
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (8) (جمهوری اسلامی ایران(1)) (قسمت 33)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(6- قسمت)
یکی از موانع تولید تفرق در میان مسلمین داشتن انصاف، قسط و عدالت است.[1] ابن تیمیه می گوید الله تعالی ما را به داشتن قسط و انصاف و عدالت نسبت به دشمنان کافر دعوت کرده است و الله تعالی امر می کند: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائده/8) ای مؤمنان ! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی دادگری گواهی دهید، و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که ( با ایشان ) عدالت نکنید. عدالت کنید که عدالت (به ویژه با دشمنان) به پرهیزگاری نزدیکتر است. از خدا بترسید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام میدهید. [ابن تیمیه ادامه می دهد] اینچنین به داشتن قسط و انصاف و عدالت در مورد دشمنان کافر خود دعوت شده ایم پس در مورد مسلمین باید چگونه باشیم؟
حتی اگر این مسلمین از روی جهالت و هوا و هوس شما را تکفیر کنند شما نمی توانید مقابله به مثل کنید، همچنانکه اگر در مورد شما دروغی ساخته باشند شما نمی توانید در موردشان دروغ بسازید و یا اگر کسی با یکی از نزدیکان شما دچار زنا شد شما نمی توانید با نزدیکان این مجرم دچار زنا شوید و مقابله به مثل کنید چون اینها حکم شرعی و حق الله تعالی هستند و باید با مجرمین به شیوه ای برخورد کرد که الله تعالی امر فرموده است.[2]
ما در هر صورت امر شده ایم که در برابر مخالفین، سخنانمان تابع دستورات شریعت الله باشند که بهترین سخنان هستند و الله تعالی می فرماید: وَقُل لِّعِبَادِی یَقُولُواْ الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطَانَ کَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوّاً مُّبِیناً (اسراء/53) (ای پیغمبر !) به بندگانم بگو: سخنی بگویند که زیباترین باشد. چرا که شیطان در میان ایشان فساد و تباهی به راه میاندازد، و بیگمان شیطان دشمن آشکار انسان بوده است.
و زیباترین سخن هم مشخص کرده و می فرماید: وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ (فصلت/33) سخن چه کسی بهتر از سخن کسی است که مردمان را به سوی خدا میخواند و کارهای شایسته میکند و اعلام میدارد که من از زمره مسلمانان هستم؟
آیا سخنی بهتر از سخن الله تعالی و جبرئیل و رسول الله صلی الله علیه وسلم وجود دارد که در مورد اسلام و اهل آن، و ایمان واهل آن و متقین و غیره گفته اند؟ پس در این زمینه هم مثل سایر موارد فقط به سوی الله دعوت دهیم و به انچه هم می گوئیم عمل کنیم و بدون قائل شدن به طبقه ی خاص معنوی برای خود صف خود را از مسلمین جدا نکنیم و بگوئیم ما هم جزو همین مسلمین هستیم .
به قول ابن تیمیه: زمانی که مسلمین دارای پروردگاری واحد و کتابی واحد و پیامبری واحد هستند دیگر جائی برای فرقه بازی و تفرق باقی نمی ماند.[3] بزرگان ما هم هرگز راضی نبوده اند که سخن آنها در جایگاه کتاب و سنت قرار گیرد و مثل امام مالك رحمه الله می گفتند: إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ أُخْطِىءُ وأُصِيبُ؛ فانْظُرُوا في رَأْيِي، فَكُلّ مَا وَافَقَ الكتابَ والسُّنَّةَ فخُذُوا بِهِ، وكلّ مَا لَمْ يُوَافِقِ الكتابَ والسُّنَّةَ فَاتْرُكُوهُ[4] همانا من بشر هستم و خطا ميكنم و يا صحيح مي گويم، پس در رأى من نگاه کنید، و هر مسئله اى كه با قرآن و سنت موافقت داشت بگيريد و اگر مخالف بود آنرا ترك كنيد.
(ادامه دارد…….)
[1] ابن تیمیه می گوید: و اما اهل سنت تمام مؤمنان را دوست دارند، و از آنان پشتبانی می کنند و از روی علم و انصاف نسبت به آن ها سخن می گویند، ایشان نه از گروه جاهلان اند و نه از اهل هوی و هوس.
[2] قال شيخُ الإسلام في “الرد على البكري” (2/ 492):” فلهذا كان أهل العلم والسنة لا يكفرون من خالفهم وإن كان ذلك المخالف يكفرهم، لأن الكفر حكم شرعي، فليس للإنسان أن يعاقب بمثله، كمن كذب عليك وزنى بأهلك، ليس لك أن تكذب عليه وتزني بأهله، لأن الكذب والزنا حرام لحق الله تعالى، وكذلك التكفير حق لله فلا يكفر إلا من كفره الله ورسوله”.
[3] این تیمیه می گوید : إن الله تعالى أمرنا بالجماعة والائتلاف، ونهانا عن الفرقة والاختلاف.. و رَبَّنَا وَاحدٌ، وكتابنا واحد، وَنَبيَّنَا وَاحدٌ، أصول الدين لا تحتمل التفرق والاختلاف، وأنا أقول ما يوجب الجماعة بين المسلمين ( مجموع الفتاوى 3/ 181، 182 = باختصار يسير)
[4] ابن عبد البر در “الجامع” (2/32) / ترتيب المدارك للقاضي عياض(1/183/182).