
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (8) (جمهوری اسلامی ایران(1)) (قسمت 33)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(7- قسمت)
در این صورت احتمال صحت و خطاء در آراء تمام مذاهب و تفاسیر مختلف اسلامی و تمام پیروان آنها وجود دارد، و باید در انتظار و توقع در مورد وجود خطاء، و ساده نگری و چشم پوشی از اشتباهات و خطاهای اجتهادی به یکسان به تمام مذاهب اسلامی نگاه شود.
نکته ی دیگر اینکه مسلمین با تمام بدعتهائی هم که دارند باز بهتر از کفار هستند همچنانکه ابن تیمیه می گوید: كُلُّ مَنْ كَانَ مُؤْمِنًا بِمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ – فَهُوَ خَيْرٌ مِنْ كُلِّ مَنْ كَفَرَ بِهِ؛ وَإِنْ كَانَ فِي الْمُؤْمِنِ بِذَلِكَ نَوْعٌ مِنْ الْبِدْعَةِ، سَوَاءٌ كَانَتْ بِدْعَةُ الْخَوَارِجِ وَالشِّيعَةِ وَالْمُرْجِئَةِ وَالْقَدَرِيَّةِ أَوْ غَيْرِهِمْ .[1] هر کسی که به آنچه که محمد صلی الله علیه وسلم آورده است مومن باشد، چنین کسی بهتر است از هرکسی که به آن کافر باشد. هرچند که در آن مومن، نوعی از بدعت وجود داشته باشد. فرقی ندارد بدعتش از نوع خوارج باشد یا شیعه یا مرجئه یا قدریه یا غیر آنان.
قبلاً در مورد فرق بین غلاة و روافض با شیعه ی جعفری 12 امامی به تفصیل صحبت کرده ایم و نیاز به تکرار نمی بینم چون ربطی به بحث امروز ما ندارد و از ابتدا تا کنون غلاة نقشی در شکل گیری یا اسکلت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران نداشته اند، هر چند روافضی از میان جعفری ها و شافعی ها و حنفی ها و نجدی ها و غیره به کرات در این حاکمیت دیده شده اند، و از ابتدا تا کنون به عنوان یک مانع و عامل بازدارنده در برابر جمهوری اسلامی ایران و ابزاری در دست دشمنان عمل کرده اند؛ در هر صورت ابن تیمیه با فرق گذاشتن بین شیعه و رافضی باز این روافض را هم با تمام بدعتهائی که دارند مسلمان می داند و بدون شک هر مسلمانی هر چند بدعتهائی هم داشته باشد باز از هر کافری بهتر است و می گوید: وَقَدْ ذَهَبَ كَثِيرٌ مِنْ مُبْتَدِعَةِ الْمُسْلِمِينَ: مِنْ الرَّافِضَةِ وَالْجَهْمِيَّة وَغَيْرِهِمْ إلَى بِلَادِ الْكُفَّارِ فَأَسْلَمَ عَلَى يَدَيْهِ خَلْقٌ كَثِيرٌ وَانْتَفَعُوا بِذَلِكَ وَصَارُوا مُسْلِمِينَ مُبْتَدِعِينَ وَهُوَ خَيْرٌ مِنْ أَنْ يَكُونُوا كُفَّارًا. [2] بسیاری از مسلمانان اهل بدعت مانند رافضه و جهمیه و غیر آنان به سرزمین کفار رفته اند و به دستان آنان مردم بسیاری مسلمان شده اند و با آن نفع برده اند و مسلمانان اهل بدعت شده اند، و این حالت (مسلمان اهل بدعت بودن) بهتر از آن است که کافر باشند».
ابن تیمیه با آنکه میان شیعه ی اثناعشری و جعفری با روافض فرق می گذارد باز بین این شیعیان با غلاتی باطنی مثل اسماعیلی ها که صلاح الدین ایوبی مدتی فرماندهی کل قوا و وزارت حکومت آنها را برعهده داشت فرق قائل است، و غیر از ائمه و مراجع اسماعیلیه که جهلی برایشان باقی نمانده و آگاهانه در برابر شریعت الله ایستاده اند سایر اسماعیلی ها را جزو مسلمین محسوب می کند و می گوید: و اما امامیه ی اثنی عشری از آنان -یعنی اسماعیلیه- بسیار بهتر هستند،( وَالْإِمَامِيَّةُ الِاثْنَا عَشْرِيَّةَ خَيْرٌ مِنْهُمْ بِكَثِيرٍ) برای اینکه امامیه همراه با فرط جهل و گمراهیشان، در بین آنان مردمی است که در باطن و ظاهر مسلمان هستند، و زنادقه منافق نیستند. (فِيهِمْ خَلْقٌ مُسْلِمُونَ بَاطِنًا وَظَاهِرًا لَيْسُوا زَنَادِقَةً مُنَافِقِينَ،) اما آنان جاهل شده و گمراه شده و از اهوائشان تبعیت کردند. و اما آنان (اسماعیلیه) پس ائمه بزرگشان که آگاه به حقیقت دعوت باطنی شان هستند زندیق منافق هستند. و اما عوامشان آنهایی که باطن امر آنان [یعنی رهبران ائمه ی اسماعیلی]را نشناخته اند، پس آنان مسلمان هستند (وَأَمَّا عَوَامُّهُمُ الَّذِينَ لَمْ يَعْرِفُوا بَاطِنَ أَمْرِهِمْ فَقَدْ يَكُونُونَ مُسْلِمِينَ.)».[3] این رأی ابن تیمیه در مورد غلاة باطنی اسماعیلی 7 امامی است که متاسفانه عده ای آگاهانه این رأی را بر شیعیان جعفری 12 امامی تطبیق می دهند در حالی که ربطی به شیعیان جعفری 12 امامی ندارد؛ همچنانکه حکمی که در مورد یزیدی ها[4]، پیروان شیخ عدی که در سال 539ش در لالش مرده، صادر شده یا حکمی که در مورد علی اللهی ها، پیروان سلطان اسحاق(سهاک) برزنجی که در سال 798ش در هورامان مرده، صادر شده ربطی به اهل سنت ندارد هر چند اینها از اهل سنت جدا شده اند.
(ادامه دارد…….)
[1] مجموع الفتاوى (35 / 201).
[2] مجموع الفتاوى ( 13 / 96)
[3] ابن تیمیه . كتاب منهاج السنة النبوية ، ص452 / وَالْإِمَامِيَّةُ الِاثْنَا عَشْرِيَّةَ خَيْرٌ مِنْهُمْ بِكَثِيرٍ، فَإِنَّ الْإِمَامِيَّةَ مَعَ [فَرْطِ] جَهْلِهِمْ وَضَلَالِهِمْ فِيهِمْ خَلْقٌ مُسْلِمُونَ بَاطِنًا وَظَاهِرًا لَيْسُوا زَنَادِقَةً مُنَافِقِينَ، لَكِنَّهُمْ جَهِلُوا وَضَلُّوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ، وَأَمَّا أُولَئِكَ فَأَئِمَّتُهُمُ الْكِبَارُ الْعَارِفُونَ بِحَقِيقَةِ دَعْوَتِهِمْ الْبَاطِنِيَّةِ زَنَادِقَةٌ مُنَافِقُونَ، وَأَمَّا عَوَامُّهُمُ الَّذِينَ لَمْ يَعْرِفُوا بَاطِنَ أَمْرِهِمْ فَقَدْ يَكُونُونَ مُسْلِمِينَ.
[4] بر روی سنگ سنگ قبر وی چنین نوشته شدهاست: بسم الله الرحمن الرحیم خالق السماء و الارض، اخفض هذه المنزل محل الشیخ العدی الحکاری، شیخ یزیدیه./ در این صورت اصلاً به دروغهای سکولاریستها اهمیت ندهید که بر خلاف تمام اسناد و مدارک تاریخی قصد دارند کلمه ی یزیدی را به ایزدی و سابقه ی آنها را دوران باستان برگردانند . در حالی که اینها فرقه ای انحرافی از مسلمین بودند تا به تدریج به اینجا رسیده اند.