
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (10) (جمهوری اسلامی ایران (3)) (قسمت 35)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(25- قسمت)
البته این اختلاف افکنان را نیز معرفی می کند و دستهای پشت پرده این توطئه ی ایجاد تفرق را نیز افشاء می کند و می گوید: « آنهایی که میخواهند بین اهل سنت و اهل تشیع فاصله ایجاد کنند نه سنی هستند نه شیعه. اینها اصلًا به اسلام کار ندارند. و الّا کسی که به اسلام اعتقاد داشته باشد، در یک زمانی که با وحدت همه مسلمین باید پیشروی کنیم و پیروز بشویم ان شاء اللَّه، این نمیآید دامنبزند به اختلاف و مسائل اختلافی را طرح کند، اینها نیست جز اینکه اشارهای از خارج هست، و قدرت های بزرگ فهمیدند که آن چیزی که آنها را عقب زده است اسلام است و وحدت مسلمین و برادری بین همه گروههای اسلامی، از این جهت، از اینجا شروع کردند که اینها را به هم بزنند.»[1]
به همین دلیل آیت الله خمینی به عنوان نماینده ی جریان انقلابی از نواب تا کنون و بنیانگذار اصلی دارالاسلام کنونی ایران، تمام مذاهب اسلامی در تمام سرزمینهای مسلمان نشین را به وحدت دعوت می کند و برای چندمین بار تذکر می دهد که فاسدها و مفسدها هستند که تولید تفرق و اختلاف می کنند و می گوید:«من امیدوارم که با همت همه آقایان، علمای اعلام همه بلاد و با اجتماع همه، برادرهای اهل سنت و برادرهای اهل شیعه مجتمع با هم باشند و از اختلافی که میخواهند فاسدها و مفسدها ایجاد کنند بین ماها، از این اختلافات پرهیز کنند »[2]
شاید برای شما جالب باشد که بدانید در زمان ورود آیت الله خمينى رهبر انقلاب به تهران يكى از محافظين ايشان فردى كُردستانى و از اهل سنت به نام رئوف كريمى بود كه در تهران کشته شد و جنازه او را به سقز آوردند و با شكوه فراوان تشييع جنازه كردند.
این نگرش جریان تشیع انقلابی از قبل از انقلاب تا کنون بوده است و می بینیم که ربطی به جریان شیعیان غلاة و نمیه دیوانه و نامیزانی که هم اکنون تحت عنوان تشیع انگلیسی شناخته شده اند ندارد.
این خیزش که در قرن معاصر از زمان آیت الله کاشانی شروع شده بود – و نواب صفوی که یکی از نزدیکان و ساکنان بیت کاشانی و از سازماندهندگان راهپیمائی ها در زمان کاشانی بود- حامل منهجی بود که سید قطب به مناسبت ملی شدن صنعت نفت در ایران طی نامه ی سرگشاده ای که در جرائد مصر مثل الرسالة انتشار داد در وصف این حرکت و منهج و برنامه ی انقلابی ، آن را «هدایت و نور» می نامد و می گوید: « … مسلمانان در این روزها، آهسته آهسته به آغوش اسلام باز می گردند؛ آغوشی که وقتی از آن دور شدند، احترام و ارزش خود را از دست دادند… مسلمانان به زیر پرچمی باز می گردند که وقتی از آن چشم پوشیدند، عزت خود را هم باختند. آن ها به اسلام باز می گردند و در هر گوشه و کنار جهان، نام آن را با صدای بلند می خوانند و عزت، قدرت و سلامت از قرآن طلب می کنند. چیزی که امروز موجب امیدواری در جهان اسلام شده، همین نکته است…. باید گفت امروز تنها اخوان المسلمین نیستند که خواستار اتحاد مسلمانان و ایجاد حکومت واحد اسلامی است.. این خواسته آیت الله کاشانی، رهبر مذهبی ایران هم هست که بر سر «انگلیسی های سگ» فریاد می زند که نه تنها از ایران، بلکه از کل جهان اسلامی بیرون بروند… این بیداری است… هدایت است… نور است… وجدان تمام امت است که بیدار می شود و راه می گشاید و نور می افشاند. این دعوت، دیگر یک دعوت و خواسته فردی نیست. دعوت یک هیأت هم نیست. سروش آسمانی است که بار دیگر به زمین می آید. این همان بارقه های امیدی است که علیرغم ابرها و تیرگی، در افقها هویدا شده است… سید قطب ـ قاهره ذیحجه 1370 هـ»[3] در این سخنان سید قطب باید ریشه های مخالفت علمای درباری دول عربی خلیج را پیدا کنی.
(ادامه دارد……..)
[1] همان/14/381
[2] همان /15/ 398و 399
[3] تاریخ فرهنگ معاصر، شماره ۶، ۱۳۷۱، ویژه نامه آیت الله کاشانی به نقل از الرساله، ش ۹۵۱، ۲۴/ ذی الحجه/ ۱۳۷۰ هـ.ق. برابر با ۲۵/ سپتامبر/ ۱۹۵۱م.