
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (8) (جمهوری اسلامی ایران(1)) (قسمت 33)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(9- قسمت)
الله تعالی زمانی که شخص وارد اسلام می شود را از اعمال گذشته اش نمی پرسد؛ و اگر در اسلام هم دچار گناهی شده باشد توبه اش را می پذیرد، و حتی اگر بر اثر خطاء و فراموشی و با اجبار کاری را انجام داده باشد مورد مواخذه قرار نمی دهد چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «رُفِعَ عن أمتي الخطأُ والنِّسْيانُ وَمَا اسْتُكرِهوا عليه»[1]
یعنی اگر مسلمانی بر اثر اجتهاد و تأویل اشتباه دچار اشتباهی شد، الله تعالی از خطاء و اشتباه اینها در همین زندگی دنیوی گذشت می کند، حالا چگونه ممکن است شخص را به خاطر اشتباه پدرش یا دیگران مورد مواخذه قرار دهد، چه رسد به اشتباه دیگرانی که در دهه ها و یا قرون گذشته زندگی کرده اند؟! الله تعالی یک آیه را به همان شکلی که هست دو بار در سوره ی بقره تکرار می کند و می فرماید: تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ ۖ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ ۖ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ (بقره /134 و بقره / 141) (بهر حال) آنها امتی بودند که مردند و رفتند، اعمال آنان و آنچه به چنگ آوردند، مربوط به خودشان و متعلّق به خودشان است، و اعمال و آنچه شما به دست آوردهاید نیز مربوط به خود شما و از آن خود شماست، و شما هیچ گاه مسئول اعمال آنها نخواهید بود و درباره آنچه میکردهاند از شما پرسیده نمیشود و بازخواست نمی شوید.
حالا نگاه کنید دسته ای از بزرگواران ما چه حکمهای اشتباهی صادر کرده اند و صادر می کنند و عده ای هم در راستای اهداف ضد اسلامی خود و خدمت در بخش جنگ روانی دشمنان به بازنشر این دیدگاها می پردازند که با روح قرآن و اسلام و حتی مذهب خودشان هم در تضاد است؟ مثلاً ابن نجیم حنفی از بزرگوارانی نقل می کند که گفته اند: «رافضی اگر به شیخین دشنام دهند و یا به آن دو طعنه وارد کنند، کافرند و باید کشته شوند؛ حال اگر توبه کنند و دوباره اسلام بیاورند، آیا توبه آنها قبول است یا خیر؟ رای سه نفر را می آورد که گفتهاند توبه و اسلام اینان قبول نیست و باید کشته شوند، ما نیز همین فتوا را میدهیم.»[2]
این یعنی انحراف آشکار از منهج اهل سنت و جماعت و از دست دادن عدالت و انصاف و قسط. البته ابن نجیم با ذکر قول السُّبْكِي می گوید که نزد حنفیه چیزی غیر از قبول توبه پیدا نمی شود و همه ی حنفی ها معتقد به پذیرش توبه هستند « إنَّهُ لَمْ يَجِدْ لِلْحَنَفِيَّةِ إلَّا قَبُولَ التَّوْبَةِ » و این علمای دست چندم از مذاهب را کلاً نادیده می گیرد.[3]
مگر فحش و دشنامی بالاتر از کافر دانستن کسانی وجود دارد که رسول الله صلی الله علیه وسلم در زمان حیاتشان مژده ی بهشتی بودن آنها را داده است؟ خوارج، علی و حسن و حسین رضی الله عنهم را کافر می دانستند به همراه هزاران صحابی دیگر که در ارتش امیرالمومنین علی رضی الله عنه خلیفه ی مسلمین و در ارتش اهل بغی معاویه بودند. اما اهل سنت هرگز آنها را تکفیر نکرده و علی رضی الله عنه توبه ی آنها را پذیرفت و… یا کسانی وجود داشتند که پائینتر از تکفیر در منبرهاعلی و آل علی رضی الله تعالی عنهم اجمعین را ناسزا می گفتند، مگر فرقی بین تکفیر و توهین به علی و حسن و حسین با تکفیر و توهین به ابوبکر و عمر و عثمان وجود دارد؟! پس اگر برای دسته ای توبه و بازگشت وجود دارد چرا برای دسته ی دیگر نباید وجود داشته باشد؟!
(ادامه دارد……..)
[1] النووي، المجموع 8/450
[2] البحر الرائق شرح كنز الدقائق، ابن نجیم حنفی، دار المعرفه، بیروت، لبنان، ج5 ص136./ الثَّانِيَةُ الرِّدَّةُ بِسَبِّ الشَّيْخَيْنِ أَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ – رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا – وَقَدْ صَرَّحَ فِي الْخُلَاصَةِ وَالْبَزَّازِيَّةِ بِأَنَّ الرَّافِضِيَّ إذَا سَبَّ الشَّيْخَيْنِ وَطَعَنَ فِيهِمَا كَفَرَ وَإِنْ فَضَّلَ عَلِيًّا عَلَيْهِمَا فَمُبْتَدِعٌ وَلَمْ يَتَكَلَّمَا عَلَى عَدَمِ قَبُولِ تَوْبَتِهِ وَفِي الْجَوْهَرَةِ مَنْ سَبَّ الشَّيْخَيْنِ أَوْ طَعَنَ فِيهِمَا كَفَرَ وَيَجِبُ قَتْلُهُ ثُمَّ إنْ رَجَعَ وَتَابَ وَجَدَّدَ الْإِسْلَامَ هَلْ تُقْبَلُ تَوْبَتُهُ أَمْ لَا قَالَ الصَّدْرُ الشَّهِيدُ لَا تُقْبَلُ تَوْبَتُهُ وَإِسْلَامُهُ وَنَقْتُلُهُ وَبِهِ أَخَذَ الْفَقِيهُ أَبُو اللَّيْثِ السَّمَرْقَنْدِيُّ وَأَبُو نَصْرٍ الدَّبُوسِيُّ وَهُوَ الْمُخْتَارُ لِلْفَتْوَى اهـ.
[3] : وَمِمَّنْ صَرَّحَ بِقَبُولِ تَوْبَتِهِ عِنْدَنَا الْإِمَامُ السُّبْكِيُّ فِي السَّيْفِ الْمَسْلُولِ وَقَالَ إنَّهُ لَمْ يَجِدْ لِلْحَنَفِيَّةِ إلَّا قَبُولَ التَّوْبَةِ.