
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (6) (حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی -2) (قسمت 29)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1]
(12- قسمت)
سید محمد کاظم طباطبایی یزدی به عنوان مرجعیت عامه شیعه در دوران جهاد با کفار سکولار و اشغالگر انگلیس، دهها اعلامیه و فتوای جهاد صادر کرد و حفظ حدود و دفاع از کیان اسلامی و ممالک دولت عثمانی (اعزالله بنصرها الاسلام) را واجب اعلام میکند. [1] و فرزند خودش سید محمد طباطبایی یزدی را به عنوان فرمانده ی گروههای جهادی روانه ی جنگ با کفار سکولار انگلیسی می کند که در این جنگها و در دفاع از دارالاسلام تحت حاکمیت حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی حنفی مذهب فرزندش کشته می شود.
البته تنها به این بسنده نمی کند بلکه بر علیه ایتالیائی های سکولار که بخشهای دیگری از دارالاسلام تحت حاکمیت حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی حنفی مذهب در لیبی را اشغال کرده بودند نیز فتوای جهاد می دهد و جهاد با کفار اشغالگر و بیرون راندن آنها را مهمترین فرایض اسلامی می داند. [2]
و حتی در مبارزه ی اقتصادی با کفار وی در پاسخ به استفتایی مبنی بر حکم استفاده از کالاهای خارجی در صورت امکان استفاده از مشابه داخلی آن کالا مینویسد: هر چه موجب تقویت و شوکت کفر و کفار و باعث ضعف اسلام و مسلمین است حرام است، چه از معاملات باشد یا غیر آن از آنچه باشد و بسی سزاوار است که مسلمین، کلیه، هرگاه ممکن باشد، بدون ترتیب مفسده تحرز کنند از چیزهایی که در معرض تقویت کفر است[3]
میرزا محمد تقی شیرازی یکی دیگر از مراجع تقلید آن زمان شیعیان است که فتوا می دهد: هیچ مسلمانی حق ندارد غیر مسلمان را برای حکومت بر مسلمانان انتخاب کند.[4] و این یعنی رعایت اصل «نفی سبیل».
اما کفار سکولار و اشغالگر جهانی به پشت صحنه ی سناریو سازی و کارگردانی رفتند و در سال ۱۳۳۹ ق برابر با 1300ش بازیگری دست نشانده را جهت پیاده کردن نقشه ها و اهداف اشغالگران سکولار به روی صحنه آوردند و «فرمانروائی را به ملک فیصل سپردند».[5] ملک فیصل هم جهت انحراف افکار عمومی مسلمین سعی کرد انسانهای شناخته شده و محترم میان مردم را به داخل حکومت دست نشانده ی خود بکشاند و به عنوان «بوگیرها»ی حاکمیت فاسدش از آنها استفاده کند.
در میان شیعیان باز می بینیم خطی که هم اکنون ادامه دهنده ی همان خط وحدت گراست و حاکم بر جمهوری اسلامی ایران است حتی پس از نابودی حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی به نیکی از آن یاد می کنند و آیت الله خمینی به عنوان بنیانگذار حکومت بدیل اضطراری اسلامی فعلی ایران در مورد تجزیه حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی حنفی مذهب می گوید: ” دولت عثمانی یک دولت اسلامی بود که سیطره اش گرفته بود تقریباً از شرق تا غرب را… این دولت عثمانی در تحت ظل خلافت اسلامی، در تحت ظل اتکای به قرآن مجید، آن مجد را داشت. بعد از آنکه تجزیه شد، در زمان ما، در زمان آتاتورک خبیث، اسلام را در آنجا الغا کردند؛ و الآن دولت ترکیه دولت مسلم نیست؛… لکن ملت شریف ترکیه مسلم هستند.” [6]
(ادامه دارد……)
[1] علی ابوالحسنی (منذر):فراتر از روش آزمون و خطا، ص۶۲۹. یکی از فتواهای این عالم و مرجع عامه شیعیان در سال ۱۳۳۲ق/۱۹۱۴م، جهت جهاد و رویارویی با قوای اشغالگر و سکولار انگلیس اینگونه است : بسمالله الرحمن الرحیم
پوشیده نیست که دول اروپا به خصوص دولت انگلیس و روس و فرانسه همیشه از قدیمالایام بر ممالک اسلامیه تعدی و تجاوز نمودهاند، چنان که بیشتر ممالک اسلام را غصب نمودهاند؛ و از این تعدیات به جز محو دین(العیاذ بالله)مقصدی ندارند، تا در این اوقات مقاصد خود را ظاهر نموده، بر ممالک دولت عثمانی(اعزالله بنصرها الاسلام) هجوم نموده و نزدیک است دست تعدی دراز و بر حرمین شریفین و مشاهد ائمه طاهرین (ع) تهاجم و بر اوطان مسلمانان و نفوس و اعراض و اموال آنها غلبه نمایند. پس واجب است بر عشایر ساکن در مرزها و عموم مسلمین متمکنین اگر در حدود مَن بهِ الکفایه نباشد، حفظ مرزها و دفاع از بیضه اسلام به مقدار قدرت خود بنمایند.
والله هو الناصر و المعین و المؤید للمسلمین.
نجف اشرف الاحقر محمدکاظم الطباطبایی
[2] متن فتوای این مرجع عامه ی شیعیان آن روزگار به این شرح است : در این ایام که دول اروپایی مانند ایتالیا به طرابلس غرب (لیبی) حمله نموده و از طرفی روسها شمال ایران را با قوای خود اشغال کردهاند، و انگلیسیها نیز نیروهای خود را در جنوب ایران پیاده کردهاند و اسلام را درمعرض خطر نابودی قرار دادهاند، بر عموم مسلمین از عرب و ایرانی واجب است که خود را برای عقب راندن کفار از ممالک اسلامی مهیا سازند و از بذل جان و مال در راه بیرون راندن نیروهای ایتالیا از طرابلس غرب و اخراج قوای روسی و انگلیسی از ایران هیچ فروگذار نکنند، زیرا این عمل از مهمترین فرایض اسلامی است تا به یاری خداوند دو مملکت اسلامی از تهاجم صلیبیها محفوظ بماند. (محمد کاظم طباطبایی) / مجله نور علم، دوره دوم، شماره سوم، صفحهٔ ۸۲
[3] مهدی ابوطالبی (۱۳۹۵)، عالمان شیعه و صیانت از سرمایههای ملی، کانون اندیشه جوان، ص. ۳۶،
[4] علی المومن، سنوات الجمر، ص20-21
[5] جودیت میل روا، از تکریت تا کوت، ترجمه حسن تقی زاده میلانی،ص96
[6] کوثر، ج1، ص 136-138، صحیفه امام، ج 1، ص: 373