
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (6) (حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی -2) (قسمت 29)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1]
(9- قسمت)
آنها این همه را ه را می آیند تا به حاکم اشغالگر انگلیسی که بخشی از سرزمین های دارالاسلام را تصرف کرده است تبریک بگویند طبیعی است عثمانی ها و مسلمین را در جایگاه مشرکین قرار داده اند و سکولارهای انگلیسی را در جایگاه نصرانی ها قرار داده اند و مشرکین دشمنان درجه یک مسلمانان هستند و نصارانی ها دشمنان درجه سه مسلمانان هستند و ما مسلمانان بر پیروزی نصارانی ها بر مشرکین خوشحالیم . اینان مسلمین را در جایگاه مشرکین قرار داده اند به همین دلیل از حکام اشغالگر انگلیسی استقبال می کنند؛ می بینیم که در هیچ یک از آثار انان حرفی از عمر مختار نمی زنند که بر علیه ایتالیایی ها جهاد کرده، چرا؟ چون عمر مختار یک صوفی بوده و در نظر نجدی مشرک، و ایتالیای اشغالگر را نصرانی خواندند؛ و منهج غلط باعث شد تا چنین فجایعی را به وجود آورند.
نجدیت با تکرار همین سناریوی قدیمی در واقع همین نقش را در برابر حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی کنونی ایفاء می کند؛ برداشت اشتباه از اصطلاح مشرک و مشرکین، برداشتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین، تکفیر نابجای مسلمین و حتی به کارگیری نابجای اصطلاح خوارج و اهل بدعت و غیره سبب تکرار همین فجایع در عصر ما هم شده است. مگر نمی بینید؟
در حالی که کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی مثل درندگان به جان مسلمین افتاده اند اینها مسلمین را به چیزهائی مثل قبور مشغول کرده اند که دهها کانال و روش برای اصلاح زیارت قبول و رفع اشتباهات مسلمین در این زمینه وجود دارد؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم با آنکه چندین سال در دارالاسلام مدینه حاکمیت داشت در مورد قبور تنها مدتی مردم را از زیارت قبور منع کرد و بعد که روش صحیح زیارت را به مومنین یاد داد این کار را نیز آزاد کرد و هرگز مقبره ای را تخریب نکرد و قبری را صاف نکرد مگر زمانی که پایتخت کفار سکولار را در شبه جزیره فتح کرد. یعنی بعد از فتح مکه. متوجه شدید؟ بعد از فتح مکه. آن هم صاف کردن قبرهایی نمادین از اله ها و صالحین بود که روی آنها بت کده ساخته بودند.
این مسیری که این عزیزان انتخاب کرده اند و مسلمین را به این مسائل دسته چندم مشغول کرده و اولویتهای اساسی را رها کرده اند در واقع نوعی بیماری است که هر کسی با هر عقیده ای به آن آلوده شود قطعاً ضرر می کند و صدمه می بیند.
زمانی که حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی قصد فتح قسطنطنیه را داشت و آن را محاصره کرده بود، حکام و علمای شهر در روم شرقی هر روز برای مجادله و جر و بحث و بلند کردن صدا و متهم کردن یکدیگر تجمع میکردند. این اجتماعات تا چند روز قبل از سقوط شهر ادامه داشت. اما این تجمعات برای این نبود که چگونه با حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی مقابله کنند بلکه راجع به این مسأله بود که آیا ملائکه مذکر هستند یا مونث؟! بعد از چند روز قسطنطنیه سقوط کرد و جدل هم تمام شد.[1]
(ادامه دارد……..)
[1] عندما كان العثمانيون يحاصرون القسطنطينية، تمهيدا لاقتحامها، كان حكام وحكماء المدينة من البيزنطيين يجتمعون كل يوم للنقاش والجدل والصراخ واتهام بعضهم البعض. هذه الاجتماعات استمرت حتى قبل سقوط المدينة بأيام.
اجتماعاتهم لم يكن للتحدث عن كيفية صد العثمانيين، بل كانت حول “معرفة جنس الملائكة، هل هم إناث أم ذكور”. بعدها بأيام سقطت القسطنطينية، وانتهى الجدل . هل من معتبر؟!استيقظوا أيها المسلمون!!