
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (10) (جمهوری اسلامی ایران (3)) (قسمت 35)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(26- قسمت)
ماموستا کریکار نیز با تشبیه نهضت آیت الله خمینی به انقلاب سیدنا موسی –علیهالسلام- به عنوان مثالی تحریضی می گوید :خداوند در این آیات آغازین سوره قصص بدین شیوه برای ما بین فرمود که چگونه با فضل و کرَم خود این نعمتها را به بنی اسرائیل بخشیده تا پیروز و سرافراز گردند و در عوض فرعونی طاغوت و مجرم که صاحب قدرتی است ظالم از بین برود. اکنون نیز فراعنه پُرشماری از پس فرعون اصلی آمدهاند امّا برخی از مسلمانان کمترین اهمیّتی هم نمیدهند! اصلا ایجاد تغییر و دگرگونی را از ریشه، مسئولیت خود نمیداند امّا با این وجود دست به دعا بلند میکند و میگوید: خدایا اسلام را پیروز گردان! خدایا اسلام را پیروز گردان! خدایا اسلام را پیروز گردان! اسلام چگونه پیروز میشود وقتی تو و امثال تو حاضر به یاری دادنش نیستید؟! خدایا روزیش بده! خدایا روزیش بده! چگونه روزیَش بدهد اگر تو خیر و صدقهای نپردازی؟! وقتی مظلومی ستمدیده نزد تو میآید و از تو خواهش و تمنّا میکند مقداری کمک مالی به او بکنی در پاسخش میگویی: خدا آن را بر تو ببخشاید! چگونه بر او ببخشاید اگر تو هم تلاشی نکنی و وسیله این امر نشوی؟! به سوی خداوند بزرگ باز گردید! به این قرآن، مراجعه کنید و آن را دوباره منهج خود قرار دهید و این نکته را هم بدانید که به خدا قسم هرگز از این استضعاف رهایی نمییابد مگر آنکه خود تلاش کنید و آن را دگرگون سازید! در ابتدای بحثمان در مورد وضعیت ایران و هجده کیلو ناخنی که در شیراز یافت شد صحبت کردیم امّا وسیله ایجاد این دگرگونی بنیادینی شد که در ایران یک شخص چنان انقلابی به پا کرد که تمامی نخبگان کشور پیروش شدند! فراوان بودند در ایران، کسانیکه میگفتند ما منتظر امام مهدی میمانیم! امّا چرا خمینی منتظر نماند؟! شما نباید منتظر این چنین مسائلی باشید[1]
همین موضع گیری ماموستا کریکار در مورد شیعه ی جعفری و انقلاب اسلامی 57 و رهبریت آیت الله خمینی و حمایت او از دارالاسلام ایران در برابر کفار سکولار و اشغالگر خارجی یکی از دالایل تکفیر ایشان توسط گروههای نجدی شده است و گروههای سکولار و دارودسته ی منافقین هم او را مزدور ایران می نامند؛ پس اگر همین سخنان از کانال «مثلث دروغساز» و مجریان طرح اندلسی کردن سرزمینهای اسلامی و سربازان مستقیم یا غیر مستقیم جنگ روانی دشمنان در مورد شماها نیز تکرار شد زیاد تعجب نکنید.
آیت الله کاشانی در سفر حج سال 1327ش با حسن البناء دیدار می کند و این دو تصمیم به برگزاری کنفرانسی بین المللی اسلامی برای ایجاد وحدت اسلامی در تهران یا قاهره می گیرند که این امر در ایران، با کنار گذاشته شدن آیت الله کاشانی توسط سکولاریستهای ملی گرا و در مصر با ترور شهید حسن البنا باز توسط سکولاریستهای ملی گرا بکلی منتفی می شود، البته بعد از قتل حسن البناء توسط سکولاریستها «گروهی از اعضاء ارشد اخوان المسلمین، آیت الله کاشانی را برای رهبری جمعیت اخوان المسلمین، نامزد کردند.»[2]
در این صورت ریشه های اصلی شکل گیری دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران را باید در سیال و در حرکت بودن این دسته از شیعیان جستجو کرد که بر اصل اسلام و مسلمات آن انگشت گذاشته اند و بعد آن را در «فدائی اخوانی» و «شهید اخوان» با مذهب جعفری و در جریان اخوان المسلمین و شخصیتهائی چون سید قطب جستجو کرد، و متوجه شد که این استراتژی وحدت با اهل سنت ریشه های منهجی و عقیدتی و تاریخی دارد.[3]
سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
(ادامه دارد…….)
[1] کریکار ، داستان سیدنا موسی در قرآن/ ص12
[2] دکتر حسن مکی، «حرکة الاخوان المسلمین فی السودان»
[3] در طول اینهمه سال قبل و بعد از انقلاب از سوی این جریان از شیعیان جعفری اینهمه تلاش جهت وحدت با اهل سنت صورت می گیرد در حالی که فرقه های معروف به اهل سنت هرگز دارای یک حزب یا جماعت منسجم و قدرتمندی نبودند و در دهها گروه و دسته ی متفرق و پراکنده در بین احزاب مختلف سکولار کمونیستی یا سکولار ملی گرا تقسیم شده بودند و در انتهای ضعف به سر می بردند اما در برابر، احزاب سکولار دارای سازمانهائی منسجم با هزاران عضو فعال و حتی مسلح و قدرتمند بودند با این وجود می بینیم که رهبران این جریان همه ی آنها را نابود کردند هر چند هزاران شیعه زاده نیز در این سرکوب کردنها کشته شدند.