مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (1) (قسمت 25)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (1) (قسمت 25)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (1-قسمت)

در امور متعلق به قرآن و سنت اگر چیزی گفتی باید به هر نحوی که شده سخنت را به الله و رسولش صلی الله علیه وسلم  برسانی اگر به ایمان و قیامت خودت اهمیت می دهی: تمثیلی زیبا از امام احمد بن حنبل رحمه الله روایت است که گفت : روز قیامت در حالی که من را با زنجیر بسته اند می آورند و الله تعالی می پرسد این سخن را از کجا آوردی و بیانش کردی؟ می گویم یا رب الوکیع بن الجراح الحافظ الکوفی آن را به من گفت؛ در اینجا من را رها می کنند و الوکیع بن الجراح الکوفی را دست بسته می آورند و الله تعالی می پرسد این سخن را از کجا آوردی؟ الوکیع بن الجراح می گوید آن را از منصور بن معتمد گرفتم؛ در اینجا الوکیع را رها می کنند و منصور را دست بسته می آورند و الله تعالی می پرسد تو این سخن را از کجا آوردی و بیانش کردی؟ منصور می گوید آن را از ابراهیم نخعی گرفتم؛ در اینجا باز منصور را رها می کنند و ابراهیم را با غل و زنجیر می آورند و الله تعالی می پرسد این سخن را از کجا آوردی و نقل کردی؟ ابراهیم می گوید آن را از اسود و  يَزيد بن الأسْود گرفته ام؛ در این مرحله هم باز ابراهیم را رها می کنند و اسود و يَزيد بن الأسْود را با غل و زنجیر می آورند و الله تعالی می پرسد شما این سخن را از کجا آورده اید و نقلش کرده اید؟ این دو می گویند ما آن را از ابن مسعود و ابن عباس گرفته ایم؛ در این مرحله نیز باز این دو را رها می کنند و ابن عباس و ابن مسعود را با غل و زنجیر می آورند و الله تعالی می پرسد شما این سخن را از کجا گرفته اید و نقل کرده اید؟ می گویند: از پیامبرت و او هم از جبرئیل و او هم از خودت یا رب.[1]

پس هر چه از رسول الله صلی الله علیه وسلم صادر شده است، چه قرآن و چه سنت صحیح باید از روی علم و آگاهیِ به این منابع بیان شود، و ما با استناد به قرآن و سنت صحیح و آراء اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم و آراء تمام مذاهب اسلامی در مورد «دارالاسلام» و «دارالکفر» نامیدن سرزمینی و اصول حاکم بر روابط بین این دو «دار» صحبت کردیم و هیچ مسلمانی نمی تواند خارج از این قواعد معیاری برای شناسائی و روش برخورد تولید کند.

البته عده ای سعی می کنند جهت به چالش کشاندن این مورد خاص دارالاسلام و دارالکفر و سایر مواردی که با ذوق و سلیقه و مذاق و اهداف آنها سازگارنیستند ابتدا اصحاب و ائمه و مذاهب مختلف اسلامی را تا حد خود پائین بیاورند و بعد از اینکه گفتند اصحاب انسانهائی هستند و ما هم انسانهائی مثل آنها و خود را در «عمل» بالاتر از حنفی و جعفر صادق و شافعی و غیره قرار دادند سعی می کنند آراء اصحاب و مذاهب مختلف اسلامی را کنار بزنند و با عقل و برداشت نافص خودشان به تأویل و تفسیر قرآن و سنت بپردازند، البته دسته ای از این اهل تأویل «عملاً» سنت را هم کنار می زنند و به رای خود و بر اساس خواسته ها و برداشتهای ناقص خود قرآن را تأویل می کنند.

لازم است بدانید امروزه این تاویلات فردی و گروهی که بر خلاف رای اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم و برخلاف رای تمام مذاهب اسلامی در مورد «دارالاسلام» و «دارالکفر» بیان می شوند تماماً از سوی کسانی است که در پی کسب قدرت حکومتی هستند، و می خواهند با قدرت حکومتی حاکم بر دارالاسلام کنونی وارد رقابت و حتی جنگی روانی و گاه مسلحانه شوند.

 این دسته تمام آیات و احادیث و آراء صحابه و آراء تمام مذاهب اسلامی را نادیده می گیرند و به برداشت غلط خودشان جهت ایجاد تفرق و تحمیل جنگ بر دارالاسلام و توجیه سکونت در دارالکفرها می چسبند، و در نهایت هدفی غیر از رقابت جهت کسب قدرت حکومتی در دارالاسلام برای خود یا برای کفار ندارند . الان این سهمی  که از قدرت دریافت می کنند به هر میزان که باشد، چون امروزه احزابی در میان مسلمین تولید شده اند که می دانند جایگزین حاکمیت کنونی بر دارالاسلام قطعاً کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی خواهند بود و قطعاً «دارالاسلام» تبدیل به «دارالکفر» خواهد شد به همین دلیل سهم خودشان را تنها بازی سیاسی در این سیستم حکومتی سکولاریستی می خواهند. این موجودات همان دارودسته ی منافقینی هستند که دشمنی خود را اینگونه نشان می دهند. اما باز در میان مومنین هم کسانی پیدا می شوند که به این بیماری دارودسته ی منافقین خود را آلوده کرده اند و   عمر بن خطاب  رضي الله عنه در مورد چنین مفسده ای به مومنین هشدار داده و می گوید: ” إِنَّمَا أَخَافُ عَلَيْكُمْ رَجُلَيْن‏:‏ رَجُلٌ يَتَأَوَّلُ الْقُرْآنَ عَلَى غَيْرِ تَأْوِيلِهِ وَرَجُلٌ يُنَافِسُ الْمُلْكَ عَلَى أَخِيهِ “.[2] به درستی که من از دو نوع مرد بر شما می ترسم: مردی که قرآن را غیر از تأویلی که دارد تأویل می کند و مردی که به خاطر ملک و حاکمیت با برادرش رقابت می کند و مسابقه می دهد.

(ادامه دارد……)


[1] قال احمد یجاء به یوم القیامه و قد غللت، فیقال لی یا احمد فاین قلت هذا المساله، فأقول یا رب حدثنی بها الوکیع بن الجراح الحافظ الکوفی فیفک احمد و یجاء الوکیع بن الجراح الحافظ الکوفی مغلوله … منصور بن معتمد …. ابراهیم نخعی …. اسود و یزید عن ابن مسعود …. ابن عباس و ابن مسعود … عن نبیک عن جبرائیل عنک یارب .

[2] جامع بيان العلم وفضله، لابن عبد البر  (2/237) شماره 2364/[D1]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *