
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (9) (جمهوری اسلامی ایران (2)) (قسمت 34)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(۱۶- قسمت)
یکی از بزرگترین ثمره ی آنها برای مسلمین این بود که در قالب گروه فشار می توانستند برای پاره ای از طرحهای سکولاریستها مانع درست کنند؛ و در کنار این، نزد عوام مردم برای سیستم دموکراسی سکولاریستها اعتبار و آبرو می خریدند و مردم را برای مشارکتهای مورد نیاز حکومت بسیج می کردند. عده ای از همین طیف هم مثل بوگیرهای دستشوئی عمل کرده و به دوام حاکمیت طاغوتها کمک می کنند.الان هم است
- در نهایت، دسته ی اصلی شریعت گرایان انقلابی و پرچمداران تشکیل حکومت اسلامی بودند که با تشکیل حزبی رسمی یا غیر رسمی در قالب جریانی مردمی به سبک ابراهیم خلیل علیه السلام و رسول الله صلی الله علیه وسلم و تمام مومنین، در هیچ یک از نهادهای حکومتی سکولاریستها (مشرکین) مشارکت نداشتند، و به چیزی کمتراز نابودی طاغوتهای حاکم و تشکیل حکومتی اسلامی و اجرای شریعت الله راضی نبودند.
خواست این دسته چیزهائی مثل آزادی بیان و آزادی اجتماعات و احزاب و باز شدنِ فضای سیاسی و شرکت در پارلمانها و بازی های سیستم سکولاریستی و انجام پاره ای اصلاحات اقتصادی نبود، چون باعقب نشینی های حکومت سکولار شاه و باز شدن فضای سیاسی و انقلاب به اصطلاح سفید شاه تا اندازههایی زمینه و شرایط برای پرداختن به این خواستها فراهم شد و بیش از آن هم میتوانست فراهم شود؛ چون این سکولاریستها اهل مداهنه و سازش هستند و جهت بقای خود حاضر به دادن هر گونه امتیاز و تنازلی هستند[1] اما خواست مسلمین شریعت گرا سرنگونی نظام طاغوتی و یاری دین الله و دل بستن به رسیدن یاری الله تعالی و پیروزی از سوی او بود که می فرماید: وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ (حج/40) و به خواستی کمتر از سرنگونی این طاغوت سکولار قانع نبودند و سقوط حکومت سکولار شاه را هم نزدیک میدیدند، چون هر کسی که در این مسیر به شیوه ی صحیح آن حرکت کند به تأکید الله تعالی پیروز کردن آنها را برخود واجب کرده است: وَكانَ حَقًّا عَلَينا نَصرُ المُؤمِنينَ (روم/47) و همواره یاری مؤمنان بر ما واجب بوده است.
این یک وعده از سوی خالق آسمانها و زمین است و مسلمین شریعت گرا به چنین وعده ای اعتماد کردند و برای بعد از این حاکمیت سکولاریستی تصویری کامل از حکومت اسلامی و «ولایت مجتهد یا فقیه» و به نحوی کلیات قانون اساسی آینده را نیز ارائه داده بودند، و به جای هر شعار سازشکارانه و رفورمیستی در زمانی که زمینه مناسب بود و وقتش رسیده بود شعار «مرگ بر شاه» جایگزین شد و بار دیگر شعار: قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ (بروج/4) مرگ بر صاحبان گودال (شکنجه)، زنده شد.
به همین دلیل آیت الله خمینی حتی انقلاب سفید حکومت سکولار شاه را در برابر احکام اسلامی بیاعتبار اعلام کرد[2]؛ و دُکترین حقوق بشر سکولاریستی کارتر و باز شدن فضای سیاسی در ایران را مشکوک و با انتشار بیانیهای آن را توطئهٔ آمریکا دانست؛ و آشکارا در برابر وضع قانون کاپیتولاسیون یا مصونیت قضایی نظامیان آمریکا در ایران در سال 1343ش موضع گیری انقلابی گرفت و گفت: “اگر یک خادم آمریکایی، اگر یک آشپز آمریکایی، مرجع تقلید شما را وسط بازار ترور کند… دادگاههای ایران حق محاکمه ندارند… اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست خواهد شد…”[3] این همان قانونی است که هم اکنون آمریکا بر تمام سرزمینهای مسلمان نشین و سایر کشورهای سکولار ضعیف تر از خودش تحمیل کرده و همگی در برابر چنین قانونی سکوت کرده اند و تسلیم شده اند.
(ادامه دارد……..)
[1] بسیار مهم بود زمانی که بختیار می خواست انقلاب اسلامی منجر به از هم پاشیدگی سیستم سکولاریستی حاکم بر جامعه نشود و به دادن بزرگترین امتیازات راضی بود اما شریعت گرایان انقلابی فریب نخوردند و با شعار «بختیار نوکری بی اختیار» از این آخرین ابزار کفار سکولار جهانی و طاغوتهای سکولار محلی جهت نجات سیستم سکولاریستی حاکم بر جامعه هم عبور کردند.
[2] مدنی، جلال الدین؛ ۱۳۸۷، ج ۲، ص۱۳.
[3] روحانی (زیارتی)، حمید، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ۱۳۶۳ش. ص۷۰۸.