
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (9) (جمهوری اسلامی ایران (2)) (قسمت 34)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(21- قسمت)
سید احمد خمینی می گوید: از دیدگاه متحجرین مبارزه با شاه ننگ بود در صورتی که از دیدگاه امام مبارزه روحانیون بزرگواری همچون شهید نواب صفوی روشنی بخش حیات اسلام و انقلاب راه مبارزین بود.[1]
آیت الله خمینی در جلوگیری از اعدام نواب صفوی تلاشهای زیادی کرد و حتی به آیت الله بروجردی پناه برد اما ثمره ای نداشت، و جهت جلوگیری از تفرق و درگیری داخلی که منجر به تقویت جبهه ی حکومت سکولار وقت می شد مستقیماً از فدائیان اسلام حمایت نمی کرد، هر چند ارتباط خودش را با آیت الله بروجردی قطع کرد؛ اما می بینیم که آیت الله خمینی در واقع نواب صفوی در قالب مرجعیتی است که «وضع موجود» و «نیازهای روز» را به خوبی می شناسد و سالها بعد در مورد قتل مهدی عراقی از اعضای شورای مرکزی جمعیت فدائیان اسلام در سال 58 توسط گروه فرقان می گوید: شهادت او بر همه مسلمین مبارک باشد. او مى بایست شهید مى شد؛ براى او مردن در رختخواب کوچک بود.[2]
همسر نواب صفوی هم در ملاقات با آیت الله خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی 57 می گوید:” خدا را شکر میکنیم که چنین زمانی که نهایت آرزوی آقای نواب بود، به منصه ظهور رسیده است. در ادامه صحبتهایم، عرض کردم: «راه و حرکت آقای نواب به نظر شما چطور بود؟» امام (ره) گفتند: «راه آقای نواب به قدری خالص و بی غل و غش بود که حد و مرز نداشت.» عرض کردم اگر صلاح میدانید در فرمایشاتتان اشارهای به آقای نواب کنید. امام (ره) گفتند: «راه آقای نواب به قدری خالصانه و صادقانه بود که نیازی به گفتن من هم ندارد.»”
نواب صفوی با چنین مشخصاتی در سال ۱۳۲۹ش کتابی بنام «راهنمای حقایق» را به چاپ رساند که در آن یک قانون اساسی برای «حکومت اسلامی» ترسیم شده بود؛ و به نحوی می توان او را پیشاهنگ جهاد در ایران بر علیه سکولاریستها و هم مسیر همان مشی مبارزاتی اخوانی سید قطب در میان تشیع جهت تشکیل حکومت اسلامی دانست.
نواب معتقد بود که: از ديرباز به مال و جان و ناموس و دين مسلمانان از طرف کفار و اجانب هجوم شده است و هجوم به مال با دستبرد به معادن زيرزميني و غيره شروع گرديده و هجوم به دين و ناموس مسلمانان هم با تعطيل عمدي احکام دستورات اسلام، يعني با کنارگذاردن قوانين اجتماعي و قضايي، سياسي و اقتصادي اسلام و وضع قانون در برابر آن به عمل آمده است.[3]
نواب بر این باور بود که: بايد شروع به يک نهضت بزرگ علمي و اخلاقي نمود و به اتکاي عقل دو نهضت را آغاز کرد؛ يکي نهضت اتحاد اسلامي (اتحاد و اسلامي) بر اصول مسلم و ديگري نهضت عملي و عالي انساني بر مبناي معارف و اخلاق اسلام در برابر اروپاي وحشي و گمراه.[4]
با همین نگرش به کفار اشغالگر خارجی، در مورد حکومتی دست نشانده و سکولار محلی چون پهلوی ها، فدائیان معتقد بودند که ” حرکت کلی حکومت سکولار شاه بر خلاف دین اسلام است و تمام فعالیتهای انقلابی آنها در راستای تغییر نظام بود”.[5] پس هیچ سازش و مداهنه ای در کار نبود و اجازه ی انحراف انقلاب به کسی داده نمی شد حتی اگر رهبر جریان باشد. مثلاً نواب صفوی یکبار قصد داشت برای مجلس ۱۸ از شهر قم نامزد انتخابات مجلس شورای ملی شود اما با مخالفت و جدا شدن یارانش مواجه می شود و از انجام این انحراف آشکار در مسیرِ جهادِ با سکولاریستها منصرف می شود.[6] گروههائی چون فدائیان اسلام و هیئتهای مؤتلفه از مشی او پیروی می کردند که پس از سال 1342ش در جبهه ی آیت الله خمینی قرار گرفتند و به قول آیت الله رفسنجانی: ایده ای که نواب صفوی و فدائیان اسلام دنبالش بودند و امروز (انقلاب 57) تحقق یافته است.[7]
سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
(ادامه دارد…….)
[1] مجموعه آثار یادگار امام – ج ۱ – ص ۶۶۰
[2] صحیفه امام، ج9، ص: 350
[3] سيد هادي خسرو شاهي، فداييان اسلام؛ تاريخ عملکرد، انديشه، تهران، اطلاعات، 1375، ص 89؛ همچنين رک: خاطرات شهيد سيد محمد واحدي، ص 96.
[4] خاطرات شهيد سيد محمد واحدي، همان، ص 74.
[5] عمید زنجانی، عباسعلی، انقلاب اسلامی ایران، ص۱۱۳-۱۲۱.
[6] اعلامیه اعضای فدائیان اسلام در قم در پذیرش نمایندگی شهر قم توسط نواب صفوی. / داود، امینی، اسناد نویافته فدائیان اسلام و نواب صفوی (۲) -شماره ۲۲ و ۲۱و ۱۳۷۶، سند شماره ۶۷
[7] محبی، نفیسه (1381)، فدائیان اسلام و انقلاب اسلامی، مجله حضور، ص 201.