتان را می‌بخشاید. اصلاً هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی و کامیابی بزرگی دست می‌یابد».

اما بعد: راستترین سخن، کتاب خدا و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی و هر گمراهی در آتش است.[1]

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

درس امروز ما، در مورد: شناخت جاهلیت نوین دین سکولاریسم، به عنوان یک ضرورت جهت حفظ ایمان و جهاد و پرهیز از شرک است.

مسلم و بخاری از حذیفه رضی الله عنه نقل کرده اند که می‌ گوید: «مردم از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد خیر و خوبی می‌پرسیدند اما من  در مورد شرّ و بدی؛ چون می‌ترسیدم که مبادا گرفتار آن شوم».

در این صورت، تنها شناسایی خیر و حق کافی نیست. چون، اگر تنها خیر و خوبی را بشناسیم ممکن است گرفتار بدی و شر شویم و ندانیم این کاری که دچارش شده ایم شر و بدی است. مثل اکثر مسلمان زاده هایی که دچار جاهلیت و آفات دین سکولاریسم شده اند اما از حقیقت آن بی خبر هستند.

بر این اساس است که عمربن خطاب می گوید: «زنجیر اسلام حلقه حلقه گسسته می‌شود (پاره می شود،) چه وقت؟ هرگاه در اسلام کسانی رشد و به وجودبیایند که جاهلیت را نمی‌شناسند».

صحابه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم خیر و شر را کاملاً می شناختند چون در آن (شر) پرورش یافته بودند و قاطعانه خیر را دوست داشتند و از شر بیزار بودند. چون زیبایی و خوبی ایمان و عمل صالح و زشتی و پلیدی کفر و گناهان را می دانستند. به همین دلیل بود که ایمان آنها و فهم و درایت آنها از کسانی که پس از آن ها آمدند قوی تر و باصلابت تر و محکم تر بود و کسانی چون سمیه، خدیجه، مصعب، بلال و … از چنان جاهلیتی ظهور کردند و به چنان درجه ای از قدرت ایمان، صلابت و استقامت رسیدند.

 در زمانهای بعد هم، کسانی که جاهلیت را خوب فهمیدند، از کسانی که قبلاً از پدر و مادری مسلمان به دنیا آمدند و جاهلیت را نشناختند اسلام را هم بهتر فهمیدند، و در راه ایمان و جهاد، مسیرشان به صحابه نزدیکتر بوده، در این صورت، زمانی که یک مسلمان می گوید «لا اله» و کفر به طاغوت می کند، باید قبل از گفتن «الا الله» و گردن نهادن به دستورات و قانون شریعت الله، شناخت صحیحی از «لا اله» و کفر به طاغوت و جاهلیت داشته باشد.

«جهل» به معنی پیروی نکردن از حق می آید؛ کسی که عملی برخلاف حق انجام داد، چه نسبت به آن عمل آگاه باشد یا نباشد، به چنین شخصی جاهل گفته می شود. به همین دلیل، علمای گذشته چون آلوسی و ابن منظورگفته اند: هرکسی به علمی که دارد، عمل نکند جاهل است.

حالا کسانی که عملی بر خلاف حق انجام دهند که قبلاً در آن زمینه آگاهی کسب نکرده باشند و واقعاًبه آن آگاه نباشند، مثل کسی که یک آدم نیازمندی را می بیند اما چون آن نیازمند، نیاز خودش را آشکار نمی کند، آن شخص خیال می کند که این نیازمند، شخص غنی و ثروتمندی است. الله متعال چنین شخصی که حق را نفهمیده باز جاهل می داند و می فرماید: يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ(بقره/273) نيازمندانی هستند که به خاطر آبرومندی و خويشتنداری که می کنندشخص جاهل آن ها را دارا و غنی به حساب می آورد.

تا اینجا منظور از جهل و جاهل کسانی هستند که ممکن است مسلمان باشندکه نسبت به احکامی خاص جاهل باشند اما، در سایر موارد عالم باشند، یا ممکن است غیر مسلمانی باشد که علاوه بر جهالتش در مورد سایر احکام حق، در این مورد مشخص هم جاهل باشد.

 در این صورت، این غیر مسلمان بیماری جهل او شدت گرفته و این جهل تبدیل به حالت، راه، روش و آداب و رسومی شده که حالت فرهنگ عمومی به خودش گرفته؛ و این فرهنگ عمومی ارزشها و ضد ارزشها، باید و نبایدها، قوانین و نگرش او به دنیا را تعیین می کند، و برای شخص عقاید و رفتار خاصی را به ارمغان می آوردکه جهان بینی آن شخص را شکل میدهد.

زمانی که جهل در جامعه ای به این درجه ارتقاء پیدا میکند و به این درجه می رسد، الله متعال در توصیف این جامعه از کلمه ی جاهلیت استفاده می کند، و موارد استعمال و زوایای کلی این جاهلیت را در چهار سوره ی مدنی برای ما روشن می کند:

  •  در آیه 154 آل عمران،از ظن و گمان جاهلی در اندیشه و قلب صحبت می کند و می فرماید: “یظنون بالله غیر الحق ظن الجاهلیه” (آل عمران/154) درباره‌ ی خدا پندارهای نادرستی چون پندارهای زمان جاهليّت داشتند.

شک جاهلیت، به مفهوم حاکم شدن ظن و گمان و شکاکیت در عقاید و جهانبینی است. آنچه امروزه در گردهمایی های باسوادها وعوام سکولار دیده می شود. بنیان گذاری عقاید و باورهایشان در مورد خلقت انسان، موجودات، خدا، بهشت و امور غیبی بر اساس توهمات است؛ یعنی باورهای آنها توهم و شک و گمان زیربنای آن است، نه یقین و اطمینان .

ادامه خواندن درسهای مقدماتی/ درس دوم: شناخت جاهلیت نوین دین سکولاریسم،یک ضرورت جهت حفظ ایمان و جهاد، و پرهیز از شرک

سِیزنِی دِینِینگِیز نِیمَه؟ اِسلام یا سِکوُلارِیزم؟

سِیزنِی دِینِینگِیز نِیمَه؟ اِسلام یا سِکوُلارِیزم؟

بسم الله الرحمن الرحیم

«إنِ الْحَمْدَ لِلَّهِ، نَحْمَدُهُ، وَنَسْتَعِينُهُ، وَنَسْتَغْفِرُهُ، وَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْشُرُورِ أَنْفُسِنَا، وَمِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّااللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ»  اَلبَتَّه حَمد وَ سَنا تَنها اَلله گه لایِیقدِیر، اوُنگه شُکر اَیتَمِیز وَ اوُندَن یاردَم سُورَیمِیز، وَ اوُندَن مَغفِرَت طَلَب قِیلَمِیز وَ اوُزِیمِیزنِی نَفسلَرِیمِیزنِی شَررِیدَن، عَمَللَرِیمِیزنِی یامانلِیگِیدَن اَلله دَن پَناه سُورَیمِیز، کِیمنِی اَلله  هِدایَت قِیلسَه اوُنِی هِیچ کِیم گوُمراه قِیلَه آلمَیدِی، کِیمنِیکِی اَلله گوُمراه قِیلَدِیگن بوُلسَه اوُنِی هِیچ کِیم هِدایَت قِیلَه آلمَیدِی، وَ اَلله دَن اوُزگه اِلاه یُوقلِیگِیگه وَ اوُنِی شِیرِیکسِیز اِیکَنِیگه گُواهلِیک بِیرَمَن، مُحَمَّد اوُنِی بَندَه سِی،اِیلچِیسِی اِیکَنِیگه شَهادَت بِیرَمَن.

یأْ أیهَاْ الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاْتِهِ وَلاَتَمُوْتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون” (آل عمران /102)  “اِی مُؤمِنلَر، اَلله دَن حَق- راست قوُرقِیش بِیلَن قوُرقِینگلَر وَ فَقَط مُسُلمان بوُلگن حاللَرِینگدَه دُنیادَن اوُتِینگلَر!”

یأْ أیهَا النَّاْسُ، اتَّقُوْاْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِنْ نَّفْسٍ وَّاحِدَةٍ وَّ خَلَقَ مِنْهَاْ زَوْجَهَاْ وَ بَثَّ مِنْهُمَاْ رِجَالاً کَثِیراً وَّ نِسَاءً وَّاتَّقُوْاْ اللهَ الَّذِی تَسَاءَلُوْنَ بِهِ وَالأرْحَاْمَ إِنّ اللهَ کَاْنَ عَلَیکُمْ رَقِیبَاً  (نساء /1)  “اِی اِنسانلَر! سِیزلَرنِی بِیر جاندَن (آدَمدَن) یَرَتگن وَ اوُندَن جُفتِینِی (هَوانِی) وُجُودگه کِیلتِیرگن هَمدَه اوُ اِیککاوِیدَن کوُپ اِیرکَک وَ عَیاللَرنِی تَرقَتگن پَروَردِیگارِینگِیزدَن قوُرقِینگِیز! یَنَه آرَلَرِینگِیزدَگِی سَوال- جَوابلَردَه اوُرتَگه  سالِینَدِیگن اَلله دَن قوُرقِینگِیز وَ قَرِینداش- اوُرُوغلَرِینگِیز ( بِیلَن اَجرَلِیب کِیتِیشدَن سَقلَنِینگِیز)! اَلبَتَّه اَلله اوُستِینگِیزدَه کوُزَتُوچِی بوُلگن ذاتدِیر.”

-یأْ أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ وَ قُوْلُوْاْ قَوْلاً سَدِیداً * يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا (احزاب / 70)  “اِی مُؤمِنلَر، اَلله دَن قوُرقِینگلَر، توُغرِی سُوزنِی سوُزلَنگلَر! (شوُندَه اَلله) اِیشلَرِینگِیزنِی اوُنگلَر وَ گوُناهلَرِینگِیزنِی مَغفِرَت قِیلوُر. کِیم اَلله گه وُ اوُنِینگ پَیغَمبَرِیگه اِطاعَت اِیتسَه، بَس اوُ اوُلوُغ بَحتگه اِیرِیشِیبدِی.”

اَمّا بَعَد:   “إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَ خَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ وَشَرَّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ ” اِینگ راست سُوز اَلله نِی کِتابِی وَ اِینگ یَحشِی رَوِیش محمد صلی الله علیه وسلمنِی رَوِیشِیدِیر، اِینگ یامان اِیش دِیندَه یَنگِیلِیکنِی وُجُودگه کِیلتِیرِیشدِیر، دِیندَه یَنگِی پَیدا بوُلگن نَرسَه، بِدعَتدِیر؛ هَر قَندَی بِدعَت گوُمراهلِیک وَ هَر بِیر گوُمراهلِیک اِیسَه جَهَنَّمدَه دِیر.

اَلسَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله وَ بَرَکاتُه

اَلله تَعالی مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:   قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَلاَ یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حَتَّى یُعْطُواْ الْجِزْیَةَ عَن یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ (توبه/29)

اَلله گه وَ آخِیرَت کوُنِیگه اِیشانمَیدِیگن، اَلله وَ اوُنِینگ پَیغَمبَرِی حَرام دِیگن نَرسَه نِی حَرام دِیب بِیلمَیدِیگن، حَق (یَعنِی اِسلام) دِینِیگه اِعتِقاد قِیلمَیدِیگن اَهلِی کِتابلَردَن عِبارَت بوُلگن کِیمسَه لَرگه قَرشِی تا اوُلَر  حارلَنگن (مَغلوُب) حاللَرِیدَه اوُز قوُللَرِی بِیلَن (زِیمَّه لَرِیدَگِی) سالِیقنِی توُلَمَه گوُنلَرِیچَه جَنگ قِیلِینگِیز!

شُبهَه سِیز اَهلِی کِتابلَر خُدا، قِیامَت، حَرام وَ حَلال بارَسِیدَه اوُزلَرِینِی عَقِیدَه لَرِینِینگ اَساسِیگه کوُرَه اوُز تَصَوُّراتلَرِیگه اِیگه دِیرلَر، اِمّا اَلله تَعالی بوُندَی تَصَوُّراتلَرنِی قَبوُل قِیلمَیدِی، بَلکِیم آخِیرگِی اِیلچِیسِی تامانِیدَن بَیان قِیلِینگن عَقِیدَه نِیگِینَه قَبوُل قِیلَدِی.

– هَر بِیر کِیشِی خُدا حَقِیدَه اوُزِینِی تَصَوُّرِیگه ، تَأرِیفِیگه اِیگه، اَمّا بِیر مُسُلمان قُرآندَه وَ پَیغَمبَر آرقَلِی اوُزِینِی تَنِیشتِیرگن اَلله نِی قَبُول قِیلَدِی.

– هَر بِیرِی کِیشِی “قِیامَت” حَقِیدَه هَم اوُزِینِی تَصَوُّرِیگه، تَعرِیفِیگه اِیگه، اَمّا بِیر مُسُلمان کِیشِی اَلله تَعالی اوُزِینِی آخِیرگِی اِیلچِیسِی آرقَلِی صِیفَتلَگن قِیامَتنِی قَبُول قِیلَدِی.

  – هَر بِیر کِیشِینِی “آزادلِیک” وَ “مَمنوُعِیَت” حَقِیدَه اوُزِیگه خاص تَصَوُّرِی بار، اَمّا بِیر مُسُلمان اَلله “آزاد” دِییدِیگن “آزادلِیک”نِیگِینَه  “آزادلِیک” دِیب وَ اَلله “مَمنوُع” قِیلگن نَرسَه نِی “مَمنوُعِیَت” دِیب قَبُول قِیلَدِی.

“دِین”نِی تَعرِیفِی حَقِیدَه  اِنسانلَر اوُرتَسِیدَه جُودَه کوُپ اِیختِلافلَر مَوجُود، قُرآن نازِل بُولگن عَرَب تِیلِیدَه وَ قُرآن آیَتلَرِیدَه “دِین”نِی مَعناسِی نِیمَه اِیکَنِینِی بِیلِیشِیمِیز کِیرَکن؟

بِیر عَرَب اوُچُون دِین کَلِیمَه سِی ذِکر قِیلِینگن پَیتدَه، اوُ توُرت مَعنانِی اوُز اِیچِیگه آلَر اِیدِی:

  1. اِیگللَب آلِیش، قُدرَت، حُکمرانلِیک، حاکِملِیک، اوُزِینِی اِطاعَتِیدَه اوُشلَب توُرِیش. بِیر سُوز بِیلَن اَیتگندَه،”حاکِمِیَت قُدرَتِی”.

دانَ النَّاس، دِییِیلگن پَیتدَه: آدَملَرنِی مَجبُورلَب اوُزِیگه اِطاعَت قِیلدِیرَدِی، دِیگن مَعنا توُشُونِیلَدِی. تَعلِیم آلسَه بُولَدِیگن بِیر پَند- نَصِیحَتدَه اَیتِیلِیشِیچَه:   الْكَيِّسُ مَنْ دَانَ نَفْسَهُ وَعَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ. یَعنِی: عَقللِی، زِیرَک آدَم اوُزِینِی نَفسِینِی اِدارَه قِیلِیب باشقَرَه آلَدِی، اوُنِی اوُزِیگه رام قِیلَدِی وَ اوُلِیمِیدَن کِییِینگِی دَور اوُچُون حَرَکَت قِیلَدِی.

  •   شَرع، قانوُن، پراگرَمَّه، آدابُو رَسم- رُسُوم. بِیر سُوز بِیلَن اَیتگندَه “قانوُن وَ پراگرَمَّه” مَعناسِیدَه دِیر.

أنه علیه السلام کان علی دین قومه.  یَعنِی: پَیغَمبَرِیمِیز صلی الله عَلَیهِ وَسَلَّم بَعثَتدَن آلدِین نِکاه، طَلاق، مِعراث وَ شوُنگه اوُحشَش اِجتِمائِی، مَدَنِی اِیشلَر بُویِیچَه) اوُزِینِی قَومِیدَگِی حُدُودلَرگه، قانوُنلَرگه، قائِدَه لَرگه، تابِع بوُلگن اِیدِیلَر.

  • اِطاعَت، بَندَه لِیک، حِذمَت قِیلِیش. بِیر سوُز بِیلَن اَیتگندَه “اِطاعَت قِیلِیش، بُویسِینِیش”.

خَوارِج حَدِیثِیدَه کِیلتِیرِیلِیشِیچَه، پَیغَمبَرِیمِیز صلی الله علیه وسلم مَرحَمَت قِیلَدِیلَرکِی:  «یَمْرُقُونَ مِنْ الدِّینِ کَمَا یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنْ الرَّمِیَّةِ» یَعنِی: حوُدِّی اوُق کَماندَن چِیقِیب کِیتگندِیک خَوارِجلَر هَم دِیندَن چِیقِیب کِیتِیشدِی. لِیکِن بُو یِیردَه حَدِیثدَه اَیتِیلَیاتگن مَعنا خَوارِجلَرنِینگ دِیندَن بُوتوُنلَی چِیقِیب کِیتِیشلَرِی وَ کافِر بُولِیشلَرِی حَقِیدَه اِیمَس؛ چُونکِی عَلِی اِبنِ اَبِی طالِب رَضِیَ الله عَنهُ دَن سُورَلَدِیکِی: خَوارِجلَر کافِر بُولِیشدِیمِی؟ اوُنِی جَوابِیگه اَیتَدِیلَرکِی: اوُلَر کُفردَن قاچِیشدِی. شوُندَه خَوارِجلَر مُنافِق بوُلِیشدِیمِی؟- دِیب سُورَشدِی. اوُ کِیشِی اَیتدِیلَرکِی: مُنافِقلَر خُدانِی جوُدَه کَم اِیسلَشَدِی، خَوارِج اِیرتَیُو- کِیچ خُدانِی ذِکرِی بِیلَن مَشغوُلدِیرلَر. عَلِی اِبنِ اَبِی طالِب رَضِیَ الله عَنهُ مَرحَمَت قِیلگن سُوزلَرِیدَن مَعلوُم بُولَدِیکِی، “دِین” کَلِیمَه سِیدَن مَقصَد، حَق یُولدَگِی اِمامگه اِطاعَت قِیلِیش وَ اوُنگه بُویسِینِیشدِیر.

  • جَزالَش، مُکافات بِیرِیش، حُکم چِیقَرِیش، حِساب- کِتاب قِیلِیش.

عَرَبلَرنِی مَثَللَرِیدَه کِیلَدِیکِی:  کما تُدینُ تُدانُ. یَعنِی: سِین آدَملَرگه قَندَی رَفتار قِیلَدِیگن بوُلسَنگ، اَنَه اوُشَه شَکلدَه سِینگه هَم رَفتار قِیلِیشَدِی……

عَرَبلَر دِیننِی مَعناسِینِی عادِّی وَ کوُندَه لِیک بِیر حالَتدَه توُشُونِیشَردِی، بوُندَن باشقَه جوُدَه کوُپ اِصطِلاحلَرگه اوُحشَش رَسُول الله صلی الله علیه وسلم قَوملَرِیگه توُشوُنتِیرِیب اِیضاحلَب اوُتِیرمَسدِیلَر، اوُ کِیشِی بِیزلَرگه اوُحشَب اِیضاحلَب توُشوُنتِیرِیب بِیرمَگنلَر وَ بوُنچَه وَقت هَم صَرفلَمَگنلَر،بَلکِی آدَملَرنِی اوُزِی مَنَه بُو اِصطِلاحلَرنِی یَحشِی توُشُونِیشَردِی، قُرآن اوُلَرنِی آنَه تِیللَرِیدَه نازِل بُولگن اِیدِی، فَقَط بُو سُوزلَر اوُلَرگه یِیتِیب بارسَه بُولدِی اِیدِی، اوُلَر آچِیق- آیدِین دَرک قِیلِیب بُو حَقِیدَه فِکر قِیلِیشَردِی.   «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» (یوسف/2).  دَرحَقِیقَت، بِیز اوُنِی (بوُ آیَتلَرنِی) عَقللَرِینگِیزنِی یُورگِیزِیشِینگِیز اوُچُون عَرَبِی قُرآن حالِیدَه نازِل قِیلدِیک. 

شُو طَرزدَه بِیر عَرَب “دِین” کَلِیمَه سِینِی اِیشِیتِیشِی بِیلَن اوُنِی ذِهنِیدَه اَساسِی توُرت مَعنا مُوجَسَّم بُولَردِی:

  1. قُدرَت وَ حاکِمِیَت.
  2. آدَملَر مَنَه بُو حاکِمِیَتنِی آستِیدَه اِیرگشَدِیگن قانوُنلَر، حَدلَر، یُول وَ رَوِیشلَر، پراگرَمَّه لَر.
  3. حاکِمِیَتنِی قُدرَتِیگه وَ اِجرا قِیلِینَدِیگن قانوُنلَرگه اِطاعَت قِیلِیش، بُویسِینِیش.
  4. وَ نِهایَت حِساب- کِتاب قِیلِیش، مُحاکَمَه قِیلِیش، مُکافاتلَش یاکِی جَزالَش.

عُمُومِی قِیلِیب اَیتگندَه،”دِین” بُو حُکوُمَت قُدرَتِینِی بِیر مَجمُوعَه سِی بوُلِیب، اوُ اوُزِیدَگِی قانوُنلَرگه کوُرَه آدَملَردَن مَنَه بُو قانوُنلَرگه اِطاعَت قِیلِیشنِی، بُویسِینِیشنِی طَلَب قِیلَدِی، وَ مَنَه بُو قانوُنلَرگه اِطاعَت قِیلِیش یاکِی بوُیِین تاولَشنِی مِعزانِیگه کوُرَه اوُلَر بِیلَن حِساب- کِتاب قِیلَدِی، اوُلَرگه مُکافات بِیرَدِی، اوُلَرنِی جَزالَیدِی.

 بِیر عَرَب “دِین” کَلِیمَه سِینِی اِیشِیتِیشِی بِیلَن اوُنِی ذِهنِیدَه شُو نَرسَه لَر جَمعلَنَردِی، اِگر اوُنگه فَلان “دِین”گه اِیرگَشگِین دِییِیلسَه، نِیمَه لَرنِی قَبوُل قِیلِیشِی لازِم اِیکَنِینِی یَحشِی بِیلَردِی؛ شوُ سَبَبلِی هَم آگاه حالدَه یا اوُنِی قَبوُل قِیلَردِی یاکِی رَد اِیتَردِی.

اِیندِی “دِین”نِی قُرآندَگِی مَعناسِینِی بِیر کوُرَیلِیک: قُرآنِی کَرِیمدَه “دِین” کَلِیمَه سِی اَیتِیب اوُتِیلگن اوُشَه تُورت رُکن، مَفهُومدَن تَشکِیل بُولگن بُولسَه هَم،لِیکِن اوُنِی لوُغَوِی مَعناسِیدَن کوُرَه کامِلراق صُورَتدَه فایدَلَنِیلگن وَ اِیضاح بِیرِیلگَندِیر:

  1. حاکِمِیَت وَ حُکمرانلِیک.
  2. مَنَه بُو حاکِمِیَتنِی واسِیطَه سِیدَه وُجُودگه کِیلگن قانوُنلَر، اَحکاملَر.
  3. مَنَه بُو حاکِمِیَتنِی قُدرَتِی واسِیطَه سِیدَه وُجُودگه کِیلگن حُکمرانلِیکنِی قَبوُل قِیلِیش وَ اوُنگه اِطاعَت اِیتِیش.
  4. 4-     مَنَه بُو حاکِمِیَت قُدرَتِی اوُزِیدَگِی قانوُنلَرگه اِطاعَت قِیلِیشنِی، اِخلاصنِی مِیزانِیگه قَرَب اوُلَرگه بِیرَدِیگن مُکافاتِی یاکِی اوُلَرنِی عِصیانِیگه نِسبَتاً بِیرَدِیگن جَزاسِیدِیر.

قُرآنِی کَرِیم گاهِیدَه “دِین” کَلِیمَه سِینِی حاکِمِیَت وَ اِطاعَت قِیلِیش مَعنالَرِیدَه کِیلتِیرگن؛ گاهِیدَه اِیسَه قانوُن وَ اَحکاملَر، مُکافات بِیرِیش وَ جَزالَشنِی فَقَط بِیر مَعناسِیدَن فایدَلَنگَن، بَعضِی اوُرِینلَردَه اِیسَه “دِین” کَلِیمَه سِینِی اِیشلَتگن وَ اوُنِی هَر توُرت مَعناسِینِی اِرادَه قِیلگن.

(حاکِمِیَت وَ اِطاعَت قِیلِیش) مَعناسِیدَگِی دِین، اَلله تَعالی مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:     وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاء وَیُقِیمُوا الصَّلَاهَ وَیُؤْتُوا الزَّکَاهَ وَذَلِکَ دِینُ الْقَیِّمَهِ (بینه/۵)  حالبوُکِی، اوُلَر فَقَط یَگانَه اَلله گه، اوُ ذات اوُچُون دِیننِی خالِص قِیلگن، توُغرِی یُولدَن آغمَگن حاللَرِیدَه عِبادَت قِیلِیشگه وَ نَمازنِی توُکِیس عَدا اِیتِیشگه هَمدَه زَکاتنِی (حَقدارلَرگه) عَطا اِیتِیشگه بُویُورِیلگن اِیدِیلَر. مَنَه شُو توُغرِی یوُلدَگِی (مِلَّتنِینگ) دِینِیدِیر. 

مَنَه بُو وَ بُو آیَتگه اوُحشَگن آیَتلَردَه، دِین کَلِیمَه سِی قُدرَت وَ اَلله نِی حُکمرانلِیگِیگه بُویسِینِیش، اِطاعَت وَ بَندَه لِیکنِی قَبوُل قِیلِیش مَعناسِیدَه کِیلگن؛ آیَتلَردَه اِیشارَه قِیلِینگن دِیننِی فَقَط اَلله نِی اوُزِیگه خالِص قِیلِیشلِیکدَن مَقصَد، اِنسان اَلله نِی حاکِمِیَتِیدَن، بُویرُوغِیدَن باشقَه حاکِمِیَتگه، بُویرُوقلَرگه  تَسلِیم بُولمَسلِیگِیدِیر، اوُزِینِی اِطاعَتِی وَ بَندَه لِیگِینِی شُو دَرَجَه دَه خالِص قِیلِیشِی لازِمکِی، اوُندَن باشقَه هِیچ کِیمگه عِبادَت قِیلمَسلِیگِی، اِیرگَشمَسلِیگِی کِیرَک.

( بِیر فِکرِی، عَمَلِی توُزُوم، یَعنِی قانوُنلَر وَ اَحکاملَر) مَعناسِیدَگِی دِین، اَلله تَعالی مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:

   إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ (یوسف/۴۰)  حُکم- حاکِملِیک فَقَط اَلله نِیکِیدِیر. اوُ ذات سِیزلَرنِی فَقَط اوُزِیگه گِینَه عِبادَت قِیلِیشگه بُویُورگَندِیر. اِینگ توُغرِی دِین مَنَه شُودِیر.

کَذَلِکَ کِدْنَا لِیُوسُفَ مَا کَانَ لِیَأْخُذَ أَخَاهُ فِی دِینِ الْمَلِکِ (یوسف/۷۶)  بِیز یُوسُفگه مَنَه  شوُندَی خِیلَه- تَدبِیرنِی بِیلدِیردِیک. (چوُنکِی مِصر) پادشاهِینِینگ دِینِیدَه اوُ بِرادَرِینِی (اوُغرِیلِیک قِیلگنِی اوُچُون قوُل قِیلِیب) آلِیب قالَه آلمَس اِیدِی.

باشقَه بِیر اوُرِیندَه مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:    أَمْ لَهُمْ شُرَکَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّینِ مَا لَمْ یَأْذَن بِهِ اللَّهُ (شوری/۲۱)،

بَلکِیم اوُلَر (مَکَّه مُشرِکلَرِی) اوُچُون (کُفر وَ شِرک کَبِی) اَلله بُویُورمَگن نَرسَه لَرنِی- “دِین”نِی، اوُلَرگه شَرِیعَت قِیلِیب بِیرگن شِیرِکلَرِی- بوُتلَرِی باردِیر؟!

مَنَه بُو آیَتلَردَگِی “دِین” کَلِیمَه سِینِی مَعناسِی قانوُن، حُدُودلَر، شَرِیعَت، یُول، بِیر فِکرِی وَ عَمَلِی توُزُومنِی اوُز اِیچِیگه آلَدِی وَ اِنسان اوُزِینِی اوُنگه نِسبَتاً مُقَیَّد قِیلِیشِی کِیرَک.

دِیننِی توُرتِینچِی مَعناسِی: (مُکافات بِیرِیش وَ جَزالَش) اَلله تَعالی مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:   إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ* وَإِنَّ الدِّینَ لَوَاقِعٌ (ذاریات/۶-۵)  سِیزلَرگه وَعدَه قِیلِینَیاتگن نَرسَه (قَیتَه تِیرِیلِیش) شَک- شُبهَه سِیز حَققِی- راستدِیر! وَ اَلبَتَّه (قِیامَت کوُنِیدَه حِساب- کِتاب قِیلِینگندَن کِییِین) جَزا- مُکافات واقِع  بوُلگوُچِیدِیر.

یاکِی باشقَه بِیر اوُرِیندَه مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:    أَرَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ* فَذَلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ* وَلَا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ (ماعون/۳-۱)‏  دِیننِی (آخِیرَتدَگِی جَزانِی) یالغان، دِییدِیگن کِیمسَه نِی(نگ قَندَی کِیمسَه اِیکَنلِیگِینِی) کوُردِینگِیزمِی- بِیلدِینگِیزمِی؟ بَس، بُو یِیتِیم- یِسِیرنِی (قوُپاللِیک بِیلَن) حَیدَب سالَدِیگن وَ (کِیشِیلَرنِی) مِسکِین- بِیچارَه گه طَعام بِیرِیشگه تَرغِیب قِیلمَیدِیگن کِیمسَه دِیر.

باشقَه بِیر اوُرِیندَه مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:  وَمَا أَدْرَاکَ مَا یَوْمُ الدِّینِ* ثُمَّ مَا أَدْرَاکَ مَا یَوْمُ الدِّینِ*یوْمَ لَا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَیْئًا وَالْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ (انفطار/۱۹-۱۷)‏  (اِی اِنسان)، سِین جَزا کوُنِی نِیمَه اِیکَنِینِی قَیِردَن هَم بِیلوُرسَن؟! سوُنگرَه (یَنَه تَکرار اَیتَمَنکِی،) سِین جَزا کوُنِی نِیمَه اِیکَنِینِی قَیِردَن هَم بِیلوُرسَن؟! اوُ کوُندَه هِیچ بِیر جان (باشقَه) بِیر جانگه بِیران نَرسَه قِیلِیشگه (یَعنِی بِیران فایدَه یِیتکَزِیشگه یاکِی اوُندَن بِیران زِیاننِی کِیتکَزِیشگه) اِیگه بوُلمَس! اوُ کوُندَه بَرچَه اِیش یالغِیز اَلله نِیکِی بوُلوُر!

مَنَه بُو آیَتلَردَگِی دِین کَلِیمَه سِینِی مَعناسِی اِنساننِی عَمَللَرِی بارَسِیدَه حُکم چِیقَرِیش، جَزالَش وَ مُکافات بِیرِیشدَن عِبارَت.

دِین جامِع وَ عُمُومِی اِصطِلاح عُنوانِیدَه، دِیننِی هَر توُرت مَفهُومِینِی بِیر جایدَه یِیتکَزَدِی:  اَلله تَعالی مَرحَمَت قِیلَدِی:  إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ (آل عمران/۱۹)  اَلبَتَّه اَلله نَزدِیدَه مَقبُول قِیلِینَدِیگن دِین فَقَط اِسلام دِینِیدِیر.

وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ (آل عمران/۸۵) کِیمدَه- کِیم اِسلامدَن اوُزگه دِین اِیستَسَه، بَس (اوُنِینگ “دِینِی” اَلله حُضُورِیدَه ) هَرگِیز قَبُول قِیلِینمَیدِی وَ اوُ آخِیرَتدَه زِیان کوُرُوچِیلَردَندِیر.

شُوندَی بُولگچ اَلله تَعالَینِی مَرحَمَت قِیلِیشِیچَه،”دِین” اوُزِینِی توُرت مَعنا مَفهُومِی بِیلَن کامِل صُورَتده فَقَط اِسلام “دِینِی” گه تِیگِیشلِیدِیر، اَلله تَعالی اِسلام “دِینِی” دَن باشقَه “دِین”نِی قَبُول قِیلمَیدِی.

اَلله تَعالی باشقَه بِیر اوُرِیندَه مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:    هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ ( توبه/۳۳)  اوُ (اَلله) اوُز پَیغَمبَرِینِی هِدایَت وَ حَق دِین بِیلَن – گَرچِی مُشرِکلَر هاحلَمَه سَلَر-دَه – بَرچَه دِینلَرگه غالِیب قِیلِیش اوُچُون یُوبارگن ذاتدِیر.

باشقَه بِیر اوُرِیندَه اَلله تَعالی مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:   وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ (انفال/۳۹)

تا (دُنیادَه) بِیران فِتنَه- اَلداو قالمَی، بوُتُون دِین فَقَط اَلله اوُچُون بُولگوُنگه  قَدَر اوُلَر بِیلَن جَنگ قِیلِینگلَر!

مَنَه بُو آیَتدَه مُسُلمانلَرگه بوُیرُوق بِیرِیلِیشِیچَه، دِین کامِل صُورَتده اَلله گه تِیگِیشلِی بوُلگوُنگه قَدَر وَ ……..جَنگ قِیلِینِیشِی کِیرَک.

باشقَه بِیر اوُرِیندَه اَلله تَعالی مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:    إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ* وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا(نصر/1- 2)  ” (اِی مُحَمَّد)، قَچان اَلله نِینگ یاردَمِی وَ غَلَبَه کِیلسَه وَ آدَملَر توُپ- توُپ بُولِیشِیب اَلله نِینگ دِینِی (اِسلام(گه  کِیرَیاتگنلَرِینِی کوُرسَنگِیز،”

مَنَه بُو آیَت بِیلَن پَیغَمبَرگه خِطاب قِیلِینگن پَیتدَه، رَسُول الله صلی الله عَلَیهِ وَسَلم دِیننِی هَر توُرت مَفهُومِی، مَعناسِیگه کامِل صُورَتدَه اِیگه بُولگن حُکوُمَت قُدرَتِیگه اِیگه اِیدِیلَر وَ کامِل صُورَتدَه اوُنِی اِجرا اِیتَردِیلَر وَ آدَملَر اوُشَه زَماننِی سِکوُلارِیستلَرِینِینگ پایتَختِی فَتح بُولگندَن سُونگ، عَرَبِستان یَرِیم آرالِیدَه اِسلام دِینِیگه کِیرِیشَردِی.

اَلله نِی نَزدِیدَه یَگانَه دِین، اِسلامدِیر:    « إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ» (آل عمران/ ۱۹)  اَلبَتَّه اَلله نَزدِیدَه مَقبُول بُولَدِیگن دِین فَقَط اِسلام دِینِیدِیر.

دِینِی اِسلامنِی بَرابَرِیدَه اوُزِینِی بَرچَه شَرِیعَتلَرِیگه اِیگَه مُشرِکلَر یا سِکوُلارِیستلَرنِینگ “دِینِی” بَرچَه اَحزابلَرِی، مَذهَبلَرِی بِیلَن بِیرگه جایلَشگن، اوُلَر هَم “دِین”نِینگ هَمَّه توُرت مَعنا مَفهُومِی بِیلَن بِیرگه بوُلِیشِینِی طَلَب قِیلِیشَدِی، شوُ سَبَبلِی هَم اَلله تَعالی اوُزِینِی پَیغَمبَرِیگه مُشرِک کافِرلَرگه قوُیِیدَگِی جَوابنِی بِیرِیشگه بُویرُوق بِیرگن:   لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ (کافرون/6)   “سِیزلَرنِینگ  دِینِینگِیز اوُزلَرِینگِیز اوُچُون، مِینِینگ دِینِیم اوُزِیم اوُچُوندِیر!”

مَنَه بُو “دِین”نِی اوُتمِیش تَرِیخِی اِسلام “دِینِ”ینِی اوُتمِیشِیگه نِسبَتاً اوُزُونراق. مَثَلاً  فِرعَون هَم اوُزِینِی مَنَه شوُ “دِین”نِی حِمایَه چِیلَرِیدَن دِیب حِسابلَب اَیتگن اِیدِی:    وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسَى وَلْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخَافُ أَن یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَن یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ (غافر/26)،  فِرعَون دِیدِی: “مِینِی قوُیِینگلَر، مُوسَی نِی اوُلدِیرَی. (قَنِی) اوُ پَروَردِیگارِیگه دُعا – اِلتِیجا قِیلسِین-چِی، اوُنگه نَجات بِیرَرمِیکِین؟ دَرحَقِیقَت مِین (موُسَی) سِیزلَرنِینگ دِینِینگِیزنِی اوُزگرتِیرِیب یُوبارِیشِیدَن یاکی یِیر یُوزِیدَه بُوزغوُنچِیلِیکنِی اَوج آلدِیرِیشِیدَن قوُرقماقدَه مَن. “

اِیندِی اَلله تَعالی مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:   هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ (توبه/33، فتح/۲۸، صف/۹)

اوُ (اَلله ) اوُز پَیغَمبَرِینِی هِدایَت وَ حَق دِین بِیلَن – گَرچِی مُشرِکلَر هاحلَمَسَه لَردَه – بَرچَه دِینلَرگه غالِب قِیلِیش اوُچُون یُوبارگن ذاتدِیر. 

إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ (آل‌عمران/۱۹)    اَلبَتَّه اَلله نَزدِیدَه مَقبُول بُولَدِیگن دِین فَقَط اِسلام دِینِیدِیر.

شوُنِینگدِیک بوُیرُوق بِیرَدِیکِی:    وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ (نساء/146)،  “دِینلَرِینِی اَلله اوُچُون خالِص قِیلگن ذاتلَر”

وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ (آل عمران/۸۵)  کِیمدَه – کِیم اِسلامدَن اوُزگه دِین اِیستَسَه، بَس (اوُنِینگ دِینِی اَلله حُضُورِیدَه) هَرگِیز قَبُول  قِیلِینمَیدِی وَ اوُ آخِیرَتدَه زِیان کوُرگوُچِیلَردَندِیر.

اَلله تَعالی بِیرگن مَنَه بُو سَوالنِی بِیز هَم سِیزلَرگه بِیرماقچِیمِیز:    أَفَغَیْرَ دِینِ اللّهِ یَبْغُونَ (آل‌عمران/۸۳)،

اَلله نِینگ دِینِیدَن اوُزگه دِین اِیستَیدِیلَرمِی؟!

“دِین”نِی مَنَه بُو توُرت مَعنا وَ مَفهُومِی بِیلَن بِیرگه اِسلام “دِینِی” گه بِیرَسِیزلَرمِی یا  سِکوُلارِیزم “دِینِی”گه مِی؟  

سِکوُلارِیستلَر یاکِی عَرَب تِیلِی بِیلَن اَیتگندَه “مُشرِکلَر” “دِین”نِی توُرت مَعنا وَ مَفهُومِینِی آسمانِی شَرِیعَتلَرنِی هِیچ قَیسِی بِیرِیدَن قَبُول قِیلمَیدِیگن کِیشِیلَردِیر، اوُ آشکارَه وَ رَوشَن اِعلان قِیلِیشَدِیکِی، بِیزلَر مَنَه بُو قانوُنلَرنِی اَلله نِی حُضُورِیدَن آلگن اِیمَسمِیز، اوُنِی یا اوُزِیمِیز اِیشلَب چِیقَرگنمِیز یاکِی پَرلَمِینتلَرِیمِیزدَه اِیشلَب چِیقَرِیلگن یاکِی اوُتگن عَصرلَردَگِی آتَه- بابالَرِیمِیزدَن بِیزلَرگه یِیتِیب کِیلگن،    «وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا» (بقره/170) .  قَچان (مُشرِکلَرگه) : “اَلله نازِل قِیلگن حُکملَرگه بُویسِینِینگِیز”، دِییِیلسَه، اوُلَر “یُوق بِیز آتَه لَرِیمِیزنِی قَندَی یوُلدَه تاپگن بوُلسَک، اوُشَنگه اِیرگشَمِیز،” دِییِیشَدِی.

یاکِی اَلله، قِیامَت وَ باشقَه نَرسَه لَر حَقِیدَه اوُزلَرِیگه خاص تَصَوُّاتلَرگه اِیگه بوُلگن کِیشِیلَر بوُلِیب بوُگوُنگِی کوُندَه اوُلَرگه لِبِیرَل سِکوُلارلَر، دِییِیلَدِی.

یاکِی بُولمَسَم اَلله وَ قِیامَتنِی قَبُول قِیلمَیدِیگن کِیشِیلَر بار، اوُلَرگه قُرآندَه  دَهرِی، بُوگوُنگِی کوُننِی اَدَبِیاتِیدَه اِیسَه اَتِیئِست، مَتِیرِیالِیست، دَیُوس دِیب نام بِیرِیلگن.

مُشرِکلَر یا سِکوُلارِیستلَر عُمُومِی صُورَتدَه مَنَه شُو اِیککِی دَستَه دَن مِینگلَب حِزبلَر، فِرقَه لَر، مَذهَبلَرگه تَقسِیم بوُلِیشَدِی.

سِکوُلارِیستلَر یاکِی مُشرِکلَر 1- حاکِمِیَت، 2- قانوُن اِیشلَب چِیقَرِیش،3- اِطاعَت وَ بُویسِینِیشلِیک، 4- جَزا وَ مُکافات بِیرِیش بُو دُنیادَه اِنساندَن بُوتوُنلَی آلِینِیب اَلله تَعالَینِی اِیختِیارِیگه بِیرِیلِیشِینِی قَبوُل قِیلِیشمَیدِی.

شُوندَی بُولگچ، “سِکوُلارِیزم” هَم بِیر “دِین” بُولِیب اِسلام “دِینِی”نِی ،آسمانِی شَرِیعَتلَرنِی مُقابِلِیدَه جایلَشگن، اَلله تَعالی بوُندَی دِیب مَرحَمَت قِیلگن پَیتدَه:   “لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ”  بُو نِیمَه دِیگنِی بُولَدِی؟ یَعنِی بَرچَه دِینلَر فَقَط اَلله طَرَفِیدَن بُولِیشِی قَرار قِیلِینمَگن. بَلکِی بَشَرنِی اوُزِی هَم “دِین”نِی وُجُودگه کِیلتِیرِیشِی موُمکِین. بُو یِیردَه کوُپچِیلِیک قِیلَدِیگن حَطا شوُکِی، “دِین” اَلبَتَّه اَلله تامانِیدَن کِیلگن بُولَدِی، دِیب حَیال قِیلِیشَدِی. یُوق، اوُندَی اِیمَس.   لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ”  بُو نِیمَه دِیگنِی؟ بُو اَنَه اوُشَه “مُشرِکلَر” یا “سِکوُلارِیستلَر”نِی قوُلِیدَه اِیشلَب چِیقَرِیلگن “دِین” هَم اِسلام “دِینِی”نِی بَرابَرِیدَگِی بِیر “دِین” حِسابلَنَدِی، فَقَط بُو “دِین”نِی اوُلَرنِی اوُزلَرِی وُجُودگه کِیلتِیرِیشگن؛ بُونِی اَساسِیدَه “دِین”نِی توُرت مَعناسِینِی طَتبِیق اِیتِیشَدِی وَ حَیاتدَه اِجرا قِیلِیشَدِی.

  1. اوُلَر اوُزِیگه خاص حاکِمِیَت وَ حُکوُمَت قُدرَتِیگه اِیگه دِیرلَر.
  2. اوُلَر اوُزِیگه خاص قانوُنلَر،پراگرَمَّه لَر، مُومکِین وَ مُومکِین اِیمَس نَرسَه لَرگه اِیگه دِیرلَر.
  3.   اوُزلَرِینِی قوُل آستِیدَگِی اَهالِیدَن مَنَه بُو قانوُنلَر وَ حُکوُمَت اَحکاملَرِیگه اِطاعَت قِیلِیشلَرِینِی، بوُیسِینِیشلَرِینِی طَلَب قِیلِیشَردِی.
  4. اوُلَرنِی اوُزِیگه خاص جَزالَش، مُکافات بِیرِیش وَ سُود سِیستِیمَه سِی مَوجُود.

سِکوُلارِیستلَردَه “دِین”نِی هَر توُرت مَعنا وَ مَفهُومِی مَوجُود. شوُندَی بُولگچ “سِکوُلارِیزم دِینِی” اِسلام دِینِی”نِی قَرشِیسِیدَگِی بِیر دِین حِسابلَنَدِی، شَخص هَم “سِکوُلارِیزم دِینِی”گه  وَ هَم “اِسلام دِینِی”گه اِیگه  بُولَه آلمَیدِی. یَعنِی هَم شَیطانگه وَ هَم اَلله گه اِیرگشَه آلمَیدِی، بِیر وَقتنِی اوُزِیدَه اَلله نِی حاکِمِیَتِینِی هَم وَ شَیطاننِی حاکِمِیَتِینِی هَم قَبُول قِیلَه آلمَیدِی.

اَلله تَعالی اِنسانگه اِیککِی قَلبنِی بِیرگن اِیمَسکِی، قَلبِینِی بِیرِینِی اِسلام “دِینِی”گه بِیرسَه اِیککِینچِیسِینِی اِیسَه شَیطاننِی “دِینِی”گه بِیرسَه:     مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ (احزاب/4)  “اَلله بِیران کِیشِینِینگ اِیچِیدَه اِیککِی یُورَک قِیلگن اِیمَسدِیر،”

مَنَه بُو اِیککِی یُولدَن اِنسان بِیرِینِی تَنلَیدِی وَ یا مُسُلمان یا سِکوُلارِیست بُولَه آلَدِی؛ یاکِی بُولمَسَم اِسلام “دِینِی”نِی بَعضِیسِیگه اِیمان کِیلتِیرِیب اوُنِی بَعضِیسِینِی اَیسَه قَبُول قِیلمَسدَن کِیتَه آلمَیدِی،  « وَيَقولونَ نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَنَكفُرُ بِبَعضٍ»  حَق وَ باطِلدَن تَرکِیب تاپگن اَرَلَشمَه هَم بُولِیشِی مُومکِین اِیمَس، مَثَلاً اِسلامنِی بِیر قِیسمِینِی آلِیب سِکوُلارِیزم “دِینِی”نِی بِیر قِیسمِیگه قُوشِیب قَبُول قِیلسَه؛ حَقنِی بِیر قِیسمِی وَ باطِلنِی بِیر قِیسمِیدَن تَشکِیل تاپگن مَعجُون یَسَشنِی هَم اِمکانِی یُوق.

مَنَه بُوندَی تَرکِیبِنی فَقَطگِینَه بُو اِیککِیسِینِی قوُشِیب اوُچِینچِی اوُرتَدَگِی یوُلنِی وُجُودگه کِیلتِیرماقچِی بُولگنلَر هاحلَشَدِی،  « وَيُريدونَ أَن يَتَّخِذوا بَينَ ذٰلِكَ سَبيلً»  اَلله تَعالی مَنَه بُوندَی کِیشِیلَر حَقِیدَه مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:  أُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا ۚ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا (نساء/151).  “اَنَه اوُشَه لَر حَقِیقِی کافِرلَردِیر. بُوندَی کافِرلَر اوُچُون حار قِیلگوُچِی عَذابنِی تَیّارلَب قوُیگنمِیز.”

مَنَه بُو سِکوُلار (یاکِی عَرَب تِیلِی بِیلَن اَیتگندَه مُشرِک) اَلله نِی شَرِیعَتِینِی بِیر قِیسمِینِی یاکِی اوُنِی بوُتوُنلَی هَمَّه سِینِی رَد قِیلگن حالدَه اَیتَدِیکِی:

  • نَعُوذُ بالله – اَلله طَهارَت آدابلَرِی، نَماز وَ باشقَه مَیدَه شَخصِی اِیشلَر بُویِیچَه قانُون چِیقَرِیشگه لایِیق ذات، اَمّا لِیکِن جَمِیعَتنِینگ سُود سِیستِیمَه سِی، اِقتِصادِی وَ حَربِی، اِدارِی اِیشلَرِی بُویِیچَه قانُون چِیقَرِیشگه لایِیق اِیمَس دِییِیشیَپگن بُولَدِی.
  • نَعُوذُ باالله – اوُلَر اَلله حاکِمِیَتِیمنِی اوُنِی قانوُنلَرِیگه تاپشِیرِیب قوُیِیشگه لایِیق اِیمَس، دِیب اَیتِیشیَپتِی.
  • نَعُوذُ باالله – اوُزِیمنِی اِطاعَتِیمنِی، بُویسِینِیشِیمنِی اوُنِی قانوُنلَرِیگه تاپشِیرِیب قوُیِیشگه اَلله لایِیق اِیمَس، بَلکِی اوُزِیم تَنلَگن هَوایِی – نَفس وَ باشقَه خُدالَر، سِکوُلار اَحزابلَر اوُنگه لایِیقدِیر. شُو سَبَبلِی هَم اَلله تَعالی مَنَه بُوندَی تَخقِیر قِیلَدِیگن سِکوُلار شَخصلَرنِی هَرگِیز کِیچِیرمَیدِی، اوُلِر اَلله نِی عَلِیم، حَکِیم، قادِر وَ باشقَه صِیفَتلَرِینِی سَوال آستِیگه قوُیِیشگن وَ اوُ ذاتنِی جَهل، ضَعِیفلِیک وَ …….بِیلَن مُتَّهَم قِیلِیشگن.    سُبحانَهُ عَمّا یُشرِکوُن.

اَلله تَعالی دُنیادَه مُشرِکلَرنِی نَجَس دِییِیش بِیلَن   «إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ » (توبه/28)  اَوَّل سِکوُلارِیستلَردَن سُونگرَه اِیسَه اوُلَرنِی عَقِیدَه لَرِیدَن بَرائَت قِیلِیش سِیستِیمَه سِینِی توُزِیب بِیرگن 

«إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ» (ممتحنه/4)

شُو سَبَبلِی هَم سِکوُلارِیستلَردَن اوُیلَنِیب بُولمَیدِی وَ اوُلَرنِی طَعاملَرِینِی هَم یِییِلمَیدِی، اوُلَردَن جِزیَه هَم قَبُول قِیلِینمَیدِی، اَمّا اَهلِی کِتابگه نِسبَتاً مَنَه بُو بَرائَت اِیشلَتِیلمَیدِی، بُو اوُچ حُکم اوُلَرگه تِیگِیشلِی اِیمَس، بِیزلَر فَقَطگِینَه اوُلَرنِی عَقِیدَه لَرِیدَن بَرائَت قِیلَمِیز، اوُلَرنِی اوُزِیگه نِسبَتاً بُوندَی قِیلِینمَیدِی.

اَلله تَعالی قِیامَت کوُنِیدَه هَم سِکوُلارِیستِیک عَقِیدَه بِیلَن اوُلگن کِیشِینِی هَرگِیز کِیچِیرمَیدِی، شوُنِینگدِیک رَسُول الله صلی الله علیه وسلم مَرحَمَت قِیلَدِیلَرکِی:     كلُّ ذنبٍ عسَى اللهُ أنْ يَغفِرَهُ، إلَّا مَن مات مُشْرِكًا، أوْ مُؤْمِنٌ قَتَل مؤمِنًا مُتعمِّدًا [1]

اَمّا مَنَه بُو سِکوُلارِیستلَر (یاکِی عَرَب تِیلِی بِیلَن اَیتگندَه مُشرِکلَر) اوُزلَرِینِی “دِین”لَرِیگه اِیگه بُولِیش بِیلَن وَ مُسُلمانلَر هَم اوُزلَرِینِی “دِین”لَرِیگه اِیگه بوُلِیشلَرِی بِیلَن قانِع بُولِیب قالِیشمَیدِی، بَلکِی رَسُول الله صلی الله علیه وسلمگه اِیرگشگن کِیشِیلَرنِی قوُراللِی جَنگ قِیلِیشگه مَجبُور قِیلِیشَدِی. اوُلَر بُو جَنگنِی اِسلامدَگِی “دِین”نِی توُرت مَعناسِی وَ توُرت اَساسِینِی سِکوُلارِیزم “دِینِی”نِی قوُلِیگه تاپشِیرمَگوُنچَه آلِیب بارِیشَدِی. اَلله تَعالی مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:   وَلاا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا (بقره/۲۱۷)

اوُلَر (کافِرلَر) قوُللَرِیدَن کِیلسَه تا دِینِینگِیزدَن قَیتَرمَگوُنلَرِیچَه سِیزلَر بِیلَن اوُرِیشَوِیرَه دِیلَر.

اوُلَر آسمانِی شَرِیعَتلَرگه اِیرگشُوچِیلَردَن  مَخصُوصاً پَیغَمبَرِیمِیز صَلی الله عَلَیهِ وَسَلَّمنِی شَرِیعَتلَرِیگه اِیرگشگن کِیشِیلَردَن اِسلام “دِینِی”نِی توُرت مَفهُومِی، مَعناسِیدَن باش تارتِیشنِی طَلَب قِیلِیشَدِی. شُو سَبَبلِی هَم اوُلَر مُسُلمانلَرنِی قوُراللِی جَنگ، قِتال قِیلِیشگه مَجبُور اِیتِیشَدِی.

اَلله تَعالی یَرَتِیشنِی، حُکم چِیقَرِیشنِی، قانوُن اِیشلَب چِیقِیشنِی اوُزِینِی حَققِی دِیب بِیلَدِی،   «أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ»، اَمّا بِیر کِیشِی 1- آگاهانَه،2- قَصددَن،3- اوُزِینِی اِیختِیارِی بِیلَن اَلله یَرَتگن مَخلوُقنِی اَلله نِی اوُرنِیگه اوُرِینباسَر قِیلِیب قوُیَه دِیگن بوُلسَه چِی؟

مَنَه  اِیندِی اَلله تَعالی نِیمَه اوُچُون اَهلِی کِتابنِی وَ شِبهِ اَهلِی کِتابنِی کافِرلَرِینِی مُشرِک دِیمَه گنِینِی توُشُونگندِیرسِیزلَر؟ چوُنکِی مَنَه بُو دَستَه دَگِیلَر اوُزلَرِی اِیگه بُولگن نَرسَه لَرنِی اَلله تامانِیدَن کِیلگن دِیب اِیشانِیشَدِی وَ هَرگِیز بُو نَرسَه لَر اَلله نِی حُضُورِیدَن اِیمَس، دِییِیشمَیدِی. اَمّا مَنَه بُو مُشرِکلَر اوُیَلمَسدَن مِین اِیشلَب چِیقَرگن مَنَه بُو قانوُنلَرنِی اَلله گه عَلاقَه سِی یُوق وَ بُولَر اَلله نِی قانوُنلَرِینِی اوُرنِیگه قوُیِیلِیشِی کِیرَک دِییدِی!!!

شُوندَی بوُلگچ، بِیر مَخلوُقنِی آسمان وَ یِیرنِی یَرَتگن خالِقنِی مَرتَبَه سِیگَچَه کوُتَرِیب چِیقَرَدِیگن، حَتّی مَخلوُق اِیشلَب چِیقَرگن قانوُنلَرنِی اَلله نِی قانوُنلَرِیدَن یُوقارِیراق، دِیب بِیلَدِیگن مُشرِک کافِرلَرنِی یا سِکوُلارِیستلَرنِی نِیمَه قِیلِیش کِیرَک؟ حَتّی سِکوُلار بُولِیب اوُلِیب کِیتگن کِیشِیلَرگه مَغفِرَت سُورَب دُعا قِیلِیب هَم بُولمَیدِی، بُو اِیشنِی اوُلَرگه هِیچ قَندَی مَنفَعَتِی یوُق، چوُنکِی اَلله تَعالی اوُلَرنِی هَرگِیز کِیچِیرمَیدِی،اَگر مَنَه بُو مُشرِک یا سِکوُلار شَخص سَیِّدِیمِیز اِبراهِیم عَلَیهِ السَّلامنِی آتَه سِی بوُلگن تَقدِیردَه هَم اوُنگه فایدَه سِی یِیتمَیدِی.   «إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ» (ممتحنه/4)  فَقَط اِبراهِیم اوُزِ(ینِینگ کافِر بُولگن) آتَه سِیگه: “اَلبَتَّه مِین (اَلله دَن) سِین اوُچُون مَغفِرَت سُورَیمَن،(لِیکِن) سِینگه اَلله تامانِیدَن بوُلَدِیگن بِیران نَرسَه نِی (عَذابنِی قَیتَرِیشگه) مالِک اِیمَسمَن،”

سِیز 1-حُکوُمَت قُدرَتِی،2- اَلله نِی شَرِیعَتِیدَگِی قانوُن وَ پراگرَمَّه،3- مَنَه بُو قانوُن وَ پراگرَمَّه لَرگه اَساساً جَزالَش وَ مُکافات بِیرِیشدَن قوُلِینگِیزنِی تارتسَنگِیز، بوُندَه “دِین”نِی اَصلِی اَساسِیدَن قوُلِینگِیزنِی تارتگَن بُولمَیسِیزمِی؟ حوُپ، سِکوُلارِیستلَر سِیزلَردَن مَنَه شوُنِی هاحلَشَدِی، شوُنِینگ اوُچُون هَم سِیزلَر بِیلَن دائِم جَنگ قِیلِیب اوُرِیشِیشَدِی. شوُنِیسِیگه دِققَت قِیلِینگلَر، اوُلَر اوُزلَرِینِی مَنَه بُو هَدَفلَرِیگه یِیتِیش اوُچُون سِیزلَر بِیلَن سوُزلَشُو آلِیب بارِیشمَیدِی، بَلکِی جَنگ قِیلِیشَدِی قوُرال بِیلَن اوُرِیشِیشَدِی.

بِیر شَخص اَگر مَنَه شوُ دَرَجَه گه یِیتِیب “دِین”نِی توُرت مَعناسِی، اَساسِیدَن باش تارتَه دِیگن بُولسَه، سِکوُلارِیستلَر هَم اوُنگه قَرشِی جَنگ قِیلِیشدَن، قِتالدَن توُحتَشَه دِی، وَ حوُدِّی کامُّونِیستلَر، هَمجِنسبازلَر، شَیطان پَرَست گوُرُوهلَر وَ سِکوُلارِیستِیک جَمِیعَتنِینگ باشقَه اِیجتِمائِی طَبَقَه لَرِیگه اوُحشَش اوُلَرگه هَم شَخصِی آزادلِیکلَر قالِیبِیدَه بَرابَرگه اوُحشَگن اِیمتِیازلَر بِیرِیشَدِی، جُونکِی اوُلَرنِی هَمَّه سِیگه سِکوُلارِیستلَر بِیلَن بَرابَر بوُلَدِیگن اِیمتِیازلَر بِیرِیلمَیدِی، اوُزِینِی دِینِینِی توُرت اَساسِیدَن قوُلِینِی تارتگن کِیمسَه لَر مَنَه بُو حَدِّاَقَل آزادلِیکلَر سایَه سِیدَه مَسجِد قوُرِیش، ساقال قوُیِیش، حَجگه بارِیش، رُوزَه توُتِیش، اِعتِکافدَه اوُتِیرِیش وَ باشقَه شَخصِی اِیشلَرنِی قِیلِیش اِیمکانِیگه اِیگه بُولِیشَدِی. اَمّا باشقَه اِیشلَرِینِی فَقَط دِیللَرِیدَه سَقلَب توُرِیشَدِی،حوُدِّی شوُنگه اوُحشَش بِیر شَیطان پَرَست یاکِی نَصرانِی هَم اوُزِیگه خاص مَکانلَرگه اِیگه بوُلِیب مَنَه شُو مَرکَزلَرِیدَه مَراسِیملَرِینِی اوُتکَزِیش اِمکانِیگه اِیگه. 

بُو یِیردَه آشکارَه کوُرِینِیب توُرگنِیدِیک “سِکوُلارِیزم دِینِی” حَربِی وَ قوُراللَنگن بِیر دِکتَتار بُولِیب، اوُلَر سِکوُلارِیستِیک قانوُنلَر،پراگرَمَّه لَرگه قَرشِی بوُلگن هَر قَندَی قانوُن بِیلَن اوُزلَرِینِی “دِین”لَرِینِی توُرت مَعنا، مَفهُومِیدَن باش تارتمَگوُنلَرِیچَه جَنگ قِیلِیشَدِی؛ اَگر مُسُلمانلَر مَنَه بُو دَرَجَه گه یِیتمَگن بوُلِیشسَه، اوُلَرگه قَرشِی یوُمشاق، رُوحِی، تَبلِیغِی جَنگلَرنِی حِمایَه سِی آستِیدَه قوُراللِی جَنگ قِیلِیشدَه دَوام اِیتِیشَدِی.

اِیندِی سِیز “دِین”نِی مَنَه بُو توُرت مَعناسِی، مَفهُومِینِی یَعنِی: 1- حُکوُمَت قُدرَتِی،2- قانوُن وَ پراگرَمَّه، 3- اِطاعَت قِیلِیش،4- جَزالَش وَ مُکافات بِیرِیشنِی قَیسِی “دِین”گه بِیرَسِیزلَر؟ اَلله نِی “دِین”یگه مِی  یا سِکوُلارِیزم “دِینِ”یگه مِی؟

اَگر سِیز مَنَه بُو سَوالگه جَواب بِیرسَنگِیز، بُو جَواب سِیزنِی “دِینِ”ینگِیزنِی مُشَخَّص قِیلِیب بِیرَدِی.  

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الجَنَّة وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ، وَأَعُوذُ بِكَ مَنَ النَّارِ وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ.

رَبَّنَا أَعِزَّنَا بِالإِسْلامِ، وَأَعِزَّ بِنَا الإسْلامَ، اللَّهُمَّ أَعْلِ بِنَا كَلِمَةَ الإسْلاَمِ، وَارْفَعْ بِنَا رَايَةَ القُرْآنِ.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته [2]


[1]  صحيح أبي داود  4270

[2] پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله تحت عنوان : «دین» شما چیست؟ اسلام یا سکولاریسم؟

Савол: исломий диёрлардаги секуляр хукуматларни ичидаги иштирок этишаётган  исломгаро хизбларни айтишича, улар  босқинчилар ва ёлланган хокимлар билан жанг қилмасдан туриб жамиятни ислох қилишга қодир эканлар. Жамиятни мана бу шаклда ислох қилишни хақиқатда имкони борми?

Савол: исломий диёрлардаги секуляр хукуматларни ичидаги иштирок этишаётган  исломгаро хизбларни айтишича, улар  босқинчилар ва ёлланган хокимлар билан жанг қилмасдан туриб жамиятни ислох қилишга қодир эканлар. Жамиятни мана бу шаклда ислох қилишни хақиқатда имкони борми?

Жавоб: аллох таоло жиходни ташлаб қўйиб “баъзи” ишларда ахли китоб кофирларига итоат қилиш “ваъда” сини берган,аммо хануз  итоат қилишмаган мунофиқлар тўдасига мархамат қиладики:

  فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِن تَوَلَّیْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَکُمْ ‏(محمد/22)

Агар (иймондан) юз ўгирсангизлар,яқинки, сизлар ерда бузғунчилик қилурсизлар ва қариндош- уруғларингиз (билан хам алоқаларингиз) ни узурсизлар!

أُوْلَئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ ‏(محمد/23)

Ундан кимсаларни эса аллох лаънатлагандир, бас, уларнинг (қулоқларини панд-насихат эшитишдан) кар,кўзларини эса (тўғри йўлни кўра олмайдиган) кўр қилиб қўйгандир.

إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ ‏(محمد/25)

Албатта ўзларига хидоят (йўли) аниқ-равшан бўлганидан кейин яна ортларига (куфрга) қайтиб кетган кимсаларга (бу ишларини) шайтон чиройли қилиб кўрсатди ва улар учун (пуч орзуларни) узун қилиб қўйди.

ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ ‏(محمد/26)

Бунга (яъни куфрга қайтиб кетишларига) сабаб уларнинг аллох нозил қилган нарсани (қуръонни) ёмон кўрган кимсаларга: “биз айрим ишларда сизларга итоат этамиз”,деганларидир. Холбуки, аллох уларнинг яширган (сирлари)ни билур.

Намоз ўқийдиган ва аллох таолони шариатидаги жуда  кўп зохирий ахкомларни бажарадиган мунофиқлар тўдаси, аллох йўлидаги жиходдан юз ўгирган холда бани қурайза ва бани назир яхудийларидан бўлган ахли китобни кофирларига ( ахзобни 26-27 оятларига қаранг) “баъзи” ишларда итоат қилишни “ваъда” беришган эди, аллох таоло берган мана шу “ваъда” лари сабабли уларни муртад,деб эълон қилади, энди бизни замонамиздаги секуляристларга( араб тилидаги мушрикларга) ва махаллий муртадларга “барча” ишларда ,хокимиятга ва одамларни умумий хаётини идора қилишга алоқаси бўлган қонунлар бўйича сизларга эргашамиз,дейишаётган ва айтиб ўтилган ўринларни “барча” сида аллохни шариатидаги қонунларни бир четга суриб қўйган ва бутун жахон секуляр ва ишғолгар кофирларининг жибхасида ,кофирларнинг турли-хил ташкилотларида мужохид мўъминларга, мўъминларни дорул исломини қаршисида туриб олган ва кофирлар жибхасини бир қисмини ташкил қиладиган мунофиқлар тўдасининг вазияти нима бўлади?!

 Мана буларни лашкарини бир дастасини ўзларини хор ва қадр-қийматсиз қилган ва кофирлар олдида ўзларини обрўсиз қилиб мунофиқлар тўдасининг рахбарларини қўлида бир абзорга айлаган кишилар ташкил қилади, улар қуйидаги таърифланган кимсаларни гурухига тегишлидир:

 «وَمَن يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِم» ( حج/ ۱۸)

“Кимни аллох хор қилиб қўйса,бас, уни (хеч ким) азиз қилувчи бўлмас,”

سَوال: اِسلامِی دِیارلَردَگِی سِکوُلار حُکوُمَتلَرنِی اِیچِیدَگِی اِیشتِراک اِیتِیشَیاتگن اِسلامگرا حِزبلَرنِی اَیتِیشِیچَه، اوُلَر باسقِینچِیلَر وَ یاللَنگن حاکِملَر بِیلَن جَنگ قِیلمَسدَن توُرِیب جَمِیعَتنِی اِصلاح قِیلِیشگه قادِر اِیکَنلَر. جَمِیعَتنِی مَنَه بُو شَکلدَه اِصلاح قِیلِیشنِی حَقِیقَتدَه اِمکانِی بارمِی؟

سَوال: اِسلامِی دِیارلَردَگِی سِکوُلار حُکوُمَتلَرنِی اِیچِیدَگِی اِیشتِراک اِیتِیشَیاتگن اِسلامگرا حِزبلَرنِی اَیتِیشِیچَه، اوُلَر باسقِینچِیلَر وَ یاللَنگن حاکِملَر بِیلَن جَنگ قِیلمَسدَن توُرِیب جَمِیعَتنِی اِصلاح قِیلِیشگه قادِر اِیکَنلَر. جَمِیعَتنِی مَنَه بُو شَکلدَه اِصلاح قِیلِیشنِی حَقِیقَتدَه اِمکانِی بارمِی؟

جَواب: اَلله تَعالی جِهادنِی تَشلَب قوُیِیب “بَعضِی” اِیشلَردَه اَهلِی کِتاب کافِرلَرِیگه اِطاعَت قِیلِیش “وَعدَه” سِینِی بِیرگن، اَمّا هَنُوز اِطاعَت قِیلِیشمَگن مُنافِقلَر توُدَه سِیگه مَرحَمَت قِیلَدِیکِی:

  فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِن تَوَلَّیْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَکُمْ ‏(محمد/22)  اَگر (اِیماندَن) یُوز اوُگِیرسَنگِیزلَر، یَقِینکِی، سِیزلَر یِیردَه بُوزغوُنچِیلِیک قِیلوُرسِیزلَر وَ قَرِینداش- اوُرُوغلَرِینگِیز (بِیلَن هَم عَلاقَه لَرِینگِیز) نِی اوُزوُرسِیزلَر!

أُوْلَئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ ‏(محمد/23)  اوُندَی کِیمسَه لَرنِی اِیسَه اَلله لَعنَتلَگندِیر، بَس، اوُلَرنِینگ (قوُلاقلَرِینِی پَیند- نَصِیحَت اِیشِیتِیشدَن) کَر، کوُزلَرِینِی اِیسَه (توُغرِی یُولنِی کوُرَه آلمَیدِیگن) کوُر قِیلِیب قوُیگندِیر.

إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ ‏(محمد/25)  اَلبَتَّه اوُزلَرِیگه هِدایَت (یوُلِی) اَنِیق- رَوشَن بُولگنِیدَن کِییِین یَنَه آرتلَرِیگه (کُفرگه) قَیتِیب کِیتگن کِیمسَه لَرگه ( بوُ اِیشلَرِینِی) شَیطان چِیرایلِی قِیلِیب کوُرسَتَدِی وَ اوُلَر اوُچُون (پوُچ آرزوُلَرنِی) اوُزُون قِیلِیب قوُیَدِی.

ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ ‏(محمد/26)

بُونگه (یَعنِی کُفرگه قَیتِیب کِیتِیشلَرِیگه) سَبَب اوُلَرنِینگ اَلله نازِل قِیلگن نَرسَه نِی (قُرآننِی) یامان کوُرگن کِیمسَه لَرگه: “بِیز اَیرِیم اِیشلَردَه سِیزلَرگه اِطاعَت اِیتَمِیز”، دِیگنلَرِیدِیر. حالبوُکِی، اَلله اوُلَرنِینگ یَشِیرگن (سِیرلَرِی) نِی بِیلوُر.

نَماز اوُقِیدِیگن وَ اَلله تَعالی شَرِیعَتِیدَگِی جوُدَه کوُپ ظاهِرِی اَحکاملَرنِی بَجَرَدِیگن مُنافِقلَر تُودَه سِی، اَلله یُولِیدَگِی جِهاددَن یُوز اوُگِیرگن حالدَه بَنِی قُرَیظَه وَبَنِی نَظِیر یَهُودِیلَرِیدَن بوُلگن اَهلِی کِتابنِی کافِرلَرِیگه ( اَحزابنِی 26-27 آیَتلَرِیگه قَرَنگ) “بَعضِی” اِیشلَردَه اِطاعَت قِیلِیشنِی “وَعدَه” لَرِی سَبَبلِی اوُلَرنِی  مُرتَد، دِیب اِعلان قِیلدِی، اِیندِی بِیزنِی زَمانَه مِیزدَگِی سِکوُلارِیستلَرگه (عَرَب تِیلِیدَگِی مُشرِکلَرگه) وَ مَحَلِّی مُرتَدلَرگه “بَرچَه” اِیشلَردَه حاکِمِیَتگه وَ آدَملَرنِی عُمُومِی حَیاتِینِی اِدارَه قِیلِیشگه عَلاقَه سِی بُولگن قانوُنلَر بُویِیچَه سِیزلَرگه اِیرگَشَمِیز، دِییِیشَیاتگن وَ اَیتِیب اوُتِیلگن اوُرِینلَرنِی “بَرچَه” سِیدَه اَلله نِی شَرِیعَتِیدَگِی قانُونلَرنِی بِیر چِیتگه سُورِیب قوُیگن وَ بُوتوُن جَهان سِکوُلار وَ اِیشغالگر کافِرلَرِینِینگ جِبهَه سِیدَه، کافِرلَرنِینگ توُرلِی- هِیل تَشکِیلاتلَرِیدَه مُجاهِد مُؤمِنلَرگه، مُؤمِنلَرنِی دارُ الاِسلامِینِی قَرشِیسِیدَه توُرِیب آلگن وَ کافِرلَر جِبهَه سِینِی بِیر قِیسمِینِی تَشکِیل قِیلَدِیگن مُنافِقلَر توُدَه سِینِینگ وَضِیعَتِی نِیمَه بُولَدِی؟!

مَنَه بُولَرنِی لَشکَرِینِی بِیر دَستَه سِینِی اوُزلَرِینِی حار وَ قَدر-قِیمَتسِیز قِیلگن وَ کافِرلَر آلدِیدَه اوُزلَرِینِی آبرُوسِیز قِیلِیب مُنافِقلَر توُدَه سِینِینگ رَهبَرلَرِینِی قوُلِیدَه بِیر اَبزارگه اَیلَنگن کِیشِیلَر تَشکِیل قِیلَدِی، اوُلَر قوُیِیدَگِی تَعرِیفلَنگن کِیمسَه لَرنِی گوُرُوهِیگه تِیگِیشلِیدِیر:  «وَمَن يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِم» ( حج/ ۱۸)

“کِیمنِی اَلله حار قِیلِیب قوُیسَه، بَس، اوُنِی (هِیچ کِیم) عَزِیز قِیلوُچِی بوُلمَس”

س: احزاب اسلامگرائی که در حکومتهای سکولار سرزمینهای اسلامی مشارکت دارند می گویند که می توانند جامعه را اصلاح کنند بدون آنکه نیازی به جنگ با اشغالگران و حاکمهای دست نشانده داشته باشیم . آیا واقعاً امکان اصلاح جامعه به این شکل هست؟

س: احزاب اسلامگرائی که در حکومتهای سکولار سرزمینهای اسلامی مشارکت دارند می گویند که می توانند جامعه را اصلاح کنند بدون آنکه نیازی به جنگ با اشغالگران و حاکمهای دست نشانده داشته باشیم . آیا واقعاً امکان اصلاح جامعه به این شکل هست؟

ج: الله تعالی در مورد دارودسته ی منافقین که جهاد را رها کرده اند و در «بعضی» از کارها «وعده» ی اطاعت و پیروی از کفار اهل کتاب را داده اند نه اینکه اطاعت کرده باشند می فرماید: فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِن تَوَلَّیْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَکُمْ ‏(محمد/22) آیا اگر روی‌گردان شوید، جز این انتظار  و توقع دارید که در زمین فساد کنید و پیوند خویشاوندی میان خویش را قطع کنید؟

‏ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ ‏(محمد/23) آنان کسانیند که خداوند ایشان را نفرین و از رحمت خویش بدور داشته است، لذا گوشهایشان را کر کرده (وحق را نمی شنوند) ، و چشمانشان را کور کرده است ( و راه صحیح هدایت و سعادت را نمی بینند).‏

‏ إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ ‏(محمد/25)کسانی که بعد از روشن شدن ( راه حقیقت و) هدایت، به کفر و سرگردانی پیشین خود برمی‌گردند و مرتد می شوند، بدان خاطر است که شیطان کارهایشان را در نظرشان می‌آراید و ایشان را با آرزوهای طولانی فریفته می‌دارد .‏

‏ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ ‏(محمد/26) این (مرتد شدن آنها) بدان خاطر است که به کسانی که دشمن چیزی هستند که خدا فرو فرستاده است، گفته بودند: در برخی از کارها از شما اطاعت و پیروی می‌کنیم ! خدا آگاه از پنهان‌کاری ایشان می‌باشد .‏

دارودسته ی منافقینی که نماز می خوانند و بسیاری دیگر از احکام ظاهری شریعت الله تعالی را اجرا می کنند با رویگرانی از جهاد فی سبیل الله به کفار اهل کتاب یهودی بنی‌قریظه و بنی‌نضیر( نگا : احزاب‌ / 26 و 27 ) «وعده» داده بودند که در «بعضی» از کارها از شما پیروی می کنیم و به این شکل با این «وعده» ای که داده بودند الله تعالی آنها را مرتد اعلام می کند، حالا وضع دارودسته ی منافقین زمان ما چه خواهد بود که به سکولاریستها (به زبان عربی مشرکین) و مرتدین محلی می گویند که در «تمام» کارها و قوانین متعلق به حاکمیت و اداره ی زندگی عمومی مردم از شما اطاعت و پیروی می کنیم و قوانین شریعت الله را در «تمام»  این موارد کنار زده اند و در جبهه ی کفار سکولار و اشغالگر جهانی و نهادهای مختلف این کفار بر علیه مومنین مجاهد و دارالاسلام مومنین قرار گرفته اند و بخشی از جبهه ی کفار شده اند؟!

دسته ای از پیروان و سیاهی لشکر اینها کسانی هستند که خودشان را ذلیل و بی ارزش کرده اند و در برابر کفار خود را باخته اند و ابزار دست این رهبران دارودسته ی منافقین شده اند اینها نیز جزو همانهائی هستند که «وَمَن يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِم» ( حج/ ۱۸) «و خدا هركه را بي‌ارزش كند، هيچ كسي نمي‌تواند او را گرامي و ارزشمند کند »