
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (9) (جمهوری اسلامی ایران (2)) (قسمت 34)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(19- قسمت)
نواب صفوی در راستاي اقدام عملی به منظور ايجاد وحدت ميان ملت هاي مسلمان جهان، برنامه اي را در 9 بند تدوين کردند:
- ايجاد انجمن شورايي بين ملل و حکومت هاي اسلامي که نمايندگاني از طرف حکومت و ملت از طرف آنها در مرکز اين انجمن براي هميشه حاضر باشند.
- احکام اين انجمن جنبه عمومي داشته باشد و در تمام ممالک اسلامي اجرا گردد.
- احکام ضروري اسلام که در هيچ يک از مذاهب و فرق مختلفه اسلام مورد اختلاف نيست طبق دستور اين انجمن در تمام ممالک اسلامي اجرا شود.
- طبق دستور اين انجمن از کليه مخالفان و مفاسد جلوگيري شود.
- انجمن از حقوق و حدود افراد مسلمان دفاع کند.
- تعاليم عاليه اسلام در تمام ممالک اسلامي از روي معارف و علوم عالي قرآن با بنياد فرهنگي اسلامي اجرا گردد.
- هيچ يک ازملل اسلامي در انجام وظايف خصوصي فرق و مذاهب مختلف اسلامي دخالت نکنند.
- مباحاث و مکالمات ميان ملل اسلامي و مسلمانان تحت نظر اين انجمن هيچ گاه از صورت دليل و منطق و احترام متقابل بر مبناي اخوت و محبت تجاوز نکند.
- انجمن پايگاه صنعتي و نظامي عصر جديد بين ملت هاي اسلامي باشد و در صنايع همکاري ملل اسلامي را تقويت کند.[1]
«نواب صفوى» در سال 1332ش به دعوت «سيد قطب» كه دبير «مؤتمر اسلامى قدس» بود، براى شركت در كنفرانس آزادى قدس، به كشور اردن سفر كرد. در پايان كار كنفرانس، «سيد قطب» از «نواب صفوى» دعوت كرد سفرى هم به «مصر» داشته باشد و از نزديك با «اخوانالمسلمين» و مردم مسلمان مصر آشنا شود. «نواب صفوى» علىرغم تمايل قلبى براى سفر به مصر، به علت عدم توانايى پرداخت هزينه سفر، ضمن پذيرش دعوت، آن را به وقت ديگرى موكول می کند و پس از مراجعه به عراق (و تهیه ی هزینه ی سفر) عازم مصر می شود.[2]
عمر التلمسانی جانشین حسنالهضیبى، در مورد نواب صفوى می گوید: «من او را در قاهره در منزل استاد سعید رمضان كه اكنون در ژنو به سر مىبرد، دیدم و در كنارش نشستم و با او گفتگو كردم و او را شخصیتى دلسوز اسلام و داراى شهامت اسلامى یافتم.»[3]
مصطفی مشهور هم در مورد نواب صفوی می گوید: به هر حال، من شخصاً نواب صفوى را مردى با عظمت و شجاعت و شهامت اسلامى یافتم… او مردِ ایمان و عقیده بود و خود را یك «فدایى اخوانى» مىدانست كه حاضر است در راه اسلام و آزادى قدس شریف و جهاد علیه دشمنان جانش را فدا كند و همانطور كه مىدانیم سرانجام نیز چنین شد و او به درجه شهادت رسید.
من شهادت مىدهم كه نواب صفوى در همان حالى كه یك شیعه با ایمان و محكم و استوار بود، برادران سنى خود را هم مثل خود مىدانست و فرقى میان اهل «سنّت» و «شیعه» قائل نبود. او در ایامى كه میهمان ما بود، نماز جماعت را در دفتر «المسلمون» اقامه مىكرد كه گاهى او امامت جماعت را بهعهده داشت و در نمازى دیگر، یكى از برادران ما…او مسلمانى واقعى بود و هدفى جز عزت اسلام و آزادى و استقلال مسلمانان نداشت سرانجام هم مانند امام شهید حسنالبنا، او هم به قافله شهداى اسلام پیوست….»[4]
(ادامه دارد…….)
[1] سیدحسین خوش نیت، سید مجتبی نواب صفوی اندیشه ها، مبارزات و شهادت او، تهران، انتشارات منشور برادری 1360 ص 134 / کيهان، شماره 3304، مورخ 24/ 3/ 1333 / نشريه 15 خرداد شماره 23
[2] www.khosroshahi.org/main/definitioncontent.php?UID=7561 خسرو شاهی ، ویژه نامه ی سفر نواب به مصر
[3] تلمسانی ، عمر ، آراء فى الدين والسياسه، چاپ دوم، ايتاليا 1406هـ، ص 14 و 16.
[4] سیدهادى خسروشاهى، زندگی و مبارزات نواب./ همچنین سخنرانی خسرو شاهی در تهران: 29/10/85