
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (10) (جمهوری اسلامی ایران (3)) (قسمت 35)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(24- قسمت)
آیت الله خمینی دیدگاه خودش در مورد مذاهب مختلف اسلامی و جایگاه اصل اسلام و مساله ی تفرقه و لزوم وحدت در برابر دشمنان سکولاری که نه قوانین شریعت الله بر اساس تشیع را می خواهند و نه بر اساس سایر مذاهب معروف به اهل سنت می گوید: «یک دسته از مسلمانان شیعه هستند و یک دستهای از مسلمانان سنی، یک دسته حنفی و یک دستهای حنبلی و دستهای اخباری هستند؛ اصلًا طرح این معنا، از اول درست نبود.
در یک جامعه ای که همه میخواهند به اسلام خدمت کنند و برای اسلام باشند، این مسائل نباید طرح شود. ما همه برادر هستیم و با هم هستیم؛ منتها علمای شما یک دسته فتوا به یک چیز دادند و شما تقلید از علمای خود کردید و شدید حنفی؛ یک دسته فتوای شافعی را عمل کردند و یک دسته دیگر فتوای حضرت صادق را عمل کردند، اینها شدند شیعه، اینها دلیل اختلاف نیست. ما نباید با هم اختلاف و یا یک تضادی داشته باشیم، ما همه با هم برادریم. برادران شیعه و سنی باید از هر اختلافی احتراز کنند. امروز اختلاف بین ما، تنها به نفع آنهایی است که نه به مذهب شیعه اعتقاد دارند و نه به مذهب حنفی و یا سایر فِرق، آنها میخواهند نه این باشد نه آن، راه را این طور میدانند که بین شما و ما اختلاف بیندازند. ما باید توجه به این معنا بکنیم که همه ما مسلمان هستیم و همه ما اهل قرآن و اهل توحید هستیم، و باید برای قرآن و توحید زحمت بکشیم و خدمت بکنیم. »[1]
البته تنها پیروان فرقه های معروف به اهل سنت را مورد خطاب قرار نمی دهد بلکه با جاهلانه قلمداد کردن تفرق و اختلافات، کل شیعیان جهان را نیز مورد خطاب قرار می دهد و می گوید: «لازم است برادران ایرانی و شیعیان سایر کشورها از اعمال جاهلانه، که موجب تفرق صفوف مسلمین است احتراز کنند».[2]
و در پیامی به حجاج بیت الله در تاریخ 21 شهرویور 59 این اختلافات و تفرق میان مذاهب مختلف اسلامی را خطرناکتر از ملی گرائی و ناسیونالیسم می داند و می گوید: «از مسائلی که طراحان برای ایجاد اختلاف بین مسلمین طرح و عمال استعمارگران در تبلیغ آن بپاخاستهاند، قومیت و ملیت است که دولت عراق سالهاست بدان دامنمیزند. و در ایران نیز دستجات محدودی دانسته یا ندانسته از آن ترویج و تأیید میکنند. و در سایر نقاط از ترک و کُرد و دیگر طوایف هم همان راه را پیش گرفتهاند و مسلمانان را در مقابل هم قرار دادهاند و حتی به دشمنی کشیدهاند؛ غافل از آنکه حب وطن، حب اهل وطن و حفظ و حدود کشور مسئلهای است که در آن حرفی نیست؛ و ملی گرایی در مقابل ملتهای مسلمان دیگر، مسئله دیگری است که اسلام و قرآن کریم و دستور نبی اکرم (ص) بر خلاف آن است؛ و آن ملی گرایی که به دشمنی بین مسلمین و شکاف در صفوف مؤمنین منجر میشود بر خلاف اسلام و مصلحت مسلمین و از حیلههای اجانب است که از اسلام و گسترش آن رنج میبرند. از ملی گرایی خطرناکتر و غم انگیزتر، ایجاد خلاف بین اهل سنت و جماعت با شیعیان است، و القای تبلیغات فتنه انگیز و دشمنیساز بین برادران اسلامی و ایمانی است.» [3]
(ادامه دارد…….)
[1] همان/13/54
[2] همان/10/62
[3] همان/13/209