
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (6) (حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی -2) (قسمت 29)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1]
(10- قسمت)
همین سناریو برای مسلمین اندلس در زمان حمله ی صلیبی ها و برای شافعی و حنفی های اصفهان و ری و قزوین و برای حنبلی ها و حنفی ها و شافعی و غیره در زمان حمله ی مغول هم تکرار شد؛ همین الان هم باز عده ای از مسلمین جاهل به مبانی شریعت در حال تکرار چنین سناریوی هستند؟ آیا زمانش نرسیده دست بکشند و عبرت بگیرند؟
شیطان به همراه «کفار6گانه» ی آشکار بسیار دوست دارند مستقیما و یا از کانال دارودسته ی منافقین مسلمین را به چنین بیماری نابود کننده ای مشغول کنند. شما تصور کنید که :عبدالعزیز حاکم آل سعود در حالی با سایکس نمایندۂ دولت سکولار انگلیس و جرج پیکو نمایندۂ دولت سکولار فرانسه، که بلاد اسلامی را مرزبندی کرده و از هم جدا کردند عکس یادگاری می گیرد و در سال 1294ش «قرارداد هفت ماده ای»[1] با انگلیس در ازای شاهی گری بر نجد و حجاز را می بندد و به توافق سایکس بیکو و اعطای فلسطین به یهود اعتراف می کند که مفتی های درباری با علم کردن برخی از مسائل متعلق به قبور فتوای ارتداد عثمانی و سایر مسلمین را صادر می کردند و خون مسلمین را برای خود مباح می کردند[2] در حالی که در جلو چشمشان کفار سکولار فرانسوی، انگلیسی و ایتالیائی و بعدها آمریکائی و روسی و چینی و غیره دارالاسلام را به اشغال خود در آورده و بدترین جنایت را در حق مسلمین مرتکب می شدند و شما هیچ رساله ای از آنها در این زمینه ها ندیده اید و نخواهید دید، بلکه در کمال ناباوری ابزاری هستند جهت:
- توجیه نوکری و مزدوری های طاغوتهای محلی برای کفار سکولار جهانی و رژیم صهیونیستی
- به قناعت رساندن مسلمین به اینکه مشغول شدن با سایر مسلمین مقدم است بر بیرون راندن این کفار اشغالگر
- و اینکه مسلمین را به این قناعت برسانند که مرز های جغرافیایی چیز مطلوب و معقولی اند در حالی که وجود همین مرزها نوعی توهین به مسلمین و یکی از اسباب دوام تفرق و ذلت بر مسلمین و تقویت ریشه های ملی گرائی به جای اسلام به عنوان یک عامل هویت بخش بوده اند.
این حکام دست نشانده در حالی به استقبال کفار و مدیحه سرائی کفار مشغول بودند و مفتی های درباری آنها فتوای ارتداد عثمانی ها را به جرم صوفی گری می دادند و هر دو طبقه نظاره گر جنایات چینی ها و روسها در ترکستان شرقی و غربی و نظاره گر جنایات انگلیسی ها و فرانسوی ها و ایتالیائی ها در هند و شمال آفریقا و عراق و سوریه و غیره بودند و انواع جنایات را تا کنون به همراه سایر کفار سکولار جهانی و منطقه ای نسبت به دین و جان و ناموس و مال مسلمین مرتکب شده اند، که سلطان عبدالحمید اول زمانی که در سال 1168ش یکی از شهر های دولت دارالاسلام عثمانی بدست روس ها افتاد بعد از شنیدن این خبر بشدت متاثر شد و به خونریزی مغزی دچارشد، که چند روز بعد از آن جانش را از دست داد.
(ادامه دارد…….)
[1] سانت جون فیلبی در کتاب «بعثۀ الی نجد» صفحه ۲۵۵ تا ۲۵۷ این تعهد نامه را به صورت کامل آورده و مقدمه این کتاب توسط دکتر عبد الله الصالح العثیمین از اساتید مشهور دانشگاههای محمد بن سعود و ام القری مکه نوشته شده است. متن کامل این معاهده:
بند اول:إن الحکومه البریطانیه تعترف وتقر بأن نجدا ، الإحساء والقطیف والجبیل وتوابعها وأراضیها التی ستناقش وتحدد فیما بعد وموانئها علی ساحل الخلیج ، من ممالک لأبن سعود وآبائه من قبله ، وتعترف بأنه حاکمها المستقل ورئیس قبائلها ومن بعده أبنائه وذریته بالوراثه . لکن إختیار الفرد للحکم سیکون طبقا لتعیین سلفه (الحاکم الموجود) له بشرط ألا یکون معادیا للحکومه البریطانیه بأی شکل ؛ مثل أن یکون ضد الشروط الوارده فی هذه المعاهده ./ حکومت بریتانیا میپذیرد که نجد ، أحساء ، قطیف ، جبیل و توابع و اراضی آن ها تا سواحل خلیج از ممالک محمد بن سعود و پدرانش باشد و قبول می کند که حاکم و رئیس قبائل مستقل باشد و بعد از عبد العزیز هم نسل اندر نسل حکومت عربستان سعودی به فرزندان او برسد . اما حاکم بعدی را حاکم فعلی ، تعیین می کند به شرط این که حاکم بعدی با حکومت بریتانیا هیچ نوع دشمنی نداشته باشد ؛ مثلا مخالف شرطهای این پیماننامه نباشد”.
بند دوم :وفی حاله اعتداء أیه قوه أجنبیه علی أراضی ممالک ابن سعود وذریته بدون الرجوع إلی الحکومه البریطانیه وبدون إعطائها فرصه للإتصال بابن سعود وتسویه الأمر، ستساعى الحکومه البریطانیه ابن سعود إلی الدرجه التی تراها وبالطریقه التی تعتقدها، کافیه لحمایه مصالحه وأراضیه/ اگر یک قدرت خارجی به سرزمینهای سعودی حمله کند ، حتی بدون اجازه آل سعود و نوادگان او (حاکمان بعدی) و بدون اتلاف وقت برای اتصال با ابن سعود و مشورت با او، حکومت بریتانیا به هر اندازهای که صلاح بداند و به هر روشی که بپسندند وارد جنگ میشود و حکومت ابن سعود را کمک خواهد کرد.
بند سوم :یوافق ابن سعود ویعد أن یمتنع من الدخول فی أی المرسلات ، أو اتفاقات ، أو معاهدات ، مع أی أمه أو قوه أجنبیه وأن یعطی محوظه فوریه للسلطات التابعه للحکومه البریطانیه …/ ابن سعود توافق کرد که هیچ نوع مکاتبه، توافق و تعهدی با هیچ ملت و قدرت خارجی امضا نکند؛ مگر با اجازه حکومت بریتانیا…” .
بند چهارم : یتعهد ابن سعود بأنه یتنازل مطلقا عن الأراضی المذکوره أعلاه أو یبیعها، أو یرهنها ، أو یؤجرها أو یتخلص منها أو جزء منها أو یمنح امتیازا فیها لأی قوه أجنبیه بدون موافقه الحکومه البریطانیه …/ ابن سعود تعهد می دهد که هیچ کدام از مناطق تحت تسلط خود را نفروشد ، اجاره ندهد ، رهن ندهد ، هیچ امتیازی به قدرتهای خارجی ندهد؛ مگر با اجازه و موافقت حکومت بریتانیا” .
بند پنجم :یتعهد ابن سعود أن یبقی الطریق الماره بأراضیه إلی الأماکن المقدسه مفتوحه وأن یحمی الحجاج فی مسیرهم إلی تلک الأماکن وعودتهم منها ./ ابن سعود تعهد می کند که راه هایی را که به اماکن مقدسه منتهی میشود ، همواره باز نگهدارد و از حجاج برای رسیدن به آن اماکن و بازگشت از آنجا حمایت کند”.
بند ششم :یتعهد ابن سعود کما فعل آبائه من قبله أن یمتنع من أی إعتداء علی، أو تدخل فی، أراضی الکویت والبحرین والمشائخ قطر والسواحل العمانی، الذین هم تحت حمایه الحکومه البریطانیه والذین تربطهم معاهدات مع هذه الحکومه./ ابن سعود تعهد می دهد ؛ همان طوری که پدرانش تعهد داده بودند که هیچ وقت با کویت ، بحرین ، قطر و عمان دشمنی نکند ؛ چون این کشورها تحت حمایت حکومت بریتانیا هستند و با بریتانیا پیمان بستهاند”.
بند هفتم :تتفق الحکومه البریطانیه وابن سعود علی عقد اتفاقیه أکثر تفصیلا بالنسبه المسائل التی تخص کلا الطرفین ./ هر دو حکومت توافق میکنند که در آینده توافقات بیشتری در باره روابط و مسائل دو کشور خواهند داشت” .
[2] البته آل سعود تنها در برابر اهل سنت سایر سرزمینها اقدام به کشت و کشتار نکرده اند بلکه مسلمین سرزمین وحی و عربستان قبل از سایر ملل قربانی این تفکرات و برداشتهای اشتباه نجدیت بوده اند که در زیر به صورت فهرست وار به تعدادی از این جنایات نجدیت آل سعود در حق مسلمین سرزمین وحی اشاره می شود:
– جنایت در تهامه و عسیر، کشتار 50000 مسلمان
– جنایت “تربه”(15 می 1919 میلادی در دوران حکومت سوم آل سعود) کشتار 40000 مسلمان
– جنایت کشتار نمازگزاران در مساجد روستای الشعبیه در جریان حمله آل سعود به حائل در سال 1922 میلادی، کشتار 3790 مسلمان
– جنایت در القصیم، کشتار 37000 مسلمان
– جنایت در طائف و الحوبه، کشتار 15000 مسلمان که بیشترشان زن و کودک بودند.
– جنایت محاصره طائف و کشتار 2800 مسلمان
– جنایت علیه عشیره آل اسلم و عنزه(که آل سعود به آن وابسته هستند، اما به خاطر اینکه این عشیره با آل سعود در بعضی موارد جزئی مخالفت کرد، این رژیم به کشتار آنها دست زد) و ام غرامیل و الغوطه در حائل، کشتار 2000مسلمان
– جنایت علیه قبیله شمّر، کشتار 10000مسلمان
– جنایت در مناطق عسیر و تهامه، کشتار بیش از5000 مسلمان
– جنایت کشتار یمنیها در وادی تنومه، کشتار بیش از 1200 مسلمان که برای حج آمده بودند.
– کشتار بنیمالک در طائف، قتل عام 7000 مسلمان و تخریب 70 روستا
– جنایت علیه قبایل الریث در جنوب حجاز در سال 1953 میلادی، کشتار 1520 مسلمان
– جنایت علیه قبایل مطیر و عتیبه، کشتار بیش از 5000 مسلمان
– جنایت علیه قبایل العجمان، کشتار بیش از 3000 مسلمان
– جنایت علیه قبایل بنی عطیه، الحویطات و جهینه ، کشتار بیش از 7000 مسلمان و آوارگی هزاران نفر
– جنایت در الجلیده در نزدیکی حائل، قتل عام 410 نفر از عشیره اسلم
– جنایت”بیضاء نثیل”، قتل عام 513 نفر از قبیله عنزه
– جنایت ام الغرامیل در شرق حائل، قتل عام 411 نفر
– جنایت الغوطه در حائل، کشتار 375 نفر
– جنایت در النیصیه، الوقید و الجثامیه، کشتار 10000 مسلمان از اهالی حائل
– جنایت در الجوف(آمار قربانیان جنایت آل سعود مشخص نیست)
– جنایت در الجهراء، قتل عام 1000 مسلمان
– جنایت السبله وام الرضمه، قتل 5000 مسلمان
– جنایت علیه قبایل العجمان، قتل عام 3000 مسلمان