
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (9) (جمهوری اسلامی ایران (2)) (قسمت 34)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(17- قسمت)
با نگاهی به کارنامه ی سکولاریستها در تمام دنیا و با بررسی عقاید و فرهنگ عمومی سکولاریستهای جهانی و محلی، کسی که از کمترین بهره ی هوشی هم برخوردار است متوجه می شود که مشکل در خود سکولاریسم است، و سکولاریسم تنها یک دین غیر فعال نیست، بلکه مرامنامه و آیین نامه ی کنار زدن مسلحانه ی قوانین شریعت الله و سرکوب مومنین شریعت گرا و آیین نامه ی جنایت و دزدی از سرزمینهای مسلمان نشین و بخصوص چپاول ملل ضعیف دنیا و زور گوئی و هرزگی و توحش است؛ با یک نگاه ساده و با داشتن قلبی سالم « لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ» چنین انسانهائی می توانستند به این واقعیات پی ببرند حالا چه رسد به رهبرانی انقلابی و شریعت گرا که سالها قبل و به تبعیت از پیامبران و پیروان صادق آنها این مرکز فسادساز را هدف قرار داده بودند و تنها به نابودی آن فکر می کردند و برای نابودی آن و حتی بعد از آن نیز برنامه ریزی می کردند.
در این دوره در میان شیعیان ایران پیش آهنگی چون سیدمجتبی میرلوحی معروف به نواب صفوی وجود داشت که در سال 1323ش «جمعیت مبارزه با بی دینی» را تشکیل می دهد و در همان سال 1323ش و پس از آزادی از زندان «جمعیت فدائیان اسلام» را با مشی مسلحانه و با شعار: برادری، استقامت و اتحاد به عنوان خط کلی جنبش فدائیان اسلام؛ رسیدن به حاکمیت اسلام و قرآن به عنوان هدف اصلی جنبش؛ و شهادت و انتقام و قصاص روش اصلی مبارزه، تشکیل می دهد.[1] و با صدور بیانیه ای درسال 1324ش با شعار «الْإِسْلَامُ يَعْلُو وَ لَا يُعْلَى عَلَيْهِ »[2] موجودیت خود را اعلام می کنند.
در اینجا اتحاد و حاکمیتی که نواب به دنبال آن بود درون مذهبی و تنها مختص شیعیان جعفری نبود بلکه اتحادی اسلامی و فرامذهبی و استراتژیک بود و ادامه ی مسیر کسانی چون آیت الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی مرجعیت عامه ی شیعیان در اتحاد با مذاهب مختلف اهل سنت و دفاع از حکومت عثمانی ها در جهاد با کفار سکولار اشغالگر خارجی بود.
چون این خط انقلابی تاریخی صاحب این دارالاسلام «جمهوری اسلامی» در ایران شده است لازم می دانم توضیحاتی در مورد نواب صفوی ارائه دهم تا به یکی از سوابق، و از ریشه های بسیاری از سیاستهای کنونی این حاکمیت پی برده شود، و اینکه فهمیده شود که این سیاستها تا کتیکی و موقتی و گذرا نیستند بلکه ریشه ی عقیدتی و منهجی و استراتژیک دارند.
سید هادی خسرو شاهی نقل می کند که يك خبرنگار پاكستانى در سفرى به ايران از نواب صفوى درباره فرقهگرايى و اختلاف شيعه و سنى در دنياى اسلام، سئوال می کند و او در پاسخ گفت: «…متأسفانه گويا هنوز آن زمان فرا نرسيده كه مسلمانان حقايق را درك كنند و جناحبندى شيعه و سنى را كنار بگذارند و همگى به كتاب خداوند چنگ بزنند. بدون ترديد قرآن مىتواند آنها را متحد سازد تا جبهه نيرومند و يكپارچه، در برابر دشمنان در كمين نشستهشان، تشكيل دهند…»
(ادامه دارد…….)
[1] بهرامی، روحالله، فدائیان اسلام به روایت اسناد نخستوزیری، تهران، مرکز اسناد ریاست جمهوری، ۱۳۷۷ش، سند شماره ۲/ ۳۵۹./
[2] رواه البيهقي، وحسنه الألباني لغيره في الإرواء 5/106-108. / رواه الدارقطني في سننه / صحيح الجامع الصغير 2778