
درسهای مقدماتی/درس هشتم: شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(25- قسمت)
در هر صورت، این آیات و تاریخ کفار و مرتدین برایمان روشن و آشکار می کند که سخن هم خوبش هست هم بدش. مثل توهین کردن و فحاشی کردن و کفر گوئی و غیره. و می توانیم بگوییم: هر سخنی که از نظر قانون شریعت الله بد و حرام باشد ممنوع است حالا چه در قالب نثر باشد و همین طوری عادی گفته بشود چه در قالب شعر و ترانه باشد. و هر چه طبق قانون شریعت الله خوب باشد آزاد است . شعرهائی که در آوازها و ترانه ها و گورانی هاهم گفته می شوند همین طوری هستند .
آواز خواندن هم کاملا فطری است . از یک بچه ی حول و حوش یکی دوساله بگیر که تازه به قول ما دارد گاره گار می کند و در هنگام خواباندنش انواع صداها را در می آورد، یا مادری که برای بچه اش آواز می خواند و لایه لایه می کند، یا عربها هنگام سوار شدن بر شتر یا اسب خود می خواندند که به آن می گفتند” «غناء الركبان» یا« غناء النَّصْب» یا «غناء الفتیان» یا «السناد» و … اینها همگی فراورده های فطری انسانها هستند. عمر بن خطاب رضی الله عنه می گوید:الغناء من زاد الراكب، یا می گوید : زاد المسافر …[1] یعنی آواز خواندن توشه ی سواراست یا مسافراست .
یا عربها آواز دیگری داشتند که چوپان شترها می خواند و به آن می گفتند: ” الْحُدَاءِ “، مثلا در یکی از سفرها أَنْجَشَة که صدای خوبی داشت و جوری ترانه ی الْحُدَاءِ را می خواند که شترها به هیجان آمده و سرعتشان را بیشتر کرده بودند در این هنگام رسول الله صلی الله علیه وسلم در تشبیهی بلیغ و استعاره ای بدیع می فرماید: آرامتر انجشه تا شیشه ها نشکنند: رُوَيْدَكَ يَا أَنْجَشَةُ لَا تَكْسِرْ الْقَوَارِيرَ .[2]منظورش از شیشه در اینجا زنها بودند که در کجاوه نشسته بودند و ممکن بود در نتیجه ی سرعت شترها اذیت بشوند یا بیافتند. یا حُجاج ازشوقشان به حج و نماز خواندن درمکه و مسجد النبی نوعی ترانه می خواندند، یا مجاهدین برای افزایش غیرت و دلیری سایر مجاهدین در میدانهای جنگ می خواندند، و موارد مختلف دیگری تا پیر مرد لب گور رسیده ای که برای دل خودش می خواند را می شود نام برد.
ما در منابع مختلف اسلامی می بینیم که رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحابش هم در هنگام سفر و هم غیر سفر در مجالسشان، و هم هنگام کار اشعار را از همدیگر می شنیدند، حالا چه به صورت فردی بوده باشد – که از حسان بن ثابت و أنجشه و عامر بن الأکوع روایت شده است – چه به صورت جمعی خوانده باشند مثل زمان کندن خندق قبل از جنگ احزاب .
انس بن مالک رضی الله عنه می گوید: وقتی رسول الله صلی الله علیه و سلم خستگی و گرسنگی ما را دید سرود : “اللَّهُمَّ لَا عَيْش إِلَّا عَيْش الْآخِرَه ***فارْحَمْ الْأَنْصَارَوَالْمُهَاجِرَهْ (بارالها! زندگی نیست مگر زندگی آخرت، پس بر انصار و مهاجرین رحمت عنایت کن) و صحابه در جواب سرودند: “نَحْنُ الَّذِينَ بَايَعُوا مُحَمَّدَا … عَلَى الجِهَادِ مَا بَقِينَا أَبَدَا ” (ما کسانی هستیم که با محمد بر جهاد بیعت نموده ایم تا وقتی زنده باشیم)
علاوه بر این اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم در مجالسشان هم آواز خوانی داشتند : أبو سلمة رحمه الله فرزند عبد الرحمن بن عوف رضی الله عنه می گوید : “لم یکن أصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم منحرفین و لا متماوتین، کانوا یتناشدون الأشعار فی مجالسهم، و ینکرون أمر جاهلیتهم…” . اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم نه منحرف بودند و نه اهل افراط و تفریط، و در مجالس خود اشعار را به صورت ترانه می خواندند و امر جاهلیت خود را ـ در این اشعارـ نکوهش می کردند…[3] نشید در زبان عربی یعنی “خواندن شعر با خوش صدایی”[4] که ما به آن می گوییم گورانی و شما به آن می گویید ترانه و آواز و نغمه .
تمام اینها جزو آواز خواندهای جایز است وهیچ عالمی وجود ندارد که آواز خواندن را حرام کرده باشند. شعر خوانی و آواز خوانی و یا گوش دادن به آن در قانون شریعت الله هم می تواند همچون یک ابزار برای تنفس روحی و شاد کردن روح خود شخص و دیگران باشد تا ناراحتی و کسالت را از خود شخص و دیگران دور کند تا خودش و دیگران با قلبی سرحال و پرنشاط و آرام به واجباتشان بپردازند، این کار خوب و پسندیده ای است و این آواز خوانی یا آواز گوش دادن ابزاری است برای انجام یک واجب و خدمت است به خود و بندگان الله که بدون شک – اگر نیت خوب باشد- بی اجر و پاداش نمی ماند . مثل آواز خواندن رسول الله صلی الله علیه وسلم هنگام کندن خندق و غیره . و بخصوص اگر این نیاز به آواز خواندنِ فطریِ مدیریت شده با قانون شریعت الله درست برآورده بشود و باعث بشود که شخص به سمت آواز خواندن غیر شرعی نرود بدون شک همین آواز خواندن شرعی برایش عبادت می شود، چرا؟ چون به او اجر داده می شود و هر چه به آن اجر داده بشود عبادت محسوب می شود:
ابوذر رضی الله عنه می گوید:عده ای از یاران رسول الله صلی الله علیه وسلم گفتند:ای رسول الله ثروتمندان ثوابها را بردند چون آنها همانگونه که ما نماز می خوانیم نماز می خوانند، و روزه می گیرند همانگونه که ما روزه می گیریم و ازاضافی اموالشان صدقه می دهند، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:« أَوَ لَیْسَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ مَا تَصَّدَّقُونَ إِنَّ بِکُلِّ تَسْبِیحَةٍ صَدَقَةً وَکُلِّ تَکْبِیرَةٍ صَدَقَةً وَکُلِّ تَحْمِیدَةٍ صَدَقَةً وَکُلِّ تَهْلِیلَةٍ صَدَقَةً وَأَمْرٌ بِالْمَعْرُوفِ صَدَقَةٌ وَنَهْیٌ عَنْ مُنْکَرٍ صَدَقَةٌ وَفِی بُضْعِ أَحَدِکُمْ صَدَقَةٌ » آیا الله برایتان چیزی را قرار نداده که از آن صدقه بدهید؟ همانا هرسبحان الله گفتنی صدقه است و هر الله اکبر گفتنی صدقه است و هر الحمد لله گفتنی صدقه است و هر لا اله الا الله گفتنی صدقه است وبه کار نیک دستور دادن و از کار بد ممانعت نمودن صدقه است و در شرمگاه هر یک از شما (در صورتی که با خانمش همبستر شود)صدقه است : (صحابه) گفتند:« قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ أَیَأتِی أَحَدُنَا شَهْوَتَهُ وَیَکُونُ لَهُ فِیهَا أَجْرٌ» آیا یکی از ما شهوتش را برآورده می کند برای او در این هم اجر و ثواب است؟! رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:أَرَأَیْتُمْ لَوْ وَضَعَهَا فِی حَرَامٍ أَکَانَ عَلَیْهِ فِیهَا وِزْرٌ فَکَذَلِکَ إِذَا وَضَعَهَا فِی الْحَلَالِ کَانَ لَهُ أَجْرًا» [5] شما به من بگویید: اگر (فردی) این شهوت را از طریق حرامی برآورده کند آیا برایش در این کارگناه هست؟ لذا اگر از طریق حلالی آن را برآورده کند برایش در آن اجر وثواب است. اینجاست که کسی چون معاذ بن جبل رضی الله عنه می گوید: انی احتسب نومتی کما احتسب قومتی. من خوابیدن و بیداریم را عبادت می دانم . یعنی همان طوری که برای عبادت بیدار می شوم به این نیت می خوابم که الله تعالی این خوابم را هم به عنوان عبادت برایم حسابش کند.
(ادامه دارد……..)
[1]التمهيد ( 22 / 197 ، 198)روى ابن وهب عن أسامة وعبد الله ابني زيد بن أسلم عن أبيهما زيد بن أسلم عن أبيه
[2]متفق علیه / رواه البخاري ( 5857 ) ومسلم ( 2323 ) .
[3] مصنف ابن أبی شیبة:711/8)
[4] قاموس المحیط
[5] رواه مسلم






